51
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
بعضـی مشـاغل بـه فضـای عمومـی و مخاطـب غیرمستقیمرویدوشهمهم یگذارد،مثلابتلا
نیـاز دارنـد؛ مثـل همیـن هنرمنـدان کـه از ایـن بـه بیمار یهـا ،هزین ههـای درمانـی و. ...
فضـا اسـتفاده م یکننـد تـا بتواننـد کالای تولیـدی
خودشـان را بـه مخاطبـان در شـهر عرضـه کننـد. چنیـن اید ههـای مشـارکتی را م یتـوان در حوز ههـای
مـا الآن در توزیـع فضـا در شـهرهایمان دچـار مختلـف،ازجملـه گردشـگری کهبرایاصفهانبسـیار
مشـکل هسـتیم .مـن فکـر م یکنـم ایـن مسـئله
عاملجامع هشناختیدارد؛وعلتاینمسئله، مهـماسـتنیـزاجرایی کـرد.
شـکافیاسـت کهمیاندولـتوملتوجـوددارد آقـایدکتـر،یکیاز منابعی کهدر شـهروجـوددارد
وبـهمـردموعرص ههـایعمومـیاعتمـادنم یشـود. «فضا» است .فضای شهر ،خودش منبعی است
منظورتـان چـه نـوع فضایـی اسـت؟ آیـا فضاهـای کهم یتواندمورداستفادۀ کس بوکارهاقراربگیرد.
نمایشـگاهی منظـور شماسـت؟ در حـال حاضـر ،توزیـع فضـای شـهری متـوازن
عفمضوامهـیاشی نهرم.ایمثلشـًاگهانهرمینوداهنمبیرا نیطاـیورنکفهبضتاوهاـناندی نیسـت؛ یعنـی گرو ههایـی کـه ازنظـر اقتصـادی
اجرایـی داشـته باشـند یـا جشـنوار های در شـهر سیاسـی و اجتماعـی قو یتـر هسـتند ،فضـای
بکـرگـهازالرآ کنننهـندرمبـنـهدفانضـادراایحـتیـنامـجوردادرنوـاقدع.ـ ًافبـکـهرممشیـکنکـلم با کیفی تتـروبیشـتریرام یتواننـدتحـتسـیطرۀ
بعضـی کشـورهای بدریگخـورر،د هشاـنـهرد؛داردریصموثرتا ًلیکـبـرها دیر خـود بگیرنـد .چنـد وقـت پیـش در جلسـ های
یـک هفتـه یکـی از بـا هنرمنـدان بـودم .م یگفتنـد مـا خودمـان ایـده
میدا نهـای شـهر را بـه هنرمنـدان م یسـپارد تـا داریـم؛ کارشـناس و نیـروی اجرایـی هـم داریـم؛
نورپـرداز یاش را انجـام دهنـد و خودشـان را در مهـارتانجـام کار راهـمداریـم.فقـطشـمابـهمـا
شهرابراز کنند؛ولیدر ایرانواصفهانایناتفاق فضابدهید؛فضایعمومیشهریاساختماندر
نم یافتـد. ابخدتهیـیـارم.مـامبخگاذاطـریـبد.جمـلـامبیتموانیکیـنیـم کمارومـازا ِق َنبـراالن اجیـانم
مسـئله بکایـمانًلدوجـلـدتیوامسلــتت؛شوـلـکای مـف ون اجـعوتدقـادادردداورایمـبـان کار ثـروتخلـقم یکنیـم.پـسم یتوانیـمبگوییـم
مذا کـره فضـای شـهری م یتوانـد یـک منبـع بـه شـمار
مس یمشـتوبدهآبونداشـکوکاسیف رساتبرم کطـاررآففریکنـرید.شالهبرتنـرهفتایی منک،ـیهقیبـن ًاه بیایـد.ا گـرامـکانداردرویایـنموضـوعصحبت
بـهشـکافبیـندولـتوملـتبرنم یگـردد.شـایدا گـر بفرماییـد کـه در ا کوسیسـتم کارآفرینـی جغرافیـا
شـورایقبلـیاینمسـئلهورا هحـلآنرام یدانسـت، چقـدر نقـش دارد و شـما چـه برنامـ های بـرای آن
خیلـی هـم خـوب از عهـد هاش برم یآمـد .بـرای ورود خیلدایر!یـادصل؟ ًامانم یتوانیمب هصرفای نکهدراصفهان
شـهرداری بـه بهبـود فضـای کسـ بوکار اراد های هـم منابـعمالـیخطرپذیـرداریـمیـادرشـهرمانم یتوانیم
نبـوده اسـت. امـکاناتصـالبهبازارهایبی نالمللـیرافراهم کنیمیا
مـن قشبوا ًرلابیهقعبنـلواینشاهسـرتاچدقددارندشرـاگیاهنزدمربیـنارهۀتالیـانش کطـرردح؟ چندینفضای کارمشترکشتا بدهنده(coworking
بـا مدیـران شـهرداری صحبـت کـرده بـودم؛ امـا آ نهـا است،نیازبهالهام گرفتندارد.خلاقیتمنبعلایزالی spaceشـتا بدهنده) راه انداخت هایـم ،طبقـۀ خالق
وا کنشـی نشـان ندادنـد .البتـه هنـوز هـم مطمئـن نیسـتوفـردبایـددرمعـرضاید ههـاقـراربگیـرد.پـس رااز سراسـر کشـور بـهاصفهـانبکشـانیم.در اصفهـان
نیسـتم کـهدیدگا ههـایدورۀجدیـدشـورایشـهربـه معماریشـهربایدلذ تبخشباشـد.نقشهنرمند، bottleneckeداریـم؛ یعنـی یـک عامـل محدودکننـدۀ
معنایواقعیحا کمشود.نگرانیجدیمنانتخاب غیرازای نکـه خـودش کارآفریـن اسـت و درصـدی از بـار توسـعه داریـم بـه نـام آب .در بهتریـن شـرایط اصفهـان
شـهردار آینـده اسـت .ای نکـه مـا چقـدر م یتوانیـم کارآفرینـی شـهر را بـه دوش م یکشـد ،ایـن اسـت کـه نم یتواندبیشازدومیلیونجمعیت داشـتهباشـد.
شـهردارآینـدهرابـاایـندیـدگاههمـراه کنیـم.ذهنیت الها مبخـشبقیۀ کارآفری نهاباشـد.نقشهنرمندان الآن دو میلیـون نفـر جمعیتـی داریـم کـه ب هشـدت
بعضیاز گزین ههایی کهبرایتصدیپستشهرداری درا کوسیستم کارآفرینیشهرایناست کهبه گالر یها آب مصـرف م یکننـد .کسـ بوکارهایی داریـم کـه آب
مطرحم یشـوند،ب هگون هایشـکل گرفته کهشـهردار رونقببخشند.هنرمندانازمادرخواست کرد هاند که مصـرف م یکننـد؛ چـه در بالادسـت رودخانـه ،چـه
یعنـی کسـی کهفضایسـبزراتوسـعهم یدهـد،معابر امکانیبرایشانفراهمشود کهبتوانندبهتوریس تها در پایی ندسـت آن .ا گـر کسـ بوکارهایی داشـتیم کـه
وزیرگذر وروگذر واتوبانم یسـازدوآشـغا لهاراجمع وودشرـهسـرتونیدااسـناطتل.اب رعارسـیانشـیهرکنچنقد.داریهزنیندرهخداواردسـکهتبمثجل ًاا مصـرفآبشـان کمتـرم یبـودرودخانههمیشـهجاری
م یکنـد. بیسـتتابلـویشـهریبـه گالر یهـااختصـاصیابـد؟ بود.نگرانخشکشدنتالاب گاوخونیهمنبودیم.
خودتـان ب هعنـوان یـک اسـتاد دانشـگاه در ا گراینهنرمنداناتحادیهداشـتهباشـند،خودشـان در آمارهام یخوانیمهرشهریب هاندازۀ 1تا1/5درصد
مدیریـتشـهریبـامشـکلمواجـهشـدهبودیـد. م یتواننـد ایـن بیسـت تابلـو را مدیریـت کننـد .ایـن مجیلمیـعیوتن نفشـرظریفایصفتهکـاارآفنریحـندیوددًاار0د3،یهعـنزارینفدـرر.شیهقرینـً5ا/بـ2ا
چقـدر م یتوانیـدایـنایـدهرابـهمدیریـتشـهری تابلوهـادر فضـایشـهرشـاخصم یشـودوهمـههـم 30هزارنفر کارآفریننم یتوانیمشهررامتحول کنیم.
تزریق کنیدتااینفضاتغییر کندواستاددانشگاه م یدانند کهاینتابلوهابهفعالی تهایاقتصادیهنر پـسبایـدازشـهرهایدیگـر کارآفرینبیاوریمتاشـهراز
دیگـری ایـن بـار بتوانـد ب هراحتـی ایـد هاش را بـه اختصـاصیافتـهاسـت.در تأییدفرمایششـمانقش حالـت کارگـریدرآیـدو کارآفرینشـود .کارآفرینتحت
کمـک مدیریـت شـهری اجرایـی کنـد؟ جغرافیاخیلیمهمم یشود؛یعنیخودفضایشهر، شـرایطیبـهاصفهـانم یآیـد کـهدر شـهرمنابـعمالـی
کاربسیارسختیاست!نه،مننم یتوانمقولبدهم زیبایـی شـهر و تنوعـش اهمیـت دارد .فـرد کارآفریـن خطرپذیـر وجـود داشـته باشـد؛ دسترسـی راحـت بـه
کهمااین کاررام یکنیم.چونزمانمامحدوداست. بعـدازای نکـهیـکروزازمغزش کار کشـید،م یخواهد بازارهایجهانیوجودداشـتهباشـد؛چندفضای کار
انـرژیهـم کـمداریـم.منابـعمال یمـانهم کماسـت. سـاعت 12-11شـب در شـهر ،زندگـی جریـان داشـته مشترکبزرگدرشهرباشدوبتواندبدوندادن کرایۀ
ممکن اسـت یک نفر ایدۀ خیلی خوبی بیاورد و خود باشـد؛نهای نکهسـاعت 9شـهرتعطیلبشـودواوهم هدـفتـمرم،همـیـمزابسگـیرتد؛.معلثاا ًولهابیرنایکــهن،کلارآذفرتیـبخنـاحشبســاودسنکفنـضدا
ماعاملضدتغییرومقاومتبشویم. ترافیکشهر کماست.خوشبختانهدراصفهانسرانۀ
افسـردهبـهخان هاشبـرود. اولفضایسبز کشورراداریم؛ولیوضعیتبایدخیلی
بهتـراز اینبشـود .کسـی کهمنبـعدرآمدشخلاقیت
52شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
محمدعلی میرزایی
اصفهان
حال خوبـی
ندارد
کـوروش محمدی عضو منتخـب پنجمین
دورۀ شـورای اسالمی شهر اصفهان
اقدامـی هـم بکنیـم ،آن اقـدام بایـد در جـای خـودش حضر تعالـیمنتخبمـردمدر انتخاباتشـورای مرضیهزارع
دیـده شـود و بایـد پاسـ خگوی آن مشـکلات و منابـع شـهرپنجـماصفهـانهسـتیدتاچهحـدعملکرد دکتـر کـوروش محمـدی
هدررفتههمبود.در کلاقداماتخوبهمداشتندو دکترایروانشناسـیتربیتـیورئیس
م یشـودنمودشرادر حوز ههایعمرانشـهریدید؛ شـورای گذشـتهراقاب لدفـاعم یدانیـد؟ انجمـن آسی بشناسـی اجتماعـی
ولـیعملکـردشـوراهاومجموعـۀشـهردار یهایقبل اینکـهامـروزم یگوییـمدریـکدهـۀاخیرآسـی بهایی ایـران اسـت .مـدرس دانشـگاه،
ازجنـابدکتـرجمال ینـژادرادرحوز ههـایاجتماعیو بـرپیکـرشـهروجامعۀشـهریاصفهـانواردشـدهیـااز پژوهشـگرسـتادمبـارزهبامـوادمخدر
همۀظرفی تهااستفادهنشده،هرگزنافیخدماتو ریاسـتجمهـوری،عضـو اتـاقفکـر
فرهنگیچندانقاب لدفـاعنم یدانم. تنلیاس شته؛ابلیکشهبهارورداردامریحمتکرمهودرشایورانمیدشهتروممحتشرخمفصعًالدری کانوناجتماعیدانشـگاهاصفهانو
بفرماییدنقاطضعفاصلیشـورایشـهرقبلیرا دوسـال گذشـتهخدمـاتوپروژ ههـایخوبـیانجـام عضوهیئتاندیش هورزاناستانداری
شـده کهانکارشـدنینیسـتند؛مانندپ لهایروگذر و اصفهاناستواخیراب هعنوانعضو
چه مـواردی م یدانید؟ زیرگذری کهدرسطحشهراحداثشدهیاپلدوطبقۀ جدیدشورایشهراصفهانانتخاب
ببینیدحدودچهاردهسـالاسـت که افسـار مدیریت امامخمینی(ره)،هرچندامکاناجرایبهتراینپروژه شـده اسـت .حر فهـای شـنیدنی
شـهر در شـورای شـهر و شـهرداری در اختیـار طیـف نیزوجودداشت.اعتقادداریمنبایدپروژ ههایخوب از معضلات و مشـکلات اجتماعـی
خاصـیبـودهاسـت.طیـفما،یعنـیاصلا حطلـب،در رانادیده گرفت.حرفماایناست کهاینپروژ ههای اصفهـان تـا راهکارهایـی بـرای بهتـر
ایـن سـا لها هیـچ نقشـی در ادارۀ امـور شـهر نداشـته برایاصفهان کافینبودهاستودرجاهاییهزین هها شـدنحالعمومیمردماینشـهرو
اسـت.اینسـا لهافرصتخیلیخوبیبرایشـورای و سـرمای هها هـدر رفت هانـد کـه بایـد از آ نهـا جلوگیـری همچنینمباحثیدرزمینۀمشکلات
شـهر بـود تـا بـا بهر هگیـری از فرصـت آرا ،امکانـات و م یشد.دربحثقطارشهریهمتلاشبسیاریشد. و نارسـایی هـای مدیریـت شـهری
هماهنگ یهـا گا مهـای بزرگـی در اصفهـان بـردارد. همینشورایفعلیتلاش کردندخطیکرا هاندازی دارد.آنچـهدرادامـهمـیآیـدماحصل
نم یخواهیمواردآمار وارقامشویم؛ولیآنچیزی که شود کهاینامرمحققشدو کار ارزشمندیبود؛ولی گف توگـوی دوسـاعته بـا ایـن مـرد
مـااحسـاسم یکنیـمایـناسـت کـهاصفهـاندرحال نـگاهمـا کلیاسـتوم یپرسـیمچـراپروژۀمتـروهفده خو شصحبتومدبرشورایپنجم
حاضرآناصفهانزیبایینیست که موردانتظارمردم سـالطـول کشـیدوهنـوز هـمتمـامنشـدهاسـت.مـا
بـودهاسـت.مـنخـودماز حـوزۀتخصصـیخـودم کـه م یگوییـمزمـانووقـتمـردمومدیریـت گرفتـهشـدو بـود.
بـهشـهرنگاهم یکنم،اصفهـانرااز منظرآسـیبهای اینمسئلههدردادنبخشیازمنابعبودوفرص تها
اجتماعییکشهربیمار م یبینم؛شهری کهحالش ازدسـترفـت.زمانـی کهفرص تهـاازبینرفت،ا گرما
خـوب نیسـت و مردمانـش از نشـاط کافـی برخـوردار
نیستند.رونق کس بوکاردراینشهرب هشدت کاهش
53
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
واید ههـایماسـتومـاعقـل کلهسـتیموهمیشـه تعادلدر توسعهوتوزیعامکاناتوفرص تهاب هنوعی وحجمآسـی بهایاجتماعیب هشـدتافزایشیافته
درسـتم یگوییـم،شـرایطیآسـی بزاایجـاد کرد هایـم. مدیـرانراقانـع کـرده کـههمۀتـوانخـودراصرفمرکز اسـت.ترا کمفروشـیدرسـا لهایاخیرب هشـدتزیاد
یکـی از مکانیز مهایـی کـه مـا م یتوانیـم خودمـان را ششــهدرهاکنندنـنیـد؛زالبچتنــهداپرنوژم هوفهـایـقنبیوکـدههانـدردم؛رمکـثزا ًلشـپـهررواژنۀاجـرامگ بـوده اسـت .جاهایـی هسـت کـه احسـاس م یکنیـم
نقـد کنیـم ایـن اسـت کـه از حلق ههـای فکـری کـه در جها ننمـایاپـروژۀمقابلپارکهش تبهشـتخال یاز شـهر نم یتوانـد نفـس بکشـد ،از بـس ترا کـم فروختـه
میـانمـردم ،گرو ههایاجتماعیمختلـف ،گرو ههای نشا طاندورونقیبهشهرنداد هاند؛ضمناینکهپروژۀ شـدهاسـت.خیلیجاهانبایدترا کمفروختهم یشد؛
سیاسـی،نیروهـایدانشـگاهیوخبـرهیـاحتیجناح جها ننمامشکلاتیب هلحاظمیراثفرهنگیهمبرای امـافروختـهشـدهوزیبای یهـایشـهرمحبـوسشـده
حریـف وجـود دارد اسـتفاده کنیـم؛ چـون مـا سـیزده شهربهوجودآورد کهبافشارسازما نهایمرد منهاد، است.همی نطوردرحوزۀزیس تمحیطیهمدراین
نفـر برآینـد همـۀ افکار جامعه و همۀ دانـش و توانایی و اسـتاندار و حتـی تعامالت در سـطح وزار تخانـه رفـع سـا لهامشـکلاتزیـادیماننـدریزگردهـا،آلودگیهوا
کارآمـدیجامعـهنیسـتیم؛هرکـدامدانـشوتخصـص شـد.ای نهاهمهنشـاناز هدر دادنسرمای ههاسـت. وزاینـد هرود،شـهرونداناصفهـانراآزار داده؛امااقدام
خودمانراداریموحتیدرهمانحوزههمبهمشورت مـا منابـع زیـادی را در ایـن سـا لها از دسـت دادیـم و چشمگیریدراینزمینهصورتنگرفتهاست.بهنظر
نیـاز داریـم.زمانـی کـهقـدرتمشـورتونـگاهاز بیـرون الآندر اغلـبحوز ههـامشـکلداریـم.امـروزمـابـایـک م یرسـدایـنطولانـیشـدنزمانمدیریـت،آنهمبا
دداسشـتتهمبا یآشـییدمکوهاخوصل ًدامیـاکنیراازردصیـددگکانهیهامو،ششـعفاارفهیاتیبماه یمجکمشوعهرهپمارهاادجوکرپذیسرهااسیفتروهنمیگزبیامنوتاقجریهبی ًامه؛امصۀفاقهاوامن یـکطـرز تفکـر ،کمـیدوسـتانراخسـتهیـاب یانگیـزه
در دورانانتخابـاتبـودهاسـت؛اینکـهمـردمبداننـدو ایرانـی اسـت .در چنیـن شـرایطی بـه یـک مدیریـت کردهبود.خودشانهممتوجهشدندواینقضیهنزد
بتوانندازاتفاقاتی کهدرشهرداریم یافتداطلاعپیدا فرهنگیقوینیاز اسـت؛امامتأسـفانهاینمسئلهبه افـکارعمومـیجامعـهومـردمهمنمودپیدا کـردهبود
کنندواینکهنظرمردمپرسیدهشود،شخصیتمردم حالخودرهاشدهاست.امروزمادر حوزۀفرهنگیبا کـهدر انتخابـات 29اردیبهشـتامسـالنشـاندادنـد
دیـدهشـودونـگاهمـردممحتـرمشـمردهشـود.ای نها چال شهایجدیمواجهیم؛مؤلف ههایفرهنگی که خواسـتار تغییروتحولدر مدیریتشـهریهسـتند.
همـهبـهشفا فسـازیوخودانتقـادی کمـکم یکنـد تبنبرعـاروییدبهفرنواشمددرههرو،ایاقـزصعلیًاکفبارارمهاعن ًللگمسـیلیدینرقداهشاشورتایهبیورنکاشامره هرشرینوـازشسهیریدشاشـرددیهه در چهـارده سـال گذشـته ،ب هجـز در دورۀ دوسـالۀ
وبدیـنترتیـب،اعضا گماننم یکنند کهمختارندهر اانمدبیـسســشوگــدرکتتهل..ایکـهانظیتـهاتزقهیـــچصاـارًنادودرقظـکارنریـاتترمدنگیو.ابیبـــمـرجوراادهدتف؛یهعراـاامدهرص.یا ًصلفحـچننوکاـردظالاراتریـتسنـصگمدفیرروفتهاـاتعایمــرهریـ؛نونایزلعآهفطنـنویناـقویشاـعقًقفاردبعااًارازه مدیریتاخیردر شـرایطی کهاعضایشـورا،شـهردار و
اکیانرجـیامنـگیاخهوماـرهندمد بو نکنخنبـدگ،اچنوقنطیعـکًادکمســتکهمسیـکتنـندد..مـدار خـوب نیسـت و مـا در شـورای پنجـم بـا چال شهـای حتـیمدیـرانشـهرداریهمـهاز یـکطیـفبود هاند،
بنـاداریـمدرحوز ههـایمختلـف،ازحلق ههـایفکری زیادیروب هروهسـتیمواینجاسـت کهقدریتحمل، در حـوزۀمدیریـتشـهری،اصفهـاننتوانسـتهاسـت
واتا قهایفکروهمچنینهمکاریشـخصی تهای بـه جایـگاه درخـور خـود دسـت پیـدا کنـد؛ مدیریـت
دانشـگاهی از هـر طیـف فکـری و سیاسـی بهره بگیریم صبـوریوهمراهـیمـردمرام یطلبـد. شهریدرایندور ههان هتنهاباعثرشدورونقاوضاع
کـها نشـاءاللهدرمسـیرمان کمتـرخطـا کنیـم.ممکن ایـن موضـوع را کـه در حـال حاضـر شـورای پنجـم اصفهـاننشـده،بلکـهدربرخـیموقعی تهـا بـاافـتو
اسـتنتوانیمخیلـیآرمانیبرایمـردم کار کنیم؛ولی در اصطلاحشـوراییکدسـتیشـدهاست،مثبت مشکلاتیهممواجهبودهاست؛بهطورمثال،ماچند
اینکهصادقانهدر کنار مردمباشیمبسیار مهماست؛ وقـتاسـتتالشم یکنیـماز مدیرانمختلـفاطلاع
اهمیتـی نـدارد در دور بعـد دوباره انتخاب شـویم یا نه. ارزیابـیم یکنیـدیـاخیر؟ کسـب کنیم کهتعداد کارکنانشـهرداریچقدر است
طیـف فکـری جریـان اصلاحـات نیـاز دارد کـه دوبـاره مـن همیـن الآن داشـتم بـه یکدسـت بـودن سیسـتم وهنـوزموفـقنشـد هایمعـددورقـمدرسـتیبهدسـت
خـودشرابـهمـردماثبـات کنـدوبگویـدمـنا گـرشـعار قبلـیایرادم یگرفتم.یکدسـتبودنم یتواندمثبت آوریـم.ایـنیـکمعضلاسـت.تعـداد کارکنانرسـمی
م یدهـم و شـما انتخـاب م یکنیـد ،مـن پاسـ خگوی باشـد؛ زیـرا همدلـی و ه ماندیشـی بیـن اعضـای شـورا اکـصهل ًادآرمفااریلـمیشـمخشـخصودصقایسقـیتن؛ادامـرنا کداورکنمـاعنضغلیاررساسـسمـیی
اعتمـادشـماهسـتم.مـردماصفهانفقط کسـانی که ایجـادم یکنـدوم یتوانـدمنفـیباشـد؛زیـراافـرادفکـر در ایـن حـوزه حجیـم شـدن فضـای شـهرداری اسـت
بـه مـا رأی داد هانـد نیسـتند ،بلکـه تمـام شـهروندان م یکننـد چـون یکدسـت هسـتند ،نظارتـی بـر آ نهـا کـهایـنحجـمازپرسـنل کـهدریکدهـهقبلبهبدنه
اصفهـانتعریـفمرد ماند.آنشـهروندحاشی هنشـین وجـودنـدارد.ممکناسـتتصمیماتدرسـتی گرفته شهرداریافزودهشد هاند،نشا ندهندۀسو ءمدیریت
یـک شـهروند اسـت و بایـد دیـده شـود و بـه آن توسـعۀ نشـودوچـونصـدایمخالفـیوجـودنـدارد،منجربه آشکارادر سازماندهیوبهر هوریاست .همی نطور با
متـوازندسـتپیدا کندوبایدخدمـاترالمس کند. فسـاد شـود .ای نهـا کـه گفتـم آسی بشناسـی قضیـه بررسـیبرخیمعاونتهایشـهرداریمتوجهشـدیم
آنفردیهم کهغیرمسـلماناسـتشـهروندماسـت اسـت؛ولـیدرمجمـوعم یتـوان گفـتنقـاطمثبتـش تعـداد نیرویـی کـه آنجـا مشـغو لاند ،دو تـا سـه برابـر
و او هـم بایـد ب هطـور مسـاوی از تمـام مزایـا و امکانـات بیشوشرـاتریاپنسـجتم.دماـرمن بمـا یشدـاننامخکتهایعکـضهااععمضـدات ًایچمهنرتههخـابی چارتـیاسـت کـهبـرایآنتعریـفشـدهاسـت؛یعنیبا
مدیریتشهریبرخوردارباشد.انتخاباتملا کیبرای دانشـگاهیوتحصی لکردههسـتندو کسـانیهستند ترا کـمنیـروخواسـتند کار کننـد؛درحال یکـهایـنفقـط
توزیعخدماتنیست،بلکهملا کیاستبرایمیزان کهدغدغۀشـهررادارند.منبیشـتراطمیناندارم که بـهمجموعـۀشـهرداریو کارآمدیآنآسـیبرسـانده
یکدسـتبودناینشـورابهنفعه مافزایی،ه مدلیو اسـتوعل یرغـمافزایـشبروکراسـی،اتفـاقدلچسـبی
مشـارکتمـردماز هـردوطیـف. حرکـتروب هجلـوبـرایبهتـرشـدنحالشـهراسـت. در حـوزۀ کاری ب هخصـوص در زمینـۀ اجتماعـی
بـرایمدیریـتشـهریاز چهتئور یهایمدیریتی چهراهکاریهست کهمشکلاتیکدستبودن نیفتـادهاسـت؛چـونمـاشـاهدیمدر یـکدهـۀاخیـر
اسـتفادهم یکنید؟جایگاهبرنام ههایبلندمدت شـورا حـل شـود و از ایـن مشـکلات و تصمیمـات حاشی هنشـینیدر شـهربسـیار گسـترشپیـدا کـردهو
ایـنحالـتنشـا ندهندۀنبـودتـوازندرارائۀخدمات
در شـهرداریوشـورایشـهرچیست؟ خل قالسـاعهجلوگیریشود؟ بـهمناطـقمختلفشـهریاسـت.ا گـرخدماتـیرا که
متأسـفانه یکـی از مشـکلات و نواقصـی کـه در بحـث خود انتقادی؛ اینکه ما بپذیریم یک جاهایی اشتباه در مناطقمرکزیشـهراصفهانارائهشـدهوم یشـود
مدیریـت شـهری در اصفهـان همیشـه وجـود داشـته، م یکنیم؛ناکارآمد یهاو کاست یهامانرابپذیریم.ا گر بررسـی کنیـد،متوجـهم یشـویدایـنخدمـاتوقتـی
نبودتئور یهایمدیریتیاست؛یعنیمامدیریتمان مـاب هدلیـلیکدسـتبـودناعضـا،یـکاحسـاسغرور بهحاشیۀشهریاحتیبهشعاع 500متری از مناطق
رابـرهی چکـدامازتئور یهـایمعمـولدنیابنانکردیم، کاذبپیـدا کنیـموفکر کنیمهم هچیزدر کنترلافکار مرکزیم یرسدمتوقفیاتضعیفم یشود.اینجاست
بلکهبیشـتربهشـکلسـنتیوسـلیق هایوبنابرنظام کـه احسـاس مـی شـود شـهروندان ب هطـور مسـاوی
دسـتوریطی فهامدیریتشـهریراپیشبرد هایمو ب هعنـوان شـهروند دیـده نشـد هاند و م یبینیـم کـه در
نتیج هاشهمشـدهچیزی کهالآنم یبینیم.تهران خیلیاز نقاطشـهراصفهان،برخیشـهروندانحس
موفـقنبـوده،اصفهان،مشـهدو...موفـقنبود هاندو تعلقشـانرابهشـهراز دسـتداد هاند؛چوناحسـاس
اینجاسـت کهماباحجمیازآسـی بهاطرفهسـتیم م یکنندشهرمتعلقبهآ نهانیست.ایننبودتوازنو
ومـردمحـس کرد هانـد کهرأیشـاندیدهنشـدهاسـت.
54شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
ایـن مـوارد هسـتیم و نـه مدعـی آن؛ چون نیاز به سـند مـا جلسـاتی بـا اعضـای شـورای فعلـی داشـتیم و در مـردمدر آرائشـانتئور یهـارامطالبـهنم یکنند،بلکه
بداهرخد.وبـدری لحـمـوزۀسپیکـرمادنـ؛کماثرا ًلیتبأعخیضـراتـییمـ کوـارهددررا و مـدرک جلساتشـانشـرکت کرد هایم؛حتیبعضیاز دوستان توفیـقدرحـوزۀمدیریتـیرام یخواهنـد .مـاهسـتیم
م یشـود در کمیسـیو نهایفعلـی کـههنـوزمربـوطبهشـورای کـه بایـد بـه سـمت تئور یهـا برویـم .مـن در حـوزۀ
انجـامپروژ ههـاوجـودداشـتهب هنوعـیخیانـتاسـت. فعلیاسـتب هعنوانناظروتماشـا گرم یروندوسـعی تمخیکصنـصمویدخروحـدومزمۀببترننامیبهرهتائویرا جیتهاماعیـمیشوارکحتتمیًابعرامیل
وقتـی متـروی اصفهـان را م یشـد بـا دلار 800تومانـی م یکننـد از تجاربشـان اسـتفاده کننـد .از زمانـی هـم
وتجهیـزاتاروپایـیوفو قمـدرنتمـام کـرد،نکردندو کـهنتایـجانتخابـاتاعالمشـدهمـایکهیئ ترئیسـۀ مباحثفرهنگیواجتماعیازتئور یهایموفقدنیا
ا کنونبااتلافوقت،خودشـانرادر ورطۀتحری مهاو موقـت بیـن خودمـان تشـکیل داد هایـم و بـا همیـن بهـره خواهـم گرفـت کـه موردقبـول تمـام نخب ههـای
دلار3800تومانیوتجهیزاتچینیانداختند.مدیران هیئ ترئیسـه هفتـ های دو جلسـه برگـزار م یکنیـم و مطبدییرعیـتـ ًاتکارشـهسـرادیهاپیایدن هیسـسـازتی، دنیاسـت .در بحـث
وقـت م یتوانسـتند مانـع هـدر رفتـن ایـن همـه زمـان در ایـن جلسـات اعضـای شـورای فعلـی م یآینـد و چنیـن تئور یهایـی
و هزینـه شـوند ،امـا چنیـن نکردنـد .سـو ءمدیری تها امـاشـدنیاسـت.مـنایـنوعـدهرابـهشـمام یدهـم
بسـیار زیـاداسـت.حتـیشـهرداریرا کـهبـاخودشـان تجاربشـانرابـهمـام یگوینـد. کـه طیـف حاکـم بـر شـورای پنجـم همگـی عقیـده
ه مسـووه منظربودب هدلیلرسـیدگینکردنبهمترو سـالیانیهسـت کـهیـکسـریشـائب ههاوشـاید دارنـد از رو شهـای علمـی و مؤثـر و شناخت هشـده و
وعدمپاسـ خگوییبهمطالباتشـهروشـورا کنار زدند یکسـریواقعیاتدر رابطهبافسـادها،ران تها شناسنام هدار استفادهشود.یکروشعلمیمبتنی
وبـاشـهردار جدیـدبـود کـهتوانسـتندفـاز یـکمتـرورا وارتشاهادر شهرداریوشورایشهروجوددارد. بـریـکتئـوریموفـقاسـتویکنظریهبایدپشـتوانۀ
بـه مرحلـۀ بهر هبـرداری برسـانند .امـروز هـم در بحـث چگونهجلویایجاداینشائب ههاومواردیازاین حرکتمدیریتیباشدودرعی نحالبوم یسازیشود.
متـرومردمبایدچندسـالیصبوری کننـد؛چونقطار تئور یهایـیوجـوددارد کـهممکـناسـتدراصفهان
شـهری پـروژ های تلنبـار شـده اسـت و زمـان و منابـع دسـتراخواهید گرفت؟ بکــحههتنممــت ًاینخجـبواهههنـطـردوسرـر تسدـ،خیولدـص.یصدـروقیحـتـواورزیۀدباآوجمنتمیماسیـعـازشـیویومف،مرقهینطشـگعــ ًوایدا،ز،
بیشـتری بـرای تکمیـل م یطلبـد؛ زیـرا ا گـر قـرار اسـت بیـن شـائبه و واقعیـت فاصلـه اسـت .خـود مـا در نـگاه
شفافباشیم،مردمبایدبدانندچهخبراست؛ضمن منتقدانـهبـهشـورا،بـههمینشـائب ههااشـاره کردیم.
اینکـهدر حـالحاضرمشـکلمافقطمربوطبـهحوزۀ م یشـود گفـت سـوءمدیریت در هرکجـا کـه باشـد تئور یهـایموجـودبهـرهخواهـم گرفـت.در رابطـهبـا
مدیریتشـهریوعمراننیسـت،بلکهدر بسـیاریاز شـائبۀفسـاد،رانـتو...وجـوددارد.مـننم یگویـمدر برنام ههـایبلندمـدتوجایگاهـشدراصفهـانبایـد
وظایـفدیگـرشـوراوهمچنیـنحوز ههـایفرهنگـیو مجموعـۀمدیریـتشـهریفعلـییـا گذشـتهرانـتیـا بگویمماالآنیکسـندچشـ ماندازیدراختیارداریم
اجتماعیجاماند هایم.عملکردشـوراب هگون هایبوده فسادوجودداشتهیانه،ولیمعتقدمشفافیتوجود ببلهننادممـادصفتهوا منی0ا40ن1مـ.ادینت مسـنیدشـشوـاد.م ایـلانسـتسـراتنژد یحهتامـ ًیا
است کهمادر جایگاه کارشناسیاجتماعیم یگوییم نداشتهاست.شائبۀرانتوفسادخیلیراحتایجاد
امـروز اصفهـان حالـش خوب نیسـت. م یشـودوبـرایـناسـاسنم یشـودقضـاوت کـرد.من مسلنادنکیفاعزابلیهتغتیهیاراتییمادارخدواکههدبحتودم ً.ااالزبکتارهبشخناسشاهنابیرایازی
چراحالاصفهانخوبنیست؟ قاطعانه دنبال ایجاد یک مدیریت شـهری شـفاف در
دوسـتان دیگـر در حـوزۀ مدیریـت شـهری م یگوینـد اصفهانهسـتمتاشـائب ههاخودب هخودناپدیدشـود اصالحایـنقسـم تهااسـتفادهخواهیـم کـرد.
اصفهانشهریشده کهفاقدالگودهیاست.شواهد وا گـرفسـادیهـموجودداردباشـفافیتازبیـنبرود. از اعضـای فعلـی شـورای شـهر در حوز ههـای
نشـانم یدهدسـیسالپیشبسـیاریازشـهرداران یکـیاز دلایلـی کـهدوسـتانب هطـور علنـیدربـارۀ مختلـف شـهرداری و شـورا کمـک فکـری و
ایـرانوخواهرخواند ههـایایـنشـهراز اصفهـانالگـو شـائب ههاصحبتم یکنندایناسـت کهبسـیاری قطعـ ًمامـشـانواریـهانیکارراخمواهیکیـنـدم؛ گچـرفـونت؟خیلـیازایناعضا
م یگرفتند؛امااصفهاندرحالحاضرن هتنهانم یتواند از فعالی تهـای شـهرداری ب هصـورت پیمانـکاری
الگوییبرایاستا نهاینزدیکخودمثلیزدباشد، اسـتوتعـدادیاز پیمانـکاراننزدیـکاناعضـای سـه دوره و بعضـی از آ نهـا حتـی چهـار دورۀ قبلـی در
بلکـهنیـازبهالگوپذیـریداردواینبـرایاصفهان ،که شـورایشـهریـاشـهرداریهسـتندواینامـربرای شـوراحضورداشـت هاند؛انسـا نهایسالمیهستندو
سومین کلا نشهرایراناست،یکعق بگردبهشمار همـه محـرز شـده اسـت .ا گـر در ایـن زمینـه نیـز تجـاربخوبـیدارنـد،افکار آ نهاالآنمملـواز تجاربی
م یآید؛ کلا نشهری کهپایتختفرهنگیجهاناسلام شفا فسـاز یهاییصـورتبگیـرد،شـایدجلـوی اسـت کهم یتواندبهما کمک کنند.منفکرم یکنم
بوده و شخصیتی برایش تعریف شده است؛ ولی الآن قطعبًارهخـمیی نشـطائوبراههسا گتر.فمتـمهکشـنوادس.تپشتپرد ههایی بقیـۀ دوسـتان هـم همیـن دیـدگاه را دارنـد؛ چـون
در مدیریـتشـهریوجـودداشـتهباشـد؛مـانـهمنکـر
55
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
شـهری اسـتفاده کنیـم .نـگاه مـا حتمـ ًا همی نطـور خودمـانهـمنم یتوانیـماز اینپایتخـتدفاع کنیم.
خواهـدبـود؛امـااینکـهچقـدرم یتوانیـمموفـقشـویم نم یتـوانشـهریرا کـهنقـاطبحـرانشـهر یاش،چه
ققبـطع ًلاچشـالک لشگرهفایتهیاکی مجرانـدمگ یککننیـدوم و فضایـی را کـه از ب هلحـاظ بافـت یـا شـرایط اجتماعـی و چـه آسـی بها،
ب نمایهوساختارصنعت موضوعیاست که ب یشـمار اسـت ،شـهری نمونـه و زیبـا معرفـی کنیـم،
و کارآفرینیفرقم یکند. مادر اینزمینهنیاز بهصبروحوصلۀمردموتحملو هرچندپتانسـی لهایشرادارد.مابایدتلاش کنیمتا
برایهمیناست کهدر تلاش خودمان داریم .تحول در حوزۀ مدیریت شهری اصفهـانرابـههمـانرؤیـایاصلـ یاشیعنیاصفهان
ادبیات کارآفرینی گفته وخدماتبایدخروج یهایملموسـیداشـتهباشـد. نزیبـبـوادبهر،اسـصانفیهـما.نچوـاقراع ًاگزفیتباهابـنـودد اهوصالفآهـنافنق زیطبـما؟یبیشنـیعامر
م یشوداکوسیست مهای ا گرامروزم یگوییمدر مدیری تهایقبلیاینپویایی
وجـودنداشـتهاسـت،خودمانمقیدباشـیم کـهآنرا باشدسـهوکءمهادیصلرًیاشتبخافصیتهتاایـصیفهدار انطزـیرابارفااندصارفنهدا.نماایامجراودز
کارآفرینیازلحاظ ایجـاد کنیم.
محی طزیستیشهرهای شـمامصممهسـتیدتغییراتیایجاد کنید؛ضمن غیـراز چهاربـاغوهش تبهشـتومیـداننق شجهان
ایونمکـسهلطم ًیابفـراییماتیفـانتوغیتیبرااطتیترکفهاشیهاقیبلیبیههسسـمتیدت چهداریمبه گردشگرنشاندهیم؟چراپتانسی لهای
بهتریم یسازندو گردشـگری اصفهـان در خوراسـگان و شـرق و غـرب
آسی بهای کمتریبه اعضـایمنتخـبشـوراخواهـدآمدوشـایدای نها و مناطـق حاشـی های فعـال نشـدند؟ مـا بایـد نقشـۀ
محیطواردم یکنند.در باعـثشـوددر رونـدفعالیـتوبرنام هریـزیبـرای
چنینشهریممکن هد فهایشـانوقفـهایجـادشـود.شـمابـرایاین راه گردشـگر یمان را طـوری تهیـه م یکردیـم کـه الآن
استچندمیلیوننفر گردشـگران،اصفهانرادر سـطحجهانیببینند.مااز
مشغولبه کارباشند؛اما موضـوعچـهاقدامـیانجـامم یدهید؟ میـزان فعـال بـودن حوز ههـای گردشـگر یمان راضـی
آبزیادیمصرفنکنند. مـابنـانداریـمتقابـل کنیـم؛چـونتقابلبـهمـردمضرر
صنعتشانموادخام م یزنـد .مـا بـه دنبـال تعامـل هسـتیم .چنـد اولویـت نیسـتیم.ماچنددرصدظرفیت گردشـگریاصفهان
زیادیاستخراجنکندو رافعـال کرد هایـم؟بسـیارضعیـفوجزئیوهمینهم
هیچآلودگیهمبهوجود خیلـی خـاص داریـم و فرصـت دعواهـای سیاسـی و دچار آسـیبشـدهاسـت.
نیاورد .در این شهرها پناداسـریـخماداگـدرنحبـملـه اهیارایدبـهـهامـواترکشـد،شمهـااهـرا نممداتریقـابمل ً.امـحامبلنـاه
اپلیکیشنونر مافزار بهنظرشمابرایرفعاینمعضلاتچهباید کرد؟
تولیدم یکنند،خدمات مابایدبهسمتبرنام ههایمبتنیبر کارآفرینیورونق
م یفروشند،گردشگری کنیـم.مـاضعـفنشـاننم یدهیـم،بلکـهبـاتعامـلو کسـ بوکار ونیـزبرنام ههـایمبتنـیبـرایجادشـادیو
منطـقتالشم یکنیـممنتقـدراقانـع کنیـم.از همـه
رونق دارد و ...؛ اما کمـکم یخواهیـم.مام یخواهیممسـیرمان،مسـیر نشـاط در اصفهـان بـا رویکـرد رونـق گردشـگری بـرای
شهرهایصنعتی،هوای ایجاددرآمدپایدارحرکت کنیم.مدیریتشهریالآن
خوبی ندارند و به خا ک و خدمـت باشـد؛ نم یخواهیـم زمـان را بـرای تقابـل از اچسـیزتیواحیدنووداق5ع ًا3یتا0ک4مدرسـئصلدهادرآسـمدت.باشیازدفردروآمشدتپارایکدارم
آبهمآسیبم یزنند. دسـتبدهیـم.مـابـهانتقاداتی کهبرمـاواردم یشـود
ب هعنـوان فرصـت نـگاه م یکنیـم .همـه را دلسـوز و
ا گر بتوانیم در شورای خدمتگزارجمهوریاسلامیم یدانیموخودمانهم ایجادشود .کار بسیار سختیاست،ولیمنم یدانم
شهربحثا کوسیستم اینارادهدر شـورایپنجمهسـت کهمیزانوابستگی
کارآفرینیراعملی کنیم، سـرباز نظامهسـتیموزیریکپرچمحرکتم یکنیم. درآمدرابهفروشترا کم کاهشدهندوآنراباجذب
برنام هتـان بـرای هولدینـگ رسـان های شـهرداری
پنجسالیادهسال اصفهـان کـهشـاملاصفهـانزیبـا،ایمنـا،صدای گردشـگر و جـذب سـرمای ههای سـالم بـرای ایجـاد
دیگرم یتوانیمبگوییم فضاهـای توسـع های و اشـتغا لزا و درآمـدزا جایگزیـن
اقتصادشهردیگربرپایۀ مشانهنردو.س.ـ.اابسق بته،فعچالهیخوتاهخود بدوکده؟ آیصارافی ًا من مجیجز گموویعیه کننـد.مـابایـدازالگوهـایموفـقدنیـااسـتفاده کنیم.
افـراد متخصصـی کـه در ایـن دوره وارد شـورا شـد هاند
صنایعفولادوسنگ شهرداریاستادامهخواهددادیاروندفعلیآن ا نشاءاللهتأثیرگذارخواهندبود.مادوستانیدرحوزۀ
نم یچرخد؛بلکهاقتصاد تغییر خواهد کرد؟
شهرمتکیبهایدۀافراد یکـی از بخ شهایـی کـه در حـوزۀ مدیریـت شـهری کارآفرینیداریم کهدرسطحبی نالمللیمطرحهستند
خلاق،سواددانشگاهیو و حرفـی بـرای گفتـن دارنـد و امـروز کارشـان را شـروع
تکنولوژ یهاییاستکه و شـهرداری بشـخصه بـه آن نقـد دارم و نسـبت بـه کرد هاند.م یخواهیمنشاطرادرجامعهب هطورواقعی
دردانشگا ههایاستانو آشـنهدرغداردغـیهوردارسـامنهسـاازسـماتن.رمـسـنانا هصاا ًلیراوضـحـویزنۀی ارستـبتامطـکهی
کشور تولید شده یا از بقیۀ پیاد ه کنیم؛مردمبایدبهجامعهاحساستعلق کنند
کشورهاآمدهاست.این تانشـاطپیدا کنندوایننشـاطپایدار شـود.
سـازمانرسـان هایشـهرداریتنهادرخدمتخودش فرمودیـدآمـار دقیقـیاز تعـداد کارکنـانشـهرداری
اقتصادجدیدم یتواند باشد.معتقدمسازمانرسان هایبایدصدایمردمرا
ساختار قدرت را هم تغییر به شـهرداری برسـاند؛ یعنی فشـار خروجی رسـانه باید در دسـتنیسـتواینکـهشـهرداریبیـشاز حـد
بزرگشـدهوشـایدبابرو نسـپاریم یشدجلوی
دهد. بـه دوش شـهرداری باشـد؛ نـه اینکـه فقـط از من مدیر اینامررا گرفت.آیا کاریدر راسـتایبرو نسـپاری
تعریـف کنـد و مجیزگـوی مـن و دوسـتانم باشـد .مـن
خـودم رسـان های و روزنام هنـگار هسـتم؛ ولـی از نحـوۀ فعالی تهـای شـهرداری صـورت م یگیـرد یـا قـرار
اسـت نحـوۀ فعالی تهـا بـه همیـن صـورت باقـی
عملکرداینبخشناراض یام.بهدیدگاه کلیوتئوری بماند؟
دربـارۀارتبـاطرسـان هایوارتبـاطشـهرداریمقیـدمو کاما ًل حـوزۀ اجتماعـی،
ههحرمگوززنچۀبناسیییادنبساصوررفتًگادادذراعرمااگییودنارفید.شضراهنرسیادانا ٔزرهبوماهتعتعلحضاولقابیهتششوجراهبرداداشیردد،یر بـر مبتنـی مـن دیـدگاه در
برو نسـپاریاسـتواهـرموبـازویمقتـدر ایـنحـوزه
را ا نج یاوهـا م یدانـم .در جلسـاتی هـم کـه ب هتازگـی
بامنتخبانتشـکیلشـدهبهایننتیجهرسـیدیم که
بلکـه بایـد منتقـد اصلـی مدیریـت شـهری و صـدای بایـدفضـایمتمرکـزشـهرداریرا ک مرن گتـر کنیـموبه
واقعیدردهایمردمباشد؛البتهیکیازمشکلاتی که
دراینزمینهوجودداردنبودامنیتشغلیخبرنگاران سـمتبرو نسـپاریحرکـت کنیـمواز نیروهـایفعـال
درحوز ههایاقتصادی،اجتماعی،عمرانومدیریت
56شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
مـنا گـربگویـمز نهابهتـرازمردهـامدیریتم یکنند، و اصحـاب ایـن رسان ههاسـت کـه آ نهـا را گاهـی بـه یکیازبخ شهایی که
متهمبهفمینیستیبودننم یشوم؟هرکجا کهمابه مسـ یمدهـتدخکـنثـهدیرباـیـودننم یوـرادممجطیزمگئونیًـابنی مدهسـوئدوولاسـنتانسـمودرق در حوزۀ مدیریت شهری
زناناعتماد کردیم،آنجابهترپیشرفتوسود کردیم. شـورای پنجم حامی خبرنگاران و امنیت شـغلی آنان وشهرداریبشخصهبه
توانمند یهایزناندربسیاریمواردوطیسا لهای هسـتیم .مـا معتقدیـم رسـانۀ وابسـته بـه شـهرداری آننقددارمونسبتبه
متمـادینادیـده گرفتـهشـده کـهریشـۀتاریخـیدارد. بایـدبـهپایگاهیقاب لاعتمادبـرایمردمتبدیلشـود آندغدغهدارمسازمان
هرکجـامـابـهزنـاناعتمـاد کردیـم،بسـیارموفـقعمل و صـدای مـردم باشـد .مـا حمایـت م یکنیـم ،ولـی رسان هایوحوزۀارتباطی
کردند.منموافقحضورزناندرحوزۀمدیریتیهستم حمای تهایهدفمند،حمایتدر راستای کمکبه مشنهاردصالرًاریاوضریسنانیهاستسم کته.
ومعتقـدمبایـدبـهزنـانوتوانمند یهـایآنـانتوجـه تفکرلیسـتشـهرامیدیعنـیشـهرداریشیشـ های. سازمانرسان هایشهرداری
ویـژه کـردوامیـدوارمدرشـورایپنجـمایـنتفکرغالب تنها در خدمت خودش
شـود.همچنینمعتقدمب هغیـراز لزومحضور زنـاندر شهردارآیندۀاصفهانچهخصوصیتیدارد؟ باشد.معتقدمسازمان
حوز ههـایمدیریتـی،لازماسـتب هطـور ویژهبـهحوزۀ اصفهـاندر درجـۀاولبـهشـهرداریبـافکـرواندیشـۀ رسان هایبایدصدایمردم
آسـی بهایزنـانتوجـه کنیم.منزلتاجتماعـیزنان تخصصی،تفکرمردمیودرعی نحالانسانیبااعتقاد رابهشهرداریبرساند؛
در اصفهـان یکـی از مسـائل بسـیار مهـم در ایـن زمینـه یعنیفشارخروجیرسانه
اسـت.در اصفهـانحـدود 75هـزار نفـرزنسرپرسـت کامـل به شـفافیت و انگیزۀ خدمت نیـاز دارد. بایدبهدوششهرداری
خانوارهستند.قوانیناززنانحمایتنم یکند؛چون شـما سـا لها درزمینـۀ آسـی بهای اجتماعـی باشد؛نهاینکهفقطاز
جامعهنگاهونگرش کنتر لشد هایدربارۀزنانندارد. خدمـت کرد هایـد ،آسـی بهای فعلـی جامعـۀ منمدیرتعریف کندو
مابایدتوانمند یهاوظرفیتزنانرابشناسیموباور اصفهـان را در حـوزۀ اجتماعـی چـه مـواردی مجیزگویمنودوستانم
کنیمتازنانخودشانمنزلتشانراپیدا کنند.مردان باشد.منخودمرسان های
نبایدفرص تهارااززنانبگیرندومانعرشدشانشوند میدانیـد؟ وروزنام هنگارهستم؛ولی
تا زنان بتوانند افتخارآفرین باشند .استفاده از زنان در مقـاممعظمرهبریسـالپیـشبهحوزۀآسـی بهای از نحوۀ عملکرد این بخش
جایگا ههایمدیریتین هتنهاضرریندارد،بلکهسود اجتماعـی ورود کردنـد و پنـج حـوزۀ اعتیـاد ،طالق، ناراض یام.
