The words you are searching are inside this book. To get more targeted content, please make full-text search by clicking here.
Discover the best professional documents and content resources in AnyFlip Document Base.
Search
Published by mojaver09, 2019-05-14 04:05:14

ماهنامه شماره 18 برای فردا

‫‪51‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫بعضـی مشـاغل بـه فضـای عمومـی و مخاطـب‬ ‫غیرمستقیمرویدوشهمهم ‌یگذارد‪،‬مثلابتلا‬
‫نیـاز دارنـد؛ مثـل همیـن هنرمنـدان کـه از ایـن‬ ‫بـه بیمار ‌یهـا‪ ،‬هزین ‌ههـای درمانـی و‪. ...‬‬
‫فضـا اسـتفاده م ‌یکننـد تـا بتواننـد کالای تولیـدی‬
‫خودشـان را بـه مخاطبـان در شـهر عرضـه کننـد‪.‬‬ ‫چنیـن اید ‌ههـای مشـارکتی را م ‌یتـوان در حوز ‌ههـای‬
‫مـا الآن در توزیـع فضـا در شـهرهایمان دچـار‬ ‫مختلـف‪،‬ازجملـه گردشـگری کهبرایاصفهانبسـیار‬
‫مشـکل هسـتیم‪ .‬مـن فکـر م ‌یکنـم ایـن مسـئله‬
‫عاملجامع ‌هشناختیدارد؛وعلتاینمسئله‪،‬‬ ‫مهـماسـتنیـزاجرایی کـرد‪.‬‬
‫شـکافیاسـت کهمیاندولـتوملتوجـوددارد‬ ‫آقـایدکتـر‪،‬یکیاز منابعی کهدر شـهروجـوددارد‬
‫وبـهمـردموعرص ‌ههـایعمومـیاعتمـادنم ‌یشـود‪.‬‬ ‫«فضا» است‪ .‬فضای شهر‪ ،‬خودش منبعی است‬
‫منظورتـان چـه نـوع فضایـی اسـت؟ آیـا فضاهـای‬ ‫کهم ‌یتواندمورداستفادۀ کس ‌بوکارهاقراربگیرد‪.‬‬
‫نمایشـگاهی منظـور شماسـت؟‬ ‫در حـال حاضـر‪ ،‬توزیـع فضـای شـهری متـوازن‬
‫عفمضوامهـیاشی نهرم‪.‬ایمثلشـًاگهانهرمینوداهنمبیرا ‌نیطاـیور‌نکفهبضتاوهاـناندی‬ ‫نیسـت؛ یعنـی گرو ‌ههایـی کـه ازنظـر اقتصـادی‬
‫اجرایـی داشـته باشـند یـا جشـنوار ‌های در شـهر‬ ‫سیاسـی و اجتماعـی قو ‌یتـر هسـتند‪ ،‬فضـای‬
‫بکـرگـهازالرآ کنننهـندرمبـنـهدفانضـادراایحـتیـنامـجوردادرنوـاقدع‪.‬ـ ًافبـکـهرممش‌یـکنکـلم‬ ‫با کیفی ‌تتـروبیشـتریرام ‌یتواننـدتحـتسـیطرۀ‬
‫بعضـی کشـورهای‬ ‫بدریگخـورر‪،‬د ‌هشاـنـهرد؛داردریصموثرتا ًل‌یکـبـرها دیر‬ ‫خـود بگیرنـد‪ .‬چنـد وقـت پیـش در جلسـ ‌های‬
‫یـک هفتـه یکـی از‬ ‫بـا هنرمنـدان بـودم‪ .‬م ‌یگفتنـد مـا خودمـان ایـده‬
‫میدا ‌نهـای شـهر را بـه هنرمنـدان م ‌یسـپارد تـا‬ ‫داریـم؛ کارشـناس و نیـروی اجرایـی هـم داریـم؛‬
‫نورپـرداز ‌یاش را انجـام دهنـد و خودشـان را در‬ ‫مهـارتانجـام کار راهـمداریـم‪.‬فقـطشـمابـهمـا‬
‫شهرابراز کنند؛ولیدر ایرانواصفهانایناتفاق‬ ‫فضابدهید؛فضایعمومیشهریاساختماندر‬
‫نم ‌یافتـد‪.‬‬ ‫ابخدتهیـیـارم‪.‬مـامبخگاذاطـریـبد‪.‬جمـلـامب‌یتموا‌نیکیـنیـم کمارومـازا ِق َنبـراالن اجیـانم‬
‫مسـئله‬ ‫بکایـمانًلدوجـلـدتیوامسلــتت؛شوـلـکای مـف ون اجـعوتدقـادادردداورایمـبـان‬ ‫کار ثـروتخلـقم ‌یکنیـم‪.‬پـسم ‌یتوانیـمبگوییـم‬
‫مذا کـره‬ ‫فضـای شـهری م ‌یتوانـد یـک منبـع بـه شـمار‬
‫مس ‌یمشـتوبدهآبونداشـکوکاسیف رساتبرم کطـاررآففریکنـرید‪.‬شالهبرتنـرهفتایی ‌منک‪،‬ـیهقیبـن ًاه‬ ‫بیایـد‪.‬ا گـرامـکانداردرویایـنموضـوعصحبت‬
‫بـهشـکافبیـندولـتوملـتبرنم ‌یگـردد‪.‬شـایدا گـر‬ ‫بفرماییـد کـه در ا کوسیسـتم کارآفرینـی جغرافیـا‬
‫شـورایقبلـیاینمسـئلهورا ‌هحـلآنرام ‌یدانسـت‪،‬‬ ‫چقـدر نقـش دارد و شـما چـه برنامـ ‌های بـرای آن‬
‫خیلـی هـم خـوب از عهـد ‌هاش برم ‌یآمـد‪ .‬بـرای ورود‬ ‫خیلدایر!یـادصل؟ ًامانم ‌یتوانیمب ‌هصرفای ‌نکهدراصفهان‬
‫شـهرداری بـه بهبـود فضـای کسـ ‌بوکار اراد ‌های هـم‬ ‫منابـعمالـیخطرپذیـرداریـمیـادرشـهرمانم ‌یتوانیم‬
‫نبـوده اسـت‪.‬‬ ‫امـکاناتصـالبهبازارهایبی ‌نالمللـیرافراهم کنیمیا‬
‫مـن قشبوا ًرلابی‌هقعبنـلواینشاهسـرتاچدقددارندشرـاگیاهنزدمربیـنارهۀتالیـانش کطـرردح؟‬ ‫چندینفضای کارمشترکشتا ‌بدهنده(‪coworking‬‬
‫بـا مدیـران شـهرداری صحبـت کـرده بـودم؛ امـا آ ‌نهـا‬ ‫است‪،‬نیازبهالهام گرفتندارد‪.‬خلاقیتمنبعلایزالی‬ ‫‪ space‬شـتا ‌بدهنده) راه انداخت ‌هایـم‪ ،‬طبقـۀ خالق‬
‫وا کنشـی نشـان ندادنـد‪ .‬البتـه هنـوز هـم مطمئـن‬ ‫نیسـتوفـردبایـددرمعـرضاید ‌ههـاقـراربگیـرد‪.‬پـس‬ ‫رااز سراسـر کشـور بـهاصفهـانبکشـانیم‪.‬در اصفهـان‬
‫نیسـتم کـهدیدگا ‌ههـایدورۀجدیـدشـورایشـهربـه‬ ‫معماریشـهربایدلذ ‌تبخشباشـد‪.‬نقشهنرمند‪،‬‬ ‫‪ bottlenecke‬داریـم؛ یعنـی یـک عامـل محدودکننـدۀ‬
‫معنایواقعیحا کمشود‪.‬نگرانیجدیمنانتخاب‬ ‫غیرازای ‌نکـه خـودش کارآفریـن اسـت و درصـدی از بـار‬ ‫توسـعه داریـم بـه نـام آب‪ .‬در بهتریـن شـرایط اصفهـان‬
‫شـهردار آینـده اسـت‪ .‬ای ‌نکـه مـا چقـدر م ‌یتوانیـم‬ ‫کارآفرینـی شـهر را بـه دوش م ‌یکشـد‪ ،‬ایـن اسـت کـه‬ ‫نم ‌یتواندبیشازدومیلیونجمعیت داشـتهباشـد‪.‬‬
‫شـهردارآینـدهرابـاایـندیـدگاههمـراه کنیـم‪.‬ذهنیت‬ ‫الها ‌مبخـشبقیۀ کارآفری ‌نهاباشـد‪.‬نقشهنرمندان‬ ‫الآن دو میلیـون نفـر جمعیتـی داریـم کـه ب ‌هشـدت‬
‫بعضیاز گزین ‌ههایی کهبرایتصدیپستشهرداری‬ ‫درا کوسیستم کارآفرینیشهرایناست کهبه گالر ‌یها‬ ‫آب مصـرف م ‌یکننـد‪ .‬کسـ ‌بوکارهایی داریـم کـه آب‬
‫مطرحم ‌یشـوند‪،‬ب ‌هگون ‌هایشـکل گرفته کهشـهردار‬ ‫رونقببخشند‪.‬هنرمندانازمادرخواست کرد ‌هاند که‬ ‫مصـرف م ‌یکننـد؛ چـه در بالادسـت رودخانـه‪ ،‬چـه‬
‫یعنـی کسـی کهفضایسـبزراتوسـعهم ‌یدهـد‪،‬معابر‬ ‫امکانیبرایشانفراهمشود کهبتوانندبهتوریس ‌تها‬ ‫در پایی ‌ندسـت آن‪ .‬ا گـر کسـ ‌بوکارهایی داشـتیم کـه‬
‫وزیرگذر وروگذر واتوبانم ‌یسـازدوآشـغا ‌لهاراجمع‬ ‫وودشرـهسـرتونیدااسـناطتل‪.‬اب ‌رعارسـیانشـیهرکنچنقد‪.‬داریهزنیندرهخداواردسـکهتبمثجل ًاا‬ ‫مصـرفآبشـان کمتـرم ‌یبـودرودخانههمیشـهجاری‬
‫م ‌یکنـد‪.‬‬ ‫بیسـتتابلـویشـهریبـه گالر ‌یهـااختصـاصیابـد؟‬ ‫بود‪.‬نگرانخشکشدنتالاب گاوخونیهمنبودیم‪.‬‬
‫خودتـان ب ‌هعنـوان یـک اسـتاد دانشـگاه در‬ ‫ا گراینهنرمنداناتحادیهداشـتهباشـند‪،‬خودشـان‬ ‫در آمارهام ‌یخوانیمهرشهریب ‌هاندازۀ‪ 1‬تا‪1/5‬درصد‬
‫مدیریـتشـهریبـامشـکلمواجـهشـدهبودیـد‪.‬‬ ‫م ‌یتواننـد ایـن بیسـت تابلـو را مدیریـت کننـد‪ .‬ایـن‬ ‫مجیلمیـعیوتن نفشـرظریفایصفتهکـاارآفنریحـندیوددًاار‪0‬د‪3،‬یهعـنزارینفدـرر‪.‬شیهقرینـ‪ً5‬ا‪/‬بـ‪2‬ا‬
‫چقـدر م ‌یتوانیـدایـنایـدهرابـهمدیریـتشـهری‬ ‫تابلوهـادر فضـایشـهرشـاخصم ‌یشـودوهمـههـم‬ ‫‪30‬هزارنفر کارآفریننم ‌یتوانیمشهررامتحول کنیم‪.‬‬
‫تزریق کنیدتااینفضاتغییر کندواستاددانشگاه‬ ‫م ‌یدانند کهاینتابلوهابهفعالی ‌تهایاقتصادیهنر‬ ‫پـسبایـدازشـهرهایدیگـر کارآفرینبیاوریمتاشـهراز‬
‫دیگـری ایـن بـار بتوانـد ب ‌هراحتـی ایـد ‌هاش را بـه‬ ‫اختصـاصیافتـهاسـت‪.‬در تأییدفرمایششـمانقش‬ ‫حالـت کارگـریدرآیـدو کارآفرینشـود‪ .‬کارآفرینتحت‬
‫کمـک مدیریـت شـهری اجرایـی کنـد؟‬ ‫جغرافیاخیلیمهمم ‌یشود؛یعنیخودفضایشهر‪،‬‬ ‫شـرایطیبـهاصفهـانم ‌یآیـد کـهدر شـهرمنابـعمالـی‬
‫کاربسیارسختیاست!نه‪،‬مننم ‌یتوانمقولبدهم‬ ‫زیبایـی شـهر و تنوعـش اهمیـت دارد‪ .‬فـرد کارآفریـن‬ ‫خطرپذیـر وجـود داشـته باشـد؛ دسترسـی راحـت بـه‬
‫کهمااین کاررام ‌یکنیم‪.‬چونزمانمامحدوداست‪.‬‬ ‫بعـدازای ‌نکـهیـکروزازمغزش کار کشـید‪،‬م ‌یخواهد‬ ‫بازارهایجهانیوجودداشـتهباشـد؛چندفضای کار‬
‫انـرژیهـم کـمداریـم‪.‬منابـعمال ‌یمـانهم کماسـت‪.‬‬ ‫سـاعت ‪ 12-11‬شـب در شـهر‪ ،‬زندگـی جریـان داشـته‬ ‫مشترکبزرگدرشهرباشدوبتواندبدوندادن کرایۀ‬
‫ممکن اسـت یک نفر ایدۀ خیلی خوبی بیاورد و خود‬ ‫باشـد؛نهای ‌نکهسـاعت‪ 9‬شـهرتعطیلبشـودواوهم‬ ‫هدـفتـمرم‪،‬همـیـمزابسگـیرتد؛‪.‬معلثاا ًول‌هابیرنایکــهن‪،‬کلارآذفر‌تیـبخنـاحشبســاودسنکفنـضدا‬
‫ماعاملضدتغییرومقاومتبشویم‪.‬‬ ‫ترافیکشهر کماست‪.‬خوشبختانهدراصفهانسرانۀ‬
‫افسـردهبـهخان ‌هاشبـرود‪.‬‬ ‫اولفضایسبز کشورراداریم؛ولیوضعیتبایدخیلی‬
‫بهتـراز اینبشـود‪ .‬کسـی کهمنبـعدرآمدشخلاقیت‬

‫‪ 52‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫اصفهان‬
‫حال خوبـی‬

‫ندارد‬

‫کـوروش محمدی عضو منتخـب پنجمین‬
‫دورۀ شـورای اسالمی شهر اصفهان‬

‫اقدامـی هـم بکنیـم‪ ،‬آن اقـدام بایـد در جـای خـودش‬ ‫حضر ‌تعالـیمنتخبمـردمدر انتخاباتشـورای‬ ‫مرضیهزارع‬
‫دیـده شـود و بایـد پاسـ ‌خگوی آن مشـکلات و منابـع‬ ‫شـهرپنجـماصفهـانهسـتیدتاچهحـدعملکرد‬ ‫دکتـر کـوروش محمـدی‬
‫هدررفتههمبود‪.‬در کلاقداماتخوبهمداشتندو‬ ‫دکترایروانشناسـیتربیتـیورئیس‬
‫م ‌یشـودنمودشرادر حوز ‌ههایعمرانشـهریدید؛‬ ‫شـورای گذشـتهراقاب ‌لدفـاعم ‌یدانیـد؟‬ ‫انجمـن آسی ‌بشناسـی اجتماعـی‬
‫ولـیعملکـردشـوراهاومجموعـۀشـهردار ‌یهایقبل‬ ‫اینکـهامـروزم ‌یگوییـمدریـکدهـۀاخیرآسـی ‌بهایی‬ ‫ایـران اسـت‪ .‬مـدرس دانشـگاه‪،‬‬
‫ازجنـابدکتـرجمال ‌ینـژادرادرحوز ‌ههـایاجتماعیو‬ ‫بـرپیکـرشـهروجامعۀشـهریاصفهـانواردشـدهیـااز‬ ‫پژوهشـگرسـتادمبـارزهبامـوادمخدر‬
‫همۀظرفی ‌تهااستفادهنشده‪،‬هرگزنافیخدماتو‬ ‫ریاسـتجمهـوری‪،‬عضـو اتـاقفکـر‬
‫فرهنگیچندانقاب ‌لدفـاعنم ‌یدانم‪.‬‬ ‫تنلیاس ‌شته؛ابلیکشهبهارورداردامریحمتکرمهودرشایورانمیدشهتروممحتشرخمفصعًالدری‬ ‫کانوناجتماعیدانشـگاهاصفهانو‬
‫بفرماییدنقاطضعفاصلیشـورایشـهرقبلیرا‬ ‫دوسـال گذشـتهخدمـاتوپروژ ‌ههـایخوبـیانجـام‬ ‫عضوهیئتاندیش ‌هورزاناستانداری‬
‫شـده کهانکارشـدنینیسـتند؛مانندپ ‌لهایروگذر و‬ ‫اصفهاناستواخیراب ‌هعنوانعضو‬
‫چه مـواردی م ‌یدانید؟‬ ‫زیرگذری کهدرسطحشهراحداثشدهیاپلدوطبقۀ‬ ‫جدیدشورایشهراصفهانانتخاب‬
‫ببینیدحدودچهاردهسـالاسـت که افسـار مدیریت‬ ‫امامخمینی(ره)‪،‬هرچندامکاناجرایبهتراینپروژه‬ ‫شـده اسـت‪ .‬حر ‌فهـای شـنیدنی‬
‫شـهر در شـورای شـهر و شـهرداری در اختیـار طیـف‬ ‫نیزوجودداشت‪.‬اعتقادداریمنبایدپروژ ‌ههایخوب‬ ‫از معضلات و مشـکلات اجتماعـی‬
‫خاصـیبـودهاسـت‪.‬طیـفما‪،‬یعنـیاصلا ‌حطلـب‪،‬در‬ ‫رانادیده گرفت‪.‬حرفماایناست کهاینپروژ ‌ههای‬ ‫اصفهـان تـا راهکارهایـی بـرای بهتـر‬
‫ایـن سـا ‌لها هیـچ نقشـی در ادارۀ امـور شـهر نداشـته‬ ‫برایاصفهان کافینبودهاستودرجاهاییهزین ‌هها‬ ‫شـدنحالعمومیمردماینشـهرو‬
‫اسـت‪.‬اینسـا ‌لهافرصتخیلیخوبیبرایشـورای‬ ‫و سـرمای ‌هها هـدر رفت ‌هانـد کـه بایـد از آ ‌نهـا جلوگیـری‬ ‫همچنینمباحثیدرزمینۀمشکلات‬
‫شـهر بـود تـا بـا بهر ‌هگیـری از فرصـت آرا‪ ،‬امکانـات و‬ ‫م ‌یشد‪.‬دربحثقطارشهریهمتلاشبسیاریشد‪.‬‬ ‫و نارسـایی هـای مدیریـت شـهری‬
‫هماهنگ ‌یهـا گا ‌مهـای بزرگـی در اصفهـان بـردارد‪.‬‬ ‫همینشورایفعلیتلاش کردندخطیکرا ‌هاندازی‬ ‫دارد‪.‬آنچـهدرادامـهمـیآیـدماحصل‬
‫نم ‌یخواهیمواردآمار وارقامشویم؛ولیآنچیزی که‬ ‫شود کهاینامرمحققشدو کار ارزشمندیبود؛ولی‬ ‫گف ‌توگـوی دوسـاعته بـا ایـن مـرد‬
‫مـااحسـاسم ‌یکنیـمایـناسـت کـهاصفهـاندرحال‬ ‫نـگاهمـا کلیاسـتوم ‌یپرسـیمچـراپروژۀمتـروهفده‬ ‫خو ‌شصحبتومدبرشورایپنجم‬
‫حاضرآناصفهانزیبایینیست که موردانتظارمردم‬ ‫سـالطـول کشـیدوهنـوز هـمتمـامنشـدهاسـت‪.‬مـا‬
‫بـودهاسـت‪.‬مـنخـودماز حـوزۀتخصصـیخـودم کـه‬ ‫م ‌یگوییـمزمـانووقـتمـردمومدیریـت گرفتـهشـدو‬ ‫بـود‪.‬‬
‫بـهشـهرنگاهم ‌یکنم‪،‬اصفهـانرااز منظرآسـیبهای‬ ‫اینمسئلههدردادنبخشیازمنابعبودوفرص ‌تها‬
‫اجتماعییکشهربیمار م ‌یبینم؛شهری کهحالش‬ ‫ازدسـترفـت‪.‬زمانـی کهفرص ‌تهـاازبینرفت‪،‬ا گرما‬
‫خـوب نیسـت و مردمانـش از نشـاط کافـی برخـوردار‬
‫نیستند‪.‬رونق کس ‌بوکاردراینشهرب ‌هشدت کاهش‬

‫‪53‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫واید ‌ههـایماسـتومـاعقـل کلهسـتیموهمیشـه‬ ‫تعادلدر توسعهوتوزیعامکاناتوفرص ‌تهاب ‌هنوعی‬ ‫وحجمآسـی ‌بهایاجتماعیب ‌هشـدتافزایشیافته‬
‫درسـتم ‌یگوییـم‪،‬شـرایطیآسـی ‌بزاایجـاد کرد ‌هایـم‪.‬‬ ‫مدیـرانراقانـع کـرده کـههمۀتـوانخـودراصرفمرکز‬ ‫اسـت‪.‬ترا کمفروشـیدرسـا ‌لهایاخیرب ‌هشـدتزیاد‬
‫یکـی از مکانیز ‌مهایـی کـه مـا م ‌یتوانیـم خودمـان را‬ ‫ششــهدر‌هاکنندنـنیـد؛زالبچتنــهداپرنوژم ‌هوفهـایـقنبیوکـده‌هانـدردم؛رمکـثزا ًلشـپـهررواژنۀاجـرامگ‬ ‫بـوده اسـت‪ .‬جاهایـی هسـت کـه احسـاس م ‌یکنیـم‬
‫نقـد کنیـم ایـن اسـت کـه از حلق ‌ههـای فکـری کـه در‬ ‫جها ‌ننمـایاپـروژۀمقابلپارکهش ‌تبهشـتخال ‌یاز‬ ‫شـهر نم ‌یتوانـد نفـس بکشـد‪ ،‬از بـس ترا کـم فروختـه‬
‫میـانمـردم‪ ،‬گرو ‌ههایاجتماعیمختلـف‪ ،‬گرو ‌ههای‬ ‫نشا ‌طاندورونقیبهشهرنداد ‌هاند؛ضمناینکهپروژۀ‬ ‫شـدهاسـت‪.‬خیلیجاهانبایدترا کمفروختهم ‌یشد؛‬
‫سیاسـی‪،‬نیروهـایدانشـگاهیوخبـرهیـاحتیجناح‬ ‫جها ‌ننمامشکلاتیب ‌هلحاظمیراثفرهنگیهمبرای‬ ‫امـافروختـهشـدهوزیبای ‌یهـایشـهرمحبـوسشـده‬
‫حریـف وجـود دارد اسـتفاده کنیـم؛ چـون مـا سـیزده‬ ‫شهربهوجودآورد کهبافشارسازما ‌نهایمرد ‌منهاد‪،‬‬ ‫است‪.‬همی ‌نطوردرحوزۀزیس ‌تمحیطیهمدراین‬
‫نفـر برآینـد همـۀ افکار جامعه و همۀ دانـش و توانایی و‬ ‫اسـتاندار و حتـی تعامالت در سـطح وزار ‌تخانـه رفـع‬ ‫سـا ‌لهامشـکلاتزیـادیماننـدریزگردهـا‪،‬آلودگیهوا‬
‫کارآمـدیجامعـهنیسـتیم؛هرکـدامدانـشوتخصـص‬ ‫شـد‪.‬ای ‌نهاهمهنشـاناز هدر دادنسرمای ‌ههاسـت‪.‬‬ ‫وزاینـد ‌هرود‪،‬شـهرونداناصفهـانراآزار داده؛امااقدام‬
‫خودمانراداریموحتیدرهمانحوزههمبهمشورت‬ ‫مـا منابـع زیـادی را در ایـن سـا ‌لها از دسـت دادیـم و‬ ‫چشمگیریدراینزمینهصورتنگرفتهاست‪.‬بهنظر‬
‫نیـاز داریـم‪.‬زمانـی کـهقـدرتمشـورتونـگاهاز بیـرون‬ ‫الآندر اغلـبحوز ‌ههـامشـکلداریـم‪.‬امـروزمـابـایـک‬ ‫م ‌یرسـدایـنطولانـیشـدنزمانمدیریـت‪،‬آنهمبا‬
‫دداسشـتتهمبا ‌یآشـییدمکوهاخوصل ًدامیـاکنیراازردصیـددگکان‌هیهامو‪،‬ششـعفاارفهیاتیبماه‬ ‫یمجکمشوعهرهپمارهاادجوکرپذ‌یسرهااسیفتروهنمیگزبیامنوتاقجریهبی ًامه؛امصۀفاقهاوامن‬ ‫یـکطـرز تفکـر‪ ،‬کمـیدوسـتانراخسـتهیـاب ‌یانگیـزه‬
‫در دورانانتخابـاتبـودهاسـت؛اینکـهمـردمبداننـدو‬ ‫ایرانـی اسـت‪ .‬در چنیـن شـرایطی بـه یـک مدیریـت‬ ‫کردهبود‪.‬خودشانهممتوجهشدندواینقضیهنزد‬
‫بتوانندازاتفاقاتی کهدرشهرداریم ‌یافتداطلاعپیدا‬ ‫فرهنگیقوینیاز اسـت؛امامتأسـفانهاینمسئلهبه‬ ‫افـکارعمومـیجامعـهومـردمهمنمودپیدا کـردهبود‬
‫کنندواینکهنظرمردمپرسیدهشود‪،‬شخصیتمردم‬ ‫حالخودرهاشدهاست‪.‬امروزمادر حوزۀفرهنگیبا‬ ‫کـهدر انتخابـات‪ 29‬اردیبهشـتامسـالنشـاندادنـد‬
‫دیـدهشـودونـگاهمـردممحتـرمشـمردهشـود‪.‬ای ‌نها‬ ‫چال ‌شهایجدیمواجهیم؛مؤلف ‌ههایفرهنگی که‬ ‫خواسـتار تغییروتحولدر مدیریتشـهریهسـتند‪.‬‬
‫همـهبـهشفا ‌فسـازیوخودانتقـادی کمـکم ‌یکنـد‬ ‫تبنبرعـاروییدبه‌فرنواشمددر‌ههرو‪،‬ایاقـزصعلیًاکفبارارمهاعن ًللگمسـیلیدینرقدا‌هشاشورتایهبیورنکاشامره ‌هرشرینوـازشسهیر‌یدشاشـرددیهه‬ ‫در چهـارده سـال گذشـته‪ ،‬ب ‌هجـز در دورۀ دوسـالۀ‬
‫وبدیـنترتیـب‪،‬اعضا گماننم ‌یکنند کهمختارندهر‬ ‫اانمدبیـسســشوگــدرکتتهل‪..‬ایکـهانظیتـهاتزقهیـــچصاـارًنادودرقظـکارنریـاتترمدنگیو‪.‬ابیبـــمـرجوراادهدتف؛یهعراـاامدهرص‪.‬یا ًصلفحـ‌چننوکاـردظالاراتریـتسنـصگمدفیرروفتهاـاتعایمــرهریـ؛نونایزلعآهفطنـنویناـقویشاـعقًقفاردبعااًارازه‬ ‫مدیریتاخیردر شـرایطی کهاعضایشـورا‪،‬شـهردار و‬
‫اکیانرجـیامنـگ‌یاخهوماـرهندمد بو نکنخنبـدگ‪،‬اچنوقنطیعـکًادکمســتکهمس‌یـکتنـندد‪..‬مـدار‬ ‫خـوب نیسـت و مـا در شـورای پنجـم بـا چال ‌شهـای‬ ‫حتـیمدیـرانشـهرداریهمـهاز یـکطیـفبود ‌هاند‪،‬‬
‫بنـاداریـمدرحوز ‌ههـایمختلـف‪،‬ازحلق ‌ههـایفکری‬ ‫زیادیروب ‌هروهسـتیمواینجاسـت کهقدریتحمل‪،‬‬ ‫در حـوزۀمدیریـتشـهری‪،‬اصفهـاننتوانسـتهاسـت‬
‫واتا ‌قهایفکروهمچنینهمکاریشـخصی ‌تهای‬ ‫بـه جایـگاه درخـور خـود دسـت پیـدا کنـد؛ مدیریـت‬
‫دانشـگاهی از هـر طیـف فکـری و سیاسـی بهره بگیریم‬ ‫صبـوریوهمراهـیمـردمرام ‌یطلبـد‪.‬‬ ‫شهریدرایندور ‌ههان ‌هتنهاباعثرشدورونقاوضاع‬
‫کـها ‌نشـاءاللهدرمسـیرمان کمتـرخطـا کنیـم‪.‬ممکن‬ ‫ایـن موضـوع را کـه در حـال حاضـر شـورای پنجـم‬ ‫اصفهـاننشـده‪،‬بلکـهدربرخـیموقعی ‌تهـا بـاافـتو‬
‫اسـتنتوانیمخیلـیآرمانیبرایمـردم کار کنیم؛ولی‬ ‫در اصطلاحشـوراییکدسـتیشـدهاست‪،‬مثبت‬ ‫مشکلاتیهممواجهبودهاست؛بهطورمثال‪،‬ماچند‬
‫اینکهصادقانهدر کنار مردمباشیمبسیار مهماست؛‬ ‫وقـتاسـتتالشم ‌یکنیـماز مدیرانمختلـفاطلاع‬
‫اهمیتـی نـدارد در دور بعـد دوباره انتخاب شـویم یا نه‪.‬‬ ‫ارزیابـیم ‌یکنیـدیـاخیر؟‬ ‫کسـب کنیم کهتعداد کارکنانشـهرداریچقدر است‬
‫طیـف فکـری جریـان اصلاحـات نیـاز دارد کـه دوبـاره‬ ‫مـن همیـن الآن داشـتم بـه یکدسـت بـودن سیسـتم‬ ‫وهنـوزموفـقنشـد ‌هایمعـددورقـمدرسـتیبهدسـت‬
‫خـودشرابـهمـردماثبـات کنـدوبگویـدمـنا گـرشـعار‬ ‫قبلـیایرادم ‌یگرفتم‪.‬یکدسـتبودنم ‌یتواندمثبت‬ ‫آوریـم‪.‬ایـنیـکمعضلاسـت‪.‬تعـداد کارکنانرسـمی‬
‫م ‌یدهـم و شـما انتخـاب م ‌یکنیـد‪ ،‬مـن پاسـ ‌خگوی‬ ‫باشـد؛ زیـرا همدلـی و ه ‌ماندیشـی بیـن اعضـای شـورا‬ ‫اکـصهل ًادآرمفااریلـمیشـمخشـخصودصقایسقـیتن؛ادامـرنا کداورکنمـاعنضغلیاررساسـسمـیی‬
‫اعتمـادشـماهسـتم‪.‬مـردماصفهانفقط کسـانی که‬ ‫ایجـادم ‌یکنـدوم ‌یتوانـدمنفـیباشـد؛زیـراافـرادفکـر‬ ‫در ایـن حـوزه حجیـم شـدن فضـای شـهرداری اسـت‬
‫بـه مـا رأی داد ‌هانـد نیسـتند‪ ،‬بلکـه تمـام شـهروندان‬ ‫م ‌یکننـد چـون یکدسـت هسـتند‪ ،‬نظارتـی بـر آ ‌نهـا‬ ‫کـهایـنحجـمازپرسـنل کـهدریکدهـهقبلبهبدنه‬
‫اصفهـانتعریـفمرد ‌ماند‪.‬آنشـهروندحاشی ‌هنشـین‬ ‫وجـودنـدارد‪.‬ممکناسـتتصمیماتدرسـتی گرفته‬ ‫شهرداریافزودهشد ‌هاند‪،‬نشا ‌ندهندۀسو ‌ءمدیریت‬
‫یـک شـهروند اسـت و بایـد دیـده شـود و بـه آن توسـعۀ‬ ‫نشـودوچـونصـدایمخالفـیوجـودنـدارد‪،‬منجربه‬ ‫آشکارادر سازماندهیوبهر ‌هوریاست‪ .‬همی ‌نطور با‬
‫متـوازندسـتپیدا کندوبایدخدمـاترالمس کند‪.‬‬ ‫فسـاد شـود‪ .‬ای ‌نهـا کـه گفتـم آسی ‌بشناسـی قضیـه‬ ‫بررسـیبرخیمعاونتهایشـهرداریمتوجهشـدیم‬
‫آنفردیهم کهغیرمسـلماناسـتشـهروندماسـت‬ ‫اسـت؛ولـیدرمجمـوعم ‌یتـوان گفـتنقـاطمثبتـش‬ ‫تعـداد نیرویـی کـه آنجـا مشـغو ‌لاند‪ ،‬دو تـا سـه برابـر‬
‫و او هـم بایـد ب ‌هطـور مسـاوی از تمـام مزایـا و امکانـات‬ ‫بیشوشرـاتریاپنسـجتم‪.‬دماـرمن بمـا ‌یشدـاننامخکتهایعکـضهااععمضـدات ًایچمهنرت‌ههخـابی‬ ‫چارتـیاسـت کـهبـرایآنتعریـفشـدهاسـت؛یعنیبا‬
‫مدیریتشهریبرخوردارباشد‪.‬انتخاباتملا کیبرای‬ ‫دانشـگاهیوتحصی ‌لکردههسـتندو کسـانیهستند‬ ‫ترا کـمنیـروخواسـتند کار کننـد؛درحال ‌یکـهایـنفقـط‬
‫توزیعخدماتنیست‪،‬بلکهملا کیاستبرایمیزان‬ ‫کهدغدغۀشـهررادارند‪.‬منبیشـتراطمیناندارم که‬ ‫بـهمجموعـۀشـهرداریو کارآمدیآنآسـیبرسـانده‬
‫یکدسـتبودناینشـورابهنفعه ‌مافزایی‪،‬ه ‌مدلیو‬ ‫اسـتوعل ‌یرغـمافزایـشبروکراسـی‪،‬اتفـاقدلچسـبی‬
‫مشـارکتمـردماز هـردوطیـف‪.‬‬ ‫حرکـتروب ‌هجلـوبـرایبهتـرشـدنحالشـهراسـت‪.‬‬ ‫در حـوزۀ کاری ب ‌هخصـوص در زمینـۀ اجتماعـی‬
‫بـرایمدیریـتشـهریاز چهتئور ‌یهایمدیریتی‬ ‫چهراهکاریهست کهمشکلاتیکدستبودن‬ ‫نیفتـادهاسـت؛چـونمـاشـاهدیمدر یـکدهـۀاخیـر‬
‫اسـتفادهم ‌یکنید؟جایگاهبرنام ‌ههایبلندمدت‬ ‫شـورا حـل شـود و از ایـن مشـکلات و تصمیمـات‬ ‫حاشی ‌هنشـینیدر شـهربسـیار گسـترشپیـدا کـردهو‬
‫ایـنحالـتنشـا ‌ندهندۀنبـودتـوازندرارائۀخدمات‬
‫در شـهرداریوشـورایشـهرچیست؟‬ ‫خل ‌قالسـاعهجلوگیریشود؟‬ ‫بـهمناطـقمختلفشـهریاسـت‪.‬ا گـرخدماتـیرا که‬
‫متأسـفانه یکـی از مشـکلات و نواقصـی کـه در بحـث‬ ‫خود انتقادی؛ اینکه ما بپذیریم یک جاهایی اشتباه‬ ‫در مناطقمرکزیشـهراصفهانارائهشـدهوم ‌یشـود‬
‫مدیریـت شـهری در اصفهـان همیشـه وجـود داشـته‪،‬‬ ‫م ‌یکنیم؛ناکارآمد ‌یهاو کاست ‌یهامانرابپذیریم‪.‬ا گر‬ ‫بررسـی کنیـد‪،‬متوجـهم ‌یشـویدایـنخدمـاتوقتـی‬
‫نبودتئور ‌یهایمدیریتیاست؛یعنیمامدیریتمان‬ ‫مـاب ‌هدلیـلیکدسـتبـودناعضـا‪،‬یـکاحسـاسغرور‬ ‫بهحاشیۀشهریاحتیبهشعاع‪ 500‬متری از مناطق‬
‫رابـرهی ‌چکـدامازتئور ‌یهـایمعمـولدنیابنانکردیم‪،‬‬ ‫کاذبپیـدا کنیـموفکر کنیمهم ‌هچیزدر کنترلافکار‬ ‫مرکزیم ‌یرسدمتوقفیاتضعیفم ‌یشود‪.‬اینجاست‬
‫بلکهبیشـتربهشـکلسـنتیوسـلیق ‌هایوبنابرنظام‬ ‫کـه احسـاس مـی شـود شـهروندان ب ‌هطـور مسـاوی‬
‫دسـتوریطی ‌فهامدیریتشـهریراپیشبرد ‌هایمو‬ ‫ب ‌هعنـوان شـهروند دیـده نشـد ‌هاند و م ‌یبینیـم کـه در‬
‫نتیج ‌هاشهمشـدهچیزی کهالآنم ‌یبینیم‪.‬تهران‬ ‫خیلیاز نقاطشـهراصفهان‪،‬برخیشـهروندانحس‬
‫موفـقنبـوده‪،‬اصفهان‪،‬مشـهدو‪...‬موفـقنبود ‌هاندو‬ ‫تعلقشـانرابهشـهراز دسـتداد ‌هاند؛چوناحسـاس‬
‫اینجاسـت کهماباحجمیازآسـی ‌بهاطرفهسـتیم‬ ‫م ‌یکنندشهرمتعلقبهآ ‌نهانیست‪.‬ایننبودتوازنو‬
‫ومـردمحـس کرد ‌هانـد کهرأیشـاندیدهنشـدهاسـت‪.‬‬

‫‪ 54‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫ایـن مـوارد هسـتیم و نـه مدعـی آن؛ چون نیاز به سـند‬ ‫مـا جلسـاتی بـا اعضـای شـورای فعلـی داشـتیم و در‬ ‫مـردمدر آرائشـانتئور ‌یهـارامطالبـهنم ‌یکنند‪،‬بلکه‬
‫بدا‌هرخد‪.‬وبـدری لحـمـوزۀسپیکـرمادنـ؛کماثرا ًلیتبأعخیضـراتـییمـ کوـارهددررا‬ ‫و مـدرک‬ ‫جلساتشـانشـرکت کرد ‌هایم؛حتیبعضیاز دوستان‬ ‫توفیـقدرحـوزۀمدیریتـیرام ‌یخواهنـد‪ .‬مـاهسـتیم‬
‫م ‌یشـود‬ ‫در کمیسـیو ‌نهایفعلـی کـههنـوزمربـوطبهشـورای‬ ‫کـه بایـد بـه سـمت تئور ‌یهـا برویـم‪ .‬مـن در حـوزۀ‬
‫انجـامپروژ ‌ههـاوجـودداشـتهب ‌هنوعـیخیانـتاسـت‪.‬‬ ‫فعلیاسـتب ‌هعنوانناظروتماشـا گرم ‌یروندوسـعی‬ ‫تمخ‌یکصنـصمویدخروحـدومزمۀببترننامیب‌هرهتائویرا ‌جیتهاماعیـمیشوارکحتتمیًابعرامیل‬
‫وقتـی متـروی اصفهـان را م ‌یشـد بـا دلار‪ 800‬تومانـی‬ ‫م ‌یکننـد از تجاربشـان اسـتفاده کننـد‪ .‬از زمانـی هـم‬
‫وتجهیـزاتاروپایـیوفو ‌قمـدرنتمـام کـرد‪،‬نکردندو‬ ‫کـهنتایـجانتخابـاتاعالمشـدهمـایکهیئ ‌ترئیسـۀ‬ ‫مباحثفرهنگیواجتماعیازتئور ‌یهایموفقدنیا‬
‫ا کنونبااتلافوقت‪،‬خودشـانرادر ورطۀتحری ‌مهاو‬ ‫موقـت بیـن خودمـان تشـکیل داد ‌هایـم و بـا همیـن‬ ‫بهـره خواهـم گرفـت کـه موردقبـول تمـام نخب ‌ههـای‬
‫دلار‪3800‬تومانیوتجهیزاتچینیانداختند‪.‬مدیران‬ ‫هیئ ‌ترئیسـه هفتـ ‌های دو جلسـه برگـزار م ‌یکنیـم و‬ ‫مطبدییرعیـتـ ًاتکارشـهسـرادی‌هاپیایدن ‌هیسـسـازتی‪،‬‬ ‫دنیاسـت‪ .‬در بحـث‬
‫وقـت م ‌یتوانسـتند مانـع هـدر رفتـن ایـن همـه زمـان‬ ‫در ایـن جلسـات اعضـای شـورای فعلـی م ‌یآینـد و‬ ‫چنیـن تئور ‌یهایـی‬
‫و هزینـه شـوند‪ ،‬امـا چنیـن نکردنـد‪ .‬سـو ‌ءمدیری ‌تها‬ ‫امـاشـدنیاسـت‪.‬مـنایـنوعـدهرابـهشـمام ‌یدهـم‬
‫بسـیار زیـاداسـت‪.‬حتـیشـهرداریرا کـهبـاخودشـان‬ ‫تجاربشـانرابـهمـام ‌یگوینـد‪.‬‬ ‫کـه طیـف حاکـم بـر شـورای پنجـم همگـی عقیـده‬
‫ه ‌مسـووه ‌منظربودب ‌هدلیلرسـیدگینکردنبهمترو‬ ‫سـالیانیهسـت کـهیـکسـریشـائب ‌ههاوشـاید‬ ‫دارنـد از رو ‌شهـای علمـی و مؤثـر و شناخت ‌هشـده و‬
‫وعدمپاسـ ‌خگوییبهمطالباتشـهروشـورا کنار زدند‬ ‫یکسـریواقعیاتدر رابطهبافسـادها‪،‬ران ‌تها‬ ‫شناسنام ‌هدار استفادهشود‪.‬یکروشعلمیمبتنی‬
‫وبـاشـهردار جدیـدبـود کـهتوانسـتندفـاز یـکمتـرورا‬ ‫وارتشاهادر شهرداریوشورایشهروجوددارد‪.‬‬ ‫بـریـکتئـوریموفـقاسـتویکنظریهبایدپشـتوانۀ‬
‫بـه مرحلـۀ بهر ‌هبـرداری برسـانند‪ .‬امـروز هـم در بحـث‬ ‫چگونهجلویایجاداینشائب ‌ههاومواردیازاین‬ ‫حرکتمدیریتیباشدودرعی ‌نحالبوم ‌یسازیشود‪.‬‬
‫متـرومردمبایدچندسـالیصبوری کننـد؛چونقطار‬ ‫تئور ‌یهایـیوجـوددارد کـهممکـناسـتدراصفهان‬
‫شـهری پـروژ ‌های تلنبـار شـده اسـت و زمـان و منابـع‬ ‫دسـتراخواهید گرفت؟‬ ‫بکــحههتنممــت ًاینخجـبوا‌هههنـطـردوسرـر تسدـ‪،‬خیولدـص‪.‬یصدـروقیحـتـواورزیۀدباآوجمنتم‌یماس‌یـعـازشـیویومف‪،‬مرقه‌ینطشـگعــ ًوایدا‪،‬ز‪،‬‬
‫بیشـتری بـرای تکمیـل م ‌یطلبـد؛ زیـرا ا گـر قـرار اسـت‬ ‫بیـن شـائبه و واقعیـت فاصلـه اسـت‪ .‬خـود مـا در نـگاه‬
‫شفافباشیم‪،‬مردمبایدبدانندچهخبراست؛ضمن‬ ‫منتقدانـهبـهشـورا‪،‬بـههمینشـائب ‌ههااشـاره کردیم‪.‬‬
‫اینکـهدر حـالحاضرمشـکلمافقطمربوطبـهحوزۀ‬ ‫م ‌یشـود گفـت سـوءمدیریت در هرکجـا کـه باشـد‬ ‫تئور ‌یهـایموجـودبهـرهخواهـم گرفـت‪.‬در رابطـهبـا‬
‫مدیریتشـهریوعمراننیسـت‪،‬بلکهدر بسـیاریاز‬ ‫شـائبۀفسـاد‪،‬رانـتو‪...‬وجـوددارد‪.‬مـننم ‌یگویـمدر‬ ‫برنام ‌ههـایبلندمـدتوجایگاهـشدراصفهـانبایـد‬
‫وظایـفدیگـرشـوراوهمچنیـنحوز ‌ههـایفرهنگـیو‬ ‫مجموعـۀمدیریـتشـهریفعلـییـا گذشـتهرانـتیـا‬ ‫بگویمماالآنیکسـندچشـ ‌ماندازیدراختیارداریم‬
‫اجتماعیجاماند ‌هایم‪.‬عملکردشـوراب ‌هگون ‌هایبوده‬ ‫فسادوجودداشتهیانه‪،‬ولیمعتقدمشفافیتوجود‬ ‫ببلهننادممـادصفتهوا منی‪0‬ا‪‌40‬ن‪1‬مـ‪.‬ادینت مسـن‌یدشـشوـاد‪.‬م ایـلانسـتسـراتنژد ‌یحهتامـ ًیا‬
‫است کهمادر جایگاه کارشناسیاجتماعیم ‌یگوییم‬ ‫نداشتهاست‪.‬شائبۀرانتوفسادخیلیراحتایجاد‬
‫امـروز اصفهـان حالـش خوب نیسـت‪.‬‬ ‫م ‌یشـودوبـرایـناسـاسنم ‌یشـودقضـاوت کـرد‪.‬من‬ ‫مسلنادنکیفاعزابلیهتغ‌تیهیاراتییمادارخدواکههدبحتودم ً‪.‬ااالزبکتارهبشخناس‌شاهنابیرایازی‬
‫چراحالاصفهانخوبنیست؟‬ ‫قاطعانه دنبال ایجاد یک مدیریت شـهری شـفاف در‬
‫دوسـتان دیگـر در حـوزۀ مدیریـت شـهری م ‌یگوینـد‬ ‫اصفهانهسـتمتاشـائب ‌ههاخودب ‌هخودناپدیدشـود‬ ‫اصالحایـنقسـم ‌تهااسـتفادهخواهیـم کـرد‪.‬‬
‫اصفهانشهریشده کهفاقدالگودهیاست‪.‬شواهد‬ ‫وا گـرفسـادیهـموجودداردباشـفافیتازبیـنبرود‪.‬‬ ‫از اعضـای فعلـی شـورای شـهر در حوز ‌ههـای‬
‫نشـانم ‌یدهدسـیسالپیشبسـیاریازشـهرداران‬ ‫یکـیاز دلایلـی کـهدوسـتانب ‌هطـور علنـیدربـارۀ‬ ‫مختلـف شـهرداری و شـورا کمـک فکـری و‬
‫ایـرانوخواهرخواند ‌ههـایایـنشـهراز اصفهـانالگـو‬ ‫شـائب ‌ههاصحبتم ‌یکنندایناسـت کهبسـیاری‬ ‫قطعـ ًمامـشـانواریـ‌هانیکارراخمواه‌یکیـنـدم؛ گچـرفـونت؟خیلـیازایناعضا‬
‫م ‌یگرفتند؛امااصفهاندرحالحاضرن ‌هتنهانم ‌یتواند‬ ‫از فعالی ‌تهـای شـهرداری ب ‌هصـورت پیمانـکاری‬
‫الگوییبرایاستا ‌نهاینزدیکخودمثلیزدباشد‪،‬‬ ‫اسـتوتعـدادیاز پیمانـکاراننزدیـکاناعضـای‬ ‫سـه دوره و بعضـی از آ ‌نهـا حتـی چهـار دورۀ قبلـی در‬
‫بلکـهنیـازبهالگوپذیـریداردواینبـرایاصفهان‪ ،‬که‬ ‫شـورایشـهریـاشـهرداریهسـتندواینامـربرای‬ ‫شـوراحضورداشـت ‌هاند؛انسـا ‌نهایسالمیهستندو‬
‫سومین کلا ‌نشهرایراناست‪،‬یکعق ‌بگردبهشمار‬ ‫همـه محـرز شـده اسـت‪ .‬ا گـر در ایـن زمینـه نیـز‬ ‫تجـاربخوبـیدارنـد‪،‬افکار آ ‌نهاالآنمملـواز تجاربی‬
‫م ‌یآید؛ کلا ‌نشهری کهپایتختفرهنگیجهاناسلام‬ ‫شفا ‌فسـاز ‌یهاییصـورتبگیـرد‪،‬شـایدجلـوی‬ ‫اسـت کهم ‌یتواندبهما کمک کنند‪.‬منفکرم ‌یکنم‬
‫بوده و شخصیتی برایش تعریف شده است؛ ولی الآن‬ ‫قطعبًارهخـمیی ‌نشـطائوبرا‌ههسا گتر‪.‬فمتـمهکشـنوادس‪.‬تپشتپرد ‌ههایی‬ ‫بقیـۀ دوسـتان هـم همیـن دیـدگاه را دارنـد؛ چـون‬
‫در مدیریـتشـهریوجـودداشـتهباشـد؛مـانـهمنکـر‬

‫‪55‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫شـهری اسـتفاده کنیـم‪ .‬نـگاه مـا حتمـ ًا همی ‌نطـور‬ ‫خودمـانهـمنم ‌یتوانیـماز اینپایتخـتدفاع کنیم‪.‬‬
‫خواهـدبـود؛امـااینکـهچقـدرم ‌یتوانیـمموفـقشـویم‬ ‫نم ‌یتـوانشـهریرا کـهنقـاطبحـرانشـهر ‌یاش‪،‬چه‬
‫ققبـطع ًلاچشـالک ‌ل‌شگرهفایتهیاکی ‌مجرانـدمگ ‌یککننیـدوم‬ ‫و فضایـی را کـه از‬ ‫ب ‌هلحـاظ بافـت یـا شـرایط اجتماعـی و چـه آسـی ‌بها‪،‬‬
‫ب ‌نمایهوساختارصنعت‬ ‫موضوعیاست که‬ ‫ب ‌یشـمار اسـت‪ ،‬شـهری نمونـه و زیبـا معرفـی کنیـم‪،‬‬
‫و کارآفرینیفرقم ‌یکند‪.‬‬ ‫مادر اینزمینهنیاز بهصبروحوصلۀمردموتحملو‬ ‫هرچندپتانسـی ‌لهایشرادارد‪.‬مابایدتلاش کنیمتا‬
‫برایهمیناست کهدر‬ ‫تلاش خودمان داریم‪ .‬تحول در حوزۀ مدیریت شهری‬ ‫اصفهـانرابـههمـانرؤیـایاصلـ ‌یاشیعنیاصفهان‬
‫ادبیات کارآفرینی گفته‬ ‫وخدماتبایدخروج ‌یهایملموسـیداشـتهباشـد‪.‬‬ ‫نزیبـبـوادبهر‪،‬اسـصانفیهـما‪.‬نچوـاقراع ًاگزفیتبا‌هابـنـودد اهوصالفآهـنافنق زیطبـما؟‌یبیشنـیعامر‬
‫م ‌یشوداکوسیست ‌مهای‬ ‫ا گرامروزم ‌یگوییمدر مدیری ‌تهایقبلیاینپویایی‬
‫وجـودنداشـتهاسـت‪،‬خودمانمقیدباشـیم کـهآنرا‬ ‫باشدسـهوکءمهادیصلرًیاشتبخافصی‌تهتاایـصیفهدار انطزـیرابارفااندصارفنهدا‪.‬نماایامجراودز‬
‫کارآفرینیازلحاظ‬ ‫ایجـاد کنیم‪.‬‬
‫محی ‌طزیستیشهرهای‬ ‫شـمامصممهسـتیدتغییراتیایجاد کنید؛ضمن‬ ‫غیـراز چهاربـاغوهش ‌تبهشـتومیـداننق ‌شجهان‬
‫ایونمکـسهلطم ًیابفـراییماتیفـانتوغیتیبرااطتیترک‌فها‌شیهاقیبلیبیههسسـمتیدت‬ ‫چهداریمبه گردشگرنشاندهیم؟چراپتانسی ‌لهای‬
‫بهتریم ‌یسازندو‬ ‫گردشـگری اصفهـان در خوراسـگان و شـرق و غـرب‬
‫آسی ‌بهای کمتریبه‬ ‫اعضـایمنتخـبشـوراخواهـدآمدوشـایدای ‌نها‬ ‫و مناطـق حاشـی ‌های فعـال نشـدند؟ مـا بایـد نقشـۀ‬
‫محیطواردم ‌یکنند‪.‬در‬ ‫باعـثشـوددر رونـدفعالیـتوبرنام ‌هریـزیبـرای‬
‫چنینشهریممکن‬ ‫هد ‌فهایشـانوقفـهایجـادشـود‪.‬شـمابـرایاین‬ ‫راه گردشـگر ‌یمان را طـوری تهیـه م ‌یکردیـم کـه الآن‬
‫استچندمیلیوننفر‬ ‫گردشـگران‪،‬اصفهانرادر سـطحجهانیببینند‪.‬مااز‬
‫مشغولبه کارباشند؛اما‬ ‫موضـوعچـهاقدامـیانجـامم ‌یدهید؟‬ ‫میـزان فعـال بـودن حوز ‌ههـای گردشـگر ‌یمان راضـی‬
‫آبزیادیمصرفنکنند‪.‬‬ ‫مـابنـانداریـمتقابـل کنیـم؛چـونتقابلبـهمـردمضرر‬
‫صنعتشانموادخام‬ ‫م ‌یزنـد‪ .‬مـا بـه دنبـال تعامـل هسـتیم‪ .‬چنـد اولویـت‬ ‫نیسـتیم‪.‬ماچنددرصدظرفیت گردشـگریاصفهان‬
‫زیادیاستخراجنکندو‬ ‫رافعـال کرد ‌هایـم؟بسـیارضعیـفوجزئیوهمینهم‬
‫هیچآلودگیهمبهوجود‬ ‫خیلـی خـاص داریـم و فرصـت دعواهـای سیاسـی و‬ ‫دچار آسـیبشـدهاسـت‪.‬‬
‫نیاورد‪ .‬در این شهرها‬ ‫پناداسـریـخماداگـدرنحبـملـه ا‌هیارایدبـهـهامـواترکشـد‪‌،‬شمهـااهـرا نممداتریقـابمل ً‪.‬امـحامبلنـاه‬
‫اپلیکیشنونر ‌مافزار‬ ‫بهنظرشمابرایرفعاینمعضلاتچهباید کرد؟‬
‫تولیدم ‌یکنند‪،‬خدمات‬ ‫مابایدبهسمتبرنام ‌ههایمبتنیبر کارآفرینیورونق‬
‫م ‌یفروشند‪،‬گردشگری‬ ‫کنیـم‪.‬مـاضعـفنشـاننم ‌یدهیـم‪،‬بلکـهبـاتعامـلو‬ ‫کسـ ‌بوکار ونیـزبرنام ‌ههـایمبتنـیبـرایجادشـادیو‬
‫منطـقتالشم ‌یکنیـممنتقـدراقانـع کنیـم‪.‬از همـه‬
‫رونق دارد و‪ ...‬؛ اما‬ ‫کمـکم ‌یخواهیـم‪.‬مام ‌یخواهیممسـیرمان‪،‬مسـیر‬ ‫نشـاط در اصفهـان بـا رویکـرد رونـق گردشـگری بـرای‬
‫شهرهایصنعتی‪،‬هوای‬ ‫ایجاددرآمدپایدارحرکت کنیم‪.‬مدیریتشهریالآن‬
‫خوبی ندارند و به خا ک و‬ ‫خدمـت باشـد؛ نم ‌یخواهیـم زمـان را بـرای تقابـل از‬ ‫اچسـیزتیواحیدنووداق‪5‬ع ًا‪3‬یتا‪0‬ک‪4‬مدرسـئصلدهادرآسـمدت‪.‬باشیازدفردروآمشدتپارایکدارم‬
‫آبهمآسیبم ‌یزنند‪.‬‬ ‫دسـتبدهیـم‪.‬مـابـهانتقاداتی کهبرمـاواردم ‌یشـود‬
‫ب ‌هعنـوان فرصـت نـگاه م ‌یکنیـم‪ .‬همـه را دلسـوز و‬
‫ا گر بتوانیم در شورای‬ ‫خدمتگزارجمهوریاسلامیم ‌یدانیموخودمانهم‬ ‫ایجادشود‪ .‬کار بسیار سختیاست‪،‬ولیمنم ‌یدانم‬
‫شهربحثا کوسیستم‬ ‫اینارادهدر شـورایپنجمهسـت کهمیزانوابستگی‬
‫کارآفرینیراعملی کنیم‪،‬‬ ‫سـرباز نظامهسـتیموزیریکپرچمحرکتم ‌یکنیم‪.‬‬ ‫درآمدرابهفروشترا کم کاهشدهندوآنراباجذب‬
‫برنام ‌هتـان بـرای هولدینـگ رسـان ‌های شـهرداری‬
‫پنجسالیادهسال‬ ‫اصفهـان کـهشـاملاصفهـانزیبـا‪،‬ایمنـا‪،‬صدای‬ ‫گردشـگر و جـذب سـرمای ‌ههای سـالم بـرای ایجـاد‬
‫دیگرم ‌یتوانیمبگوییم‬ ‫فضاهـای توسـع ‌های و اشـتغا ‌لزا و درآمـدزا جایگزیـن‬
‫اقتصادشهردیگربرپایۀ‬ ‫مشانهنردو‪.‬س‪.‬ـ‪.‬اابسق بته‪،‬فعچالهیخوتاهخود بدوکده؟ آیصارافی ًا من مجیجز گموویعیه‬ ‫کننـد‪.‬مـابایـدازالگوهـایموفـقدنیـااسـتفاده کنیم‪.‬‬
‫افـراد متخصصـی کـه در ایـن دوره وارد شـورا شـد ‌هاند‬
‫صنایعفولادوسنگ‬ ‫شهرداریاستادامهخواهددادیاروندفعلیآن‬ ‫ا ‌نشاءاللهتأثیرگذارخواهندبود‪.‬مادوستانیدرحوزۀ‬
‫نم ‌یچرخد؛بلکهاقتصاد‬ ‫تغییر خواهد کرد؟‬
‫شهرمتکیبهایدۀافراد‬ ‫یکـی از بخ ‌شهایـی کـه در حـوزۀ مدیریـت شـهری‬ ‫کارآفرینیداریم کهدرسطحبی ‌نالمللیمطرحهستند‬
‫خلاق‪،‬سواددانشگاهیو‬ ‫و حرفـی بـرای گفتـن دارنـد و امـروز کارشـان را شـروع‬
‫تکنولوژ ‌یهاییاستکه‬ ‫و شـهرداری بشـخصه بـه آن نقـد دارم و نسـبت بـه‬ ‫کرد ‌هاند‪.‬م ‌یخواهیمنشاطرادرجامعهب ‌هطورواقعی‬
‫دردانشگا ‌ههایاستانو‬ ‫آشـنهدرغداردغـیهوردارسـامنهسـاازسـماتن‪.‬رمـسـنانا ‌هصاا ًلیراوضـحـویزنۀی ارستـبتامطـکهی‬
‫کشور تولید شده یا از بقیۀ‬ ‫پیاد ‌ه کنیم؛مردمبایدبهجامعهاحساستعلق کنند‬
‫کشورهاآمدهاست‪.‬این‬ ‫تانشـاطپیدا کنندوایننشـاطپایدار شـود‪.‬‬
‫سـازمانرسـان ‌هایشـهرداریتنهادرخدمتخودش‬ ‫فرمودیـدآمـار دقیقـیاز تعـداد کارکنـانشـهرداری‬
‫اقتصادجدیدم ‌یتواند‬ ‫باشد‪.‬معتقدمسازمانرسان ‌هایبایدصدایمردمرا‬
‫ساختار قدرت را هم تغییر‬ ‫به شـهرداری برسـاند؛ یعنی فشـار خروجی رسـانه باید‬ ‫در دسـتنیسـتواینکـهشـهرداریبیـشاز حـد‬
‫بزرگشـدهوشـایدبابرو ‌نسـپاریم ‌یشدجلوی‬
‫دهد‪.‬‬ ‫بـه دوش شـهرداری باشـد؛ نـه اینکـه فقـط از من مدیر‬ ‫اینامررا گرفت‪.‬آیا کاریدر راسـتایبرو ‌نسـپاری‬
‫تعریـف کنـد و مجیزگـوی مـن و دوسـتانم باشـد‪ .‬مـن‬
‫خـودم رسـان ‌های و روزنام ‌هنـگار هسـتم؛ ولـی از نحـوۀ‬ ‫فعالی ‌تهـای شـهرداری صـورت م ‌یگیـرد یـا قـرار‬
‫اسـت نحـوۀ فعالی ‌تهـا بـه همیـن صـورت باقـی‬
‫عملکرداینبخشناراض ‌یام‪.‬بهدیدگاه کلیوتئوری‬ ‫بماند؟‬
‫دربـارۀارتبـاطرسـان ‌هایوارتبـاطشـهرداریمقیـدمو‬ ‫کاما ًل‬ ‫حـوزۀ اجتماعـی‪،‬‬
‫ههحرمگوززنچۀبناسیییادنبساصوررف‌تًگادادذراعرمااگییودنارفید‪.‬شضراهنرسیادانا ٔزرهبوماهتعتعلحضاولقابیهتششوجراهبرداداشیردد‪،‬یر‬ ‫بـر‬ ‫مبتنـی‬ ‫مـن‬ ‫دیـدگاه‬ ‫در‬
‫برو ‌نسـپاریاسـتواهـرموبـازویمقتـدر ایـنحـوزه‬
‫را ا ‌نج ‌یاوهـا م ‌یدانـم‪ .‬در جلسـاتی هـم کـه ب ‌هتازگـی‬
‫بامنتخبانتشـکیلشـدهبهایننتیجهرسـیدیم که‬
‫بلکـه بایـد منتقـد اصلـی مدیریـت شـهری و صـدای‬ ‫بایـدفضـایمتمرکـزشـهرداریرا ک ‌مرن ‌گتـر کنیـموبه‬
‫واقعیدردهایمردمباشد؛البتهیکیازمشکلاتی که‬
‫دراینزمینهوجودداردنبودامنیتشغلیخبرنگاران‬ ‫سـمتبرو ‌نسـپاریحرکـت کنیـمواز نیروهـایفعـال‬
‫درحوز ‌ههایاقتصادی‪،‬اجتماعی‪،‬عمرانومدیریت‬