بسـیاریدارد.ا نشـاءاللهدر ایندورهشـرایطرابهبود فحشـا ،حاشی هنشـینی و نقـاط بحـران شـهری را از مناگربگویمز نهابهتر
آسـی بهایاجتماعـیبرشـمردند.ایـنپنـجحـوزهدر ازمردهامدیریتم یکنند،
ببخشیم. اصفهـان نیـز نمـود دارد و مـا بـا آن مواجهیـم .اعتیـاد متهمبهفمینیستیبودن
اولیـن کلمـه یـا جملـ های کـه بعـد از شـنیدن ایـن مـردان و زنـان ،زنـان ب یسرپرسـت و بدسرپرسـت، نم یشوم؟هرکجا کهما
تکد یگرینوینروب هرشـد کهریشـهدرفقرو گرفتاری بهزناناعتماد کردیم،
کلمـات بـه ذهنتـان م یرسـد را بیـان کنیـد؟ دارد ،کـودکان کار،حاشی هنشـینی،فضاهـایناسـالم آنجابهترپیشرفتوسود
آقای کوروشمحمدی:چیبگمدرموردخودم؟من اجتماعـیدرمحالت کـهباعـث کاهـشسـرمای ههای کردیم.توانمند یهای
دربـارۀخـودمقضاوتنم یکنـم(اووووممنراغافلگیر اجتماعیم یشود،پایینآمدنه مبستگیجامعهو زنان در بسیاری موارد و
میـزانمشـارکتاجتماعی،همـهوهمهباعثنگرانی طیسا لهایمتمادی
کردید) عاشق مردم. اسـت.اینمواردبرایمقابله،اولوی تبندییکسـانی نادیده گرفتهشده که
29اردیبهشـت:1396روز حماسـه،تـداومحماسـۀ دارنـد.چـونایـنمعضلاتهمدیگرراتولیدوتشـدید ریشۀتاریخیدارد.هرکجا
م یکننـد؛ پـس مـا بایـد بـا یـک نـگاه کلـی و متـوازن ،از مابهزناناعتماد کردیم،
دوبـارهوتـداومتدبیـروعقلانیـت. همۀمنابعومراجعفکریوتوانای یهاوپتانسی لهای بسیارموفقعمل کردند.
شورایپنجم:مصممبرایخدمت اسـتان ،کـهمتأسـفانهدر ایـنسـا لهامغفـولمانده، من موافق حضور زنان
شهردار آیندۀاصفهان:نفرچهاردهمشورا،همراهو استفاده کنیمورویکردیسالمواصولیدر بررس یها درحوزۀمدیریتیهستم
و مطالعـات ایجـاد کنیـم .الآن در شـهردار یها شـاید ومعتقدمبایدبهزنانو
همدل. د ههـاوصدهـامطالعـهوتحقیـقصـورت گرفتـه،ولـی توانمند یهایآنانتوجه
مترو :دغدغۀ من و دوستانم در شورای شهر و دغدغۀ نتیجـۀای نهـاچـهبـوده؟چـه کسـیازآ نهـااسـتفاده ویژه کردوامیدوارمدر
کرد؟اینهمههزینهازبی تالمالصرفشده،نتیجه شورایپنجماینتفکر
ومطالبۀمردم. کجاسـت؟مـابایدبهدنبـال کاربردی کـردننگا ههای غالبشود.
حلقۀمفقودۀاصفهان:از نگاهخودمهمبستگیو علمیدرجامعهباشیم.صرفدادنیک گزارش کافی
نیسـت،بلکهبایدعملیشـود؛بایداز اتا قهایفکرو
مشارکت. کمیت ههایبرنام هریزیاستفاده کنیم.تاب هحالاین
آقـای جمال ینـژاد :انسـانی شـریف ،دارای پشـتکار، رونـدنبـودهومـابهدنبالاینهسـتیم کـهازنیروهای
فکریونخبهدر حوز ههایمدیریتشهریاستفاده
پا کدسـت و دوس تداشـتنی.
وحرفآخر؟ کنیم.
در سا لهایاخیربانوانفعال،توانمندونخبهدر
تشکرازشماونشریۀبرایفردا کهنشری هایارزشمندو عرص ههایمختلفدراینشهرحضورداشت هاند
دوس تداشتنیاست. ونم یتـوانمنکـرایـنامـرشـد؛زنانـی کـهتوانایـی
مدیریـت دارنـد و م یتواننـد راهگشـای بسـیاری
بـرای اعضـای شـورا فرصـت خدمتـی ایجـاد شـده و از امـور باشـند؛ امـا متأسـفانه همـواره دیدگاهـی
امیـدوارمب هگونـ هایاز ایـنفرصـتاسـتفادهشـود کـه ز نسـتیزانه در ایـن شـهر وجـود داشـته و هیـچ
چهار سـال بعد ،شـرمندۀ وجدان خود و اعتماد مردم پسـت مدیریتـی در ایـن شـهر متعلـق بـه بانـوان
وازهمهمه متر،شرمسارقاضیبالادستمان،خداوند نبـودهاسـت.نظرشـمادربـارۀحضور بهتـربانوان
متعـالنباشـیموبتوانیـمصادقانـه کارهـارابـهپیـش بـرایمناصـبمهـموکلیـدیدراصفهـانچیسـت؟
ببریم.از مردمورسان ههاتقاضام یکنیمدر اینمسیر
مـارایـاری کننـدومـارابهحالخودمانرهانکنندوبا
صبوریوشکیباییو گاهینیزبایکتلنگرراهنمای
ماباشند کهبتوانیمدرمسیرماندرستپیشبرویمو
ازچهارچـوباهـدافتعری فشـدهخارجنشـویم.
57 محمدعلی میرزایی
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
اعضـای شـورا باید
کݡتاب مصائب شهݠر
را بنویسند
شهر ،شهرداری و شورای شهر در
گف ت وگوبادکترسیدعبدالحسین
ساسان
زما نهایـی هسـت کـه مـردم دل خوشـی از سیاسـت باتوج هبـهاینکـهبسـیاریمعتقدنـدشـورایشـهر حسینقانونی
ندارندوم یگویندسیاسـتپدر ومادر ندارد.بدبودن نهادی غیرسیاسـی اسـت؛ اما بسـیاری از اتفاقات سیدمرتضی
سسییااسسـیاتیسکتممووضضووععایسـدیگتر.واایصنل ًکاانهانساسـناهنیمچوجحروکدتیی پشتپردۀشورا،متأثراز مسائلسیاسیاستو
انجامنم یدهد،مگرازرویسیاست.سیاستجزئی کارکردهایسیاسـیآنهم گاهیغالبم یشـود. رضوانی
اسـتازذاتموجـوداتزنـده،ماننـدنفـس کشـیدن. شماتاچهحدشورارای کنهادسیاسیم یدانید
اینکهبعض یهاسیاسـ تمدارانخوبینیسـتنددلیل دکترعبدالحسـینساسـاناز
نم یشـود کـه مـا از سیاسـت پرهیـز کنیـم .بسـیاری واینسیاسـیبودنراچگونهتعبیرم یکنید؟ یـارانهمیشـگیماهنامـهاسـت کـه
هسـتند کـهم یگوینـدچـونمـاازسیاسـتخوشـمان بایـدببینیـممنظـورازسیاسـیچیسـت؟ا گرسیاسـی هـرگاه بنابـر اقتضـای پروند ههـای
نم یآیـد،رأینم یدهیـم.تمـامدیکتاتورهـارادردنیـا، بـودنرادرسـتتعریـف کنیـمم یتوانیـمبهاینسـؤال ماهنامـه و تخصـص ایشـان،
آد مهـایخوبـی کـهرأینم یدهنـدانتخـاب کرد هاند. ب هدرسـتی پاسـخ دهیـم .همیشـه ا گـر دو شـخصیت درخواسـت گف توگـو کرد هایـم
ا گـر ب هطـور نسـبی نـگاه کنیـم ،شـورا نسـبت بـه حقیقـییـاحقوقیبـاهمتعامل کنندوبـاهم کنشو دعوتمـانرالبیک گفتـهوهمـوارهما
نهادهـای دیگـر همچـون مجلـس و قـوۀ مجریـه وا کنشودادوستدداشتهباشند،یکپدیدۀبازرگانی رابامشور تهایاصولیوراهگشای
یـا دیگـر نهادهـای دولتـی و حاکمیتـی ،سیاسـی بـهوجـودم یآیـد،ولـیا گـرسـهطـرفیـابیشـترباشـد، خـود یـاری نمود هانـد .ایـن بـار در
پدیـدهسیاسـیم یشـود.یعنـیهـرتعامـلیـا کنـشو پرونـده شـورای شـهر و شـهرداری بـا
نیسـت . ووا کحنقوشـقـییک،بهربقـیرارنباسـشـهدط،رمافه،یاتعـ ًاماسزیاشسـخیصمی یتشـحوقدی.اق گری توجهبهسـابقۀنمایندگـیایشـاندر
بایدبگوییمسطحسیاس یاشمحدودتراست؛یعنی منظور از سیاسـینبودنشـورااینباشـد کهایننهاد شـورای شـهر اول و تسـلط ایشـان بـر
برایمنطق هایمحدودیا کوچ کترسیاسیاست،نه درسیاسـت کلـی کشـورداریاثـرنـدارد،بازهمدرسـت مسـائل ایـن نهـاد و اقتصـاد شـهری
برای کل کشـور.منوشـماهمسیاسـیهستیم.مگر نیسـت؛زیراشـوراهایشهردرسیاست کلان کشوراثر میزبانشـاندردفترماهنامهشـدیمو
م یتوانیـمدرخان همـانبـدونسیاسـتزندگی کنیم؟ غیرمسـتقیمدارنـد،نـهاثرمسـتقیم؛ب هطورمثـال،ا گر گف توگـویمفصلیبـاایشـانانجام
شـهریبـدادارهشـود،بـرایبودجـۀ کشـور ومملکـت شـد .صراحـت ،اندیشـه و پویایـی را
غیرممکناست. مسئل هسـاز اسـت و ا گـر خـوب اداره شـود ،امتیـازش همچـونهمیشـهدرصحب تهـای
بهتراستبگویمبهاذعانمنتقداندیدگاهشما، بـه حکومـت و دولـت م یرسـد ،حتـی ا گـر مسـتقل از
شـورابیـشاز آنکـهیـکنهادسیاسـیباشـد،یک حکومـت و دولـت باشـد؛ بنابرایـن ،در هـر دو صـورت ایشـان پیگیـری کنیـد.
شـورا پدیـد های سیاسـی اسـت .بـه نظـرم ایـن تعبیـر
نهاد اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی اسـت. زیبـا یـا درسـتی نیسـت کـه شـوراهای شـهر نهادهـای
تعبیرتـانرام یپذیـرم؛ولـیهمیـنتعبیـرهـممعنـای سیاسـی نیسـتند .انسـان موجـودی اسـت سیاسـی؛
سیاسیم یدهد.شوراسیاسیاست،امانهسیاست
کشـوری ،نـه سیاسـت کلان ،بلکـه یـک سیاسـت
58شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
ب هانـفدرازمۀوکدایفـدیشپورا کساانـملدًااز مسیثابـستینادساشـتتواهایندن.رابراساس مدیرموفقیاسـت؛ا گربشـود 1000مترموف قتراسـتو منطقـ های اسـت؛ ب هخصـوص اینکـه اصا ًل در آینـده
بالعکسدر هها؛ا گریکدرۀعمیق 3000متریتبدیل امشــکواد.ن نمـددایررید کتشهــاوریهاآینیـدجۀهـاجنهـاسـنومحاتیمـ ًناگ بونرـاهسـاادارهس
تدرجفرب هضتاایندسریزاماسنییمکعهمعول ًاضوپیشوشرنابهواددیودتمو یصگیوهیاییدن. شـودبـه2000متـریـا1000متـر،بـازهـممدیـرموف قتـری حکوم تهـای محلـی پای هریـزی م یشـود .ایـن نـوع
است کهبیندویاچند گروهحزبیتعدیلمتقابل است.شوراهایشهربایدآ گاهباشند،فنیعمل کنند مدیریـت ،کاری اسـت مثـل سرپرسـت گذاشـتن در
صورتبگیردتاازطریقهر گروهجلویفسادهای ومدیریتحرف هایداشتهباشند.دردورانی کهبخش
گـروهمقابـل گرفتـهشـود؛امـاالآندر کلا نشـهرها خصوصـی ساختما نسـازی م یکنـد و بـه آهـ نآلات، ادارات.بایدبینمدیر کلو کارمندان،افرادیباشند
کارگـر،سـیمانومصالـحدیگـرنیـازدارد،ا گـرشـهرداری بـهنـاممدیرانمیانی.دموکراسـیهمای نگونهاسـت.
قالباعضاب هصورتفهرسـتیانتخا بشـد هاند. همساختما نسازی کند،ارتفاعاینقلهبالا م یرود؛ در آینـده امـکان نـدارد پارلما نهـای مرکـزی بتواننـد
اینراشمافرصتم یدانیدیاتهدید؟ پـسچـهبایـد کـرد؟درایـنحالـت،شـوراهایشـهربه
هـمفرصـتهـمتهدیـد.همجهـاتمثبـتداردوهم شهرداریاجازۀشروعفعالی تهایجدیدنم یدهند، کشـوررااداره کنندوایجادپارلماندرسـطوحمختلف
امیحثتانًلیبدـبوارراا ِخرنییمشدزددریمیسًداتۀنوذرجمخدیییر،دهیکاشینهرد.دکارهسمایابخاینتطمداورسنرکـمجاهیددیهرادد.وشردرۀار نا گزیـر خواهـد بـود .ایـن تجربـۀ ایدئولوژیـک نیسـت،
جهاتمنفی.جهاتمثبتشایناست کهدرشوراها اول شـوراها ،دو سـال رکـود حاکـم بـود و بعـد اقتصـاد بلکهتاکتیکوتکنیکاست؛بنابراین،شمارسان هها
وقتـی پرا کندگـی عقیـده باشـد ،تصمی مگیـری بسـیار ب هشـدتواردرونقشـدوشـورایشهردیگراجازهنداد
برابهرعاینتـواا ننبمثگـاویـل،می.کـدرآی انززممــاوارنادعفرضـهانا کگـث ًرای دشـوار اسـت؛ شـهرداریپروژ ههـایعمرانـیجدیدشـروع کند؛بلکه بایـد بسترسـازی کنیـد کـه شـوراها کـه الآن سیاسـی
دورۀاولشـورا مرتـب شـهرداری را تشـویق بـه ذخیر هسـازی م یکـرد. هسـتند،مدامسیاسـ یترشـوند.برایشـوراهاافتخار
شـهرداریدردورۀاول،وقتـی کنـاررفـت،مقـداربسـیار نیست کهبگویندسیاسینیستیم،بلکهبایدروزب هروز
متعلـق به یک جناح بودنـد؛ ولی در همین یک جناح زیـادیذخیـرۀزمیـنداشـت.پـسیکـیازعواملـی کـه مسـئولی تهایبیشـتریبـرایادارۀشـهریـااسـتانیـا
بعضیاعضام یگفتنداسامیخیابا نهایجدیدباید م یتواند گشتاربازرگانیطبیعیرااصلاح کند،شوراها
اسام یایباشدبافونتیکزیبای یشناسیبی نالمللی؛ هسـتند؛ از ایـن طریـق کـه در دوران تـورم بـه اشـکال منطقهبهآ نهاوا گذار شـودوروزب هروز جنبۀسیاسـی
مختلـف پ سانـداز کننـد .حتـی دول تهـا م یتواننـد شـوراها گسـترشجغرافیایـیپیـدا کنـد.
یعنیاسـمبراییکشـهریایکخیابانیایک کوچه پ ساندازشـانرااوراقمشـارکتبخرندودردورانرکود شمادرجایی گفتیددرشرایطرکودفعلی،چندان
ب ینهایـتاهمیـتدارد.بایـدفکـر کـردایـنشـهرهادر آ نهـارابـهفـروشبرسـاندوخـرج کنـد.ا گـرایـنمبالـغ
آینـدهبـاتوسـعۀجهانـیواجتنا بناپذیـر گردشـگری، خـرج نشـود ،بیـکاری ایجـاد م یشـود .ا گـر شـهرداری نم یتـوانبـهدولتمرکزیامیدواربودوشـوراهای
و شـورا در دوران رکـود دسـت روی دسـت بگذارنـد و شـهردر ایـنشـرایطراح تتـرم یتواننـدقفـلرکود
میزبـان گردشـگران زیـادی خواهنـد بـود .پیشـنهاد بگوینـدپولـینداریـم،بیـکاریزیـادم یشـودوفقـرهم رادربآورشنکدن.نلدطوف ًاچدرراخیۀانقمتورصداتدوراضدیرحبشیهرشـهتاربهیدحهرکیدت.
بعض یازاعضااینبود کهخیابا نهاشمار هگذاریشود فقـرمـ یآورد؛بنابرایـن،شـوراهابایـدفنـیباشـند،اهل
یااسام یایانتخابشود که همۀمل تهابتوانندآن دانـش باشـند و در اداره و مدیریـت اقتصـادی شـهر هـر جامعـ های ،بـدون اسـتثنا ،سـیک لهای بازرگانـی
راچتیلـفزدیظگکـنرنیدب.اگرشـوهدودیمگثرا ًلبیـاراصرسـاراداسشایتندئدولـکوهژمعی،ینارابمایهـدا نقشاساسـیداشـتهباشـند،از اینطریق کهبدانند ککالماا ًلن دارد .ایـن سـیک لها در جوامعـی کـه مدیریـت
انتخـاب شـود .بـرای مثـال ا گـر نـام خیابانـی را شـهید و مطمئـن باشـند هـر شـهری یـک دورۀ رونـق دارد و ضعیفـیدارنـدبسـیار سـختهسـتند؛ایـنامـر
یـکدورۀرکـود.وظیفـۀشـورایشـهرایـناسـت کـهدر طبیعیاست.مثالم یزنم؛در تابستا نهاآببیشتر
بهشـتیانتخابم یکردند ،گروهدیگرم یگفتندشـما دورۀرونـقتـام یتوانـدپ سانـداز کندتـادررکـودازآ نها مصرفم یشودودرزمستا نها کمتر،اینهمانرونق
داردتوهینم یکنیدوبایدنامخیابانراخیابانشهید اسـتفاده کنـدونگـذاردبیـکاریوفقر گسـترشبیابد. ورکـوداسـت کـهدر طبیعـتوجـوددارد؛یعنـیتقاضـا
آیـ تاللهدکترسـیدمحمدحسـینیبهشـتیبگذاریم. ا گرشـوراییدر زمانرونق،پ سانداز نکندوبعدبا برایآبدرزمستان کمودرتابستانزیاداست.تقاضا
م یگفتنـداسـمبایـد کوتـاهباشـدوا گـرآنرارویتابلـو رکودمواجهشـودوشـهرداریهمهیچسرمای های برایبرقدر روز کمترودر شببیشتراست؛بنابراین،
م ینوشـتندونصـبم یکردنـد ،گـروهدیگـرم یرفتندو سیک لهابسیارطبیعیهستند.دراقتصادهمسیکل
درتابلـودسـتم یبردنـدوبـهسـلیقۀخـودآنراتغییـر نداشتهباشد،چهاتفاقیم یافتد؟ داریـمیـاآنچـهمـنآنرادرفارسـی گشـتارهایبازرگانی
م یدادنـد.ببینیـددر همیـنامـرسـاده،اعضـاییـک شـرایطی را در نظـر بگیریـد کـه در آن شـوراهای شـهر م ینامم.دربعضیاز کشورها ،گشتارهایمصرفبرق
گـروهچقـدر ممکـناسـتبـاهـماختالفنظـرداشـته پ ساندازنکردهباشندیاپ ساندازمنفیداشتهباشند، را کنترلم یکنندوآنرا کمم یکنندوایناوجموفقیت
باشـند .اینکـه کـدام درسـت م یگوینـد مهـم نیسـت؛ ممیثـلیلاردشـتووراماینپشـهسرانیدکاـزمینازف کیلادارند؛شـوههرهماچکـنیه 0ن6،قهـطزعاًرا مدیریـتاسـت؛ا گـرمصـرفبـرقرابـهدسـتطبیعـت
مهـمایـناسـت کـهشـهرب یتصمیـمم یمانـد،حتـی رکـوددر پیـشباشـد؛چـون 650هـزار واحـدمسـکونی و رویدادهـای خودجـوش بسـپارید ،یـک نقطـۀ پیـک
در نا مگـذاری کوچ ههـا.هرچـهافـقدیـداعضـابـههـم فشرروایطشنریفتـشوهراویمـاشزاهدربـکرا تملق ًاافلضـاجومجـیوشدوددا،ر؛د.شهدررداچرنیـیهنا خیلـیبلنـدویـکنقطـۀفـرودخیلـیپاییـندارد؛ولی
نزدی کترباشد،اختلافات کمتریپیشم یآیدواین فلجم یشـوند؛چونساخ توسـازیانجامنم یشـود بـاتکنولـوژیومدیریـتایـندونقطـهراحت یالامـکان
یـک فرصت اسـت. و شـهردار یهادرآمـدیندارند.ا گرنتوانیمرکـودرارفع بـه هـم نزدی کتـر م یکننـد .چـرا ایـن کار را م یکننـد؟
درمبانـینظریـۀدموکراسـیهـمم یگوینـددموکراسـی کنیـم،پی شبینـیم یکنـم کارب هجایـیخواهـدرسـید بـرایاینکـهنم یشـودوقتیمصرفبـرقپایینم یآید
رسـیدن بـه تصمیـم را بـه تأخیـر م یانـدازد و دشـوار کـه شـهردار یها بـرای حقـوق روزمـرۀ کارکنـان ثابـت ژنراتورهـا را خامـوش کـرد .یـک بـار خامـوش و روشـن
م یکنـد؛ ولـی سـرانجام تصمیمـی اتخـاذ م یشـود کـه نیـزدچـارمشـکلشـوند.نم یتوانیـمشـوراهایفعلـی کردنآ نهاچندهفتهوشـایدچندماهطولبکشـد.
پایدارتـر و درسـ تتر اسـت. را،شـوراهایی کـهدر دورانرکـودپـولندارنـد،محکـوم بـرقسـرمایهاسـتوبایدنجاتـشداد.
آیانم یتوانیمبگوییمشورایشهربایدشوراباشد کنیم؛ چون مقصر ،شوراهای دوران قبل هستند؛ زیرا اقتصادب هطورطبیعی،صددرصدوغیرقاب لاجتناب،
ومحلهمینبح ثهاتاازدلشنتیج هایحاصل
کامل ًاشصودحکیهحباراسـیتشووبراههناکتیۀدیظگرریفهمیاماشنـادرگهارکبرادیشدد،ا؟گر گشـتار بازرگانـی دارد .در یـک دور ه ب هشـدت اقتصـاد
بـه گـردشدرم یآیـد،یعنـیتـورمویـکدورهب هشـدت
فع لوانفعالاتاقتصاداز بینم یرود،یعنیرکود.هنر
بخواهیـمبـهایـنموضـوعب هطـوررادیـکالبپردازیمبه مدیریتیاهنراقتصاددانایناست کهدورانتورمرا
ایـنسـؤالم یرسـیم کـهآیـایـکدیکتاتـورمصلحبهتر
کارم یکندیایکدموکراسیضعیف؟بهنظرم یآیدهر هرچهممکناسـت کمتر کند.نرختورمرابرایاینکه
قاب لفه مترباشـدبا کوهمقایسـه کنید؛ب هجایاینکه
دو گروهم یتوانندشواهدیرابرادعایخودشانارائه 3000مترارتفاعپیدا کند،ا گر2000مترارتفاعپیدا کند،
59
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
نویشتـز نوهـراراسـیبنتت ًاشرـککیهبمـرتقریببلـجوندایوحدرعیهمـدلریًاددموهکمشـلاکیلنشاـشـدت؛هوورلتابعیـصافدرهاـتیآاننن از جنا حهـای ایـن جامعـه کـه بیشـتر سـنتی اسـت، تکبنندید؛لمثکلرًادسوندگماوپکورراراسییبکعدیدآکمتادت.ومرمنصشلخحبص ًهاسطنرگافپداورر
دورهباتوج هبهاینکهشوراهاب هصورتصددرصد هما نطـور کـهحضـرتامامخمینیهم گفتهاسـت،
دردسـتیـکجنـاحافتـادهاسـت،فکـرنم یکنیـد حتـیقـادرنیسـتیـکنانواییراهـماداره کنـدوتمام سـرعترشـدوپیشـرفت کمترودموکراسـیبهمعنای
تمامـیمصائـب گذشـتهوحـالشـهر(کـهخیلـی مشـکلات ایـن مملکـت ناشـی از ایـن اسـت کـه یـک گف توگوهاوقانع کردنوحرکاتاقناعیبیشترهستم.
از قسـم تهای آن ممکـن اسـت در دسـت آ نهـا گـروه متخصـص ،روشـ نفکر ،جها ندیـده و آیند هنگـر فرمودیدا گرتنهایکحزبحاکمباشد،جنبۀنظارتی
همنباشـد)برسرشـانآوار شـودوباعثشـود که م یآینـدوچنـدسـال کارهـارادرسـتم یکننـد،خزائن تضعیـفم یشـود؛امـامـنفکـرم یکنمتأثیـرینـدارد.
اعتمـادمـردمراتـاچندیـنسـالازدسـتبدهنـد؟ راپـرم یکننـدومشـکلاتنظـامراازبیـنم یبرنـد؛ولـی گزار شهـا از شـهرهای مختلـف حاکـی از فسـادهای
همی نطـوراسـتولـیای نهـادرحافظـۀتاریخـییـک بلافاصلهتازمانشانتمامم یشودجناحدیگرم یآید عمیقدرشوراهاییاست کهچندجناحدرآنحضور
کملشـوتررهاسویخدنمیـیاکهنمد.یمنططـموئرانسبـاشت؛یمدث.ا ًلچندارنوکنزهوئدارلهقبمل ًاۀ وهم هچیـزرااز آ نهـام یگیـردوذخایـرراتمـامم یکنـد داشـت هاند.خیل یهـادر ایـنشـوراهامحکـومشـدندو
شـعارهای چـاوز و بعـد جانشـینش مـردم را بـه خـود و دوبـاره آ نهـا م یآینـد و مشـکلات را حـل م یکننـد و عـد هایهـمدرانتظارمحاکمههسـتند؛بنابرایـن،ا گر
جـذب کـردهبـود،ولـیامـروزهچقـدر بیـزاریبـهوجـود اقتصـادراراهم یاندازنـد».ایـنتفکـراتمنفـیاسـتو چندجناحـههـمباشـند؛تضمینـینیسـت کـهفسـاد
آفهوار مجدععه ٔر؟هبشـضشاـیمردیبیکگنشـومیدیفـ؛ادچجموعارۀنکـب3ش10رسموییبملایورکود؛سنولیکیسشــتضمهممنندًااندجـ.کرامبـتنه ا گرهمحقیقتداشتهباشدمطلوبنیست.ممکن کنتـرلشـود.برعکـسآنهمصـادقاسـت؛ا گرفقطاز
مثبتـی داشـت .آیـا باعـث نشـد بسـیاری از افـکار تندگرا اسـتبگویندا گرهشـتتادهسـالاینمتخصصاناز یمثاکًلاجوانیـاحلاهنقمابلاشبنفقدـ،لزطویمابکهجفنـاساحدودجـچواردندامشـیشتو؛نامد؛ا
و کما لگرایـیرابشـرتجربـه کنـدوبگویـدنم یشـود؟از حاکمیـترویبرگرداننـدوبـرسـر کارنیایند،حکومت
همـان دورۀ ابتدایـی بشـر بـا موضـوع عدالـت مشـکل م یگویـم اازولبًایـازنبیـمـنیرروفدتـونامـهویرـ اچصاحلکحوممتـییشـمودط.لـموـنب اینجناحبهدلایلایدئولوژیکاهلفسادنبودوهمۀ
داشتهاستونتوانستهآنراحل کند،مارکسیسمیک نیسـت. دولـتمردانـی کـهمـام یشـناختیم،وقتـیم یآمدنـد
گام بزرگ در راستای درک بهتر ما از عدالت برداشت .ما مـنحتـیم یگویـمازبیـنرفتـنحکومـتقذافـیهـم کنار،درادارۀزندگیروزمر هشانمشکلداشتند؛یعنی
بهایننتیجهرسیدیمآنچیزی کهممکناستمارا درسـت نبـود .ا یکاش از طریـق افـراد جها ندیـده و ازمجاریحمایتیزندگ یشانم یچرخید.پسمقولۀ
خیلیخوشحال کند،هما نکهازثروتمندانبگیریمو روشـ نفکر و آیند هنگـر اصالح م یشـد و ای نطـور بـه فسـاد نبایـد بـا ایـن موضـوع اشـتباه گرفتـه شـود .بـه
بهفقرابدهیم،ممکناستبهمرگفقرامنجرشودو فاجعهنم یانجامید.اینافکارجهاتمنفیبیشتری موضوعفسـادبایدب هطور جدا گانهپرداختتا کنترل
آینـدۀفقـراراازبیـنببرد.ای نهاراجزمارکسیسـمبهما مدـارند.شـمدییگوًداینمدختالاـپریفایشــاننتنفکشـروم؛دفکاکرربمه یسکـنامماپنرینرشـساـند.ی شود.
وتهدید؟
یـاد داد؟ فقـطوفقـطپریشـانیوفقـرایجـادم یکنـد.بـهفـرض تهدیدی کهداردایناسـت کهممکناسـتجنا حها
یکـی از مباحـث شـهری ،وجـود نظریـۀ بومـی بـرای اینکـهحکومـتایدئـال کسـانی کـهرأینم یدهنـدبـر فقطبهیکساحتتوجه کنند.جنا حهاییهستند
شـهرهای ایـران اسـت .در ایـن زمینـه دو نظریـه سـر کاربیایـد،آ نحکومـتهمنم یتوانـدب هراحتی کار کهبهتوسعۀسیاسیاعتقاددارندوتمامپتانسی لهارا
وجـود دارد :یکـی راهبـرد سیاسـت سـرزمی نهای کند.مناعتقاددارم کهالآنشـوراهایجدیدشـایدبا صرفتوسعۀسیاسیم یکند؛برخیجنا حهاهم هچیز
جامعـه ایرانـی از دکتـر پیران و دیگری نظریـۀ آبادی کیاستبتوانندقر ضهارابدهندوبخشیازمشکلات رادر نر مافـزار خلاصـهم یکننـدوبعضـیهم هچیـزرادر
ب هجـای شـهر .ایـن نظری ههـا بـه مفهـوم دولتـی- شهرهارا کاهشدهندوبعدبهدیگرانتحویلبدهند؛ سـخ تافزار م یبیننـد .در ایـن حالـت ،ا گـر دو جنـاح
حکومتـی شهرسـازی ایـران اسالمی در دولـت ولیفرایندتمدنهمیناسـتو کارینم یشـود کرد. باشد،برنام ههات کساحتینم یشود.شهرفقطنرده
آقـای احمد ینـژاد و بحـث اندیشـۀ ایرا نشـهر در شـمادرپیشـرفت هتریندموکراسـ یهانـگاه کنیـد؛یـک هخنیرابـمانـندانیننسـیـازت،دارشـده.ربطـبهیبعرنتـاًام هشـهرااییـطیبدـرراایـینجحواانلــانت و
دولـتآقـایروحانـیم یپردازد.البتههی چکـداماز رئی سجمهـورم یآیـد کشـورراآبـادم یکنـدواقتصـادرا و
ای نهاآنقوامیرا کهیکنظریهبایدداشتهباشد جلـوم یبـرد.ایـن کارجناحینیسـت؛چـونم یتوانم بکـههتـوراجـسـودتداوررداشـیـدنهامسـ هتجاکنـبههاپحییانـ ًاشمجنیاآیـحدهـ.اتتهفدکیـرادیت
ندارند.هردودرحدیکمفهومذهنیهستند که مثـال بزنـم :اوج شـکوفایی اقتصـاد آمریـکا مربـوط بـه
بایدبسطدادهشوند.آیاشماایننظری ههارابرای دور ههایریگانو کلینتونبود؛ریگانجمهور یخواه ت کساحتیداشتهباشند،ب هجایتفکر گستردۀچند
رسـیدنبهتجویزیبرایشـهرهایایرانمناسب و کلینتـون دموکـرات بـود؛ بنابرایـن ،حر فهـای مـن ساحتی.
م یدانیـد یـا نـه؟ و ا گـر نم یدانیـد چـه بایـد کـرد در مجنشاکحلـاینتیعسدـیدته.امیمراکـحنال کسـندت؛ولشـویرادقییق ًشاـباهیردتیبحتوواینلد باتوج هبـه اطلاعـات موجـود در کلا نشـهرهایی
عچـظوینمـایصافز بهـادهن وی تهـاهـراینش،ـهکـرهدارح یکاهیـا داترادز ،عحمجـا ًمل
حـوزۀ خلأ نظـری؟ دهـدبـه کسـانی کـهمشک لسـازند.درسـتاسـت کـه ورودبهچنینعرص هاییعنیبدنام کردنجریان
مـن فکـر م یکنـم یـک اختالف دیـدگاه بـا شـما دارم؛ پیشـرفت،ترقیواصلاحنبایدیک گامبهعقبویک
ولـی ایـن موضـوع خیلـی اساسـی اسـت و مایلـم آن را گام به جلو باشد؛ ولی این خودش یک حرکت است و سیاسـی کـه تحوی لگیرنـدۀ ایـن شـهر و شـورا و
بپروریـم.یـکمدتـیدرایراناینحرفشـروعشـد که شـهرداری اسـت .در ایـن حالـت ،ایـن جریـان
معماریبایداسلامیباشد؛یعنیب هگون هایباشد که جامعهراپویام یکند.درنهایت،ممکناستشرایطو سیاسـیتحوی لگیرنـدهیـابایـدهمـۀمشـکلاترا
درسـاختما نهاشـعر،نوشتهودسـ تخطبه کاررود. بسـتریفراهمشـود کهحرکتتبدیلشـودبهدو گام
منمدتی گرفتارایناندیشهبودم کهمعماریاسلامی ولجلیوا،یینفکرگایانمدعقحتبمیًاادسر هحگارکماب هتپتیاریخشییمکلگاتمهباهوپجوس؛د بـه گـردن شـهرداری و شـورای شـهر قبـل بینـدازد
از کجـاآمـدهاسـت؟ا گرمنظورتـانازمعماریاسالمی یـا تمـام مشـکلاتی را کـه در پـی ایـن نابسـامانی
معمار یایاست کهپیامبرا کرموائمۀاطهاروخلفای گریبا نگیرشخواهدشد،بابدنام یهاومصائبش
راشدینباآنزندگیم یکردند کهای نهانبود؛بلکهیک دارد. بپذیـرد .بـه نظـر شـما عقلانیـت سیاسـی در اینجا
حصیربود کهرویچوبم یانداختندوزیرآنزندگی پسامیدوارید؟
م یکردنـد.ا گـربـراسـاسآناصالتبخواهیممعماری مـن آدم امیـدوار و خو شبینـی هسـتم و دنبـال چـه حکمـی صـادر م یکنـد؟
گـروه بزرگـی در جامعـه ازلحـاظ عـددی طـر فدار ایـن
هی چچیـزینیسـتم کهعالـیوفو قالعادهباشـد؛بلکه اتفخیکـر ًراهمـسـنتبنعدضکـهینابزایسـدرادرنهویرهچباـنراتنخ اابیـاتنیتفشـکـررک راتدیـکرددم.
اعتقـاددارمهیـ چگاهبشـربـه«عالـی»نم یرسـد،بلکـه
حرکتشبایددرمسیر«عالی»باشد.مهمایناست که
امروز ما بهتر از دیروز و فردای ما بهتر از امروزمان باشد. کـهدرتأییدتفکرشـانچنیناسـتدلالم یکـرد«:یکی
60شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
کل ًااز دیدگا ههـایسـنتیدوری کنیـم. اصا ًلچیـزیپوزیتیویدراقتصادوجودنـداردآندیگر راتعبیـر کنیـم،بایـدبرگردیـمرویحصیـر.ا گـربگوییـم
اب ًدا،گتذکنشوتلوهژویحآاینلندیهراسمتیکسهاآزیند.دهرام یسازد؟ دانشاقتصادنیسـت،بلکهمجموع هایازاخلاقیاتی مدنورظهاور ایزبومعد کماهرمیعااسصارالمنیش،ـددیور ًدۀابآعندرابتاکشـفیدر،مدویرکۀربدنعدد
استبهنامهنجارهایاقتصاد.چیزهاییمدتیباب کـهچـراشـما گ چبریراازیونانباسـتانآورد هایـدووارد
وابستگیبهمسیرراقبولندارید؟ شـده بـود ،مثـل طب اسالمی .داروهایـی در این طب محرا بها کرد هاید.محرابجایپرستشخداست.
مابایداز گذشـتهبگذریموبهحالبرسـیم.ب ههرحال معرفیواسـتفادهم یشـد کهربطیبهاسالمنداشـت چرافن گ چبرییونانیرام یآوریدودرمحراباسلامی
تکنولـوژی جوامـع مـا را وادار بـه پـرش م یکنـد .غـرب و حتـی آ نهـا کـه منصـوب بـه ائمـۀ اطهـار بـود اسـناد پیاد هسـازی م یکنیـد؟ سـر ایـن موضـوع جن گهـا
پل هپلـهقـرنهجدهـمونوزدهمرا گذرانـد؛بدوناینکه درسـتینداشـت.حتیا گراسـناددرسـتیهمداشـته درگرفـتبیـن کسـانی کـهمخالـفمحرا بهـای گچـی
فشـار عظیمـیبـهمـردمبیایـدتحـولاتراقد مب هقـدم باشـد،بایـددانسـتآنزمـانبـرایعفونیشـدنبدن بودندو کسانی کهموافقآنبودند؛چ هبساا گرتاریخ
پشتسر گذاشتوواردقرن21شد.ماپرتابشدیم. آنت یبیوتیکوجودنداشتوائمهبرایدرمانعفونت درسـتنوشـت هشـدهبـود ،گفتـهم یشـد کشـتارهای
مایا کشورهایجهانسومنا گهاناز قرن 15،14یا16 ممکـنبـودازداروهای گیاهیاسـتفاده کننـد.اینبه زیادی شد .معماری متحول شد و رسیدیم به دوران
پرتابشـدیمبهقرن 20،19یا.21اینپرتا بشـدگیرا آن معنـا نیسـت کـه امـروزه آن دارو جـواب بدهـد و مـا صفویـه.بزر گتریـنمبـارز های کـهصفویـان کردنداین
نبایددرزندگییاتمدنبشرینادیده گرفت؛بنابراین، هماز هماندارواسـتفاده کنیم.در طراحیشـهرباید بـود کـهازتکنولـوژیروزبرایسـاخت کاشـیاسـتفاده
زندگیامروزۀماادامۀروندزندگی گذشت هماننیست؛ کدارمنل ًاظازرتگرجفربیتا؛نتمج یهاشنویدابسگتوفیایدهم ملاحظاتعدید های کردندوم یخواستندتکنی کهایسابقمثلمحراب
ماب هی کبارهبامنجنیقازقرن18به21پرتابشدیم. بومیباشد،بلکهباید الجایتووسـایرمحرا بهارا کنار بگذارندوآنرا کاشـی
بشـود.بایـدمرزهـایدانـشرابشناسـیمودر طراحـی کننـد.آنجـاهـمخرد هگیر یهاشـروعشـد کهچراشـما
حتیدرحوزهفرهنگ؟ از پیشـرفت هتریناندیشـ ههایعلمـیوآیند هنگر یهـا معماریاسلامیراازبینم یبرید؟آیاپیامبرمایاائمۀ
بلـهحتـیدرفرهنـگ.ب هعنـوانمثـالامـروزدرجوامع اسـتفاده کنیـم .مـا در حـال حاضـر داریـم وارد دورۀ اطهار بهعمرشـان کاشـیدیدهبودند؟پسچراشـما
سـنتی مـا ،ا گـر عینـک آفتابـی بزنیـد شـما را مسـخره جدیـدی از مدنیـت بشـر م یشـویم .مـا الآن در حـال بدعـتم یگذاریـد؟همیـنبدعتی کـهیکدورهبرسـر
م یکنند،ب هخصوصدرروستاها.اینجایکمنجنیق عبـور از عصـر اطلاعـات و ورود بـه عصـر هوش مصنوعی آن جنـگ و نـزاع بـود ،روز دیگـر نامـش شـد معمـاری
احتیاجاستتاماراپرت کندبهجلوتاهمهآ گاهشوند هسـتیم؛ یعنـی دسـتگا ههایی سـاخته م یشـود کـه اسالمی و مدافعانـش شـروع کردنـد بـرای هـر کاری
کـهبـرای کاهشهزین ههایبهداشـتودرمان کشـور، ب هانـدازۀبشـرهوشـمندند.پی شبینـ یشـدهاسـتدر ابرزیسکـاشیـتشـدرهباییااممسـحکتـیفها طدمزیهصکسارلـدنـتحدسـسوـاتازگواخرتجـمیهانندادایشبتشـایتـهنبدادابشــولنًهاددهووررثاناـنچـی ًایه
عینـک آفتابـی بـرای رفـع اشـعۀ uvو مادو نقرمـز لازم عصـرهـوشمصنوعـی،حـدود 90درصـداز مشـاغلاز هرچهممکناستسب کترباشند.اسلامیچیست؟
بینبرود کهالبته کمیاغرا قآمیزاست،ولیدرآینده، معماریاسلامیعبارتاستازمعمار یای کههرچه
است. شـهرها پـر از بیـکار خواهـد بود و ما بایـد خود را بـرای آن ممکناستمحی طزیسترابهترحفظ کند،سب کتر
یکـیازمعضالتعظیمی کهمادرجامعـهداریمومن مموسقـائعآلمـراادحه کلنکیـننم.دوشـاهصرل ًهاباویمآیینـبودهدبانیـمدبطترواحنننـیدسایـتن. باشد،مقاو مترباشدووسایلرفاهوآسایشانسا نها
دارمدرموردشمقالهم ینویسمایناست کهنهادها آیندۀبشرداردبه کجام یرود؟دنیاداردپیشم یرود، راهرچـهبیشـترفراهـم کنـد.بـهایـنمعنـاا گـردر نظـر
درجامعۀماب هخوبیشکلنگرفتهاست.نم یتوانیم مـا بایـد چـه کنیـم؟ م یتوانیـم جلـوی سـرعت رشـد بگیریـمپدید ههایـیمثـلاقتصـاداسالمیهی چوقت
برگردیمبهآغازتاریخببینیمچراشکلنگرفتهوبیاییم تکنولـوژی را بگیریـم؟ جهانـی بـودن یعنـی دیوارهـای جـواب نـداد .علومـی مثـل اقتصـاد دو بخـش اساسـی
آن را از همان زمان شـکل دهیم .امروز در شهرسـازی و گمرکـیبلنـدنسـازیموبگذاریـمخودروهـایپیشـرفتۀ دارد :یـک بخـش پوزیتیـوی ( )possitiviو یـک بخـش
معماریا گرنگاهمابهپشـتسـرباشـدباسرم یافتیم ک ممصـرف و بـدون آلودگـی بـه کشـور وارد شـود .مـن هنجاری(.)normativeبخشهنجاریباهنجارهای
ونابـودم یشـویم.سـاختما نهایامـروزهمـامصـداق اعتقـاددارمبـرایشهرسـازیبایـدبهسـؤالاتاساسـی مل تهای گونا گونسـازگاراسـتوجهانینیسـت؛اما
فاجعـۀبشـریاسـت؛فاجعـ های کـهنسـ لهایآینـده وجها نشمولپاسخداد.مابایدبپرسیمجهاندارد بخشپوزیتیویجهانیاسـت؛یعنیا گرشـما گفتید
شـدیدترینتـاوانرابـرایآنپـسخواهنـدداد.الآنبا بـه کجـام یرود؟انسـانآیندهازشـهرچـهم یخواهد؟
مشـکلآب،فرونشسـتزمینوفعالشـدن گسـ لها نگاهماندر برنام هریزیشـهریبایدبهآیندهباشـدو
روب هروییـم .در ایـن وضعیـت ،اصولـی کـه بایـد بـه کار
ببریمعلمودانشوتکنولوژیپیشـرفتهاسـت.
در فضـای مدیریـت شـهری ،شـهرداری م یآیـد کـه
درزمینۀشـهراسالمیمطالعه کردهاسـتوبناییک
شـهراسالمیرام یگذارد؛شـهرداریم یآیدبرایشـهر
تنقمایـشز بیرنمامـیکهن مد .یعدملهًـادش؛هرشـیاهبرهدبارستیرشـیتهبر ردای گل ملکایرشیودو
کـه توانای یهـای شـهردار در آن نمـود پیـدا م یکنـد یـا
شـهری کـهپ سزمین ههایفکـریشـهرداردرآنبـروزو
ظهـورم ییابـد.شـایدبـراصـولبرنام هریـزیشـهریما
مـواردیحاکـماسـت کـهنبایـدباشـد.
بهنظرشماوجودمدلیبرایبرنام هریزیشهری
کـهشـاخ صهایمختلفداشـتهباشـدوشـهردار
مکلـفبـهعمل کردنبههمۀشـاخ صهاباشـد،
ضرورینیسـت؟
خیـر ،مـدل ممکـن اسـت دسـ توپا را ببنـدد .مـن بـا
اسـتراتژی صددرصـد موافقـم ،ولـی بـا مـدل نـه.
خـبا گـرمدلنباشـدچگونهم یخواهیـمنظارت
کنیم؟چگونهبررسـیشـود کهآیاهمۀشاخ صها
61
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
مطالعـه کـردم و دیـدم کاری کـه برخـی کشـورها در دلایـلمالـیخودشـانراازچیـزی کـهقانـونبرایشـان رشـد داشته اسـت یا خیر؟
ایـنبـارهانجـامم یدهنـدایـناسـت کـهشـهردار یها تعریـف کـردهنیـزجم عوجورتـر کرد هانـد.جهـانآینـده م یشودبراساسهماناستراتژیشاخ صهای کمی
یـک منطقـۀ بـزرگ یـا پردیـس را از مالـکان م یخرنـد، بـهسـوییپیشمـ یرود کـههزین ههایوظیفـۀاصلی سـاخت .ب هطـور مثـال ،م یتوانیـد بگوییـد اسـتراتژی
آن را بلو کبنـدی م یکننـد و بـه توسـع هدهندگان و حکوم تهـا ،کـهحفظامنیتفیزیکی،پولـی،غذایی منایناسـت-1:ازفجایعی کهممکناسـتدرآینده
انبو هسـازان م یفروشـند .آ نهـا آنجـا را بـدون اینکـه وآبیو...است،ب هقدریزیادم یشود کهحکوم تها برایشـهراتفاقبیفتدپیشـگیری کنم؛-2یکسری
آلودگیوامنیتبهمخاطرهبیفتدوبدوناینکه کسی چـار هایندارنـدجـزاینکـهپارلما نهـایمحلـیایجـاد از مشـکلات را درمـان کنـم .ایـن یعنـی اسـتراتژی مـن
ای نیکـی از آمرزتووهـجـاهیمسـانخبـوتدو،سوـلـاز یمشـطولدق،ـ ًاامم یکاسـانزپنذدی.ر کنند،وگرنهمرزهاب هکلیمتلاشـیم یشـود.مناوایل پفیجاشیگعیری کیهوپیدرماشبنیانسیمت.پیشوسبد،ایمدثبل ًارافقیپداینشآگیبربرایازی
نشـد.دیگر انقلاب کهازدموکراسیحرفم یزدم،همۀمسئولان اصفهـان ،چـاره بیندیشـم و در ابتـدا باید پیشـگیری را
ای نکـه مـن در اصفهـان و تهـران ،سـاختما نهایی بـا بـهچشـمبـدبـهمـننـگاهم یکردنـدوم یگفتنـدایـن شروع کنم؛چونمقدمبردرماناست.ا گرمدلدادید
نماسـازی فو قالعـاده لوکـس م یدیـدم .بعـد داخـل حر فهـا چیسـت؟ حکومـت مـا اسالمی اسـت .مـن وواردجزئیاتشـدید،دسـ توپایتانبسـتهم یشـود.