‫‪ 56‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫مـنا گـربگویـمز ‌نهابهتـرازمردهـامدیریتم ‌یکنند‪،‬‬ ‫و اصحـاب ایـن رسان ‌ههاسـت کـه آ ‌نهـا را گاهـی بـه‬ ‫یکیازبخ ‌شهایی که‬
‫متهمبهفمینیستیبودننم ‌یشوم؟هرکجا کهمابه‬ ‫مسـ ‌یمدهـتدخکـنثـهدیرباـیـودننم یوـرادممجطیزمگئونیًـابنی مدهسـوئدوولاسـنتانسـمودرق‬ ‫در حوزۀ مدیریت شهری‬
‫زناناعتماد کردیم‪،‬آنجابهترپیشرفتوسود کردیم‪.‬‬ ‫شـورای پنجم حامی خبرنگاران و امنیت شـغلی آنان‬ ‫وشهرداریبشخصهبه‬
‫توانمند ‌یهایزناندربسیاریمواردوطیسا ‌لهای‬ ‫هسـتیم‪ .‬مـا معتقدیـم رسـانۀ وابسـته بـه شـهرداری‬ ‫آننقددارمونسبتبه‬
‫متمـادینادیـده گرفتـهشـده کـهریشـۀتاریخـیدارد‪.‬‬ ‫بایـدبـهپایگاهیقاب ‌لاعتمادبـرایمردمتبدیلشـود‬ ‫آندغدغهدارمسازمان‬
‫هرکجـامـابـهزنـاناعتمـاد کردیـم‪،‬بسـیارموفـقعمل‬ ‫و صـدای مـردم باشـد‪ .‬مـا حمایـت م ‌یکنیـم‪ ،‬ولـی‬ ‫رسان ‌هایوحوزۀارتباطی‬
‫کردند‪.‬منموافقحضورزناندرحوزۀمدیریتیهستم‬ ‫حمای ‌تهایهدفمند‪،‬حمایتدر راستای کمکبه‬ ‫مشنهاردصالرًاریاوضریسنانیهاستسم کته‪.‬‬
‫ومعتقـدمبایـدبـهزنـانوتوانمند ‌یهـایآنـانتوجـه‬ ‫تفکرلیسـتشـهرامیدیعنـیشـهرداریشیشـ ‌های‪.‬‬ ‫سازمانرسان ‌هایشهرداری‬
‫ویـژه کـردوامیـدوارمدرشـورایپنجـمایـنتفکرغالب‬ ‫تنها در خدمت خودش‬
‫شـود‪.‬همچنینمعتقدمب ‌هغیـراز لزومحضور زنـاندر‬ ‫شهردارآیندۀاصفهانچهخصوصیتیدارد؟‬ ‫باشد‪.‬معتقدمسازمان‬
‫حوز ‌ههـایمدیریتـی‪،‬لازماسـتب ‌هطـور ویژهبـهحوزۀ‬ ‫اصفهـاندر درجـۀاولبـهشـهرداریبـافکـرواندیشـۀ‬ ‫رسان ‌هایبایدصدایمردم‬
‫آسـی ‌بهایزنـانتوجـه کنیم‪.‬منزلتاجتماعـیزنان‬ ‫تخصصی‪،‬تفکرمردمیودرعی ‌نحالانسانیبااعتقاد‬ ‫رابهشهرداریبرساند؛‬
‫در اصفهـان یکـی از مسـائل بسـیار مهـم در ایـن زمینـه‬ ‫یعنیفشارخروجیرسانه‬
‫اسـت‪.‬در اصفهـانحـدود‪ 75‬هـزار نفـرزنسرپرسـت‬ ‫کامـل به شـفافیت و انگیزۀ خدمت نیـاز دارد‪.‬‬ ‫بایدبهدوششهرداری‬
‫خانوارهستند‪.‬قوانیناززنانحمایتنم ‌یکند؛چون‬ ‫شـما سـا ‌لها درزمینـۀ آسـی ‌بهای اجتماعـی‬ ‫باشد؛نهاینکهفقطاز‬
‫جامعهنگاهونگرش کنتر ‌لشد ‌هایدربارۀزنانندارد‪.‬‬ ‫خدمـت کرد ‌هایـد‪ ،‬آسـی ‌بهای فعلـی جامعـۀ‬ ‫منمدیرتعریف کندو‬
‫مابایدتوانمند ‌یهاوظرفیتزنانرابشناسیموباور‬ ‫اصفهـان را در حـوزۀ اجتماعـی چـه مـواردی‬ ‫مجیزگویمنودوستانم‬
‫کنیمتازنانخودشانمنزلتشانراپیدا کنند‪.‬مردان‬ ‫باشد‪.‬منخودمرسان ‌های‬
‫نبایدفرص ‌تهارااززنانبگیرندومانعرشدشانشوند‬ ‫می‌دانیـد؟‬ ‫وروزنام ‌هنگارهستم؛ولی‬
‫تا زنان بتوانند افتخارآفرین باشند‪ .‬استفاده از زنان در‬ ‫مقـاممعظمرهبریسـالپیـشبهحوزۀآسـی ‌بهای‬ ‫از نحوۀ عملکرد این بخش‬
‫جایگا ‌ههایمدیریتین ‌هتنهاضرریندارد‪،‬بلکهسود‬ ‫اجتماعـی ورود کردنـد و پنـج حـوزۀ اعتیـاد‪ ،‬طالق‪،‬‬ ‫ناراض ‌یام‪.‬‬
‫بسـیاریدارد‪.‬ا ‌نشـاءاللهدر ایندورهشـرایطرابهبود‬ ‫فحشـا‪ ،‬حاشی ‌هنشـینی و نقـاط بحـران شـهری را از‬ ‫مناگربگویمز ‌نهابهتر‬
‫آسـی ‌بهایاجتماعـیبرشـمردند‪.‬ایـنپنـجحـوزهدر‬ ‫ازمردهامدیریتم ‌یکنند‪،‬‬
‫ببخشیم‪.‬‬ ‫اصفهـان نیـز نمـود دارد و مـا بـا آن مواجهیـم‪ .‬اعتیـاد‬ ‫متهمبهفمینیستیبودن‬
‫اولیـن کلمـه یـا جملـ ‌های کـه بعـد از شـنیدن ایـن‬ ‫مـردان و زنـان‪ ،‬زنـان ب ‌یسرپرسـت و بدسرپرسـت‪،‬‬ ‫نم ‌یشوم؟هرکجا کهما‬
‫تکد ‌یگرینوینروب ‌هرشـد کهریشـهدرفقرو گرفتاری‬ ‫بهزناناعتماد کردیم‪،‬‬
‫کلمـات بـه ذهنتـان م ‌یرسـد را بیـان کنیـد؟‬ ‫دارد‪ ،‬کـودکان کار‪،‬حاشی ‌هنشـینی‪،‬فضاهـایناسـالم‬ ‫آنجابهترپیشرفتوسود‬
‫آقای کوروشمحمدی‪:‬چیبگمدرموردخودم؟من‬ ‫اجتماعـیدرمحالت کـهباعـث کاهـشسـرمای ‌ههای‬ ‫کردیم‪.‬توانمند ‌یهای‬
‫دربـارۀخـودمقضاوتنم ‌یکنـم(اووووممنراغافلگیر‬ ‫اجتماعیم ‌یشود‪،‬پایینآمدنه ‌مبستگیجامعهو‬ ‫زنان در بسیاری موارد و‬
‫میـزانمشـارکتاجتماعی‪،‬همـهوهمهباعثنگرانی‬ ‫طیسا ‌لهایمتمادی‬
‫کردید) عاشق مردم‪.‬‬ ‫اسـت‪.‬اینمواردبرایمقابله‪،‬اولوی ‌تبندییکسـانی‬ ‫نادیده گرفتهشده که‬
‫‪ 29‬اردیبهشـت‪:1396‬روز حماسـه‪،‬تـداومحماسـۀ‬ ‫دارنـد‪.‬چـونایـنمعضلاتهمدیگرراتولیدوتشـدید‬ ‫ریشۀتاریخیدارد‪.‬هرکجا‬
‫م ‌یکننـد؛ پـس مـا بایـد بـا یـک نـگاه کلـی و متـوازن‪ ،‬از‬ ‫مابهزناناعتماد کردیم‪،‬‬
‫دوبـارهوتـداومتدبیـروعقلانیـت‪.‬‬ ‫همۀمنابعومراجعفکریوتوانای ‌یهاوپتانسی ‌لهای‬ ‫بسیارموفقعمل کردند‪.‬‬
‫شورایپنجم‪:‬مصممبرایخدمت‬ ‫اسـتان‪ ،‬کـهمتأسـفانهدر ایـنسـا ‌لهامغفـولمانده‪،‬‬ ‫من موافق حضور زنان‬
‫شهردار آیندۀاصفهان‪:‬نفرچهاردهمشورا‪،‬همراهو‬ ‫استفاده کنیمورویکردیسالمواصولیدر بررس ‌یها‬ ‫درحوزۀمدیریتیهستم‬
‫و مطالعـات ایجـاد کنیـم‪ .‬الآن در شـهردار ‌یها شـاید‬ ‫ومعتقدمبایدبهزنانو‬
‫همدل‪.‬‬ ‫د ‌ههـاوصدهـامطالعـهوتحقیـقصـورت گرفتـه‪،‬ولـی‬ ‫توانمند ‌یهایآنانتوجه‬
‫مترو‪ :‬دغدغۀ من و دوستانم در شورای شهر و دغدغۀ‬ ‫نتیجـۀای ‌نهـاچـهبـوده؟چـه کسـیازآ ‌نهـااسـتفاده‬ ‫ویژه کردوامیدوارمدر‬
‫کرد؟اینهمههزینهازبی ‌تالمالصرفشده‪،‬نتیجه‬ ‫شورایپنجماینتفکر‬
‫ومطالبۀمردم‪.‬‬ ‫کجاسـت؟مـابایدبهدنبـال کاربردی کـردننگا ‌ههای‬ ‫غالبشود‪.‬‬
‫حلقۀمفقودۀاصفهان‪:‬از نگاهخودمهمبستگیو‬ ‫علمیدرجامعهباشیم‪.‬صرفدادنیک گزارش کافی‬
‫نیسـت‪،‬بلکهبایدعملیشـود؛بایداز اتا ‌قهایفکرو‬
‫مشارکت‪.‬‬ ‫کمیت ‌ههایبرنام ‌هریزیاستفاده کنیم‪.‬تاب ‌هحالاین‬
‫آقـای جمال ‌ینـژاد‪ :‬انسـانی شـریف‪ ،‬دارای پشـتکار‪،‬‬ ‫رونـدنبـودهومـابهدنبالاینهسـتیم کـهازنیروهای‬
‫فکریونخبهدر حوز ‌ههایمدیریتشهریاستفاده‬
‫پا ‌کدسـت و دوس ‌تداشـتنی‪.‬‬
‫وحرفآخر؟‬ ‫کنیم‪.‬‬
‫در سا ‌لهایاخیربانوانفعال‪،‬توانمندونخبهدر‬
‫تشکرازشماونشریۀبرایفردا کهنشری ‌هایارزشمندو‬ ‫عرص ‌ههایمختلفدراینشهرحضورداشت ‌هاند‬
‫دوس ‌تداشتنیاست‪.‬‬ ‫ونم ‌یتـوانمنکـرایـنامـرشـد؛زنانـی کـهتوانایـی‬
‫مدیریـت دارنـد و م ‌یتواننـد راهگشـای بسـیاری‬
‫بـرای اعضـای شـورا فرصـت خدمتـی ایجـاد شـده و‬ ‫از امـور باشـند؛ امـا متأسـفانه همـواره دیدگاهـی‬
‫امیـدوارمب ‌هگونـ ‌هایاز ایـنفرصـتاسـتفادهشـود کـه‬ ‫ز ‌نسـتیزانه در ایـن شـهر وجـود داشـته و هیـچ‬
‫چهار سـال بعد‪ ،‬شـرمندۀ وجدان خود و اعتماد مردم‬ ‫پسـت مدیریتـی در ایـن شـهر متعلـق بـه بانـوان‬
‫وازهمهمه ‌متر‪،‬شرمسارقاضیبالادستمان‪،‬خداوند‬ ‫نبـودهاسـت‪.‬نظرشـمادربـارۀحضور بهتـربانوان‬
‫متعـالنباشـیموبتوانیـمصادقانـه کارهـارابـهپیـش‬ ‫بـرایمناصـبمهـموکلیـدیدراصفهـانچیسـت؟‬
‫ببریم‪.‬از مردمورسان ‌ههاتقاضام ‌یکنیمدر اینمسیر‬
‫مـارایـاری کننـدومـارابهحالخودمانرهانکنندوبا‬
‫صبوریوشکیباییو گاهینیزبایکتلنگرراهنمای‬
‫ماباشند کهبتوانیمدرمسیرماندرستپیشبرویمو‬

‫ازچهارچـوباهـدافتعری ‌فشـدهخارجنشـویم‪.‬‬

‫‪57‬‬ ‫محمدعلی میرزایی‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫اعضـای شـورا باید‬
‫کݡتاب مصائب شهݠر‬
‫را بنویسند‬

‫شهر‪ ،‬شهرداری و شورای شهر در‬
‫گف ‌ت ‌وگوبادکترسیدعبدالحسین‬
‫ساسان‬

‫زما ‌نهایـی هسـت کـه مـردم دل خوشـی از سیاسـت‬ ‫باتوج ‌هبـهاینکـهبسـیاریمعتقدنـدشـورایشـهر‬ ‫حسینقانونی‬
‫ندارندوم ‌یگویندسیاسـتپدر ومادر ندارد‪.‬بدبودن‬ ‫نهادی غیرسیاسـی اسـت؛ اما بسـیاری از اتفاقات‬ ‫سیدمرتضی‬
‫سسییااسسـیاتیسکتممووضضووععایسـدیگتر‪.‬واایصنل ًکاانهانساسـناهنیمچوجحروکدتیی‬ ‫پشتپردۀشورا‪،‬متأثراز مسائلسیاسیاستو‬
‫انجامنم ‌یدهد‪،‬مگرازرویسیاست‪.‬سیاستجزئی‬ ‫کارکردهایسیاسـیآنهم گاهیغالبم ‌یشـود‪.‬‬ ‫رضوانی‬
‫اسـتازذاتموجـوداتزنـده‪،‬ماننـدنفـس کشـیدن‪.‬‬ ‫شماتاچهحدشورارای ‌کنهادسیاسیم ‌یدانید‬
‫اینکهبعض ‌یهاسیاسـ ‌تمدارانخوبینیسـتنددلیل‬ ‫دکترعبدالحسـینساسـاناز‬
‫نم ‌یشـود کـه مـا از سیاسـت پرهیـز کنیـم‪ .‬بسـیاری‬ ‫واینسیاسـیبودنراچگونهتعبیرم ‌یکنید؟‬ ‫یـارانهمیشـگیماهنامـهاسـت کـه‬
‫هسـتند کـهم ‌یگوینـدچـونمـاازسیاسـتخوشـمان‬ ‫بایـدببینیـممنظـورازسیاسـیچیسـت؟ا گرسیاسـی‬ ‫هـرگاه بنابـر اقتضـای پروند ‌ههـای‬
‫نم ‌یآیـد‪،‬رأینم ‌یدهیـم‪.‬تمـامدیکتاتورهـارادردنیـا‪،‬‬ ‫بـودنرادرسـتتعریـف کنیـمم ‌یتوانیـمبهاینسـؤال‬ ‫ماهنامـه و تخصـص ایشـان‪،‬‬
‫آد ‌مهـایخوبـی کـهرأینم ‌یدهنـدانتخـاب کرد ‌هاند‪.‬‬ ‫ب ‌هدرسـتی پاسـخ دهیـم‪ .‬همیشـه ا گـر دو شـخصیت‬ ‫درخواسـت گف ‌توگـو کرد ‌هایـم‬
‫ا گـر ب ‌هطـور نسـبی نـگاه کنیـم‪ ،‬شـورا نسـبت بـه‬ ‫حقیقـییـاحقوقیبـاهمتعامل کنندوبـاهم کنشو‬ ‫دعوتمـانرالبیک گفتـهوهمـوارهما‬
‫نهادهـای دیگـر همچـون مجلـس و قـوۀ مجریـه‬ ‫وا کنشودادوستدداشتهباشند‪،‬یکپدیدۀبازرگانی‬ ‫رابامشور ‌تهایاصولیوراهگشای‬
‫یـا دیگـر نهادهـای دولتـی و حاکمیتـی‪ ،‬سیاسـی‬ ‫بـهوجـودم ‌یآیـد‪،‬ولـیا گـرسـهطـرفیـابیشـترباشـد‪،‬‬ ‫خـود یـاری نمود ‌هانـد‪ .‬ایـن بـار در‬
‫پدیـدهسیاسـیم ‌یشـود‪.‬یعنـیهـرتعامـلیـا کنـشو‬ ‫پرونـده شـورای شـهر و شـهرداری بـا‬
‫نیسـت ‪.‬‬ ‫ووا کحنقوشـقـییک‪،‬بهربقـیرارنباسـشـهدط‪،‬رمافه‪،‬یاتعـ ًاماسزیاشسـخیصمی ‌یتشـحوقدی‪.‬اق گری‬ ‫توجهبهسـابقۀنمایندگـیایشـاندر‬
‫بایدبگوییمسطحسیاس ‌یاشمحدودتراست؛یعنی‬ ‫منظور از سیاسـینبودنشـورااینباشـد کهایننهاد‬ ‫شـورای شـهر اول و تسـلط ایشـان بـر‬
‫برایمنطق ‌هایمحدودیا کوچ ‌کترسیاسیاست‪،‬نه‬ ‫درسیاسـت کلـی کشـورداریاثـرنـدارد‪،‬بازهمدرسـت‬ ‫مسـائل ایـن نهـاد و اقتصـاد شـهری‬
‫برای کل کشـور‪.‬منوشـماهمسیاسـیهستیم‪.‬مگر‬ ‫نیسـت؛زیراشـوراهایشهردرسیاست کلان کشوراثر‬ ‫میزبانشـاندردفترماهنامهشـدیمو‬
‫م ‌یتوانیـمدرخان ‌همـانبـدونسیاسـتزندگی کنیم؟‬ ‫غیرمسـتقیمدارنـد‪،‬نـهاثرمسـتقیم؛ب ‌هطورمثـال‪،‬ا گر‬ ‫گف ‌توگـویمفصلیبـاایشـانانجام‬
‫شـهریبـدادارهشـود‪،‬بـرایبودجـۀ کشـور ومملکـت‬ ‫شـد‪ .‬صراحـت‪ ،‬اندیشـه و پویایـی را‬
‫غیرممکناست‪.‬‬ ‫مسئل ‌هسـاز اسـت و ا گـر خـوب اداره شـود‪ ،‬امتیـازش‬ ‫همچـونهمیشـهدرصحب ‌تهـای‬
‫بهتراستبگویمبهاذعانمنتقداندیدگاهشما‪،‬‬ ‫بـه حکومـت و دولـت م ‌یرسـد‪ ،‬حتـی ا گـر مسـتقل از‬
‫شـورابیـشاز آنکـهیـکنهادسیاسـیباشـد‪،‬یک‬ ‫حکومـت و دولـت باشـد؛ بنابرایـن‪ ،‬در هـر دو صـورت‬ ‫ایشـان پیگیـری کنیـد‪.‬‬
‫شـورا پدیـد ‌های سیاسـی اسـت‪ .‬بـه نظـرم ایـن تعبیـر‬
‫‌نهاد اجتماعی‪ ،‬اقتصادی و فرهنگی اسـت‪.‬‬ ‫زیبـا یـا درسـتی نیسـت کـه شـوراهای شـهر نهادهـای‬
‫تعبیرتـانرام ‌یپذیـرم؛ولـیهمیـنتعبیـرهـممعنـای‬ ‫سیاسـی نیسـتند‪ .‬انسـان موجـودی اسـت سیاسـی؛‬
‫سیاسیم ‌یدهد‪.‬شوراسیاسیاست‪،‬امانهسیاست‬
‫کشـوری‪ ،‬نـه سیاسـت کلان‪ ،‬بلکـه یـک سیاسـت‬

‫‪ 58‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫ب ‌هانـفدرازمۀوکدایفـدیشپورا ک‌ساانـملدًااز مسیثابـستینادساشـتتوا‌هایندن‪.‬رابراساس‬ ‫مدیرموفقیاسـت؛ا گربشـود‪ 1000‬مترموف ‌قتراسـتو‬ ‫منطقـ ‌های اسـت؛ ب ‌هخصـوص اینکـه اصا ًل در آینـده‬
‫بالعکسدر ‌هها؛ا گریکدرۀعمیق‪ 3000‬متریتبدیل‬ ‫امشــکواد‪.‬ن نمـددایررید ک‌تشهــاوریهاآینیـدجۀهـاجنهـاسـنومحاتیمـ ً‌ناگ بونرـاهسـاادارهس‬
‫تدرجفرب ‌هضتاایندسریزاماسنییمکعهمعول ًاضوپیشوشرنابهواددیودتمو ‌یصگیو‌هیاییدن‪.‬‬ ‫شـودبـه‪2000‬متـریـا‪1000‬متـر‪،‬بـازهـممدیـرموف ‌قتـری‬ ‫حکوم ‌تهـای محلـی پای ‌هریـزی م ‌یشـود‪ .‬ایـن نـوع‬
‫است کهبیندویاچند گروهحزبیتعدیلمتقابل‬ ‫است‪.‬شوراهایشهربایدآ گاهباشند‪،‬فنیعمل کنند‬ ‫مدیریـت‪ ،‬کاری اسـت مثـل سرپرسـت گذاشـتن در‬
‫صورتبگیردتاازطریقهر گروهجلویفسادهای‬ ‫ومدیریتحرف ‌هایداشتهباشند‪.‬دردورانی کهبخش‬
‫گـروهمقابـل گرفتـهشـود؛امـاالآندر کلا ‌نشـهرها‬ ‫خصوصـی ساختما ‌نسـازی م ‌یکنـد و بـه آهـ ‌نآلات‪،‬‬ ‫ادارات‪.‬بایدبینمدیر کلو کارمندان‪،‬افرادیباشند‬
‫کارگـر‪،‬سـیمانومصالـحدیگـرنیـازدارد‪،‬ا گـرشـهرداری‬ ‫بـهنـاممدیرانمیانی‪.‬دموکراسـیهمای ‌نگونهاسـت‪.‬‬
‫قالباعضاب ‌هصورتفهرسـتیانتخا ‌بشـد ‌هاند‪.‬‬ ‫همساختما ‌نسازی کند‪،‬ارتفاعاینقلهبالا م ‌یرود؛‬ ‫در آینـده امـکان نـدارد پارلما ‌نهـای مرکـزی بتواننـد‬
‫اینراشمافرصتم ‌یدانیدیاتهدید؟‬ ‫پـسچـهبایـد کـرد؟درایـنحالـت‪،‬شـوراهایشـهربه‬
‫هـمفرصـتهـمتهدیـد‪.‬همجهـاتمثبـتداردوهم‬ ‫شهرداریاجازۀشروعفعالی ‌تهایجدیدنم ‌یدهند‪،‬‬ ‫کشـوررااداره کنندوایجادپارلماندرسـطوحمختلف‬
‫امیحثتانًلیبدـبوارراا ِخرنییمشدزددریمیسًداتۀنوذرجمخدیییر‪،‬دهیکاشینهرد‪.‬دکارهسمایابخا‌ینتطمداورسنرکـمجاهیدد‌یهرادد‪.‬وشردرۀار‬ ‫نا گزیـر خواهـد بـود‪ .‬ایـن تجربـۀ ایدئولوژیـک نیسـت‪،‬‬
‫جهاتمنفی‪.‬جهاتمثبتشایناست کهدرشوراها‬ ‫اول شـوراها‪ ،‬دو سـال رکـود حاکـم بـود و بعـد اقتصـاد‬ ‫بلکهتاکتیکوتکنیکاست؛بنابراین‪،‬شمارسان ‌هها‬
‫وقتـی پرا کندگـی عقیـده باشـد‪ ،‬تصمی ‌مگیـری بسـیار‬ ‫ب ‌هشـدتواردرونقشـدوشـورایشهردیگراجازهنداد‬
‫براب‌هرعاینتـواا ‌ننبمثگـاویـل‪،‬می‪.‬کـدرآی انززممــاوارنادعفرضـهانا کگـث ًرای‬ ‫دشـوار اسـت؛‬ ‫شـهرداریپروژ ‌ههـایعمرانـیجدیدشـروع کند؛بلکه‬ ‫بایـد بسترسـازی کنیـد کـه شـوراها کـه الآن سیاسـی‬
‫دورۀاولشـورا‬ ‫مرتـب شـهرداری را تشـویق بـه ذخیر ‌هسـازی م ‌یکـرد‪.‬‬ ‫هسـتند‪،‬مدامسیاسـ ‌یترشـوند‪.‬برایشـوراهاافتخار‬
‫شـهرداریدردورۀاول‪،‬وقتـی کنـاررفـت‪،‬مقـداربسـیار‬ ‫نیست کهبگویندسیاسینیستیم‪،‬بلکهبایدروزب ‌هروز‬
‫متعلـق به یک جناح بودنـد؛ ولی در همین یک جناح‬ ‫زیـادیذخیـرۀزمیـنداشـت‪.‬پـسیکـیازعواملـی کـه‬ ‫مسـئولی ‌تهایبیشـتریبـرایادارۀشـهریـااسـتانیـا‬
‫بعضیاعضام ‌یگفتنداسامیخیابا ‌نهایجدیدباید‬ ‫م ‌یتواند گشتاربازرگانیطبیعیرااصلاح کند‪،‬شوراها‬
‫اسام ‌یایباشدبافونتیکزیبای ‌یشناسیبی ‌نالمللی؛‬ ‫هسـتند؛ از ایـن طریـق کـه در دوران تـورم بـه اشـکال‬ ‫منطقهبهآ ‌نهاوا گذار شـودوروزب ‌هروز جنبۀسیاسـی‬
‫مختلـف پ ‌سانـداز کننـد‪ .‬حتـی دول ‌تهـا م ‌یتواننـد‬ ‫شـوراها گسـترشجغرافیایـیپیـدا کنـد‪.‬‬
‫یعنیاسـمبراییکشـهریایکخیابانیایک کوچه‬ ‫پ ‌ساندازشـانرااوراقمشـارکتبخرندودردورانرکود‬ ‫شمادرجایی گفتیددرشرایطرکودفعلی‪،‬چندان‬
‫ب ‌ینهایـتاهمیـتدارد‪.‬بایـدفکـر کـردایـنشـهرهادر‬ ‫آ ‌نهـارابـهفـروشبرسـاندوخـرج کنـد‪.‬ا گـرایـنمبالـغ‬
‫آینـدهبـاتوسـعۀجهانـیواجتنا ‌بناپذیـر گردشـگری‪،‬‬ ‫خـرج نشـود‪ ،‬بیـکاری ایجـاد م ‌یشـود‪ .‬ا گـر شـهرداری‬ ‫نم ‌یتـوانبـهدولتمرکزیامیدواربودوشـوراهای‬
‫و شـورا در دوران رکـود دسـت روی دسـت بگذارنـد و‬ ‫شـهردر ایـنشـرایطراح ‌تتـرم ‌یتواننـدقفـلرکود‬
‫میزبـان گردشـگران زیـادی خواهنـد بـود‪ .‬پیشـنهاد‬ ‫بگوینـدپولـی‌نداریـم‪،‬بیـکاریزیـادم ‌یشـودوفقـرهم‬ ‫رادربآورشنکدن‪.‬نلدطوف ًاچدرراخیۀانقمتورصداتدوراضدیرحبشیهرشـهتاربهیدحهرکیدت‪.‬‬
‫بعض ‌یازاعضااینبود کهخیابا ‌نهاشمار ‌هگذاریشود‬ ‫فقـرمـ ‌یآورد؛بنابرایـن‪،‬شـوراهابایـدفنـیباشـند‪،‬اهل‬
‫یااسام ‌یایانتخابشود که همۀمل ‌تهابتوانندآن‬ ‫دانـش باشـند و در اداره و مدیریـت اقتصـادی شـهر‬ ‫هـر جامعـ ‌های‪ ،‬بـدون اسـتثنا‪ ،‬سـیک ‌لهای بازرگانـی‬
‫راچتیلـفزدیظگکـنرنیدب‪.‬اگرشـوهدودیمگثرا ًلبیـاراصرسـاراداسشایتندئدولـکوهژمعی‪،‬یناراب‌مایهـدا‬ ‫نقشاساسـیداشـتهباشـند‪،‬از اینطریق کهبدانند‬ ‫ککالماا ًلن‬ ‫دارد‪ .‬ایـن سـیک ‌لها در جوامعـی کـه مدیریـت‬
‫انتخـاب شـود‪ .‬بـرای مثـال ا گـر نـام خیابانـی را شـهید‬ ‫و مطمئـن باشـند هـر شـهری یـک دورۀ رونـق دارد و‬ ‫ضعیفـیدارنـدبسـیار سـختهسـتند؛ایـنامـر‬
‫یـکدورۀرکـود‪.‬وظیفـۀشـورایشـهرایـناسـت کـهدر‬ ‫طبیعیاست‪.‬مثالم ‌یزنم؛در تابستا ‌نهاآببیشتر‬
‫بهشـتیانتخابم ‌یکردند‪ ،‬گروهدیگرم ‌یگفتندشـما‬ ‫دورۀرونـقتـام ‌یتوانـدپ ‌سانـداز کندتـادررکـودازآ ‌نها‬ ‫مصرفم ‌یشودودرزمستا ‌نها کمتر‪،‬اینهمانرونق‬
‫داردتوهینم ‌یکنیدوبایدنامخیابانراخیابانشهید‬ ‫اسـتفاده کنـدونگـذاردبیـکاریوفقر گسـترشبیابد‪.‬‬ ‫ورکـوداسـت کـهدر طبیعـتوجـوددارد؛یعنـیتقاضـا‬
‫آیـ ‌تاللهدکترسـیدمحمدحسـینیبهشـتیبگذاریم‪.‬‬ ‫ا گرشـوراییدر زمانرونق‪،‬پ ‌سانداز نکندوبعدبا‬ ‫برایآبدرزمستان کمودرتابستانزیاداست‪.‬تقاضا‬
‫م ‌یگفتنـداسـمبایـد کوتـاهباشـدوا گـرآنرارویتابلـو‬ ‫رکودمواجهشـودوشـهرداریهمهیچسرمای ‌های‬ ‫برایبرقدر روز کمترودر شببیشتراست؛بنابراین‪،‬‬
‫م ‌ینوشـتندونصـبم ‌یکردنـد‪ ،‬گـروهدیگـرم ‌یرفتندو‬ ‫سیک ‌لهابسیارطبیعیهستند‪.‬دراقتصادهمسیکل‬
‫درتابلـودسـتم ‌یبردنـدوبـهسـلیقۀخـودآنراتغییـر‬ ‫نداشتهباشد‪،‬چهاتفاقیم ‌یافتد؟‬ ‫داریـمیـاآنچـهمـنآنرادرفارسـی گشـتارهایبازرگانی‬
‫م ‌یدادنـد‪.‬ببینیـددر همیـنامـرسـاده‪،‬اعضـاییـک‬ ‫شـرایطی را در نظـر بگیریـد کـه در آن شـوراهای شـهر‬ ‫م ‌ینامم‪.‬دربعضیاز کشورها‪ ،‬گشتارهایمصرفبرق‬
‫گـروهچقـدر ممکـناسـتبـاهـماختالفنظـرداشـته‬ ‫پ ‌ساندازنکردهباشندیاپ ‌ساندازمنفیداشتهباشند‪،‬‬ ‫را کنترلم ‌یکنندوآنرا کمم ‌یکنندوایناوجموفقیت‬
‫باشـند‪ .‬اینکـه کـدام درسـت م ‌یگوینـد مهـم نیسـت؛‬ ‫ممیثـلیلاردشـتووراماینپشـه‌سرانیدکاـزمینازف کیلادار‌ند؛شـوههرهماچکـنیه ‪0‬ن‪6،‬قهـطزعاًرا‬ ‫مدیریـتاسـت؛ا گـرمصـرفبـرقرابـهدسـتطبیعـت‬
‫مهـمایـناسـت کـهشـهرب ‌یتصمیـمم ‌یمانـد‪،‬حتـی‬ ‫رکـوددر پیـشباشـد؛چـون‪ 650‬هـزار واحـدمسـکونی‬ ‫و رویدادهـای خودجـوش بسـپارید‪ ،‬یـک نقطـۀ پیـک‬
‫در نا ‌مگـذاری کوچ ‌ههـا‪.‬هرچـهافـقدیـداعضـابـههـم‬ ‫فشرروایط‌شنریفتـشوهراویمـاشزاهدربـکرا تملق ًاافلضـاجومجـ‌یوشدوددا‪،‬ر؛د‪.‬شهدررداچرنی‌ـیهنا‬ ‫خیلـیبلنـدویـکنقطـۀفـرودخیلـیپاییـندارد؛ولی‬
‫نزدی ‌کترباشد‪،‬اختلافات کمتریپیشم ‌یآیدواین‬ ‫فلجم ‌یشـوند؛چونساخ ‌توسـازیانجامنم ‌یشـود‬ ‫بـاتکنولـوژیومدیریـتایـندونقطـهراحت ‌یالامـکان‬
‫یـک فرصت اسـت‪.‬‬ ‫و شـهردار ‌یهادرآمـدیندارند‪.‬ا گرنتوانیمرکـودرارفع‬ ‫بـه هـم نزدی ‌کتـر م ‌یکننـد‪ .‬چـرا ایـن کار را م ‌یکننـد؟‬
‫درمبانـینظریـۀدموکراسـیهـمم ‌یگوینـددموکراسـی‬ ‫کنیـم‪،‬پی ‌شبینـیم ‌یکنـم کارب ‌هجایـیخواهـدرسـید‬ ‫بـرایاینکـهنم ‌یشـودوقتیمصرفبـرقپایینم ‌یآید‬
‫رسـیدن بـه تصمیـم را بـه تأخیـر م ‌یانـدازد و دشـوار‬ ‫کـه شـهردار ‌یها بـرای حقـوق روزمـرۀ کارکنـان ثابـت‬ ‫ژنراتورهـا را خامـوش کـرد‪ .‬یـک بـار خامـوش و روشـن‬
‫م ‌یکنـد؛ ولـی سـرانجام تصمیمـی اتخـاذ م ‌یشـود کـه‬ ‫نیـزدچـارمشـکلشـوند‪.‬نم ‌یتوانیـمشـوراهایفعلـی‬ ‫کردنآ ‌نهاچندهفتهوشـایدچندماهطولبکشـد‪.‬‬
‫پایدارتـر و درسـ ‌تتر اسـت‪.‬‬ ‫را‪،‬شـوراهایی کـهدر دورانرکـودپـول‌ندارنـد‪،‬محکـوم‬ ‫بـرقسـرمایهاسـتوبایدنجاتـشداد‪.‬‬
‫آیانم ‌یتوانیمبگوییمشورایشهربایدشوراباشد‬ ‫کنیم؛ چون مقصر‪ ،‬شوراهای دوران قبل هستند؛ زیرا‬ ‫اقتصادب ‌هطورطبیعی‪،‬صددرصدوغیرقاب ‌لاجتناب‪،‬‬
‫ومحلهمینبح ‌ثهاتاازدلشنتیج ‌هایحاصل‬
‫کامل ًاشصودحکیهحباراسـیتشووبراههناکتیۀدیظگرریفهمیاماشنـادرگهارکبرادیشدد‪،‬ا؟گر‬ ‫گشـتار بازرگانـی دارد‪ .‬در یـک دور ‌ه ب ‌هشـدت اقتصـاد‬
‫بـه گـردشدرم ‌یآیـد‪،‬یعنـیتـورمویـکدورهب ‌هشـدت‬
‫فع ‌لوانفعالاتاقتصاداز بینم ‌یرود‪،‬یعنیرکود‪.‬هنر‬
‫بخواهیـمبـهایـنموضـوعب ‌هطـوررادیـکالبپردازیمبه‬ ‫مدیریتیاهنراقتصاددانایناست کهدورانتورمرا‬
‫ایـنسـؤالم ‌یرسـیم کـهآیـایـکدیکتاتـورمصلحبهتر‬
‫کارم ‌یکندیایکدموکراسیضعیف؟بهنظرم ‌یآیدهر‬ ‫هرچهممکناسـت کمتر کند‪.‬نرختورمرابرایاینکه‬
‫قاب ‌لفه ‌مترباشـدبا کوهمقایسـه کنید؛ب ‌هجایاینکه‬
‫دو گروهم ‌یتوانندشواهدیرابرادعایخودشانارائه‬ ‫‪3000‬مترارتفاعپیدا کند‪،‬ا گر‪2000‬مترارتفاعپیدا کند‪،‬‬