سـاختمانرام یبینیـد کـهافتضـاحاسـت؛ازنورگیـری م یگفتمدموکراسـیوسـیلهاسـت؛ایدئولوژینیست؛ اسـتراتژیمـواردیرابـرایپیشـگیریمطـرحم یکنـد
تاقناسـیفضاهـایداخلی.ای نهاسـرمایۀهدرشـده ابـزار مدیریـت جامعـه اسـت؛ ابـزاری بـرای پیشـرفت ووعد ههایـیم یدهـدوشـمابایددرسـتیونادرسـتی
اسـت .م یگوییـم چـرا ای نطـوری عمـل کردیـد؟ اسـت.م یگفتنـدغر بزدگـیاسـت.الآنهـممعتقـدم وعد ههایـش را بررسـی کنیـد .چـه خـوب بـود شـهردار
م یگوینـدخواسـتیمازهمسـای ههازمینرابخریـم؛اما جاافتادنموضوعدموکراسینیازبهرسانهوهمچنین هـممثلرئی سجمهـوریوعد ههایـشرااعلامم یکرد
هرچـهاصـرار کردیـمفایدهنداشـت.ماباسـرمای ههای اندیشـمندانی دارد کـه در ایـن حـوزه فعالیـت کننـد. اوسمـرترداتمژایوراکانبتزنـخداوبوامردیکجرزئدنیـاد.تشنهشرـدواردب؛ایمثدا ًلحبرگوفیـهدادیر
تکرارنشـدن یمانچـهم یکنیـم؟ای نهـاحسـر تهای رسان ههابایدمردمراآ گاه کند کهجامعهبهدموکراسی آینـده ،تنـش یـا بحـران دربـارۀ مسـئلۀ آب اصفهـان،
مـن بـود و نتوانسـتم کاری کنـم. کلخاردنهدرمایعرلااون،هبعرلدیمروغکرماهسمیۀکلماشـننکیلاازتدایرکد.هددامرودک،راواقسع ًای قطعـی اسـت؛ بیشـترین جمعیتـی کـه م یتوانیـم در
تجربـۀ مـن از شـورا ایـن اسـت کـه اعضـا از حر فهـای اصفهـان برایشـان آب تأمیـن کنیـم nنفـر اسـت؛ مـا
سـبکوروزمـرهوارزاناجتناب کنند .کارهـایروزمره مدیریـتشـدهوبـهجایـگاهخوبـیرسـیدهاسـت. نم یتوانیـمجمعیـترا کـم کنیـم؛ولـیبایـدرا ههایـی
و ارزان را بـه کارمنـدان بسـپارند و آد مهـای قـوی در شمااینعقلانیترادر حکومتمرکزیم یبینید بمثداهًلیبگموکیـهدرمـشابدمحـهرااجنآربتبراپهایصفشبهیانـنریاممت یوکقنیـفمک؛نپیمس؛
شـوراقـرار دهنـد کـه کارهـایاربا برجـوعراحـل کنـد کـهبهسـمتاصلاحـاتحرکت کندیاپیشبینی دیگـر اجـازه نداریـم در اصفهـان چمـن بکاریـم ،بایـد
و بعـد خودشـان بـه زیربنـای شـهر فکـر کننـد .کتـاب دیگـریدارید؟ درختانی کاشـتشـوند کهآب کمترمصرفم یکنند؛
مصائبشهررابنویسندوبعداولوی تبندی کنند که ممکـناسـتایـنعقلانیـتدرتمـامدول تهامسـتمر ایدربنهخاهشمدهراماستنرباتایژدیاحتسم ًاتدوسمعیتابرهاسننتجخاشبزهد؛میدعانرد.ی
ابـسهـتکراتداژ میـیبزنکنبـرد؛سـمنثدا ً.لااوسـلتارزاتژهمـیآهمردیسکـایت یبـهـهااانیـتخنـباودب نبـودهباشـد؛ولـیدول تهایـیآمدنـدسـرکار کـهعاقـل ماهمینالآنم یتوانیمبیشازصدنابسامانیشهری
بودنـد .دور های بـود کـه آمدنـد و گفتنـد شـهردار یها رامطـرح کنیـم.ایـنصـدنابسـامانیراهیـچشـهردارو
کـهدرشـهرچـار هاینیسـتوبرجم یسـازیم؛امـابرای چـه خدماتـی م یتواننـد انجـام دهنـد تـا بـاری از روی شورایشهرینم یتواندمرتفع کند.دربحثدرمان،
سـکونت بایـد توسـع هدهندگان ،زمی نهـای بـزرگ را دوش دولـت برداشـته شـود .ای نهـا در دنیـا تصادفـی معیارقضاوتمادربارۀشهردارایناست کهچه کسی
پورفدیضـا سیساسـزبزیوکنسنـالدونخورانز هشـهایهیـدمویاحتسمـهًالطبحقاهبظسشـازوندد. ابداعواختراعنشدهاست.ا گرشماساختزمی نهای مشـکلات را بهتـر انتخـاب م یکنـد تـا بـرای درمـان آن
ورزشـیرافقـطمربـوطبهسـازمانتربی تبدنیبدانید اقدام کند.برنام ههایپنجوهف تسالهبرایمدیریت
را هحـل میا نبـر بـرای کشـورهای فقیـر ،یـا بـه عبارتـی وسـازمانتربی تبدنیهمبگویدبرایاین کار بودجه شـهر کـهبعـدازجنـگجهانـیدومبـابشـد،سـریعاز
پـولحرا مکـرد هایمثـلمـاایـناسـت کها گـردرمحله ندارد،هیچ کاریپیشنخواهدرفت.زمینمتعلقبه میـانبرداشـتهشـد.اشـکالاتزیـادیبههمیـنطرح
دویاسـهسـاختمانبرای گرفتنمجوزسـاختاقدام شـهرداریاسـت؛پـسلازماسـتایننهـادبرایتولید تفصیلیوجامعشـهروارداسـتوخیلیاز شـهرهاآن
کردند،شـهرداریاعلام کنددر اینمحلهبرایمدتی زمی نهـای ورزشـی ،در عصـری کـه گفتـه م یشـود در را کنـار گذاشـت هاند.مـنخـودمشـاهدبـودم کـهطـرح
محـدود ،بـه ترا کـم و عـوارض تخفیـف تعلـق م یگیـرد آنانسـانجـزورزشو گـردششـغلدیگـرینـدارد،بـا تفصیلـییکـیاز بزر گتریـنموانـعبـرایآیند هنگـریو
و بعـدازآن ،ترا کـم و عـوارض دو برابـر م یشـود .بدیـن سـایرارگا نهاوسـازما نهاهمکاری کند.شـهرهاباید
ترتیـب ،همـۀ اهـل محـل تشـویق م یشـوند تـا باهـم بـرایورزشو گـردشوآمـوزشآمـادهشـود.شـهرداری پیشـرفتبود.
ساخ توسازراشروع کنند.مسئلۀدیگرایناست که ا گـر بگویـد ورزش مربـوط بـه وزارت ورزش و سـازمان اشاره کردیدیکیازتفاو تهایایرانبا کشورهای
آبدیگـرنبایـدفاضالبشـود؛بلکـهبایدبـرایفضای تربی تبدنیاستومدرسهمربوطبهآموز شوپرورش توسـع هیافتهایناسـت کـهدولتمحلـیدر ایران
سـبز مدیریت شـود. اسـت،پسم یخواهدباپو لهایشچ هکار کند؟باید وجـود نـدارد .مزایـای دولـت محلـی و معایـب
ا گـر واحقرعـ ًافآکاخرر؟شناسـان محی طزیسـت درسـت بـه مـا اجازهدادشـهردار یهان هتنهاحوزۀداخلشـهر،بلکه دخالـت مرکـزی در حـوزۀ امـور محلـی مشـخص
حوزۀبزر گتریراشاملمدرسه،پارکوفضایورزشی اسـت.آیـادر ایـران،بـاشـرایطحکومتیوسـاختار
بگوینـد کـه ظرفیـت اصفهـان 500هـزار نفـر اسـت، تحتپوششبگیرند.حدا کثرم یگویددولتهمباید حاکمیتـیموجـود،دولـتمحلیقاب لاجراسـت؟
بزر گتریـن وظیفـۀ شـورای شـهر کنونـی ایـن اسـت کمک کند. و شـهردار یها ،باتوج هبـه اینکـه تحـت یـک
کـه سیاسـ تهای جمعیتـی درسـت تدویـن کنـد تـا لطفـ ًا کرد هایـد. تجربـه هـم را شـهر شـما شـورای حاکمیتمرکزیهستند،چقدراختیاردارند کهدر
حت یالمقدوراینجمعیترشدبرو نزانداشتهباشدو چکید هایاز تجربیاتتانیاحسر تهایی کهالآن
داریـد را بـرای دورۀ جدیـد بگوییـد. حوز ههـایمختلـفتغییـرایجـاد کننـد؟
حتیا گربتوان کاریانجامداد کهمهاجرتمعکوس مشـکلی وجـود داشـت و دارد کـه مـن قبـل از اینکـه اختیـارات شـهردار یها الآن کـم اسـت .بااینکـه
اتفـاقبیفتـد،خیلـیعالـیاسـت.بایـدتالش کـرد کـه ظرفی تهـای قانونـی شـهردار یها بیشـتر از چیـزی
آببـهاصفهـانبیایـد.ایـنآبسـهم گاوخونیاسـت بـه شـورا بـروم ،م یدیـدم و امیـدوار بـودم در شـورا اسـت کـه الآن هسـت؛ ولـی درواقـع شـهردار یها بـه
بتوانـم آن را حـل کنـم و آن ای نکـه سـاختما نهای
و شـرق اصفهـان بایـد بـا آن آبیـاری شـود .بزر گتریـن جدیـد کـهقـراراسـتسـاختهشـود،بـرایهمسـای هها
رسالتایندوره،سیاس تهایجمعیتیبرای کنترل
جمعیـتاز طریـق کنتـرلصنایـعاسـت مزاحم تهـایفراوانـیایجـادم یکنـد.مـندربـار هاش
محمدعلی میرزایی 62شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
ما نتوانست هایم فضای شهر را
شاد و امیدوار کنیم
شهر و تجربۀ مدیریت شهری در گفتوگو با حسین ملایی
اولین رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان
سیدمرتضی
رضوانی
هنگام یکـه اقـدام بـه
گشـودن پرونـده شـهر نمودیـم،
حسـینملاییجزءاولیناسـامی
بـود کـهدر گـروهتحریریـهمطـرح
شـد.حسـینملاییاولینرئیس
شچـهوارارسیـااسللنامسبیت ًاشمهورفاصقفمهدایرنیکته
شـورا را در پرونـده خـود دارد.
حسـین ملایـی علاوه بـر شـورای
شـهر و فعالی تهـای اقتصـادی
درقالـب کانـونحسـناتقدیـمو
موسسهاعتباریآرمانیاکاسپین
بـا جشـنواره فیلـم حسـنات نیـز
گر هخـوردهاسـت.ویهمچنیـن
مدیرمسـئول فصلنامـۀ وزیـن
دریچـه اسـت کـه سا لهاسـت
افرستهنشماگمومهنیرکانصد.فتهاجرنبا ٔزهعشطورراآین
شهراولودغدغ ههایاودرمورد
شـهراصفهـانرادرایـن گفت وگو
دنبـال کنید.
باهمهمراهبودندوتلاشم یکردندموانعومشکلاتی شـورایاول کـهتشـکیلشـد،وضعیـتبسـیارخاصـی شـما چهـار سـال تجربـۀ ریاسـت شـورای شـهر را
را کـهبـرسـرراهبـودبرطـرف کنندوشـایددرچهارسـال حاکمبود؛بهایندلیل کهقراربودبرایاولینبارقانون داشـت هاید.تـاچـهحدشـورایشـهررایکشـورای
اولیۀشورا ،کمتریناصطکاکممکنب هلحاظاجرایی شوراهااجراشود.ریلشهرداریقراربودازوزارت کشور کاربـردیم یدانیـدوآیـاجایگاهـشب هعنـوانیـک
بیـن سیسـتم شـهرداری و وزارت کشـور و شـورا وجـود جـداشـودوموضوعاتـشازطریقشـوراپیگیریشـود. جایگاهعملیاتیونهآنچیزی کهبرایشدرمتون
داشـتوثمـر هاشهـماینبود کـهدرآندوره کارهایی شـرایطسـختیبـود.بـهنظرمنشانسـی کـهاصفهان م ینویسند،صحیحاست؟ایدئا لهایشچیست
ریشـ هایوبنیـادیومؤثـرانجـامشـد.در مـوردسـؤال داشتاینبود کهاعضایشورایشهراصفهان کاملا
وتـاچـهحدمـابـهآنایدئا لهارسـید هایم؟
63
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
جـز ایـن نیسـت کـه اختیـارات از حـوزۀ وزار تخان ههـا ماندهبود.موضوعراازطریقمجلسپیگیری کردیم. مهـمشـما کهجایـگاهوتأثیرشـورابرمدیریتشـهری،
خـارجشـودوبـرایایـنقبیـلموضوعـاتدر پارلمـان در همـان زمـان ،مجمـع کلا نشـهرهای کشـور را در اقتصادشهریومسائلپیرامون یاشچیستوچگونه
شهریتصمیم گرفتهشود.وقتیبراییکشهرطرح اصفهان تشکیل دادیم و شهرهای اصفهان ،مشهد، اسـت،بایدبگویمامروزهسـؤالیمطرحاست کهشورا،
جامـعتهیـهم یکنند،فضاهایـیراب هعنـوانفضاهای تبریز،شیراز،حتیاهوازراهمعضواینمجمع کردیمتا شـورای شـهرداری اسـت یا شـورای شهر اسـت؟ در روح
عمومیدرنظرم یگیرند؛فضاهایآموزشی،فرهنگی، نکنمیاـینم.دپگیاگنیاـیرنیامسوتاضـنوهعارادوهسـمبارالیطـایولن کموشـضیودعونمتهافیت ًاق قانون،شـورا،شـورایشـهراسـت؛بـااینوجـود،موانع
ورزشی،درمانیو....بعدازآن،سازمانمربوطبامالک مصـوبشـد کـهعـوارضسـوختدهدرصدشـود.این قمانوانوـنـعیقانهـونـمب ریاایـشرشاوهـجـموپدیدگاریـدر.میـاکردردیـهممـ؛امثنا ًدلاوزرۀطارویل،ق
توافقم یکندوآنرام یخرد.همینامروزدر اصفهان رقمامروزهرقمقاب لتوجهیاست.ا گرروزی60میلیون دوسـتانماندر مجلسپیگیرموضوعمدیریتواحد
زمی نهـای زیـادی هسـت کـه شـاید سا لهاسـت در لیتر بنزین مصرف شود ،عوارضش حدود 600میلیون شـهری بودیـم و اسـتدلالمان ایـن بـود کـه مثـل ا کثـر
ایـنطر حهـاماند هانـدوسـازمانمربـوطنتوانسـتهآن تومـان خواهـد بـود و ایـن یعنـی ماهـی 1800میلیـارد بکایـشـدورمهادیرییـپیتشـشـرفهتره،یتومـاشـموراسـایزمشاـهنرهااداریه کخنـدمدا؛تـمثیا ًرال
را بـا توافـق آزاد کنـد .ا گـر جایـگاه تصمی مگیـری همـۀ تومان.اینمنبعدرآمدبرایشهرداریموضوعبسیار مخابرات،آبوفاضلاب،برقوامثالای نها.موضوع
ای نهـادرشـورابـود،شـورایشـهرم یتوانسـتترتیبـی مهمیاست؛علاو هبراین،سوخ تهایدیگرهمبود. دنبـال شـد و اختیاراتـی هـم در همـان دورۀ اول در
اتخاذ کند کههممشـکلآنسـازمانحلشـودوهم ایناتفاقچگونهرخداد؟نمایندگانمجلسبابعضی مجلستصویبشـد؛ولیدردور ههایبعدمتأسـفانه
مشـکلمـردم،ولیالآنهمفضایخدماتـیبهوجود از افـراد مؤثـر دولـت و حمایـت شـخص رئی سجمهـور ایـنرونـدبـهچنـددلیلمتوقفشـد:یکدلیلاینکه
نیامده،هممردمعذابم یکشند.م یخواهمنتیجه توانسـتند کار را پیـش ببرنـد .ا گـر کسـی دنبـال ایـن ارادۀ جـدی بـرای حـل ایـن مسـئله وجـود نداشـت؛
بگیـرممدیریـتشـهریبایدبااختیـارات کامـلهمراه موضـوعنم یرفـت،ایـن کار صـورتنم یگرفـت؛بـرای دوم اینکـه ا گـر م یخواسـتند اختیاراتـی را از فالن
باشـد؛مثلهمـهجایدنیا کهایناختیـارات،محلی مثـال ،اصفهـان سا لهاسـت کـه درگیـر موضـوع متـرو وزار تخانهبگیرندوبهمدیریتشهریانتقالدهند،
استوتصمی مگیریواجراهما نجاصورتم یپذیرد. اسـت .فرص تهـای طلایـی از دسـت رفت هانـد .زمانـی آنوزار تخانهمقاومتم یکرد.اینمقاومتهنوزهم
متأسفانهدردور ههایگذشته،ب هتدریجوضعیتشورا نفتقیمتخوبیداشت.درآمد کشورودولتبسیار هستواینمشکلرابایددرمجلسحل کرد.دولت
نامطلوبشـدهوعلتآننبودافراد کارآمدومناسـب زیـادبـودوارزآوریخوبـیصـورتم یگرفـت؛امابهعلل هـمبایـدارادۀجـدیبـرایتحقـقاینموضوعداشـته
درایـن ِسـمتاسـت.ازطـرفدیگـر،دول تمـردانفکـر مختلفنتوانسـتندازفرصتاسـتفاده کنندووازاین باشـدوایـنمسـتلزمنوعـی گف توگـووهمراهـیمیـان
م یکننـدازدسـتدادناختیـاراتموجـبضعفشـان منابعبهرهببرند.ب هجایآنتعدادیسالنورزشیدر مجلس و دولت است .شوراهای دورۀ دوم به بعد هم
م یشـود؛ درصورت یکـه ای نطـور نیسـت .دولـت بایـد مناطقدورافتادهساخت هاند.اینخیلیخوباست، م یتوانسـتندایـنموضـوعرادنبال کنند؛بـرایمثال،
ناظروراهنماباشدودیگرانباید کارهاراانجامدهند. ولیاستفادۀ کمیدارد.وقتیموضوعاتاولوی تبندی در دورۀاولیادمهسـت کهعوارضسـوختنیمریال
متأسـفانه طرز تفکر درسـت هنوز حا کم نشـده اسـت. شود،مسئلۀمترواصفهانوبقیهشهرهایبزرگهم بـود در ازای یـک لیتـر بنزیـن بـه قیمـت 5ریـال .دورۀ ما
دلیـلایـنمسـئلهرا کـهم یگوییدمنتخبـانمردم ب هخوبـی حـل م یشـود؛ بنابرایـن ،موضـوع مدیریـت بنزیـن شـده بود لیتـری 45تومان؛ ولی عـوارض همان
منتخبـانخیلـیخوبـینبودنـدچـهم یدانیـد؟آیا شهرییکمسئلۀاجتنا بناپذیراست.هیچچار های
شـورای اول ایـن منتخبـان را داشـت و بعـد هرچـه
شـوراجلوتـررفـتاعضـاضعی فتـرشـدند؟
محمدعلی میرزایی
64شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
مـن ریشـۀ ایـن موضـوع را مسـائل سیاسـی م یدانـم. ببینید،انتخاباتیکتجربۀبشریاستوتحفۀغرب
اثهـررازمگنافـهییازتیـفاادقاتیمیدیرگـکذاشرـدوروامصـیاوفل ًتادورکوهدبافرـاریادنممؤثـسرـراائدرل است.بعدازانقلاب کبیرفرانسه کهقدرتبینسهقوۀ
ایـنمباحـثسـختوهزین هبـرم یکنـد. مقننه،مجریهوقضاییهتقسـیمشـد،مردمب هتدریج
چرا؟آیاآ نهااحساسم یکنندبایدازنظرسیاسی فشـهومدی.ادننـجدمکـ هنقهــادریتشـمهریتویانیــادبشـیورشاـتهارویبیشـشـهتررتیبجعزـیـ ًداه
هزین ههـایسـنگینیبابـتایـنقضیـهبپردازنـدیا تشـکیل شـد و اختیـارات وسـیعی از وزار تخان ههـای
اینکهآ نچنا نکهبایدوشایدازنظرمراجعحقوقی، آ نهـا جـدا شـد .آ نهـا در طـول 200تـا 250سـال ایـن
قانونیوقضاییحمایتنم یشوند؟ تجربـه را بـه دسـت آوردنـد کـه انتخـاب افـراد مناسـب
دلایلمختلفیدارد.فکرم یکنمقبلازشـورامسـئلۀ بـدون تشـکیلات حزبـی ممکـن نیسـت؛ یعنـی هرجـا
مجلـسبـرایمـامه متـربـودهاسـت؛چـونآنجامحل پارلمان،انتخاباتوشوراهست،بایدتشکلاتحزبی
قانو نگـذاری اسـت و نخب ههـای کشـور بایـد در آنجـا قدرتمندومتنفذنیزوجودداشتهباشد.حزبفردی
حضـور یابنـد .زمانـی یکـی از نمایندگان مجلـس (آقای را کهقرار اسـتب هعنوان کاندیدامعرفیشـودانتخاب
توکلـینمایندۀتهـران)م یگفـتنمایند ههامعتمدان م یکنـد؛ سـپس توانایـی او را بـرای حـل مشـکلات
مرد ماند،نهنمایندگانآ نها.نمایندهبراینداندیش هها بررسـی و بعـد او را بـه مـردم معرفـی م یکنـد .از سـوی
وعقایداستوبایدنخبهباشد؛چونتصمی مگیریدر دیگر ،وقتی حزب وجود داشته باشد ،احزاب مواظب
سطح کلان کشورنیازبهافرادنخبهداردتادوراندیشی همدیگـرهسـتند.نقـادیوانتقـاداز احـزابحاکـمدر
کنـد کـه لایحـ های کـه قـرار اسـت در مجلـس تصویـب کشـورهاییمثلانگلیسبهوسـیلۀپیشـرفتتبدیل
یـا رد شـود ،چـه عـوارض و عوایـدی بـرای ملـت دارد .از کاشـرگدرهکاامسـل ًاتح.اواگرسحزشببهمآحنافهظس هکتاروهحارکروزمادسرـپتی،یاحفزتنب
ابتدایانقلابصدهایاشایدهزارانلایحهوقانوندر نقط هضع فهـایهمدیگرنـد.احـزابهزین ههایشـان
مجالستصویبشدهاست؛اماشایددهدرصدآنبه راخودشـانم یپردازندو کارآمدهسـتند؛امادر کشـور
مرحلهاجرارسیدهباشد.چرا؟یاقانونمشکلداشته نمـاظـادرههتـاوعجـنـوواددناربـد.هبـنـراامیآحرانهسـاهتزی،نسهـامزمیاکننیبامزرونسـهاییت ًاو منبهبعضیدوستان
اسـتیابعضیاز اینقوانیننابجاونادرسـتبود هاند نتیج هاینم یگیریم.منفکرم یکنمازاشکالاتبزرگی اصلا حطلبخودمان
وآثارشانبعدمشخصشدهاست.بسیاریاز بزرگان کـهوجـودداردهمیـناسـتودر ایـنمـوردب هصـورت همم یگفتموبازهم
اصو لگـرا ،کـهسـا لهادر مجلـسبود هانـد،خودشـان م یگویم کهشأناین
معتر فانـد کـهتـاتشـکلاتحزبـیمحکـمومـدونبـه کلاندچار مشـکلیم. شهرنیست کهباوجود
وجـودنیاید،نم یشـودانتظارداشـتنیروهـایبالقوه جالـباینجاسـت کـههرجـاباهرکسـی کهدسـتی ای نهمهافرادنخبه،
واردمرا کزقانو نگذاری کشور شوند.در کشوری کههر بـر آتـش مسـائل سیاسـی دارد ،ایـن بحـث را بـاز کارشناس،مدیران
دوسالی کبارانتخاباتدارد،دیگردورۀخطاوآزمون م یکنیم،بههمینمسئلهنبوداحزابیانهادهای باسابقهومهندسان
گذشتهاست.مادیگرفرصتاشتباه کردننداریم.در مدنیاشارهم یکند.وقتیاینموضوعتااینحد خبره،افرادیبخواهند
حالحاضر ،کشـورهایدرحا لتوسـعهباهممسـابقه بدریاگیرایهنمکههمملاموشایسدابسهشت،کپلاسصچلراینحهل،نولمیینشهوایدت ًا؟ وارد شورا شوند و برای
گذاشـت هاند کـه هـم از امکانـات و مزی تهـای نسـبی دوطیـفاصو لگـراواصلا حطلبداریم کههنگام آ نهاتصمیمبگیرند که
داخلـی کشورشـاناسـتفاده کننـدوهـماز امکانـاتو انتخابـاتتعدادی کاندیدامعرفیم یکننـدومردم فاصلۀزیادیباآ نها
مزی تهاینسبیجهانیوهرکدامرابهطریقیجذب قهـبـملآ ،کنـهـهامرثاامًلایعشنضـااسـیندشـوورمابییدانشـنـتردادصرلداورح هطهلــایب دارند.علتاینکهما
کننـدتـاچـرختوسع هشـانرابچرخاننـد.مـادر همـان بووندهنایدتـً ،امتوفصقمییـتمبمی یگشیتررنبودبـدههیکاددارمدنومراۀیانصد هوهـلگارراأهای ای نقدردچارمشکل
مراحلابتداییماند هایموشاخصتوسعه کشورماناز دهنـد.اتفـاقموردنظـرشـما،صددرصـدنـه،ولـی شد هایمهمیناست.
100بالاتراست؛بااینکهدر کشورامکاناتفراوانیداریم تاحدودیم یافتد؛بنابراین،شـایدنشـودتقصیر چرا مترو ما باید از همه
وازنیروهایانسانیخوبیهمبهر همندیم؛پسچرابه را گـردنایـنموضوعانداخت.مام یگوییمشـاید عق بترباشد؟چرااز
ایننقطهم یرسـیم؟درانتخاباتریاسـ تجمهوری، سنگبنا کجنهادهشده،ولیطبقتعبیرشمادر هماندورۀاول کارهای
تمـام افـرادی کـه کاندیـدا شـد هاند چهر ههـای دورۀاول،شورایخوبیبرسر کارآمدهبودهاست. عمرانیسنگینی که
شناخت هشد هبودند.شماباورم یکردیدآقایروحانی پـس چـرا آن رونـد ادامـه نیافت؟ چـرا دیوار شـورای شهر به آن نیاز داشته،
رأی بیـاورد؟ معلـوم نبـود .مـردم آمدنـد ،رأی دادنـد و حرفشـشهـرمکا کجاملش ًادد؟رسـتاسـت؛ولیعکساینقضیه انجامنشدهاست؟
نبـود.چرا ااییشـنگاوننرهأایسآورتد؟؛ووالـقع ًیاتمحلییـشولدهمیصچاکلـح کسایـشورن هـم هسـت .در شـهرهای بـزرگ مشـکلات کمتـری چرابرایدرآمدهای
راای نطور نسـبتبـهشـهرهای کوچـکم یبینیـد.درشـهرهای نادرستشهرداری
ودیبردر؟سـدریکهاشویربهاسـییاردیدگقریبقـراییانصـتورخابتامتنیگیظـرردس؛نمثجا ًلیهدرا بـزرگ ،بخـش عمـد های از ایـن انتخابـات ب هصـورت چار هاندیشینشده؟
فرانسه،برای کاندیدایریاستجمهوریاحزابدیگر، جناحـی اسـت .اصو لگراهـا و اصلا حطل بهـا افـراد بودجۀامسالشهر
تحقیقـات بسـیار دقیقـی انجـام دادنـد و وقتی متوجه برجستۀخودشانراب هعنوان کاندیدامعرفیم یکنند؛ اصفهان3هزارمیلیارد
شـدند مضراتـی بـرای کشـور دارد ،نگذاشـتند چنیـن امادرشهرستا نهااینامربیشترقومیومحلیاست. است.اینبودجهباید
اتفاقی بیفتد؛ چون منافع و مصالح ملی فرانسه برای م یخواهـم بگویـم ایـن مطلـب دال بـر ایـن اسـت کـه از شهر به دست آید.
ایـن گرو ههـامهـماسـت.مااولیـن کشـوردرخاورمیانه موضـوع حـزب ضـروری اسـت .چـرا هنـوز ایـن امـر بـه ا گرافرادهوشمندیبر
بودیم کهمشروطیتودموکراسیداشتیم.ماازترکیه نتیجهنرسـیده؟بایدبهدنبالدلایلدیگرآن گشـت. سر کارباشند،درآمدرااز
همجلوتربود هایم؛ولیچراالآنای نگون هایم؟بهنظرم جاهایدرستوسالم
اشـکالدر نهادهـایمدنـیوقانونـیاسـت کـهشـکل کسبم یکنندواگر
مناسـبنگرفتهاست. نباشند،دیگرانبرایشان
تصمی مگیریم یکنند.
65
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
در بح ثهـایمختلـفجـابینـدازم. شـما فـردی سیاسـی هسـتید؛ تـا چـه حـد شـورا را
خطبندیتانبرایاصو لگراهامشخصاست؟ نهـادیسیاسـیم یدانیـد.بعضـیم یگویندشـورا
هیچدونفرینیسـتند کهنظریکسـانداشتهباشند؛ نهـاد سیاسـی نیسـت و نهـادی تخصصـی بـرای
ولیخداتوفیقداده کهبتوانمباسعۀصدرباهم ه،با برنام هریـزیومدیریـتشـهریاسـتونبایدنگاه
علما،روحانیونوافرادمختلفدربارۀمسائلعمومی سیاسیدراینفضاغالبباشد؛پسا گربخواهیم
صحبت کنم.قبلازتغییراتشهرداری(عوضشدن ایـنمسـائلرابـه گـردناحـزاببیندازیـم،دوبـاره
شـهردار) ،اختلافـات زیـادی بیـن شـورا و شـهرداری فضـاراسیاسـی کرد هایـم.
بـود.مـنوقـتزیـادیصـرف کـردمتـاایـناختلافـات حـرف شـما درسـت اسـت .ای نهـا دو موضـوع
ح لوفصـل شـود .در جلسـات متعـددی بـا شـهردار جدا گان هانـد :کار احـزاب ایـن اسـت کـه بـرای مسـائل
صحبت کردم؛همچنینجلسـاتیباحضورشـهردارو شـهریافـرادمتخصـصراشناسـاییومعرفـی کننـد.
اعضایشورا کهاختلا فنظرداشتندبرگزار کردم.باید احـزاب هوشـمند م یداننـد کـه شـورا جـای فعالیـت
ایـن اختلافـات را در فضـای مسـالم تآمیز حـل کـرد؛ سیاسـی نیسـت .در دورۀ اول انتخابـات ،مـا دو گـروه
زیـرادرصـورتادامه،بهشـهرضررم یزند.مـنازروابط اصلا حطلبواصو لگرابودیموازهمانروزاول کهشورا
دوسـتان هامباهمۀطی فهاوجریاناتاسـتفاده کردم تشـکیلشـدقرار گذاشـتیم کهدیدگا ههایسیاسـیرا
قواطگرع ًامپایسـخوخاسیتنممبایگدریفتدگام؛هولسییاآسنهیافخوهدمیمپدیند کشبهرموم،ن دخیل نکنیم و یکی از دلایل موفقیت هم همین بود
و اصـولا چـار های جـز ایـن نیسـت.
صادقانـهبـرایاصفهـانتلاش کـردم. بـرای افـراد سیاسـی ایـن تصمیـم سـخت اسـت.
تـا چـه انـدازه تغییـر شـهردار را بـه صالح شـهر چگونـه بـه ایـن تصمیـم رسـیدید؟
شایدتعقلورزیدیم!حقیقتاینبود کههمۀاعضای
میدانیـد؟ شـورا ایـن را م یدانسـتند کـه شـهر اصفهـان فرصـت
درموردتغییراتاعضایشورابایدتصمیمبگیرند.ا گر اشـتباهندارد.منرئیسشـورابودموسـعیمااینبود
اخختطلرابیفنندظازردهـ،اماطنـودرنیدبیاگشرـقدطکـع ًهابمهنصافلـعحکعشموورمنـییسرابـته. کمثها ًدلرتدرماحـماوتافداقاثتتییرکمـاههمسیـاافتلاد8با7آ،رافمضـاشبیرخسـونرگدیکننییبـم.ر
در کشـورهای غربـی تـا بحـث منافـع و مصالـح ملـی کشـور حاکمبودواصفهانهممسـتثنانبود.ماتمام
م یشود،اختلافاترا کنارم یگذارند.ا گراینتشخیص نیرویخودرابه کار گرفتیموب هکمکنیروهایامنیتی
بدارشسد،تاخسوبتا،قسطتع ً؛ااولییناوگرضبعگیوینتادداهمرهچنهخموااهمدییگاوفییتم. وانتظامیواستانداریتوانستیمآرامشراحفظ کنیم.
درآنزمان کهاصطکاکشـدیدیبینشـورایشـهرو ا گـرتعقـلنم یورزیدیم،هـر گروهیازمام یخواسـتاز
شهرداریپیشآمدهبود،منباهمهتماسداشتمو ایـنصحن ههـابـهنفـعخـودشبهر هبـرداری کنـد؛امـا
همـهم یگفتنـدبااینوضعیـتفقـطانرژ یهابیهوده تمـامنیـرویمـاصرفحفظآرامششـد.حلمسـائل
کشوردرآرامشامکا نپذیراست.ا گراوضاعآرامباشد،
هدر مـ یرود. افـراد نخبـه و صاح بنظـر مسـائل را تجزی هوتحلیـل
چهنمر هایبهشـورایشـهرفعلیوشهردارفعلی م یکنندورا هحلمناسبارائهم یدهند؛اماا گرآرامش
نباشـد،همـهم یگوینـدبگذاریدببینیمچهم یشـود.
م یدهید؟ انتخـابافـرادباصلاحیـتهنراحزاباسـت.ایـنافراد
مـن بـه بعضـی دوسـتان اصلا حطلـب خودمـان هـم ا گـرانتخـابشـوندهمتخصـصدارنـدوهـمتواناییو
م یگفتـموبـازهـمم یگویـم کهشـأناینشـهرنیسـت وقتی وارد شـورا شـوند ،مسائل شـهری را جدا از دیدگاه
کـهباوجـودای نهمـهافـرادنخبـه ،کارشـناس،مدیـران سیاسـیحلم یکنند.تعریضخیابان،ایجادفضای
باسابقهومهندسانخبره،افرادیبخواهندواردشورا سبزوساختپل،چپوراستنم یشناسد.باید کار
شـوندوبـرایآ نهـاتصمیـمبگیرنـد کـهفاصلـۀزیـادی بـهبهتریـننحوانجامشـود.احـزابونهادهایمدنی
بـاآ نهـادارنـد.علـتاینکـهمـاای نقـدر دچـار مشـکل بایـدباشـندوتالش کننـدافـرادباسـابقهوشایسـتهرا
شـد هایمهمیناسـت.چرامترومابایدازهمهعق بتر معرفـی کننـد؛البتـهبـهایـنشـرط کـهبعـداز انتخـاب
باشد؟چراازهماندورۀاول کارهایعمرانیسنگینی شـدنتـاپایـاندورهباسیاسـتخداحافظی کنند.
کـهشـهربـهآننیـاز داشـته،انجـامنشـدهاسـت؟چـرا شـمابشـخصهتالشخاصـی کرد هایـدتـااحـزاب
بـرای درآمدهـای نادرسـت شـهرداری چار هاندیشـی شـکل بگیرد؟
نشـده؟بودجـۀامسـالشـهراصفهـان 3هـزار میلیـارد پاسـخم منفـی اسـت .مـن از سـال 87کـه مدیریـت
اسـت.ایـنبودجـهبایـدازشـهربهدسـتآید.ا گـرافراد مؤسسـۀ مالـی را عهـد هدار شـدم از فعالیـت سیاسـی
هوشمندیبرسر کارباشند،درآمدراازجاهایدرست کنـاره گرفتـم؛ چـون مسـئولیت سـنگینی داشـتم و
وسـالم کسـبم یکنندوا گرنباشند،دیگرانبرایشان مدیسگـرائاصلل ًادفشرـواصرتی بـشوخد کـصهیببایرـادیاحمـورل مسییاشسـدی.نددارواشقتـعم
تصمی مگیریم یکنند.ازسویدیگر،بههمینبودجه و الآن هـم نـدارم و از ایـن نظـر بایـد غبطـه بخـورم .ایـن
بایدتوجه کرد که کجاوچگونههزینهم یشود.وقتی کار راهمبهدلیلحساسـیتویژ های کهداشـتناچار
ترا کـمم یفروشـندیـازمیـنتفکیـکم یکننـدومحـل بنسایبارایسـنت،فازعالسیـالت ک7ن8مبـ؛وهلبعیـقدبل ًدای کگـهر شـدم ادامـه دهـم؛
ابدارصآشاـملدد.حشـکدااررآمنـاشـزداویرواثاایننـریـا ًناهاامسوـسـقـتعت،کـهبزاهییانـودل ًهاحرکاـوراهدسینپشـیـداقدانبکتنهکپندنبولراد.یش نتوانستمدرزمینۀ
دکتـرساسـان گفتنـد کـهدر وضعیـترکـودحاکـم، بامجموعهبودمتلاشم یکردماعتدالونخب هگراییرا
شهردار یهاوشورایشهرم یتوانندبرایخروجاز
66شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
جدیـدیآمد هانـدبـهنـامتحولخواهانولیسـت رکودبسیار کمک کنندوباتوجهبهبودج های که
جدا گانـهتشـکیلداد هانـدوحرفشـانایـناسـت هرشهرداردشهررانجاتدهد.شمااینموضوع
کـه ری شسـفیدان نسـل اول پسـ تها را تصـدی
کرد هاندوبهنس لهایدوموسوماعتمادنم یکنند راچگونهتحلیلم یکنید؟
کـهآ نهـارابـه کار گیرنـدوبـاور کننـدم یتواننـد کار درفضایرکود،دول تهاوشهردار یهابافعالی تهای بعض یهاتصورم یکنند
کنند.آیاآ نهااشتباه کردند کهاعتقاددارندنباید بیشترعمرانیم یتواننددربهبودفضا کمک کنند.ا گر منظور از فضای شاد
بیس توچندسال ههاقدرترابهدستم یگرفتند شهرداریمبالغیازبودج هاشراصرف کارهایعمرانی ایناست کهدر گوشهو
و تجربـۀ موفقی نبـوده و برای همین امـروز از قدرت بکنـد،خـوداینفعالیتعمرانیاحتیاجبهنیـروی کار کنارشهرفضایمطربی
دادنبـهجوانـانهراسدارندیااینکهحبقدرت دارد،احتیاجبهمنابعومصالحدارد.ا گردولتهماین راهبیندازیم.ای نگونه
آ نهارا گرفتهاست؟دلیلچیست کهجوا نترهارا بدهکار یهـای کلانرانداشـتوبودجـۀبیشـتریبـه نیست .کارهایدیگری
یـابـازینم یدهندیا کمتـربـازیم یدهند؟ فعالی تهایعمرانیاختصـاصم یداد،فعالی تهای همم یتوانبرای
اصلموضوعب هطورمجرددرسـتاسـت؛چونآد مها دولـتوشـهردار یهام یتوانسـتبـهرفـعرکـود کمـک شادی انجام داد .ا گر
ب همرورزمانازصحن ههاخارجم یشوند.هوشمندی کنـد.زمانـی کـهمـادرشـورابودیـم ،کارکنـانشـهرداری بهداروخان ههامراجعه
ایـن اسـت کـه نهادهـا کادرسـازی کننـد تـا در نبـود 4000نفـربـود؛الآنم یگوینـد کارکنـانشـهرداری12000 کنیدمتوجهم یشوید
گـرای نطور نخشوددهشـ،اواقناع ًفـاارایردامدنواارسـداسبجتایوگازسیتندلاشـلونشاد.نا نفـر اسـت ،ا گـر حقـوق هرکـدام را ماهـی 2/5میلیـون بیشترینفروشدارو
قاب لتوجه مدریلنیـظاـرردبتگویمرـیـامنحشـقـهروداقرویمبزـایرـاابیادیهـ ند.هـآایـباایوـاقدعـمًاابـهـهاییـ30ن مربوطبهاعصاب
ابسدـانمت.ومـضعنیمتأتسـچفگانونههاداسخـتلآوبنعمض ًجامجوعسـتهنهیوگرسیـتختم کهـبها تعـداد نیـرودرشـهردارینیـازبـوده؟مدیریـتصحیح است.اینیعنیشهر
منصحبتم یکنند.منبهآ نهاسـفارشدوسـتانه شـهری ایـن اسـت کـه شـهرداری ایـن بخ شهـا را بـه بیماراست.
م یکنـم کـه شـما امـروز هـم فرصـت اشـتباه نداریـد و بخـشخصوصـیانتقالدهـدوخودشنظـارت کند، ماآنموقع کار
بایـدبـاهـممذا کـره کنیـدوایـنموضوعـاترابـاتفاهم چراالآنوضعیتای نگونهنیسـت؟مانتوانسـت هایمدر بزرگی کردیم.مجمع
حـل کنیـد.ا گـرایـن کاررابکنیـدم یتوانیـددر کنارهم سـا لهای گذشـتهدرسـتنظارت کنیم کهایناتفاق کلا نشهرهایکشور
نیروهایبالقوهوتوانمندرامعرفی کنید؛اماا گربینتان افتادهاستوهرچقدربتوانیمبودجۀجاریرا کاهش راماتشکیلدادیم.
اختالف افتـاد و هرکـس خواسـت راه خـودش را بـرود، دهیـم و بودج ههـا را صـرف کارهـای عمرانـی بکنیـم، سوختراماپیگیری
نفعـیبـرایهی چکـدامنـدارد.اصـلحرفـی کـهجوانـان کردیموبهسرانجام
م یزننـد درسـت اسـت؛ امـا چگونگـی عملـی شـدن بیشـتربهرفعرکـود کمـک کرد هایم. رساندیم.نفتآنموقع
آنرابایـدبـا گف ت وگـومشـخص کننـد.اینکـهبگوییـم در مدیریـت شـهری مد لهـای مختلفـی وجـود 8و 9دلاربودودولت
ری شسـفیدها مانـع هسـتند حـرف درسـتی نیسـت. دارد.دربعض ی کشـورهایغربیشـوراییهسـت ب ههی چوجهحاضرنبود
دوسـتانماشـاید گاهیازاینجمعیتفاصلۀزیادی وشـهردار قـدرتزیـادینـداردوبرنام ههـازیـرنظـر بار جدیدی را تحمیل
گرفت هاند؛ب هطور یکهآ نهااحساسجدایی کرد هاند. شـورا اجـرا م یشـود .در مـدل دیگـر مدیـری قـو ی کند.ماتلاشفراوانی
یک کارتوأمانلازماست.منبااینکه گرفتارمبهدنبال و توانمنـد وجـود دارد کـه قـوۀ مجریـه شـهر اسـت کردیم.آ نقدراین
ایـنهسـتم کـهبـادو گـروهصحبت کنم،شـایدبتوانم و خـودش اید هپـرداز اسـت و شـورا در ادارۀ شـهر کارهاسنگینبود کهما
نظراتشانرابههمنزدیک کنم؛چونسختمعتقدم کمکـشم یکند.بهنظرتانبـرایاصفهانیاحتی دیگرتوانیبرایانجام
ایـنمطلـببایـددروناصو لگراهـاحـلشـود.ا گراین اموردیگرنداشتیم.
اختلا فهاحلنشودمعلومنیستافرادشایستهبرسر کشـور کـداممـدلمناسـباسـت؟ متأسفانهمابهبسیاری
کاربیایندیانه.منازاینم یترسم کهدوبارهچندنفر مـشـهنرفداکـررامسـ یکتنـ .قمبازا ًلم گهف تمـترمیـنهناودظهـایاـیفمشـدنـورایانبتایـخـدادبر اهدافدیگرنتوانستیم
خوانندهوورزشـکارواردشـوراشـوندوبرسـرهی چوپوچ انتخـابشـورامؤثـرباشـند.همیـننهادهابایـدبهفکر برسیم،ازجملهایجاد
بجنگند.اصو لگراهاباهمتوافق کنندواصلا حطلبان شـهردارهـمباشـندتـاا گـرحـزبیـا گروهشـانا کثریـت فضای شاد در شهر.
هـمبـاهـم.ایـنبهنفعهمهاسـت. آرارابـهدسـتآورد،بلافاصلـهشـهردارراانتخـاب کنند؛ ما از این بابت حسرت
مـننگشـرانخیاص ًاصبـلایشـشناماخبتراییکـشههارزاصشـفههراانص.فهـان دارم، شـهرداری کـهبتوانـدمنویـاتشـوراراخـوباجـرا کند. م یخوریم.ازسوی
بجهانـشـدب اتسـنگـترا :انول ًواضـشـعهآریانـصدفۀآهـنـامن.انگسـرتانـعیدامدـ جنامزعچیـنـدت منحتیبهذهنمرسید کهخوباستهر گروهی که دیداگدری ،کماپرایهاهیشیدکوهااننصجااف ًما
موجودش را ندارد؛ چه برسد به اینکه باز هم جمعیت فهرسـتم یدهند،هما نجاشـهردار منتخبخودرا شوراهایبعدیهمآن
بهآناضافهشود؛چهب هلحاظآ بوهواوچهب هلحاظ اننویـشـزلتومادع؛لرفچـشیوککرننندـکیـادرم.اتـشـا یوکرشاـانوراظشـااکرصها ًالتیادرنسگـگیـونرته.کباـمرـورهـزدا.بامـییـااددجرکراادیـمورا ًیۀل راپی گرفتند.
موقعیتجغرافیایی.دوماینکهسازما نهایخدمات جـداباشـد.شـورابایـدتالش کنـدبهتریـنفـردرابـرای
شـهری اصفهـان دچـار مشـکلات بزرگ یانـد .شـهر شـهرداریانتخـاب کنـدووقتـیانتخـاب کـرد،مـرزش
اصفهـانازاولیـنشـهرهاییبـوده کـهشـبکۀفاضلاب راجـدا کنـد؛چـونخـودشهـمقانو نگـذاراسـتوهم
داشته؛امااینشبکهفرسودهاستوتحملبارگذاری ناظر.شورابایدبگوید:بس ماللهآقایشهردار!اینشهر،
ابیصل ًشـاتترحرانمـدلارشد.دنمیشنـیکسلدیت.گـمرتوروضـساعلتیراافنیـطوکلاانسـیاتسکـته ایـنمسـائلشوایـنلوایحش!تصمی مگیـریبرعهدۀ
کهناتمامماندهاست.مشکلبعدیآباست .کمبود
آبخطربالقو هایاست کهاصفهانراب هشدتتهدید خـودتاسـتومـافقـطنظـارتم یکنیم.
م یکنـد .ایـن نگرانـی وجـود دارد کـه بـا وضـع موجـود شماکدامنقششوراراپررن گترم یبینید؟
نقشنظارتوقانو نگذاری؛چونا گر کارخودرادراین
بخشانجامندهند،بایددراجراسهیمشوند.بایدهر
دووظیفهراباهوشمندیانجامدهند.
امسـال در کنـار لیسـت اصلا حطلبـان گـروه
67
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
م یگوینـد اصفهـان شـهر کار نیسـت و صاحبـان آ نهاراپای هگذاری کردوشورایدومبهسرانجامرساند دحیتگمرـ ًاامخکابـرنآدبارییـارد کیفهدضرابعیضـسـبیزماشـهههراایصفسـهاالنندرباخشتـاد.ن
کار ب همحـضاینکـهرشـدم یکننـداز اصفهـانفـرار و پیگیـری قانـون شـوراها کـه بخشـی از آن حـل شـد. را بـا تانکـر آبیـاری م یکننـد .زنـگ خطـر نواختـه شـده
م یکنند.تاچهحدفکرم یکنیداینحرفدرست مجموعۀفعالی تهایی کهآنموقعانجامشدبرایما اسـت و ا گـر ایـن وضـع ادامـه یابـد زندگـی در اصفهـان
خوشایندبودومنوقتیبهآ نهافکرم یکنماحساس خطرناکم یشـود.روزی 1500تا 1600تنموادآلاینده
اسـت و دلیلـش چیسـت؟ در ایـن شـهر فروم یآیـد و سالمتی مـردم را در معـرض
تا حدودی درسـت اسـت .بخشـی از آن به روحیۀ خود راحتیم یکنم. خطـرجـدیقـرار دادهاسـت.ای نهـابـرایمـردمشـهر
اصفهان یهـامربـوطاسـت کـهخیلـیبـهرفتـاردیگـران بعـدازآن ،هی چوقـت اعضـای شـورای شـهر دوم و مسـائل مهمـی اسـت .ده سـال پیـش بایـد بـرای ایـن
حسـا ساند و بی شازحـد کنجـکاوی م یکننـد .مـن امـور چار هاندیشـی م یشـد تـا بـه ایـن نقطـه نرسـیم.
عقیـد هامایـناسـت کههرکسبتواندب هصـورتحلال سـوم از شـما مشـورت خواسـتند؟ ا گـرالآنهـمتصمیـممناسـب گرفتـهنشـود،در آینـده
مـال فـراوان بـه دسـت آورد ،بایـد دسـتش را بوسـید. ودبرعدوضـر ًاهههــامیمـمنخمتلـیرففتـیکمـو بیـا آدنـوابـانرصجلحبـسـهتگمذایکـشـرتدنمد؛ امکانزندگیبرایخودمانوبچ ههایماندراینشهر
من کسـانیرام یشناسـم کهوضعمالیخیلیخوبی ولـی جلسـات ب هطـور مسـتمر نبـود .مـن معترفـم کـه وجودنخواهدداشت.اینمشکلاتمربوطبهفضای
مهـ یمپردارسـنـیدم،،ولـحـری تفهـرشاـمناکراارممیزنیکنـننـد.دم.ثوا ًقلتـمییگعولیتـنـداشگررا بعـدازمـاهمطر حهایتدوی نشـدهدنبالشـد؛البته عمرانیشهراست.درفضایفرهنگیوضعیتبدتری
بـافالنمـدلماشـینبیاییـمم یگوینـدایـنرااز کجـا نـهبـاسـرعتی کـهدر دورۀقبـلشـروعشـدهبـود.مـن حا کم اسـت .افسـردگی شـدیدی بر مردم غالب است.
اآوسرـدهت؟؛یمکثا ًیلبدایرگهـراازبـمهمشـکلناگـزاتر،برشوکرشاـسدهیکـپیهاچدایرۀدۀداارداایرـیی در دورۀدومهـمیـکسـالیدر شـورابـودم.در جلسـۀ رفتـار مـردم بـا یکدیگـر نامناسـب اسـت .ایـن مسـئله از
در کارهـاسـن گاندازیم یکنـد.فـردیهسـت کـههم خداحافظـی بـه شـهردار و شـورا گفتـم کـه شـهرداری رانندگ یهاورفتارمردمدرفضاهایعمومیپیداست.
اینجـاوهـمتهـران کارم یکند.درتهـرانباداراییهیچ باید مشاور داشته باشد و با مشاور قرارداد ببند و برای ای نهـانشـانازبیمـاریدرونـی،خسـتگیوافسـردگی
مشکلیندارد؛ولی کارشدراصفهانبامشکلمواجه سـا لهایبعـدبرنامـهداشـتهباشـدو کارهایاساسـی ششــودریابدایدادردج .بًداایتـلاد فشضـکانیداعممکاونماـیتوشتـهحرولرااتتغییایزـرطردیادق.
اسـت؛بنابراین،اغلبترجیحم یدهنددفترهایشـان انچنجـادمتـداهچادلـ.اهگپرـرشـکنهنرـدادریـاینبهرنایاتمـ ًاهآنسـدافالشـتتهباخیشاباد ،نشهـایاراد علما،صداوسیماومرا کزفرهنگیبهوجودآوردتافضا
راسیدر تسـهتـرام اندراارهانـی،دارزواینکننینـسـد.دتر.باخصـول ًاشهـاسییسـدیتگـمرباهیــمد شـادترشـود.بعض یهـاتصورم یکنندمنظـورازفضای
ب هگونـ هایباشـد کـها گـر کسـیبخواهـد کار تولیـدیو عـوض کننـد. شادایناست کهدر گوشهو کنار شهرفضایمطربی
اقتصـادی انجـام دهـد ،همـه در خدمتـش باشـند ،نه نظرتاندربارۀانتخاباتشوراهاچیست؟ راه بیندازیـم .ای نگونـه نیسـت .کارهـای دیگـری هـم
مـن خیلـی امیـدوارم نوعـی تعامـل و همـکاری بیـن م یتـوان بـرای شـادی انجـام داد .ا گـر بـه داروخان ههـا
اینکـهسـن گاندازی کنند. گرو ههایاصلا حطلبواصو لگراایجادشودوشورایی مراجعه کنیدمتوجهم یشـویدبیشـترینفـروشدارو
چـرااجـرایقوانیـندر اصفهـانبـا کل کشـور فـرق تشـکیلشـود کـهبـهارزششـهرتوجـه کنـد.اینشـهر مربوطبهاعصاباسـت.اینیعنیشـهربیمار اسـت.
سابقۀ کهنیدارد.بسیاریدربقیۀاستا نهای کشور
م یکنـد؟ دیـدگاهخوبـینسـبتبهمـاندارندوتصـورم یکنندما چراشهرافسردهوبیماراست؟
حقیقتشایناستدرچندسالاخیر،حوزۀمدیریت از همۀامکانات کشـور اسـتفاده کرد هایم؛درصورت یکه مانتوانست هایمفضایشهرراشادوامیدوار کنیم.
اصفهـانفلـجشـدهاسـت.مدیـرانلایـقوتوانایـیدر ای نگونـه نیسـت .زمانـی مدیریـت کشـور در همـۀ دلیلـش چیسـت؟ مسـائل اقتصـادی ،سیاسـی،
اصفهـانبودنـدودیگـرنیسـتند.فعل یهـاانسـا نهای بخ شهـابـهدسـتچنـدوزیراصفهانیانجامم یشـد نبـود جشـنوار هها؟ چـه چیـز م یتوانـد علـت ایـن
خوبـیهسـتند؛ولـیانسـانخوببـامدیرخـوبفرق و اصفهان یهـا چـون مدیـر و مدبـر و باهـوش و توانـا
م یکند.مابایددنبالمدیرخوبباشیمتاسیستمرا بودنـد،ب هخوبـی کشـور راادارهم یکردنـد.حـالا چـرادر افسـردگی باشـد؟
شـهرخودشـانشـورایخوبـینداشـتهباشـندتـاامـور زیهـامدۀادیار ند.هباعمؤثضـ ًرانمد.هاشجـمراابانشدهرربدیتررویـب هنرویشـیراید کطهزمنهداگـجیر
مدیریت کند. خودشانرامدیریت کنند؟امیدوارم کهدرهردوجناح م یکننـد.فاصلـۀطبقاتـیزیـادوجـوددارد.بیـکاریو
نظرتـاندربـارهماهنامهماچیسـت؟چهنقدیبر تعقلـی حاصل شـود و شـورای شـهری درخـور اصفهان مشـکلاتاقتصـادیزیـادیوجـوددارد.فرزندانسـن
بـالا و بیـکار ،خانواد ههـا را عاصـی کرد هانـد .مجمـوع
آن داریـد؟ تشـکیل گردد. ای نهـامحیـطشـهرراناسـالم کردهوباعثشـدهشـهر
بسـیار عالـی اسـت .از بـس ایـن قبیـل مجالت کـم خیل یهام یگوینـددر اصفهاننم یشـود کار کرد.
اسـت ،بایـد چندتـای مانـده را روی چشـم گذاشـت. اصفهـان سـرمای هگریز اسـت .خـود اصفهان یهـا ب هلحـاظروانـیدچـارمشـکلشـود.
حقیقـتایـناسـت کـهشـبک ههایاجتماعـ ی ک مکـم شـما سـا لها در فضـای مدیریتـی بود هایـد .الآن
ذائقـۀمـردمراعـوضم یکننـد.روزنامـۀشـرق،بااینکـه حسـرت چـه چیـزی را م یخوریـد و م یگوییـد
جـزءروزنام ههـایپرخریداراسـت،موقعیتیـراژ90هزار
نسـخهداشـتوالآنبهی کسـوم کاهشیافتهاست. ا یکاش آن سـا لها ایـن کار را کـرده بـودم.
مجلۀشمامقال ههایارزشمندیدارد؛باای نحال،فکر مـاآنموقـع کار بزرگـی کردیـم.مجمـع کلا نشـهرهای
م یکنیدچندتاازآنفروشم یرود؟منبرایچندتااز کشورراماتشکیلدادیم.سوختراماپیگیری کردیم
دوسـتانخودمآنرابهرایگانوبا کاورفرسـتادم.بعد وبهسـرانجامرسـاندیم.نفتآنموقع 8و 9دلاربودو
از چنـدمـاهدیـدمهنـوز در همـان کاورهاسـتوحتـی دولـتب ههی چوجـهحاضـرنبودبـارجدیدیراتحمیل
بـازشنکرد هانـد.مشـکلماباخوانـدناسـت.درژاپن کند.ماتلاشفراوانی کردیم.آ نقدراین کارهاسنگین
مگرتلویزیونیاشبک ههایاجتماعیندارند؟پسچرا بـود کـهمـادیگرتوانیبـرایانجاماموردیگرنداشـتیم.
تیراژیکروزنامه6میلیوناست؟چراآ نهام یخوانند متأسـفانه مـا بـه بسـیاری اهـداف دیگـر نتوانسـتیم
ومانم یخوانیم؟درجلس هایازمنپرسیدند:اقتصاد برسـیم ،ازجملـه ایجـاد فضـای شـاد در شـهر .مـا از ایـن
مقاومتـییعنـیچه؟ گفتم:یعنـیژاپن،یعنـیآلمان. ابنابـجاتمدحادسیـرمپاتیمه یشـخدورویـانم.صاازف ًاسـشـوورایهدیاگـیرب،عکادرهیایهیمآکنه
ژاپن یهـابعـداز جنـگدر طـولنـهسـال کشورشـانرا
سـاختند ،نـه مائـدۀ آسـمانی برایشـان آمـد و نـه هیـچ راپـی گرفتند.
کشـورخارجـی کمکشـان کـرد.آلمان یهـادرطـییـازده امورشاخصتانچهبود؟
سـال کشورشـانراسـاختند.هم هچیـزفقـطریشـهدر عوارضسوخت؛مترو؛ کارهایعمرانی کهشورایاول
فرهنـگ دارد.
68شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
محمدعلی میرزایی
باید شهر دوستدار زنان
و جوانان داشته باشیم
گفتوگو با مهندس فریده روشن عضو منتخب
پنجمین دورۀ شورای اسلامی شهر اصفهان
الهه باقری
بلـه.ای نجانـبدرخانواد هایسیاسـیپرورشیافتم، چـرا تصمیـم گرفتیـد بـرای شـورای شـهر ثب تنـام فریـده روشـن بانویـی
عضومجمعزناناصلا حطلبوعضوشورایجمعیت کنید ؟ اصلا حطلباسـت کـهدرخانـواد های
زنـان مسـلمان نواندیـش بـودم و همچنیـن عملکـرد متوسـط و مذهبـی و سیاسـی رشـد
مناسبوسوابقخوبیدرمباحثمدیریتی،فرهنگی، بیشترینانگیز هامبرایثب تنامدر شورایشهربحث یافـت .در حـال حاضـر ،رئیـس امـور
آموزشیوپژوهشیداشتم.اینعواملدرقرار گرفتنم مشـکلات زنـان و جوانـان بـود و رسـیدگی نکـردن و آموزش،پژوهشوبرنام هریـزیادارۀ
در لیستامیدمؤثربود.فرایندتعییناعضایلیست توجهبهمطالباتآنان؛البتهدرخواسـتدوسـتاننیز کل آمـوزش فن یوحرفـ های اسـتان
امیـدای نگونـهبـود کـهشـورایاصلاحـات،متقاضیـان بـاایـنهـدف کـهازح قوحقـوقآنـاندفـاع کنـم،مؤثـر اصفهاناست.اوبرآنشددرشورای
را براسـاس فراخوانـی کـه اعالم کـرده بودنـد ،ثب تنـام بـود.همچنیـنبایـداز زنـانفرهیختـهواصلا حطلـب پنجـمثب تنـام کنـد؛پسدرلیسـت
کـرد؛سـپسشـاخ صهاییازجملهتخصصومـدارک و بسـیاری از دوسـتان دیگـر در زمـرۀ مشـوقان خـود یـاد امیـد قـرار گرفـت .سـرانجام ،موفـق
تحصیلی،سوابق کاریوسیاسیو...رادرنظر گرفتند کنـم .بسـیاری از مشـکلات شـهر کـه مربـوط بـه زنـان شـد اکثریـت آرا را کسـب کنـد .ایـن
وامتیازبندی کردندودرنهایتامتیازاترابارزومۀافراد استنادیده گرفتهم یشود،ازجملهامنیتاجتماعی بانـویموفقتابـهامروزدراینشـهر،
تثبقریتبنـ ًاا مسـشـهبدراهبـمرقاظیرفسـیـه کتردشـنودرا.ابنرتاسخـاابساشـیدننادم؛تیسـازپاتس، وشـغلیونادیـده گرفتـنآنـاندر مباحـثاجتماعـی، خامـوشبـودهوب یریـاوصادقانـهبه
کسـانی کـهامتیازشـانبیشـتربـود،مجـددادرشـورای فرهنگـی،اقتصـادیو....در محیـطشـهری،بـهایـن کارخـودادامـهدادهودرهمیـنزمینه
اصلا حطلبـان بـه رأی گذاشـته شـدند و افـرادی کـه موضوعات کل ینگریشـدهوبههمۀمسـائل،مردانه چندیـنلـوحتقدیـرازرئی سجمهـور
بیشترین رأی را آوردند ،انتخاب شدند و در لیست قرار نگاهشدهاست.برایزنانبهمیزانسهمی کهدارند، وقـت ،اسـتاندار و ...دریافـت کـرده
بسترفعالیتمهیانشدهاست؛زنانحدود ۵۰درصد اسـت .ایـن بانـوی مهربـان ،در
گرفتند. جمعیـت را شـامل م یشـوند و بایـد دیـده شـوند و از بعدازظهـرینیم هگـرمدراواخـربهـار،
باتوج هبـه اینکـه بانـوان بسـیاری بـرای شـورا تمامفضاهاوامکاناتبهنحومطلوباستفاده کنند. صمیمانـه پذیـرای مـا شـد .بـا او بـه
ثب تنـام کـرده بودنـد ،علـت پیـروزی خـود را درواقعدغدغۀاصل یامبیشترمسائلزنانوجوانانو گف توگـونشسـتیمتـابـادیدگا ههـاو
چـه م یدانیـد؟ یـا آیـا زنـان دیگـر ،زنـان مسـتقل و توجـهبـهمطالبـاتآناناسـت کهدرمسـائلشـهریو چگونگـی حضـورش در دورۀ پنجـم
ِ«اس َّرننااوهّ َصشلـلوللاتگـُیرَاغمـِّ،یـر ُردچـممـرااتِب َغغقـیویـٍخمرامَـنح ّوتـم َ ییشُکی َنـآغ ِّمیـد،ردنوـامدمـگ؟ـارِب َان ُفخ ِوسـد ِهشـام.ن»
مدیریـت آن بسـیار تأثیرگذار اسـت. شـورای شـهر بیشـتر آشـنا شـویم.
علـت راهیابـی بـه شـورای پنجـم را چـه عواملـی
م یدانیـد؟ آیـا بـه ایـن علـت نبـود کـه در لیسـت
امیـد قـرار داشـتید؟
69
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
تحولجامعهمستلزم خانـوادهم یشـود.درجامعـههـما گـرزنیـامـردوجـود بخواهنـد.تحـولجامعـهمسـتلزمتحـولخـودافـرادو
تحولخودافرادوفکر نداشـتهباشـد،جامعهناقصاسـت.مااصرارم یکنیم فکـر و اندیشـۀ آنـان اسـت و بـه دنبـال تحـول جامعـه،
واندیشۀآناناستو کـه زنـان در جامعـه حضـور و مشـارکت داشـته باشـند توسـعه شـکل م یگیـرد .ا گـر دقـت کـرده باشـید ،در
بهدنبالتحولجامعه، و در انتخابـات ،مباحـث شـهری و سیاسـی ،مسـائل انتخابـاتاخیـر،افـرادچهزنوچهمرد،موفقنشـدند
توسعهشکلم یگیرد. اجتماعـیواقتصادیفعالیت کنند؛چـونزننگاهی ب هراحتـیخـارجازلیسـ تهارأیبیاورنـد؛چـونذائقـۀ
اگردقت کردهباشید، زنانه دارد و مرد نگاهی مردانه .ما نباید از مردان انتظار مـردمعـوضشـدهوسیاسـیشـد هاندونگـرشآ نهـا
در انتخابات اخیر ،افراد داشـته باشـیم کـه بسـیاری از نیازهـای واقعـی زنـان را تغییر کردهاسـت.مردمبهرهبرانسیاسـیخودشـان
چه زن و چه مرد ،موفق درک کننـد و بتواننـد مشـکلات آنـان را بررسـی کننـد. اعتمـادم یکننـدوبـااعتمادبهرهبـران،موضعخـودرا
نشدندب هراحتیخارج بدره ممسدـیائریـلتشـهشـرهری عی،میمـقـر ًادناـگنانهمکن ینتـوادن.نـدردخمااننـنـواددهزن،ـازنن مشـخصم یکننـد.انتخابـاتاخیرهـمنشـانداد که
ازلیس تهارأیبیاورند؛ ازلحاظعاطفیبهفرزندانوهمسرشم ینگردوخانه رأ یدهنـدگان در شـهر اصفهـان ،ب هطـور معمـول بـه
رامدیریتم یکند.درمحیطشهرینیزهماننگاهرا جنا حهایاصلی کشورنگاهم یکنندودرواقع،احزاب
چونذائقۀمردم دارد؛بنابرایـنزنـانایـنتوانایـیرادارنـد کـهبـرایحل وتشـک لهااینخ طمشـیرامشخصم یکنند.مردم
عوضشدهوسیاسی مشکلاتزنانو کودکانراهکارهایمناس بتریارائه مثـلقبـلنیسـتند کـهبـهشـخصرأیبدهنـد،بلکـه
شد هاندونگرشآ نها دهنـد.مـردوزنبایـددر کنـارهـمباشـندومـانگفتیـم بیشـتربهیـکجریانفکـریرأیم یدهند.باتوجهبه
تغییر کردهاست.مردم پیروزیچشمگیرلیستامید،تأثیردوعاملرانبایداز
تفکی کشـده باشند.
بهرهبرانسیاسی شـما بـا ایـن تفکیـک جنسـیتی مثـل بـاغ بانـوان نظـر دور داشـت:
خودشاناعتمادم یکنند عامـلملـی:درواقـعهمانپیـروزیدولتتدبیروامید
موافـق هسـتید؟ در سـال ۹۲بـود کـهباعـثشـدمـردمدر ایـنمرحلـهو
وبااعتمادبهرهبران، مـا بـا شـرایط جامعـۀ اسالمی روبـ هرو هسـتیم و در باتوج هبـه ایـن پیـروزی ،بازهـم بـه دنبـال ایـن باشـند
موضعخودرامشخص محیطـیزندگیم یکنیـم کهبایدبهضوابطومقـررات کـه عقایـد خـود را ازطریـق دولـت تدبیـر و امیـد بـه ثمـر
اسالمی پایبنـد باشـیم .زنـان مـا ب هراحتـی م یتواننـد برسـانند.مـردمشـهراصفهـانبهایننتیجهرسـیدند
م یکنند. در با غهـایبانـوانحضـور یابنـدواز امکانـاتتفریحـی کهبعدازچهاردهسال،مدیریتشهریبایدتغییر کند
وقتی گفتهم یشودشهر استفاده کنندوازایننظربسیارخوباست؛ولیاین تـاا نشـاءاللهتحولـیدرشـهربـهوجـودآیـد.ایـنعامل
زنان هتر،یعنیشهری که با غهـاازنظرمکا نیابیمناسـبنیسـت.ا کثـربا غهای
در آنزنانحقشرکت بانوانخارجازشهرهستندوبرایهمۀزناندسترسی اصلـی پیـروزی انتخابـات بود.
بـه آ نهـا امکا نپذیـر نیسـت .همـۀ بانـوان مـا وسـیلۀ عامـلمحلی:سـتادانتخابـاتبـاآمادگـی،برنام هریزی
درتصمی مگیریدربارۀ نقلیـهندارنـد.توسـعهبایـدمتـوازنوبـرایتمـاماقشـار و اسـتراتژی جلـو آمـد و همیـن عوامـل باعـث پیـروزی
برنام ههایآنشهررا جامعـهیکسـانباشـد.موضـوع،جـدا کـردننیسـت. ایـنجنـاحشـد؛همچنیـن،زیرسـاخ تهایاینترنتی
دارند؛ در زندگی روزمرۀ موضوعایناسـت کهازآنفضاهامتناسـبباشـرایط و تلگـرام و اینسـتا گرام و ب هطورکلـی فضـای مجـازی
خوداحساسامنیتو اسـتفاده کننـد.خانمی کـهنم یتوانـدورزشمحبوب جایگزینفضایتبلیغاتیسنتیدور ههایقبلیشد
آرامشم یکنند؛یعنی خودرادرمکا نهایعمومیشهرانجامبدهد،بهاین واینعاملنیزنقشبسـیار مهمیدر پیروزیلیسـت
بدوندغدغهوبدون مکانم یآید کهبرایاودر نظر گرفت هاندتابدونهیچ امیـدداشـت.علاو هبـرایـنعوامـل،مسـئلۀدیگـرایـن
ای نکهتمسخریاتحقیر بود کهدر بینمردم،ب هخصوصزنانوجوانان،میل
شوند،ماننددیگران دغدغـ هایازامکانـاتموجـودبهـرهببـرد. بسیاریبهتغییرمشاهدهم یشد.درلیستامیدزنان
رانندگی،ورزشوخرید زمان یکهواردشـورایشـهرشـدید،شـایدخانمی وجوانـانحضـورداشـتند کـهدرپیـروزیلیسـتامیـد
م یکنند.شهرزنان هتر بـهشـمامراجعـه کنـد کـهم یخواهـدبـادوچرخـه
یعنیفرص تهایشغلی بـه محـل کار خـود بـرود و امـکان آن بـرای بانـوان سـهمبسـزاییداشتند.
وجودندارد.چهپاسخیبهاوم یدهید؟آیابرای بهزنانشهرتانچهامیدیم یدهید؟
وتحصیلییکسان شـهر دوسـتدار زنـان و جوانـان .امیـد دارم در پایـان این
برایهردوجنسمرد دوچرخ هسـواری بانـوان طرحـی داریـد؟ باچهشــایرمسـوادلر پشـایـهاِر زنناندوهرتـۀر وچهجارواسـنپالهسـ،نشدـاناههترد میشدـاارشکـتهت
وزن.فراموشنکنید دوسـتانعزیزمادربارۀدوچرخ هسـواریافرا طوتفریط بیشـتریاز زنـانوجوانـانباشـیمتـااز ایـنطریـقبـه
کههیچشهریتوسعه م یکننـد .دوچرخ هسـواری ا گـر بـا پوشـش اسالمی
نم ییابد،مگرباهمکاری مناسـب باشـد ،ازلحاظ من ایراد و اشـکالی ندارد .این مطالبـات خـود دسـت یابنـد.
وهمراهیمردانوزنان محدودیـتواینکـها گـراز طـرفمسـئولانایرادهایـی شـهر زنان هتـر بـه معنـی تفکیـک جنسـیتی کـه
گرفتـهم یشـود،بـهای نعلتاسـت کـهافراطم یشـود
آنشهر. وازلحـاظاسالمیحجـابمناسـبرعایتنم یشـود. نیسـت ؟
مـابایـدبدانیـمدر کشـوریاسالمیزندگـیم یکنیـمو وقتـی گفتهم یشـودشـهرزنان هتر،یعنیشـهری کـهدر
بایدپیرومقرراتاسلامیباشیم.مگرنهاینکهدرزمان آنزنانحقشرکتدرتصمی مگیریدربارۀبرنام ههای
پیامبر،زنانسـواراسـبم یشـدند.ا گرقراربودایرادی آن شهر را دارند؛ در زندگی روزمرۀ خود احساس امنیت
داشـتهباشـد،آنزمانهمم یگفتندزنانسـواراسـب وآرامـشم یکننـد؛یعنیبـدوندغدغهوبـدونای نکه
تمسخریاتحقیرشوند،ماننددیگرانرانندگی،ورزش
نشوند. وخریدم یکنند.شهرزنان هتریعنیفرص تهایشغلی
برنام ههایشمادرشورایشهرچیست؟ و تحصیلـی یکسـان بـرای هـر دو جنـس مـرد و زن.
برنامـۀمـادر مبحـثزنـانودر کنـار دیگـربرنام ههـای فراموشنکنید کههیچشهریتوسعهنم ییابد،مگربا
مهمـی کـه در مدیریـت شـهری داریـم ایـن اسـت کـه
ا نشـاءاللهتحولـیدرشـهرایجـادشـودوزنـاندرتمـام همـکاریوهمراهیمـردانوزنانآنشـهر.
مباحـث اقتصـادی ،سیاسـی ،فرهنگـی و اجتماعـی زن و مـرد مکمـل هـم هسـتند و نبـود یکـی از ایـن دو در
خانـواده ،چـه زن و چـه مـرد ،باعـث ناقـص بـودن آن
70شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
رجلبهمعنیشخصیتاست.اینکهمقتضایزمان مشارکتکنند.مشارکتزنانباعثم یشودکهجامعۀ درپس تهایمدیریتی
چـه باشـد هـم مهـم اسـت .اول انقالب چنـدان از ایـن عادلان هتـریداشـتهباشـیموآرامـشبیشـتریحاکـم حداقل باید ۳۰درصد
موضوعاستقبالنم یشد کهرئی سجمهورزنباشدو باشـد؛چونزنانمشـکلاترابهترم یبینندوبررسـی زنداشتهباشیم.در
باآنموافقتنم یشـد؛ولیبا گسـترشوب هروزشـدن م یکننـد .مسـائل اقتصـادی زنـان ،زنـان سرپرسـت شورایشهرتهران۶
و پیشـرفت جامعـه و نیـز بـا افزایـش تفکـر سیاسـی و خانـواده و بدسرپرسـت و همچنیـن مسـئلۀ کـودکان نفر خانم حضور دارند
عقلانیت،فکرنم یکنماینامرامروزهمشکلقانونی نیـزهسـتوهمـۀایـنمسـائلمسـتلزمایـناسـت که و ۳۰درصد مشارکت
داشـتهباشـد.دهدورۀریاسـ تجمهوریبرگزار شـدو محیـط کسـ بوکارمناسـبایجـاد کنیـم.درمدیریـت دارند .در جامعۀ
در ایـ ن بـاره مشـکل قانونـی وجـود نداشـت .ا گـر زنـی شهریمابهاینمسائلتوجهنشدهاست.مادر این سیستا نوبلوچستان،
تأییـدصلاحیـتنم یشـد،بـهایـندلیلنبود کـهزن شـورا،بـههمـتبقیـۀاعضایشـورا،اینمهـمراعملی ۵۱۴خانمدر شورای
بـودهاسـت.جامعـۀسیاسـیامـروزمـاقادر بـهحذف م یکنیم.باتوج هبهپتانسیلوظرفی تهایاصفهان، شهروروستاهستند.
کـردن زنـان نیسـت .در دولـت تدبیـر و امیـد نیـز میـل مانبایدشاهد۱۴/2درصدبیکاریدراصفهانباشیم. در شهر خاش مشارکت
ا کثریـت مسـئولان مشـارکت سیاسـی-اجتماعی درزمینـۀ گردشـگری و هتـ لداری و صنای عدسـتی، بانوانصددرصدبوده
بانـوان اسـت .الآن فرمانـدار و اسـتاندار و دهیـار زن باتوج هبـهاینکـهاصفهـانشـهرجهانیصنای عدسـتی استواینآیندۀروشنی
داریم؛دولتبرنام ههایبسیاریدارد کهاز مشارکت اسـت،فرص تهایمناسـبیبرایاشتغالزنانفراهم رابهمانشانم یدهدو
زنـان بیشـتر اسـتفاده کنـد و امیدواریـم در آینـده اسـت۶۲.درصـدفار غالتحصیالندانشـگا ههابانـوان فکرم یکنمآیندهبهتراز
بتوانیـم زنـان توانمنـدی معرفـی کنیـم کـه در پسـت هسـتند.بایـدازایـنپتانسـیلاسـتفاده کنیـم؛بانـوان اینخواهدشد.
راتوانمندسـازیموبافراهم کردنزمین ههایاشـتغال مه مترینمعیاربرای
ریاسـ تجمهوری قـرار بگیرنـد. مناسـب،معضـلبیـکاریب هوجودآمـدهراحـل کنیم. انتخابشهردار،
بـرایبهبـودوضعیـتحضـور ومشـارکتزنـاندر زمان یکهزنانتوانمنددر امور مشارکتداشتهباشند، شایستگی،تخصص،
عرص ههـای سیاسـی چـه راهکارهایـی در نظـر م یتواننددرتمامعرص ههاابرازعقیده کنندومطالبات شناختازمسائل
عمدۀشهروتوانایی
گرفت هایـد؟ نیمـیازجمعیـتجامعهراپیگیـری کنند. رایزنیبانهادهایقدرت
زنـان بایـد در عرص ههـای سیاسـی شـرکت کننـد؛ هـم توانمندیراچگونهدربانوانبهوجودم یآورید؟ است.پا کدستبودن
درانتخـاب کـردنوهـمدرانتخـابشـدن.مه متریـن ازطریقآموز شهایمهارتی.الآنمشکلماایناست مهماستواینکهاز
راهکارایناست کهبهزنانبیشتراعتماد کنیم؛حتی کهفار غالتحصیلانتحصیلاتعالـیرا گذراند هاند؛اما خردجمعیاستفاده
بـهنظـرملازماسـت گاهـیازتبعیـضمثبـتاسـتفاده چونمهارتندارند،بعدازدانشگاهنم یتوانندواردبازار شود؛همچنینتعهد
کنیم.سالیانسالزنانراحذف کردندوچندیاست کارشوند؛بنابراین؛ کمکمدیریتشهریو کمکدیگر وداشتنچهرۀمردمی
کهبهآنانتوجهم یکنند.درایندولتنگرشییکسان نهادهایدولتیوخصوصیدرموضوعتوانمندسازی ومرد مدوستو
بهزنانومردانوجوددارد.برایاینکهتبعیضمثبت بـهمهار تآمـوزیمربـوطاسـت.مهار تآمـوزیبایـداز مرد مپسندبودننیز
داشـته باشـیم ،باید در وضع مسـاوی زن و مرد به زنان دوران کودکـیانجـامشـودوای نطـور نباشـد کـهتمـام اهمیتدارد.همچنین
اعتماد کنیموآنانراانتخاب کنیمتاازمشارکتبیشتر سـرمایۀافـرادصـرفتحصیـلویادگیریتئوریشـودو داشتنبرنامهوتوانایی
بعدازفار غالتحصیلیتازهیادمانبیاید کهبایدمهارت برایحلمسائلشهر
آناناستفاده کنیم. یـادبگیرنـد.مهار تآموزیبایـدازهمـاندوران کودکی بسیارمهماست.
در اصفهـان از دورۀ اول تـا چهـارم زنـی در شـورا دربرنام ههایدرسی کودکان گذاشتهشودتازمان یکه شهرداربایداهدافی
نبودهاست.ب هنظرشماچهمسائلیدر جامعه، بـهسـناشـتغالرسـیدند،بتواننـدب هراحتـیواردبـازار رادنبال کند،ازقبیل
کار شـوندوشـغلیانتخاب کنند کهبهآنعلاقهدارند شهریخلاقو کارآفرین
پنهـاناسـتونادیـده گرفتهم یشـود؟ ومهـارتآنرا کسـب کرد هانـدودر آنزمینـهتوانمنـد بههمراهتوسعۀپایدار
در دورۀ چهـارم خانـم واشـیان یپور در شـورا حضـور هسـتند.درهـرشـهری کـهشـغلایجادشـود،توسـعه
داشـتند کـه در اقلیـت محـض بودنـد .طبـق آیـات شـکلم یگیـرد.علـتتأ کیـدمـابـرموضـوعزنـانایـن
زنـان و مـردان مکمـل هـم هسـتند؛ بنابرایـن زمانـی اسـت کهبدونتوجهبهاینقشـر۵۰،درصدجمعیت
موفـقم یشـوندتصمیـمدرسـتبگیرنـد کـههـردودر کشـور مغفـولم یمانـد؛درحال یکـهبایـداز ایـنمنابـع
تصمی مگیریشـرکت کنند.زمان یکهزناندر مدیریت انسانیدربخ شهایمختلفاجتماعی،اقتصادیو
شهریشرکت کنند،م یتوانندراهکارهایمناسبیدر
حلمشکلاتومعضلات،درمباحثزنانو کودکانو فرهنگیاستفاده کرد.
حتیمردانارائهدهند.زنانب هطورطبیعیشم هایاز تفسیرخودتانرااز رجلسیاسیبفرمایید.
مدیریتدارند؛چوندرخانوادهمدیریت کرد هاند.ا گر ایـنبحـثاززمانـیشـروعشـد کـهدراصـل ۱۱۵قانـون
زناندرامورمدیریتیمشارکت کنند،مدیریتبهتری اساسـی گنجاندند کهرئی سجمهور بایداز بینرجال
در شهراعمالم یشود.باتوج هبهحسنو عدوستیو سیاسـیومذهبـیانتخـابشـود.ا گـربخواهیـمازنظر
عطوفتواحساسمسئولیتی کهدرزنانوجوددارد، مفهومـیولغتـیآنرابررسـی کنیـم،رجـالدر مقابـل
زناناینتواناییرادارند کهدر کنارمردانتصمی مهای ِنساسـت.زمان یکـهایـناصلبررسـیشـد،دراصـل81
جامعو کاملیبگیرندوای نگونهجامع هایعادلان هترو قانـونخصوصیاترئی سجمهورای نگونهبیانشـده
بود:ایران یالاصلباشد؛مذهبرسمی کشورراداشته
بـه دور از خشـونت خواهیم داشـت. باشـد؛مؤمـنوپیـروجمهـوریاسالمیباشـد؛حسـن
فکـر نم یکنیـد شـما دو نفـر خانـم هـم در شـورای سـابقهوتقـواداشـتهباشـدومـردباشـد.زمان یکـهایـن
قانـون در مجلـس مطـر ح شـد ،رأی نیـاورد و فـردای آن
پنجـم در اقلیـت هسـتید؟ روزمـردرابـهرجـلتبدیـل کردنـدورأیآورد؛بنابرایـن،
بلهدراقلیتهستیم.درپس تهایمدیریتیحداقل
باید ۳۰درصد زن داشته باشیم .در شورای شهر تهران
۶نفر خانم حضور دارند و ۳۰درصد مشارکت دارند .در
جامعـۀسیستا نوبلوچسـتان ۵۱۴،خانـمدر شـورای
71
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
مهـم اسـت و اینکـه از خـرد جمعـی اسـتفاده شـود؛ اسـتنباط کرد.طیفی کهرأیآوردندنبایدطیفدیگر شـهر و روسـتا هسـتند .در شـهر خاش مشـارکت بانوان
همچنینتعهدوداشتنچهرۀمردمیومرد مدوست رانادیـدهبگیرنـدوازاخالقاصلا حطلبـیبـهدوراسـت صددرصدبودهاستواینآیندۀروشنیرابهمانشان
ومرد مپسندبودننیزاهمیتدارد.همچنینداشتن کهبخواهندآ نهاراحذف کنند.بایدمشورتصورت
برنامـهوتوانایـیبـرایحـلمسـائلشـهربسـیار مهـم گیرد و حتی از پتانسیل و ظرفیت طیف دیگر در جهت م یدهدوفکرم یکنمآیندهبهترازاینخواهدشـد.
اسـت .شـهردار بایـد اهدافـی را دنبـال کنـد ،از قبیـل توسـعۀشـهریاسـتفادهشـود.بایـدازتجربـۀآ نهـا که دراسـتاناصفهـانهنـوزفرهن گسـازینشـدهاسـت
شهریخلاقو کارآفرینبههمراهتوسعۀپایدار.ای نها چندینسالدرشوراومدیریتشهریفعالبود هاند، و نگـرش بـه زنـان بایـد اصالح شـود .بایـد از پتانسـیل
معیارهایـیاسـت کهشـهرداریخوبوتوانمنـدبرای و ظرفیـت و توانمنـدی موجـود زنـان اسـتفاده شـود.
در جهتتوسـعۀپایدار اسـتفاده کنیم. در اصفهـان هیـچ زنـی در سـطوح مدیریـت فعالیـت
کلا نشـهریمثـلاصفهـانبایـدواجـدآ نهـاباشـد. مابهوعد ههایپیشازانتخاباتعادت کرد هایم. ندامشـیتکنـهبدا.شـشـناید؛دمدثرا ًلسـخطانـحممدکدیتـریراثنتمییعانشـیرازنـنامندیحـرکضولر
جـزوآرزوهـایمـناسـت کـهاصفهـانبعـداز چندیـن شـماتـاچـهحـدبـهوعد ههـایخـودجامـۀعمـل امـور بانـوانوخانـوادۀاسـتانداریهسـتند کـهایشـان
سـالشـهردار زنداشـتهباشـد.امیـدوارمبعـداز چهـار همدر امور بانوانهسـتند؛وگرنهبعیدنبود کهدر این
سـال بتوانیـم شـهردار زن داشـته باشـیم .بااینکـه از م یپوشانید؟ پسـتهـمآقایانقـرارم یگرفتند.دردانشـگاهظرفیت
اعضای۱۳نفرۀشورافقطمادونفرخانمهستیم،دور تمـام تلاشـم را م یکنـم تـا بـه شـعارهایی کـه داد هام و پتانسـی لهای خوبـی داریـم .امیـدوارم کـه در ایـن
ازذهننیست کهدرمناطقپانزد هگانهحداقلدوزن عمل کنم.شعاراصلیمن«شهردوستدارزنانوشهر زمینـهازاسـتادانواعضـایهیئ تعلمـیونخبـگانو
شهردار داشته باشیم و این مطالبات ما از شورا خواهد دوستدار جوانان» است .در این راستا به مباحث افراد
ب یبضاعـت،زنانسرپرسـتخانـواده،مناطقمحروم کارآفرینـانبـهنحـواحسـناسـتفادهشـود.
بود. و آسـی بهای اجتماعـی و ...م یپـردازم .ب ههرحـال باتوج هبـهاینکـهدر اقلیتهسـتید،آیـام یتوانید
در پایـان،بـاتشـکراز اینکـهفرصـتایـنمصاحبـه مـانبایـدفقطبهفکـرمناطقثروتمنـدباشـیم؛درواقع
رادر اختیـار مـاقـرار دادیـد،ا گـرصحبـتخاصـیبـا بایـدبـهمناطـقحاشی هنشـینوبهمـردمآسـی بدیده بـه اهـداف خودتـان دسـت یابید؟
خواننـدگان ماهنامـۀ بـرای فـردا داریـد ،بفرماییـد. رسـیدگی کنیـم و امکانـات خاصـی بـه آنـان بدهیـم و امیدداریم.خوشبختانهمااز اصلا حطلبانهستیمو
امیـدوارم مـدت چهـار سـالی کـه در خدمـت مـردم عدالـت اجتماعـی در همـۀ سـطوح مدنظـر قرار بگیـرد. نم یخواهیمعملیغیرمنطقیودورازعقلانیتانجام
شایسـته و عزیـز اصفهـان هسـتیم ،عملکـردی درخـور الآن هـم ب هطـور جـد ،ب هدنبـال آن هسـتیم و همیـن دهیـمیاتقاضـاینابجاییداشـتهباشـیم.انتظارمان
زنـان و جوانـان شـهرمان داشـته باشـیم .ب هگونـ های برنامـۀاقتصادیا کوسیسـتممحیـط کسـ بوکاربرای ایـن اسـت کـه مانعـی نداشـته باشـیم؛ همچنیـن از
عمـل کنیم کـهخدشـ هایبهاعتمادمـردمواردنشـود ب هکارگیـری افـراد در آن مناطـق اسـت .امیدواریـم بـه اصلا حطلبانانتظار داریم کهدیدگاهمتفاوتیبهزنان
و از ایـن آزمـون روسـفید بیـرون آییم .از ماهنامـۀ «برای شـعارهایمان جامـۀ عمـل بپوشـانیم؛ ولـی ایـن امـر داشتهباشند.آنچهتاکنونازشورادید هایم،همی نطور
فردا»تشـکرم یکنم.طبقتحقیقی که کردم،متوجه حمایـتاعضـایشـورایشـهررام یطلبـد؛همچنیـن بـودهاسـتوبـ هنظـرم یرسـدمشـکلینباشـد.ضمـن
شدماینمجلهازمجل ههایوزینوبااعتباردرسطح بهحمایتمسئولانومدیریتشهرینیازمندیمواز تشـکرازاینکـهمـردمبـهمـااعتمـاد کردنـدورأیدادند،
ملیاسـتوامیدوارمپوشـشرسان هایاینماهنامه، همهمه متر،مشـارکتمسـتمرمردم کمکم یکندبه بایدبگویمرأیت کتکآ نهابرایماارزشـمنداسـت.
شاملزنانوخدماتآنانبهشهرهمباشدوهمیشه امیدواریمباحمایتمردمودیگراعضایشورا،مشکلی
و بـه همیـن صـورت ،رسـان های وزیـن باقـی بمانـد .در ایـناهـدافدسـتپیـدا کنیـم. پیشنیاید.درادامۀراهنیزبهحمایتآ نهانیازداریم
پایـان هـم شـعری از نظـام وفـا بـه شـما و خواننـدگان چـه معیارهایـی بـرای انتخـاب شـهردار دارید؟ نظر تابهاهدافعالیخودبرسیم کهایجادشهریخلاقو
شـما درخصوص انتخاب شـهردار زن چیست؟ آیا
ماهنامـۀبـرایفـرداتقدیـمم یکنم: انتخـابشـهردار زنرامالکاصلـیخودتـانقـرار موفق و با توسـعۀ پایدار و توسـعۀ متوازن اسـت.
«اززنانفکربازدلنواز شماازشورایقبلیهممشورتم یگیرید؟
م یدهید؟ بایـد از تجربـه و اندیشـه و فکـر گذشـته اسـتفاده کـرد.
کشورآباداستومیهنسرفراز مه متریـن معیـار بـرای انتخـاب شـهردار ،شایسـتگی، مشعرینـفاهی«َاوَأْصملُـر ُهیْمو ُشموَرصـدی َابی َقن ُهشـْموَروا ِمراَّمما َرَزیْتقـَنواا ُهنْامزی ْان ِیـف ُقنوآَیـن»ۀ
زننبد گردرجهانرازینبود تخصـص ،شـناخت از مسـائل عمـدۀ شـهر و توانایـی
شعر و سوز و ساز و آوازی نبود». رایزنـی بـا نهادهـای قـدرت اسـت .پا کدسـتبـودن
محمدعلی میرزایی
72شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
محمدعلی میرزایی
دیگݡر
بهانهای
نداریــــــم
گف ت وگو با اصغر برشان
منتخب شورای پنجم
اصفهان
اسـت کـهترکیبـیازتخص صهـاواقشـارواصنافمختلف چه تجربیات تلخ و شیرینی از دورۀ اول شورا دارید سمانه کلدانی
و صاحبـان تجربـه و تـوان مدیریتـی و همچنیـن ترکیـب کهفکرم یکنیددر ایندورهبهشـما کمکخواهد ااسجـرایـتیکـخهاانـ ٔسـصهاغبـکقرأربهگـررنشـاماایصننفدهدـگبـایـیرن
مناسـبیاززنومردباشـدوبتواندازجوانانهمب هخوبی مـردم اصفهـان را در شـورای
اسـتفاده کند.درواقعدر کلا نشـهریماننداصفهان ،که کرد؟ شهراولدر کارنامهدارد.ویدر
بیـش از نیمـی از جمعیـت آن را شـاغلان و بازنشسـتگان تجرب ههاهمهارزشمندندوتجربۀتلخوجودندارد.بنده انتخاباتشورایشهرپنجمبا
تشکیلم یدهندوازنظرصنعتیو کارگریواشتغالهم بـه دو تجربـۀ شـاخص اشـاره م یکنـم :اول اینکـه در آن حضـوردرلیسـتامیدبـاردیگر
اولینشهر کشوربهشمارم یآیدوازطرفیخودشهرداری زمـانتوقعـاتمـردمازشـوراازجنـس کوپـنمحلـیبـودو بـه عضویـت شـورای اسلامی
وسـازما نهایوابسـتهقریـب 8تـا 9هـزارنفـرنیـرودارنـدو سخ تترین کاردرشورایاولتفهیممعنایشورایشهر شهراصفهاندرآمد.نامبرشان
دربعـد کارگـریو کارفرمایـیبـامسـائلومشـکلاتخاص بـهمعنـایامـروز یاشبهمردمبـودوبعدازآن،پای هگـذاری درایـنسـا لهابـا کارو کارگـری
یـخوکدنشفـارآنشمـنوااوج کهانردشـ،نباایدستبـرکهیمبسـاشئورالبکاهرگوونکهاارگـیربایشحدت کمـ ًها کارهایبرنام هایومهم،ازجملهمشخص کردنوضعیت گـرهخـورده و تجربـۀ کاری و
حضـورداشـتهباشـدوشـهروندانیهـم کـهبیـشازنیمـی تراکـم و همچنیـن تدویـن برنامـۀ پنـج سـاله و تدویـن حرفـ های او حاکـی از همـت
ازجمعیـتشـهرراتشـکیلم یدهنـدبایـدنماینـد هایدر برنامـۀاصفهـان1400بـود.علاو هبرفعالی تهایبنیـادیو مضاعـف او در حـل مسـائل
امینتنخـجمبعمـدرادشمتهشـباهرشنهدسـبتنابمراویبایـن،دمقطنعع ًالتاوصهبمر ایینماکتـهمعبایضود برنامـ های،طر حهـاینیمـ هکار های کـهبیـشاز یـکیـادو
برای کلشهروشهروندانمفیدباشد،بایدنمایندگیقشر دههمعوقماندهبودنیزاجراشد؛ازجملهخیابانآتشگاه، کارگـری اسـتان اسـت.
کارگررانیزبرعهدهداشـتهباشـمتابتوانمدرتصمی مگیری مدرس،خرموخیاموهمچنینرینگسـومشـهر کهآن در گف توگـوی پیـش رو او را
در مسـائل خاص خودشـان اثرگذار باشـم .بنده پرسشـی موقـعآزادسـازیشـد.ایجـاد کمیتـۀنظارتـیوپی شبینی مدیریدلسوزیافتیم کهبرای
دارم کـهچـرانبایـدبـراینیمـیازجمعیتشـهر کـه کارگرو طرحجامعوتفضیلیوپروژ ههایمطالعاتیرادرآنزمان ورودش بـه شـورا برنامـه دارد و
بگارزفنتشهسـشـتوهد؟همسثـلتًانبادن،واجانیفگاضهاوهیاژی هاییداردنردحبوهزنۀامشـباهرغبدارننواظرن بهسـرانجامرسـاندیم .کارشـاخصدیگری کهدرآنبرهۀ امیدواراستبتوانددراینچهار
یـااقشـاریماننـدفرهنگیانهـمامکاناتیدارنـد؛امـابرای زمانـیمطـرحشـدومتأسـفانهبـهتعویـقافتـاد،عملیـات سـالبـا کمـکدیگـراعضـای
بازنشسـتگانما کهباخانواد ههایشـاندرحدود250هزار اجرایـیمتـرواصفهـانبـود.مـاجـزءاولین کلا نشـهرهادر شـورا بـه دور از جنجا لهـای
نمفنراازسجبمتععیریتفنشهشردراهتاسشکیتوقلمطعیًابدههنعندو،اامنکمانناتختدربمخرودروم ارائـۀ طـرح متـرو بودیـم؛ امـا متأسـفانه بـه دلایـل متعـدد سیاسـی و گروهـی خدمـات
شهربایدپیگیرنیازهاوخواست ههایاینقشرازجامعهنیز بـا گذشـتچهـاردورهازشـوراهنوزنتوانسـت هایمبههمان شایسـت های بـرای مـردم شـهر
اهدافپایۀپی شبین یشـدهدسـتیابیـموازنظرزمانـیاز کهخـودراوا مدارآ نهام یداند،
باشم. کلا نشـهرهایدیگـرعقبیـموبایـداینعق بماندگـیرابه
آیـا برنامـۀ خاصـی هـم بـرای بازنشسـتگان تـدارک انجـام دهـد.
نحویجبـران کنیم.
شـمادرشـورانمایندۀ کارگرانشـهرخواهیدبودیا
نمایندۀ کلشهر؟
اول بایـد بگوییـم موضـوع انتخـاب چیسـت؟ موضـوع
انتخابمردم،شـورایشـهراسـتوشوراییبهترینشورا
73
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
یعاکمـدیلگرها مسزیتسـ.تمایقواطرتع ًباـاگزیطنمههسـاایلمیدترآنمیظزرآدحاـرایدم؛شـامهاربنیبدـاه تکریـم اربا برجـوع قطعـ ًا در قالـب شفا فسـازی محقـق دید هایـد؟
نامفردخاصیرامطرحنم یکنم.شهردارفعلی،بعضیاز خواهـدشـد.درمـوردبروکراسـیادارینیـزبایـد گفـتامـور کارفرمـای بازنشسـتگان یـک کارفرمـای واحـد اسـت.
مدیرانقبلی،برخیازوزراومسئولانآزمو نپ سدادۀشهر روزمـرۀمجموعـۀشـوراوشـهرداریبـارو شهـاوامکانـات شـهرداری بـرای اقشـار مختلـف جامعه فضاهـا و امکاناتی
از گزین ههایشورایپنجمبرایانتخابشهردارهستند. فراهـم م یکنـد ،مثـل فضاهـای ورزشـی در پار کهـا.
جدیـدنر مافـزاریانجـامخواهـد گرفت. باای نحـال،حداقـلخواسـتۀمـنایناسـت کهبـرایاین
چهنقاطمنفیومثبتیدراصفهانم یبینید؟ توسعۀفضایکس بوکارراچگونهانجامدهید؟ 250هـزار نفـر کـه آینـۀ تما منمـای جامعـه و شـهروندان
یکیازنکاتمنفیایناست کهعمدۀدرآمدشهردار یها بارو شهایمتعددمثلایجادبسترمناسببرایجذب هسـتند ،بـا همـکاری دسـتگا ههای اجرای یشـان مثـل
بـرمبنـایترا ک مفروشـیوساختما نسـازیاسـتودرآمد سـرمای هگذاری در زمین ههـای مختلـف .در حـال حاضـر، سازمانتأمیناجتماعیوسازما نهای کشوریولشکری
پایـداردیگـریندارنـد.درچندسـالاخیر،ساخ توسـازبا شهردار یهادر کل کشوردچاررکودساختمانیهستند. پروژ ههایـیتعریـفشـودتـادرمکا نهـایعمومـیماننـد
رمکـوشـدکروبلـ هشـرودنشـددووقطشـعـهًاربداایـردیهچـاابرـ هرااییبـمراسـایئایـلمنالـوضیعدیـچـارت در ایـن وضعیـت بسـیاری از سـرمای هگذاران سـاختمانی پار کهـاوفضاهـایسـبز،بـرایایـنقشـرنیـزمکا نهـای
اندیشـیدهشـود.در مـورددوموضـوعدیگـرنیـزبهتـربـود اصفهانازاینشهرمهاجرت کردندودرشهرهایدیگری خاصیتعریفشودتاشأن،آبرووحیثیتاینقشرشریف
بـهشـیوۀدیگـریعملشـود:یکیمیـدانامـامعلـی(ع)و اقـدامبـهسـرمای هگذاری کردنـد.ه ماکنـونافـرادیوجـود جامعهحفظشـودوجایمناسـبیبرای گذرانوقتشان
دیگـریسـالناجالسسـران.بـهنظـرمـنا گـردراینسـه دارنـد کـه ا گـر بسـتر کار مهیـا شـود ،آمـادۀ سـرمای هگذاری داشـته باشـند و بدیـن ترتیـب ،ازنظـر روابـط اجتماعـی
مـوردبهتـرعملم یشـد،الاندروضعیتبهتـریبودیم؛ در امـور مختلـفهسـتند.اصفهـانم یتوانـدبـااسـتفاده ارز شافـزود هایبرایشـانداشـتهباشـدتـانخواهند گوشـۀ
متأسفانهدرحالحاضرا گر کاررارها کنیم،سرمای ههابه از ارتباطـات خواهرخواندگـ یاش سـرمای ههای خارجـی را خانهبهعزلتبنشیندودچارافسردگیشوندوباب یمهری
هدررفتهوپروژهعقیمماندهوا گربخواهیمادامهدهیم، جـذب کنـد.رونـقتوریسـموبرو نسـپاریبرخی کارهـادر اایعنضامیسئخلانهرواادحهرلوبخهرواوهیشونم کدر.بداوهقمطکعاًاریکیبییازنمدوسضتوگعااهتهیا
بودجـ هاینیسـت.درواقـعهمـانزمـان کـهدولـتاعالم شهرداریم یتواندمنجربهتوسعۀفضایکس بوکارشود.
کـردمنابـعمالـ یبـهایـنطـرحاختصـاصنم یدهـد،باید شعارمابود که«برایاصفهانرؤیاییداریم»ودرصددیم کـهپیگیـریخواهـم کـردهمیـنموضـوعخواهـدبـود.
کاررارهـام یکردیـم؛چـونماحقنداریمازبودجۀعمومی آنرامحقق کنیموبستریشادوشاداببرایشهروندان درموردتسهیلاتکارتمنزلتتوضیحم یدهید؟
مـردمشـهربـراییـکطـرحملـیهزینه کنیـم،درحال یکه طـرح کارت منزلـت از دور ههـای پیـش آغـاز شـد و
شـهراصفهانبیشـترینمالیاترابهخزانهواریزم یکند. فراهم کنیم. بازنشسـتگان بـا اسـتفاده از آن م یتوانسـتند بـرای
البتـهعقـلسـلیمم یگویـدمـابایـدپروژ ههـاراادامهدهیم فعالیـت شـاخص شـورای اول در مبحـث حم لونقـل و حم لونقـلعمومـیازتخفیـفویژهبهر همندشـوندیـادر
تـابـهبهر هبـرداریبرسـند.میدانامامعلیبسـیاربـاارزش ترافیکومسائلزیس تمحیطی،پیگیریموضوعرینگ سـازما نهایدیگروابستهبهشـهردارییاسازمانمیراث
اسـت امـا نواقصـی دارد .شایسـته بـود در اجـرای این طر ح سـومشـهراصفهـانبـود.امـروزهماولوی تهـایمـادراین فرهنگیو گردشگرییاسایرسازما نهایخدما ترسان،
باجذببودج ههایملی،عملکردبهتریازخودنشـان رمیبنحگثچ،عهامرلمیااتسـی کترکدهنقورطفع ًاعآثماروانمثعببراتزییاحسـدا تمثوحتیکطمییول تسهیلاتوامکاناتیدریافت کنندوبدینترتیبوضعیت
م یدادیـم.مـورددیگـرهـمموضوعمترواسـت کـهدردورۀ ترافیکیبهدنبالخواهدداشتوفوایدآنن هفقطبهشهر
اولآغازشدومتأسفانهشورایپنجمبایدعق بماندگیآن اصفهـان ،کـهبـهاسـتا نهایپیرامـوننیزم یرسـد.بـرای زندگـیآ نهـاتاحـدودیارتقـایابـد.