‫‪59‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫نویشتـز نوهـراراسـیبنتت ًاشرـککیهبمـرتقریببلـجوندایوحدرعیهمـدلریًاددموهکمشـلاک‌یل‌نشاـشـدت؛هوورلتابعیـصافدرهاـتیآاننن‬ ‫از جنا ‌حهـای ایـن جامعـه کـه بیشـتر سـنتی اسـت‪،‬‬ ‫تکبنندید؛لمثکلرًادسوندگماوپکورراراسییبکعدیدآکمتادت‪.‬ومرمنصشلخحبص ًهاسطنرگا‌فپداورر‬
‫دورهباتوج ‌هبهاینکهشوراهاب ‌هصورتصددرصد‬ ‫هما ‌نطـور کـهحضـرتامامخمینیهم گفتهاسـت‪،‬‬
‫دردسـتیـکجنـاحافتـادهاسـت‪،‬فکـرنم ‌یکنیـد‬ ‫حتـیقـادرنیسـتیـکنانواییراهـماداره کنـدوتمام‬ ‫سـرعترشـدوپیشـرفت کمترودموکراسـیبهمعنای‬
‫تمامـیمصائـب گذشـتهوحـالشـهر(کـهخیلـی‬ ‫مشـکلات ایـن مملکـت ناشـی از ایـن اسـت کـه یـک‬ ‫گف ‌توگوهاوقانع کردنوحرکاتاقناعیبیشترهستم‪.‬‬
‫از قسـم ‌تهای آن ممکـن اسـت در دسـت آ ‌نهـا‬ ‫گـروه متخصـص‪ ،‬روشـ ‌نفکر‪ ،‬جها ‌ندیـده و آیند ‌هنگـر‬ ‫فرمودیدا گرتنهایکحزبحاکمباشد‪،‬جنبۀنظارتی‬
‫همنباشـد)برسرشـانآوار شـودوباعثشـود که‬ ‫م ‌یآینـدوچنـدسـال کارهـارادرسـتم ‌یکننـد‪،‬خزائن‬ ‫تضعیـفم ‌یشـود؛امـامـنفکـرم ‌یکنمتأثیـرینـدارد‪.‬‬
‫اعتمـادمـردمراتـاچندیـنسـالازدسـتبدهنـد؟‬ ‫راپـرم ‌یکننـدومشـکلاتنظـامراازبیـنم ‌یبرنـد؛ولـی‬ ‫گزار ‌شهـا از شـهرهای مختلـف حاکـی از فسـادهای‬
‫همی ‌نطـوراسـتولـیای ‌نهـادرحافظـۀتاریخـییـک‬ ‫بلافاصلهتازمانشانتمامم ‌یشودجناحدیگرم ‌یآید‬ ‫عمیقدرشوراهاییاست کهچندجناحدرآنحضور‬
‫کملشـوتررهاسویخدنمیـ‌یاکهنمد‪.‬یم‌نططـموئرانسبـاشت؛یمدث‪.‬ا ًلچندارنوکنزهوئدارلهقبمل ًاۀ‬ ‫وهم ‌هچیـزرااز آ ‌نهـام ‌یگیـردوذخایـرراتمـامم ‌یکنـد‬ ‫داشـت ‌هاند‪.‬خیل ‌یهـادر ایـنشـوراهامحکـومشـدندو‬
‫شـعارهای چـاوز و بعـد جانشـینش مـردم را بـه خـود‬ ‫و دوبـاره آ ‌نهـا م ‌یآینـد و مشـکلات را حـل م ‌یکننـد و‬ ‫عـد ‌هایهـمدرانتظارمحاکمههسـتند؛بنابرایـن‪،‬ا گر‬
‫جـذب کـردهبـود‪،‬ولـیامـروزهچقـدر بیـزاریبـهوجـود‬ ‫اقتصـادراراهم ‌یاندازنـد‪».‬ایـنتفکـراتمنفـیاسـتو‬ ‫چندجناحـههـمباشـند؛تضمینـینیسـت کـهفسـاد‬
‫آفهوار ‌مجدععه ٔر؟هبشـضشاـیمرد‌یبیکگنشـومیدیفـ؛ادچجموعارۀنکـب‪3‬ش‪10‬رسموییبملایورکود؛سنولیکیسشــتضمهممنندًااندجـ‪.‬کرامبـتنه‬ ‫ا گرهمحقیقتداشتهباشدمطلوبنیست‪.‬ممکن‬ ‫کنتـرلشـود‪.‬برعکـسآنهمصـادقاسـت؛ا گرفقطاز‬
‫مثبتـی داشـت‪ .‬آیـا باعـث نشـد بسـیاری از افـکار تندگرا‬ ‫اسـتبگویندا گرهشـتتادهسـالاینمتخصصاناز‬ ‫یمثاکًلاجوانیـاحلاهنقمابلاشبنفقدـ‪،‬لزطویمابکهجفنـاساحدودجـچواردندامشـ‌یشتو؛نامد؛ا‬
‫و کما ‌لگرایـیرابشـرتجربـه کنـدوبگویـدنم ‌یشـود؟از‬ ‫حاکمیـترویبرگرداننـدوبـرسـر کارنیایند‪،‬حکومت‬
‫همـان دورۀ ابتدایـی بشـر بـا موضـوع عدالـت مشـکل‬ ‫م ‌یگویـم‬ ‫اازولبًایـازنبیـمـن‌یرروفدتـونامـهویرـ اچصاحلکحوممتـ‌ییشـمودط‪.‬لـموـنب‬ ‫اینجناحبهدلایلایدئولوژیکاهلفسادنبودوهمۀ‬
‫داشتهاستونتوانستهآنراحل کند‪،‬مارکسیسمیک‬ ‫نیسـت‪.‬‬ ‫دولـتمردانـی کـهمـام ‌یشـناختیم‪،‬وقتـیم ‌یآمدنـد‬
‫گام بزرگ در راستای درک بهتر ما از عدالت برداشت‪ .‬ما‬ ‫مـنحتـیم ‌یگویـمازبیـنرفتـنحکومـتقذافـیهـم‬ ‫کنار‪،‬درادارۀزندگیروزمر ‌هشانمشکلداشتند؛یعنی‬
‫بهایننتیجهرسیدیمآنچیزی کهممکناستمارا‬ ‫درسـت نبـود‪ .‬ا ‌یکاش از طریـق افـراد جها ‌ندیـده و‬ ‫ازمجاریحمایتیزندگ ‌یشانم ‌یچرخید‪.‬پسمقولۀ‬
‫خیلیخوشحال کند‪،‬هما ‌نکهازثروتمندانبگیریمو‬ ‫روشـ ‌نفکر و آیند ‌هنگـر اصالح م ‌یشـد و ای ‌نطـور بـه‬ ‫فسـاد نبایـد بـا ایـن موضـوع اشـتباه گرفتـه شـود‪ .‬بـه‬
‫بهفقرابدهیم‪،‬ممکناستبهمرگفقرامنجرشودو‬ ‫فاجعهنم ‌یانجامید‪.‬اینافکارجهاتمنفیبیشتری‬ ‫موضوعفسـادبایدب ‌هطور جدا گانهپرداختتا کنترل‬
‫آینـدۀفقـراراازبیـنببرد‪.‬ای ‌نهاراجزمارکسیسـمبهما‬ ‫مدـارند‪.‬شـمد‌ییگوًداینمدختالاـپریفایشــاننتنفکشـروم؛دفکاکرربمه ‌یسکـنامماپنرینرشـساـند‪.‬ی‬ ‫شود‪.‬‬
‫وتهدید؟‬
‫یـاد داد؟‬ ‫فقـطوفقـطپریشـانیوفقـرایجـادم ‌یکنـد‪.‬بـهفـرض‬ ‫تهدیدی کهداردایناسـت کهممکناسـتجنا ‌حها‬
‫یکـی از مباحـث شـهری‪ ،‬وجـود نظریـۀ بومـی بـرای‬ ‫اینکـهحکومـتایدئـال کسـانی کـهرأینم ‌یدهنـدبـر‬ ‫فقطبهیکساحتتوجه کنند‪.‬جنا ‌حهاییهستند‬
‫شـهرهای ایـران اسـت‪ .‬در ایـن زمینـه دو نظریـه‬ ‫سـر کاربیایـد‪،‬آ ‌نحکومـتهمنم ‌یتوانـدب ‌هراحتی کار‬ ‫کهبهتوسعۀسیاسیاعتقاددارندوتمامپتانسی ‌لهارا‬
‫وجـود دارد‪ :‬یکـی راهبـرد سیاسـت سـرزمی ‌نهای‬ ‫کند‪.‬مناعتقاددارم کهالآنشـوراهایجدیدشـایدبا‬ ‫صرفتوسعۀسیاسیم ‌یکند؛برخیجنا ‌حهاهم ‌هچیز‬
‫جامعـه ایرانـی از دکتـر پیران و دیگری نظریـۀ آبادی‬ ‫کیاستبتوانندقر ‌ضهارابدهندوبخشیازمشکلات‬ ‫رادر نر ‌مافـزار خلاصـهم ‌یکننـدوبعضـیهم ‌هچیـزرادر‬
‫ب ‌هجـای شـهر‪ .‬ایـن نظری ‌ههـا بـه مفهـوم دولتـی‪-‬‬ ‫شهرهارا کاهشدهندوبعدبهدیگرانتحویلبدهند؛‬ ‫سـخ ‌تافزار م ‌یبیننـد‪ .‬در ایـن حالـت‪ ،‬ا گـر دو جنـاح‬
‫حکومتـی شهرسـازی ایـران اسالمی در دولـت‬ ‫ولیفرایندتمدنهمیناسـتو کارینم ‌یشـود کرد‪.‬‬ ‫باشد‪،‬برنام ‌ههات ‌کساحتینم ‌یشود‪.‬شهرفقطنرده‬
‫آقـای احمد ‌ینـژاد و بحـث اندیشـۀ ایرا ‌نشـهر در‬ ‫شـمادرپیشـرفت ‌هتریندموکراسـ ‌یهانـگاه کنیـد؛یـک‬ ‫هخنیرابـمانـندانیننسـیـازت‪،‬دارشـده‪.‬ربطـبهیبعرنتـاًام ‌هشـهرااییـطیبدـرراایـینجحواانلــانت‬ ‫و‬
‫دولـتآقـایروحانـیم ‌یپردازد‪.‬البتههی ‌چکـداماز‬ ‫رئی ‌سجمهـورم ‌یآیـد کشـورراآبـادم ‌یکنـدواقتصـادرا‬ ‫و‬
‫ای ‌نهاآنقوامیرا کهیکنظریهبایدداشتهباشد‬ ‫جلـوم ‌یبـرد‪.‬ایـن کارجناحینیسـت؛چـونم ‌یتوانم‬ ‫بکـههتـوراجـسـودتداوررداشـیـدنهامسـ ‌هتجاکنـبههاپحییانـ ًاشمجن‌یاآیـ‌حدهـ‪.‬اتتهفدکیـرادیت‬
‫ندارند‪.‬هردودرحدیکمفهومذهنیهستند که‬ ‫مثـال بزنـم‪ :‬اوج شـکوفایی اقتصـاد آمریـکا مربـوط بـه‬
‫بایدبسطدادهشوند‪.‬آیاشماایننظری ‌ههارابرای‬ ‫دور ‌ههایریگانو کلینتونبود؛ریگانجمهور ‌یخواه‬ ‫ت ‌کساحتیداشتهباشند‪،‬ب ‌هجایتفکر گستردۀچند‬
‫رسـیدنبهتجویزیبرایشـهرهایایرانمناسب‬ ‫و کلینتـون دموکـرات بـود؛ بنابرایـن‪ ،‬حر ‌فهـای مـن‬ ‫ساحتی‪.‬‬
‫م ‌یدانیـد یـا نـه؟ و ا گـر نم ‌یدانیـد چـه بایـد کـرد در‬ ‫مجنشاکحلـاینتیعسدـیدت‌ه‪.‬امیمراکـحنال کسـندت؛ولشـویرادقییق ًشاـباهیردتیبحتوواینلد‬ ‫باتوج ‌هبـه اطلاعـات موجـود در کلا ‌نشـهرهایی‬
‫عچـظوینمـایصافز بهـادهن ‌وی تهـاهـراینش‪،‬ـهکـرهدارح ‌یکاهیـا داترادز‪ ،‬عحمجـا ًمل‬
‫حـوزۀ خلأ نظـری؟‬ ‫دهـدبـه کسـانی کـهمشک ‌لسـازند‪.‬درسـتاسـت کـه‬ ‫ورودبهچنینعرص ‌هاییعنیبدنام کردنجریان‬
‫مـن فکـر م ‌یکنـم یـک اختالف دیـدگاه بـا شـما دارم؛‬ ‫پیشـرفت‪،‬ترقیواصلاحنبایدیک گامبهعقبویک‬
‫ولـی ایـن موضـوع خیلـی اساسـی اسـت و مایلـم آن را‬ ‫گام به جلو باشد؛ ولی این خودش یک حرکت است و‬ ‫سیاسـی کـه تحوی ‌لگیرنـدۀ ایـن شـهر و شـورا و‬
‫بپروریـم‪.‬یـکمدتـیدرایراناینحرفشـروعشـد که‬ ‫شـهرداری اسـت‪ .‬در ایـن حالـت‪ ،‬ایـن جریـان‬
‫معماریبایداسلامیباشد؛یعنیب ‌هگون ‌هایباشد که‬ ‫جامعهراپویام ‌یکند‪.‬درنهایت‪،‬ممکناستشرایطو‬ ‫سیاسـیتحوی ‌لگیرنـدهیـابایـدهمـۀمشـکلاترا‬
‫درسـاختما ‌نهاشـعر‪،‬نوشتهودسـ ‌تخطبه کاررود‪.‬‬ ‫بسـتریفراهمشـود کهحرکتتبدیلشـودبهدو گام‬
‫منمدتی گرفتارایناندیشهبودم کهمعماریاسلامی‬ ‫ولجلیوا‪،‬یینفکرگایانمدعقحتبمیًاادسر ‌هحگارکماب ‌هتپتیاریخشییمکلگا‌تمهباهوپجوس؛د‬ ‫بـه گـردن شـهرداری و شـورای شـهر قبـل بینـدازد‬
‫از کجـاآمـدهاسـت؟ا گرمنظورتـانازمعماریاسالمی‬ ‫یـا تمـام مشـکلاتی را کـه در پـی ایـن نابسـامانی‬
‫معمار ‌یایاست کهپیامبرا کرموائمۀاطهاروخلفای‬ ‫گریبا ‌نگیرشخواهدشد‪،‬بابدنام ‌یهاومصائبش‬
‫راشدینباآنزندگیم ‌یکردند کهای ‌نهانبود؛بلکهیک‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫بپذیـرد‪ .‬بـه نظـر شـما عقلانیـت سیاسـی در اینجا‬
‫حصیربود کهرویچوبم ‌یانداختندوزیرآنزندگی‬ ‫پسامیدوارید؟‬
‫م ‌یکردنـد‪.‬ا گـربـراسـاسآناصالتبخواهیممعماری‬ ‫مـن آدم امیـدوار و خو ‌شبینـی هسـتم و دنبـال‬ ‫چـه حکمـی صـادر م ‌یکنـد؟‬
‫گـروه بزرگـی در جامعـه ازلحـاظ عـددی طـر ‌فدار ایـن‬
‫هی ‌چچیـزینیسـتم کهعالـیوفو ‌قالعادهباشـد؛بلکه‬ ‫اتفخیکـر ًراهمـسـنتبنعدضکـهینابزایسـدرادرنهویرهچباـنراتنخ اابیـاتنیتفشـکـررک راتدیـکرددم‪.‬‬
‫اعتقـاددارمهیـ ‌چگاهبشـربـه«عالـی»نم ‌یرسـد‪،‬بلکـه‬
‫حرکتشبایددرمسیر«عالی»باشد‪.‬مهمایناست که‬
‫امروز ما بهتر از دیروز و فردای ما بهتر از امروزمان باشد‪.‬‬ ‫کـهدرتأییدتفکرشـانچنیناسـتدلالم ‌یکـرد‪«:‬یکی‬

‫‪ 60‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫کل ًااز دیدگا ‌ههـایسـنتیدوری کنیـم‪.‬‬ ‫اصا ًلچیـزیپوزیتیویدراقتصادوجودنـداردآندیگر‬ ‫راتعبیـر کنیـم‪،‬بایـدبرگردیـمرویحصیـر‪.‬ا گـربگوییـم‬
‫اب ًدا‪،‬گتذکنشوتلوهژویحآاینلندیهراسمت‌یکسهاآزیند‪.‬دهرام ‌یسازد؟‬ ‫دانشاقتصادنیسـت‪،‬بلکهمجموع ‌هایازاخلاقیاتی‬ ‫مدنورظ‌هاور ایزبومعد کماهرمیعااسصارالمنیش‪،‬ـددیور ًدۀابآعندرابتاکشـفیدر‪،‬مدو‌یرکۀربدنعدد‬
‫استبهنامهنجارهایاقتصاد‪.‬چیزهاییمدتیباب‬ ‫کـهچـراشـما گ ‌چبریراازیونانباسـتانآورد ‌هایـدووارد‬
‫وابستگیبهمسیرراقبولندارید؟‬ ‫شـده بـود‪ ،‬مثـل طب اسالمی‪ .‬داروهایـی در این طب‬ ‫محرا ‌بها کرد ‌هاید‪.‬محرابجایپرستشخداست‪.‬‬
‫مابایداز گذشـتهبگذریموبهحالبرسـیم‪.‬ب ‌ههرحال‬ ‫معرفیواسـتفادهم ‌یشـد کهربطیبهاسالمنداشـت‬ ‫چرافن گ ‌چبرییونانیرام ‌یآوریدودرمحراباسلامی‬
‫تکنولـوژی جوامـع مـا را وادار بـه پـرش م ‌یکنـد‪ .‬غـرب‬ ‫و حتـی آ ‌نهـا کـه منصـوب بـه ائمـۀ اطهـار بـود اسـناد‬ ‫پیاد ‌هسـازی م ‌یکنیـد؟ سـر ایـن موضـوع جن ‌گهـا‬
‫پل ‌هپلـهقـرنهجدهـمونوزدهمرا گذرانـد؛بدوناینکه‬ ‫درسـتینداشـت‪.‬حتیا گراسـناددرسـتیهمداشـته‬ ‫درگرفـتبیـن کسـانی کـهمخالـفمحرا ‌بهـای گچـی‬
‫فشـار عظیمـیبـهمـردمبیایـدتحـولاتراقد ‌مب ‌هقـدم‬ ‫باشـد‪،‬بایـددانسـتآنزمـانبـرایعفونیشـدنبدن‬ ‫بودندو کسانی کهموافقآنبودند؛چ ‌هبساا گرتاریخ‬
‫پشتسر گذاشتوواردقرن‪21‬شد‪.‬ماپرتابشدیم‪.‬‬ ‫آنت ‌یبیوتیکوجودنداشتوائمهبرایدرمانعفونت‬ ‫درسـتنوشـت ‌هشـدهبـود‪ ،‬گفتـهم ‌یشـد کشـتارهای‬
‫مایا کشورهایجهانسومنا گهاناز قرن‪ 15،14‬یا‪16‬‬ ‫ممکـنبـودازداروهای گیاهیاسـتفاده کننـد‪.‬اینبه‬ ‫زیادی شد‪ .‬معماری متحول شد و رسیدیم به دوران‬
‫پرتابشـدیمبهقرن‪ 20،19‬یا‪.21‬اینپرتا ‌بشـدگیرا‬ ‫آن معنـا نیسـت کـه امـروزه آن دارو جـواب بدهـد و مـا‬ ‫صفویـه‪.‬بزر ‌گتریـنمبـارز ‌های کـهصفویـان کردنداین‬
‫نبایددرزندگییاتمدنبشرینادیده گرفت؛بنابراین‪،‬‬ ‫هماز هماندارواسـتفاده کنیم‪.‬در طراحیشـهرباید‬ ‫بـود کـهازتکنولـوژیروزبرایسـاخت کاشـیاسـتفاده‬
‫زندگیامروزۀماادامۀروندزندگی گذشت ‌هماننیست؛‬ ‫کدارمنل ًاظازرتگرجفربیتا؛نتمج ‌یهاشنویدابسگتوفیایدهم‬ ‫ملاحظاتعدید ‌های‬ ‫کردندوم ‌یخواستندتکنی ‌کهایسابقمثلمحراب‬
‫ماب ‌هی ‌کبارهبامنجنیقازقرن‪18‬به‪21‬پرتابشدیم‪.‬‬ ‫بومیباشد‪،‬بلکهباید‬ ‫الجایتووسـایرمحرا ‌بهارا کنار بگذارندوآنرا کاشـی‬
‫بشـود‪.‬بایـدمرزهـایدانـشرابشناسـیمودر طراحـی‬ ‫کننـد‪.‬آنجـاهـمخرد ‌هگیر ‌یهاشـروعشـد کهچراشـما‬
‫حتیدرحوزهفرهنگ؟‬ ‫از پیشـرفت ‌هتریناندیشـ ‌ههایعلمـیوآیند ‌هنگر ‌یهـا‬ ‫معماریاسلامیراازبینم ‌یبرید؟آیاپیامبرمایاائمۀ‬
‫بلـهحتـیدرفرهنـگ‪.‬ب ‌هعنـوانمثـالامـروزدرجوامع‬ ‫اسـتفاده کنیـم‪ .‬مـا در حـال حاضـر داریـم وارد دورۀ‬ ‫اطهار بهعمرشـان کاشـیدیدهبودند؟پسچراشـما‬
‫سـنتی مـا‪ ،‬ا گـر عینـک آفتابـی بزنیـد شـما را مسـخره‬ ‫جدیـدی از مدنیـت بشـر م ‌یشـویم‪ .‬مـا الآن در حـال‬ ‫بدعـتم ‌یگذاریـد؟همیـنبدعتی کـهیکدورهبرسـر‬
‫م ‌یکنند‪،‬ب ‌هخصوصدرروستاها‪.‬اینجایکمنجنیق‬ ‫عبـور از عصـر اطلاعـات و ورود بـه عصـر هوش مصنوعی‬ ‫آن جنـگ و نـزاع بـود‪ ،‬روز دیگـر نامـش شـد معمـاری‬
‫احتیاجاستتاماراپرت کندبهجلوتاهمهآ گاهشوند‬ ‫هسـتیم؛ یعنـی دسـتگا ‌ههایی سـاخته م ‌یشـود کـه‬ ‫اسالمی و مدافعانـش شـروع کردنـد بـرای هـر کاری‬
‫کـهبـرای کاهشهزین ‌ههایبهداشـتودرمان کشـور‪،‬‬ ‫ب ‌هانـدازۀبشـرهوشـمندند‪.‬پی ‌شبینـ ‌یشـدهاسـتدر‬ ‫ابرزیسکـاشیـتشـدر‌هباییااممسـحکتـیفها ‌طدمزیهصکسارلـدنـتحدسـسوـاتازگواخرتجـمیهانندادایشبتشـایتـهنبدادابشــولنًهاددهووررثاناـنچـی ًایه‬
‫عینـک آفتابـی بـرای رفـع اشـعۀ‪ uv‬و مادو ‌نقرمـز لازم‬ ‫عصـرهـوشمصنوعـی‪،‬حـدود‪ 90‬درصـداز مشـاغلاز‬ ‫هرچهممکناستسب ‌کترباشند‪.‬اسلامیچیست؟‬
‫بینبرود کهالبته کمیاغرا ‌قآمیزاست‪،‬ولیدرآینده‪،‬‬ ‫معماریاسلامیعبارتاستازمعمار ‌یای کههرچه‬
‫است‪.‬‬ ‫شـهرها پـر از بیـکار خواهـد بود و ما بایـد خود را بـرای آن‬ ‫ممکناستمحی ‌طزیسترابهترحفظ کند‪،‬سب ‌کتر‬
‫یکـیازمعضالتعظیمی کهمادرجامعـهداریمومن‬ ‫مموسقـائعآلمـراادحه کلنکیـننم‪.‬دوشـاهصرل ًهاباویمآیینـبودهدبانیـمدبطترواحنننـیدسایـتن‪.‬‬ ‫باشد‪،‬مقاو ‌مترباشدووسایلرفاهوآسایشانسا ‌نها‬
‫دارمدرموردشمقالهم ‌ینویسمایناست کهنهادها‬ ‫آیندۀبشرداردبه کجام ‌یرود؟دنیاداردپیشم ‌یرود‪،‬‬ ‫راهرچـهبیشـترفراهـم کنـد‪.‬بـهایـنمعنـاا گـردر نظـر‬
‫درجامعۀماب ‌هخوبیشکلنگرفتهاست‪.‬نم ‌یتوانیم‬ ‫مـا بایـد چـه کنیـم؟ م ‌یتوانیـم جلـوی سـرعت رشـد‬ ‫بگیریـمپدید ‌ههایـیمثـلاقتصـاداسالمیهی ‌چوقت‬
‫برگردیمبهآغازتاریخببینیمچراشکلنگرفتهوبیاییم‬ ‫تکنولـوژی را بگیریـم؟ جهانـی بـودن یعنـی دیوارهـای‬ ‫جـواب نـداد‪ .‬علومـی مثـل اقتصـاد دو بخـش اساسـی‬
‫آن را از همان زمان شـکل دهیم‪ .‬امروز در شهرسـازی و‬ ‫گمرکـیبلنـدنسـازیموبگذاریـمخودروهـایپیشـرفتۀ‬ ‫دارد‪ :‬یـک بخـش پوزیتیـوی (‪ )possitivi‬و یـک بخـش‬
‫معماریا گرنگاهمابهپشـتسـرباشـدباسرم ‌یافتیم‬ ‫ک ‌ممصـرف و بـدون آلودگـی بـه کشـور وارد شـود‪ .‬مـن‬ ‫هنجاری(‪.)normative‬بخشهنجاریباهنجارهای‬
‫ونابـودم ‌یشـویم‪.‬سـاختما ‌نهایامـروزهمـامصـداق‬ ‫اعتقـاددارمبـرایشهرسـازیبایـدبهسـؤالاتاساسـی‬ ‫مل ‌تهای گونا گونسـازگاراسـتوجهانینیسـت؛اما‬
‫فاجعـۀبشـریاسـت؛فاجعـ ‌های کـهنسـ ‌لهایآینـده‬ ‫وجها ‌نشمولپاسخداد‪.‬مابایدبپرسیمجهاندارد‬ ‫بخشپوزیتیویجهانیاسـت؛یعنیا گرشـما گفتید‬
‫شـدیدترینتـاوانرابـرایآنپـسخواهنـدداد‪.‬الآنبا‬ ‫بـه کجـام ‌یرود؟انسـانآیندهازشـهرچـهم ‌یخواهد؟‬
‫مشـکلآب‪،‬فرونشسـتزمینوفعالشـدن گسـ ‌لها‬ ‫نگاهماندر برنام ‌هریزیشـهریبایدبهآیندهباشـدو‬
‫روب ‌هروییـم‪ .‬در ایـن وضعیـت‪ ،‬اصولـی کـه بایـد بـه کار‬

‫ببریمعلمودانشوتکنولوژیپیشـرفتهاسـت‪.‬‬
‫در فضـای مدیریـت شـهری‪ ،‬شـهرداری م ‌یآیـد کـه‬
‫درزمینۀشـهراسالمیمطالعه کردهاسـتوبناییک‬
‫شـهراسالمیرام ‌یگذارد؛شـهرداریم ‌یآیدبرایشـهر‬
‫تنقمایـشز بیرنمامـ‌یکهن مد‪‌ .‬یعدملهًـادش؛هرشـیاهبرهدبارستیرشـیتهبر ردای گل ‌ملکا‌یرشیودو‬
‫کـه توانای ‌یهـای شـهردار در آن نمـود پیـدا م ‌یکنـد یـا‬
‫شـهری کـهپ ‌سزمین ‌ههایفکـریشـهرداردرآنبـروزو‬
‫ظهـورم ‌ییابـد‪.‬شـایدبـراصـولبرنام ‌هریـزیشـهریما‬

‫مـواردیحاکـماسـت کـهنبایـدباشـد‪.‬‬
‫بهنظرشماوجودمدلیبرایبرنام ‌هریزیشهری‬
‫کـهشـاخ ‌صهایمختلفداشـتهباشـدوشـهردار‬
‫مکلـفبـهعمل کردنبههمۀشـاخ ‌صهاباشـد‪،‬‬

‫ضرورینیسـت؟‬
‫خیـر‪ ،‬مـدل ممکـن اسـت دسـ ‌توپا را ببنـدد‪ .‬مـن بـا‬

‫اسـتراتژی صددرصـد موافقـم‪ ،‬ولـی بـا مـدل نـه‪.‬‬
‫خـبا گـرمدلنباشـدچگونهم ‌یخواهیـمنظارت‬
‫کنیم؟چگونهبررسـیشـود کهآیاهمۀشاخ ‌صها‬