اجرایـی کـردنایـنطرحملیبه کمکدولتنیازمندیم. پایـان کار شـورای شـهری را کـه تمـام اعضـای آن
راجبـران کند. ملا کشمابرایانتخابشهردار آیندهچیستواو اصلا حطل بانـد چگونـه پی شبینـی م یکنیـد؟
کلامآخر؟ براینهادهایانتخابیمثلریاستجمهوری،خبرگان،
آنچـهباعـثامیـدواریبنـدهاسـتایـناسـت کـههرچند بایدچهخصوصیاتیداشتهباشد؟ مجلس یا شـورای شـهر بهترین انتخاب از طریق احزاب و
هنوز کاراجراییشـورایپنجمآغازنشـدهاسـت،احزابو اولینملا ک،ساختاریاست کهوزارت کشورتعریف کردهو سازما نهاست.اینبهآنمعنانیست کهافرادخودشان
سـازما نهاوبسـیاریازمردممارارصدم یکنندوبادقت درآنمشخص کردهاستشهردارانبایدچهخصوصیاتی درک اجتماعـی ندارنـد و نم یتواننـد افـراد مناسـب را
پیگیـر مسـائل شـهر هسـتند و ایـن نکتـۀ مثبتـی اسـت. داشـتهباشـند؛بنابرایـن،مـااجـازهنداریـمهرکسـیرابـاهر شناسـایی کننـد؛بلکـهدردنیـاثاب تشـدهبهتریـننحـوۀ
مسئولیت سنگینی بر عهدۀ ماست .ما در شورای پنجم شرایطیانتخاب کنیم.ملا کدومتوانمندیو کارآزمودگی انتخـاب ،گزینشـی اسـت کـه سـازما نها و احـزاب انجـام
نهدامریـگـمی؛ازچـیـونکقاطعیـدتـ ًافتعـسایراسـضویاهختسـلاتی فنم وظـردیگیـبریبـهانناـعهاضـای اسـت .کلا نشـهراصفهـاندر بعضـیزمین ههـاه متـراز بـا م یدهنـد؛چـونحسمسـئولی تپذیریدارنـدوب هعلت
نیسـت.در ایـندورهرأیمـردمبـهآخریـننفـرلیسـتمـا پایتخـتاسـتوحتـیدربعضـیاززمین ههـافراتـرازتهـران ارتباطـات بیشـتر بـا مـردم و شـناخت آ نهـا ،نیازهـا و
اختالفمعنـاداریبـااولیـننفـرلیسـترقیـبداردوایـن است.ب هطورمثال،بیشترافرادیکهبهدلایلدیپلماتیک خواست ههایشانرام یشناسند.آ نهافردیبرایریاست
وظیفـۀمـاراسـنگی نترم یکند. به کشورماسفرم یکنند،تمایلدارندبهدلایلتاریخیاز جمهـوری و افـرادی بـرای قـوۀ مقننـه یـا شـوراهای شـهر و
اصفهانبازدید کنند.اصفهانظرفیتبسیاربالاییدارد روستاکاندیدام یکنندتابتوانندپاس خگوینیازهایجاری
وم یطلبد کهشـهردارآنبسـیارتوانمند،باتجربه،دارای باشند.بنابراینبهترینروشایناست کهمردمعلاو هبر
روابطعمومیقویوظرفیتفراوانباشـد؛چونشـهردار اینکهخودشانتجزی هوتحلیلم یکنند،ب هگزینشدیگران
هـمتوجـه کننـد.مـردماز600نفرنمایندۀمسـتقلوبقیۀ
لافیراسـدیتاکمهیـدردلویاسصلات حهاطولاـئتلباراانفتهاخـایمبخکترلدنـفدق.رامررددامشقتنطعد ً،ا
برنام ههـاو گرای شهـایایـنافـرادرابررسـی کردنـدودربارۀ
تیمتخصصیو کارشناسـیآ نهاتحقیق کردندوسـپس
دسـت به انتخاب زدند .در انتخابات ریاسـت جمهوری از
بینچندین کاندیدابهیارانهجوابمنفیدادندوبهفرد
دیگریرأیدادند.مابایدبهخواسـت ههایمردم کهآنرا
دررأیمعنادارآ نهابهاصلا حطلبانم یتواندید،پاسخ
بدهیـموبرنام ههـایمدونـیهـمبـرایایـن کار داریـم.از
پوردورژاهیـهانیچنـشادخدوصرهای کصاه ًالعبهضآانایهشمویراتیپداندجهنمشدـرندهظارسـدارنتد،
توسـعهورونـقفضـای کسـ بوکار ورفـعموانـعتوریسـمو
رونق گردشـگریاسـت.موضوعبعـدی،شفا فسـازیدر
مجموعـۀشـهرداریوسـازما نهایوابسـتهبـهآناسـت.
74شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
شهر چیست؟ شهردار کیست؟
انتخاب شهردار اصفهان در گف ت وگو با چند تن از بزرگان و مدیران شهری
محمدعلی میرزایی
حسین فقیهیان فضل الله صلواتی محمدجواد عیدی
اداره کنـد. دیدگا ههـا ،شـاخ صها و معیارهـای شـورای شـهر گروه جامعه
فقیهیـان :شـهرداری در کشـور مـا جـزء اولیـن نهادهـای برایانتخابشـهردار چیسـت؟شـهردار بایدچه کـی شـهردار میشـه؟ ایـن
مدنیبود کهتشکیلشد.دول تها کهعهد هدار مسائل خصوصیاتـیب هصـورتاعـمدر کشـور وب هصورت سـؤالیاسـت کـهایـنروزهـادراغلـب
کشوریهستندبخشیازاختیاراتخودشانرادرشهرها اخصدراصفهانداشتهباشد؟چونویژگ یهای جلسـات ،نشسـ تها ،گرو ههـا و
و روسـتاها بـه امنـا و معتمـدان مـردم دادنـد و برایشـان حتی گف توگوهایدونفـرهم یتوان
منابـع مالـی تعریـف کردنـد ،ماننـد تعرف ههـای عـوارض. اصفهان باشـهرهایدیگرمتفاوتاسـت. شـنید.جوابامامشـخصنیسـت.
درواقـعدر گذشـتههـرمنطقـهومحل هایری شسـفیدان صلواتی:درزمانآغازبه کارنهادشـوراها،اسـاستفکربر هرکسـی نـام گزین ههایـی را شـنیده
و کدخدایانیداشـته کههممعتمدحکوم تهابودندو ایـنبـود کـهفکرجمعـیشـهررااداره کنـد.البتهفکرهای اسـت؛ از مهنـدس جـوادی و دکتـر
هـممرجـعرجـوعمردمبرایحـلاختلافات.نوعینظام فـردیهـم گاهـیخوببودند؛چـونآ نهاهممشـاوران عظیمیـان ب هعنـوان شـهرداران
وعررفوحیانحیـاکتمبموحـد؛وارمقاـبراعر گدارزفـانقتل؛امثباا ًیل دنرناظصافمهبـاهنهآیـمختاولرلده و معاونانـی داشـتند و از آ نهـا اسـتفاده م یکردنـد؛ ولـی اسـبقایـنجها نشـهر گرفتهتـادکتر
طاهـریمرجـعمردموامینحکومـتودولتبود.بنای وقتیاز زمانآقایخاتمی،تصمیم گرفتندشورایشهر حجـ تاللهمیرزایـیودکتـرنـوروزیو
ایجادطی فهاواحزابهمهمیناسـت.مشـکلی کهما رامطابـقبـاقانـوناساسـیرا هانـدازی کننـد،نظـربـرایـن دیگران.بعضینیزازآقایجمال ینژاد
الآنداریمایناسـت کههنوزآنسـاختار،درسـتنشـده بود کهنخب ههایمردم کهباشـهرآشـناهسـتند،شـهررا ب هعنـوان گزینـ های جهـت ابقـا یـاد
استوافرادی کهمعتمدمردمودولتباشند کمتروارد اداره کننـد؛ یعنـی آ نهایـی کـه خصوصیـات اصفهـان را م یکننـد.ماهنامـۀبـرایفـردادراین
قمیـحداطالنرمجایلشـنیونسد.اتع؛تاتقـفااقدًامـسرنمایاـی هناهاسـیتخکـوبهیدرهامصدفارهیام؛ن م یشناسـندوم یداننـدایـنشـهرچـهامکانـاتومزایـاو میـانبـهدورازایـننا مهـاویادهـا،در
امـابـزرگانمـادر حاشـیههسـتند.در سـاختار اجتماعـی نویانازتهخاـیـایب کدانرنـد.دم؛ـردردحمبالایـیکداهفـمراثاد ًللابیـراقیاونتتوانـخاابرااشتنماسجـلایسی نشسـتیباسـهتنازبزرگانسیاسـی
شـهر،بایدفردیوجودداشـتهباشـد کهدلشبرایشـهر بایدبه کسیرأیداد کهچهر هایسیاسیباشدوبینش و مدیـران شـهری از دو نسـل قدیـم
بسـوزدومـردمبـهاواعتمـادداشـتهباشـند.مـنمعتقدم ودوراندیشـیاجتماعـیداشـتهباشـد؛ولـیبرایشـورای وجدیـدبـهشناسـاییشـاخ صهاو
در بعضـیشـهرهاشـورادر سـایۀدولـتانتخـابشـد،نـه راشـسـهتراباییتداوفرسـاعدهیوانپتیخشـارفبشتـوشنـهدرکباهنشـگاد،همشـخانصبویص ًشاـبتررادری ویژگ یهاییکمدیرشـهروشـهردار
در سـایۀشـخص.ایـنیکدسـتشـدنشـوراازلحـاظبـار اصفهـان کـه ظرفی تهـای گردشـگری و تاریخـی زیـادی توانمنـدپرداختـهاسـت.امیـدآ نکـه
سیاسـی هـم نقطـۀ قـوت اسـت و هـم خطـر؛ یعنـی دیگـر دارد .خوشـبختانه این بار در اصفهان شـورای اصلاحاتی کلیدشـهررابهدسـت کسـیبسپاریم
منتقدمادر صحنشـورانیسـت،بلکهدر جامعهاسـت. تشـکیل شـد و همـۀ سـیزده نفـری کـه در فهرسـت کـه بدانـد چـه گوهـری را در دسـتان
عملکـردایـنشـورا،هـرچه کـهباشـد،ب هپـایدولتثبت اصلا حطلبـانبودنـدانتخـابشـدند.تـاجایـی کـهبنـده خـودداردوآنرابـاهـرآبگینـ هایوبـه
م یشـود.چهـارسـالآینـده،مردمی کهم یخواهنـدرأی بـاایـنافـرادآشـناییدارم،م یدانـمهمگـیدر شـناخت
بدهنـددولـتوشـورارابـاهـمارزیابیم یکننـد؛بنابراین، شـهروجامعهوبرنام ههایشـهریمتخصصهسـتندو ثمـنبخـسمعاملـهنکند
اینمقطعبسیارمهماست.انتخاباتفرایندیسیاسی کارهایاجراییانجامداد هاند.امیداستاعضایجدید
اسـت؛ ولـی انتخـاب شـهردار نبایـد سیاسـی باشـد .بالی شورایشهربتوانندبرایشهریکشهردار خوبوفعال
شهرداریایناست کهسیاستواردآنشود؛هما نطور انتخـاب کننـدتـابـامدیریتصحیـحوتـواناجرایـیبالا،
کـه در چنـد سـال اخیـر ب هنوعـی شـاهد آن بودیـم. زیرسـاز یها،بازساز یهاوآزادساز یهارا کهمشک لترین
کار شهرداریاستانجامدهدوبتواندچهار سالشهررا
75
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
سیاسـی نیسـت؛ بلکـه جایـی اسـت کـه باتوج هبـه مرحلـه،یعنـیمرحلـۀاولاز مشـروطیتتـادهـۀ 70ودو اصفهانتقریب ًادودههاسـت کهدر عرصۀرقابتبابقیه
پتانسی لهایش،م یتواندساختاراولیۀتوسعۀاقتصادی مرحلـۀآخـر کـهدردودهـۀهشـتادونـودشـکل گرفـت،با کلا نشهرها،عقبماندهاست.شورایشهردروضعیت
وفرهنگی کل کشـورباشـد. سـرعت گـذر کرد هایـم .چهارمیـن مرحلـه داشـتن شـهر بسیار حساسیاست؛چونیکدستاست،بار سیاسی
واضـح اسـت کـه منتخبـان شـورا از یـک سـو بایـد فرهنگـیاسـت؛یعنیشـهری کهانسـا نمحور،معنا گـراو رویدوشـشاسـت.شـهرداری کهانتخابم یشودباید
اولوی تهـاوخواسـت ههایمـردمرادر نظـربگیرنـد زیس تپذیرباشد.بهاینترتیب،درادبیاتنظریتحولی فردیباتجربهوبادیدگاهغیرسیاسیباشد کهعملکردش
واز سـویدیگربایدبادیدگاه کارشناسـانهبررسی مفهومیپیداشـد.ا گرشـمام یگوییدشـهرموجودزنده
کنند کهچگونهم یتوانبهاینخواسـت ههاجامۀ اسـت،بایـدطبـققواعـدیکموجـودزنـدهباشـهرروب هرو در شـهرمشـخصاست.
عملپوشـاند.آیاباانتخابیکشـهردار توانمند شـوید .ا گـر بـه شـهر احتـرام نگذاریـد ،شـهر هـم بـه شـما عیـدی:بـرایاینکـهبـهشـورایشـهرجدیـدبگوییـمچـه
منتسـب به جریان سیاسـی پیروز و موردحمایت احترامنم یگذارد.آ نوقتهماناتفاقیم یافتد کهالآن شـهرداری را انتخـاب کننـد ،اول بایـد تبییـن کنیـم کـه
مـردمبهتـرم یتـوانعمـل کـردیابـاانتخابفـردی افتادهاست؛یعنیمادر حوزۀ کالبدیودر حوزۀانسانی شهردارم یخواهددرچهشهریفعالیت کند؟منمایلم
توانمندتـرولـیفـارغاز طی فبند یهایسیاسـی؟ دچـار آسـیب هسـتیم .آسـیب هـم پخـششـده اسـت و نگاهی گذرابهتحولاتشهرازدورۀمشروطیتتابهحال
بـهنظرشـمامـردم کدا میـکرابهتـربرم یتابند؟ ایـنمسـئلهوضعیـترابدتـرم یکنـد.درعرصـۀمدیریت بیندازم؛یکنگاهتوصیفی-تحلیلی،نهیکنگاهارزشی.
صلواتـی:درسـتاسـت کـهالآنشـورایشـهردر دسـت شـهریبایـدچهـار رکـنرادر نظـر گرفـت:رکـناولمـردم؛ ازسـال 1324کـهتشـکیلانجم نهـایبلدیهدرمجلس
اصلا حطل بهاسـت ،ولـی همـان اصلا حطل بهـا هـم رکـن دوم فضـا و کالبـد؛ رکـن سـوم اقتصـاد و رکـن چهـارم شـورای ملـی تصویـب شـد ،رویکـردی خدماتـی در ایـن
کـه رأی داد هانـد انتظـار خدمـت دارنـد .ایـن چهـار سـال شبکۀارتباط ی.چش ماندازبراساساینچهاررکنتعریف حـوزه حا کـم بـوده اسـت؛ یعنی معابر بگذاریـم ،به فضای
دور های آزمایشـی اسـت بـرای ای نکـه توانایـی آ نهـا در م یشود.برایرسیدگیبهشهرچار هاینیستجزاینکه تکافلبکـرد،بـیدشوهنرتتووججـههبکنهیتغمی،یرشاتـهریراکتـمهیدزرنبگدهندۀاریجامموعـ.ٔ .ه.ا.یاریانن
ادارۀشهرازنظرفضایسبز،نظرخواهیاز مردم،مسائل مدیریـتشـهری،فـارغازهـررویکـردسیاسـی،فرص تها صورت گرفت،همچنانبهقوتخودباقیماندتاسـال
فرهنگـی ،مسـائل عمرانـی و خدماتـی و ...سـنجیده راتقسـیم کندوجامعۀمدنیرابرایپذیرشمسـئولیت 1376کـهمقولـ هایبـاعنـوانجامعـۀمدنیمطرحشـد.
شـود.همـۀمـردمبـاآ گاهـیرأیداد هانـدوناظرهسـتند. در قبالحیاتشـهر یاشتقویت کند.سـاختار شـهری نتیجـۀانتخابـاتسـال 76شـگف تانگیزبـودوبسـیاری
مال کاصلـی،مـردمهسـتندومـابایـدببینیـمآ نهـاچـه کلیتیدارد کهبرایتقویتآنبایدبهساختارمویرگ یاش، آنراپی شبینینم یکردند.بعدازآن،بردایراناز استرالیا
م یخواهنـد؟ا گـرشـورادرسـتعمـل کنـد،مـردمهـمدر کـه همـان محالت اسـت ،دقـت شـود .از سـوی دیگـر، باعـث شـد بسـیاری متوجـه شـوند در لای ههـای پنهـان
آیندهدوبارهانتخابشانخواهند کرد.مردماینجابهفکر مدیریـتشـهریبایـدشـهروندانیبپرورانـد کـهقائـلبـه جامعهاتفاقاتیداردم یافتد.درنتیجه ،گفتندشهرداری
برجاموتحری مهایآمریکانیستند؛بلکهبهفکرخدمات مشـارک تجوییباشند.مشارک تجویییعنیشهرونداز علاو هبـر کارکـردخدماتی،باید کارکردفرهنگیهمداشـته
شـهر یاند.شـهریتمیزومنظمبافضایسـبزوترافیک بدوتصمی مگیریازروندامورآ گاهباشد.مدیریتشهری باشد؛بدینترتیب،شهرداریواردفاز دومفعالی تهای
کمووسایلعمومیمناسبباامکاناتیبرایتوریس تها بایدبداند کهشـهررانم یشـودازطریقشهرفروشـیاداره خـودشـد.دراصفهـانخان ههـایجوانوفرهن گسـراها
و گردشگرانم یخواهند.شورابایدفردیرابرای کارپیدا کـرد.بایـدبـهمزی تهـاینسـبیاصفهانتکیه کـرد،مثل اراداهامنـهدیازافیت.شـکدمویبفععالدیبابتسهـاطریوافبرهطنبگیـ نیالمطلبـلقونسهااللزیام ًاق
کند کهتحصیلاتمرتبطدارد،مثلدکترایشهرسازی؛ گردشگری،هنروفرهنگ.همچنینلازماستمدیریت بی نالدولوهمچنینتعددخواهرخواند ههاوآمدوشدها
و همچنیـن مدیـر و خردمنـد و قائـل بـه اسـتفاده از شهر یضمنقائلشدنبهمنطقتغییراتودرکآ نها، مفهـومجدیـدیشـکل گرفـتو گفتـهشـدا گـرقراراسـت
اندیش ههایجمعیباشدتابتواندموفقعمل کند.طبق مشکلاتراحل کند،نهاینکهآ نهارارد کند.مه مترین شهر خوب اداره شود ،به شهروندان خوب نیاز دارد .پس
فرمایش حضرت علی به مالک ،افرادی بر مصدر امور قرار چیـزی کـهبایـددربـارۀاصفهانبگویمومدیریتشـهری ب هسـویمؤلفۀدیگریاز حیاتشـهری گامبرداشـتیمو
گیرند کهامتحانخودشـانراپسدادهوتخصصشـانرا بایدبهآنقائلباشدایناست کهاصفهان،جها نشهر درعی نحـال کـهفعالی تهـایخدماتـیوفرهنگـیانجام
نشاندادهباشند.شهردارشهردومیلیونیاصفهانباید اسـت و ایـن صفـت را در طـول تاریـخ ب هدلیـل تنـوع و م یدادیـم،بـهفرهنگشـهریهمتوجه کردیـم.البتهدر
کارنامـۀاجرایـیقویداشـتهباشـد. تمایزشحفظ کردهاست.اینتنوعفضای گف توگویی ایـننـگاه،شـهروندرابراسـاسحقوقـشتعریفنکردیم،
لزومـ ًانباید شـهردار فقیهیـان:اعتقـادمـنایـناسـت کـه م یطلبد؛یعنیمابایدباحفظتنوعوتمایز،تنشایجاد بلکهبراسـاسوظایفشتعریف کردیم.الآنمااز هرسـه
متخصـص شهرسـازی باشـد ،بلکـه بایـد مدیـر باشـد. نکنیـم .شـهر بسـتر رویارویـی و جبه هگیـری جنا حهـای
76شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
کهفرمایشـتاندرسـتاست.بهنظرمنوقتیم یگوییم شـهرداری هـم بایـد توسـع هطلب و روب هجلـو باشـد. اینیکدستشدنشورا
کمافمهاـًلوکملـسییراوبـسـ هریو،هدروساـقتـیعبم؛اییعنـکمیافگهرومم یگسـوهییلمومشـمهترنیعوک شـجاعتیکـیاز مه متریـنویژگ یهـایمدیـراسـت؛امـا ازلحاظبارسیاسیهمنقطۀ
اواسـحـدت،بساییـادسـدقیی اقـ ًاسـمعتلـوومشـکنهیرـدامرکیهیـمنظک پورمسـانتچسییاسـسـتی. شـهردار بـه چیـزی فراتـر از شـجاعت نیـاز دارد .شـهردار قوتاستوهمخطر؛یعنی
بهچندشـکلم یتوانبااینمفهوممواجهشـد؛چرا که باید جسارت داشته باشد تا بتواند خوب تصمیم بگیرد دیگر منتقد ما در صحن
بـهقـولمعـروفبـاباجتهـاددر ایـنمقولـهبسـیار فـراخ و خـوب انتخـاب کنـد .مـن در مـورد رویکـرد فرهنگـی شورانیست،بلکهدرجامعه
اسـت.عد هایممکناسـتشـهررابهمفهومآتنیآن که چنـدانبـاآقایعیدیموافقنیسـتم.فرهنگدر کشـور است.عملکرداینشورا،هر
معادلپولیساست،در نظرداشتهباشند کهباتوج هبه مامظلوماسـت؛دلیلشهمایناسـت کهطولوعرض چه کهباشد،ب هپایدولت
رویکردهـای جدیـد علمـی ،حقیـر آن را برداشـتی نحیـف نـدارد،مقیـاسنـدارد،آثـاردارد.اعتقادمنایناسـت که ثبتم یشود.چهارسال
وخـارجاز کانتکـسم یدانـم.امـروزهسیاسـتبـهمفهوم مجموعۀقوانینشهرداریعل یرغماینکهب هروزنیست، آینده،مردمی کهم یخواهند
رایـج آن وجهـی از وجـوه حیات شـهری اسـت نه همـۀ آن بایـدب هعنـواناسـا سنامۀشـهرداریمبنـاقـرار گیـرد.هـر رأی بدهند دولت و شورا را با
ولـذانم یتوانـدعرصـۀصرفعملسیاسـیباشـد؛امـادر حرکتـی کـه م یخواهـد در شـهرداری انجـام شـود بایـد همارزیابیم یکنند؛بنابراین،
عیـنحـالبـراینباورم کهمدیریتشـهریمحـلآزمون مطابـقایـناسـا سنامهباشـد.امـروزمه متریـنمشـکل اینمقطعبسیارمهم
جریا نهـایسیاسـیاسـت. شـهر،هما نطور کهدوسـتاناشاره کردند،ترا ک مفروشی است.انتخاباتفرایندی
اصلا حطلـب اصو لگـرا و مچ گیتـونـواهنعممـشـلخکردص هاکنــردد .اجتنفـااقـ ًحا ابهسـنست کلهمآا،سـبیهسبیهااسی تجهباریامناناپنذوی..ر.ویاربدهمشـیکهنر،دب.همآیانعدملهًا، سیاسیاست؛ولیانتخاب
آ نهـا و نـوع نـوع نـگاه داریمشهررام یفروشیموازدرآمدشرنگولعابوتابلو شهردارنبایدسیاسی
مدیریتشـان مؤلف ههایـی بـه دسـت مـردم م یدهـد کـه برایشـهرم یسـازیم.ا گرشـورایجدیداز گذشـتهدرس باشد.بلایشهرداریاین
سـرمای ههایاجتماعـیآنجنا حهـایسیاسـیبهشـمار بگیرد،اینمسـئلهراب هگون هایاصلاحم یکندوب هسـوی است کهسیاستواردآن
م یآیـد؛یعنـیالزامـینیسـت کـهجنـاحسیاسـی کـهالآن شود؛هما نطور کهدرچند
قدرترادردست گرفتهاست،ب هصورتسیاسیدرشهر درآمدهـایمسـتمرودائـمحرکـتم یکنـد. آسنابولادیخیمر.اب هصنفوهعاینتشقاریهب ًاد
عمل کند؛امام یتواندطوریرفتار کند کهاعتمادبهآن آقـایعیـدی،فکـرم یکنمباتوج هبهابهامی کـهدر دودههاست کهدر عرصۀ
کجهنامرحددمربمعیادًا بنرمارسدامسشکهملیبگنیارعدت.نمتاید،جعۀمایلکنرادمآرآ ننهاا رسا درت مـورد تعریـف شـهر فرهنگـی بـه وجـود آمـده ،بهتـر رقابتبابقیه کلا نشهرها،
مقیـاسملـیپی شبینیم یکنند.بهنظرمننخسـتین عقبماندهاست.شورای
گامایـناسـت کـهشـوراوشـهردار بداننـدشـهررابـه کجـا اسـت دربـارۀ آن توضیـح مبسـو طتری بدهیـد. شهردروضعیتبسیار
م یخواهندببرندوب هلحاظمفهومیمدلشهرچیست؟ عیـدی :نـگاه مـن بـه فرهنـگ مبتنـی بـر یـک رویکـرد حساسیاست؛چون
یکیازبزر گترینضرب ههایی کهدرعرصۀمدیریتبهاین تپیووصیسـفتیافرسـهنتگ؛ییعونجیوددردماؤلشـفت ههبهااشـید؛شمهثرل ًاسـادزرغیرهبم،بقایبل ًدا یکدستاست،بارسیاسی
شهرواردشده،نگاه کارکردگرایانهبهمقولاتبودهاست. بـرایسـاز ههایشـهریضریـبرفاهراتعییـنم یکردندو روی دوشش است
ارشـادبـرایخـودشبرنامـۀاسـتراتژیکتهیـه کردهاسـت الآنضریـبخوشـبختیرا.منظـورمـنایننبـود کهیک مردم کاریندارند کسی
وشـهرداریهـمبـرایخـودش.نـگاه کارکردگرایانهشـبیه ساختار فرهنگیجدااز حوزۀشهرسازیوعمرانیایجاد کهبرسر کارآمدهبه کجا
فیلمقرنبیستمچارلیچاپلیناست کهدرآنفردبدون کنیم.بحثبرسرایناست کهشهریکواقعیتب یقرار وابستهاست.آ نهافقط
اینکهبهقبلوبعد کارنگاه کند،فقطپی چهارادرقسمت زفنـرهدنهاگـییراا تسـشـتک.یکاللبـمدیودانهنـسـاد بنـهدرنـتاعمامـشـلهبرا؛هـمثما ًلمووقجـتـودی کارم یخواهند.حتی کسی
خـودشسـفتم یکند. سیت یسـنترشـکلم یگیـرد،شـهرمفهـومجدیـدیپیدا کهبهجریانموردنظرخود
شهرموجودیساختمنداست؛یعنیمنظوم هایتعاملی م یکند؛ کمااینکهوقتیمیداننق شجهانشک لگرفته یعنیاصلاحاترأیداده
کـه در آن تمـام پدید ههـا ب هصـورت ارگانیـک باهـم عمـل ابـیودن،اسشــهرتمکعهنـماادیرجمقدایـمدمیدیپرییداتکـالرزادم ًهابنوبادی.دموسـجئیل هۀالدیملگهر نیزتحملنابسامان یهای
م یکننـد.نم یشـودیـکبخـشازآنرافربـه کـردوبخش باشـیم؛ بایـد خاد مالملـه باشـیم؛ ب هطـور مثـال ،ممکـن شهریراندارد.حتی
دیگرشرانحیف گذاشـت.هرمدلیبرایشـهرفرهنگی اسـتبچـۀشـمامقابـلتلویزیـونباشـدوشـماعل یرغـم خودمن کهبابعضیاز
وشـهرخلاقبایدطوریباشـد کهدر آنشـوراومدیریت میلشآنراخامو شکنیدوبگوییدموقعدرسخواندن ای نهاهمکاری کرد هاماگر
شهردرتقابلباهمقرارنگیرندوباهموفاقداشتهباشند. اسـت.اوناراحـتم یشـود،ولـیشـماداریدبـهاوخدمت کوچ کترینخلافیببینم،
م یکنیـد.بعـدازایـنمقدمـاتخدمتتـانعـرضم یکنم بزر گترینمعترضخواهم
بود
77
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
سازمانجهانی گردشگریایرانراازنظرمباحثفرهنگی خاطرسـرمای ههاینمادینزیادی کهدر اصفهانوجود یکیاز معایب کار ماایناسـت کههرکداممانبرداشـتی
جـزءده کشـوربرتـرجهـانمحسـوبم یکنـد.ازنظرتنوع دارد.اصفهانپیشکسوتهنراستوم یتواندبهرشدو متفاوتازواژگانداریم؛بنابراین،اولبایدمشخص کنیم
اقلیـمجـزءپنـج کشـوربرتریم.آینـدۀدنیاو کشـورمـاازآن توسعۀاقتصادی کشور کمک کند.ا گربتوانیمدرفرایند بـاچـهمدلـیم یخواهیـمشـهررااداره کنیـم؛دوماینکـه
صنعت گردشگریاست.زمانیبزر گترین کارفرمایدنیا ارتباطـاتبی نالمللـ ی،منابـعجایگزیـندرآمـدیفراهـم شوراوشهرداربایدهست ههایفکریخودشانراازبطن
خودروبودوامروزه گردشگریاست .گردشگریصنعتی کنیم،آ نوقتم یتوانیمعوارضرا کم کنیم،شهرفروشی جامعۀمدنیبگیرند؛یعنیازاستراتژیمعکوساستفاده
سـبز اسـت و ظرفی تهایـی بالقـوه بـرای کشـورها دارد. نکنیم و به نیازهای شهر پاسخ دهیم .هشتمین ویژ گی کنندوای نطورنباشد کهبگویندمابرنام هریزیم یکنیم
اصفهاندر همۀاینموارددر صدر است؛ولیم یبینیم وبقیـهاجـرا کننـد.خـبمدیریتبعدیهم کهبرسـر کار
شـهرهایدیگـربهتـر کارکرد هانـد.مـااز میـراثفرهنگـیو مدیـرایـناسـت کهمنطقتغییـررابپذیرد. بیایـد،مدیریـتقبلیراقبولنـدارد؛پسمدلادارۀشـهر
تنوعاقلیمصحبتم یکنیم؛ولیچهارصدسـال پیش در حـال حاضـر ابهاماتـی دربـارۀ وضعیـت فعلـی بایـدمبتنـیبـرواقعی تهـایروز جامعـهباشـد.واقعیـت
زیباتریـن شهرسـازی در اختیـار اصفهـان بـوده اسـت. شـهرداری وجـود دارد .کسـی نم یدانـد شـورای سـوم ایـن اسـت کـه دیگـر نم یشـود شـهر را بـا مدیریـت
قو مبند یهـا بـه زیبایـی در غالـب محالت شـک لگرفته شـهرفعلـیوشـهرداریدر چـهوضعیتـیتحویـل دستوریاداره کرد.مدیریتبایدمدیریتاقناعیباشد.
اسـت .هـر محلـه یـک بـازار محلـی داشـته و زن خانـواده دادهخواهدشد؛باچهمیزانبدهی؟باچهتعداد بـه قـول آقـای فقیهیـان تخصـص یـک موضـوع اسـت و
زنبیـلبـهدسـتدرمحـلخودشخریـدم یکـردهوبرای نیرویانسانیمازاد؟باچهحجممطالباتو...؟ مدیریـتموضوعـیدیگـر.بایـدهسـت ههایفکـریایجاد
تأمینمایحتاجشب هزحمتنم یافتادهاست.بازاربزرگ بـهنظرشـماای نهـاتاچهحـدم یتواندبرانتخاب کـرد.اصفهـانشـهریاسـتبـاشـئونووجـوهمختلـفو
محـور شـهر بـوده و خانواد ههـا ا گـر کار بـزرگ و تخصصـی شـهردار یـاابقـایشـهردار فعلیتأثیرگذار باشـد؟ شهرداربایدبرایهمۀای نهاتصمیمبگیرد.هست ههای
داشـتند،بهآنجام یآمدند.بازار بزرگبهمرکزثقلشـهر، صلواتـی :مـا تصمی مگیـر نیسـتیم .اعضـای شـورا بایـد فکریبایدبهشهردار نظر کارشناسیبدهند.چهارمین
یعنـی میـدان نق شجهـان متصـل بـوده اسـت .در ایـن تصمیـم بگیرنـد .آ نهـا هسـتند کـه در مقابـل مـردم ویژگیشوراایناست کهسرمایۀاجتماعیداشتهباشد
میدانمساجد،مدارس،ارگا نهایمهمشهرراساخته مسـئو لاند.بایدمشـکلاتشـهرب هگون هایحلشـود که و بتوانـد ایـن سـرمایۀ اجتماعـی را بـه سـرمایۀ نمادیـن
بود هاند.در گذشته،صنعتبهمعنایامروز یاشوجود هیـچجـایاعتراضـیباقـینماندتـااعضایشـورابتوانند تبدیل کند.پنجمینویژگیایناست کهشهردار نباید
نداشـتهواقتصاد کشـاورز یمحوربودهوروسـتاها کانون موقعیـتاجتماعـیوسیاس یشـانراحفـظ کننـد.بعـد قدرتداشتهباشد،بلکهبایدصاحباقتدارباشد؛یعنی
تولیـدبود هانـد.اینشهرسـازیبـهاینزیباییفرهنگرا از پایـاندورۀشـورا،ایـ نافـرادم یخواهنـددر بیـنمـردم در بیـن مـردم مشـروعیت داشـته باشـد .ویژگـی ششـم
م یسازد.درمعماریشهریچهارصدسالپیشمایک زندگـی کننـد.شـهرداربایـدسـمبلتعـدادرأیب یسـابقۀ ایـن اسـت کـه شـهردار و شـورای شـهر بایـد پاسـخ گـوی
خشـتب یهویـتپیـدانم یکنیـد.ایـنفقـطقسـمتیاز مـردم باشـد .شـهردار بایـد بهتریـن و مدیرترین باشـد .ما نیازهایشـهروشـهروندانباشـند.مانبایدتخیل کنیم
دادوستدبود.بقیۀامورمثلشبکۀ کشاورزی،چیدمان وظیفـهداریـم کسـانیرا کـهم یشناسـیمبهشـورامعرفی وبراسـاسسالیقخودمـانعمـل کنیـم.علمـیبـهنـام
شـهر و بقیـۀ مـوارد را در نظـر بگیریـد و ببینیـد کـه چـه کنیـم؛ولـیخودشـانبایدانتخاب کننـد.اصلحکومت علـم برنام هریـزی شـهری وجـود دارد و مـا تعـداد زیـادی
یعنی مردم ،یعنی رفاه .اصل حکومت یعنی دموکراسی، انفدیرراسـدشـکهاتررکدداارهالنیزواممسًـاتپفررخدیصداکنرصدشـهدگرواابیهاواینقبزاعمییشـن دته.هدکااریسـیم.شیـمکهنرهزظمیوارکناایمیل ًرانا
شـاهکاری بوده اسـت! یعنی عدالت و هرکسی در حد خودش باید برای رسیدن آشناسـتوتجربـ هایبسـیار غنـیوقـویدارد،م یتوانـد
بایـد درهـا را گشـود و درواز ههـا را بـاز کـرد .وقتـی عرصـه سـرمایۀاجتماعیشـورایشهروشـهرداریباشد.هفتم
ایجـادشـود،هم هچیـزسـامانپیدام یکند.شـاهامنیت بـهایـننـوعحکومـتتالش کنـد. اینکـه چـون مسـائل اقتصـادی بـرای شـهر بسـیار مهـم
برقرارم یکردونخبگانراازهم هجافرام یخواندوبهاین فقیهیـان :دیـدگاه مـن ایـن اسـت کـه اول بایـد سـاختار اسـت ،بایـد منابـع بدیـل اقتصـادی بـرای شـهر فراهـم
ترتیـب،میردامادهـاوشـیخبهای یهاآمدندواصفهـانرا اجتماعـی امنـا و معتمـدان شـهر درسـت شـود تـا در زمان کننـد.ایـرانب هطـوراعـموشـهراصفهـانب هطـوراخـصاز
سـاختند.چنددورهاسـت کهدارندشـهررام یفروشندو انتخاباتلازمنباشدافرادبهیکموضعسیاسیمتصل میراثفرهنگیوباسـتانیخوبیبرخوردار اسـت .کشـور
ازآناسـتفادهم یکنند.شـوراهایجدیدهمهمانراهرا باشـند؛ مثـل اتفاقـی کـه امسـال افتـاد .مـن بـرای همـۀ مـاازلحـاظبرخـورداریازمیـراثفرهنگـی،جـزءده کشـور
ادامهم یدهند؛چونا گربخواهندتغییریایجاد کنند، اعضـایمنتخباحتـرامقائلمامانم یتـوان گفتای نها برتـرجهـاناسـت.ترکیهدراینفهرسـت کشـورهشـتادم
کارشـانبسـیار سـختم یشـود.ا گـرمـننوعـیبـابحـث بـه اعتبـار شـخصی خودشـان رأی آوردنـد؛ بلکـه بـه اعتبار اسـت؛ امـا ب هلحـاظ گردشـگری جـزء ده کشـور اول بـه
فـروشترا کـممخالـفهسـتم،بایـدجایگزینـشرافراهـم اتصالشانبهجریاناصلاحاتانتخابشدند.مافعالیت شـمارم یآیدوما کشـورهشـتادمهسـتیم.مانمایشـگاه
کنم.وقتیهشتاد درصددرآمدشهرداریازمحلفروش کردیـم ،سـتادهایی تشـکیل دادیـم و موفـق هـم شـدیم؛ بـزرگصنای عدسـتیایرانهسـتیم.ایرانوچیـنوهند،
شـهراسـت،چهم یتوان کرد؟چهراهیوجوددارد؟این امـاایـنآخـر کارنیسـت؛بلکـهابتـدایراهیبسـیاربسـیار سـه کشـور اول جهـان درزمینـۀ صنای عدسـتی هسـتند.
پرمسـئولیتاسـتوبایـدبتوانیـمایـنجریـانرااسـتمرار متأسـفانهمـانتوانسـت هایمبـازاراولیـۀصنای عدسـتیرابـه
دورۀ شـورا دورۀ بسـیار حساسـی اسـت. ببخشـیم.ماحدودچهارصدسـالپیش ،کهبسـیاریاز بـازارثانویـ هاشمتصـل کنیـم.بایـد کالاهـایبومـیمـابـه
عیـدی :در پاسـخ بـه سـؤالتان ابتـدا دو مقدمـه عـرض شـهرهایمـدرنامـروزدنیـامدنیـتنداشـتند،زیباترین اکالصاا ًهلـاازاییـجنهفارنـصـیتبتادیســتلفاشدـهوندککـرده هایخـریـم.دباررادایشگـرتدهبشـاگشـردی.
م یکنـم.اولاینکـهتنـوعاقلیـموتنـوعقومیـت،خاصـه ساز ههاوساختارهایشهریرادراصفهانداشتیم.آمار پایـدار هیـ چکاری نکرد هایـم ،مـا نقطـ های عمـل کردیـم
و سـاختمند فکـر نکردیـم و نتوانسـتیم اصفهـان را مرکـز
گردشـگری تعریـف کنیـم .میانگیـن حضـور گردشـگر در
شیراز هشتروز ودر اصفهانسهروز است.ا گراصفهان
راسـایت کلیتعریف کردهبودیموشهرسـتا نهاراهمبه
آنربـطدادهبودیـم،م یتوانسـتیمهمـهنـوع گردشـگررا
بـامیانگیـنبالا دراسـتانجذب کنیم.مـاالآندرفرایند
جهانیشدنبایددهکد ههایجهان یشدهایجاد کنیم.
مدیرشهریاصفهانبایدای نگونهفکر کندوتلاش کند
مشخص ههایبومیراتبدیلبهامرجهانی کندتابتواند
سـرمایهوارد کنـد.اصفهـانبـهمدیـرینیـازدارد کـهایـن
شـهرراجهانـی کنـد،ن هفقـطبهخاطرشـهرتش،بلکهبه
78شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
دیگرنبایدخشـکباشـد؛چوندرطولتاریخهی چوقت نکتۀدیگرایناسـت کهاصفهانزمین هسـاز تنوعاسـت؛ در اصفهـان ،زمین هسـاز نوعـی رفتارهـای متسـاهلانه و
خشکنبودهاست.چهشده کهالآندرچندسالاخیر رشدوخلاقیتاینشهر همدر گروتنوعاست؛بنابراین، آسـا نگیرانه م یشـده و همیـن امـر زمینـۀ نوعـی فضـای
ایـن اتفـاق افتـاده؟ تـالاب گاوخونـی همی نطـور .مـردم مدیریتشهریبایداینفضای گف توگوییراهمچنان گف توگویـی را فراهـم م یکـرده اسـت .شـما همیـن را
عملکـردافـرادرام یسـنجندوا گـرراضـینباشـند،در دور حفـظ کنـد.حفـظتنـوعوتمایـزمنجـربـهخلاقی تهـای در مکتـب فقهـی اصفهـان هـم م یبینیـد .فقهایـی کـه
بیشـتر و ارائـۀ پیشـنهادها و را هکارهـای عملیات یتـر و در اصفهـان بالیدنـد ،ب هنسـبت مکاتـب فقهـی دیگـر،
بعـدیانتخابـاتبـهرقیـبرأیم یدهند. درسـ تترم یشـود.ا گـرمـاهـرفضایـیرایکدسـت کنیـم، بی نالفریقینـی اجتهـاد م یکننـد و نظـر م یدهنـد .دوم
نفیقیسـهتیـما؛انگ:رمـچنهخشـووردامبیششـهخردصرهبســاای ٔگهزیدنولۀستیراوسـییکامرآوامفد،ق بیشـترینضربـهرابـهسـاختاریزد هایـم کـهیکدسـتیرا اینکـههرکـسم یخواهدتغییـریایجاد کنـد،بایدبداند
دیدگاهمانبهشـهروشـهردارینبایدسیاسـیباشد.ما طلبیـدهوایجـاد کـردهاسـت.بهنظرمناینتنـوعراباید تغییـر سـط حبندی دارد؛ بنابرایـن بایـد مشـخص کنـد
بایدچندنکتهرابپذیریم:یکیاینکهتشکیلاتشهرداری م یخواهـد چـه تغییـری را در کجـا انجـام دهـد .بعـداز
اصفهانبدنۀ کارشناسیخیلیخوبیدارد؛یعنیدربین درهـرسـطحیحفـظ کـرد. مشخص کردنسطحتغییر،بایدبداندتغییرسهویژگی
شهرهای کشور،اصفهانیکیازغن یترینشهردار یهارا دروضعیـتموجـودباسـه گزینـهروب هروییم:یکی دارد:عواملتغییر؛شرایطتغییر؛کارگزارانتغییر.نم یتوان
ازنظرساختارو کارشناسوسازماندارد؛امادراینفاصلۀ ففـررددباتیبـواانومابندسـتیبگالیا بحازوباـبیسبـتاگلایوتحوزابنمینپادییینن؛سـدبوت ًام بـدون برنام هریـزی دسـت بـه تغییـر زد .در حـال حاضـر
بینانتخاباتتاروی کار آمدن گروهجدید،نوعیحالت پایی نتـر و سـوم ادامـۀ کار شـهردار فعلـی در بـازۀ ترکیـب شـورای شـهر اصلا حطلـب اسـت .اصلا حطلبـی
ب یانگیزگـیپی شآمده کهمـابـهآندورۀبرزخم یگوییم. زمانـیمشـخصوتغییـردر آینـدۀنزدیـک.بـهنظـر خودشمؤلف ههاییدارد-1:اعتقادبهروشدموکراتیک؛
همـه نگرا نانـد فـردا چـه م یشـود .کسـی کـه بـر سـر کار م یرسـد کـهشـورایشـهربـهانتخـابدومدسـت -2اعتقـاد بـه رفتـار تدریجـی؛ -3منـش مسـالم تآمیز؛
م یآیدبایدازنظرساختارفکریو کاریمورداعتمادبدنۀ م یزند.اولم یخواهمنظرتانرادراینبارهبدانم بـه دنبـال یـک رهیافـت عقلانـی ه-4سـزیتیسـم ،نتـاه اخللزااقمــ ًاییـ .مـاک
شـهرداریباشـدوبتوانـدجـذبشـود.مدیریـتشـهردار وبعـددر صـورتتأییـدم یخواهـمبپرسـمتبعـات رهیافـت انقلابـی دفعـی .ضمـن
بایـد میدانـی و عملیاتـی باشـد نـه سـتادی .یکـی دیگـر از اینکـهسـاختارهایشـهریهـ مظرفیـتتحـولدفعـیرا
مشـکلات اساسـی شـهرداری ،حجیـم شـدنش در ده تـا چنیـنتصمیمـیراچگونـهارزیابیم یکنید؟ ندارنـد.مـابایـددوموضـوعرادر نظـربگیریـم:سـاختار و
دوازدهسال گذشتهاست.خوشبختانهدرسال گذشته، صلواتـی:شـهردارانی کـهدراینچنـددورۀشـوراروی کار محتوا.محتوارابرنامهتعیینم یکندوساختار همباید
مجلـس شـورای اسالمی چـارت سـازمانی شـهرداری را آمدنـدیـاب هطورکلـیشـهردارانی کـهتاب هحـالدراصفهان براساسمحتواباشد.واقعیتایناست کهفارغازاینکه
تسـصازویمابنکهرااد.دبغعامضشـیازد هاحنودز.هاهاصفیهامعناووناقع ًتاححیذففاوبسـعضت؛یو بود هانـد ،همگـی حسا بشـده انتخـابشـده بودنـد. چـه کسـیشـهردارباشـدرهیافـتعقلانـیحکـمم یکند
ا گـربـهاینسـمتبـرودم یتوانـدازعق بماندگـیدودهۀ هرکدامازاینافرادیکبعدسیاسیداشتندوآ نوقت که مـا چنـد مؤلفـه را پیـش چشـم داشـته باشـیم -1:بـرای
اخیـر گـذر کنـد.وگرنـها گـربخواهیمدنبـالغنیم تگیری شورانبودب هاندازۀخودشانفعالیت کردند.شهردارفعلی داشتنشهریزیس تپذیر،انسا نمحورومعنا گراوظیف ه
هـمظـرفایـنمـدتنشـاندادند کهشـخصیتیفعال، داریـم هـر توسـع های را بـا شـاخ صهای پایـداری؛ یعنـی
برویـم،دوبـارهچهارسـالب یحاصلیخواهیمداشـت. کارآمد،لایقوموفقهستند.البتههر گروهی کهبرسر کار شـاخ صهایمبتنـیبـرهویـتوزیسـ تبومشـهرشـکل
عیـدی :ایـن مـرزی را کـه شـما بیـن ایـن سـه مؤلفـه م یآیدم یخواهداندیش ههاوافکارخودشراپیاده کند. دهیـم؛چوناصفهانشـهریاسـت کـههویـتدارد-2.
گذاشـت هایدجایـزنم یدانـم.دراینکهبایـدفردیتوانمند درسـتاسـت کـهمدیریـتشـهری کاریخدماتـیاسـت وظیف هداریمدر حوزۀپایداری،شهررا کهالآنمتعلقبه
انتخابشـودهیچشـکینیست.وابستگیجناحیهم وشـسهیرادارسـسیینایسـسـیانتت؛ وخلــایبخموایهکننانـخـدو.اآهن آچـد مهفهـرامویدیسدیاقسطـع ًای مـردمایـنزمـاناسـت،بـرایآینـدگانهـمحفـظ کنیمو
گاهیاوقاتضای عکنندۀسـرمایۀاجتماعیاسـت؛یعنی سیاسـیخواهـدبـودوسیاسـیهـمخواهـدشـدوبسـته اینامرنیاز بهبرنام هریزیدقیقدارد-3.شـورایجدید
هزین ههـای تعاملـی را افزایـش م یدهـد و شـهر را عرصـۀ بـه کاری کـهشـهردارانجـامم یدهـدتبعاتـیهـمخواهـد بایدنهاد ههایخودشرامشخص کند؛یعنیالگوییاز
کشـمکشم یکنـد؛امـا گاهـیوق تهـافـردهموابسـتگی داشـت.مـردم کاریندارنـد کسـی کـهبـرسـر کار آمـدهبـه تموحسیعۀطدشاهخرلرایمودنخاظررجقرایربادهشدد.؛ایچونالنگماوابایصل ًدانمتمنایتسوانیببما
جناحـی دارد و هـم توانمنـدی بسـیار بالایـی در وفـاق کجاوابستهاست.آ نهافقط کارم یخواهند.حتی کسی فارغازفرایندهایجهانی،نقط هایفکر کنیموسیاست
اجتماعی.اصفهانفضاییاسـت کهچندشـاخصدارد کـهبـهجریانموردنظرخودیعنیاصلاحـاترأیدادهنیز تدویـن کنیـموبازخـوردببینیـم.مانم یتوانیمجـاد های
ویکـیاز آ نهـاهویـتریشـ هدار تاریخـ یاشاسـت.مـردم تحمـلنابسـامان یهایشـهریرانـدارد.حتـیخـودمـن را تـا آخـر برویـم و بعـد برگردیـم ببینیـم چـه اتفاقـی افتـاده
همنتیج هگراهستندومحصولعملشمارام یبینند. کـهبـابعضـیازای نهـاهمـکاری کـرد هاما گـر کوچ کترین اسـت.جامعهدیگرظرفیـتاینآزمو نوخطاهارانـدارد.
بهای نترتیب،مابایدشـاخصحوزۀتوانمندیرابیشـتر خلافـی ببینـم ،بزر گتریـن معتـرض خواهـم بـود .مـردم گا مب هگامبایدبهبازخوردفعالی تهایمانتوجه کنیم.با
کنیـم.بـرایاینکهمحصولعمـلدیدهشـود،بهافـرادی اب هسـتطانورکدالـر کیاارزمرئییخواسهجنـمدهـ؛ومرثل ًایمتـرادشمـمهریدگارویون ودززرااینـودحهترـودی اینرویکردمام یتوانیممدیریتشهریرابررسی کنیم.
نیاز اسـت کهدر شـهرسـرمایۀاجتماعیداشـتهباشـندو
اقتـدار داشـتهباشـندبـهمفهـوممشـروعیت.ا گـرمـاوارد
منازعـه شـویم ،تمـام دسـتاوردهایی را کـه داشـت هایم از
دسـتم یدهیموهیچ گامیپیشنم یگذاریم.شـورای
جدیـد بایـد مؤلف ههـای متناسـب بـا الگوهـای نظـری
موردنظـر و همچنیـن راهبردهـای تحقـق ایـن الگوهـا را
در اختیـار مسـئولانقـرار دهـدوبـراسـاسایـنمؤلف ههـا
بـهفـردیبرسـد کـهبتوانـدتمـاممؤلف ههـارالحـاظ کنـد.
مـا منازعـه را در ایـران تجربـه کرد هایـم و م یدانیـم وقتـی
وارد منازعـه م یشـویم هـر دو طـرف قافیـه را م یبازنـد و
نتیجـ هاش هـم نارضایتـی مـردم اسـت .رفـاه و رضایـت
مـردم مهـم اسـت .ما در شـهر امکانـات رفاهی زیـاد داریم؛
امـامـردمراضـینیسـتند.ا گـرمنازعـهباعـثشـودسـطح
رضایـت مـردم پایی نتـر بیایـد و آ نهـا را ب یانگیـزه کنـد،
شهرونداندیگرفعالومشارک تجونخواهندبودودیگر
جها نشهراصفهانمعنایینخواهدداشتونم یتوانیم
آنراسـاما ندهیبکنیـمتـاشـهریبهتـروزیسـ تپذیرتر
داشـتهباشـیم.
79
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
سنتحسنۀمنشور؛
پیشنهادیبرایشـوراهـایشهر
بیشـتر از جنـس چشـ مانداز ،اهـداف کلان 4و راهبـرد چش مانداز-چهبرایخودنهادشوراباشدوچهبرای نزدیـک بـه یـک دهـه اسـت کـه
اشـسـیوتۀتوندهوتینهناآذنکرهآمنادشـرکمانلاتشـویرداضشرـوترتهاینسدات.شـمتعه،م کول ًاه شـهر -حتمـا متکـی بـه برداشـت داده و بررسـ یهای تدویـن منشـور شـورا تبدیـل بـه
سـنت حسـن های در شـورای
تدویـن مـوارد مذکـور نیـاز بـه مطالعـۀ عمیـق و صـرف محیطی اسـت. شـهر اصفهـان شـده اسـت.
یشاـددشهـادسـه،تد؛ربنهابمـراایـن آن،غـقازطکعـاًرا منشـور زمـان دارد؛ امـا ب ههرحال،منشور شورایشهرمأموریتوارز شهای اولیـن منشـور در سـال ۱۳۸۴بـا
تدویـن شـورای چهـارم شـورا را دربر خواهد داشـت .باید توجه داشـت آنچه با عنوانمنشور بودجهتهیهشد؛
چنیـنزمانـیبـهتدویـنآناختصـاصنیافتـهاسـت. عنوان وظایف شورا در قوانین آمده بسیار جزئی است در ابتـدای دورۀ سـوم و چهـارم احسان
شورایشهرپنجمبایدمواظبباشداشتباه گذشته وعمسـدیتـا ًابقایمـأدموحرـیـاوتینـاداصـرود.لبیحانکیـمۀراانرـزی شخـهـوابیهشـمورچاـوهنم شـورا،اینسـندباعنوانمنشور مالکی پور
پاس خگویی،شفافیت،مشارکتوحا کمیتقانوندر
راتکرارنکند.البتهذکرمفاهیمواهداف کلانبدیهی چارچوبمأموریتشوراباشد.ازاصل یترینمصادیق شـورای شـهر اصفهـان تدویـن
و کلیـدی همچـون تحقـق توسـعۀ پایـدار و افزایـش اصـولمذکـور م یتـوانبهپخشزندۀجلسـاتشـورا، شـد و شـورای شـهر جدیـد نیـز درصدد تدوین منشـور
کیفیتزندگیشـهرونداندر منشـور بلااشکالاست؛ شـفافیتمالیبودجۀشـوراو گزارشعملکرداعضای دورۀپنجماست.مروراجمالیماهیتمنشور شوراو
امـا جه تگیر یهـا و اهـداف جزئ یتـری کـه نیـاز بـه تجربۀآندر اصفهانم یتواندمورداسـتفادۀشـورای
بررسـی دقی قتـر دارد منجـر بـه شعار یشـدن منشـور شـورابهشهرونداناشـاره کرد. شـهر جدیـد ایـن شـهر و سـایر شـهرها قرارگیـرد.
م یشـود. بـا توجـه بـه آنچـه از ماهیـت منشـور گفتـه شـد ،از منشـور کهمعادلانگلیسـیآن charterاسـت،معانی
افـزون بـر مأموریـت و ارز شهـا ،منشـور شـورا و کاربردهـای مختلفـی دارد کـه درمـورد نهـادی
م یتوانـد دربردارنـدۀ معرفـی زیرمجموع ههـای شـورا محسـنات آن م یتـوان مـوارد زیـر را برشـمرد: همچـون شـورا ،نـوع خاصی از آن -منشـور سـازمانی-
(کمیسـیو نها ،مرا کـز پژوهـ ش و کمیت ههـا) ،وظایـف سیاسـ تگذاریاعضـایشـورادر مـوردآنچـهقـرار معنـی م ییابـد .1بهتریـن مثـال بـرای درک چیسـتی
هریـک آ نهـا ،شـیو هنام هها و آیی ننام ههـای داخلـی اسـت در چهـار سـال پیـش رو انجـام دهنـد (البتـه در چنینمنشـوری،منشـور سـازمانمللمتحداسـت.
ازشآورناهواممواورجدویدااز اسیتنودسصرف ًتابلاازشماد کسهبتخدر منشعشمورددهاوریۀ سـرفص لهای اصلـی ایـن منشـور شـامل اهـداف2
صـورتتدویـنمنشـور بـهشـیوۀاصولـی). (مقاصد)،اصـول،عضویت،ارگا نها(زیرمجموع هها)
پنجم گردآوریوساماندهیشود.همۀبخ شهایی خلـقسـندی کـهم یتوانـدمبنـایپاسـخ گویـی و وظایـف آ نهاسـت .اهـداف و اصـول درواقـع همـان
کـهتـا کنـوناز آنصحبـتشـد،در دور ههایمختلف بیانیـۀ مأموریـت و بیانیـۀ ارزش هسـتند کـه در کنـار
شوراممکناستاندکیتغییر کند؛امانیاز بهبخشی شـوراوپاسـ خخواهیمـردماز عملکـردآنباشـد. چشـ مانداز،سـهسندبیانگرسیاسـ تهای کلانیک
کـهبتوانـدمنعک سکننـدۀدیدگا ههایهـردورهباشـد خوشـبختانه شـورای شـهر جدیـد اصفهـان خـود را به کـسـهازممناشـن بوـرهعمشـدمتـاًار مشـایمآینـلدچ .الشـبتـمانه بداایزـندیتسوـجـت؛هزدیـاراشـاول ًتا
نیـز لازم اسـت؛ بنابرایـن م یتـوان فصلـی بـا عنـوان سـنت حسـنۀ منشـور پایبنـد نشـان داده اسـت؛ امـا
سیاسـ تها بـه منشـور دورۀ پنجـم افـزود. ضرورتدارداز تجاربدودورۀقبلبهره گیرد؛بهاین منشـور دربردارنـدۀ آن بخـش از دیدگا ههـای سـازمان
در پایـانپیشـنهادم یکنـمنسـخۀاولیـهمنشـور دورۀ معنـی کـهنقـاطقوتمنشـورهایقبلـیراحفظ کند اابامـسزـناگـچتر کشــیهماشنـدووادادزم3.ثدارندابیـراًناـز هذداهـواتکمیمأتـعمرموردویـمـچـًااتردتوهاغرتـیزایـبریشمهسـایمتشـبستوـننالد؛یه
پنجـم در فضـای مجـازی در اختیـار شـهروندان و و نقـاط ضعـف آ نهـا را کنـار بگـذارد .ارزیابـی اجمالـی
نخبـگانشـهرقـرار گیـردتـاهـمموجـبغن یتـرشـدن منشـور دو دورۀ قبلـی شـورا نشـان م یدهـد منشـور
منشـور شـود و هم همدلی و همراهی شـهروندان را در دورۀ سـوم ،منشـورتر از منشـور دورۀ چهـارم اسـت. بردیدگا ههاواصولیاسـت کهبدیهیبودهو کشـفو
تحقـق اهـداف شـورای شـهر دربرداشـته باشـد. ب هخصـوص اینکـه بخـش عمـد های از منشـور دورۀ تدوینآننیازمندمطالعهوبررسینیست؛اماتدوین
چهـارمب هجـایپرداختنبهشـیوۀحکمرانیشـورای
شـهر بـه جه تگیر یهـای شـورا در امـر توسـعۀ شـهر
اختصاصیافتهاست؛درحال یکهاینجه تگیر یها
3 .3گفتنی است مأموریت و ارز شهای شورا باید به نحوی تدوین شود 1 .1مانیفستومرامنامهنیزاسنادیهستندکهمشابه تهاییبامنشور
که در اثر تغییر ترکیب سیاسی شورا در دورههای چهارساله ،به کمترین دارند .هر دو بیشتر ماهیتی شبیه به بیانیۀ ارزش دارند؛ بنابراین ازآنجاکه
میزان دچار تغییر شود ،هرچند تحقق این امر واقع ًا دشوار است.
Goals 4 .4 منشوردربردارندۀارز شهایسازمانیاست،م یتوانگفتمنشور
دربردارندۀ مانیفست و مرا منامه نیز هست.
purpose 2 .2
80شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
جلـب رأی کارشـان جد یتـر م یشـود؛ یعنـی حسین اسدی
حرکـت دادن آرای خامـوش یـا بلاتکلیـف بـه سـمت
موردنظـر و آ نقـدر ایـن هـدف بااهمیـت و شـیرین
اسـت کـه روش رسـیدن بـه آن ،اهمیـت چندانـی
نـدارد .پروژ ههـا شـروع م یشـود؛ از تخریـب رقبـا
گرفتـه تـا مظلو منمایـی و بغ ضهـای رو بـه دوربیـن،
از خلـق کلیدواژ ههـای کنایـی گرفتـه تـا ژسـ تهای
اپوزیسـیونی.
آل کلاسیکو رأی به هیچ
وقتـی نسـیم انتخابـات ک مکـم شـروع بـه وزیـدن
هفتـۀ آخـر منتهـی بـه انتخابـات و ب هویژه چند شـب م یکنـد همیشـه عـد های از مـردم هسـتند کـه وارد
و روز آخـر ،حا لوهـوای مـردم و رسـان هها ب هکلـی
رقابتـی م یشـود .چشـم خیابا نهـا بـه تجمعـات فاز شب هروشـنفکری م یشـوند ،یا از تحریم گسـتردۀ
انتخابـات حـرف م یزننـد یـا خـود را کنـار م یکشـند،
سیاسـی پرشـور روشـن م یشـود؛ بنرهـا نصـب و پـاره در بح ثهـای سیاسـی سـکوت م یکننـد و بعـد بـا
م یشـوند و تمامـی جاذب ههـای بصـری از رن گهـا
گرفتـه تـا صداهـا ،شـعارها و ...تنـور انتخابـات را گـرم جمل های تکراری جمع را ترک م یکنند؛ گرچه شاید
ایـن جملـه چنـدان هـم غلـط بـه نظـر نرسـد ،اینکـه وای
م یکننـد .تخری بهـا ب هطـور ماهرانـ های بیـن مـردم ایـجمناعـهمـتهاترأفاقیًادماقدایـومم چـتهخوچبیـزی هی عمـنوشـاضنشـمد ی؟!داهیـنند بـــــــه
تداولیشـتدهوبباـهشدج؛اممثعل ًها م یچرخـد ،کافـی اسـت جملاتـی کݡلوخ
عرضه کرد که بار معنایی خاصی قصد روأخییلـدادی من نحدکاـرنمدمو ایگصویل ًانـکدانایدیندبـاایر بی هکههیدرچوقجدهو
کلیدواژۀ «دیوارکشی در پیاد هروها» باآنکه تاب هحال قوارۀ نقد اصولگرایی انتخابات
شـده ،هنوز هم بچهنـخدوببـاریدجرواانتبخامبـایدتهقبد ولاامصتل ًاحهامن
مهم نیسـت که رأی آ نهـا باشـد در بیـن نامزدهـا نیسـت و بعـد ا گـر
خیلـی پاپیچشـان شـوی برایـت م یگویند کـه از کجا
امـروز از زبـان کسـی بیـرون م یآیـد کـه سـا لها قبـل بـه اینجـا رسـید هاند و چـه امیدهایـی را پرپـر شـده
در انتخابـات ،طیـف خـودش مخاطـب ایـن حـرف
بـود ه اسـت .ب ههرحـال ،ایـن نـوع کلیدواژ ههـا و دید هانـد کـه حـالا بـه هی چکـس و هی چچیـز اعتمـاد
ندارنـد و حاضـر نیسـتند ب ههی چوجـه پـای صنـدوق
امثـال آن نظیـر «لولـه کـردن» و ...ب هخوبـی هم فضا برونـد .آ نهـا بـا قاطعیـت کسـانی را کـه بـه دنبـال
را دوقطبـی م یکنـد و هـم تـرس و نگرانـی را ب هعنـوان
ابـزاری بسـیار تأثیرگـذار رواج م یدهـد .حـالا دیگـر جم عکـردن رأی بـرای کاندیـدای موردعلاق هشـان
هسـتند ناامیـد م یکننـد.
«چـرا بایـد بـه مـا رأی بدهیـد؟» جـای خـودش را بـه
اینکـه «بترسـید ا گـر بـه مـا رأی ندهید !» داده اسـت
و ایـن از یـک سـو حریـف را تضعیـف و از سـوی دیگـر آغاز ماراتن
زحمت پاس خگویی در قبال عملکرد گذشته را از سر
دولـت کـم م یکنـد.از آن سـوی رقابـت هـم ،رقیبـان شورای نگهبان برای تأیید صلاحی تها و تشخیص
دولت مسـتقر،بر وضعیت اشـتغال و رکود و کرسنت مصادیـق رجـال سیاسـی همچنـان از قواعـدی
و ثمـرات ب یاثـر برجـام تکیـه دارد و سـعی م یکنـد بـا پیچیـده کـه گاهـی در طـی گـذر زمـان خـود را نقـض
طـرح شـعارهایی خـود را تغییردهنـده و ناجی وضع م یکنـد بهـره م یگیـرد و همچنـان سـعی م یکنـد
موجـود نشـان دهـد. سـورپرایزی بـرای هـر دوره داشـته باشـد ،چـه ایـن
دوقطبـی واقعـی بـا کنار هگیر یهـای روزهـای شـگفتانه از نـوع تأییـد صلاحیـت باشـد چـه رد
آخـر شـکل م یگیـرد و حـالا جنـگ ثانی ههـا شـروع کماصملیاارًلحساـییـددتئـتقا(ربیل،بخـ ًاوادنرهـیـاریـتدفعـنکـدردومرایهنحـمدرااایرزنـد؛صدلاهاماـاحییبـ،ررهتسر)ـ.چبـینـرهفدنتنــظاهرر
شـده اسـت .کافـی اسـت نگاهـی بـه سـخنران یها گروهـی کـه قـرار نبـود در ایـن انتخابـات رأی بدهنـد
ب هویـژه سـخنران یهای شـخص کاندیـدای دولـت نشـا ندهندۀ تغییراتـی اسـت .ک مکـم وارد بح ثهـا
و نیـز هـواداران او در شـهرهای مختلـف بیندازیـم. م یشـوند ،ابـراز نظرهـای جهـ تدار م یکننـد و ایـن
حر فهـای جالبـی م یشـنویم؛ حر فهایـی کـه بـار بـا ایـن جملـه کـه «مـا رأی نم یدهیـم؛ ولـی ا گـر
دوسـت داریـم چشـ مهایمان را ببندیـم و مغزمـان بـر فـرض محـال ایـن کار را بکنیـم ،بـه فلانـی رأی
را تهـی کنیـم و نفهمیـم کـه از زبـان کسـی بیـرون م یدهیـم» ،پلـی را بـرای بازگشـت ترمیـم م یکننـد
م یآیـد کـه ب هجـای طلبـکاری و ژسـ تهای خـاص و درسـت از همیـن جاسـت کـه استراتژیسـ تهای
81
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
جـو متلاطـم و احساسـی حتـی بازیگـر و کارگردانـی لااقـل بایـد پاسـ خگوی بخشـی از همی نهـا باشـد،
کـه عل یرغـم حضـور فعـال در کمپی نهـای بنفـش چـه آنچـه از زمـان تصـدی دولـت انجـام داده و چـه
سـال ،92چنـد مـاه قبـل ب هشـدت بـه وضعیـت آنچـه از ابتـدای انقالب در مناصـب مختلف و با طرز
موجـود معتـرض و مطالب هگـر بـود ،حـالا احسـاس فکر و کارنامۀ مشـخص به یادگار گذاشـته اسـت .اما
م یکنـد بیـن انتخـاب بـد و بدتـر قـرار گرفته و بـاز باید حـالا لحظ ههـا مهـم هسـتند و تـودۀ مـردم و حتـی
حداقـل بـرای در امان مانـدن از کامن تها و وا کنش بعضـی از مدعیـان آزاداندیشـی هـم بایـد تح تتأثیـر
قرار گیرند؛ ای نقدر که فرصت مرور تاریخ را نداشـته
همکارانـش خـود را بـا ایـن امـواج همسـو کنـد. باشـند .حتـی کار بـه جایـی م یرسـد کـه شـعارهای
رقبا نظیر ایجاد یک میلیون شغل در سال ،افزایش
سوت پایان مسـتمری سـطوح پاییـن جامعـه ،جمـ عآوری
حـالا کار دولـت را بـرای پاسـ خگویی راحت م یکنند. اطلاعـات و پرداخـت مسـتمری بـه بیـکاران کـه از
همـه چیـز تمـام م یشـود؛ داسـتان سـهام عدالـت و خودشـان مالـه بـه دسـت م یگیرنـد و بـا منط قهای سـوی کاندیـدای دولـت و یـار پوششـی او ب هشـدت
یاران ههای وص لشـدۀ دقیقه نودی ،داسـتان نبات سـطحی وضـع موجـود را توجیـه م یکننـد .چـار های تخریـب و بـه اسـتهزا گرفتـه م یشـد ،حـالا به لیسـت
و پارچـۀ سـبز ،آجرهایـی کـه قـرار بـود دیـوار شـود در نیسـت؛ فضـا شـبیه یـک مسـابقۀ فوتبـال حسـاس بلندبـالای وعد ههـای دولـت جدیـد اضافـه شـده
نم یپرسـد چـرا؟ و کسـی ااسصــول ًتا
پیاد هروهـا و. ... اسـت و فقـط بـرد مهم اسـت. مثل ًا اصلـیهمیننپرسید نهاسـت؛ مشـکل
حالا به قول حسـا مالدین آشـنا همه به سـرکار خود شـخص مـن کـه یکـی از رأ یدهنـدگان بـه دولـت
برگشـتند ،رئی سجمهـور ،شـهردار ،تولیـت آسـتان یار دوازدهم یازدهـم بـودم ،در بحبوحـۀ تبلیغـات انتخابـات،
قـدس و . ...حتـی آقـای نکویـی قصـاب محلۀ ما که قبـل از هـر چیز بایـد به دنبال سرنوشـت وعد ههایی
قسـم م یخـورد چنـد سـال اسـت دخ لوخرجـش بـا نقـش فضـای مجـازی در ایـن انتخابـات بسـیار باشـم که چهار سـال قبل رأی مرا جذب کرده بود و
هـم نم یخوانـد و آقـای عبـاد بنـگا هدار مسـکن کـه تعیی نکننـده اسـت .کانا لهـا و گرو ههایـی کـه بعـد در دام وعد ههـای جدیـد بیفتـم ،نـه اینکـه یک
م یگفت از شدت رکود ،ماشینش را فروخته و خرج ب هسـرعت ایجـاد م یشـود و مملـو از اطلاعـات ناقص تیـم تبلیغاتـی بـا مهـارت تمـام حـواس مـرا از آنچـه
هزین ههـای روزمـر هاش کـرده اسـت؛ و مـن و هفـده اهسـسـتتنودمـبـرادمچانـیـردا لنمـکـهسرکـوسـاددداهر،اسـحترفافدهـهاازیتلغگـالرابـ ًام بایـد سـؤال کنـم و از مطالبـات اصلـی و درج هیـک و
هـزار نفـر از همکارانـم کـه شـاغلان صنعتـی در حـال یبا نیهساـیرت ًواتتهشودکیلیدکنپنهـداۀیهتمقاطنیف عضشاـدیه وص ترف ًاحاریح فساشـسدیه مشـخص مـن بـه سـمت مطالبـات درج هچنـدم و
ورشکستگیهستیموحتی کارگرانوسرمای هگذران را منتشـر م یکننـد .ایـن عملکـرد ،مردمـی را کـه کم مطاالهبـمایـتتفرسعــویقهـدمهـدچـوه بحرتنـامیـ نهاگوییـ ددابرـرداویصهرمفــ ًاا انز
صدهـا کارخانـۀ تعطیـل و نیم هتعطیـل نیـز بـه پتانسـیل سیاسـی بـودن دارنـد ،وارد دوقطب یهـای حصـر ،کنسـرت و ربنـا فضایـی احساسـی ایجـاد کند
کارشـان برم یگردنـد ،بـه بیـکاری و نگـران بـودن. درب یگونـ های م یکنـد؛ گویـا دعـوا بـر سـر کسـب جـام و بعـد هـم هیـچ.
بـه قـول رضـا یوسـفی راننـدۀ سـرویس کارخانـه: قهرمانـی اسـت .هشـت کها و پسـ تهای فی سبوک کار به جایی م یرسـد که کسـانی که تا یک ماه قبل
«مهنـدس! کجـای کاری؟ بـارون بیـاد وای به کلوخ همـه بسـیج م یشـوند تـا از ایـن فضـا جـا نماننـد، از انتخابات از شـرایط وخیم خود سـخن م یگفتند،
بعضی هم که برای خود رسـالتی قائل هسـتند ،رگ
بـرف بیـاد وای بـه کلـوخ!» گردنشـان را متـورم م یکننـد کـه نـان مهـم نیسـت،
و مـن بـه ایـن فکـر م یکنـم کـه آیـا م یتوانیـم فالن و بهمـان مهـم اسـت و مـا در لحظـۀ حساسـی
امیـدوار باشـیم کـه لااقـل یـک بـار دولـت را دچـار هستیم و باید مبارزه کنیم ،باید حماسه را تکرار(به
اضطراب پاسـ خگویی کنیم؟ اینکه دولت تنها چهار
سـال فرصـت دارد و تمدیـد چهـار سـالش بـا امـا و ا گر فتـح تـاء) کنیـم و. ...
بسـیاری روب هروسـت .تصـور م یکنـم نـه ایـن دوره و ودر اینفضاجگرشیرم یخواهد کههنرمندباشی،
ایـن حـزب و ایـن جنـاح ،بلکـه در هر زمـان دیگر تک اندیشمند ،روزنام هنگار یا ورزشکار و بخواهی پستی
دور های شـدن یـک رئی سجمهـور نقطـۀ عطفـی در بگـذاری کـه خالف جهت این جریان باشـد .در این
تاریـخ و شـعور سیاسـی مـردم ایـران خواهـد بـود.
اینکه به وقتش رأی خود را پس بگیریم.
82شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
محمدعلی میرزایی
چرا تعهد؟ چرا تخصص؟
سخنی دربارۀ انتخابات شورای شهر
)1متخصصخدم تگزار خیانتجای گیرند.خدمتوخیانتدرواقعمحتوا پدید ههایانسانیرام یتوان
یـاظرفیهسـتند کهفرایندهـایعضویتدر شـورای از منظرهـای مختلـف
در ایـن موقعیـت عضـو شـورا ،هـم در جسـ ت وجوی نگریستودست هبندی کرد.
منفعـت عمومـی اسـت و هـم آ گاهـی ،اطلاعـات و شـهر در بسـتر آ نهـا شـکل م یگیـرد. ایننوشـتار تعهدوتخصص
تجربـۀ کافـی درمـورد وظایـف و اختیـارات شـورای حـال بـه تخصـص م یرسـیم .تخصـص درواقـع راب همنزلۀ«محتوا»و«فرایند»
شـهردارد.ترکیبایندوویژگیباعثم یشـودعضو فراینـدیاسـت کـهمحتـوابرایدسـتیابیبـهاهداف حسینقانونی یـا «ظـرف» و «مظـروف» در
شـورا ،بـدون نگر شهـای منفع تطلبانـۀ شـخصی خـود از آن بهـره م یگیـرد .درواقـع تمامـی اعضـای نظـرم یگیـرد.بـاایـنرویکـرد
و گروهـی یـا کوت هنگر یهـای ناشـی از ب یاطلاعـی و شـورایشـهر،فـارغاز اینکـهدر کجایطیفخدمت م یتـوان تعهـد را پدیـد های دانشجوی دکتری
ب یتجربگـی،بسـیار تأثیرگذار باشـد.در صـورتحضور تاخیانتقرار گیرند،نیازمندتخصصهستندتاآنان فـازی دانسـت کـه در دو برنام هریزی شهری
چنیـنشـخصیدر شـورا،شـهروندانم یتواننـداز دو را در رسیدن به اهدافشان یاری کند .این تخصص، و منطق های
نکتـهمطمئـنباشـند:اولاینکـههـدفایـنعضـواز فراینـد رسـیدن آ نهـا بـه هـدف محتوایـی اسـت.
شـورا افزایـش منفعـت عمومـی و خدمـت بـه مـردم تخصـص را نیـز همچـون تعهـد م یتـوان ب هصـورت سـوی طیـف آن «خدمـت»
اسـت و دوم اینکـه او آ نقـدر تجربـه و آ گاهـی از شـورا فـازی نگریسـت کـه در یـک سـوی آن تخصـص و در و «خیانـت» قـرار م یگیرنـد.
دارد کـه از همـان بـدو ورود م یتوانـد در شـورا اثرگـذار سوی دیگر عدم تخصص قرار م یگیرد .هرچه فرد در درواقعتعهدعاملیاست کهتعیینم یکندفردبهچه
باشدونیازیبه کسبتجربهدرطولدورۀنمایندگی حوز ههـایمرتبطباشـورایشـهر،آ گاهـی،اطلاعات منظـور بـه عضویت شـورای شـهر درآمده اسـت .هرچه
نخواهـد داشـت .ترکیب این شـرایط ،احتمال «تغییر و تجربـۀ بیشـتری داشـته باشـد ،بیشـتر بـه سـمت فـرداز منافـعفـردیو گروهـیمحـدودفاصلهبگیردو
توسـع هآفرین»در ادارۀامـور شـهرهاراافزایـشخواهـد تخصـص گرایـشخواهـدداشـتوهرچه ک متجرب هتر توجه خود را به منافع عمومی معطوف کند ،بیشـتر
داد .ایـن حالـت بهتریـن گزینـه بـرای انتخـاب فـرد گمرتایمایشمل مییایبشـدوودد.رقحطالع ًاتخبردعمکت وس بهسمتخدمت
و ناآ گا هتـر باشـد ،برعکـس.1 به سـمت خیانت
ب هعنـوان عضـو شوراسـت. براسـاسایـندودسـت هبندی،چهـار حالـتاز تلاقـی خیانـت مفاهیمـی قطعـی و صفـر و یکـی نیسـتند و
افراد مختلف ممکن است در طیفی میان خدمت و
تعهـدوتخصـصشـکلم یگیـرد:
1 .1مصادیق تخصص و تعهد در این نوشتار مطرح نم یشوند .برای مطالعه این مصادیق نوشتار دیگری تحت عنوان «کدام تعهد؟ کدام تخصص؟» در حال نگاشت هشدن است.
83
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
تخصص
اچراغ ارزانفدزد ب عهآفرینتغییر توس )2متخصصخائن
خیانت 4 1 خدمت دراینحالتفردآ گاهی،اطلاعوتجربۀخوبیدربارۀ
3 2 وظایفواختیاراتشورادارد،اماهدفاواز عضویت
تان رفتن در شـورانـهجسـ ت وجوییمنافـععموممـردم،بلکه
روشی به ترکس تالش بـرای دسـتیابی بـه منافـع شـخصی و گروهـی
است.ترکیبایندومورد،وضعیتبسیارخطرنا کی
عدم تخصص ایجـادم یکنـد.در ایـنحالـتبـافـردیمواجهیـم که
همدر جسـ توجویمنافعشـخصیو گروهیاسـت
گرچـه نامطلـوب اسـت، امشــامقارطمعـ ًایبآینســیدا.رایکـ منخحطالـرتـرتااز م یکنـد .درواقـع آنـان بـا حضـور در شـورا ب هدلیـل و هـم ب هخوبـی م یدانـد چـه «فراینـد»ی را بـرای
شـرایطیاسـت کـهافراد نیـت مطلوبشـان ضربـۀ چندانـی بـه آن نم یزننـد؛ دسـتیابی بـه ایـن اهـداف دنبـال کنـد .ب هواسـطۀ
خائـنمتخصـصبـهعضویـتشـورادر آینـد.1 امـا بـا تصـدی چنیـن سـمتی ،امـکان قرارگرفتـن افراد داشـتن تخصـص ،چنیـن فـردی هـم بـا خلأهـای
در جم عبنـدیایـننوشـتار بـهنظـرم یرسـداز میـان متخصصوخادمدر کرسـیعضویتشـورایشـهررا قانونیآشناسـتوهمم یتواندباقدرتاسـتدلالو
تخصـص و تعهـد آنچـه دارای اهمیـت و تأثیرگـذاری سلبم یکنندواز اینطریقمانعپیشرفتوتوسعۀ اعتبـار ناشـیاز تخصـصخـود،تصمیماتشـورارابه
بیشـتری اسـت ،تعهـد اسـت .مـراد از تعهـد در ایـن سـمتی هدایت کند که منافع خود یا گروه خود را به
نوشـتار برخالف نـگاه غالـب در فضـای رسـمی ،نـه شـهر م یشوند. دنبـال داشـته باشـد؛در عیـناینکـهدر ظاهـرخـودرا
حامیمنافععمومینشاندهد.ب هواسطۀآشنایی
)4ب یتخصصخائن ایـن فـرد بـا فرایندهـای شـورا ،وی از همـان بـدو ورود
بـهشـورام یتوانـدتالشبـرایدسـتیابیبـهمنفعـت
ایـن حالـت ،مربـوط بـه افـرادی اسـت کـه نیـت شخصیو گروهیراآغاز وضرب ههایجبرا نناپذیری
مطلوبـی از عضویـت در شـورا ندارنـد و درعی نحـال بـه شـهر وارد کنـد .ایـن حالـت ،یعنـی جم عشـدن
از آ گاهـی و تجربـۀ لازم درزمینـۀ وظایـف و اختیـارات تخصـص و خیانـت در عضـو شـورا خطرنا کتریـن
شـورا نیـز برخـوردار نیسـتند .ایـن افـراد ا گرچـه بـه حالـت اسـت .ایـن افـراد را م یتـوان «دزد بـا چـراغ»
دنبـال منافـع شـخصی خـود هسـتند؛ امـا بـه دلیـل تلقـی کـرد؛ کسـانی کـه کالاهـای گزید هتررابهسـرقت
ناآ گاهـی و ب یاطلاعـی از قـدرت و توانمنـدی شـورا و م یبرند،یعنیبرای کسبحدا کثرمنفعتشخصی
مدیریـت شـهری ،بـا کوچ کتریـن منافـع شـخصی و گروهـی،بیشـترینضربهرابهمنفعتعمومـیوارد
همچونپروانۀساختساختمان،عقدقراردادهای
پیمانکاری کوچک،استخدامبستگاندرشهرداری میکنند.
و...خـودراتسـلیممدیـرانشـهریفاسـدم یکنندو
اعمـال فـردی افـراد ،بلکـه تعهـد آنـان نسـبت بـه به حامیان پروپاقرص آنان تبدیل م یشوند .درواقع )3ب یتخصصخدم تگزار
منفعتعمومیجامعهاسـت.برایناسـاس ،کسـی آنـان چـون از میـزان قـدرت و اثرگـذاری شـورای شـهر
متعهـد تلقـی م یشـود کـه فـارغ از اعمـال فـردی، ب یاطلا عانـد،حاضـرم یشـوندموقعیـتخطیـرخود در ایـنحالـتفـردبانیتمطلوبوبـاهدفافزایش
را -کـهبـارأیمردمـیبـهدسـتآمـدهاسـت-در ازای منفعت عمومی و خدمت به مردم وارد شـورای شـهر
هدفشاز عضویتدر شورایشهر ،کمکبهافزایش مبلغیاخدمتیناچیزدر اختیار صاحبانقدرتقرار شدهاست؛اماآ گاهی،اطلاعاتوتجربۀچندانیدر
منفعتعمومیاستوتاحدامکانازمنفع تطلبی دهند .در این حالت نمایندگان شورا ،نه نمایندگان
شخصیو گروهیپرهیزم یکند.وجودتعهددر عضو مردمبلکه گو شب هفرمانانصاحبانقدرتخواهند مـوردوظایفواختیاراتشـورایشـهرنـدارد.در این
بـود .ایـن افـراد درواقـع ارزا نفروشـانی هسـتند کـه حالتزمانزیادیصرف کسبتجربهوآشناییاوبا
شـورا -حتـی ا گـر بـا تخصـص همـراه نباشـد -ا گرچـه ا گرچهبهدنبالمنفعتشـخصیو گروهیهسـتند، چنینفردی عشموار ًالمکویتاشهتوـردوخدواورهۀدنمشـایند.ادگفزیوتأنثبـیررگآذنا،ر
شـهر را بـه پیـش نم یبـرد ،پ سرفـت چندانـی نیـز با مقدار کمی از آن راضی م یشـوند و درواقع بهترین چنین فردی
ایجـاد نم یکنـد .درواقـع عضـو متعهـد ب یتخصـص طعمه برای مدیران شـهری فاسـد جهت تطمیع به
ممکـن اسـت منجـر بـه درجـا زدن شـهر شـود ،امـا ن هتنها قدرت مطر حکردن اید هها و طر حهای جدید
را برای بهبود شـرایط شـهر ندارد ،بلکه حتی نخواهد
لطمـ هایافـزونبـردرجـازدن،بهشـهرواردنم یکند؛ و در آرای تشوـانوراسـتأثتیرممثسـبائتلبراگبذاهرخد.وباـیینتافحرالیدـملع کمنـول ًدا
در حالـی کـه وقتـی وارد طیـف بـدون تعهـد (سـمت با اعتماد
چـپنمـودار)شـویم،متخصصبودنن هتنهاحسـن
نیسـت ،بلکـه م یتوانـد لطمـات بیشـتری بـه شـهر بـه اعضـای تأثیرگذارتـر ،تصمی مهایـی مشـابه آ نهـا
م یگیرنـد و ب هجـای نمایندگانـی مسـتقل و پیشـرو،
ابزنســد.تآعسضیـو ببهیاتخی کصـمت ِرص بینیتسعبهـتدبنیهـزعا گضروچـمته مخمصکـنص تبدیـل بـه نمایندگانـی منفعـل و پیـرو خواهنـد شـد.
خحدضـمور تگچزانریـینا اسفـراتد،عیملدًار«بشـهوترراک ،اسگتراچـنرهفنتیـن»تاآس نهـت.ا
ب یتعهـد وارد کنـد ،ب هراحتـی تطمیـع م یشـود و راه
رابـرایسوءاسـتفادۀفرص تطلبـاناز منابـعشـهری
همـوار خواهـد کـرد.آنچـهدر ایـننوشـتار موردبحـث آ نها حتی ا گر نیت مطلوبی داشـته باشـند ،ب هعلت
عدمتخصصنخواهندتوانستتغییرچندانیایجاد
قـرار گرفـت ،حـدود بالایـی و پایینـی طیـف تعهـد و کنند یا حتی ممکن اسـت آلت دسـت دیگران شـوند
تخصـصبـود.در ایـنمـوردپرهیـزاز نـگاهصفرویکی
به موضوع و توجه به ذات فازی آن ،رهگشاتر است و و بـه منافـع عمومـی ضربـه بزننـد .همیـن امـر آنـان را
بـه نمادهایـی بـرای «حفـظ وضـع موجـود» تبدیـل
انعـکاس بهتـری از واقعیـت بـه دسـت م یدهـد
1 .1نمون ههای «ب یتخصص خدم تگزار» و «ب یتخصص خائن» افرادی هستند که به دلایلی ب هجز کارایی یا سابقه در حوزۀ امور شهری و شوراها انتخاب شدهاند .برای مثال م یتوان از هنرمندان ،بازیگران ،انتخا بهای قومیتی ،انتخاب
ب هواسطۀ خو شنامی در حوزههای متفرقه و ...نام برد.
84شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
طنـــــــــــز
ِچگݡـــــــــــشــــوـــرــاـــِــــیـــَــــشـــــهــِـرــــــــخــــوـــــدــب ٰوانشهیَنمما؟َینـــــ ِدۀ
خندیدند.اینبار کمیعصبیشدمو گفتم«:خوب خودمـون رو برسـونیم و سـلفی بگیریـم؟ یعنـی هیـچ یکـی از مزایـای کثیـرالاولاد بودن
ب یانصا فهـا لااقـل بیایـن در مـورد مشـکل بیـکاری اکعارضـدیا فگـرهماودینـازد:مـا«ببلـرنهماتیـفاادقـ ً؟ا»مـیا امکمسـرتابـله یسـکـعیی بـدیر اگـیـر ازن پدربزرگـم ایـن بـود کـه نصـف
جوا نهـایـه کاریبکنیـم».ایـنبـار همـانآقاعصبی شـهر عمـو ،عم ههایـم و نـوادگان
شـدوطوری کهانگار م یخواهدشـاخبزرادمحجله داریـم کـهقبـلاز وقـوعحـوادثخودمـانرابـهمحل آ نهـا بودنـد و بـه لطـف رأی و
از همجدا کند،یق هامرا گرفتو گفت«:مردحسابی حادثهبرسونیم،البتههنوز بهتکنولوژیصحیحش تبلیغـات آ نهـا بـا اختالف زیـاد
ماا گهم یتونستیم کار پیدا کنیمویهحقوقدرست دسـت پیـدا نکردیـم ،گرچـه چنـد بـار هـم خودمـون داوودنجفی بـا دیگـران ،بـه شـورای شـهر
و درمـون داشـتیم کـه نمیومدیـم شـورای شـهر کـه بـه اسـتقبال حـوادث رفتیـم و باعـث وقـوع حـوادث راه پیـدا کـردم .البتـه انتخـاب
هـر روز مجبـور بشـیم صبـح زود بیاییـم و تـو برنامـۀ شـدیم».مه مترینشـعارمداشـتبرعکسم یشدو شـعارهایی از قبیـل «زاینـد هرود
دوچرخ هسـواریدنبـالشـهردار راهبیفتیـموآخـرش ب هجایاحیاچندوقتدیگرزایند هروداحیام یشد. مـن کـو؟» و «زاینـد هرود حـق مسـلم ماسـت و تـوپ
هـملیسـتامال کودارای یهاینجوم یمـونلوبره، درحال یکـهداشـتمبـاچاقـویرویپوسـتمـوزی که تـاپفشفشـهزایند هرودپربشـه»،هـمب یتأثیرنبود.
قشـنگ واسـه خودمـون زندگیمـون رو م یکردیـم». دسـتم بـود شـکلک م یکشـیدم ،فکـری بـه ذهنـم روز اول بعـد از مراجعـه بـه اینترنـت و جسـ توجوی
یـک لحظـه حـس کـردم دیگـر خـون بـه مغـزم رسـید و گفتـم« :خـوب حداقـل بعـد از شـونزده سـال عبارت «چگونه نمایندۀ شـورای شهر خود باشیم؟»
نم یرسـید ،شـاید هـم م یرسـید ولـی برنم یگشـت. ببیدابیخـنمتتروچرشوـرامهبانهردااهز بای کشـنین؟م»دیکلگ ًاهف،تکـارک کنیـقرمارسهـامرلدهام متوجـه شـدم نفـرات قبلـی فو توفـن کارشـان را
دستانم را به نشانۀ تسلیم بالا بردم و گفتم« :خوب ب هصـورت راز نگ هداشـت هاند و ب هجـز چنـد تـا تبلیـغ
حالا بایدچیکار کنیم؟»دوستشاخبزشکن گفت: بـود حر فهـای خنـد هدار نشـنیده بودنـد ،چـون کمربندلاغریوچندتاسایت کهفیلتربودندچیزی
م«آهیـاخـنواحـنالکاشـشتـدیرایازپالسـمرپیـخـوکبح،ـ بذبیـف کنننشــندی؟دوحیتکـم ًاه دومرتبـههمـهزدنـدزیـرخنـدهویـکنفرشـان گفت: عایـدم نشـد؛ بنابرایـن مجبـور شـدم خـودم مجـری
«عزیـز مـن مگـه نم یدونـی تـوی ایـران بیسـت سـال افکار وشعارهایمباشم.برایهمیندر اولینجلسۀ
م یدونـی ا گـه کشـتی از المپیـک حـذف بشـه مـا طـول م یکشـه تـا فرهنـگ اسـتفاده از هـر چیـزی بـه شـورابـهبقیه گفتـم«:خوبدوسـتانهمو نطور که
دیگـههیـچمدالـیاز المپیـکنم یگیریـم؟پـسهمۀ دسـت بیاد؟ خوب ما هم مترو رو بیسـت سـال طول م یدونیـن شـعار انتخاباتـی مـن احیـای زاینـد هرود
تلاشـمون رو م یکنیـم کـه رئیـس جهانـی المپیـک دادیـم کـه ه مزمـان بـا افتتاحـش فرهنـگ اسـتفاده هسـت ،ا گـه صالح م یدونیـن کـه احیـاش کنیـم
قانـعبشـها گـه کشـتیتویالمپیکنباشـهمـثاینه ازشهـمپیـدابشـه».ی کمرتبـهنفریبعـدی گفت: بـره ».تاب هحـال ندیـده بـودم جماعتـی بـا یـک حـرف
کـه کبـاب رو بـدون دوغ و پیـاز بخـورن ،البتـه چـون «بعدشمشما کهخودتهرجامیریباماشیناداره جـدی ای نطـوری از خنـده منفجـر شـوند و بـه هـوا
اقونـطاع ًکاببـاهمبنـحدضارینکزیـهامدثمالثاملومـنومنلمملوموسبسشنبـهبورادهش؛وولن،ی میـری ،مـردم هـم کـه همـه یکـی یـه ماشـین دارن و برونـد .یکـی از اعضـا گفـت« :خودشـیرین اون موقـع
ت کسرنشـینتـرددم یکنـن،حـالا متـروافتتاحبشـه کهشـعار م یدادیبایدفکرشـوم یکردی،فکر کردی
نظرشـون رو عوض م یکنن ».گفتم« :نفهمیدم الآن کـه چنـد نفـر بـرن داخلـش فـال و پفـک بفروشـن کـه شـعاری بدیـم؟» نگفـم یتر:سـ«ایصدا ًلهمعمچلـیـین بـه ذهـن مـا
چـهربطـیبـه کشـتیوالمپیکداشـتسـؤالمن؟» چـی بشـه؟» گفتـم« :ای نطـوری کـه نمیشـه! بیایـن کـردن شـعارها در دیگـری هـم
گفت«:آ یکیوتپایینهدیگه،خوبماهمالآنباید یـه کاری کنیـم فـردا پرسـیدن بتونیـم بگیـم چهارتـا فقـط بـه بیالن ممـثال ًنایماسـبهت،جامـای حیطـۀ اختیـارات
کاری کنیم کههمهفکر کننشـورایشـهرحکمپیاز بـرا کاهـشآلودگـیهوا ککاارر انی بجـاکنمیـدامدی؟ـیـما،منثما ًلیکاخهوـایـشن سـاختن پل یک عملکرد نیاز داریم؛
بـرا همیـن هی چوقـت درصـدد و اریونکدارههکل ًواابسرـهشکبـدااربن گرمـی هـوا؟» دومرتبـه کزمیــااشـادتوم ییگدرییـاررماویایننیجـپجــااتلداابرـیـرخدومهدک.ـم»هودینسگراـورلنهیشاـهوســنمبتگادفنـیـسـمتا؛:من«ثاهل ًااصام ًلیا
تعدادنفراتش کمبشهبرنیان یا بعـد از اتمـام خنـده ،آن شـخصی کـه همیشـه اول از
لقمه نون گسیفررمهوانیبپیاهد.ن»شمدنه،کههمدقهییق ًها حالا کهیه تا همـهحـرفمـ یزد گفـت«:مگهلایـۀازنروماسـوراخ
نفهمیدم کبابی ازش و کردیـم کـههوا گرمشـده؟مااشـتباهاتخودمـونرو همیشـه جـزو اولیـن نفراتـی هسـتیم کـه در حـوادث
چی به چی شد ،ولی از اون روز به بعد هم مثل بقیۀ گـردننم یگیریـمونم یتونیمحلش کنیم،بعدبریم خودمونروبهصحنهم یرسـونیموبا گرفتنسـلفی
اعضـادهانـمعجیـببـویپیـاز گرفتـهووقتـیحـرف اشتباهاتدیگرونرو گردنبگیریم؟آلودگیهواهم وانتشـارشتـویشـبک ههایمجازی،مردمـیبودن
م یزنمهمهجلویدماغشانرام یگیرندواز مندور تـوحیطۀ کاریمانیسـت،خـوددولتبایدبنزی نها خودمـونرونشـونم یدیـم».مـن گفتـم«:یعنـیمـا
م یشـوند. رو بشوره بعد بده دست مردم ».دو مرتبه همه با هم بایـد منتظـر ایـن باشـیم تـا یـه حادثـه اتفـاق بیفتـه و
85
.......................................................................... {
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................اد ݓ ݪݬٮ ݫݬ ݫىݔات }
ادبیات اروپ ــای
شرقیدریکنگݡاه
بـا گݡفتـار و نوشـتارهایی از:
پدیده قربانی
عرفانه بکرانی
علی محرزی
آرش شکری ساروی
پرستو ثنای یفر
مهدی وحید دستجردی
گودرز ایزدی
86شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
از شـــرق تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بررســــــــــــیݡ آثــــــــــــــار ادبیــــــــــــــــــات اروپـــــــــای شـــــــــــرقــــــــیݡ در ایـــــــــــــــــــــــــــران
آن بـه چگونگـی زندگـی مل تهـا و نیـز موقعی تهـا
و بحرا نهـای اجتماعـی و تاریخـی آنـان پـی بـرد.
اروپـای شـرقی در طـول تاریخ دچار تغییـر و تحولات
سیاسـی زیـادی شـده اسـت؛ از پیمـان ورشـو و
دوران کمونیسـتی تـا فروپاشـی بلـوک شـرق و اتحـاد
جماهیـر شـوروی کـه منجـر بـه شـک لگیری دوبـارۀ پدیده قربانی
کشـورهایی ماننـد چـک ،لهسـتان ،مجارسـتان، در دنیایـی کـه ب هسـوی جهان یشـدن و یکپارچگـی
رومانـی ،بلغارسـتان و ...شـد .در ایـن سـیر تاریخی، مـ یرود ،ارتباطـات بـا رشـد روزافزونـی ابنـای بشـر را
جهـان شـاهد ادبیاتـی موسـوم بـه ادبیـات اروپـای بـه هـم نزدیـک کـرده اسـت .در ایـن زمینـه ادبیات و
Wislawa Szymborska شـرق شـد ،کـه بعـد از آنکـه سـا لها تحـت سـیطرۀ فرهنگ م یتواند بهترین گزینه برای تعاملات میان
Joseph Conrad رژی مهـای دس تنشـانده و آدمکـش ایـن کشـورها انسـا نها باشـد .م یتـوان ادبیـات را دریچـ های برای
در محـاق سانسـور مانـده بـود ،در قـرن بیسـتم بـه شـناخت فرهنگ ،سـنن و چ هبسـا تاریخ یک کشـور
Henryk Sienkiewicz شـکوفایی رسـید .جن گهـای اول و دوم جهانـی دانسـت؛ زیـرا در طـول سـالیان ،بـه سـبب تحـولات
Wladyslaw Stanislaw Reymont در ایـن کشـورها نیـز تأثیـر عمیقـی بـر ادبیـات آ نهـا تاریخـی ،جن گهـا و شـک لگیری جه تگیرانـۀ
گذاشـت و باعـث پدیـد آمـدن نویسـندگانی شـد کـه اعتقـادات و تفکـرات ،گون ههای مختلف ادبی پدید
موقعی تهـای دشـوار اجتماعـی را در قال بهـای
مختلـف ،از رئالیسـم تـا درام ،بـه تصویـر کشـیدند. آمد هانـد.
همچنیـن داسـتا نهایی بـا درو نمایـۀ علمـی - ادبیـات بیا نکننـدۀ قص ههـا و سرگذشـت مـردم
تخیلـی و پلیسـی پدیـد آمدنـد .آشـنایی ایـران بـا در طـول تاریـخ اسـت؛ بنابرایـن م یتـوان بـر اسـاس
کجمهتــار بـنهازادطبریـیـاقتادشـبریـاق ارتوپغــارت ِوبجاـرهوپـما یشـشـکد.ل ادبیـات
گرفـت و
امـا جهـان بـا نویسـندگان متبحـری از اروپای شـرقی
روبـ هرو شـد کـه تأثیـر آ نهـا در تمـام دنیـا چشـمگیر
اسـت؛ نویسـندگانی کـه در سـا لهای متمـادی
جایـزۀ نوبـل ادبیـات را از آن خـود کردند و توانسـتند
ویژگ یهـای ادبیـات شـرق اروپـا را بـه جهـان معرفـی
کننـد .در ایـن مقالـه بـه معرفـی نویسـندگانی از
کشورهای مجارستان ،لهستان ،بلغارستان و چک
م یپردازیم که برخی آثار آنان در ایران ترجمه شـده
اسـت .لازم اسـت ذکر شـود که بیشتر این آثار از زبان
انگلیسـی یـا فرانسـه بـه فارسـی ترجمـه شـد هاند و
بنابراین ترجم ههایی دسـ تدوم به شـمار م یآیند.
امیـد اسـت کـه در آینـده آثار بیشـتری از نویسـندگان
اروپـای شـرقی از زبـان اصلـی به فارسـی ترجمه شـود
تـا روح داسـتان بتوانـد جلو هگـری زیبند هتـری در آن
داشـته باشـد.
87
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا شـــــرق
ولادیسالو ریمونـت ۴از دیگـر نویسـندگان لهسـتانی نویسندگانلهستان Stanislaw Lem
اسـت کـه برنـدۀ جایـزۀ نوبـل ادبیـات در سـال ۱۹۲۴ Tadeusz Konwicki
بـود و بـا داسـتان دهقانـان بـه شـهرت رسـید .نشـر نی نـام ادبیـات لهسـتان بـا ویسـواوا شیمبورسـکا ۱و Czeslaw Milosz
داسـتان سـرزمین موعـود از ایـن نویسـنده را در سـال جـوزف کنـراد ۲عجیـنشـدهاسـت کـهاولـیدر شـعرو Wanda WasilewskaReymont
1383بـاترجمـۀدکترروشـنوزیریبهچاپرسـاندو دومـی در داسـتا نهایی بـه زبـان انگلیسـی شـهرت
دارنـد .جـوزف کنـراد لهسـتان یتبار در انگلسـتان
در اختیـار فارسـ یزبانان نهـاد. زندگیم یکندوبههمیندلیل،داستا نهایشرابه
از دیگـر نویسـندگان پـرکار لهسـتانی استانسـیلاو لـم۵ زبـانانگلیسـیم ینویسـد.شـایددر تأثیرپذیـریاواز
اسـت کـه سـبک علمـی -تخیلـی داسـتا نهایش او ادبیات شـرق اروپا تردید وجود داشـته باشد؛ چنانکه
را از تیـغ سانسـور کمونیسـت رهانیـد .مه متریـن اثـر او را از رما ننویسـان انگلیسـی بـه حسـاب م یآورنـد.