‫‪61‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫مطالعـه کـردم و دیـدم کاری کـه برخـی کشـورها در‬ ‫دلایـلمالـیخودشـانراازچیـزی کـهقانـونبرایشـان‬ ‫رشـد داشته اسـت یا خیر؟‬
‫ایـنبـارهانجـامم ‌یدهنـدایـناسـت کـهشـهردار ‌یها‬ ‫تعریـف کـردهنیـزجم ‌عوجورتـر کرد ‌هانـد‪.‬جهـانآینـده‬ ‫م ‌یشودبراساسهماناستراتژیشاخ ‌صهای کمی‬
‫یـک منطقـۀ بـزرگ یـا پردیـس را از مالـکان م ‌یخرنـد‪،‬‬ ‫بـهسـوییپیشمـ ‌یرود کـههزین ‌ههایوظیفـۀاصلی‬ ‫سـاخت‪ .‬ب ‌هطـور مثـال‪ ،‬م ‌یتوانیـد بگوییـد اسـتراتژی‬
‫آن را بلو ‌کبنـدی م ‌یکننـد و بـه توسـع ‌هدهندگان و‬ ‫حکوم ‌تهـا‪ ،‬کـهحفظامنیتفیزیکی‪،‬پولـی‪،‬غذایی‬ ‫منایناسـت‪-1:‬ازفجایعی کهممکناسـتدرآینده‬
‫انبو ‌هسـازان م ‌یفروشـند‪ .‬آ ‌نهـا آنجـا را بـدون اینکـه‬ ‫وآبیو‪...‬است‪،‬ب ‌هقدریزیادم ‌یشود کهحکوم ‌تها‬ ‫برایشـهراتفاقبیفتدپیشـگیری کنم؛‪-2‬یکسری‬
‫آلودگیوامنیتبهمخاطرهبیفتدوبدوناینکه کسی‬ ‫چـار ‌هایندارنـدجـزاینکـهپارلما ‌نهـایمحلـیایجـاد‬ ‫از مشـکلات را درمـان کنـم‪ .‬ایـن یعنـی اسـتراتژی مـن‬
‫ای ‌نیکـی از‬ ‫آمرزتووهـجـاهیمسـانخبـو‌تدو‪،‬سوـلـاز ‌یمشـطولدق‪،‬ـ ًاامم ‌یکاسـا‌نزپنذدی‪.‬ر‬ ‫کنند‪،‬وگرنهمرزهاب ‌هکلیمتلاشـیم ‌یشـود‪.‬مناوایل‬ ‫پفیجاشیگعیری کیهوپیدرما‌شبنیانسیمت‪‌.‬پیشوسبد‪،‬ایمدثبل ًارافقیپداینشآگیبربرایازی‬
‫نشـد‪.‬دیگر‬ ‫انقلاب کهازدموکراسیحرفم ‌یزدم‪،‬همۀمسئولان‬ ‫اصفهـان‪ ،‬چـاره بیندیشـم و در ابتـدا باید پیشـگیری را‬
‫ای ‌نکـه مـن در اصفهـان و تهـران‪ ،‬سـاختما ‌نهایی بـا‬ ‫بـهچشـمبـدبـهمـننـگاهم ‌یکردنـدوم ‌یگفتنـدایـن‬ ‫شروع کنم؛چونمقدمبردرماناست‪.‬ا گرمدلدادید‬
‫نماسـازی فو ‌قالعـاده لوکـس م ‌یدیـدم‪ .‬بعـد داخـل‬ ‫حر ‌فهـا چیسـت؟ حکومـت مـا اسالمی اسـت‪ .‬مـن‬ ‫وواردجزئیاتشـدید‪،‬دسـ ‌توپایتانبسـتهم ‌یشـود‪.‬‬
‫سـاختمانرام ‌یبینیـد کـهافتضـاحاسـت؛ازنورگیـری‬ ‫م ‌یگفتمدموکراسـیوسـیلهاسـت؛ایدئولوژینیست؛‬ ‫اسـتراتژیمـواردیرابـرایپیشـگیریمطـرحم ‌یکنـد‬
‫تاقناسـیفضاهـایداخلی‪.‬ای ‌نهاسـرمایۀهدرشـده‬ ‫ابـزار مدیریـت جامعـه اسـت؛ ابـزاری بـرای پیشـرفت‬ ‫ووعد ‌ههایـیم ‌یدهـدوشـمابایددرسـتیونادرسـتی‬
‫اسـت‪ .‬م ‌یگوییـم چـرا ای ‌نطـوری عمـل کردیـد؟‬ ‫اسـت‪.‬م ‌یگفتنـدغر ‌بزدگـیاسـت‪.‬الآنهـممعتقـدم‬ ‫وعد ‌ههایـش را بررسـی کنیـد‪ .‬چـه خـوب بـود شـهردار‬
‫م ‌یگوینـدخواسـتیمازهمسـای ‌ههازمینرابخریـم؛اما‬ ‫جاافتادنموضوعدموکراسینیازبهرسانهوهمچنین‬ ‫هـممثلرئی ‌سجمهـوریوعد ‌ههایـشرااعلامم ‌یکرد‬
‫هرچـهاصـرار کردیـمفایدهنداشـت‪.‬ماباسـرمای ‌ههای‬ ‫اندیشـمندانی دارد کـه در ایـن حـوزه فعالیـت کننـد‪.‬‬ ‫اوسمـرترداتمژایوراکانبتزنـخداوبوامرد‌یکجرزئدنیـاد‪.‬تشنهشرـدواردب؛ایمثدا ًلحبرگو‌فیـهدادیر‬
‫تکرارنشـدن ‌یمانچـهم ‌یکنیـم؟ای ‌نهـاحسـر ‌تهای‬ ‫رسان ‌ههابایدمردمراآ گاه کند کهجامعهبهدموکراسی‬ ‫آینـده‪ ،‬تنـش یـا بحـران دربـارۀ مسـئلۀ آب اصفهـان‪،‬‬
‫مـن بـود و نتوانسـتم کاری کنـم‪.‬‬ ‫کلخاردنهدرمایعرلااون‪،‬هبعرلد‌یمروغکرماهسمیۀکلماشـننکیلاازتدایرکد‪.‬هددامرودک‪،‬راواقسع ًای‬ ‫قطعـی اسـت؛ بیشـترین جمعیتـی کـه م ‌یتوانیـم در‬
‫تجربـۀ مـن از شـورا ایـن اسـت کـه اعضـا از حر ‌فهـای‬ ‫اصفهـان برایشـان آب تأمیـن کنیـم ‪ n‬نفـر اسـت؛ مـا‬
‫سـبکوروزمـرهوارزاناجتناب کنند‪ .‬کارهـایروزمره‬ ‫مدیریـتشـدهوبـهجایـگاهخوبـیرسـیدهاسـت‪.‬‬ ‫نم ‌یتوانیـمجمعیـترا کـم کنیـم؛ولـیبایـدرا ‌ههایـی‬
‫و ارزان را بـه کارمنـدان بسـپارند و آد ‌مهـای قـوی در‬ ‫شمااینعقلانیترادر حکومتمرکزیم ‌یبینید‬ ‫بمثداهًلیبگموکیـهدرمـشابدمحـهرااجنآربتبراپهایصف‌شبهیانـنریاممت ‌یوکقنیـفمک؛نپیمس؛‬
‫شـوراقـرار دهنـد کـه کارهـایاربا ‌برجـوعراحـل کنـد‬ ‫کـهبهسـمتاصلاحـاتحرکت کندیاپیشبینی‬ ‫دیگـر اجـازه نداریـم در اصفهـان چمـن بکاریـم‪ ،‬بایـد‬
‫و بعـد خودشـان بـه زیربنـای شـهر فکـر کننـد‪ .‬کتـاب‬ ‫دیگـریدارید؟‬ ‫درختانی کاشـتشـوند کهآب کمترمصرفم ‌یکنند؛‬
‫مصائبشهررابنویسندوبعداولوی ‌تبندی کنند که‬ ‫ممکـناسـتایـنعقلانیـتدرتمـامدول ‌تهامسـتمر‬ ‫ایدرب‌نهخاهشمدهراماستنرباتایژدیاحتسم ًاتدوسمعیتابرهاسننتجخاشبزهد؛میدعانرد‪.‬ی‬
‫ابـسهـتکراتداژ ‌میـیبزنکنبـرد؛سـمنثدا ً‪.‬لااوسـلتارزاتژهمـیآهمردیسکـایت ‌یبـهـهااانیـتخنـباودب‬ ‫نبـودهباشـد؛ولـیدول ‌تهایـیآمدنـدسـرکار کـهعاقـل‬ ‫ماهمینالآنم ‌یتوانیمبیشازصدنابسامانیشهری‬
‫بودنـد‪ .‬دور ‌های بـود کـه آمدنـد و گفتنـد شـهردار ‌یها‬ ‫رامطـرح کنیـم‪.‬ایـنصـدنابسـامانیراهیـچشـهردارو‬
‫کـهدرشـهرچـار ‌هاینیسـتوبرجم ‌یسـازیم؛امـابرای‬ ‫چـه خدماتـی م ‌یتواننـد انجـام دهنـد تـا بـاری از روی‬ ‫شورایشهرینم ‌یتواندمرتفع کند‪.‬دربحثدرمان‪،‬‬
‫سـکونت بایـد توسـع ‌هدهندگان‪ ،‬زمی ‌نهـای بـزرگ را‬ ‫دوش دولـت برداشـته شـود‪ .‬ای ‌نهـا در دنیـا تصادفـی‬ ‫معیارقضاوتمادربارۀشهردارایناست کهچه کسی‬
‫پورفدیضـا ‌سیساسـزبزیوکنسنـالدونخورانز ‌هشـهایهیـدمویاحتسمـ‌هًالطبحقاهبظسشـازوندد‪.‬‬ ‫ابداعواختراعنشدهاست‪.‬ا گرشماساختزمی ‌نهای‬ ‫مشـکلات را بهتـر انتخـاب م ‌یکنـد تـا بـرای درمـان آن‬
‫ورزشـیرافقـطمربـوطبهسـازمانتربی ‌تبدنیبدانید‬ ‫اقدام کند‪.‬برنام ‌ههایپنجوهف ‌تسالهبرایمدیریت‬
‫را ‌هحـل میا ‌نبـر بـرای کشـورهای فقیـر‪ ،‬یـا بـه عبارتـی‬ ‫وسـازمانتربی ‌تبدنی‌همبگویدبرایاین کار بودجه‬ ‫شـهر کـهبعـدازجنـگجهانـیدومبـابشـد‪،‬سـریعاز‬
‫پـولحرا ‌مکـرد ‌هایمثـلمـاایـناسـت کها گـردرمحله‬ ‫ندارد‪،‬هیچ کاریپیشنخواهدرفت‪.‬زمینمتعلقبه‬ ‫میـانبرداشـتهشـد‪.‬اشـکالاتزیـادیبههمیـنطرح‬
‫دویاسـهسـاختمانبرای گرفتنمجوزسـاختاقدام‬ ‫شـهرداریاسـت؛پـسلازماسـتایننهـادبرایتولید‬ ‫تفصیلیوجامعشـهروارداسـتوخیلیاز شـهرهاآن‬
‫کردند‪،‬شـهرداریاعلام کنددر اینمحلهبرایمدتی‬ ‫زمی ‌نهـای ورزشـی‪ ،‬در عصـری کـه گفتـه م ‌یشـود در‬ ‫را کنـار گذاشـت ‌هاند‪.‬مـنخـودمشـاهدبـودم کـهطـرح‬
‫محـدود‪ ،‬بـه ترا کـم و عـوارض تخفیـف تعلـق م ‌یگیـرد‬ ‫آنانسـانجـزورزشو گـردششـغلدیگـرینـدارد‪،‬بـا‬ ‫تفصیلـییکـیاز بزر ‌گتریـنموانـعبـرایآیند ‌هنگـریو‬
‫و بعـدازآن‪ ،‬ترا کـم و عـوارض دو برابـر م ‌یشـود‪ .‬بدیـن‬ ‫سـایرارگا ‌نهاوسـازما ‌نهاهمکاری کند‪.‬شـهرهاباید‬
‫ترتیـب‪ ،‬همـۀ اهـل محـل تشـویق م ‌یشـوند تـا باهـم‬ ‫بـرایورزشو گـردشوآمـوزشآمـادهشـود‪.‬شـهرداری‬ ‫پیشـرفتبود‪.‬‬
‫ساخ ‌توسازراشروع کنند‪.‬مسئلۀدیگرایناست که‬ ‫ا گـر بگویـد ورزش مربـوط بـه وزارت ورزش و سـازمان‬ ‫اشاره کردیدیکیازتفاو ‌تهایایرانبا کشورهای‬
‫آبدیگـرنبایـدفاضالبشـود؛بلکـهبایدبـرایفضای‬ ‫تربی ‌تبدنیاستومدرسهمربوطبهآموز ‌شوپرورش‬ ‫توسـع ‌هیافتهایناسـت کـهدولتمحلـیدر ایران‬
‫سـبز مدیریت شـود‪.‬‬ ‫اسـت‪،‬پسم ‌یخواهدباپو ‌لهایشچ ‌هکار کند؟باید‬ ‫وجـود نـدارد‪ .‬مزایـای دولـت محلـی و معایـب‬
‫ا گـر واحقرعـ ًافآکاخرر؟شناسـان محی ‌طزیسـت درسـت بـه مـا‬ ‫اجازهدادشـهردار ‌یهان ‌هتنهاحوزۀداخلشـهر‪،‬بلکه‬ ‫دخالـت مرکـزی در حـوزۀ امـور محلـی مشـخص‬
‫حوزۀبزر ‌گتریراشاملمدرسه‪،‬پارکوفضایورزشی‬ ‫اسـت‪.‬آیـادر ایـران‪،‬بـاشـرایطحکومتیوسـاختار‬
‫بگوینـد کـه ظرفیـت اصفهـان ‪ 500‬هـزار نفـر اسـت‪،‬‬ ‫تحتپوششبگیرند‪.‬حدا کثرم ‌یگویددولتهمباید‬ ‫حاکمیتـیموجـود‪،‬دولـتمحلیقاب ‌لاجراسـت؟‬
‫بزر ‌گتریـن وظیفـۀ شـورای شـهر کنونـی ایـن اسـت‬ ‫کمک کند‪.‬‬ ‫و شـهردار ‌یها‪ ،‬باتوج ‌هبـه اینکـه تحـت یـک‬
‫کـه سیاسـ ‌تهای جمعیتـی درسـت تدویـن کنـد تـا‬ ‫لطفـ ًا‬ ‫کرد ‌هایـد‪.‬‬ ‫تجربـه‬ ‫هـم‬ ‫را‬ ‫شـهر‬ ‫شـما شـورای‬ ‫حاکمیتمرکزیهستند‪،‬چقدراختیاردارند کهدر‬
‫حت ‌یالمقدوراینجمعیترشدبرو ‌نزانداشتهباشدو‬ ‫چکید ‌هایاز تجربیاتتانیاحسر ‌تهایی کهالآن‬
‫داریـد را بـرای دورۀ جدیـد بگوییـد‪.‬‬ ‫حوز ‌ههـایمختلـفتغییـرایجـاد کننـد؟‬
‫حتیا گربتوان کاریانجامداد کهمهاجرتمعکوس‬ ‫مشـکلی وجـود داشـت و دارد کـه مـن قبـل از اینکـه‬ ‫اختیـارات شـهردار ‌یها الآن کـم اسـت‪ .‬بااینکـه‬
‫اتفـاقبیفتـد‪،‬خیلـیعالـیاسـت‪.‬بایـدتالش کـرد کـه‬ ‫ظرفی ‌تهـای قانونـی شـهردار ‌یها بیشـتر از چیـزی‬
‫آببـهاصفهـانبیایـد‪.‬ایـنآبسـهم گاوخونیاسـت‬ ‫بـه شـورا بـروم‪ ،‬م ‌یدیـدم و امیـدوار بـودم در شـورا‬ ‫اسـت کـه الآن هسـت؛ ولـی درواقـع شـهردار ‌یها بـه‬
‫بتوانـم آن را حـل کنـم و آن ای ‌نکـه سـاختما ‌نهای‬
‫و شـرق اصفهـان بایـد بـا آن آبیـاری شـود‪ .‬بزر ‌گتریـن‬ ‫جدیـد کـهقـراراسـتسـاختهشـود‪،‬بـرایهمسـای ‌هها‬
‫رسالتایندوره‪،‬سیاس ‌تهایجمعیتیبرای کنترل‬
‫جمعیـتاز طریـق کنتـرلصنایـعاسـت‬ ‫مزاحم ‌تهـایفراوانـیایجـادم ‌یکنـد‪.‬مـندربـار ‌هاش‬

‫محمدعلی میرزایی‬ ‫‪ 62‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫ما نتوانست ‌هایم فضای شهر را‬
‫شاد و امیدوار کنیم‬

‫شهر و تجربۀ مدیریت شهری در گفت‌وگو با حسین ملایی‬
‫اولین رئیس شورای اسلامی شهر اصفهان‬

‫سیدمرتضی‬
‫رضوانی‬

‫هنگام ‌یکـه اقـدام بـه‬
‫گشـودن پرونـده شـهر نمودیـم‪،‬‬
‫حسـینملاییجزءاولیناسـامی‬
‫بـود کـهدر گـروهتحریریـهمطـرح‬
‫شـد‪.‬حسـینملاییاولینرئیس‬
‫شچـهوارارسیـااسللنامسبیت ًاشمهورفاصقفمهدایرنیکته‬
‫شـورا را در پرونـده خـود دارد‪.‬‬
‫حسـین ملایـی علاوه بـر شـورای‬
‫شـهر و فعالی ‌تهـای اقتصـادی‬
‫درقالـب کانـونحسـناتقدیـمو‬
‫موسسهاعتباریآرمانیاکاسپین‬
‫بـا جشـنواره فیلـم حسـنات نیـز‬
‫گر ‌هخـوردهاسـت‪.‬ویهمچنیـن‬
‫مدیرمسـئول فصلنامـۀ وزیـن‬
‫دریچـه اسـت کـه سا ‌لهاسـت‬
‫افرستهنشماگمومهن‌یرکانصد‪.‬فتهاجرنبا ٔزهعشطورراآین‬
‫شهراولودغدغ ‌ههایاودرمورد‬
‫شـهراصفهـانرادرایـن گفت ‌وگو‬

‫دنبـال کنید‪.‬‬

‫باهمهمراهبودندوتلاشم ‌یکردندموانعومشکلاتی‬ ‫شـورایاول کـهتشـکیلشـد‪،‬وضعیـتبسـیارخاصـی‬ ‫شـما چهـار سـال تجربـۀ ریاسـت شـورای شـهر را‬
‫را کـهبـرسـرراهبـودبرطـرف کنندوشـایددرچهارسـال‬ ‫حاکمبود؛بهایندلیل کهقراربودبرایاولینبارقانون‬ ‫داشـت ‌هاید‪.‬تـاچـهحدشـورایشـهررایکشـورای‬
‫اولیۀشورا‪ ،‬کمتریناصطکاکممکنب ‌هلحاظاجرایی‬ ‫شوراهااجراشود‪.‬ریلشهرداریقراربودازوزارت کشور‬ ‫کاربـردیم ‌یدانیـدوآیـاجایگاهـشب ‌هعنـوانیـک‬
‫بیـن سیسـتم شـهرداری و وزارت کشـور و شـورا وجـود‬ ‫جـداشـودوموضوعاتـشازطریقشـوراپیگیریشـود‪.‬‬ ‫جایگاهعملیاتیونهآنچیزی کهبرایشدرمتون‬
‫داشـتوثمـر ‌هاشهـماینبود کـهدرآندوره کارهایی‬ ‫شـرایطسـختیبـود‪.‬بـهنظرمنشانسـی کـهاصفهان‬ ‫م ‌ینویسند‪،‬صحیحاست؟ایدئا ‌لهایشچیست‬
‫ریشـ ‌هایوبنیـادیومؤثـرانجـامشـد‪.‬در مـوردسـؤال‬ ‫داشتاینبود کهاعضایشورایشهراصفهان کاملا‬
‫وتـاچـهحدمـابـهآنایدئا ‌لهارسـید ‌هایم؟‬

‫‪63‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫جـز ایـن نیسـت کـه اختیـارات از حـوزۀ وزار ‌تخان ‌ههـا‬ ‫ماندهبود‪.‬موضوعراازطریقمجلسپیگیری کردیم‪.‬‬ ‫مهـمشـما کهجایـگاهوتأثیرشـورابرمدیریتشـهری‪،‬‬
‫خـارجشـودوبـرایایـنقبیـلموضوعـاتدر پارلمـان‬ ‫در همـان زمـان‪ ،‬مجمـع کلا ‌نشـهرهای کشـور را در‬ ‫اقتصادشهریومسائلپیرامون ‌یاشچیستوچگونه‬
‫شهریتصمیم گرفتهشود‪.‬وقتیبراییکشهرطرح‬ ‫اصفهان تشکیل دادیم و شهرهای اصفهان‪ ،‬مشهد‪،‬‬ ‫اسـت‪،‬بایدبگویمامروزهسـؤالیمطرحاست کهشورا‪،‬‬
‫جامـعتهیـهم ‌یکنند‪،‬فضاهایـیراب ‌هعنـوانفضاهای‬ ‫تبریز‪،‬شیراز‪،‬حتیاهوازراهمعضواینمجمع کردیمتا‬ ‫شـورای شـهرداری اسـت یا شـورای شهر اسـت؟ در روح‬
‫عمومیدرنظرم ‌یگیرند؛فضاهایآموزشی‪،‬فرهنگی‪،‬‬ ‫نکنمیاـینم‪.‬دپگیاگنیاـیرنیامسوتاضـ‌نوهعارادوهسـمبارالیطـایولن کموشـضیودعونمتهافیت ًاق‬ ‫قانون‪،‬شـورا‪،‬شـورایشـهراسـت؛بـااینوجـود‪،‬موانع‬
‫ورزشی‪،‬درمانیو‪....‬بعدازآن‪،‬سازمانمربوطبامالک‬ ‫مصـوبشـد کـهعـوارضسـوختدهدرصدشـود‪.‬این‬ ‫قمانوانوـنـعیقانهـونـمب ‌ریاایـشرشاوهـجـموپدیدگاریـدر‪.‬میـاکردردیـهممـ؛امثنا ًدلاوزرۀطارویل‪،‬ق‬
‫توافقم ‌یکندوآنرام ‌یخرد‪.‬همینامروزدر اصفهان‬ ‫رقمامروزهرقمقاب ‌لتوجهیاست‪.‬ا گرروزی‪60‬میلیون‬ ‫دوسـتانماندر مجلسپیگیرموضوعمدیریتواحد‬
‫زمی ‌نهـای زیـادی هسـت کـه شـاید سا ‌لهاسـت در‬ ‫لیتر بنزین مصرف شود‪ ،‬عوارضش حدود‪ 600‬میلیون‬ ‫شـهری بودیـم و اسـتدلالمان ایـن بـود کـه مثـل ا کثـر‬
‫ایـنطر ‌حهـاماند ‌هانـدوسـازمانمربـوطنتوانسـتهآن‬ ‫تومـان خواهـد بـود و ایـن یعنـی ماهـی ‪ 1800‬میلیـارد‬ ‫بکایـشـدورمهادیرییـپیتشـشـرفهتره‪،‬یتومـاشـموراسـایزمشاـه‌نرهااداریه کخنـدمدا؛تـمثیا ًرال‬
‫را بـا توافـق آزاد کنـد‪ .‬ا گـر جایـگاه تصمی ‌مگیـری همـۀ‬ ‫تومان‪.‬اینمنبعدرآمدبرایشهرداریموضوعبسیار‬ ‫مخابرات‪،‬آبوفاضلاب‪،‬برقوامثالای ‌نها‪.‬موضوع‬
‫ای ‌نهـادرشـورابـود‪،‬شـورایشـهرم ‌یتوانسـتترتیبـی‬ ‫مهمیاست؛علاو ‌هبراین‪،‬سوخ ‌تهایدیگرهمبود‪.‬‬ ‫دنبـال شـد و اختیاراتـی هـم در همـان دورۀ اول در‬
‫اتخاذ کند کههممشـکلآنسـازمانحلشـودوهم‬ ‫ایناتفاقچگونهرخداد؟نمایندگانمجلسبابعضی‬ ‫مجلستصویبشـد؛ولیدردور ‌ههایبعدمتأسـفانه‬
‫مشـکلمـردم‪،‬ولیالآنهمفضایخدماتـیبهوجود‬ ‫از افـراد مؤثـر دولـت و حمایـت شـخص رئی ‌سجمهـور‬ ‫ایـنرونـدبـهچنـددلیلمتوقفشـد‪:‬یکدلیلاینکه‬
‫نیامده‪،‬هممردمعذابم ‌یکشند‪.‬م ‌یخواهمنتیجه‬ ‫توانسـتند کار را پیـش ببرنـد‪ .‬ا گـر کسـی دنبـال ایـن‬ ‫ارادۀ جـدی بـرای حـل ایـن مسـئله وجـود نداشـت؛‬
‫بگیـرممدیریـتشـهریبایدبااختیـارات کامـلهمراه‬ ‫موضـوعنم ‌یرفـت‪،‬ایـن کار صـورتنم ‌یگرفـت؛بـرای‬ ‫دوم اینکـه ا گـر م ‌یخواسـتند اختیاراتـی را از فالن‬
‫باشـد؛مثلهمـهجایدنیا کهایناختیـارات‪،‬محلی‬ ‫مثـال‪ ،‬اصفهـان سا ‌لهاسـت کـه درگیـر موضـوع متـرو‬ ‫وزار ‌تخانهبگیرندوبهمدیریتشهریانتقالدهند‪،‬‬
‫استوتصمی ‌مگیریواجراهما ‌نجاصورتم ‌یپذیرد‪.‬‬ ‫اسـت‪ .‬فرص ‌تهـای طلایـی از دسـت رفت ‌هانـد‪ .‬زمانـی‬ ‫آنوزار ‌تخانهمقاومتم ‌یکرد‪.‬اینمقاومتهنوزهم‬
‫متأسفانهدردور ‌ههایگذشته‪،‬ب ‌هتدریجوضعیتشورا‬ ‫نفتقیمتخوبیداشت‪.‬درآمد کشورودولتبسیار‬ ‫هستواینمشکلرابایددرمجلسحل کرد‪.‬دولت‬
‫نامطلوبشـدهوعلتآننبودافراد کارآمدومناسـب‬ ‫زیـادبـودوارزآوریخوبـیصـورتم ‌یگرفـت؛امابهعلل‬ ‫هـمبایـدارادۀجـدیبـرایتحقـقاینموضوعداشـته‬
‫درایـن ِسـمتاسـت‪.‬ازطـرفدیگـر‪،‬دول ‌تمـردانفکـر‬ ‫مختلفنتوانسـتندازفرصتاسـتفاده کنندووازاین‬ ‫باشـدوایـنمسـتلزمنوعـی گف ‌توگـووهمراهـیمیـان‬
‫م ‌یکننـدازدسـتدادناختیـاراتموجـبضعفشـان‬ ‫منابعبهرهببرند‪.‬ب ‌هجایآنتعدادیسالنورزشیدر‬ ‫مجلس و دولت است‪ .‬شوراهای دورۀ دوم به بعد هم‬
‫م ‌یشـود؛ درصورت ‌یکـه ای ‌نطـور نیسـت‪ .‬دولـت بایـد‬ ‫مناطقدورافتادهساخت ‌هاند‪.‬اینخیلیخوباست‪،‬‬ ‫م ‌یتوانسـتندایـنموضـوعرادنبال کنند؛بـرایمثال‪،‬‬
‫ناظروراهنماباشدودیگرانباید کارهاراانجامدهند‪.‬‬ ‫ولیاستفادۀ کمیدارد‪.‬وقتیموضوعاتاولوی ‌تبندی‬ ‫در دورۀاولیادمهسـت کهعوارضسـوختنیمریال‬
‫متأسـفانه طرز تفکر درسـت هنوز حا کم نشـده اسـت‪.‬‬ ‫شود‪،‬مسئلۀمترواصفهانوبقیهشهرهایبزرگهم‬ ‫بـود در ازای یـک لیتـر بنزیـن بـه قیمـت‪ 5‬ریـال‪ .‬دورۀ ما‬
‫دلیـلایـنمسـئلهرا کـهم ‌یگوییدمنتخبـانمردم‬ ‫ب ‌هخوبـی حـل م ‌یشـود؛ بنابرایـن‪ ،‬موضـوع مدیریـت‬ ‫بنزیـن شـده بود لیتـری‪ 45‬تومان؛ ولی عـوارض همان‬
‫منتخبـانخیلـیخوبـینبودنـدچـهم ‌یدانیـد؟آیا‬ ‫شهرییکمسئلۀاجتنا ‌بناپذیراست‪.‬هیچچار ‌های‬
‫شـورای اول ایـن منتخبـان را داشـت و بعـد هرچـه‬

‫شـوراجلوتـررفـتاعضـاضعی ‌فتـرشـدند؟‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫‪ 64‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫مـن ریشـۀ ایـن موضـوع را مسـائل سیاسـی م ‌یدانـم‪.‬‬ ‫ببینید‪،‬انتخاباتیکتجربۀبشریاستوتحفۀغرب‬
‫اثهـررازمگنافـهییازتیـفاادقاتیمید‌یرگـکذاشرـدوروامصـ‌یاوفل ًتادورکوهدبافرـاریادنممؤثـسرـراائدرل‬ ‫است‪.‬بعدازانقلاب کبیرفرانسه کهقدرتبینسهقوۀ‬
‫ایـنمباحـثسـختوهزین ‌هبـرم ‌یکنـد‪.‬‬ ‫مقننه‪،‬مجریهوقضاییهتقسـیمشـد‪،‬مردمب ‌هتدریج‬
‫چرا؟آیاآ ‌نهااحساسم ‌یکنندبایدازنظرسیاسی‬ ‫فشـهومدی‪.‬ادننـجدمکـ ‌هنقهــادریتشـمهر‌یتویانیــادبشـیورشاـتهارویبیشـشـهتررتیبجعزـیـ ًداه‬
‫هزین ‌ههـایسـنگینیبابـتایـنقضیـهبپردازنـدیا‬ ‫تشـکیل شـد و اختیـارات وسـیعی از وزار ‌تخان ‌ههـای‬
‫اینکهآ ‌نچنا ‌نکهبایدوشایدازنظرمراجعحقوقی‪،‬‬ ‫آ ‌نهـا جـدا شـد‪ .‬آ ‌نهـا در طـول‪ 200‬تـا‪ 250‬سـال ایـن‬
‫قانونیوقضاییحمایتنم ‌یشوند؟‬ ‫تجربـه را بـه دسـت آوردنـد کـه انتخـاب افـراد مناسـب‬
‫دلایلمختلفیدارد‪.‬فکرم ‌یکنمقبلازشـورامسـئلۀ‬ ‫بـدون تشـکیلات حزبـی ممکـن نیسـت؛ یعنـی هرجـا‬
‫مجلـسبـرایمـامه ‌متـربـودهاسـت؛چـونآنجامحل‬ ‫پارلمان‪،‬انتخاباتوشوراهست‪،‬بایدتشکلاتحزبی‬
‫قانو ‌نگـذاری اسـت و نخب ‌ههـای کشـور بایـد در آنجـا‬ ‫قدرتمندومتنفذنیزوجودداشتهباشد‪.‬حزبفردی‬
‫حضـور یابنـد‪ .‬زمانـی یکـی از نمایندگان مجلـس (آقای‬ ‫را کهقرار اسـتب ‌هعنوان کاندیدامعرفیشـودانتخاب‬
‫توکلـینمایندۀتهـران)م ‌یگفـتنمایند ‌ههامعتمدان‬ ‫م ‌یکنـد؛ سـپس توانایـی او را بـرای حـل مشـکلات‬
‫مرد ‌ماند‪،‬نهنمایندگانآ ‌نها‪.‬نمایندهبراینداندیش ‌هها‬ ‫بررسـی و بعـد او را بـه مـردم معرفـی م ‌یکنـد‪ .‬از سـوی‬
‫وعقایداستوبایدنخبهباشد؛چونتصمی ‌مگیریدر‬ ‫دیگر‪ ،‬وقتی حزب وجود داشته باشد‪ ،‬احزاب مواظب‬
‫سطح کلان کشورنیازبهافرادنخبهداردتادوراندیشی‬ ‫همدیگـرهسـتند‪.‬نقـادیوانتقـاداز احـزابحاکـمدر‬
‫کنـد کـه لایحـ ‌های کـه قـرار اسـت در مجلـس تصویـب‬ ‫کشـورهاییمثلانگلیسبهوسـیلۀپیشـرفتتبدیل‬
‫یـا رد شـود‪ ،‬چـه عـوارض و عوایـدی بـرای ملـت دارد‪ .‬از‬ ‫کاشـرگدرهکاامسـل ًاتح‪.‬اواگرسحزشببهمآحنافهظس ‌هکتاروهحارکروزمادسرـپتی‪،‬یاحفزتنب‬
‫ابتدایانقلابصدهایاشایدهزارانلایحهوقانوندر‬ ‫نقط ‌هضع ‌فهـایهمدیگرنـد‪.‬احـزابهزین ‌ههایشـان‬
‫مجالستصویبشدهاست؛اماشایددهدرصدآنبه‬ ‫راخودشـانم ‌یپردازندو کارآمدهسـتند؛امادر کشـور‬
‫مرحلهاجرارسیدهباشد‪.‬چرا؟یاقانونمشکلداشته‬ ‫نمـاظـادر‌ههتـاوعجـنـوواددناربـد‪.‬هبـنـراامیآحر‌انهسـاهتزی‪،‬نسهـامزم‌یاکننیبامزرونسـهاییت ًاو‬ ‫منبهبعضیدوستان‬
‫اسـتیابعضیاز اینقوانیننابجاونادرسـتبود ‌هاند‬ ‫نتیج ‌هاینم ‌یگیریم‪.‬منفکرم ‌یکنمازاشکالاتبزرگی‬ ‫اصلا ‌حطلبخودمان‬
‫وآثارشانبعدمشخصشدهاست‪.‬بسیاریاز بزرگان‬ ‫کـهوجـودداردهمیـناسـتودر ایـنمـوردب ‌هصـورت‬ ‫همم ‌یگفتموبازهم‬
‫اصو ‌لگـرا‪ ،‬کـهسـا ‌لهادر مجلـسبود ‌هانـد‪،‬خودشـان‬ ‫م ‌یگویم کهشأناین‬
‫معتر ‌فانـد کـهتـاتشـکلاتحزبـیمحکـمومـدونبـه‬ ‫کلاندچار مشـکلیم‪.‬‬ ‫شهرنیست کهباوجود‬
‫وجـودنیاید‪،‬نم ‌یشـودانتظارداشـتنیروهـایبالقوه‬ ‫جالـباینجاسـت کـههرجـاباهرکسـی کهدسـتی‬ ‫ای ‌نهمهافرادنخبه‪،‬‬
‫واردمرا کزقانو ‌نگذاری کشور شوند‪.‬در کشوری کههر‬ ‫بـر آتـش مسـائل سیاسـی دارد‪ ،‬ایـن بحـث را بـاز‬ ‫کارشناس‪،‬مدیران‬
‫دوسالی ‌کبارانتخاباتدارد‪،‬دیگردورۀخطاوآزمون‬ ‫م ‌یکنیم‪،‬بههمینمسئلهنبوداحزابیانهادهای‬ ‫باسابقهومهندسان‬
‫گذشتهاست‪.‬مادیگرفرصتاشتباه کردننداریم‪.‬در‬ ‫مدنیاشارهم ‌یکند‪.‬وقتیاینموضوعتااینحد‬ ‫خبره‪،‬افرادیبخواهند‬
‫حالحاضر‪ ،‬کشـورهایدرحا ‌لتوسـعهباهممسـابقه‬ ‫بدریاگیرایهنمکههمملاموشایسدابسهشت‪،‬کپلاسصچلراینحهل‪،‬نولمی‌ینشهوایدت ًا؟‬ ‫وارد شورا شوند و برای‬
‫گذاشـت ‌هاند کـه هـم از امکانـات و مزی ‌تهـای نسـبی‬ ‫دوطیـفاصو ‌لگـراواصلا ‌حطلبداریم کههنگام‬ ‫آ ‌نهاتصمیمبگیرند که‬
‫داخلـی کشورشـاناسـتفاده کننـدوهـماز امکانـاتو‬ ‫انتخابـاتتعدادی کاندیدامعرفیم ‌یکننـدومردم‬ ‫فاصلۀزیادیباآ ‌نها‬
‫مزی ‌تهاینسبیجهانیوهرکدامرابهطریقیجذب‬ ‫قهـبـملآ‪‌ ،‬کنـهـهامرثاامًلا‌یعشنضـااسـیندشـوورماب‌ییدانشـنـتردادصرلداور‌ح ‌هطهلــایب‬ ‫دارند‪.‬علتاینکهما‬
‫کننـدتـاچـرختوسع ‌هشـانرابچرخاننـد‪.‬مـادر همـان‬ ‫بووندهنایدتـ‪ً ،‬امتوفصقمییـتمبمی ‌یگشیتررنبودبـدههیکاددارمدنومراۀیانصد ‌هوهـ‌لگارراأهای‬ ‫ای ‌نقدردچارمشکل‬
‫مراحلابتداییماند ‌هایموشاخصتوسعه کشورماناز‬ ‫دهنـد‪.‬اتفـاقموردنظـرشـما‪،‬صددرصـدنـه‪،‬ولـی‬ ‫شد ‌هایمهمیناست‪.‬‬
‫‪100‬بالاتراست؛بااینکهدر کشورامکاناتفراوانیداریم‬ ‫تاحدودیم ‌یافتد؛بنابراین‪،‬شـایدنشـودتقصیر‬ ‫چرا مترو ما باید از همه‬
‫وازنیروهایانسانیخوبیهمبهر ‌همندیم؛پسچرابه‬ ‫را گـردنایـنموضوعانداخت‪.‬مام ‌یگوییمشـاید‬ ‫عق ‌بترباشد؟چرااز‬
‫ایننقطهم ‌یرسـیم؟درانتخاباتریاسـ ‌تجمهوری‪،‬‬ ‫سنگبنا کجنهادهشده‪،‬ولیطبقتعبیرشمادر‬ ‫هماندورۀاول کارهای‬
‫تمـام افـرادی کـه کاندیـدا شـد ‌هاند چهر ‌ههـای‬ ‫دورۀاول‪،‬شورایخوبیبرسر کارآمدهبودهاست‪.‬‬ ‫عمرانیسنگینی که‬
‫شناخت ‌هشد ‌هبودند‪.‬شماباورم ‌یکردیدآقایروحانی‬ ‫پـس چـرا آن رونـد ادامـه نیافت؟ چـرا دیوار شـورای‬ ‫شهر به آن نیاز داشته‪،‬‬
‫رأی بیـاورد؟ معلـوم نبـود‪ .‬مـردم آمدنـد‪ ،‬رأی دادنـد و‬ ‫حرفشـشهـرمکا کجاملش ًادد؟رسـتاسـت؛ولیعکساینقضیه‬ ‫انجامنشدهاست؟‬
‫نبـود‪.‬چرا‬ ‫ااییش‌ـنگاوننرهأایسآورتد؟؛ووالـقع ًیاتمحل‌ییـشولدهمیص‌چاکلـح کسایـشورن‬ ‫هـم هسـت‪ .‬در شـهرهای بـزرگ مشـکلات کمتـری‬ ‫چرابرایدرآمدهای‬
‫راای ‌نطور‬ ‫نسـبتبـهشـهرهای کوچـکم ‌یبینیـد‪.‬درشـهرهای‬ ‫نادرستشهرداری‬
‫ودیبردر؟سـدر‌یکهاشویربهاسـییاردیدگقریبقـراییانصـتورخابتامت‌نیگیظـرردس؛نمثجا ًل‌یهدرا‬ ‫بـزرگ‪ ،‬بخـش عمـد ‌های از ایـن انتخابـات ب ‌هصـورت‬ ‫چار ‌هاندیشینشده؟‬
‫فرانسه‪،‬برای کاندیدایریاستجمهوریاحزابدیگر‪،‬‬ ‫جناحـی اسـت‪ .‬اصو ‌لگراهـا و اصلا ‌حطل ‌بهـا افـراد‬ ‫بودجۀامسالشهر‬
‫تحقیقـات بسـیار دقیقـی انجـام دادنـد و وقتی متوجه‬ ‫برجستۀخودشانراب ‌هعنوان کاندیدامعرفیم ‌یکنند؛‬ ‫اصفهان‪3‬هزارمیلیارد‬
‫شـدند مضراتـی بـرای کشـور دارد‪ ،‬نگذاشـتند چنیـن‬ ‫امادرشهرستا ‌نهااینامربیشترقومیومحلیاست‪.‬‬ ‫است‪.‬اینبودجهباید‬
‫اتفاقی بیفتد؛ چون منافع و مصالح ملی فرانسه برای‬ ‫م ‌یخواهـم بگویـم ایـن مطلـب دال بـر ایـن اسـت کـه‬ ‫از شهر به دست آید‪.‬‬
‫ایـن گرو ‌ههـامهـماسـت‪.‬مااولیـن کشـوردرخاورمیانه‬ ‫موضـوع حـزب ضـروری اسـت‪ .‬چـرا هنـوز ایـن امـر بـه‬ ‫ا گرافرادهوشمندیبر‬
‫بودیم کهمشروطیتودموکراسیداشتیم‪.‬ماازترکیه‬ ‫نتیجهنرسـیده؟بایدبهدنبالدلایلدیگرآن گشـت‪.‬‬ ‫سر کارباشند‪،‬درآمدرااز‬
‫همجلوتربود ‌هایم؛ولیچراالآنای ‌نگون ‌هایم؟بهنظرم‬ ‫جاهایدرستوسالم‬
‫اشـکالدر نهادهـایمدنـیوقانونـیاسـت کـهشـکل‬ ‫کسبم ‌یکنندواگر‬
‫مناسـبنگرفتهاست‪.‬‬ ‫نباشند‪،‬دیگرانبرایشان‬
‫تصمی ‌مگیریم ‌یکنند‪.‬‬