نئوکلاسـیکاوسـولاریساسـت کـهدر سـال 13۶۴بـا باای نحـال ،نم یتـوان از تأثیـر اتفاقـات لهسـتان و
ترجمـۀ صـادق مظفـرزاده ب هوسـیلۀ نشـر فاریـاب در مهاجرتوپیوستنشبهدریانوردیبرسبکنگارش
ایـران منتشـر شـد .در سـا لهای ۷۴و ۸۲رما نهـای اوچشـمپوشـید.جـوزف کنـرادبـارما نهایاز چشـم
شکسـ تناپذیروشکسـتدر کویینتاهردوباترجمۀ غربـی و در اعمـاق ظلمـت بـه ادبیـات ایـران معرفـی
پیماناسماعیلیاندر نشرهایافقوجوانۀرشدبه شـد کـهاحمـدمیرعلاییوفریـدونحاجتـی،در دهۀ
۶۰شمسی،اینآثار راترجمه کردند.رماندر اعماق
چـاپ رسـید. ظلمـت بـا عنـوان دل تاریکی ،ترجمۀ صالح حسـینی
تادئـوش کنویتسـکی ،۶دیگـر نویسـندۀ برجسـتۀ ب هوسـیلۀانتشـاراتنیلوفـردر سـال ۷۳معرفـیشـد.
لهستانی،در فیل منام هنویسیو کارگردانینیزدستی انتشاراتققنوسنیزرما نهایمرز سایه،نوسترمو،
داشـتهاسـت.از اوداسـتا نهایخانـۀاربابـیبوهیـن کا کاسیاه کشتینارسیوسراباترجمۀسهیلسمی
بـا ترجمـۀ دکتـر روشـن وزیـری در سـال ۹۲ب هوسـیلۀ روانـۀ بـازار کـرد .در دورانـی کـه مـردم درگیـر فضاهـای
نشـرماهـیومحشـرصغـرادر سـال ۸۰باترجمـۀفروغ ویکتوریایـی و رمانتیسـم ادبیـات انگلیـس بودنـد ،بـه
پوریـاوریب هوسـیلۀانتشـاراتروشـنگریومطالعات داسـتا نهای کنـراد چنـدان توجـه نشـد و مد تهـا
زنانمنتشرشدهاست.رمانخانۀاربابیبوهین ،که گذشـت تـا خواننـدگان و منتقـدان بـه ویژگ یهـای
روایتی عاشقانه در سایۀ اتفاقات تاریخی قرن نوزدهم شـرقیدر ادبیـاتغربیعادت کنند.منتقـدان کنراد
اسـت،م یتواندبرایخوانندگانایرانیجذابباشـد
و آنـان را بـا آدا بورسـوم و همچنیـن اوضا عواحـوال را نویسـند های رمانتیـک م یداننـد.
هنریـک سـینکیه ویـچ ۳از نویسـندگان حماسـی
لهسـتاندر آنروزگار آشـنا کنـد. لهسـتاناسـت کـهدر سـال ۱۹۰۵جایزۀنوبـلادبیات
دکترروشنوزیریباترجمۀاولیناثرچسلاومیلوش۷ را از آن خـود کـرد .در سـال ۱۳۳۷انتشـارات امیرکبیـر
بـا نـام قبضـۀ قـدرت ،کـه در سـال ۱۹۸۰جایـزه نوبـل معرو فتریـن رمـان او را بـا نـام هو سهـای امپراتـور
ادبیاتراازآنخود کرد،ایننویسندۀشهیرلهستانی منتشـر کـرد و بهـرام افراسـیابی دوبـاره آن را در سـال
رابهایرانیانمعرفی کرد.ایناثررانشرنیدر سال۸۴ ۱۳۷۰باهمکارینشـرسـخنترجمهوعرضه کرد.در
بـه چـاپ رسـاند .رمـان قبضـۀ قـدرت روایـت حـوادث سال۱۳۸۰همینرمانبانام کجام یروی؟باترجمۀ
سال۱۹۹۴است،زمانی کهفرمانرواییناز یهابراروپا مهدی علوی و همکاری نشـر سـمیر به چاپ رسـید.
در حـال فروپاشـی اسـت و ارتـش سـرخ ،شـتا بزده، از دیگـرآثـار ترجم هشـدۀاوم یتـوانبهداسـتانبهدور
لهستانرادر تعقیبدشمندرم ینورددتاخودرابه از تعصـببـاترجمۀآیینقبـادیوهمکارینشـرافراز
برلین برساند. اشـاره کرد.
وانـدا واسیلوسـکا 8از زنـان مبـارز لهسـتانی در جنـگ
Stanislaw Lem .5 Wislawa Szymborska .1
Tadeusz Konwicki .6 Joseph Conrad .2
.7 .3
Czeslaw Milosz .8 Henryk Sienkiewicz .4
Wanda Wasilewska Wladyslaw Stanislaw Reymont
88شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
رسـانید .لایـوش زیلاهـی تجربیـات جنگـی خـود را دوم جهانـی و از میه نپرسـتانی بـود کـه در تأسـیس Imre Kertesz
از خدمـت در ارتـش اتریـش -مجارسـتان در جنـگ نخستینارتشآزاد یخواهلهستانسهمداشت هاند. Lajos Zilahy
او جوایـز و نشـا نهای افتخـار متعـددی بـرای Zsigmond Moricz
جهانـیاولبـهداسـتا نهایشوارد کـرد. فعالی تهـای ادبـی و اجتماعـ یاش دریافـت کـرد .از Zsigmond Moricz
دو کتاببانا مهایافسـان ههایمجارسـتانینوشـتۀ او رمـان عشـق ب یپیرایـه بـا ترجمـۀ کریـم کشـاورز و بـا Agota Kristof
اوژن بنـزس 3و ترجمـۀ کاوه میرعباسـی از انتشـارات همکاریانتشـاراتامیرکبیردر سـال ۴۶منتشـرشد.
امیرکبیـر در سـال ۷۹و دیگـری افسـان ههای مـردم بعدهاانتشاراتپیاموبوتیمار ایناثررادر سا لهای
مجارسـتان نوشـتۀ وال بیـرو 4و ترجمـۀ محمـد متمـادی روانـه بـازار کردنـد .عشـق ب یپیرایـه رمانـی
گذرآبادیاز نشـرهرمسدر سـال۸۰منتشـرشـد.این جنگـی،عاشـقانهودرو نگرایانـهاسـت کهشـایدبرای
افسـان ههاوقص ههـابـراینوجوانـان گـردآوریشـدهو خواننـدگان امـروزی شـعارگونه و آرما نگرایانـه باشـد.
برایآشـناییآنانباادبیاتمجارسـتانبسـیار مفید بانـوی بهشـتی مجموعـۀ شـش داسـتان کوتـاه ،بـا
فضاهایمتفاوت،از نویسـندگانلهسـتانیاسـت که
اسـت. به همت دکتر روشـن وزیری و همکاری نشـر ماهی در
مجموعـ های از شـش داسـتان کوتـاه نیـز بـا عنـوان سال۹۳بهچاپرسید.دکتروزیریدر اینمجموعه
فقیرهاوچندداستاندیگراثریازژیگموندموریتس5 سرگذشـتی کوتـاهاز نویسـندۀهـرداسـتانرانیـزآورده
اسـت و انتشـارات امیرکبیـر آن را در سـال 1358بـا اسـت کـه م یتوانـد دریچـ های ب هسـوی شـناخت
ترجمـۀمحمـودتفضلـیمنتشـر کـردهاسـت.مترجم ادبیاتلهستانبگشاید.به گفتۀدکترروشنوزیری،
در مقدمـۀ کتـاب آورده اسـت کـه ژیگمونـد موریتـس واقعیـتایـناسـت کـهتاریخپرفرازونشـیبلهسـتان
بزر گتریـن نویسـندۀ مجارسـتان در نیمـۀ اول قـرن و رویدادهـای پیچیـدۀ آن در هزارسـالۀ اخیـر تأثیـری
ماسـت.زیگمونـدن هتنهـابامحیطروسـتاوبـادنیای شـگرف بـر ادبیـات و فرهنـگ ملـی ایـن کشـور نهـاده
محـدود و زندگـی فقیرانـۀ روسـتاییان قرابـت زیـادی
داشـت،بلکـهب هدلیـلزندگـیپرماجرایی کهداشـت، است.
توانستباقشرهایمختلفاجتماعیب هخوبیآشنا
شـودوچهر ههایمختلفمردمرادر آثار فراوانخود نویسندگانمجارستان
منعکـس کند. کشـور مجارسـتانرااز قدیمسـرزمینشـعرم یدانند،
رمـانخا کسـتر گـرماثـرشـاندورمارائی6رانشـرثالثدر سـرزمینی کـه شـعر ،پـس از جنـگ جهانـی دوم نیـز
سال ۸۹باترجمۀمینومشیریبهچاپرساند.این هنوز مه مترینژانرادبیآنبهشمار م یرود.هرچند
رمـان ،کـهبـهتعبیرمنتقـدانبانفـوذانگلیسـیرمانی اشدبنیاـاختته کشلادسهـنییسک مت،اجادربیساـتاتنجدچینـدآدانانخبـیرارًامیرزدهنایـراا
باشکوهومسحورکنندهاست،پساز ترجمهبهزبان
درنوردیـده و بـه شـهرت جهانـی رسـیده اسـت.
انگلیسـیموردتوجهقرار گرفت. آیمـری کرتیـس 1مجـاریدر هفتادوس هسـالگیبرنـدۀ
آ گوتا کریستوف ،7کهدر بحبوحۀانقلاب کمونیستی جایـزۀ نوبـل ۲۰۰۲ادبیـات شـد .او از ۱۴سـالگی تـا
مجارسـتان بـه سـوئیس پناهنـده شـد ،زبـان فرانسـه پایـان جنـگ جهانـی دوم در اردوگاه کار اجبـاری بـود
را بـرای نوشـتن آثـارش برگزیـد .بـا وجـود زندگـی در و رویدادهـای تلـخ ایـن دوره دسـ تمایۀ بیشـتر آثـار
سوئیس ،کریستوفمشکلاتیچونجنگ،ویرانی، ادبـ یاششـد.از آثـار ترجم هشـدۀاوم یتـوانبهرمان
عشـق و تنهایـی را از کشـورش بـا خـود آورده بـود و پلیسیباترجمۀ گلبرگزریناز انتشاراتبازتا بنگار
همی نهاموضوعاتاصلیآثار س هگانۀاوشدواورابه در سـال 13۸۵اشـاره کـرد .انتشـارات شـهر خورشـید
شـهرت رسـاند .سـه اثر وی ،یعنی دفتر بزرگ ،مدرک، در سـال 13۸۸دو داسـتان دیگـر از او بـه نا مهـای
دروغسـوم،فـراز ونشـیبزندگـیدوبـرادر دوقلـورادر ب یسرنوشـت و دعـا بـرای کودکـی کـه زاده نشـده بـا
جریانـات تاریخـی مجارسـتان روایـت م یکنـد .ایـن ترجمـۀالهـام کریمـیوصبـارسـتگار منتشـر کـرد.این
سـه رمـان را نشـر مرواریـد بـا ترجمـۀ اصغـر نـوری در دو داسـتان از رن جهـا و دردهـا و ب یعدالت یهایـی
سـا لهای 13۹۰و 13۹۳منتشـر کـرد .در سـا لهای م یگویـد کـهدر اردوگا ههـای کار اجبـارینـازیبـرافراد
13۹۴و 13۹۵نیزاز همینمترجموناشـررماندیروز واردم یشدواینامرآ نهارابهرما نهاییسیاهبدل
ومجموعۀداسـتانب یسـوادوفرقینم یکندمنتشـر
شـد .کریسـتوفابتـداشـعرونمایشـنامهم ینوشـت. کـرده اسـت.
از میـاننمایشـنام ههایاو،نمایشـنامۀجـانوجـورا لایوشزیلاهی 2اولیننویسندۀمجارستانیاست که
نشرتجربهدرسال13۸۱باترجمۀتینوشنظ مجوبه بـاچـاپاثرش،باعنوانبهار کشـنده،در سـال13۳۶
بـاترجمـۀرضـاسیدحسـینیوهمکارینشـرب ینـادر
خواننـدگان ایرانـی معرفـی کرد. ایرانمعرفیشد.در سال 13۷۳نشرفکرروز داستان
لسـلو کراسـناهورکایی ،8نویسـندۀ مجارسـتانی کـه نامزدیراباترجمۀعبداللهتوکلروانۀبازار کردوبعد
بـه نوشـتن آثـار طویـل و پیچیـده معـروف اسـت ،در از آننشـردسـتاندر سـال 13۷۷داسـتاننامـزدمـن
سـال ۲۰۱۵برنـدۀ جایـزۀ مـن بوکـر شـد .از او رمـان را بـا ترجمـۀ عرفـان قانع یفـرد بـه دسـت خواننـدگان
معـروفتانگـویشـیطاندر سـال گذشـتهبـاترجمـۀ
سـپند سـاعدی ب هوسـیلۀ نشـر نـگاه روانـه بـازار شـد.
Zsigmond Moricz5.5 Imre Kertesz 1.1
Sandor Marai6.6 Lajos Zilahy2.2
Agota Kristof7.7 Eugene Bencze3.3
Leszlo Krasznahorkai8.8 Val Biro4.4
89 آلمانـی یهـودی و مسـیحی در پایتخـت بوهـم بـود. کراسـناهورکایی با این رمان به شـهرت جهانی رسـید
کراایـفـکجادزبرـآالمناآلنمامنـ ِییداپـنراسـگتراوحدرقآیثاقر یتـشربازهگزبوـنـا هناآلیماازنـآین و بلاتـار ،کارگـردان معـروف مجار یتبـار ،در سـال
.......................................................................... بهـره گرفت کههیچنویسـندۀدیگری،قبـلوبعداو، ۱۹۹۴فیلمـیهف تسـاعتهبااقتبـاساز اینداسـتان
.......................................................................... ماننـداونیسـت.بیشـتر کتا بهـای کافـکارادر ایـران
............................................................................. مترجمـانبرجسـت هایچـونصـادقهدایـت،فرزانـه سـاخت.
............................................................................. طاهـری ،امیرجلا لالدیـن اعلـم و عل یاصغـر حـداد
ترجمه کرد هاندونشـرهایمختلفآ نهارابهدسـت نویسندگانبلغارستان
Leszlo Krasznahorkai
Franz Kafka علاق همندانش رسـاند هاند. زبـان و ادبیـات بلغـاری یکـی از که نتریـن زبا نهـا و
میالن کونـدرادر شـهربرنـوبـهدنیـاآمـدودر دانشـگاه ادبیا ِتمردماناسالواسـت کهریشـهآنبهقرننهم
Milan Kundera چالـزپـرا گتحصیلاتخودراشـروع کـرد.او ،کهخود
Bohumil Hrabal را نویسـند های فرانسـوی م یدانـد و آثـارش در زمـرۀ بازم یگـردد.
ادبیـاتفرانسـهبـهجهانعرضهم یشـود،بـارمانبار ژولیـا کریسـتوا ،1کـهب هدلیـلنوشـتنبـهزبـانفرانسـه
Ivan Klima هسـتیبهشـهرترسـید.اینرماناولینبار در سـال نویسـند های فرانسـوی شـناخته م یشـود و آثـارش
13۶۵بـاترجمـۀپرویـزهمایو نپـور وباهمکارینشـر در زمـرۀ آثـار فرانسـو یزبان قـرار م یگیـرد ،در اسـیلون
گفتـار در ایـرانبـهچـاپرسـیدوبعـداز آنچندیـنبار بلغارسـتان بـه دنیـا آمـده اسـت و از نوزد هسـالگی در
در همیننشروهمچنیندر نشرقطرهتجدیدچاپ فرانسـه زندگـی م یکنـد .کریسـتوا را از بنیا نگـذاران
شـد .رمـان هویـت نیـز بـا ترجمـۀ پرویـز همایو نپـور فمینیسـت پسـ تمدرن م یداننـد .او در زمین ههـای
و همـکاری نشـر قطـره منتشـر شـد .در سـال 13۶۴ نقـد،نظریـۀادبی،روانـکاویوزبا نشناسـی کتا بها
نشـردماونـدرمـان کلاه کلیمنتـسرابـاترجمۀاحمد و مقـالات بسـیاری دارد .از ایـن نویسـندۀ برجسـته،
میرعلایـی چـاپ کـرد .داسـتان جسـم و جـان را رمانیدر ایرانمعرفینشـده؛امابرخیآثار اودر دیگر
انتشـاراتفردادر اصفهانباترجمۀاحمدمیرعلایی حوز ههـاترجمـهوچـاپشـدهاسـت .کتا بهـایهانا
وبـامقدمـۀتحلیلیمحمدرحیماخوتمنتشـر کرد. آرنت ،زندگی روایت اسـت و خورشـید سیاه مالیخولیا
فـروغ پوریـاوری بـا همـکاری انتشـارات روشـنگران و باهمکارینشررخدادنووهمچنین کتا بهاینوئل
مطالعـاتزنـاندر اوایـلدهـۀ،۷۰مجموعۀداسـتان مکآفیباهمکارینشرمرکزدرسال،۸۵مل تهایی
عشـ قهایخنـد هدار وچهـار رمـانشـوخی،خنـدهو بدونمل یگراییباهمکارینشـرشـونددر سـال ۹۴و
فراموشـی ،ژا ک و اربابـش و مهمانـی خداحافظـی را فردیـت اشـترا کی بـا همـکاری نشـر روزبهـان در سـال
ترجمـهوعرضـه کرد.نشـربوتیمار در مشـهدداسـتان ۸۹باترجمۀمهردادپارسـامنتشـرشـد.نشرروزبهان
جشـن ب یمعنایـی را بـا ترجمـۀ قاسـم معنـوی روانـۀ کتابدیگریراباعنواندر آغاز عشـقبودراسـال۸۸
بازار کرد.همچنینرما نهایجهالتباترجمۀآرش
حجـازی را نشـر کاروان در سـال 13۸۰و کلیـدداران بـا بـا ترجمـه امیـن قضایی بـه چاپ رسـاند.
ترجمۀنفیسـهموسـویرانشـرقطرهدر سـال 13۹۰از در سـا لهایاخیـرادبیـاتبلغارسـتاندر حـوزۀشـعر
ایـن نویسـنده منتشـر کردنـد .درو نمایـۀ آثـار کونـدرا ونمایشنام هنویسـیرشـدیچشمگیرداشـتهاست.
سیاسـیوفلسـفیاسـتوچندیـنبـار نامـزددریافت نمایشـنام هنویسمعاصربلغاریهریشـتوبویتچف،2
کهجوایزبسیاریبراینمایشنام ههایخوددریافت
جایـزۀ نوبـل شـده اسـت. کـرده اسـت ،ادبیـات بلغارسـتان را بـه جهـان معرفـی
در کنـار کافـکاو کونـدرا،بهومیـلهرابـال 5چ کتریـن کرد.در سـال ۱۳۸۹محمدجواداسـتادینمایشنامۀ
نویسـندۀچکمحسوبم یشـود.جایگاههرابالدر سرهنگوپرندگانراترجمه کردونشردانشزنجان
ادبیاتچکچناناست کهادبیاتمعاصرچکرابه آنرامنتشر کرد.ایننمایشنامهبه کارگردانیافشین
دوقسمتقبلوبعداز هرابالتقسیم کرد هاند.اودر اخلاقـیدر بهم نمـاه 13۹۲در با غمـوزۀقصرتهرانبه
طولزندگیپرهیاهویخودبهانواع کارهایسخت
مثـل سـوز نبانی ،دس تفروشـی و کارگـری دسـت زد نمایـش درآمد.
و ایـن موضـوع از او یـک کارگـر -روشـ نفکر سـاخت و
دسـ تمایۀ بزر گتریـن اثـر او تنهایـی پرهیاهـو شـد. نویسندگان چک
تنهاییپرهیاهوداسـتانیعاشـقانهراروایتم یکند،
داستان کارگر کارگاهپرس کاغذهایباطله کهعاشق پرا گدرقدیمپایتختمنطقۀوسیعیبهنامبوهمو
کتـاباسـت.ایـن کتـابراپرویـزدوایـیاز زبـانچـک تحت پادشـاهی اتریش -مجارسـتان بود .امروزه این
بهفارسـیبرگرداندونشـر کتابروشندر سـال13۸۷ شهر،شهرفرهنگوهنراروپاشناختهم یشودواین
آنرابهخوانندگانعرضه کرد.در سال 13۹۵نیزنشر شـهرترامرهوننویسندگانشناخت هشـد هایچون
انگیزهمهرایناثرراباترجمۀبهارهقویدلعرضه کرد. فرانتس کافکا3ومیلان کوندرا4است.نوشتناز کافکا
خـودهرابـالم یگفـت کهچیـزیابـداعنم یکندبلکه و کونـدراتوضیـحواضحـاتاسـت.تأثیری که کافکابر
ادبیـاتجهـانوایـران گذاشـتآ نچنـانعمیـقبـود
کهعباراتیچونتوصیف کافکایی،وضعیت کافکایی
وجهـان کافکایـیرابـراینقـدادبـیبـهارمغـانآورد.
جهان کافکاجهانیپوچوبیگانهنبود،جهانتعلیق،
جهـاناز اینجـاماندگـیواز آنجـاراندگـیبود .کافکابه
زبـانآلمانـ ِیپـرا گم ینوشـت که گویـشاقلی تهای
Bohumil Hrabal5.5 Julia Kristeva1.1
Hristo Boytcher2.2
Franz Kafka3.3
Milan Kundera4.4
90شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
تجدیـدچـاپ کـرد.در سـال 13۴۹یکـیدیگـراز دیگـر ایـن کتـاب را نشـر نـی در سـال ۸۷بـا ترجمـۀ خشـایار تنهـا خـوب م یبینـد و خـوب م یشـنود .او سـاع تها
نمایشنام ههایاوباعنوانR.U.Rآد مهایماشینی دیهیمـیمنتشـر کـرد.در سـالبعـدنشـرآ گـهنیـزایـن در کاف ههـا و در میـان کارگـران م ینشسـت و بـا آنـان
باترجمۀسعیدحمیدیانو کامرانفانیباهمکاری اثـر را بـا ترجمـۀ فـروغ پوریـاوری بـه بـازار کتـاب عرضـه گف توگـو م یکـرد؛ بـه همیـن دلیـل بـه ظراف تهـا و
نشـر پیـام روانـۀ بـازار نشـر ایـران شـد .چاپـک در ایـن کـرد .نشـر آ گـه طـی سـا لهای متمـادی کتا بهـای زندگ یهـای گونا گـون اصنـاف و وضعیـت حا کـم بـر
کتـاباولیـنبـار کلمـهروبـوتراابـداع کـرد؛ایـن کلمه شیدایی ،کار گل،قرندیوانۀمنودر انتظار تاریکی، جامعۀخودآ گاهیداشت.هرابالنویسندۀسیاسی
از کلمهروبوتادر چکبهمعنایبیگاری گرفتهشده در انتظـار روشـنایی را بـا ترجمـۀ فـروغ پوریـاوری بـه نبـودودر کتـابهمـهتر سهـایمـنفضاییتاریخی
اسـت .ایـن نمایشـنامه در هجـو و انتقـاد از زندگـی چـاپ رسـانید .در سـال گذشـته ،نشـر فـروزش در خلـقم یکنـد کـهبیشـتربهوقای عنگاریشـبیهاسـت
ماشینیاست.ایرجنوبختمجموعۀداستانیبانام تبریـزداسـتا نهای کوتـاه کلیمـارادر کتـابعاشـقان تـا تاری خنـگاری؛ زیـرا تاری خنـگار وقایـع سرنوش تسـاز
داسـتا نهاییاز یـکجیـبوداسـتا نهاییاز جیـب ی کشـبهبـاترجمـۀحسـنا کبـریبیرقـیعرضـه کرد. را م ینویسـد و وقای عنـگار بـه وقایـع سـاده و ب هظاهـر
دیگـر را ترجمـه و انتشـارات نیـل آن را در سـال13۴۳ در همیـنسـال،رضـامیرچـیباهمکارینشـرجهان ب یاهمیتتوجهنشـانم یدهد.این کتابدر ایران
منتشـر کـرد.داوودیآبـینـاماثـردیگریاز اوسـت که کتـاباسـکلتزیـرفـرشراترجمـه کـرد.ایـوان کلیمـا بـانا مهـایمتفـاوتچـاپشـدهاسـت؛اولینبار نشـر
بـا ترجمـۀ جهانگیـر افـکاری و همکاری نشـر ایـران یاد از بزر گتریـن نویسـندگان چـک اسـت کـه باوجـود ترانـه آن را بـا نـام همـۀ تر سهایـم بـا ترجمـۀ شـیما
در سال 13۶۳چاپشد.جنگبامارمول کهارانشر بازداشتوممنو عالانتشار شدنآثارشدر کنار غمو روحانـیدر سـال13۹۲چـاپ کـرد.نشـرماهینیزاین
روزگار در سـال 13۷۸بـا ترجمـۀ پرویـز معتمـد آذری اثررادرهمانسالباعنوانواهم ههایبانامونشان
عرضه کرد.نشرماهینیزدر سال۹۲دو کتابدیگربا گرفتـاری مردمـش مانـد. منتشـر کردودر سـال گذشـتهمژگانحسـینیآنرابا
نا مهایدر سـتایشبطالتونام ههاییاز انگلسـتان واتسلاوهاول 2اولینرئی سجمهور چکبود کهخود همکارینشـرزرین کلک(مشـهد)وبانامتر سهای
راباترجمۀابراهیماقلیدیاز ایننویسندهبهدست بـه کار نویسـندگی و نمایشنام هنویسـی نیـز مشـغول مـن ترجمـه کـرد .مجموعـۀ داسـتان نـی سـحرآمیز و
خوانندگان رسـانید. بود.از اویکنمایشـنامهباناماشـتباهدر سـال13۸۳ چنـدداسـتاندیگـرباترجمۀپرویـزدواییاز نشـرآ گه
ایواناولبرخت5نویسندهومترجماهلچکبود که بـا ترجمـۀ محسـن یلفانـی و ب هوسـیلۀ نشـر تجربـه در در سـال 13۹۴ومجموعـۀمـرگآقـایبالسـتینبرگراز
بهزبانآلمانیم ینوشت.از اوفقطیک کتاببهنام ایرانبهچاپرسید.انتشاراتروشنگرانومطالعات نشـربـاغنـودر سـال 13۹۳بـاترجمۀسـاغراسـرار روانۀ
تاری کتریـن زنـدان در سـال 13۴۶بـا ترجمـۀ محمـد زنـاننیـز کتـابنام ههایـیبـهاولـگارابـاترجمـۀفـروغ بـازار نشـرشـد.رمـاننظـارتدقیـققطارهـاراعدنـان
قاضـیدر ایـرانچـاپشـدودر سـال13۹۳انتشـارات پوریاوریدر سال13۷۵عرضه کرد.این کتابحاوی غریفـیترجمـه کـردونشـرافـراز آنرادر سـال 13۹۲بـه
امیرکبیـر آن را بـا همـان مترجـم تجدیـد چـاپ کـرد. نام ههاییاسـت کههاولدر زمانچهارسـالۀزندانی چـاپ رسـانید .دیگـر رمان هرابـال با نام من خدمتکار
تاری کتریـنزنـدانداسـتانیدرو نگرایانـهواجتماعی شـاهانگلیـسبـودمرانشـرهاشـمیدر سـال 13۹۴بـا
تأثیرپذیـری از کـکبه اهورلبشرت ٔخـهتتحربـیار بـا نثـری شیواسـت شدنش نوشـته است. ترجمۀبهارههاشـمیانمنتشـر کرد.بهومیـلهرابال
درآورده است. داستایوسکی و بالزا یاروسالوهاشـک 3نویسـندهوطنزپـرداز چـکبعـداز داستا نهایبسیاریداردودرآ نهاشخصی تهایی
اپکثـسرًابایب هدهصـاوورنباتیدچـهاایپ داستا نهایاروپایشرقیاز جنـگ جهانـی اول تـا زمـان مرگـش بـه نوشـتن رمـان جدیـد و بکـر خلـق کـرده اسـت کـه مشـتاق خوانـده
حکومتـی خلـق شـدند و شـوایکسـرباز خوبمشـغولبود کهبرایششـهرتی
زیرزمینـی و دسـ تنویس (سـامیزدات) بـه دسـت جهانـیبـهارمغـانآورد.شـوایکنمادتجس مبخشـی شـدن هستند.
خوانندگانرسید هاند.نویسندگاناینخطهباوجود بـهملیـتدر جمهـوریچـکبود.ایـنرمـاندر ایران از نویسـند ههای شناخت هشـده کـه بگذریـم بـه
تمامسـخت یها،بازداشـ تها،تبعیدهاومهاجر تها بانا مهایمتفاوتیترجم هشدهاست.اولینبار ایرج نویسـندگان دیگـری م یرسـیم کـه خوشـبختانه
نوشـتند تـا حتـی ا گـر بـه زبانـی غیـر از زبـان کشـور پزشـکزاد در سـال 13۶۴آن را بـا نـام شـوایک سـرباز کتا بهایشـان در ایـران در دسـترس اسـت تـا مـا را
زادگاهشانم ینویسند،صدایآدابوسننوزندگی قویـدل ترجمـه و نشـر کتـاب زمـان آن را چـاپ کـرد. بیشـترباادبیاتوفرهنگاین کشـور آشـنا کند.یکی
بومـیاروپـایشـرقیباشـند.خوانشنمایشـنام هها، انتشـاراتامیرکبیرآنراباناممصدر سـرکار سـتواندر ازایننویسندگانایوان کلیما1است کهدرسال۲۰۰۲
اشـعار وداسـتا نهایاروپـایشـرقیبـرایآشـناییبـا سـال 13۹۳بـاترجمـۀحسـنقایمیانونشـرچشـمه جایـزۀفرانتـس کافـکارااز آنخـود کـرد.اونویسـندهو
فرهنـگوتاریـخآ نهـاودانسـتناحـوالمردمانـی که در سـال 13۸۴بانامشـوایکوترجمۀ کمالظاهری روزنام هنـگار بـود و ب هدلیـل انتقادهایـش از حکومـت
تاریخپرفرازونشیبیرا گذراندندتابهاستقلالبرسند کمونیستیچکسـلوا کیبازداشتشـد.عمدۀآثارش
واز بلوکشـرقبهاروپایشـرقیمتحولشـوندخالی منتشـر کردند. دربـارۀتاریک یهایدورۀحکومتدیکتاتورهابرمردم
از لطـف نیسـت .لازم اسـت ناشـران و مترجمـان در کارلچاپک 4از دیگرنویسـندگانمشـهور قرنبیستم اسـت .معرو فتریـن اثـر او روح پـرا گ نـام دارد .ایـن
شناسـاندن ایـن بخـش از ادبیـات جهـان کوشـش چـک اسـت .اولیـن کتـاب ترجم هشـدۀ وی کارخانـه اثـر مجموعـۀ مقالاتـی اسـت کـه کلیمـا دربـارۀ زندگـی
بیشـتری کنند. مطل قسـازی نـام دارد کـه در سـال 13۳۹بـا ترجمـۀ خـودشومـردمشـهرپـرا گدر زمـانحملـۀآلما نهـا
حسـن قائمیـان و مقدمـۀ صـادق هدایـت ب هوسـیلۀ وسـپسحکومتمسـتبد کمونیسـتینوشتهاست.
انتشـارات گوهرخـای منتشـر شـد .ایـن کتـاب را
سـال گذشـته شـرکت انتشـارات علمـی و فرهنگـی
Ivan Olbracht5.5 Jaroslav Hasek3.3 Ivan Klima1.1
Karel Capek4.4 Vaclav Havel2.2
Ivan Olbracht Karel Capek Jaroslav Hasek Vaclav Havel
91
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
تاریخادبیاتدر اروپایشرقی عرفانهبکرانی
تاریـخ و ادبیـات ،همیشـه و در همـۀ
مـن کار مهمـی نکـرد هام پدربـزرگ .چـون مـا دو تـا را بلغارستان سـرزمی نها ،سرنوشـتی نزدیـک و مشـترک
بیشترنکشت هایموحا لآنکهازاینجانورانشرورهنوز داشـته اسـت .در طـول تاریـخ ،ادبیـات هـم
هزاران هزار هستند .ملت بلغار نجات نخواهد یافت و زبـاناسالویدر دورانحکومـت کلیسـادر قـرننهـم ابـزاریبـرایبیـانرویدادهایتاریخـیبوده
ازآزادیبرخوردارنخواهدشد،مگرآ نوقت کههمهبا میالدیبـهوجـودآمـد؛امـادرسـتزمانـی کـهدرحـال وهـمدرچگونگـیوقـوعایـنرویدادهـاتأثیر
هم تبرها را دست بگیرند و نسل این جانیان ستمگر پیشـرفتبـودبـامخالفت کلیسـامواجهشـد.سـپس داشتهاست .گاهیابزاریدردستحاکمان
رنابهرااینتـ ًداازنـدرد.س.ـ.ا.ل 1876بلغارهـا بـه اسـتقلال رسـیدند تحتحمایتپادشاهبلغاریقرار گرفتورفت هرفتهدر بـرایتبلیغخواسـت ههایخودبـودهاسـتو
و ادبیـات مـدرن بلغـاری نیـز در قـرن نوزدهـم و پـس همۀسرزمی نهایاروپایشرقیرونقیافت.ادبیاتی گاهیسلاحیبرایمبارزهباهمینحاکمان.
از اسـتقلال بلغارسـتان پدیـد آمـد و آثـار درخشـانی بـر کهدر آندورانبهزباناسالوینوشـتهم یشـداغلب ادبیـات اروپـای شـرقی هـم از ایـن قاعـده
جای گذاشت؛اماب هدلیلشرایطزمانی،نبودآزادی، نوشـت ههای دینـی بـود کـه از زبـان یونانـی ترجمـه یـا مسـتثنا نیسـت و بـا اینکـه اشـعار و ادبیـات
تأثیـرات زیـاد ادبیـات یونـان و سـلطۀ تفکـر روسـیه بـر اقتبـاس م یشـد .از اواخـر قـرن چهاردهـم ،ه مزمـان رمانتیـک بسـیار ارزشـمندی دارد ،ادبیاتـی
نویسـندگانی کـه در دانشـگا ههای آن کشـور درس بزـامتانغهییوـترااریتخسبیهااسـدبییا،متوبلضغوارعاتیایضجافدیهدشودمکتنهامسـعمبوبل ًاا اسـت کـه ریشـه در سیاسـت دارد و از تاریـخ
خوانـدهبودنـد،ادبیاتبلغارسـتانبهادبیاتیتبدیل اینسرزمینجدانیست؛البته،اینمسئله
شـد کـهفقـطبرایرفعنیازهایاجتماعـیوملیبود؛ شـاملنـکاتآموزنـدهبود. چیزیازارز شهایهنریوماندگاریآثارآن
ازای نرو،نویسـندگانب همنظور نقدجامعهبهنوشـتن امـا آغـاز واقعـی پیدایـش ادبیـات بلغـاری از زمـان
تلا شهایاسـتقلا لطلبانۀسیاسـیمردمشروعشد کـم نم یکند.
هزلیـات و طنـز پرداختنـد. ونویسندگانبزرگیدراینراهتلاش کردند کهازجملۀ اروپـای شـرقی ،پیـش از آنکـه یـک ناحیـۀ
جنـگ جهانـی اول و دوم خسـارات جانـی و مالـی آ نهـام یتـوانازایـوانوازوفیـاد کرد.اونویسـندۀآثار جغرافیایـی باشـد ،یـک منطقـۀ سیاسـی
جبرا نناپذیـری بـه همـراه داشـت و نویسـندگان را ارزشمندیهمچون«زیریوغ»استودر این کتاب، اسـتوبـااینکـهازنظـرجغرافیایـیقسـمتی
واداشـت تـا دربـارۀ جنـگ و مـرگ بنویسـند .پـس از زندگـی ملـت بلغـار را در آسـتانۀ رهایی از زیـر یوغ ترکان ازاروپـامحسـوبم یشـود،درقـرنبیسـتم
اشـغال کشـور بهدسـتارتشسـرخ،نوشـتنفقطبه عثمانـیترسـیمم یکنـدوازآنجاکـهدر هنـگامنوشـتن تحـت سـلطۀ اتحادیـۀ شـوروی بـوده
سبک رئالیسم اجتماعی مجاز بود و درنتیجه ادبیات ایـن کتـاب در تبعیـد بـه سـر م یبـرده اسـت ،روحیـۀ اسـت و دول تهـای کمونیسـتی آن را اداره
رشـدچندانـینداشـت؛امـابعدهـابـادموکـراتشـدن میه نپرستیواستقلا لطلبیدرهمۀصفحات کتاب مغربیکریبد ههانطدو.رارکتابماطلاقیطنعکبشوودرهاهاسباکت؛شنوهرهصارف ًیا
بـهچشـمم یخـورد.در قسـمتیاز کتـابم یخوانیم: بـامرزهایفیزیکی،بلکهبامـرزایدئولوژیک
کـه آن را پـردۀ آهنیـن م ینامیدنـد .سـپس
دراواخـرقـرنبیسـتموبـافروپاشـیاتحادیـۀ
شـورویاین کشورهابهفکرتأسـیسدوباره
بـاهویتـیجدیـدافتادنـد.
ایـنعوامـلسیاسـیباعـثشـدهاسـت کـه
باوجـودتفاو تهایقومیونـژادی،ادبیات
بسـیاری از ایـن کشـورها ماننـد رومانـی،
چکسـلواکی ،بلغارسـتان ،مجارسـتان و
لهسـتانبـههـمنزدیـکباشـد.درادامـهبـه
تاریخادبیاتدراینکشورهانگاهیخواهیم
داشـت.
92شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
اینجریاناتراسـرکوب کردودر اینمیانبسـیاریاز Ivan Vazov کشـور در ،1990رونـد ادبـی بـه حالـت عـادی بازگشـت و
نویسـند ههازندانیشدند. بـاآزادیهنـراز سیاسـتومسـائلاجتماعـیوشـروع
Matei Visniec حیـاتادبیـاتآوانـگارد،توجـهبهفرمافزایـشیافتو
قـرن نوزدهـم دورۀ شـعر بـود .شـعر ،سـرآمد انـواع دیگـر
ادبی بود تا وقتی در اواخر قرن ،دوران رکود ادبی شروع نوشت ههاییهم کهاز قرنیازدهمودوازدهمبرجای ادبیـاتمعاصـربلغارسـتانشـکل گرفـت.
شـد .در ایـن دوران ،بیشـتر نویسـندگان بـه مسـائل مانـدهمتـوندینـیلاتیناسـت کهدرقـرنچهاردهم
اجتماعـی و سیاسـی م یپرداختنـد و بنابرایـن ،هنـر بـه مجارسـتانی ترجمه شـده اسـت .در قـرن پانزدهم، رومانی
جایـگاه خـود را از دسـت داد .نـگارش ایـن نـوع متـون، اولیـن ترجمـۀ انجیـل نوشـته شـد و ادبیـات دینـی
تاپایانجنگجهانیدومدر سال،1945ادامهیافت مجارستانرابه کمالرساند.باای نحال،همۀادبیات ادبیاتـیرومانیایـیتـاقـرنهفدهم،بیشـتربهترجمۀ
وپـ سازآنب هطـور کلیممنوعشـد.درادبیاتمعاصر مجارسـتان مذهبـی نبـوده اسـت؛ چنا نکـه نسـخۀ آثـار دینـی و غیردینـی از زبا نهـای یونانـی و آسـیایی
لشهـاسعـرتااننمشـجـعاررا کجثـایـرًاگعااهلوویهـبژـ هراشـیعرداردردی.ـازکسیــاودویزدمییگنــر،ۀ مجارسـتانی تاریـخ جن گهـای تـروی نیـز در همیـن اختصـاصدارد.ترجمـۀانجیـلبـهایـنزبـاندر قـرن
دیگرادبیازجملهنمایشنام هنویسیوداستا ننویسی هفدهم ،اساسـی برای دیگر متون دینی شـمرده شـد
نیـز فعالیـت دارنـد؛ ب هطـور مثـال ،م یتـوان از لایـوش دوران نوشـته شـده اسـت. وآ نهارابهاوجرسانید.اولینشعربهزبانرومانیایی
کاشـا کنـامبـرد کـهشـاعریاسـتآوانـگاردوافـزونبـر درقرنپانزدهم،باشروعانقلابفرهنگی،دانشگا هها در همـان سـا لها نوشـته و منتشـر شـد .بعـدازآن،
شـعر درزمینـۀ نمایشنام هنویسـی ،داستا ننویسـی و رونـق گرفتنـد و اسـتفاده از زبـان لاتیـن در میـان تاری خنـگاری و جمـ عآوری افسـان هها و فرهن گهـای
نویسـندگان رواج یافـت .پـ سازآن در قـرن شـانزدهم، قومـی و عامیانـه در میـان نویسـندگان رومانیایـی
حتـی نقاشـی نیز فعالیت داشـته اسـت. تر کهـا بـه ایـن سـرزمین حملـه کردنـد و بـرای اولیـن
بـار ادبیـات ملـی پدیـد آمـد و همچنیـن ترجم ههـای محبوبیـت یافـت.
لهستان ارزشـمندی از متـون لاتیـن نوشـته شـد .در همیـن ادبیـات قـرن هجدهـم تصویـری از اختنـاق و خرابـی
زمان،زبانمجارستانی گسترشیافتوفرهنگلغت جامعـۀتحتسـلطۀحکومـتعثمانـیبـود.در اواخر
زبـان لهسـتانی یکـی از زبا نهـای اسـلوا کی اسـت. ایـنقـرنغز لهـایعاشـقانۀبلنـدبـهسـبکشـاعران
ادبیاتملیلهستاندر تحولاتسیاسیلهستاندر و دسـتور زبـان مجـاری تدویـن شـد. یونـانباسـتاننوشـتهشـدوهمچنیـندسـتور زبـان
دورانمختلـفنقـشمؤثـریایفـا کـردهاسـتوبـرای نیمـۀدومقـرنشـانزدهممختصادبیاتنمایشـیبا رومانیانـیبـهتکامـلرسـید.در ایـنزمـان کهشـورش
قر نهابازتابتاریخآشفتۀاین کشوربودهوهمچنین درو نمایـۀهجـواجتماعـیونمایشـنام ههاییونانـی علیـه تر کهـا بـه اوج رسـیده بـود ،نهضـت رمانتیـک
فرهنـگ و هویـت ایـن کشـور را ب هخوبـی حفـظ کـرده ازجملـهالکتـرابـود.ایـننـوعادبیـاتتـاقـرنهجدهم نیزبهاینسـرزمینرسـیدوبربسـیاریاز نویسـندگان
اسـت .در قـرن دهـم ،مسـیحیت دیـن رسـمی کشـور رواجداشـت؛تـاای نکـهعقایـدروشـ نفکریاز غـرببـه تأثیر گذاشـتودر پیآن،روزنام هها،نمایشـنام ههاو
اعلامشـدو کلیسـاهاساختهشـدند؛درهمینزمان، اینمنطقهرسیدودرنتیجۀآنمتونیبهزبانعامیانه
زبـان لاتیـن ،کـه همـان زبـان کلیسـا بـود ،اولیـن آثـار وبادرو نمایۀآموزندهومتعالیپدیدآمد؛اماحکومتی نقدهـای اجتماعـی پدیـد آمدنـد.
ادبیـاتلهسـتانراتشـکیلداد.ایـننوشـت ههااغلـب کـهروشـ نفکریراعامـلانقالبفرانسـهم یدانسـت، در قـرن بیسـتم ،سـب کها و رو شهـای ادبیـات قـرن
تاریخچهیازندگ ینامۀروحانیونمسیحیبودو کلیسا نوزدهـمادامـهیافـت.همچنیـننمایشـنامهنویسـان
فقـط در مـوارد خـاص اجـازه مـ یداد از زبـان مـادری شـروع بـه نوشـتن کمد یهـای اجتماعـی کردنـد .از
دیگـر سـو ،تحـولات ادبـی مدرنیسـم ،مارکسیسـم و
اسـتفاده شـود. سمبولیسماز کشورهایاروپایغربیبهرومانیرسید
رنسـانسدیرتـراز کشـورهایدیگـربهلهسـتانرسـید؛ وموجـدآثـار ارزشـمندیدر ایـنزمینـهشـد،ازجملـه
اماباعثپدیدآمدندورانطلاییادبیدر این کشور شـعرهای سـمبلیک و فلسـفی ،رما نهـای فـردی و
شد .در این عصر ،نسل اول نویسندگان لهستان متأثر نوشـت ههای آوانـگارد .امـا بعـداز آن دوران و در میانـۀ
از اومانیسـم فرانسـه و به زبان لاتین شـروع به نوشـتن سا لهایجنگجهانیاولودوم،ادبیاترومانیایی
کردند.درقرنشـانزدهم ،دسـتاوردهاییدرزمینۀنثر مختـصادبیـاتضدجنـگووقایـعتاریخـیآنزمان
بـهدسـتآمـد؛ب هطور یکـهنثـرادبـیه متـراز بـاشـعر، بودورما ننویسیرونقبسیاریداشت.باتمامشدن
سـرزندهشـدهبـودو گسـترشم ییافـت؛امـازمانـی که جنگوسلطۀشوروی کمونیستبررومانی،بسیاری
عصررنسانسبهپایانرسید،ادبیاتلهستانادبیاتی ازنویسـند هها کشـتهشدندیامجبورشدندبهسبک
ملیشدهبود کهموقعیتلهستانراب هعنوانقدرتی رئالیسماجتماعیبنویسندواینمسئلهبهرکودادبی
بـزرگ بـا مرزهایـی پـرت و دورافتـاده و تکامـل طبقـۀ در ایـن دوران انجامیـد .بعـد از انقالب در سـال،1989
نـحواکعـامدبویـداارایت بـیرهـشاـریاققوتخصـاصدویصـ ًمانرعوکسـیهستمأث ییـکـررزیدـ.اادینی ادبیـاتآزاددوبـارهاجـازۀانتشـار یافـت.آثـار خوبـی که
متأثر از این فضا پدید آمد ،در سراسـر اروپا مشـهور شـد
داشت. وتـاامـروزهـمایـنروندادامهدارد.ماتئیویسـنییک،
در نیمۀدومقرنهفدهم،سـبکباروکبهلهسـتان شـاعرونویسـندۀپسـ تمدرنرومانیاییاسـتویکی
آمـد و شـعرهای بسـیاری بـه ایـن سـبک نوشـته شـد. از مه مترینآثار اونمایشـنام هایاسـتبانامداسـتان
باای نحـال ،نثـر بـاروک ب هانـدازۀ شـعر آن موفـق نبـود. خر سهـایپانـدابـهروایـتیـکساکسیفونیسـت که
بعـدازآن ،لهسـتان در دورۀ روشـ نفکری خـود ،در دوس تدختریدرفرانکفورتدارد.ایننمایشنامهبه
ارتبـاطنزدیـکبـا کشـورهایاروپـایغربـیقـرار گرفت زبا نهایمختلفدنیاترجمهواجراشدهاستویکی
وایـدۀحفـظفرهنگملیمطرحشـدودرنتیجـۀآن،
تئاتـر،نمایشـنامه،رمانوفرهنگعامیانـهپدیدآمد. از آثـار ارزشـمندپسـ تمدرنبهشـمار م یآید.
سـپسدرسـال1795اسـتقلال کشـورازدسـترفتو
مجارستان
کشـور لهسـتان تقسـیم شد.
دورۀ رمانتیـک در لهسـتان دیرتـر شـروع شـد ،امـا هیـچ نوشـتاری از ادبیـات ایـن کشـور در سـا لهای
طولان یتـر بـود .دسـ تمایۀ آثـار ایـن دوره ،تـراژدی از نقوخمـستیایسـندرت کدـهسزبـتانینبـسهزبتـاوآنن گچهشـتههساسـتتنتهواامدعبیمـاول ًات
بـه فرهنـگ و آداب مـردم مجارسـتان مربـوط اسـت.
93
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
و رمان به اوج خود رسـیده بود؛ ولی نمایشـنامه هیچ Vaclav Havel دسترفتناستقلال کشوربود.شورشژانویه،قیامی
پیشرفتینکردهبود.ایالتچکسلوا کیدرسال1918 کـه در سـال 1863علیـه روسـیه ر خ داد ،تـا حـد زیـادی
مسـتقل شـد و سـپس ادبیـات بـه شـکوفایی رسـید و Wanda WasilewskaReymont متأثـراز همیـننـوعادبـیبـود.بعـدازآن،مثب تگرایـی
پدیدآمد کهدستاوردیعملیبراساسواقعی تهای
نمایشـنامهنیـزپیشـرفت کـرد. همبهادبیاتاینمنطقهاضافهشد کهاغلبدربارۀ سیاسـیودر مقابـلایدئولـوژیرمانتیکبود؛سـپس
بعـد از جنـگ جهانـی دوم و بـا سـلطۀ کمونیسـم زندگـی علمـای مذهبـی بود .همچنیـن تعـداد زیادی بـا پیدایـش طبقـۀ متوسـط و رشـد آن ،مجل ههـا و
فعالی تهـای آزاد ادبـی ممنـوع شـد و فقـط آنچـه هجونامـه،نوشـت ههایتمثیلـیسیاسـیوشـعرهای
مطابق با اصول خشک و محدود رئالیسم اجتماعی آموزشـیدر اواخـرقـرنبراینجیبزادگانبوهمیایی روزنام ههـای زیـادی نوشـته و روانـۀ بـازار شـد.
بودمجاز شـمردهم یشـد.در اوایلدهۀ،1960باآرام نوشتهشد.اصلاحاتدینیقرنپانزدهمرشدادبیات اواخـر قـرن نوزدهـم ،ناتورالیسـم از اروپـای غربـی بـه
شـدن اوضـاع سیاسـی ادبیـات چـک بـار دیگـر جـان چـک را در پـی داشـت و ایـن امـر ب هدلیـل خطب ههـا لهسـتانآمدوه مزمانباشـروعجنبشلهسـتاننو،
گرفـتودر سـطحبی نالمللـیمطـرحشـد؛امـادر پـی و رسـالاتی بـود کـه بـه ایـن منظـور نوشـته م یشـد. دورۀمثب تگراییتمامشدوجایخودرابهمدرنیسم
حملـ های بـه رهبـری شـوروی در سـال ،1968دوبـاره بعـدازآن ،در قـرن شـانزدهم ،ادبیـات چ کزبـان، داد .مدرنیسـم بـه شـعار «هنـر بـرای هنـر» معتقـد بـود
سـرکوب شـد و فقـط در خـارج از چکسـلوا کی انتشـار تعلیمـی و بازتـاب اومانیسـم در رنسـانس اروپـا بـود. وبـاتسـلطتفکـرعلمـیبـرجامعـهمخالـفم یورزیـد.
م ییافـت .در سـال ،1984یکـی از نویسـندگان چـک سـپس زمانـی کـه پروتسـتان در بوهمیـا از اتریـش موضوعاتمهمدرآثارنویسندگانمدرنیسم،نمایش
موفقشدجایزۀنوبلادبیاترابرایشعرهایغنائی شکستخوردوتحتسلطۀآنقرار گرفت،استفاده زندگیمردمطبقۀمتوسط،زوالتمدندر کشمکش
کمنربـد.وچطکبـسـهلوداوکراینبعبیـدازناندقولاجنبـدمگوکرجاهانتـ9ی8د9ر1یاکفاـمل ًتا از زبـانچـکب هطـور کلیممنوعشـدوفقـطباتلاش بـرایمتمـدنشـدنوبقایادبیاترمانتیـکبود که
آزادشـدویـکنمایشـنام هنویسبـهنـاموا کلاوهـاول تبعید یهـا در کشـورهای اروپـای غربـی بـود کـه از بـه همیـن دلیل به آن رمانتیک جدیـد و یا نمادگرایی
رئی سجمهور چکسـلوا کیوبعدهمجمهوریچک
نابـودی نجـات یافـت. هـمم یگویند.
شد. در قـرن هجدهـم ،مکتـب تاری خگرایـی بسـیاری از بازیافتـن اسـتقلال کشـور در ،1918بعـد از جنـگ
ایران و اروپای شرق نویسـندگان را بـه آثـار قدیمـی سـرگرم کـرد؛ ب هعالوه، جهانیاول،تأثیرمطلوبیبرادبیاتداشت؛چنا نکه
طبـق شـواهد موجود ،مناسـبات تجاری بین ایـران و عـد های میه نپرسـت شـروع بـه تألیـف آثـاری علیـه سـا لهای 1918تا 1939دوراناوجفعالی تهایادبی
کشـورهایاروپایشرقیقدمتیبسـیار طولانیدارد. اتریـش کردنـد .ایـن دو جریـان بـه همـراه مکتـب لهسـتانبهشـمارم یآید.باشروعجنگجهانیدوم
در دورانحکومتشا هعباساول،سفیرانیبهبرخی رمانتیـک موجـود ،ادبیـات ملـی چـک را در قـرن و اشغال لهستان و تأسیس جمهوری مردمی در سال
از این کشـورهافرسـتادهم یشـوندودرنتیجه،روابط نوزدهمپدیدآوردند.در همینحال،پیشـرف تهای ،1945چهرۀادبیاتلهستانب هکلیتغییر کرد.جنگ
ایـن کشـورها گسـترشم ییابد.تحقیقـاتمربوطبه اقتصـادیواجتماعـیدر جامعـه،طبقۀمتوسـطیرا بـه اصل یتریـن موضـوع ادبـی تبدیـل شـد و ادبیـات
فرهنـگوهنـرایـراندر قـرنهفدهـممیالدیشـروع بـهوجـودآورد کـهمخاطبـیبـرایآثـار ادبیمحسـوب مهاجرترونق گرفتوبسـیاریاز نویسـندگاندربارۀ
شـدهاسـت؛امـادر قـرنسـیزدهم،اثـریلهسـتانیبه م یشـدند.تاسـال،1870ادبیاتچکدرزمینۀشعر تجربیاتشـان در زندا نهـا و اردوگا ههـای کار اجبـاری
نـامپرسـیا(ایـران)وجـوددارد کـهدربارۀایراناسـت.
در آغـاز قـرن هفدهـم ،نویسـند های لهسـتانی بـه نـام نوشتند.
اوتوینوسـکی گلسـتان سـعدی را بـه زبـان لهسـتانی از سـال 1949تـا ،1955تنهـا نوشـت ههایی بـه سـبک
ترجمـه کـرده اسـت .ایـن اثـر اولیـن ترجمـۀ یـک اثـر رئالیسماجتماعیاجازۀانتشارم ییافت؛نوشت ههایی
فارسـی بـه یـک زبـان اروپایـی اسـت و بـه ایـن طریـق کهاتحادیۀجماهیرشورویآ نهاراتأییدم یکردودر
ادبیـات فارسـی بـه اروپـای شـرقی راه یافتـه اسـت. راستایاهدافواید ههایخودم یدانست.قهرمان
آثـار دیگـری از ادبیـات فارسـی ،همچـون غزلیـات جدیـدایـننوشـت ههازنـانیـامـردانمعمولـیبودنـد
حافـظ یـا منط قالطیـر عطـار نیـز در اروپـای شـرقی کـهدر کارهـایتولیـدیمشـارکتم یکردنـد.وقتـیدر
شناخت هشـد هاند .ادبیـات فارسـی در بسـیاری از سال 1989بار دیگر لهستان آزاد شد ،تأثیرات سیاسی
دانشـگا ههایاین کشـورهاتدریسم یشـدهاسـتو ادبیـات تـا حـدودی از بیـن رفـت؛ امـا از ارز شهـای
بسیاری از دانشجویان ایرانی برای تحصیل به اروپای هنرمندانـۀآ نهـاچیزینکاسـت.ویسـتاوازیبورسـکا
شـرقی و ب هخصـوص لهسـتان اعـزام م یشـدند. شـاعر لهسـتانی معاصـر و برنـدۀ جایـزۀ نوبـل ادبیـات
در گیـرودار جنـگ جهانـی دوم ،بسـیاری از مـردم ااسسـتت.اوومدعرمـشولعًاراهزازواییـاخویدادیزـفدلغسیفرمهعبهمـروۀبل(سمیثاـر گلردفیـتده
کشـورهای اروپـای شـرقی بـه ایـران وارد شـدند و گربـ هایدر آپارتمـانصاحبمرد هاش)اسـتفاده کرده
بسـیاریاز آ نهاحدودسـهسـالرادر ایران گذراندند
و در ایـن سـا لها ،بـا انتشـار نشـریاتی در زمین ههـای است.
مختلفسیاسی،اجتماعیوادبیتوجهنویسندگان چکسلوا کی
ایرانـی را بـه خـود جلـب کردنـد. تاسال1918ایالتمستقلیبهنامچکسلوا کیوجود
نکت هایجالبدرزمینۀتشابهادبیبیناین کشورها نداشت.مناطقچکزبانبخشیاز امپراتور یهای
و ایـران وجـود دارد و آن ایـن اسـت کـه تصویرهـا و دیگـر بودنـد و تحول ادبیات این زبـان درواقع با تاریخ
برداشـ تهای عاشـقانۀ آثـار معاصـر اروپـای شـرقی بـا تالشمـردمبـرایدسـ تیابیبـههویـتقومـیخـود
ادبیـات کلاسـیکعرفانـیایـرانقاب لمقایسـهاسـت؛ ارتباط مستقیم دارد.
شـباهتی کـهبـادودیـدگاهمختلـف،یکی کلاسـیکو در قـرنسـیزدهم،اولیـنمتـونادبـیبـهزبـانچکو
دیگـری ساختارشـکن و مـدرن بـه نظـر م یرسـد. برایستایشپادشاهبوهمیانوشتهشد.پ سازآندر
منابع در دفتر مجله موجود است. قرنچهاردهم،سیلیاز نوشت ههابهاینزبانجاری
شد کهازجملهم یتوانبهزندگ ینام هها،نوشت ههای
حماسـی و افسـان هها اشـاره کـرد کـه همـه بـه نظـم
بود هاند.در حدودسال ،1350گون ههایمختلفنثر
94شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
نوشتاری پیرامون دو نسل از
ادبیاتبلوکشرق1
چیسوا میواش
معتبـر ادبـی دیـده شـود .نگارنـده معتقـد اسـت کـه در کشـور مـا بـه نوشـت ههایی ادبیـات گفتـه م یشـود علی محرزی
نهادهـای ادبـی کـه در اینجـا ذکرشـد هاند آغازگـر کـه بـه فنـون ادبـی بسـتگی داشـته باشـد .واژۀ
نگرشی دمکراتیک به ادبیا تاند .بر همین اساس، literatureدر زبان انگلیسی ،از قرن پانزدهم به این ﭘﺪر در تاﺑوتﻰ وﺳﻂ ﺣیاط ﺧواﺑیﺪه ﺑود...
دو جایـزۀ مهـم ادبـی را برگزید هایـم کـه بیشـترین سـو ،به این زبان وارد شـده و به آثار نوشـتاری چون ﭘﺪر ﺻﻨﺪلﻰ را دودﺳﺘﻰ ﮔرفﺘﻪ ﺑود...
جوایـز خـود را بـه نویسـندگان آزاد یخـواه اهـدا شـعر ،داسـتان و ...اطالق م یشـود کـه م یتـوان
کرد هانـد؛ سـپس به بیان وجه مشـترک هـر دو جایزه آ نها را در زمرۀ آثار ارزشـمند ادبی به شـمار آورد؛ اما ﻋﮑﺲ ﮐﻨاری ،دامادی ﭘﺪر را نﺸان مﻰداد...
آنچـه در ایـن مقالـه تعریـف م یشـود بخـش کوچکی ﭘﺪر ﺧیلﻰها را ﮐﺸﺘﻪ ﺑود...
بـا دریاف تکننـدگان آن پرداخت هایـم. از ایـن کمیـت را دربرم یگیـرد .مـا در ایـن نوشـتار بـه
از سـال 1969جایـزۀ دوسـالانۀ نویشـتات در آمریـکا آن دسـته از آثـار ادبـی م یپردازیـم کـه روایتـی از تأثیـر هر ﺑیسﺖوﭘﻨﺞ نﻔر را ﮐﻪ مﻰﮐﺸﺖ ،ﯾﮏ مﺪال افﺘﺨار
فعالیـت خـود را آغـاز کـرد و نـام خـود را ب هعنـوان جنـگ بـر مردمان کشـورهای بلوک شـرق ارائه کرده مﻰﮔرفﺖ.
اثوبلیـتنکرجدا.یـبزرنۀدبگیا ننالایمللنـجیایدزرهتااکریثـرًاخمایهـاالاجرانت میتبوحـدندهد باشـند و نهـادی معتبـر ارزشـمند بـودن ایـن آثـار را
(و شـاید هـم هنـوز هـم هسـتند) کـه از کشـورهای هرتا مولر
درگیـر در جنـگ یـا تحـت سـلطۀ دیکتاتـوری بـه تأییـد کـرده باشـد.2
آمریـکا آمـده بودنـد .خ طمشـی کلـی ایـن جایـزه ایـن نوشـتار آثـار دو نسـل از ادبیـات بلـوک شـرق
و همچنیـن داوران ایـن دوسـالان هها را دو نهـاد را در دو نـوع نگـرش بـه جنـگ بررسـی م یکنـد کـه
دانشـگاه اوکلاهامـا و ادبیـات جهـان امـروز 3تعییـن یکـی از آ نهـا بـه خـود جنـگ م یپـردازد و دیگـری به
م یکننـد .آثـار ادبـی ،بـر ایـن اسـاس که تا چـه میزان تبعیـد حاصـل از جنـگ؛ امـا نقطـۀ مشـترک هـر دو
دارای ارز شهـای ادبـی و انسـانی باشـند ،بررسـی نسـل ،اندیشـۀ آزاد یخواهان هشـان اسـت و همیـن
م یشـوند و درنهایـت برنـده اعالم م یشـود .عمـوم ننـاگـمر ایِـش آن انفـهرـاادبـوههرمسـاانننـۀ ادادبنیـآا نتهـامودرجـفهبرسشــدته اجسـوایـ ِزت
.1ﺑلوك شرق ﺑﻪ مﺠﻤوﻋﻪای از هﻔﺖ ﮐﺸور ﻋﻀو ﭘیﻤان ورشو -آلﺒانﻰ ،آلﻤان شرﻗﻰ ،ﺑلﻐارﺳﺘان ،چﮑسلواﮐﻰ ،رمانﻰ ،روﺳیﻪ و لﻬسﺘان-
اﻃﻼق مﻰشود.
.2ﯾﮑﻰ از ﻋلﺖهای انﺘﺨاب روﯾﮑرد نﻬادی ﺑرای ارزشﮔﺬاریها در اﯾﻦ مﻘالﻪ نیﺰ هﻤیﻦ نگاه مﻨﻘول اﺳﺖ؛ زﯾرا نوﯾسﻨﺪه مﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ اﯾﻦ
نگرش ﺑا هﻤﮥ ﺿﻌﻒها ،ﺣسﻦهای ﺑسیاری دارد و نﺘیﺠﮥ آن اﯾﺠاد نگاه مسﺘﻘﻞ ﺑرای درك هﻨر اﺳﺖ.
.3تﻨﻬا ﻋﻀو ﺛاﺑﺖ اﯾﻦ ﺟاﯾﺰه ،مﺪﯾر نﻬاد ادﺑیات امروز اﺳﺖ.
95
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
سـرزمین مـادری مه متریـن دسـ تمایۀ آثـارش بـود. شـدت یافـت کـه او را نویسـند های ضداسـتالینی هرتا مولر
از ناخن ،غشای مخاطی خطـاب م یکردنـد .نوشـت ههای ایـن شـاعر و
دیپلمـا ِت لهسـتانی از رن جهـای جنـگ جهانـی دوم
ری هها و کبد و روده و طحال و پیامدهـای پیمـان ورشـو بـر مردمـان کشـورش
اجزای کدام خان هاند؟ بنای من. حکایـت م یکند؛ اما آ گاهیـم که ذه نهای ت کصدا
بـه نغم ههـای آزادی عـادت ندارنـد .آنـگاه اسـت کـه
دیگر چه چیز تازگی دارد؟ نـه مردمـان نـزد مسـتبدان ایم نانـد ،نـه مسـتبدان
من دیگر یار دیرین خود نیستم نزد مردمان .چون آثار میواش آفت قدرت نامشروع
دورانـش بـود ،اجـازۀ چـاپ آثـارش در لهسـتان بـه او
گذر زمان مرا دو پاره کرد داده نشد .نفی آثار و نگاه آزاد یخواه او در کشورش
یادگار گذشتگان -مقبر هها -را برف پوشاند
حال سوغاتم را بپذیر ،من آواره را
در کجایم،نم یدانم بـرای مد تزمانـی طولانـی ادامـه داشـت و او را وادار برنـدگان ایـن جایـزۀ ادبـی نویسـندگانی هسـتند کـه
ایـن شـعر نمونـ های از یأس و ناامیدی ناشـی از فراق کـرد بـه آمریـکا مهاجـرت کنـد. دیگـر در کشورشـان اجـازۀ فعالیـت نداشـت هاند و بـه
و غربت در آثار میواش اسـت .او این شـعر را در سـال همیـن دلیـل مهاجـرت کرد هانـد .بـرای مثـال ،در
1968سـرود و در آن تالش کـرد تـا بیگانگـ یاش بر دیوار ،نقاشی ،زمستان را روایت م یکند سـال ،1978ایـن جایـزه بـه نویسـند های لهسـتانی
بـا جامعـۀ آمریـکا را بـا زبانـی پـر از انـدوه و حسـرت بـا انبوهی از مردمان با اسکی روی یخ بازی م یکنند اهـدا شـد کـه در کشـورش بـه او اجـازۀ چـاپ آثـارش
مخاطبانـش بـه اشـترا ک بگـذارد .میـواش ،هنـگام دودۀ دودک شها از میان درختان حرکت م یکند داده نم یشـد؛ چیسـوا میـواش تنهـا نویسـندۀ مهـم
دریافـت جایـزه نوبـل ،دوران غربـت را ای نگونـه پرندگان سیاه در آسمان پوشیده از ابر پرواز م یکند مهاجـر در فهرسـت برنـدگان ایـن جایـزه نیسـت؛ امـا
توصیـف کـرد« :فاصلـه ،روح زیبایی اسـت ».درواقع ب یشـک او یکـی از تأثیرگذارتریـن نویسـندگان بلـوک
دید هشـدن اشـعارش در آن دوره و تالش بـرای در ایـن شـعر ،میـل بـه آزادی در اندیشـۀ ایـن شـاعر شرق است که توانسته این جایزه را از آن خود کند.
فهماندن شـاعران سـرزمین مادر یاش به مردمانی چـون آرزویـی بـر ذهـن مخاطبانش نقـش م یبندد. چیسـوا میواش ،شـاعر و دیپلمات پرآوازۀ لهستانی،
دیگـر کـه مشـوق او بودنـد ،امیـد بـه آزادی را دوبـاره نمقهااشـجریتـمیـشوابـهشآامزرلیـهکاسـتدیاـ ِدنهوایرساـنـتی.ا اسـو درت ایـن شـعر، از نویسـندگان برنـدۀ نویشـتات اسـت .وی در
در جـان او زنـده کـرد .مهاجرتـش بـه آمریـکا بـرای کـه قبـل از طـول تاریـخ فعالیـت ادبـ یاش تالش زیـادی بـرای
مردمـان آن کشـور چـون نغمـ های تـازه سرود هشـده سـال 1960بـه آمریـکا مهاجـرت کـرد و پـس از چنـد معرفـی شـاعران ه مزبانـش کـرده اسـت .او در سـال
بـود و جایـزۀ نویشـتات ایـن نغمـه را پذیرفـت و آن را سـال فعالیـت و تدریـس در دانشـگا ههای آمریـکا، 1911چشـم بـه جهـان گشـود و اولیـن نگاهـش بـه
توانسـت جایـزۀ نویشـتات را در سـال 1978دریافـت جهـان تصویـری از جنـگ جهانـی اول بـود .جوانـی
تحسـین کـرد. کنـد .ایـن جایـزه درواقـع حاصل فعالی تهـای ادبی میـواش مصـادف بـا اوج تسـلط اسـتالین بـر کشـور او
چیسـوا میـواش دو سـال بعـد از دریافـت جایـزۀ او و تالش فراوانـش بـرای معرفـی شـاعران لهسـتانی لهسـتان بـود .بـر همیـن اسـاس و در همـان زمـان،
نویشـتات توانسـت جایـزۀ نوبـل را از آن خـود کنـد. بـود .میـواش تـا فروریـزی دیـوار آهنیـن در آمریـکا عضـو رسـان ههای زیرزمینـی مخالـف اسـتالین
آ کادمـی نوبـل ایـن جایـزه را بـرای یـک عمـر فعالیـت مانـد .در طـول ایـن مـدت انـدوه فـراق و اسـارت شـد و مخالفتـش بـا اسـتالین بـا گـذر زمـان چنـان
96شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
سخنرانی چیسوا میواش پس از دریافت جایزه نویشتات جایزه دوسالانه نویشتات جایزه نوبل ادبیات
ایـن رمـان شـد ... .هما نگونـه هـم کـشـهکقبلاگًلیرذکـیر مسـئلۀ تبعیـد مهمتریـن دغدغـۀ هرتـا مولـر اسـت ادبـی و معرفی شـاعران ه مزبانـش به جهانیان به او
شـد ایـن رمـان برگرفتـه از زندگـی osjar و ب یشـک او جایـزۀ نوبـل را بـه خاطـر پرداخـت اهدا کرد .میواش هنگام دریافت جایزۀ نوبل گفت:
pastoirاسـت ،مـردی کـه مدتـی طولانـی را در ایـن هنرمندانـه و انسـان یاش بـه ایـن مسـئله دریافـت «من جزء کوچکی از ادبیاتی ترجم هناپذیر هستم».
اردوگا ههـا سـپری کـرد.2 کـرده اسـت .تبعیـد تأثیراتـی عمیـق بـر روح و جـان جایـزه نوبـل ،کـه تحـت نظـارت آ کادمـی اسـتکهلم
مولـر داشـت .ایـن امـر را م یتـوان ب هوضـوح در اسـت ،هویتـی دوگانـه دارد؛ از یـک سـو اسـتوار بـر
به نظر نگارنده ،دریافت نگر شهای آوانگارد هنری گف توگویـی کـه بـا او در سـال 2012بـرای کتـاب The جا هطلبی و ثرو تاندوزی بنیا نگذار آن ،آلفرد نوبل
و ادبـی ،فقـط و فقط ب هوسـیلۀ نهادهای آ کادمیک Hunger Angelانجـام شـد دیـد .نگارنـدۀ مقالـه اسـت و از سـویی دیگـر نهـادی اسـت تـا بـه کرامـت
صـورت م یگیـرد و هما نگونـه کـه بیـان شـد ،وجـه آوردن ترجمـۀ محتوایـی ایـن گف توگو را بـرای درک انسـانی ارج نهد و با نگاه های ضدانسـانی مخالفت
مشـترک هـر دو جایـز های کـه از آ نهـا سـخن گفتیـم کنـد .جایـزۀ نوبـل در بخـش ادبیـات م یکوشـد
در آ کادمیـک بـودن نگـرش آ نهاسـت؛ یکـی از بهتـر موضـوع لازم م یدانـد: عالوه بـر نگـرش فرمـال بـه متـن ادبـی ،بـا نگرشـی
آ نهـا را دانشـگاه اوکلاهامـا و دیگـری را آ کادمـی درواقـع ،ایـن کتـاب تلاشـی بـرای نوشـتن داسـتانی
اسـتکهلم حمایـت م یکنـد .ایـن نگـرش آ کادمیـک دربـارۀ تبعیـد بـود؛ ماننـد آثـار نخسـتینم کـه ایدئولوژیـک بـه آثـار ادبـی نـگاه کنـد.
و آزاد یخواهانـه بـه متـون ادبـی موجـب م یشـود خواند هایـد؛ مثـل زندگـی مـادرم .شـاید مـن درک نویسـندۀ دیگـری از اروپـای بلوک شـرق که توانسـت
صـدای نویسـندگانی کـه پـرواز اندیش ههایشـان از درسـتی از کم پهـای تبعیـدی نداشـته باشـم، در سـال 2009ایـن جایـزه را دریافـت کنـد هرتـا مولـر
آفـاق زمانـه فراتـر اسـت ،شـنیده شـود و بـا تقدیـر از امـا آثـار آن را دیـد هام؛ مـادرم یـک تبعیـدی بـود.
بـه یـاد دارم کـه در کودکـی ،مـادرم همیشـه نحـوۀ رومانیایـی اسـت.
آ نهـا بـه کرامـت انسـانی حرمـت گذاشـته شـود. درسـ تکردن سـی بزمینی را به من یاد م یداد .این هرتـا مولـر در سـال 1953در خانـواد های بـه دنیـا
ایجاد این نهادها ،هما نطور که دیده شـد ،نیاز به مسـئله در خاطـر هام مانـده اسـت؛ امـا سـی بزمینی آمـد کـه جـزو اقلی تهـای آلمانـی در رومانـی بـود.
زمینـۀ غنـی فرهنگـی و تاریخـی نـدارد .درواقـع آنچه دیگـر کافـی اسـت .ایـن مـادۀ خورا کـی بـرای نسـل پـدرش در زمـان جنـگ جهانـی دوم از اعضـای گروه
مـادران مـن نقـش امدادرسـانی داشـته اسـت؛ اس اس وافـن بـود و بعدهـا در زمـان حکومـت رژیـم
لازم اسـت نگرشـی دمکراتیک به جهان اسـت. امدادرسـانی بـه ه مکمپـی ...درواقـع کمـپ بـرای کمونیسـتی ،از راه رانندگـی امـرار معـاش م یکـرد و
ایـن نوشـتار تلاشـی بـود بـرای نشـا ندادن صورتـی پـدران و مـادران مـا کمـپ زندگـی نبـود ،بلکـه کمـپ مـادرش را نیروهـای شـوروی بـرای کار اجبـاری بـه
متمایـز از نگرشـی خـام بـه ادبیـات و نهادهـای آزمایشـگاهی بـود . ...نـگاه ضدآلمانـی اسـتالین
ادبـی؛ روایتـی کـه در پـی ایجـاد تفکـری آزاد اسـت. ب هانـدازۀ نگاه ضدیهودی هیتلر قدرتمند و مسـتبد اردوگا ههـای نظامـی بـرده بودنـد.
همپوشـانی اندیشـۀ دو نویسـنده و نهادهـای ادبـی بـود .او انسـا نهای زیـادی را بـه کار در اردوگا ههـای هرتـا مولـر از همـکاری بـا پلیـس مخفـی رژیـم
ذکرشـده چیـزی جـز این نیسـت تـا با بیـان روایتی یا کار اجبـاری م یگماشـت تـا بـه مرحلـۀ شکسـت کمونیسـتی رومانـی سـرباز زد و بـه همیـن دلیـل
ایجـاد صدایـی ،اجـازه ندهنـد فاتحـان کوتا همـدت عاطفـی و فیزیکـی برسـند و خـرد شـوند ... .آغـاز شـغلش را از دسـت داد و تبعید شـد .همین زندگی
جهـان ،چـون هیتلـر و اسـتالین ،صدایشـان را تبعید شهروندان رومانیایی در سال 1945بود... . پرفرازونشـیب ،دو عامـل تبعیـد و زندگـی در اقلیـت
یکسـره در گـوش تاریـخ بخواننـد و گمـان برنـد کـه سربازان افرادی که توانایی جنگیدن را نداشتند با را بـه دو الگـوی مهـم در آثـار او تبدیـل کـرد .آثـار مولر
مالـک مردما نانـد .مولـر و میـواش هـر دو بیننـدگان خود به اردوگا هها م یبردند؛ مثل مادران ما .مادرم توصیف به ت حاصل از جنگ اسـت .داسـتا نهای
جنگ بودند؛ اما هر دو ،رو شها و وجوه متفاوتی از پـ ساز آن دوره بـه برلیـن رفـت و همـان جـا مانـدگار مولـر نقـد دوران حا کمیـت کمونیسـت بـر رومانـی
جنـگ را بـرای مخاطبان خود عیان کردند .درواقع شـد .هر بار که به دیدارش م یروم ،رویش را به من اسـت کـه بـا زیرلای ههایـی عمیـق بـه مسـئلۀ تبعیـد
بـرای آ نهـا جنـگ چهـر های دارد کـه گـرد تاریـخ آن م یکنـد و م یگویـد فلانـی هم مرد و بعد من در ذهن اجبـاری م یپـردازد .نگـرش انسـانی وی بـه جهـان
را م یپوشـاند؛ بنابرایـن ،هـر دو تالش م یکننـد تـا خـود م یگویـم هرتا ،باید زودتر داسـتانی در اینباره اطرافـش موجـب شـد کـه او نویسـند های جهانـی
هـر بـار ،بـا روایتـی جدیـد ،ایـن غبـار را پـا ک کننـد تـا بنویسـی؛ زیرا بسـیاری از شـاهدان آن دوره در حال شـود .آ کادمـی نوبـل نیـز هرتـا مولـر را شایسـتۀ
صـدای انسـا نهای دف نشـده زیـر آوارهای جنگ از تر ککـردن مـا هسـتند ... .همیـن مسـئله موجـب دریافـت جـازۀ نوبـل دانسـت؛ زیـرا «داسـتا نهای
مولر علیه سـتم حا کمه اسـت ...داسـتا نهای مولر
یادمـان نـرود.
داسـتا نهای ضدتبعیـد 1اسـت».
.1اﺻطﻼح ﺿﺪتﺒﻌیﺪ را اولیﻦ ﺑار ،نوﯾسﻨﺪة اﺳﭙانیاﯾﻰ ﮐلودﯾا ﮔوﯾلﻨﺒﻪ ﺑﻪ ﮐار ﮔرفﺖ؛ اﯾﻦ واژه ﺑرای توﺻیﻒ نوشﺘار و نوﯾسﻨﺪههاﯾﻰ ﺑﻪ ﮐار مﻰرود ﮐﻪ تﺒﻌیﺪ ﺑراﯾﺸان نوﺳﺘالﮋی نﺸﺪه اﺳﺖ.
.2در ادامﮥ مﺼاﺣﺒﻪ ،مولر ﺑﻪ موﺿوع هوموﺳﮑﺸوال )هﻤﺠﻨﺲﺑاز( ﺑودن ﭘرتاﮔﻨیسﺖ داﺳﺘان مﻰﭘردازد .ﺑﻪ زﺑان ﺑﻬﺘر ،اﻗلیﺖ ﺑرای مولر ﺑﻪ شﮑﻞ ﺟﻨسﻰ نیﺰ مطرح اﺳﺖ.
97
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
تانگݡݡویشیطان
ب همثابۀاثــرهنــری
فیلم تانگوی شیطان1994 -
فرایندمفهو مسازی(،)conceptualizationیعنیبدون مقالاتی کهروی کارهای کراسناهورکایوبلاتار شده
دیـدن یـا فهـم چیـزی ب همثابـۀ چیـزی .کانـت نابغـه مشـکلدارم.بـهعقیـدۀمـن،در ایـنبـارهبایـدبیـش
را دردانـۀ طبیعـت توصیـف م یکنـد کـه ماننـد خـود از همـهوپیـشاز هـرچیـزتکلیـفیـکمسـئلهروشـن
طبیعـتم یتوانـدخلـقکنـد؛خلـقچیـزی کـه گویـی شـود :آیـا مـا در اینجـا با یک اثر هنـری و یک پدیدۀ زیبا
مطابـقبـاقواعـداسـت،هرچنـدبـدونتوجـهآ گاهانه مواجهیـمیابا کتاب(فیلم)شـب ههنریچرنـدو کند؟
آبـفرهیآنـ نهـشاچسـیـازختینهمشوـن دهوهاار تسـعریت2ف.مهنیـرشـازوادیـکـنه کدیاـمدل ًگاابهه، ب همنظوریافتناینپاسخبایدابتدابهتعریفمناسبی آرش شکری
ساروی
از اثـرهنـریوامـرزیبـادسـتیافـت.
پیـروی از قواعـد خلـق نشـده اسـت .در ایـن تعریـف، امـر زیبـا در مفهـوم کلاسـیک و متعـارف آن چیـزی
نتیجـۀ اثـر هنری ،تصویـری از آن برای مخاطب اسـت قلمـدادم یشـود کـهتأییدوموافقتعمومـیراطلب
کـهبـهبیـاندرنخواهـدآمـد.یکـیازالما نهـایاصلـی م یکنـدوبنابرایـن،نم یتـوانپرسـید کـهچـرابـرایما
بـداقرایقـنًااازسـ کیتفویاتـگـریبـایه آننچتنوینـجـهی کراسـناهورکای، کتـاب موجبلذتاسـتوهی چگونهسـودیازآننم یتوان
درم ییابیـم کـه کنیـم، انتظارداشت؛زیرادرخدمتهی چگونهفایدهوهدفی دربـارۀ کتـاب تانگـوی شـیطان ،نوشـتۀ لسـلو
نیسـت .افلاطـون در فایـدروس 1امـر زیبـا را چیـزی کزیـرااسدـناینهوورشکـاتهین مشـجداهراسـسـتانت.یا مصـقـوال ًلااسـتینوماکتایبابلهتــااروی
برخوردار است.در مجموعۀاشعار ملال 3شارلبودلر توصیفم یکند کهبهشیوۀبسیار آشکار م یدرخشد
شـعر زیبایـی دربـارۀ بـاران وجـود دارد کـه بـا تصاویـر و و مـا را ب هسـوی خـودش فرام یخوانـد .کانـت امـا پـا را
مفهومبارانوعنکبوتدرتانگویشیطانه مخوانی فراتـر گذاشـتوبـرایاولیـنبـارتجربۀهنـریوزیبایی کتا بهای کراسناهورکای ،کهب هحقخالقدنیایبلا
راب هصـورتیـکپرسـشفلسـفیمسـتقلبیـان کـرد. تار اسـت،چندانپرمخاطبنیسـتند.وقتیشنیدم
عجیبـی دارد: ازنظـراوتنهـاچیزهاییبدونقیدوشـرطزیبـاخوانده ترشـجدمهۀاانسـگلیت،س ویاتقاعنـ ًاگوجـیاشیخـطواردنبم.رن رداۀسـجتایزشۀمانتنبظوـکارر
آندم کهرشت ههایب یکرانۀباران م یشوند کهموقوفبهمعناوغایتموردنظرانسا نها
میل ههایزندانیاستپهناور نباشـندویـاامـوریازهنـربشـری کـهدانسـتهوازروی
وانبوه گنگعنکبوتانپلید عمداز هرگونهتحمیلمعناسرباززنند؛درواقعبدون نداشـتم بعـد از سـا لها ایـن جایـزه را بـه یـک کتـاب
اکتصابـول ًایبکاـبهرردرس یحـهوازۀو درس توحسـابی بدهنـد .آ نهـم
براعماقمغزماتارم یتنند ادبیاتاقلیتجایم یگیرد.من
1. phaedrus,25od.cf.truth and method,pp 9-437.Ed
2. kant,critique of judgment,sec.49,pp 126.Ed
.3شارل ﺑودلر ،ﮔﻞهای رنﺞ .ﮔﺰﯾﺪه اشﻌار .ﺑرﮔردان :مﺤﻤﺪرﺿا ﭘارﺳاﯾار .تﻬران :انﺘﺸارات هرمﺲ ،چاپ ﺳوم ،ﺳال ،1391ﺻﺺ .12-8
98شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
نوامقاعـدافیکوانجـیهدـاکیفصیرتفــ ًایبـدهر دکرشبـدسـنتیهاسخــورتدوانیـ انسـشـتک.ل بلاتار(یابهعبارتی کراسناهورکای)در کنارتارکوفسکی
و کوروسـاوادر زمـرۀ کارگردانانـیقـرار م یگیـرد کهبـاران
از مفاهیمـی کـه نقـش بسـزایی در زیبای یشناسـی در آثارشـاننقـشسـاختاریدارد.هرچنـداینبارانی
دارد مفهـوم بـازی اسـت .گادامـر الگـوی ب ینظیـری کـهاز«نفریـن»بـهبعـددرآثـار کراسـناهورکاییوب هتبع
بـرای اشـاره به نحوۀ هسـتی اثر هنـری ازطریق مفهوم آنبالتـار ثبـتشـدهاسـت،بـااید ههـایتارکوفسـکی
بـازی ارائـه داده اسـت .2براسـاس ایـن الگـو بازیگـران که دارای نوعی اندیشۀ متعالی و مذهبی برای نجات
سـوژ ههای بـازی نیسـتند ،بلکـه بـازی تنهـا ازطریـق انسانیتاستمغایرتدارد.بارا نهایبلاتار کثیفو
بنیـاد ب(اeزtیaگrـtرsاbنuبsـ)هنـنمدااریـد .اشیـدرنمصیآریـفـ ًاد.بـازجنبیـ اسـش بـاتز کـی،ه گ لآلودباقیم یمانند.بهفراترازاینرفتنخو شبین
بـازی ننمـیموارسـدگتیمشد.اریمکـتـینابسـابطادجاحمذـایبۀیـداریـکتتنباابراحبـبنلواثتباوعرن،ـزض ًگاماژااهنکبلـکعرایندکسشـویردیرـیددًنرا
م یشـود؛اینکـهآیـاسـوژ هایوجـوددارد کـهآنرابـازی
کنـدیـانـهب یربطاسـت.اثرهنریآنچیزیاسـت که
بـهشـیو هایتکرارنشـدنیظهـور یافتـهاسـتوخـودرا مخالفـم؛ زیـرا آنچـه اثـر هنـری بـدان ارجـاع م یدهـد،
در وجهـی منحصرب هفـرد متجلـی م یکنـد .از دیـدگاه ب هطوربالفعلآنجاست.درواقع،م یتوان گفت کهاثر
گادامـربرچسـباثـرهنـریبـرچیـزیزدهم یشـود کـه هنری-آ نچنا نکهتانگویشیطاننیزهست-دال
بـازیشـود.آنچـهدر بـازیهنرموردنظراسـتجهانی بـرفزونـیوسرشـاریدر وجـوداسـت.بـارانب هعنـوان
رؤیایـینیسـت کهبتوانیـمخودمـانرافراموش کنیم زیبایـی طبیعـی ،ه مجهـت بـا نظـر هـگل ،بازتابـی از
کراسـناهورکای در عهـد عتیـق رخ داده و در ذات بلکـهب هعکـس،بـازیهنـرآیین هایاسـت کـهدر خلل زیباییهنریاستتاجایی کهمخاطبیادم یگیرد
و صـورت داسـتان نمـود پیـدا کـرده اسـت .از دیـد آکـیـهدعوممـادتـدًارآغینرتمنصتویظـرر وی سـد ههاپیوسـتهازنـوپدید چگونـه بـا راهنمایـی دیـدگان هنرمنـد و اثـر او،
نویسـنده ،داسـتا نها انتظاراتـی بودنـد کـه دروغیـن از خودمـان برگیریـم زیبایی
بودنشـانآشـکارشـدهاسـت؛انتظـاربـرای کسـانی که نامتعـارف اسـت .اینکـه چـه بود هایـم، را ادرا ک کنـد .1حتـی در بررسـی
نخواهندآمدوب هجایآ نهامسیحایدروغینظهور چـه م یتوانیـم باشـیم و بـه چـه بـاران در ایـن کتـاب م یبینیـم
خواهد کرد.پسم یتوان گفتتانگویشیطانبازی چیـزی مشـغول هسـتیم.3 کـه کیفیـت ادرا کشـده از
کلاشـان و سـاد هلوحان اسـت .وعـدۀ کمونیسـم تنهـا ا گعرتماچنـدگتهًاوکدارایسسـتشانیا نطهگاوررینکزانرادذی،ات ًموابریاوتالیوتاـاترن اثـر هنـری ب ههی چوجـه
یکیاز ایندرو غهاست کهم یشوداز کتاببرداشت قاب لبازگویـی در دایـرۀ
کـرد .البتـه بـاز هـم بایـد اینجـا تذکـری جـدی بدهـم؛ کلماتذکرشدهنبوده
هرچنـد خرد هنمادهـا و غرغرهـای ضدکمونیسـتی یـک وعـده و کلا هبـرداری اسـت؛ پـس ایـن چـه
در کتـاب دیـده م یشـوند ،غـرق شـدن در پـس ایـن دانسـت .گویـیاینجـانوعـی اصرار غلط و نابجایی
انبـیـهشـتاننکصهتـوهایـاربـبکابز شهـهـعینمدوباـنهنریدوِاربـبکاسطثـارتنههسـنارخنـویریودویـمنژاحهاسـصـسـوت.لترااوزدببدزقرییگقـدًیرا تقابـل بـا اتمـام فصـل کبـهربایـافدشـصارف ًیا اسـت
ایـنهمـانچیـزیاسـت کـههـراثـرهنـریراجاودانـه داستا نسـرایی برقـرار چیـزی
م یکند.در اینبارهشایدزیر کترینمخاطب کتاب، شـده کـه ب هزعـم درک شـود؟ اثر
بالتـار بـودهاسـت؛ کافـیاسـتبـهصحنـهسـخنرانی هنری
ایرمیاشدر مراسـمختماشـتیکهتوجه کرد؛آنجا که
دوربیـنفـرایسـخنانی کـهاز دهـانایرمیـاشخـارج
م یشـود،ب یوقفهحال تهایچهـرۀاوراهنـگامادای
ایـن کلمـات غر ضورزانـه و دروغیـن ثبـت م یکنـد.
درواقـع ،بال تـار در تصویربـرداری ،مخاطـب را بیـش از
هرچیزباتصاویروعینموقعی تهاییروب هروم یکند
کهشـخصی تهاباآنمواج هاند؛زیرابهارزشهنریو
آنچهباعثاین کیفیتشدهاست،بیشاز نویسنده
آشناسـت.نبایـدفرامـوش کـرد کههرمنوتیکوظیفۀ
تأوی لگررانسـبتبهاثرهنری،درکنا گفت ههاونیمۀ
1. Hegel,Aesthetics,pp 2-1
2. Gadamer,Hans-George, (2004)truth and
method,trans. And translation revised by Joel
weinsheirmer and Donald G.marshall. london and
newyork,continuum,pp.110-102.
3. Gadamer,Hans-George,1973,the relevance
of the beautiful and other essaye,trans.by Nicholas
walker,ed.and with an introduction by Robert
bernasconi,Cambridge,Cambridge university press,first
published.
لسلوﮐراﺳﻨاهورﮐاﯾﻰ.نوﯾسﻨﺪه
99
..........................................................................
..........................................................................
.............................................................................
.............................................................................
قشـیطعـطًاا منعبیـ ایرشـارزک یـشگـذکاراثـریهبـنـررایـی نـنااثـرب پـس تانگـوی کتـاب هرکدام ماجرای فروپاشـی اسـت .خیانـت از پس
و زیباسـت و خیانتتنهابرایآویختناز گردنبرنده؛برند های کهدر
نخب هپسـند ،کـهدرحوزۀادبیاتاقلیـتقرارم یگیرد،
چیـزی ورای نظـر سـخیف جمعـی اسـت .ایـن سـطح کارنیسـت ،گـوری که کفننـدارد.
مطلوب زیبایی و هنر ،دریچۀ درسـت نظرگاه و شـیوۀ مـنتانگویشـیطانرایکفسـتیوالهنـریم یدانم.
بررسیونقدمتناسبباذاتشرام یطلبد.دریچ های فسـتیوال یـک فعالیـت قصـدی اسـت .مـا جشـن
روشـ نتر و فرا ختـر از نظرگا ههـای تنـگ و تارعنکبـوت مم ییگیشـریوـیمم؛ویایعـنـنیم بطلهـخابطـخرصمووصضـ ًاوعدـربـیارۀدتورجرهـبـمۀهجنـرمـیع
تنیـدۀمرسـومنقـدادبـی. صـادقاسـت.مشـخصۀفسـتیوالیدر ایـناسـت کـه
تمنعهـناابـدارراایسـآ نته.ـفا کـسـهتبیالوافعلـدلقیدرق ًانحاوعلممنشـحارکصربتههفرسـدتنیادز
حضوررابازنماییم یکند کهبایدارجنهادهشود.لذت تاری کمانـدهوب هطورکلـیبررسـی«بـرزمانـی»ب هجـای
زیباشناختیدرپسویژگیفستیوالیهنر،رهاییموقت تمارطیالخعـمنهـ «د ادرزسـمانـت وی ا»ثـاثرـررامصیرفدـاًناـددف .ونجشـهـدۀهددررزمگانـذشیـاتثـره
ازتمامروزمرگ یهارارقمم یزند.2ا گربهشخصیتویژۀ بررسـی نم یکنـد ،بلکـه در پـی یافتـن ابعـادی اسـت
کدنکیتــرمیـادبرـمه عییباباریتــمیک«مهـارودعپمشلـًادتپسـنجـتبرهه»قیدـراکمتزـادهابتسـوجته. کـه بـا زمـان حـال در ارتبـاط اسـت و پتانسـیل تأویلـی
نظار هگریاودرداسـتانبهاینمعناسـت کهخودرادر متفـاوت در آینـده را نیـز خواهـد داشـت .در تانگـوی
معـرض تسـلط بر زنجیـرۀ موجود قـرار دهد و نسـبت به دشـر بیازطهاانیماز تنابرییشـخ،ترهمدایلفامنبرسراوابنعطمانومسًاانزنیدتگکییبههکتنرمد.ر
ودشسسـخوسصـتیبـهههتافعویتصامیـکواجیننویمدزبویعزمنـضحًدای؛ـدرخطقصخسوارمصـ ًجابتدهرایتیپاویـیجاازهنداکیـسکهتنباـد.نه آشیانۀ راحت خانوادگی بود؛ اما در پایان سوسیالیسم
بصیـرت کافـیم یرسـدوناامیدانـهومغمـومراهـشرا (تاریخـی کـه کتاببهآنارجـاعدارد)اینرؤیایناچیز
جـدام یکنـد.حـالا گـربـهچندصفحۀنهایی کتـابو یعنـی بهر هبـردن از سـعادت جمعـی جـای خـود را بـه
شـیوۀروایـتومعنایـی کـهازپـسآنم یتـوانفهمیـد
شـعار جدیـدی داده اسـت :برنـده شـدن.1
توجه کنیمم یبینیمعل یرغماینقیاموعصیان بـازی اصلـی کتـاب حـول همیـن مفهـوم برند هشـدن
شـخصی تها،ماهـمب هعنـوانخوانندگان م یچرخـد.شـایدهنرمندان هتریـنبخ شهـای کتـاب
ومخاطبـاناثـرواردبـازیشـد هایمواز مربوطبهقسمتیاست کهشانیدرستأثربرانگیزیبه
اینبازی گریزینیست.اینکهروایت خواهرخردسالعق بماند هاش(اشتیکه)م یدهد.در
پیش روی ما از زبان دکتر است یعنی تانگویشیطانسلسل هاینامتناهیازبردوباخ تهاو
همـۀ ایـن آد مهـا ،چـه ترسـوهای نبردهاییتما منشدنیبرایبردنبهچشمم یخورد،
رهـرو ،چـه درو غگویـان حقیـری کـه ابـیردنزننپـجیورلهنبیهایشـت ًتابر،هقاـشدتریکتبهیکشوـتچرو،لوهم م یخرواسبـدۀوبازآهنتـجر.ا.ک..ه
سـودای تصاحـب کلون یهـای هی چکـسضعی فتـرازاونیسـتتـادربرابـرششکسـت
انسانیخصوص یشانرادارند،چه بخورد،اشتیکهبهگرب هاشحملهم یکندوشکنج هاش
گرداننـدگان کلون یهـایبزر گتـر،به م یکنـد و درنهایـت آن را م یکشـد .بعـد کـه در دایـرۀ
انضمـام همـۀ خواننـدگان در ایـن محـدودذهن یاشمعنایاینزنجیـرهرادرکم یکند،
بـازیشـرکتدادهشـد هاند.درواقـع ازآنجاکهذات کودکان هاشچنیناعمالیرابرنم یتابد،
جهش بزرگ در اثر هنری در همین کنـار گربـ هاشزیرهمـانبارانلعنتی ،کهدرتمـامطول
نقطـه روی م یدهـد کـه بـازی بـه داسـتانیکریـزم یبـارد،خـودشراهمخلاصم یکند؛
معنـایواقعـی کلمهبـهبـازیبدل اما سهم برندگان هم چیزی بیشتر از ریشخند نیست.
م یشـود .ایـن امـر تماشـاگر را در کراسـناهورکایب هخوبـیبـاپوچـیارادهدرعمقچیزها
جـایبازیگـرم ینشـاندواورابدل آشناسـتوب هخوبیایننکتۀتلخراروشـنم یکند که
بـه شـخصی م یکنـد کـه بـازی نـهعلیـهتکـرار برنـد هایوجـودداردونـهعلیـهبـاران.او
بـرای او و در او بـازی م یشـود هنرمندانـهنشـانم یدهـدتنهـاآینـد های کـهم یتـوان
و ایـن یعنـی بـازی در درون منتظـرآنبـودهمـانتباهـیاسـت کـهپیامبـرانالهـی
خـودش حامـل معنایـی اسـت وعـده داد هانـد .باقـی داسـتا نها و خرد هروای تهـای
تدفرک یکش کدنشیدنوبنیاابسرایتن.اازسرفاتساًراتبامزیایگزر
میـان بازیگـر و تماشـاگر در ایـن
منتفیم یشودوآنچهپی شازاین
اثرهنریخطابش کردیم،ماهیت
خـود را اثبـات م یکنـد.
.1ژاك رانسیر .ﺑﻼ تار ،زمان ﺑﻌﺪ .ﺑرﮔردان از مﺘﻦ فرانسﻪ :رﺿا ﺧلیلﻰ .تﻬران :انﺘﺸارات نﻘﺪ فرهﻨﮓ ،چاپ اول ،ﺳال
،1395ﺻﺺ 43-42/50-49
.2هانﺲ ﮔﺌورگ ﮔادامر .هﻨر :ﺑازی ،نﻤاد ،فسﺘیوال .ﮔﺰﯾﺪه مﻘاﻻت ﺑرﮔردان :دﮐﺘر ﻋﺒﺪاﷲ امیﻨﻰ ،انﺘﺸارات ﭘرﺳﺶ ،چاپ
اول ،ﺳال ،1394ﺻﺺ 151-167
ﺑﻼ تار .ﮐارﮔردان
100شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه1396
....................................................................................................
.....................................................................................................
.....................................................................................................
آ نها
بوچـشـدــبنــــیـــــــــــــــههد
معرفـــیشاعـــر؛دنیسلوت ـرف
پرستو ثنایی فر
بالـه ،هنـر،پیانووزبانفرانسـهه مسـطحبابالاترین بـهسـربـرد.پـساز مهاجرتـشبـهانگلسـتانبـهدین دنیـس لورتـوف در تاریـخ ۲۴ا کتبـر ۱۹۲۳در شـهر
اسـتانداردهای زمـان خـود پیـ ش رفـت. مسـیحیت گرویـد و کشـیش کلیسـاهای انگلیسـی ایلفورد از ایالت اسکس در شمال شرقی لندن ،متولد
شـد و سـا لهای زیادی در آنجا زندگی کرد .مادرش،
دنیـس و خواهـر بزر گتـرش ،اولـگا ،تـا سیزد هسـالگی شـد. بئاتریـس آدلایـد لورتـوف (نـام خانوادگـی پـدر یاش
زیـر نظـر مادرشـان در خانـه آمـوزش م یدیدنـد. دنیـسدربـارۀ پـدرشم یگوید :تبار یهودیپدر من، اسپونرجونزبود)اهلروستاییدر ولزشمالیبود که
پدرشـان نیـز ب هصـورت پرا کنـده بـه طـرح مباحـث حضور پررنگاودر فعالی تهایمطالعاتیو کشفو عمـدۀمردانـش ،به کار در معادنمشـغولبودند.او
دینـیم یپرداخـت.دنیـسدر فضایـیرشـد کـرد کـه شـهودهای مرتبط با یهودیت و مسیحیت ،اشتیاق آثار نویسندگانیمانندویلا کاتر ،جوزف کونارد،چارلز
مملواز کتا بهای گونا گونوانسا نهاییبود کهبه ب یحدوحصر و شـیوایی بیانش ب هعنوان یک واعظ، دیکنـز و لئـو تولسـتوی و اشـعار تنیسـون را بـا صـدای
زبا نهـایمختلـفدربـارۀآنآثار صحبـتم یکردند. تا ابد جزئی از سـلو لهای وجودی من خواهند بود.
دنیـس م ینویسـد« :مـن ب هخوبـی بـه یـاد دارم کـه اعتـراف دنیـس بـه تأثیـر شـگرف پـدر بـر تمامـی ابعـاد بلند بـرای اعضـای خانـواده م یخواند.
در د هسـالگی یـک هنرمنـد محسـوب م یشـدم و زندگـ یاش ،درحقیقـت نشـا ندهندۀ ایمـان او بـه پـدر او پائـول لورتـوف سـا لها در دانشـگاه لیپیزیـگ
سرنوشـت خـاص خـودم را داشـتم .سیاسـ تهای راسـتی و درسـتی مسـیری بـود کـه پـدرش در آن گام آلمـان بـه تدریـس مشـغول بـود .او نویسـند های
بشردوسـتانهخیلـیزودبـرزندگـیمـناثر گذاشـتند. برم یداشـت.دنیسلورتوف کوشـیدبهشیوۀخاص حرفـ های بـه زبا نهـای عبـری ،آلمانـی ،روسـی
حضـور پـدرم بـر مسـند اعتـراض بـه تعر ضهـای خـودراهپـدر راادامـهدهـدوهمیـنامـرنقطـۀآغازین و انگلیسـی بـود کـه عـادت داشـت کتا بهـای
موسیلینیبه کشوراتیوپی،اعتراضاتپدروخواهرم دسـ تدوم را بـرای جمـ عآوری در مجموع ههایـی
بـه حمای تنکـردن بریتانیـا از اسـپانیا و فعالی تهـای شـک لگیری نهادهـای اصلـی شـخصیتی او شـد. خـاصبخـرد.در طـولجنـگجهانـیاول،ب هعنـوان
مـادرمبـرایجمـ عآوریرأیدر سـازمانملـلمتحد، دنیـس لورتـوف ،کـه در خانـه آمـوزش م یدیـد ،از یـک یهـودی روسـ یتبار و بـا القابـی ماننـد «دشـمنی
قبـل از آن حـوادث و فعالیـت هـر سـۀ آ نهـا درزمینـۀ همـان سـنین کودکـی انگیـزه و اشـتیاق زیـادی بـرای بیگانهباعقایدیبیگان هتر»،سا لهادر حصرخانگی
نوشـتن از خـود نشـان مـ یداد و در یادگیـری رقـص