‫‪65‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫در بح ‌ثهـایمختلـفجـابینـدازم‪.‬‬ ‫شـما فـردی سیاسـی هسـتید؛ تـا چـه حـد شـورا را‬
‫خطبندیتانبرایاصو ‌لگراهامشخصاست؟‬ ‫نهـادیسیاسـیم ‌یدانیـد‪.‬بعضـیم ‌یگویندشـورا‬
‫هیچدونفرینیسـتند کهنظریکسـانداشتهباشند؛‬ ‫نهـاد سیاسـی نیسـت و نهـادی تخصصـی بـرای‬
‫ولیخداتوفیقداده کهبتوانمباسعۀصدرباهم ‌ه‪،‬با‬ ‫برنام ‌هریـزیومدیریـتشـهریاسـتونبایدنگاه‬
‫علما‪،‬روحانیونوافرادمختلفدربارۀمسائلعمومی‬ ‫سیاسیدراینفضاغالبباشد؛پسا گربخواهیم‬
‫صحبت کنم‪.‬قبلازتغییراتشهرداری(عوضشدن‬ ‫ایـنمسـائلرابـه گـردناحـزاببیندازیـم‪،‬دوبـاره‬
‫شـهردار)‪ ،‬اختلافـات زیـادی بیـن شـورا و شـهرداری‬ ‫فضـاراسیاسـی کرد ‌هایـم‪.‬‬
‫بـود‪.‬مـنوقـتزیـادیصـرف کـردمتـاایـناختلافـات‬ ‫حـرف شـما درسـت اسـت‪ .‬ای ‌نهـا دو موضـوع‬
‫ح ‌لوفصـل شـود‪ .‬در جلسـات متعـددی بـا شـهردار‬ ‫جدا گان ‌هانـد‪ :‬کار احـزاب ایـن اسـت کـه بـرای مسـائل‬
‫صحبت کردم؛همچنینجلسـاتیباحضورشـهردارو‬ ‫شـهریافـرادمتخصـصراشناسـاییومعرفـی کننـد‪.‬‬
‫اعضایشورا کهاختلا ‌فنظرداشتندبرگزار کردم‪.‬باید‬ ‫احـزاب هوشـمند م ‌یداننـد کـه شـورا جـای فعالیـت‬
‫ایـن اختلافـات را در فضـای مسـالم ‌تآمیز حـل کـرد؛‬ ‫سیاسـی نیسـت‪ .‬در دورۀ اول انتخابـات‪ ،‬مـا دو گـروه‬
‫زیـرادرصـورتادامه‪،‬بهشـهرضررم ‌یزند‪.‬مـنازروابط‬ ‫اصلا ‌حطلبواصو ‌لگرابودیموازهمانروزاول کهشورا‬
‫دوسـتان ‌هامباهمۀطی ‌فهاوجریاناتاسـتفاده کردم‬ ‫تشـکیلشـدقرار گذاشـتیم کهدیدگا ‌ههایسیاسـیرا‬
‫قواطگرع ًامپا‌یسـخوخاسیتنممبا‌یگدریفتدگام؛هولسییاآس‌نهیافخوهدمیمپدیند کشبهرموم‪،‬ن‬ ‫دخیل نکنیم و یکی از دلایل موفقیت هم همین بود‬
‫و اصـولا چـار ‌های جـز ایـن نیسـت‪.‬‬
‫صادقانـهبـرایاصفهـانتلاش کـردم‪.‬‬ ‫بـرای افـراد سیاسـی ایـن تصمیـم سـخت اسـت‪.‬‬
‫تـا چـه انـدازه تغییـر شـهردار را بـه صالح شـهر‬ ‫چگونـه بـه ایـن تصمیـم رسـیدید؟‬
‫شایدتعقلورزیدیم!حقیقتاینبود کههمۀاعضای‬
‫می‌دانیـد؟‬ ‫شـورا ایـن را م ‌یدانسـتند کـه شـهر اصفهـان فرصـت‬
‫درموردتغییراتاعضایشورابایدتصمیمبگیرند‪.‬ا گر‬ ‫اشـتباهندارد‪.‬منرئیسشـورابودموسـعیمااینبود‬
‫اخختطلرابی‌فنندظازردهـ‪،‬اماطنـودرنیدبیاگشرـقدطکـع ًهابمهنصافلـعحکعشموورمنـییسرابـته‪.‬‬ ‫کمثها ًدلرتدرماحـماوتافداقاثتتییرکمـاههمس‌یـاافتلاد‪8‬با‪7‬آ‪،‬رافمضـاشبیرخسـونرگدیکننییبـم‪.‬ر‬
‫در کشـورهای غربـی تـا بحـث منافـع و مصالـح ملـی‬ ‫کشـور حاکمبودواصفهانهممسـتثنانبود‪.‬ماتمام‬
‫م ‌یشود‪،‬اختلافاترا کنارم ‌یگذارند‪.‬ا گراینتشخیص‬ ‫نیرویخودرابه کار گرفتیموب ‌هکمکنیروهایامنیتی‬
‫بدارشسد‪،‬تاخسوبتا‪،‬قسطتع ً؛ااولییناوگرضبعگیوینتادداهمرهچنهخموااهمد‌ییگاوفییتم‪.‬‬ ‫وانتظامیواستانداریتوانستیمآرامشراحفظ کنیم‪.‬‬
‫درآنزمان کهاصطکاکشـدیدیبینشـورایشـهرو‬ ‫ا گـرتعقـلنم ‌یورزیدیم‪،‬هـر گروهیازمام ‌یخواسـتاز‬
‫شهرداریپیشآمدهبود‪،‬منباهمهتماسداشتمو‬ ‫ایـنصحن ‌ههـابـهنفـعخـودشبهر ‌هبـرداری کنـد؛امـا‬
‫همـهم ‌یگفتنـدبااینوضعیـتفقـطانرژ ‌یهابیهوده‬ ‫تمـامنیـرویمـاصرفحفظآرامششـد‪.‬حلمسـائل‬
‫کشوردرآرامشامکا ‌نپذیراست‪.‬ا گراوضاعآرامباشد‪،‬‬
‫هدر مـ ‌یرود‪.‬‬ ‫افـراد نخبـه و صاح ‌بنظـر مسـائل را تجزی ‌هوتحلیـل‬
‫چهنمر ‌هایبهشـورایشـهرفعلیوشهردارفعلی‬ ‫م ‌یکنندورا ‌هحلمناسبارائهم ‌یدهند؛اماا گرآرامش‬
‫نباشـد‪،‬همـهم ‌یگوینـدبگذاریدببینیمچهم ‌یشـود‪.‬‬
‫م ‌یدهید؟‬ ‫انتخـابافـرادباصلاحیـتهنراحزاباسـت‪.‬ایـنافراد‬
‫مـن بـه بعضـی دوسـتان اصلا ‌حطلـب خودمـان هـم‬ ‫ا گـرانتخـابشـوندهمتخصـصدارنـدوهـمتواناییو‬
‫م ‌یگفتـموبـازهـمم ‌یگویـم کهشـأناینشـهرنیسـت‬ ‫وقتی وارد شـورا شـوند‪ ،‬مسائل شـهری را جدا از دیدگاه‬
‫کـهباوجـودای ‌نهمـهافـرادنخبـه‪ ،‬کارشـناس‪،‬مدیـران‬ ‫سیاسـیحلم ‌یکنند‪.‬تعریضخیابان‪،‬ایجادفضای‬
‫باسابقهومهندسانخبره‪،‬افرادیبخواهندواردشورا‬ ‫سبزوساختپل‪،‬چپوراستنم ‌یشناسد‪.‬باید کار‬
‫شـوندوبـرایآ ‌نهـاتصمیـمبگیرنـد کـهفاصلـۀزیـادی‬ ‫بـهبهتریـننحوانجامشـود‪.‬احـزابونهادهایمدنی‬
‫بـاآ ‌نهـادارنـد‪.‬علـتاینکـهمـاای ‌نقـدر دچـار مشـکل‬ ‫بایـدباشـندوتالش کننـدافـرادباسـابقهوشایسـتهرا‬
‫شـد ‌هایمهمیناسـت‪.‬چرامترومابایدازهمهعق ‌بتر‬ ‫معرفـی کننـد؛البتـهبـهایـنشـرط کـهبعـداز انتخـاب‬
‫باشد؟چراازهماندورۀاول کارهایعمرانیسنگینی‬ ‫شـدنتـاپایـاندورهباسیاسـتخداحافظی کنند‪.‬‬
‫کـهشـهربـهآننیـاز داشـته‪،‬انجـامنشـدهاسـت؟چـرا‬ ‫شـمابشـخصهتالشخاصـی کرد ‌هایـدتـااحـزاب‬
‫بـرای درآمدهـای نادرسـت شـهرداری چار ‌هاندیشـی‬ ‫شـکل بگیرد؟‬
‫نشـده؟بودجـۀامسـالشـهراصفهـان‪ 3‬هـزار میلیـارد‬ ‫پاسـخم منفـی اسـت‪ .‬مـن از سـال ‪ 87‬کـه مدیریـت‬
‫اسـت‪.‬ایـنبودجـهبایـدازشـهربهدسـتآید‪.‬ا گـرافراد‬ ‫مؤسسـۀ مالـی را عهـد ‌هدار شـدم از فعالیـت سیاسـی‬
‫هوشمندیبرسر کارباشند‪،‬درآمدراازجاهایدرست‬ ‫کنـاره گرفتـم؛ چـون مسـئولیت سـنگینی داشـتم و‬
‫وسـالم کسـبم ‌یکنندوا گرنباشند‪،‬دیگرانبرایشان‬ ‫مدیسگـرائاصلل ًادفشرـواصرتی بـشوخد کـصهیببایرـادیاحمـورل مسی‌یاشسـدی‪.‬نددارواشقتـعم‬
‫تصمی ‌مگیریم ‌یکنند‪.‬ازسویدیگر‪،‬بههمینبودجه‬ ‫و الآن هـم نـدارم و از ایـن نظـر بایـد غبطـه بخـورم‪ .‬ایـن‬
‫بایدتوجه کرد که کجاوچگونههزینهم ‌یشود‪.‬وقتی‬ ‫کار راهمبهدلیلحساسـیتویژ ‌های کهداشـتناچار‬
‫ترا کـمم ‌یفروشـندیـازمیـنتفکیـکم ‌یکننـدومحـل‬ ‫بنسایبارایسـنت‪،‬فازعالسیـالت ک‪7‬ن‪8‬مبـ؛وهلبعیـقدبل ًدای کگـهر‬ ‫شـدم ادامـه دهـم؛‬
‫ابدارصآشاـملدد‪.‬حشـکدااررآمنـاشـزداویرواثاایننـریـا ًناهاامسوـسـقـتعت‪،‬کـهبزاهییانـودل ًهاحرکاـوراهدسینپشـیـداقدانبکتنهکپندنبولراد‪.‬یش‬ ‫نتوانستمدرزمینۀ‬
‫دکتـرساسـان گفتنـد کـهدر وضعیـترکـودحاکـم‪،‬‬ ‫بامجموعهبودمتلاشم ‌یکردماعتدالونخب ‌هگراییرا‬
‫شهردار ‌یهاوشورایشهرم ‌یتوانندبرایخروجاز‬

‫‪ 66‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫جدیـدیآمد ‌هانـدبـهنـامتحولخواهانولیسـت‬ ‫رکودبسیار کمک کنندوباتوجهبهبودج ‌های که‬
‫جدا گانـهتشـکیلداد ‌هانـدوحرفشـانایـناسـت‬ ‫هرشهرداردشهررانجاتدهد‪.‬شمااینموضوع‬
‫کـه ری ‌شسـفیدان نسـل اول پسـ ‌تها را تصـدی‬
‫کرد ‌هاندوبهنس ‌لهایدوموسوماعتمادنم ‌یکنند‬ ‫راچگونهتحلیلم ‌یکنید؟‬
‫کـهآ ‌نهـارابـه کار گیرنـدوبـاور کننـدم ‌یتواننـد کار‬ ‫درفضایرکود‪،‬دول ‌تهاوشهردار ‌یهابافعالی ‌تهای‬ ‫بعض ‌یهاتصورم ‌یکنند‬
‫کنند‪.‬آیاآ ‌نهااشتباه کردند کهاعتقاددارندنباید‬ ‫بیشترعمرانیم ‌یتواننددربهبودفضا کمک کنند‪.‬ا گر‬ ‫منظور از فضای شاد‬
‫بیس ‌توچندسال ‌ههاقدرترابهدستم ‌یگرفتند‬ ‫شهرداریمبالغیازبودج ‌هاشراصرف کارهایعمرانی‬ ‫ایناست کهدر گوشهو‬
‫و تجربـۀ موفقی نبـوده و برای همین امـروز از قدرت‬ ‫بکنـد‪،‬خـوداینفعالیتعمرانیاحتیاجبهنیـروی کار‬ ‫کنارشهرفضایمطربی‬
‫دادنبـهجوانـانهراسدارندیااینکهحبقدرت‬ ‫دارد‪،‬احتیاجبهمنابعومصالحدارد‪.‬ا گردولتهماین‬ ‫راهبیندازیم‪.‬ای ‌نگونه‬
‫آ ‌نهارا گرفتهاست؟دلیلچیست کهجوا ‌نترهارا‬ ‫بدهکار ‌یهـای کلانرانداشـتوبودجـۀبیشـتریبـه‬ ‫نیست‪ .‬کارهایدیگری‬
‫یـابـازینم ‌یدهندیا کمتـربـازیم ‌یدهند؟‬ ‫فعالی ‌تهایعمرانیاختصـاصم ‌یداد‪،‬فعالی ‌تهای‬ ‫همم ‌یتوانبرای‬
‫اصلموضوعب ‌هطورمجرددرسـتاسـت؛چونآد ‌مها‬ ‫دولـتوشـهردار ‌یهام ‌یتوانسـتبـهرفـعرکـود کمـک‬ ‫شادی انجام داد‪ .‬ا گر‬
‫ب ‌همرورزمانازصحن ‌ههاخارجم ‌یشوند‪.‬هوشمندی‬ ‫کنـد‪.‬زمانـی کـهمـادرشـورابودیـم‪ ،‬کارکنـانشـهرداری‬ ‫بهداروخان ‌ههامراجعه‬
‫ایـن اسـت کـه نهادهـا کادرسـازی کننـد تـا در نبـود‬ ‫‪ 4000‬نفـربـود؛الآنم ‌یگوینـد کارکنـانشـهرداری‪12000‬‬ ‫کنیدمتوجهم ‌یشوید‬
‫گـرای ‌نطور‬ ‫نخشوددهشـ‪،‬اواقناع ًفـاارایردامدنواارسـداسبجتایوگازسیتندلاشـلونشاد‪.‬نا‬ ‫نفـر اسـت‪ ،‬ا گـر حقـوق هرکـدام را ماهـی‪ 2/5‬میلیـون‬ ‫بیشترینفروشدارو‬
‫قاب ‌لتوجه‬ ‫مدریلنیـظاـرردبتگویمرـیـامنحشـقـهروداقرویمبزـایرـاابیادیهـ ‌ند‪.‬هـآایـباایوـاقدعـمًاابـهـهاییـ‪30‬ن‬ ‫مربوطبهاعصاب‬
‫ابسدـانمت‪.‬ومـضعنیمتأتسـچفگانونههاداسخـتلآوبنعمض ًجامجوعسـتهن‌هیوگرسیـتختم کهـبها‬ ‫تعـداد نیـرودرشـهردارینیـازبـوده؟مدیریـتصحیح‬ ‫است‪.‬اینیعنیشهر‬
‫منصحبتم ‌یکنند‪.‬منبهآ ‌نهاسـفارشدوسـتانه‬ ‫شـهری ایـن اسـت کـه شـهرداری ایـن بخ ‌شهـا را بـه‬ ‫بیماراست‪.‬‬
‫م ‌یکنـم کـه شـما امـروز هـم فرصـت اشـتباه نداریـد و‬ ‫بخـشخصوصـیانتقالدهـدوخودشنظـارت کند‪،‬‬ ‫ماآنموقع کار‬
‫بایـدبـاهـممذا کـره کنیـدوایـنموضوعـاترابـاتفاهم‬ ‫چراالآنوضعیتای ‌نگونهنیسـت؟مانتوانسـت ‌هایمدر‬ ‫بزرگی کردیم‪.‬مجمع‬
‫حـل کنیـد‪.‬ا گـرایـن کاررابکنیـدم ‌یتوانیـددر کنارهم‬ ‫سـا ‌لهای گذشـتهدرسـتنظارت کنیم کهایناتفاق‬ ‫کلا ‌نشهرهایکشور‬
‫نیروهایبالقوهوتوانمندرامعرفی کنید؛اماا گربینتان‬ ‫افتادهاستوهرچقدربتوانیمبودجۀجاریرا کاهش‬ ‫راماتشکیلدادیم‪.‬‬
‫اختالف افتـاد و هرکـس خواسـت راه خـودش را بـرود‪،‬‬ ‫دهیـم و بودج ‌ههـا را صـرف کارهـای عمرانـی بکنیـم‪،‬‬ ‫سوختراماپیگیری‬
‫نفعـیبـرایهی ‌چکـدامنـدارد‪.‬اصـلحرفـی کـهجوانـان‬ ‫کردیموبهسرانجام‬
‫م ‌یزننـد درسـت اسـت؛ امـا چگونگـی عملـی شـدن‬ ‫بیشـتربهرفعرکـود کمـک کرد ‌هایم‪.‬‬ ‫رساندیم‪.‬نفتآنموقع‬
‫آنرابایـدبـا گف ‌ت ‌وگـومشـخص کننـد‪.‬اینکـهبگوییـم‬ ‫در مدیریـت شـهری مد ‌لهـای مختلفـی وجـود‬ ‫‪ 8‬و‪ 9‬دلاربودودولت‬
‫ری ‌شسـفیدها مانـع هسـتند حـرف درسـتی نیسـت‪.‬‬ ‫دارد‪.‬دربعض ‌ی کشـورهایغربیشـوراییهسـت‬ ‫ب ‌ههی ‌چوجهحاضرنبود‬
‫دوسـتانماشـاید گاهیازاینجمعیتفاصلۀزیادی‬ ‫وشـهردار قـدرتزیـادینـداردوبرنام ‌ههـازیـرنظـر‬ ‫بار جدیدی را تحمیل‬
‫گرفت ‌هاند؛ب ‌هطور ‌یکهآ ‌نهااحساسجدایی کرد ‌هاند‪.‬‬ ‫شـورا اجـرا م ‌یشـود‪ .‬در مـدل دیگـر مدیـری قـو ‌ی‬ ‫کند‪.‬ماتلاشفراوانی‬
‫یک کارتوأمانلازماست‪.‬منبااینکه گرفتارمبهدنبال‬ ‫و توانمنـد وجـود دارد کـه قـوۀ مجریـه شـهر اسـت‬ ‫کردیم‪.‬آ ‌نقدراین‬
‫ایـنهسـتم کـهبـادو گـروهصحبت کنم‪،‬شـایدبتوانم‬ ‫و خـودش اید ‌هپـرداز اسـت و شـورا در ادارۀ شـهر‬ ‫کارهاسنگینبود کهما‬
‫نظراتشانرابههمنزدیک کنم؛چونسختمعتقدم‬ ‫کمکـشم ‌یکند‪.‬بهنظرتانبـرایاصفهانیاحتی‬ ‫دیگرتوانیبرایانجام‬
‫ایـنمطلـببایـددروناصو ‌لگراهـاحـلشـود‪.‬ا گراین‬ ‫اموردیگرنداشتیم‪.‬‬
‫اختلا ‌فهاحلنشودمعلومنیستافرادشایستهبرسر‬ ‫کشـور کـداممـدلمناسـباسـت؟‬ ‫متأسفانهمابهبسیاری‬
‫کاربیایندیانه‪.‬منازاینم ‌یترسم کهدوبارهچندنفر‬ ‫مـشـهنرفداکـررامسـ ‌یکتنـ‪ .‬قمبازا ًلم گهف ‌تمـترمیـنهناودظهـایاـیفمشـدنـورایانبتایـخـدادبر‬ ‫اهدافدیگرنتوانستیم‬
‫خوانندهوورزشـکارواردشـوراشـوندوبرسـرهی ‌چوپوچ‬ ‫انتخـابشـورامؤثـرباشـند‪.‬همیـننهادهابایـدبهفکر‬ ‫برسیم‪،‬ازجملهایجاد‬
‫بجنگند‪.‬اصو ‌لگراهاباهمتوافق کنندواصلا ‌حطلبان‬ ‫شـهردارهـمباشـندتـاا گـرحـزبیـا گروهشـانا کثریـت‬ ‫فضای شاد در شهر‪.‬‬
‫هـمبـاهـم‪.‬ایـنبهنفعهمهاسـت‪.‬‬ ‫آرارابـهدسـتآورد‪،‬بلافاصلـهشـهردارراانتخـاب کنند؛‬ ‫ما از این بابت حسرت‬
‫مـننگشـرانخیاص ًاصبـلایشـشناماخبتراییکـشههارزاصشـفههراانص‪.‬فهـان دارم‪،‬‬ ‫شـهرداری کـهبتوانـدمنویـاتشـوراراخـوباجـرا کند‪.‬‬ ‫م ‌یخوریم‪.‬ازسوی‬
‫بج‌هانـشـدب اتسـنگـترا‪ :‬انول ًواضـشـعهآریانـصدفۀآهـنـامن‪.‬انگسـرتانـعیدامدـ جنامزعچیـنـدت‬ ‫منحتیبهذهنمرسید کهخوباستهر گروهی که‬ ‫دیداگدری‪ ،‬کماپرایهاهیشیدکوهااننصجااف ًما‬
‫موجودش را ندارد؛ چه برسد به اینکه باز هم جمعیت‬ ‫فهرسـتم ‌یدهند‪،‬هما ‌نجاشـهردار منتخبخودرا‬ ‫شوراهایبعدیهمآن‬
‫بهآناضافهشود؛چهب ‌هلحاظآ ‌بوهواوچهب ‌هلحاظ‬ ‫اننویـشـزلتومادع؛لرفچـشیوککرننندـکیـادرم‪.‬اتـشـا ‌یوکرشاـانوراظشـااکرصها ًالتیادر‌نسگـگیـونرته‪.‬کباـمرـورهـزدا‪.‬بامـییـااددجرکراادیـمورا ًیۀل‬ ‫راپی گرفتند‪.‬‬
‫موقعیتجغرافیایی‪.‬دوماینکهسازما ‌نهایخدمات‬ ‫جـداباشـد‪.‬شـورابایـدتالش کنـدبهتریـنفـردرابـرای‬
‫شـهری اصفهـان دچـار مشـکلات بزرگ ‌یانـد‪ .‬شـهر‬ ‫شـهرداریانتخـاب کنـدووقتـیانتخـاب کـرد‪،‬مـرزش‬
‫اصفهـانازاولیـنشـهرهاییبـوده کـهشـبکۀفاضلاب‬ ‫راجـدا کنـد؛چـونخـودشهـمقانو ‌نگـذاراسـتوهم‬
‫داشته؛امااینشبکهفرسودهاستوتحملبارگذاری‬ ‫ناظر‪.‬شورابایدبگوید‪:‬بس ‌ماللهآقایشهردار!اینشهر‪،‬‬
‫ابیصل ًشـاتترحرانمـد‌لارشد‪.‬دنمیشنـیکسلدیت‪.‬گـمرتوروضـساعلتیراافنیـطوکلاانسـیاتسکـته‬ ‫ایـنمسـائلشوایـنلوایحش!تصمی ‌مگیـریبرعهدۀ‬
‫کهناتمامماندهاست‪.‬مشکلبعدیآباست‪ .‬کمبود‬
‫آبخطربالقو ‌هایاست کهاصفهانراب ‌هشدتتهدید‬ ‫خـودتاسـتومـافقـطنظـارتم ‌یکنیم‪.‬‬
‫م ‌یکنـد‪ .‬ایـن نگرانـی وجـود دارد کـه بـا وضـع موجـود‬ ‫شماکدامنقششوراراپررن ‌گترم ‌یبینید؟‬
‫نقشنظارتوقانو ‌نگذاری؛چونا گر کارخودرادراین‬
‫بخشانجامندهند‪،‬بایددراجراسهیمشوند‪.‬بایدهر‬

‫دووظیفهراباهوشمندیانجامدهند‪.‬‬
‫امسـال در کنـار لیسـت اصلا ‌حطلبـان گـروه‬

‫‪67‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫م ‌یگوینـد اصفهـان شـهر کار نیسـت و صاحبـان‬ ‫آ ‌نهاراپای ‌هگذاری کردوشورایدومبهسرانجامرساند‬ ‫دحیتگمرـ ًاامخکابـرنآدبارییـارد کیفهدضرابعیضـسـبیزماشـ‌هههراایصفسـهاالنندرباخشتـاد‪.‬ن‬
‫کار ب ‌همحـضاینکـهرشـدم ‌یکننـداز اصفهـانفـرار‬ ‫و پیگیـری قانـون شـوراها کـه بخشـی از آن حـل شـد‪.‬‬ ‫را بـا تانکـر آبیـاری م ‌یکننـد‪ .‬زنـگ خطـر نواختـه شـده‬
‫م ‌یکنند‪.‬تاچهحدفکرم ‌یکنیداینحرفدرست‬ ‫مجموعۀفعالی ‌تهایی کهآنموقعانجامشدبرایما‬ ‫اسـت و ا گـر ایـن وضـع ادامـه یابـد زندگـی در اصفهـان‬
‫خوشایندبودومنوقتیبهآ ‌نهافکرم ‌یکنماحساس‬ ‫خطرناکم ‌یشـود‪.‬روزی‪ 1500‬تا‪ 1600‬تنموادآلاینده‬
‫اسـت و دلیلـش چیسـت؟‬ ‫در ایـن شـهر فروم ‌یآیـد و سالمتی مـردم را در معـرض‬
‫تا حدودی درسـت اسـت‪ .‬بخشـی از آن به روحیۀ خود‬ ‫راحتیم ‌یکنم‪.‬‬ ‫خطـرجـدیقـرار دادهاسـت‪.‬ای ‌نهـابـرایمـردمشـهر‬
‫اصفهان ‌یهـامربـوطاسـت کـهخیلـیبـهرفتـاردیگـران‬ ‫بعـدازآن‪ ،‬هی ‌چوقـت اعضـای شـورای شـهر دوم و‬ ‫مسـائل مهمـی اسـت‪ .‬ده سـال پیـش بایـد بـرای ایـن‬
‫حسـا ‌ساند و بی ‌شازحـد کنجـکاوی م ‌یکننـد‪ .‬مـن‬ ‫امـور چار ‌هاندیشـی م ‌یشـد تـا بـه ایـن نقطـه نرسـیم‪.‬‬
‫عقیـد ‌هامایـناسـت کههرکسبتواندب ‌هصـورتحلال‬ ‫سـوم از شـما مشـورت خواسـتند؟‬ ‫ا گـرالآنهـمتصمیـممناسـب گرفتـهنشـود‪،‬در آینـده‬
‫مـال فـراوان بـه دسـت آورد‪ ،‬بایـد دسـتش را بوسـید‪.‬‬ ‫ودبرعدوضـر ًا‌هههــامیمـمنخمتلـ‌یرففتـیکمـو بیـا آدنـوابـانرصجلحبـسـهتگمذا‌یکـشـرتدنمد؛‬ ‫امکانزندگیبرایخودمانوبچ ‌ههایماندراینشهر‬
‫من کسـانیرام ‌یشناسـم کهوضعمالیخیلیخوبی‬ ‫ولـی جلسـات ب ‌هطـور مسـتمر نبـود‪ .‬مـن معترفـم کـه‬ ‫وجودنخواهدداشت‪.‬اینمشکلاتمربوطبهفضای‬
‫مهـ ‌یمپردارسـنـیدم‪،،‬ولـحـری تفهـرشاـمناکراارمم‌یز‌نیکنـننـد‪.‬دم‪.‬ثوا ًقلتـمی‌یگعولیتـنـداشگررا‬ ‫بعـدازمـاهمطر ‌حهایتدوی ‌نشـدهدنبالشـد؛البته‬ ‫عمرانیشهراست‪.‬درفضایفرهنگیوضعیتبدتری‬
‫بـافالنمـدلماشـینبیاییـمم ‌یگوینـدایـنرااز کجـا‬ ‫نـهبـاسـرعتی کـهدر دورۀقبـلشـروعشـدهبـود‪.‬مـن‬ ‫حا کم اسـت‪ .‬افسـردگی شـدیدی بر مردم غالب است‪.‬‬
‫اآوسرـدهت؟؛یمکثا ًیلبدایرگهـراازبـمهمشـکلناگـزاتر‪،‬برشوکرشاـسدهیکـپیهاچدایرۀدۀداارداایرـیی‬ ‫در دورۀدومهـمیـکسـالیدر شـورابـودم‪.‬در جلسـۀ‬ ‫رفتـار مـردم بـا یکدیگـر نامناسـب اسـت‪ .‬ایـن مسـئله از‬
‫در کارهـاسـن ‌گاندازیم ‌یکنـد‪.‬فـردیهسـت کـههم‬ ‫خداحافظـی بـه شـهردار و شـورا گفتـم کـه شـهرداری‬ ‫رانندگ ‌یهاورفتارمردمدرفضاهایعمومیپیداست‪.‬‬
‫اینجـاوهـمتهـران کارم ‌یکند‪.‬درتهـرانباداراییهیچ‬ ‫باید مشاور داشته باشد و با مشاور قرارداد ببند و برای‬ ‫ای ‌نهـانشـانازبیمـاریدرونـی‪،‬خسـتگیوافسـردگی‬
‫مشکلیندارد؛ولی کارشدراصفهانبامشکلمواجه‬ ‫سـا ‌لهایبعـدبرنامـهداشـتهباشـدو کارهایاساسـی‬ ‫ششــودریابدایدادردج‪ .‬بًداایتـلاد فشضـکانیداعممکاونماـیتوشتـهحرولرااتتغییایزـرطردیادق‪.‬‬
‫اسـت؛بنابراین‪،‬اغلبترجیحم ‌یدهنددفترهایشـان‬ ‫انچنجـادمتـداهچادلـ‪.‬اهگپرـرشـکنهنرـدادریـاینبهرنایاتمـ ًاهآنسـدافالشـتتهباخیشاباد‪‌ ،‬نشهـایاراد‬ ‫علما‪،‬صداوسیماومرا کزفرهنگیبهوجودآوردتافضا‬
‫راسیدر تسـهتـرام اندراار‌هانـی‪،‬دارزواینکننینـسـد‪.‬دتر‪.‬باخصـول ً‌اشهـاسییسـدیتگـمرباهیــمد‬ ‫شـادترشـود‪.‬بعض ‌یهـاتصورم ‌یکنندمنظـورازفضای‬
‫ب ‌هگونـ ‌هایباشـد کـها گـر کسـیبخواهـد کار تولیـدیو‬ ‫عـوض کننـد‪.‬‬ ‫شادایناست کهدر گوشهو کنار شهرفضایمطربی‬
‫اقتصـادی انجـام دهـد‪ ،‬همـه در خدمتـش باشـند‪ ،‬نه‬ ‫نظرتاندربارۀانتخاباتشوراهاچیست؟‬ ‫راه بیندازیـم‪ .‬ای ‌نگونـه نیسـت‪ .‬کارهـای دیگـری هـم‬
‫مـن خیلـی امیـدوارم نوعـی تعامـل و همـکاری بیـن‬ ‫م ‌یتـوان بـرای شـادی انجـام داد‪ .‬ا گـر بـه داروخان ‌ههـا‬
‫اینکـهسـن ‌گاندازی کنند‪.‬‬ ‫گرو ‌ههایاصلا ‌حطلبواصو ‌لگراایجادشودوشورایی‬ ‫مراجعه کنیدمتوجهم ‌یشـویدبیشـترینفـروشدارو‬
‫چـرااجـرایقوانیـندر اصفهـانبـا کل کشـور فـرق‬ ‫تشـکیلشـود کـهبـهارزششـهرتوجـه کنـد‪.‬اینشـهر‬ ‫مربوطبهاعصاباسـت‪.‬اینیعنیشـهربیمار اسـت‪.‬‬
‫سابقۀ کهنیدارد‪.‬بسیاریدربقیۀاستا ‌نهای کشور‬
‫م ‌یکنـد؟‬ ‫دیـدگاهخوبـینسـبتبهمـاندارندوتصـورم ‌یکنندما‬ ‫چراشهرافسردهوبیماراست؟‬
‫حقیقتشایناستدرچندسالاخیر‪،‬حوزۀمدیریت‬ ‫از همۀامکانات کشـور اسـتفاده کرد ‌هایم؛درصورت ‌یکه‬ ‫مانتوانست ‌هایمفضایشهرراشادوامیدوار کنیم‪.‬‬
‫اصفهـانفلـجشـدهاسـت‪.‬مدیـرانلایـقوتوانایـیدر‬ ‫ای ‌نگونـه نیسـت‪ .‬زمانـی مدیریـت کشـور در همـۀ‬ ‫دلیلـش چیسـت؟ مسـائل اقتصـادی‪ ،‬سیاسـی‪،‬‬
‫اصفهـانبودنـدودیگـرنیسـتند‪.‬فعل ‌یهـاانسـا ‌نهای‬ ‫بخ ‌شهـابـهدسـتچنـدوزیراصفهانیانجامم ‌یشـد‬ ‫نبـود جشـنوار ‌هها؟ چـه چیـز م ‌یتوانـد علـت ایـن‬
‫خوبـیهسـتند؛ولـیانسـانخوببـامدیرخـوبفرق‬ ‫و اصفهان ‌یهـا چـون مدیـر و مدبـر و باهـوش و توانـا‬
‫م ‌یکند‪.‬مابایددنبالمدیرخوبباشیمتاسیستمرا‬ ‫بودنـد‪،‬ب ‌هخوبـی کشـور راادارهم ‌یکردنـد‪.‬حـالا چـرادر‬ ‫افسـردگی باشـد؟‬
‫شـهرخودشـانشـورایخوبـینداشـتهباشـندتـاامـور‬ ‫زیهـامدۀادیار ‌ند‪.‬هباعمؤثضـ ًرانمد‪.‬هاشجـمراابانشدهرربدیتررویـب ‌هنرویشـیراید کطهزمنهداگـجیر‬
‫مدیریت کند‪.‬‬ ‫خودشانرامدیریت کنند؟امیدوارم کهدرهردوجناح‬ ‫م ‌یکننـد‪.‬فاصلـۀطبقاتـیزیـادوجـوددارد‪.‬بیـکاریو‬
‫نظرتـاندربـارهماهنامهماچیسـت؟چهنقدیبر‬ ‫تعقلـی حاصل شـود و شـورای شـهری درخـور اصفهان‬ ‫مشـکلاتاقتصـادیزیـادیوجـوددارد‪.‬فرزندانسـن‬
‫بـالا و بیـکار‪ ،‬خانواد ‌ههـا را عاصـی کرد ‌هانـد‪ .‬مجمـوع‬
‫آن داریـد؟‬ ‫تشـکیل گردد‪.‬‬ ‫ای ‌نهـامحیـطشـهرراناسـالم کردهوباعثشـدهشـهر‬
‫بسـیار عالـی اسـت‪ .‬از بـس ایـن قبیـل مجالت کـم‬ ‫خیل ‌یهام ‌یگوینـددر اصفهاننم ‌یشـود کار کرد‪.‬‬
‫اسـت‪ ،‬بایـد چندتـای مانـده را روی چشـم گذاشـت‪.‬‬ ‫اصفهـان سـرمای ‌هگریز اسـت‪ .‬خـود اصفهان ‌یهـا‬ ‫ب ‌هلحـاظروانـیدچـارمشـکلشـود‪.‬‬
‫حقیقـتایـناسـت کـهشـبک ‌ههایاجتماعـ ‌ی ک ‌مکـم‬ ‫شـما سـا ‌لها در فضـای مدیریتـی بود ‌هایـد‪ .‬الآن‬
‫ذائقـۀمـردمراعـوضم ‌یکننـد‪.‬روزنامـۀشـرق‪،‬بااینکـه‬ ‫حسـرت چـه چیـزی را م ‌یخوریـد و م ‌یگوییـد‬
‫جـزءروزنام ‌ههـایپرخریداراسـت‪،‬موقعیتیـراژ‪90‬هزار‬
‫نسـخهداشـتوالآنبهی ‌کسـوم کاهشیافتهاست‪.‬‬ ‫ا ‌یکاش آن سـا ‌لها ایـن کار را کـرده بـودم‪.‬‬
‫مجلۀشمامقال ‌ههایارزشمندیدارد؛باای ‌نحال‪،‬فکر‬ ‫مـاآنموقـع کار بزرگـی کردیـم‪.‬مجمـع کلا ‌نشـهرهای‬
‫م ‌یکنیدچندتاازآنفروشم ‌یرود؟منبرایچندتااز‬ ‫کشورراماتشکیلدادیم‪.‬سوختراماپیگیری کردیم‬
‫دوسـتانخودمآنرابهرایگانوبا کاورفرسـتادم‪.‬بعد‬ ‫وبهسـرانجامرسـاندیم‪.‬نفتآنموقع‪ 8‬و‪ 9‬دلاربودو‬
‫از چنـدمـاهدیـدمهنـوز در همـان کاورهاسـتوحتـی‬ ‫دولـتب ‌ههی ‌چوجـهحاضـرنبودبـارجدیدیراتحمیل‬
‫بـازشنکرد ‌هانـد‪.‬مشـکلماباخوانـدناسـت‪.‬درژاپن‬ ‫کند‪.‬ماتلاشفراوانی کردیم‪.‬آ ‌نقدراین کارهاسنگین‬
‫مگرتلویزیونیاشبک ‌ههایاجتماعیندارند؟پسچرا‬ ‫بـود کـهمـادیگرتوانیبـرایانجاماموردیگرنداشـتیم‪.‬‬
‫تیراژیکروزنامه‪6‬میلیوناست؟چراآ ‌نهام ‌یخوانند‬ ‫متأسـفانه مـا بـه بسـیاری اهـداف دیگـر نتوانسـتیم‬
‫ومانم ‌یخوانیم؟درجلس ‌هایازمنپرسیدند‪:‬اقتصاد‬ ‫برسـیم‪ ،‬ازجملـه ایجـاد فضـای شـاد در شـهر‪ .‬مـا از ایـن‬
‫مقاومتـییعنـیچه؟ گفتم‪:‬یعنـیژاپن‪،‬یعنـیآلمان‪.‬‬ ‫ابنابـجاتمدحادسیـرمپاتیمه ‌یشـخدورویـانم‪.‬صاازف ًاسـشـوورایهدیاگـیرب‪،‬عکادرهیایهیمآکنه‬
‫ژاپن ‌یهـابعـداز جنـگدر طـولنـهسـال کشورشـانرا‬
‫سـاختند‪ ،‬نـه مائـدۀ آسـمانی برایشـان آمـد و نـه هیـچ‬ ‫راپـی گرفتند‪.‬‬
‫کشـورخارجـی کمکشـان کـرد‪.‬آلمان ‌یهـادرطـییـازده‬ ‫امورشاخصتانچهبود؟‬
‫سـال کشورشـانراسـاختند‪.‬هم ‌هچیـزفقـطریشـهدر‬ ‫عوارضسوخت؛مترو؛ کارهایعمرانی کهشورایاول‬

‫فرهنـگ دارد‪.‬‬

‫‪ 68‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫باید شهر دوستدار زنان‬
‫و جوانان داشته باشیم‬

‫گفت‌وگو با مهندس فریده روشن عضو منتخب‬
‫پنجمین دورۀ شورای اسلامی شهر اصفهان‬

‫الهه باقری‬

‫بلـه‪.‬ای ‌نجانـبدرخانواد ‌هایسیاسـیپرورشیافتم‪،‬‬ ‫چـرا تصمیـم گرفتیـد بـرای شـورای شـهر ثب ‌تنـام‬ ‫فریـده روشـن بانویـی‬
‫عضومجمعزناناصلا ‌حطلبوعضوشورایجمعیت‬ ‫کنید ؟‬ ‫اصلا ‌حطلباسـت کـهدرخانـواد ‌های‬
‫زنـان مسـلمان نواندیـش بـودم و همچنیـن عملکـرد‬ ‫متوسـط و مذهبـی و سیاسـی رشـد‬
‫مناسبوسوابقخوبیدرمباحثمدیریتی‪،‬فرهنگی‪،‬‬ ‫بیشترینانگیز ‌هامبرایثب ‌تنامدر شورایشهربحث‬ ‫یافـت‪ .‬در حـال حاضـر‪ ،‬رئیـس امـور‬
‫آموزشیوپژوهشیداشتم‪.‬اینعواملدرقرار گرفتنم‬ ‫مشـکلات زنـان و جوانـان بـود و رسـیدگی نکـردن و‬ ‫آموزش‪،‬پژوهشوبرنام ‌هریـزیادارۀ‬
‫در لیستامیدمؤثربود‪.‬فرایندتعییناعضایلیست‬ ‫توجهبهمطالباتآنان؛البتهدرخواسـتدوسـتاننیز‬ ‫کل آمـوزش فن ‌یوحرفـ ‌های اسـتان‬
‫امیـدای ‌نگونـهبـود کـهشـورایاصلاحـات‪،‬متقاضیـان‬ ‫بـاایـنهـدف کـهازح ‌قوحقـوقآنـاندفـاع کنـم‪،‬مؤثـر‬ ‫اصفهاناست‪.‬اوبرآنشددرشورای‬
‫را براسـاس فراخوانـی کـه اعالم کـرده بودنـد‪ ،‬ثب ‌تنـام‬ ‫بـود‪.‬همچنیـنبایـداز زنـانفرهیختـهواصلا ‌حطلـب‬ ‫پنجـمثب ‌تنـام کنـد؛پسدرلیسـت‬
‫کـرد؛سـپسشـاخ ‌صهاییازجملهتخصصومـدارک‬ ‫و بسـیاری از دوسـتان دیگـر در زمـرۀ مشـوقان خـود یـاد‬ ‫امیـد قـرار گرفـت‪ .‬سـرانجام‪ ،‬موفـق‬
‫تحصیلی‪،‬سوابق کاریوسیاسیو‪...‬رادرنظر گرفتند‬ ‫کنـم‪ .‬بسـیاری از مشـکلات شـهر کـه مربـوط بـه زنـان‬ ‫شـد اکثریـت آرا را کسـب کنـد‪ .‬ایـن‬
‫وامتیازبندی کردندودرنهایتامتیازاترابارزومۀافراد‬ ‫استنادیده گرفتهم ‌یشود‪،‬ازجملهامنیتاجتماعی‬ ‫بانـویموفقتابـهامروزدراینشـهر‪،‬‬
‫تثبقری‌تبنـ ًاا ‌مسـشـهبدراهبـمرقاظیرفسـیـه کتردشـنودرا‪.‬ابنرتاسخـاابساشـیدننادم؛تیسـازپاتس‪،‬‬ ‫وشـغلیونادیـده گرفتـنآنـاندر مباحـثاجتماعـی‪،‬‬ ‫خامـوشبـودهوب ‌یریـاوصادقانـهبه‬
‫کسـانی کـهامتیازشـانبیشـتربـود‪،‬مجـددادرشـورای‬ ‫فرهنگـی‪،‬اقتصـادیو‪....‬در محیـطشـهری‪،‬بـهایـن‬ ‫کارخـودادامـهدادهودرهمیـنزمینه‬
‫اصلا ‌حطلبـان بـه رأی گذاشـته شـدند و افـرادی کـه‬ ‫موضوعات کل ‌ینگریشـدهوبههمۀمسـائل‪،‬مردانه‬ ‫چندیـنلـوحتقدیـرازرئی ‌سجمهـور‬
‫بیشترین رأی را آوردند‪ ،‬انتخاب شدند و در لیست قرار‬ ‫نگاهشدهاست‪.‬برایزنانبهمیزانسهمی کهدارند‪،‬‬ ‫وقـت‪ ،‬اسـتاندار و‪ ...‬دریافـت کـرده‬
‫بسترفعالیتمهیانشدهاست؛زنانحدود‪ ۵۰‬درصد‬ ‫اسـت‪ .‬ایـن بانـوی مهربـان‪ ،‬در‬
‫گرفتند‪.‬‬ ‫جمعیـت را شـامل م ‌یشـوند و بایـد دیـده شـوند و از‬ ‫بعدازظهـرینیم ‌هگـرمدراواخـربهـار‪،‬‬
‫باتوج ‌هبـه اینکـه بانـوان بسـیاری بـرای شـورا‬ ‫تمامفضاهاوامکاناتبهنحومطلوباستفاده کنند‪.‬‬ ‫صمیمانـه پذیـرای مـا شـد‪ .‬بـا او بـه‬
‫ثب ‌تنـام کـرده بودنـد‪ ،‬علـت پیـروزی خـود را‬ ‫درواقعدغدغۀاصل ‌یامبیشترمسائلزنانوجوانانو‬ ‫گف ‌توگـونشسـتیمتـابـادیدگا ‌ههـاو‬
‫چـه م ‌یدانیـد؟ یـا آیـا زنـان دیگـر‪ ،‬زنـان مسـتقل و‬ ‫توجـهبـهمطالبـاتآناناسـت کهدرمسـائلشـهریو‬ ‫چگونگـی حضـورش در دورۀ پنجـم‬
‫ِ«اس َّرننااوهّ َصشلـلوللاتگـُیرَاغمـِّ‪،‬یـر ُردچـممـرااتِب َغغقـیویـٍخمرامَـنح ّوتـم َ ‌ییشُکی َنـآغ ِّمیـد‪،‬ردنوـامدمـگ؟ـارِب َان ُفخ ِوسـد ِهشـام‪.‬ن»‬
‫مدیریـت آن بسـیار تأثیرگذار اسـت‪.‬‬ ‫شـورای شـهر بیشـتر آشـنا شـویم‪.‬‬
‫علـت راهیابـی بـه شـورای پنجـم را چـه عواملـی‬
‫م ‌یدانیـد؟ آیـا بـه ایـن علـت نبـود کـه در لیسـت‬

‫امیـد قـرار داشـتید؟‬

‫‪69‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫تحولجامعهمستلزم‬ ‫خانـوادهم ‌یشـود‪.‬درجامعـههـما گـرزنیـامـردوجـود‬ ‫بخواهنـد‪.‬تحـولجامعـهمسـتلزمتحـولخـودافـرادو‬
‫تحولخودافرادوفکر‬ ‫نداشـتهباشـد‪،‬جامعهناقصاسـت‪.‬مااصرارم ‌یکنیم‬ ‫فکـر و اندیشـۀ آنـان اسـت و بـه دنبـال تحـول جامعـه‪،‬‬
‫واندیشۀآناناستو‬ ‫کـه زنـان در جامعـه حضـور و مشـارکت داشـته باشـند‬ ‫توسـعه شـکل م ‌یگیـرد‪ .‬ا گـر دقـت کـرده باشـید‪ ،‬در‬
‫بهدنبالتحولجامعه‪،‬‬ ‫و در انتخابـات‪ ،‬مباحـث شـهری و سیاسـی‪ ،‬مسـائل‬ ‫انتخابـاتاخیـر‪،‬افـرادچهزنوچهمرد‪،‬موفقنشـدند‬
‫توسعهشکلم ‌یگیرد‪.‬‬ ‫اجتماعـیواقتصادیفعالیت کنند؛چـونزننگاهی‬ ‫ب ‌هراحتـیخـارجازلیسـ ‌تهارأیبیاورنـد؛چـونذائقـۀ‬
‫اگردقت کردهباشید‪،‬‬ ‫زنانه دارد و مرد نگاهی مردانه‪ .‬ما نباید از مردان انتظار‬ ‫مـردمعـوضشـدهوسیاسـیشـد ‌هاندونگـرشآ ‌نهـا‬
‫در انتخابات اخیر‪ ،‬افراد‬ ‫داشـته باشـیم کـه بسـیاری از نیازهـای واقعـی زنـان را‬ ‫تغییر کردهاسـت‪.‬مردمبهرهبرانسیاسـیخودشـان‬
‫چه زن و چه مرد‪ ،‬موفق‬ ‫درک کننـد و بتواننـد مشـکلات آنـان را بررسـی کننـد‪.‬‬ ‫اعتمـادم ‌یکننـدوبـااعتمادبهرهبـران‪،‬موضعخـودرا‬
‫نشدندب ‌هراحتیخارج‬ ‫بدره ممسدـیائریـلتشـهشـرهری عی‪،‬میمـقـر ًادناـگنانهمکن ‌ینتـوادن‪.‬نـدردخمااننـنـواددهزن‪،‬ـازنن‬ ‫مشـخصم ‌یکننـد‪.‬انتخابـاتاخیرهـمنشـانداد که‬
‫ازلیس ‌تهارأیبیاورند؛‬ ‫ازلحاظعاطفیبهفرزندانوهمسرشم ‌ینگردوخانه‬ ‫رأ ‌یدهنـدگان در شـهر اصفهـان‪ ،‬ب ‌هطـور معمـول بـه‬
‫رامدیریتم ‌یکند‪.‬درمحیطشهرینیزهماننگاهرا‬ ‫جنا ‌حهایاصلی کشورنگاهم ‌یکنندودرواقع‪،‬احزاب‬
‫چونذائقۀمردم‬ ‫دارد؛بنابرایـنزنـانایـنتوانایـیرادارنـد کـهبـرایحل‬ ‫وتشـک ‌لهااینخ ‌طمشـیرامشخصم ‌یکنند‪.‬مردم‬
‫عوضشدهوسیاسی‬ ‫مشکلاتزنانو کودکانراهکارهایمناس ‌بتریارائه‬ ‫مثـلقبـلنیسـتند کـهبـهشـخصرأیبدهنـد‪،‬بلکـه‬
‫شد ‌هاندونگرشآ ‌نها‬ ‫دهنـد‪.‬مـردوزنبایـددر کنـارهـمباشـندومـانگفتیـم‬ ‫بیشـتربهیـکجریانفکـریرأیم ‌یدهند‪.‬باتوجهبه‬
‫تغییر کردهاست‪.‬مردم‬ ‫پیروزیچشمگیرلیستامید‪،‬تأثیردوعاملرانبایداز‬
‫تفکی ‌کشـده باشند‪.‬‬
‫بهرهبرانسیاسی‬ ‫شـما بـا ایـن تفکیـک جنسـیتی مثـل بـاغ بانـوان‬ ‫نظـر دور داشـت‪:‬‬
‫خودشاناعتمادم ‌یکنند‬ ‫عامـلملـی‪:‬درواقـعهمانپیـروزیدولتتدبیروامید‬
‫موافـق هسـتید؟‬ ‫در سـال‪ ۹۲‬بـود کـهباعـثشـدمـردمدر ایـنمرحلـهو‬
‫وبااعتمادبهرهبران‪،‬‬ ‫مـا بـا شـرایط جامعـۀ اسالمی روبـ ‌هرو هسـتیم و در‬ ‫باتوج ‌هبـه ایـن پیـروزی‪ ،‬بازهـم بـه دنبـال ایـن باشـند‬
‫موضعخودرامشخص‬ ‫محیطـیزندگیم ‌یکنیـم کهبایدبهضوابطومقـررات‬ ‫کـه عقایـد خـود را ازطریـق دولـت تدبیـر و امیـد بـه ثمـر‬
‫اسالمی پایبنـد باشـیم‪ .‬زنـان مـا ب ‌هراحتـی م ‌یتواننـد‬ ‫برسـانند‪.‬مـردمشـهراصفهـانبهایننتیجهرسـیدند‬
‫م ‌یکنند‪.‬‬ ‫در با ‌غهـایبانـوانحضـور یابنـدواز امکانـاتتفریحـی‬ ‫کهبعدازچهاردهسال‪،‬مدیریتشهریبایدتغییر کند‬
‫وقتی گفتهم ‌یشودشهر‬ ‫استفاده کنندوازایننظربسیارخوباست؛ولیاین‬ ‫تـاا ‌نشـاءاللهتحولـیدرشـهربـهوجـودآیـد‪.‬ایـنعامل‬
‫زنان ‌هتر‪،‬یعنیشهری که‬ ‫با ‌غهـاازنظرمکا ‌نیابیمناسـبنیسـت‪.‬ا کثـربا ‌غهای‬
‫در آنزنانحقشرکت‬ ‫بانوانخارجازشهرهستندوبرایهمۀزناندسترسی‬ ‫اصلـی پیـروزی انتخابـات بود‪.‬‬
‫بـه آ ‌نهـا امکا ‌نپذیـر نیسـت‪ .‬همـۀ بانـوان مـا وسـیلۀ‬ ‫عامـلمحلی‪:‬سـتادانتخابـاتبـاآمادگـی‪،‬برنام ‌هریزی‬
‫درتصمی ‌مگیریدربارۀ‬ ‫نقلیـهندارنـد‪.‬توسـعهبایـدمتـوازنوبـرایتمـاماقشـار‬ ‫و اسـتراتژی جلـو آمـد و همیـن عوامـل باعـث پیـروزی‬
‫برنام ‌ههایآنشهررا‬ ‫جامعـهیکسـانباشـد‪.‬موضـوع‪،‬جـدا کـردننیسـت‪.‬‬ ‫ایـنجنـاحشـد؛همچنیـن‪،‬زیرسـاخ ‌تهایاینترنتی‬
‫دارند؛ در زندگی روزمرۀ‬ ‫موضوعایناسـت کهازآنفضاهامتناسـبباشـرایط‬ ‫و تلگـرام و اینسـتا گرام و ب ‌هطورکلـی فضـای مجـازی‬
‫خوداحساسامنیتو‬ ‫اسـتفاده کننـد‪.‬خانمی کـهنم ‌یتوانـدورزشمحبوب‬ ‫جایگزینفضایتبلیغاتیسنتیدور ‌ههایقبلیشد‬
‫آرامشم ‌یکنند؛یعنی‬ ‫خودرادرمکا ‌نهایعمومیشهرانجامبدهد‪،‬بهاین‬ ‫واینعاملنیزنقشبسـیار مهمیدر پیروزیلیسـت‬
‫بدوندغدغهوبدون‬ ‫مکانم ‌یآید کهبرایاودر نظر گرفت ‌هاندتابدونهیچ‬ ‫امیـدداشـت‪.‬علاو ‌هبـرایـنعوامـل‪،‬مسـئلۀدیگـرایـن‬
‫ای ‌نکهتمسخریاتحقیر‬ ‫بود کهدر بینمردم‪،‬ب ‌هخصوصزنانوجوانان‪،‬میل‬
‫شوند‪،‬ماننددیگران‬ ‫دغدغـ ‌هایازامکانـاتموجـودبهـرهببـرد‪.‬‬ ‫بسیاریبهتغییرمشاهدهم ‌یشد‪.‬درلیستامیدزنان‬
‫رانندگی‪،‬ورزشوخرید‬ ‫زمان ‌یکهواردشـورایشـهرشـدید‪،‬شـایدخانمی‬ ‫وجوانـانحضـورداشـتند کـهدرپیـروزیلیسـتامیـد‬
‫م ‌یکنند‪.‬شهرزنان ‌هتر‬ ‫بـهشـمامراجعـه کنـد کـهم ‌یخواهـدبـادوچرخـه‬
‫یعنیفرص ‌تهایشغلی‬ ‫بـه محـل کار خـود بـرود و امـکان آن بـرای بانـوان‬ ‫سـهمبسـزاییداشتند‪.‬‬
‫وجودندارد‪.‬چهپاسخیبهاوم ‌یدهید؟آیابرای‬ ‫بهزنانشهرتانچهامیدیم ‌یدهید؟‬
‫وتحصیلییکسان‬ ‫شـهر دوسـتدار زنـان و جوانـان‪ .‬امیـد دارم در پایـان این‬
‫برایهردوجنسمرد‬ ‫دوچرخ ‌هسـواری بانـوان طرحـی داریـد؟‬ ‫باچهشــایرمسـوادلر پشـایـهاِر زنناندو‌هرتـۀر وچهجارواسـ‌نپالهسـ‪،‬نشدـاناه‌هترد میشدـاارشکـتهت‬
‫وزن‪.‬فراموشنکنید‬ ‫دوسـتانعزیزمادربارۀدوچرخ ‌هسـواریافرا ‌طوتفریط‬ ‫بیشـتریاز زنـانوجوانـانباشـیمتـااز ایـنطریـقبـه‬
‫کههیچشهریتوسعه‬ ‫م ‌یکننـد‪ .‬دوچرخ ‌هسـواری ا گـر بـا پوشـش اسالمی‬
‫نم ‌ییابد‪،‬مگرباهمکاری‬ ‫مناسـب باشـد‪ ،‬ازلحاظ من ایراد و اشـکالی ندارد‪ .‬این‬ ‫مطالبـات خـود دسـت یابنـد‪.‬‬
‫وهمراهیمردانوزنان‬ ‫محدودیـتواینکـها گـراز طـرفمسـئولانایرادهایـی‬ ‫شـهر زنان ‌هتـر بـه معنـی تفکیـک جنسـیتی کـه‬
‫گرفتـهم ‌یشـود‪،‬بـه‌ای ‌نعلتاسـت کـهافراطم ‌یشـود‬
‫آنشهر‪.‬‬ ‫وازلحـاظاسالمیحجـابمناسـبرعایتنم ‌یشـود‪.‬‬ ‫نیسـت ؟‬
‫مـابایـدبدانیـمدر کشـوریاسالمیزندگـیم ‌یکنیـمو‬ ‫وقتـی گفتهم ‌یشـودشـهرزنان ‌هتر‪،‬یعنیشـهری کـهدر‬
‫بایدپیرومقرراتاسلامیباشیم‪.‬مگرنهاینکهدرزمان‬ ‫آنزنانحقشرکتدرتصمی ‌مگیریدربارۀبرنام ‌ههای‬
‫پیامبر‪،‬زنانسـواراسـبم ‌یشـدند‪.‬ا گرقراربودایرادی‬ ‫آن شهر را دارند؛ در زندگی روزمرۀ خود احساس امنیت‬
‫داشـتهباشـد‪،‬آنزمانهمم ‌یگفتندزنانسـواراسـب‬ ‫وآرامـشم ‌یکننـد؛یعنیبـدوندغدغهوبـدونای ‌نکه‬
‫تمسخریاتحقیرشوند‪،‬ماننددیگرانرانندگی‪،‬ورزش‬
‫نشوند‪.‬‬ ‫وخریدم ‌یکنند‪.‬شهرزنان ‌هتریعنیفرص ‌تهایشغلی‬
‫برنام ‌ههایشمادرشورایشهرچیست؟‬ ‫و تحصیلـی یکسـان بـرای هـر دو جنـس مـرد و زن‪.‬‬
‫برنامـۀمـادر مبحـثزنـانودر کنـار دیگـربرنام ‌ههـای‬ ‫فراموشنکنید کههیچشهریتوسعهنم ‌ییابد‪،‬مگربا‬
‫مهمـی کـه در مدیریـت شـهری داریـم ایـن اسـت کـه‬
‫ا ‌نشـاءاللهتحولـیدرشـهرایجـادشـودوزنـاندرتمـام‬ ‫همـکاریوهمراهیمـردانوزنانآنشـهر‪.‬‬
‫مباحـث اقتصـادی‪ ،‬سیاسـی‪ ،‬فرهنگـی و اجتماعـی‬ ‫زن و مـرد مکمـل هـم هسـتند و نبـود یکـی از ایـن دو در‬
‫خانـواده‪ ،‬چـه زن و چـه مـرد‪ ،‬باعـث ناقـص بـودن آن‬

‫‪ 70‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫رجلبهمعنیشخصیتاست‪.‬اینکهمقتضایزمان‬ ‫مشارکتکنند‪.‬مشارکتزنانباعثم ‌یشودکهجامعۀ‬ ‫درپس ‌تهایمدیریتی‬
‫چـه باشـد هـم مهـم اسـت‪ .‬اول انقالب چنـدان از ایـن‬ ‫عادلان ‌هتـریداشـتهباشـیموآرامـشبیشـتریحاکـم‬ ‫حداقل باید‪ ۳۰‬درصد‬
‫موضوعاستقبالنم ‌یشد کهرئی ‌سجمهورزنباشدو‬ ‫باشـد؛چونزنانمشـکلاترابهترم ‌یبینندوبررسـی‬ ‫زنداشتهباشیم‪.‬در‬
‫باآنموافقتنم ‌یشـد؛ولیبا گسـترشوب ‌هروزشـدن‬ ‫م ‌یکننـد‪ .‬مسـائل اقتصـادی زنـان‪ ،‬زنـان سرپرسـت‬ ‫شورایشهرتهران‪۶‬‬
‫و پیشـرفت جامعـه و نیـز بـا افزایـش تفکـر سیاسـی و‬ ‫خانـواده و بدسرپرسـت و همچنیـن مسـئلۀ کـودکان‬ ‫نفر خانم حضور دارند‬
‫عقلانیت‪،‬فکرنم ‌یکنماینامرامروزهمشکلقانونی‬ ‫نیـزهسـتوهمـۀایـنمسـائلمسـتلزمایـناسـت که‬ ‫و‪ ۳۰‬درصد مشارکت‬
‫داشـتهباشـد‪.‬دهدورۀریاسـ ‌تجمهوریبرگزار شـدو‬ ‫محیـط کسـ ‌بوکارمناسـبایجـاد کنیـم‪.‬درمدیریـت‬ ‫دارند‪ .‬در جامعۀ‬
‫در ایـ ‌ن بـاره مشـکل قانونـی وجـود نداشـت‪ .‬ا گـر زنـی‬ ‫شهریمابهاینمسائلتوجهنشدهاست‪.‬مادر این‬ ‫سیستا ‌نوبلوچستان‪،‬‬
‫تأییـدصلاحیـتنم ‌یشـد‪،‬بـهایـندلیلنبود کـهزن‬ ‫شـورا‪،‬بـههمـتبقیـۀاعضایشـورا‪،‬اینمهـمراعملی‬ ‫‪۵۱۴‬خانمدر شورای‬
‫بـودهاسـت‪.‬جامعـۀسیاسـیامـروزمـاقادر بـهحذف‬ ‫م ‌یکنیم‪.‬باتوج ‌هبهپتانسیلوظرفی ‌تهایاصفهان‪،‬‬ ‫شهروروستاهستند‪.‬‬
‫کـردن زنـان نیسـت‪ .‬در دولـت تدبیـر و امیـد نیـز میـل‬ ‫مانبایدشاهد‪۱۴/2‬درصدبیکاریدراصفهانباشیم‪.‬‬ ‫در شهر خاش مشارکت‬
‫ا کثریـت مسـئولان مشـارکت سیاسـی‪-‬اجتماعی‬ ‫درزمینـۀ گردشـگری و هتـ ‌لداری و صنای ‌عدسـتی‪،‬‬ ‫بانوانصددرصدبوده‬
‫بانـوان اسـت‪ .‬الآن فرمانـدار و اسـتاندار و دهیـار زن‬ ‫باتوج ‌هبـهاینکـهاصفهـانشـهرجهانیصنای ‌عدسـتی‬ ‫استواینآیندۀروشنی‬
‫داریم؛دولتبرنام ‌ههایبسیاریدارد کهاز مشارکت‬ ‫اسـت‪،‬فرص ‌تهایمناسـبیبرایاشتغالزنانفراهم‬ ‫رابهمانشانم ‌یدهدو‬
‫زنـان بیشـتر اسـتفاده کنـد و امیدواریـم در آینـده‬ ‫اسـت‪۶۲.‬درصـدفار ‌غالتحصیالندانشـگا ‌ههابانـوان‬ ‫فکرم ‌یکنمآیندهبهتراز‬
‫بتوانیـم زنـان توانمنـدی معرفـی کنیـم کـه در پسـت‬ ‫هسـتند‪.‬بایـدازایـنپتانسـیلاسـتفاده کنیـم؛بانـوان‬ ‫اینخواهدشد‪.‬‬
‫راتوانمندسـازیموبافراهم کردنزمین ‌ههایاشـتغال‬ ‫مه ‌مترینمعیاربرای‬
‫ریاسـ ‌تجمهوری قـرار بگیرنـد‪.‬‬ ‫مناسـب‪،‬معضـلبیـکاریب ‌هوجودآمـدهراحـل کنیم‪.‬‬ ‫انتخابشهردار‪،‬‬
‫بـرایبهبـودوضعیـتحضـور ومشـارکتزنـاندر‬ ‫زمان ‌یکهزنانتوانمنددر امور مشارکتداشتهباشند‪،‬‬ ‫شایستگی‪،‬تخصص‪،‬‬
‫عرص ‌ههـای سیاسـی چـه راهکارهایـی در نظـر‬ ‫م ‌یتواننددرتمامعرص ‌ههاابرازعقیده کنندومطالبات‬ ‫شناختازمسائل‬
‫عمدۀشهروتوانایی‬
‫گرفت ‌هایـد؟‬ ‫نیمـیازجمعیـتجامعهراپیگیـری کنند‪.‬‬ ‫رایزنیبانهادهایقدرت‬
‫زنـان بایـد در عرص ‌ههـای سیاسـی شـرکت کننـد؛ هـم‬ ‫توانمندیراچگونهدربانوانبهوجودم ‌یآورید؟‬ ‫است‪.‬پا ‌کدست‌بودن‬
‫درانتخـاب کـردنوهـمدرانتخـابشـدن‪.‬مه ‌متریـن‬ ‫ازطریقآموز ‌شهایمهارتی‪.‬الآنمشکلماایناست‬ ‫مهماستواینکهاز‬
‫راهکارایناست کهبهزنانبیشتراعتماد کنیم؛حتی‬ ‫کهفار ‌غالتحصیلانتحصیلاتعالـیرا گذراند ‌هاند؛اما‬ ‫خردجمعیاستفاده‬
‫بـهنظـرملازماسـت گاهـیازتبعیـضمثبـتاسـتفاده‬ ‫چونمهارتندارند‪،‬بعدازدانشگاهنم ‌یتوانندواردبازار‬ ‫شود؛همچنینتعهد‬
‫کنیم‪.‬سالیانسالزنانراحذف کردندوچندیاست‬ ‫کارشوند؛بنابراین؛ کمکمدیریتشهریو کمکدیگر‬ ‫وداشتنچهرۀمردمی‬
‫کهبهآنانتوجهم ‌یکنند‪.‬درایندولتنگرشییکسان‬ ‫نهادهایدولتیوخصوصیدرموضوعتوانمندسازی‬ ‫ومرد ‌مدوستو‬
‫بهزنانومردانوجوددارد‪.‬برایاینکهتبعیضمثبت‬ ‫بـهمهار ‌تآمـوزیمربـوطاسـت‪.‬مهار ‌تآمـوزیبایـداز‬ ‫مرد ‌مپسندبودننیز‬
‫داشـته باشـیم‪ ،‬باید در وضع مسـاوی زن و مرد به زنان‬ ‫دوران کودکـیانجـامشـودوای ‌نطـور نباشـد کـهتمـام‬ ‫اهمیتدارد‪.‬همچنین‬
‫اعتماد کنیموآنانراانتخاب کنیمتاازمشارکتبیشتر‬ ‫سـرمایۀافـرادصـرفتحصیـلویادگیریتئوریشـودو‬ ‫داشتنبرنامهوتوانایی‬
‫بعدازفار ‌غالتحصیلیتازهیادمانبیاید کهبایدمهارت‬ ‫برایحلمسائلشهر‬
‫آناناستفاده کنیم‪.‬‬ ‫یـادبگیرنـد‪.‬مهار ‌تآموزیبایـدازهمـاندوران کودکی‬ ‫بسیارمهماست‪.‬‬
‫در اصفهـان از دورۀ اول تـا چهـارم زنـی در شـورا‬ ‫دربرنام ‌ههایدرسی کودکان گذاشتهشودتازمان ‌یکه‬ ‫شهرداربایداهدافی‬
‫نبودهاست‪.‬ب ‌هنظرشماچهمسائلیدر جامعه‪،‬‬ ‫بـهسـناشـتغالرسـیدند‪،‬بتواننـدب ‌هراحتـیواردبـازار‬ ‫رادنبال کند‪،‬ازقبیل‬
‫کار شـوندوشـغلیانتخاب کنند کهبهآنعلاقهدارند‬ ‫شهریخلاقو کارآفرین‬
‫پنهـاناسـتونادیـده گرفتهم ‌یشـود؟‬ ‫ومهـارتآنرا کسـب کرد ‌هانـدودر آنزمینـهتوانمنـد‬ ‫بههمراهتوسعۀپایدار‬
‫در دورۀ چهـارم خانـم واشـیان ‌یپور در شـورا حضـور‬ ‫هسـتند‪.‬درهـرشـهری کـهشـغلایجادشـود‪،‬توسـعه‬
‫داشـتند کـه در اقلیـت محـض بودنـد‪ .‬طبـق آیـات‬ ‫شـکلم ‌یگیـرد‪.‬علـتتأ کیـدمـابـرموضـوعزنـانایـن‬
‫زنـان و مـردان مکمـل هـم هسـتند؛ بنابرایـن زمانـی‬ ‫اسـت کهبدونتوجهبهاینقشـر‪۵۰،‬درصدجمعیت‬
‫موفـقم ‌یشـوندتصمیـمدرسـتبگیرنـد کـههـردودر‬ ‫کشـور مغفـولم ‌یمانـد؛درحال ‌یکـهبایـداز ایـنمنابـع‬
‫تصمی ‌مگیریشـرکت کنند‪.‬زمان ‌یکهزناندر مدیریت‬ ‫انسانیدربخ ‌شهایمختلفاجتماعی‪،‬اقتصادیو‬
‫شهریشرکت کنند‪،‬م ‌یتوانندراهکارهایمناسبیدر‬
‫حلمشکلاتومعضلات‪،‬درمباحثزنانو کودکانو‬ ‫فرهنگیاستفاده کرد‪.‬‬
‫حتیمردانارائهدهند‪.‬زنانب ‌هطورطبیعیشم ‌هایاز‬ ‫تفسیرخودتانرااز رجلسیاسیبفرمایید‪.‬‬
‫مدیریتدارند؛چوندرخانوادهمدیریت کرد ‌هاند‪.‬ا گر‬ ‫ایـنبحـثاززمانـیشـروعشـد کـهدراصـل‪ ۱۱۵‬قانـون‬
‫زناندرامورمدیریتیمشارکت کنند‪،‬مدیریتبهتری‬ ‫اساسـی گنجاندند کهرئی ‌سجمهور بایداز بینرجال‬
‫در شهراعمالم ‌یشود‪.‬باتوج ‌هبهحسنو ‌عدوستیو‬ ‫سیاسـیومذهبـیانتخـابشـود‪.‬ا گـربخواهیـمازنظر‬
‫عطوفتواحساسمسئولیتی کهدرزنانوجوددارد‪،‬‬ ‫مفهومـیولغتـیآنرابررسـی کنیـم‪،‬رجـالدر مقابـل‬
‫زناناینتواناییرادارند کهدر کنارمردانتصمی ‌مهای‬ ‫ِنساسـت‪.‬زمان ‌یکـهایـناصلبررسـیشـد‪،‬دراصـل‪81‬‬
‫جامعو کاملیبگیرندوای ‌نگونهجامع ‌هایعادلان ‌هترو‬ ‫قانـونخصوصیاترئی ‌سجمهورای ‌نگونهبیانشـده‬
‫بود‪:‬ایران ‌یالاصلباشد؛مذهبرسمی کشورراداشته‬
‫بـه دور از خشـونت خواهیم داشـت‪.‬‬ ‫باشـد؛مؤمـنوپیـروجمهـوریاسالمیباشـد؛حسـن‬
‫فکـر نم ‌یکنیـد شـما دو نفـر خانـم هـم در شـورای‬ ‫سـابقهوتقـواداشـتهباشـدومـردباشـد‪.‬زمان ‌یکـهایـن‬
‫قانـون در مجلـس مطـر ح شـد‪ ،‬رأی نیـاورد و فـردای آن‬
‫پنجـم در اقلیـت هسـتید؟‬ ‫روزمـردرابـهرجـلتبدیـل کردنـدورأیآورد؛بنابرایـن‪،‬‬
‫بلهدراقلیتهستیم‪.‬درپس ‌تهایمدیریتیحداقل‬
‫باید‪ ۳۰‬درصد زن داشته باشیم‪ .‬در شورای شهر تهران‬
‫‪ ۶‬نفر خانم حضور دارند و‪ ۳۰‬درصد مشارکت دارند‪ .‬در‬
‫جامعـۀسیستا ‌نوبلوچسـتان‪ ۵۱۴،‬خانـمدر شـورای‬

‫‪71‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫مهـم اسـت و اینکـه از خـرد جمعـی اسـتفاده شـود؛‬ ‫اسـتنباط کرد‪.‬طیفی کهرأیآوردندنبایدطیفدیگر‬ ‫شـهر و روسـتا هسـتند‪ .‬در شـهر خاش مشـارکت بانوان‬
‫همچنینتعهدوداشتنچهرۀمردمیومرد ‌مدوست‬ ‫رانادیـدهبگیرنـدوازاخالقاصلا ‌حطلبـیبـهدوراسـت‬ ‫صددرصدبودهاستواینآیندۀروشنیرابهمانشان‬
‫ومرد ‌مپسندبودننیزاهمیتدارد‪.‬همچنینداشتن‬ ‫کهبخواهندآ ‌نهاراحذف کنند‪.‬بایدمشورتصورت‬
‫برنامـهوتوانایـیبـرایحـلمسـائلشـهربسـیار مهـم‬ ‫گیرد و حتی از پتانسیل و ظرفیت طیف دیگر در جهت‬ ‫م ‌یدهدوفکرم ‌یکنمآیندهبهترازاینخواهدشـد‪.‬‬
‫اسـت‪ .‬شـهردار بایـد اهدافـی را دنبـال کنـد‪ ،‬از قبیـل‬ ‫توسـعۀشـهریاسـتفادهشـود‪.‬بایـدازتجربـۀآ ‌نهـا که‬ ‫دراسـتاناصفهـانهنـوزفرهن ‌گسـازینشـدهاسـت‬
‫شهریخلاقو کارآفرینبههمراهتوسعۀپایدار‪.‬ای ‌نها‬ ‫چندینسالدرشوراومدیریتشهریفعالبود ‌هاند‪،‬‬ ‫و نگـرش بـه زنـان بایـد اصالح شـود‪ .‬بایـد از پتانسـیل‬
‫معیارهایـیاسـت کهشـهرداریخوبوتوانمنـدبرای‬ ‫و ظرفیـت و توانمنـدی موجـود زنـان اسـتفاده شـود‪.‬‬
‫در جهتتوسـعۀپایدار اسـتفاده کنیم‪.‬‬ ‫در اصفهـان هیـچ زنـی در سـطوح مدیریـت فعالیـت‬
‫کلا ‌نشـهریمثـلاصفهـانبایـدواجـدآ ‌نهـاباشـد‪.‬‬ ‫مابهوعد ‌ههایپیشازانتخاباتعادت کرد ‌هایم‪.‬‬ ‫ندامشـ‌یتکنـهبدا‪.‬شـشـناید؛دمدثرا ًلسـخطانـحممدکدیتـریراثنتم‌ییعانشـیرازنـنامندیحـرکضولر‬
‫جـزوآرزوهـایمـناسـت کـهاصفهـانبعـداز چندیـن‬ ‫شـماتـاچـهحـدبـهوعد ‌ههـایخـودجامـۀعمـل‬ ‫امـور بانـوانوخانـوادۀاسـتانداریهسـتند کـهایشـان‬
‫سـالشـهردار زنداشـتهباشـد‪.‬امیـدوارمبعـداز چهـار‬ ‫همدر امور بانوانهسـتند؛وگرنهبعیدنبود کهدر این‬
‫سـال بتوانیـم شـهردار زن داشـته باشـیم‪ .‬بااینکـه از‬ ‫م ‌یپوشانید؟‬ ‫پسـتهـمآقایانقـرارم ‌یگرفتند‪.‬دردانشـگاهظرفیت‬
‫اعضای‪۱۳‬نفرۀشورافقطمادونفرخانمهستیم‪،‬دور‬ ‫تمـام تلاشـم را م ‌یکنـم تـا بـه شـعارهایی کـه داد ‌هام‬ ‫و پتانسـی ‌لهای خوبـی داریـم‪ .‬امیـدوارم کـه در ایـن‬
‫ازذهننیست کهدرمناطقپانزد ‌هگانهحداقلدوزن‬ ‫عمل کنم‪.‬شعاراصلیمن«شهردوستدارزنانوشهر‬ ‫زمینـهازاسـتادانواعضـایهیئ ‌تعلمـیونخبـگانو‬
‫شهردار داشته باشیم و این مطالبات ما از شورا خواهد‬ ‫دوستدار جوانان» است‪ .‬در این راستا به مباحث افراد‬
‫ب ‌یبضاعـت‪،‬زنانسرپرسـتخانـواده‪،‬مناطقمحروم‬ ‫کارآفرینـانبـهنحـواحسـناسـتفادهشـود‪.‬‬
‫بود‪.‬‬ ‫و آسـی ‌بهای اجتماعـی و‪ ...‬م ‌یپـردازم‪ .‬ب ‌ههرحـال‬ ‫باتوج ‌هبـهاینکـهدر اقلیتهسـتید‪،‬آیـام ‌یتوانید‬
‫در پایـان‪،‬بـاتشـکراز اینکـهفرصـتایـنمصاحبـه‬ ‫مـانبایـدفقطبهفکـرمناطقثروتمنـدباشـیم؛درواقع‬
‫رادر اختیـار مـاقـرار دادیـد‪،‬ا گـرصحبـتخاصـیبـا‬ ‫بایـدبـهمناطـقحاشی ‌هنشـینوبهمـردمآسـی ‌بدیده‬ ‫بـه اهـداف خودتـان دسـت یابید؟‬
‫خواننـدگان ماهنامـۀ بـرای فـردا داریـد‪ ،‬بفرماییـد‪.‬‬ ‫رسـیدگی کنیـم و امکانـات خاصـی بـه آنـان بدهیـم و‬ ‫امیدداریم‪.‬خوشبختانهمااز اصلا ‌حطلبانهستیمو‬
‫امیـدوارم مـدت چهـار سـالی کـه در خدمـت مـردم‬ ‫عدالـت اجتماعـی در همـۀ سـطوح مدنظـر قرار بگیـرد‪.‬‬ ‫نم ‌یخواهیمعملیغیرمنطقیودورازعقلانیتانجام‬
‫شایسـته و عزیـز اصفهـان هسـتیم‪ ،‬عملکـردی درخـور‬ ‫الآن هـم ب ‌هطـور جـد‪ ،‬ب ‌هدنبـال آن هسـتیم و همیـن‬ ‫دهیـمیاتقاضـاینابجاییداشـتهباشـیم‪.‬انتظارمان‬
‫زنـان و جوانـان شـهرمان داشـته باشـیم ‪ .‬ب ‌هگونـ ‌های‬ ‫برنامـۀاقتصادیا کوسیسـتممحیـط کسـ ‌بوکاربرای‬ ‫ایـن اسـت کـه مانعـی نداشـته باشـیم؛ همچنیـن از‬
‫عمـل کنیم کـهخدشـ ‌هایبهاعتمادمـردمواردنشـود‬ ‫ب ‌هکارگیـری افـراد در آن مناطـق اسـت‪ .‬امیدواریـم بـه‬ ‫اصلا ‌حطلبانانتظار داریم کهدیدگاهمتفاوتیبهزنان‬
‫و از ایـن آزمـون روسـفید بیـرون آییم‪ .‬از ماهنامـۀ «برای‬ ‫شـعارهایمان جامـۀ عمـل بپوشـانیم؛ ولـی ایـن امـر‬ ‫داشتهباشند‪.‬آنچهتاکنونازشورادید ‌هایم‪،‬همی ‌نطور‬
‫فردا»تشـکرم ‌یکنم‪.‬طبقتحقیقی که کردم‪،‬متوجه‬ ‫حمایـتاعضـایشـورایشـهررام ‌یطلبـد؛همچنیـن‬ ‫بـودهاسـتوبـ ‌هنظـرم ‌یرسـدمشـکلینباشـد‪.‬ضمـن‬
‫شدماینمجلهازمجل ‌ههایوزینوبااعتباردرسطح‬ ‫بهحمایتمسئولانومدیریتشهرینیازمندیمواز‬ ‫تشـکرازاینکـهمـردمبـهمـااعتمـاد کردنـدورأیدادند‪،‬‬
‫ملیاسـتوامیدوارمپوشـشرسان ‌هایاینماهنامه‪،‬‬ ‫همهمه ‌متر‪،‬مشـارکتمسـتمرمردم کمکم ‌یکندبه‬ ‫بایدبگویمرأیت ‌کتکآ ‌نهابرایماارزشـمنداسـت‪.‬‬
‫شاملزنانوخدماتآنانبهشهرهمباشدوهمیشه‬ ‫امیدواریمباحمایتمردمودیگراعضایشورا‪،‬مشکلی‬
‫و بـه همیـن صـورت‪ ،‬رسـان ‌های وزیـن باقـی بمانـد‪ .‬در‬ ‫ایـناهـدافدسـتپیـدا کنیـم‪.‬‬ ‫پیشنیاید‪.‬درادامۀراهنیزبهحمایتآ ‌نهانیازداریم‬
‫پایـان هـم شـعری از نظـام وفـا بـه شـما و خواننـدگان‬ ‫چـه معیارهایـی بـرای انتخـاب شـهردار دارید؟ نظر‬ ‫تابهاهدافعالیخودبرسیم کهایجادشهریخلاقو‬
‫شـما درخصوص انتخاب شـهردار زن چیست؟ آیا‬
‫ماهنامـۀبـرایفـرداتقدیـمم ‌یکنم‪:‬‬ ‫انتخـابشـهردار زنرامالکاصلـیخودتـانقـرار‬ ‫موفق و با توسـعۀ پایدار و توسـعۀ متوازن اسـت‪.‬‬
‫«اززنانفکربازدلنواز‬ ‫شماازشورایقبلیهممشورتم ‌یگیرید؟‬
‫م ‌یدهید؟‬ ‫بایـد از تجربـه و اندیشـه و فکـر گذشـته اسـتفاده کـرد‪.‬‬
‫کشورآباداستومیهنسرفراز‬ ‫مه ‌متریـن معیـار بـرای انتخـاب شـهردار‪ ،‬شایسـتگی‪،‬‬ ‫مشعرینـفاهی«َاوَأْصملُـر ُهیْمو ُشموَرصـدی َابی َقن ُهشـْموَروا ِمراَّمما َرَز‌یْتقـَنواا ُهنْامزی ْان ِیـف ُقنوآَیـن»ۀ‬
‫زننبد گردرجهانرازینبود‬ ‫تخصـص‪ ،‬شـناخت از مسـائل عمـدۀ شـهر و توانایـی‬
‫شعر و سوز و ساز و آوازی نبود»‪.‬‬ ‫رایزنـی بـا نهادهـای قـدرت اسـت‪ .‬پا ‌کدسـت‌بـودن‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫‪ 72‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫دیگݡر‬
‫بهانه‌ای‬
‫نداریــــــم‬

‫گف ‌ت ‌وگو با اصغر برشان‬
‫منتخب شورای پنجم‬
‫اصفهان‬

‫اسـت کـهترکیبـیازتخص ‌صهـاواقشـارواصنافمختلف‬ ‫چه تجربیات تلخ و شیرینی از دورۀ اول شورا دارید‬ ‫سمانه کلدانی‬
‫و صاحبـان تجربـه و تـوان مدیریتـی و همچنیـن ترکیـب‬ ‫کهفکرم ‌یکنیددر ایندورهبهشـما کمکخواهد‬ ‫ااسجـرایـتیکـخهاانـ ٔسـصهاغبـکقرأربهگـررنشـاماایصننفدهدـگبـایـیرن‬
‫مناسـبیاززنومردباشـدوبتواندازجوانانهمب ‌هخوبی‬ ‫مـردم اصفهـان را در شـورای‬
‫اسـتفاده کند‪.‬درواقعدر کلا ‌نشـهریماننداصفهان‪ ،‬که‬ ‫کرد؟‬ ‫شهراولدر کارنامهدارد‪.‬ویدر‬
‫بیـش از نیمـی از جمعیـت آن را شـاغلان و بازنشسـتگان‬ ‫تجرب ‌ههاهمهارزشمندندوتجربۀتلخوجودندارد‪.‬بنده‬ ‫انتخاباتشورایشهرپنجمبا‬
‫تشکیلم ‌یدهندوازنظرصنعتیو کارگریواشتغالهم‬ ‫بـه دو تجربـۀ شـاخص اشـاره م ‌یکنـم‪ :‬اول اینکـه در آن‬ ‫حضـوردرلیسـتامیدبـاردیگر‬
‫اولینشهر کشوربهشمارم ‌یآیدوازطرفیخودشهرداری‬ ‫زمـانتوقعـاتمـردمازشـوراازجنـس کوپـنمحلـیبـودو‬ ‫بـه عضویـت شـورای اسلامی‬
‫وسـازما ‌نهایوابسـتهقریـب‪ 8‬تـا‪ 9‬هـزارنفـرنیـرودارنـدو‬ ‫سخ ‌تترین کاردرشورایاولتفهیممعنایشورایشهر‬ ‫شهراصفهاندرآمد‪.‬نامبرشان‬
‫دربعـد کارگـریو کارفرمایـیبـامسـائلومشـکلاتخاص‬ ‫بـهمعنـایامـروز ‌یاشبهمردمبـودوبعدازآن‪،‬پای ‌هگـذاری‬ ‫درایـنسـا ‌لهابـا کارو کارگـری‬
‫یـخوکدنشفـارآنشمـنوااوج کهانردشـ‪،‬نباایدستبـرکهیمبسـاشئورالبکا‌هرگوونک‌هاارگـیربایشحدت کمـ ًها‬ ‫کارهایبرنام ‌هایومهم‪،‬ازجملهمشخص کردنوضعیت‬ ‫گـره‌خـورده و تجربـۀ کاری و‬
‫حضـورداشـتهباشـدوشـهروندانیهـم کـهبیـشازنیمـی‬ ‫تراکـم و همچنیـن تدویـن برنامـۀ پنـج سـاله و تدویـن‬ ‫حرفـ ‌های او حاکـی از همـت‬
‫ازجمعیـتشـهرراتشـکیلم ‌یدهنـدبایـدنماینـد ‌هایدر‬ ‫برنامـۀاصفهـان‪1400‬بـود‪.‬علاو ‌هبرفعالی ‌تهایبنیـادیو‬ ‫مضاعـف او در حـل مسـائل‬
‫امینتنخـجمبعمـدرادشمتهشـباهرشنهدسـبتنابمراویبایـن‪،‬دمقطنعع ًالتاوص‌هبمر ایینماکتـهمعبایضود‬ ‫برنامـ ‌های‪،‬طر ‌حهـاینیمـ ‌هکار ‌های کـهبیـشاز یـکیـادو‬
‫برای کلشهروشهروندانمفیدباشد‪،‬بایدنمایندگیقشر‬ ‫دههمعوقماندهبودنیزاجراشد؛ازجملهخیابانآتشگاه‪،‬‬ ‫کارگـری اسـتان اسـت‪.‬‬
‫کارگررانیزبرعهدهداشـتهباشـمتابتوانمدرتصمی ‌مگیری‬ ‫مدرس‪،‬خرموخیاموهمچنینرینگسـومشـهر کهآن‬ ‫در گف ‌توگـوی پیـش رو او را‬
‫در مسـائل خاص خودشـان اثرگذار باشـم‪ .‬بنده پرسشـی‬ ‫موقـعآزادسـازیشـد‪.‬ایجـاد کمیتـۀنظارتـیوپی ‌شبینی‬ ‫مدیریدلسوزیافتیم کهبرای‬
‫دارم کـهچـرانبایـدبـراینیمـیازجمعیتشـهر کـه کارگرو‬ ‫طرحجامعوتفضیلیوپروژ ‌ههایمطالعاتیرادرآنزمان‬ ‫ورودش بـه شـورا برنامـه دارد و‬
‫بگارزفنتشهسـشـتوهد؟همسثـلتًانبادن‪،‬واجانیفگاضهاوهیاژی ‌هاییداردنردحبوهزنۀامشـباهرغبدارننواظرن‬ ‫بهسـرانجامرسـاندیم‪ .‬کارشـاخصدیگری کهدرآنبرهۀ‬ ‫امیدواراستبتوانددراینچهار‬
‫یـااقشـاریماننـدفرهنگیانهـمامکاناتیدارنـد؛امـابرای‬ ‫زمانـیمطـرحشـدومتأسـفانهبـهتعویـقافتـاد‪،‬عملیـات‬ ‫سـالبـا کمـکدیگـراعضـای‬
‫بازنشسـتگانما کهباخانواد ‌ههایشـاندرحدود‪250‬هزار‬ ‫اجرایـیمتـرواصفهـانبـود‪.‬مـاجـزءاولین کلا ‌نشـهرهادر‬ ‫شـورا بـه دور از جنجا ‌لهـای‬
‫نمفنراازسجبمتععیریت‌فنشهشردراهتاسشکیتوقلمطع‌یًابده‌هنعندو‪،‬اامنکمانناتختدربمخرودروم‬ ‫ارائـۀ طـرح متـرو بودیـم؛ امـا متأسـفانه بـه دلایـل متعـدد‬ ‫سیاسـی و گروهـی خدمـات‬
‫شهربایدپیگیرنیازهاوخواست ‌ههایاینقشرازجامعهنیز‬ ‫بـا گذشـتچهـاردورهازشـوراهنوزنتوانسـت ‌هایمبههمان‬ ‫شایسـت ‌های بـرای مـردم شـهر‬
‫اهدافپایۀپی ‌شبین ‌یشـدهدسـتیابیـموازنظرزمانـیاز‬ ‫کهخـودراوا ‌مدارآ ‌نهام ‌یداند‪،‬‬
‫باشم‪.‬‬ ‫کلا ‌نشـهرهایدیگـرعقبیـموبایـداینعق ‌بماندگـیرابه‬
‫آیـا برنامـۀ خاصـی هـم بـرای بازنشسـتگان تـدارک‬ ‫انجـام دهـد‪.‬‬
‫نحویجبـران کنیم‪.‬‬
‫شـمادرشـورانمایندۀ کارگرانشـهرخواهیدبودیا‬

‫نمایندۀ کلشهر؟‬
‫اول بایـد بگوییـم موضـوع انتخـاب چیسـت؟ موضـوع‬
‫انتخابمردم‪،‬شـورایشـهراسـتوشوراییبهترینشورا‬

‫‪73‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫یعاکمـدیلگرها ‌مسزیتسـ‪.‬تمایقواطرتع ًباـاگزیطنم‌ههسـاایلمید‌ترآنمیظزرآدحاـرایدم؛شـامهاربنیبدـاه‬ ‫تکریـم اربا ‌برجـوع قطعـ ًا در قالـب شفا ‌فسـازی محقـق‬ ‫دید ‌هایـد؟‬
‫نامفردخاصیرامطرحنم ‌یکنم‪.‬شهردارفعلی‪،‬بعضیاز‬ ‫خواهـدشـد‪.‬درمـوردبروکراسـیادارینیـزبایـد گفـتامـور‬ ‫کارفرمـای بازنشسـتگان یـک کارفرمـای واحـد اسـت‪.‬‬
‫مدیرانقبلی‪،‬برخیازوزراومسئولانآزمو ‌نپ ‌سدادۀشهر‬ ‫روزمـرۀمجموعـۀشـوراوشـهرداریبـارو ‌شهـاوامکانـات‬ ‫شـهرداری بـرای اقشـار مختلـف جامعه فضاهـا و امکاناتی‬
‫از گزین ‌ههایشورایپنجمبرایانتخابشهردارهستند‪.‬‬ ‫فراهـم م ‌یکنـد‪ ،‬مثـل فضاهـای ورزشـی در پار ‌کهـا‪.‬‬
‫جدیـدنر ‌مافـزاریانجـامخواهـد گرفت‪.‬‬ ‫باای ‌نحـال‪،‬حداقـلخواسـتۀمـنایناسـت کهبـرایاین‬
‫چهنقاطمنفیومثبتیدراصفهانم ‌یبینید؟‬ ‫توسعۀفضایکس ‌بوکارراچگونهانجامدهید؟‬ ‫‪ 250‬هـزار نفـر کـه آینـۀ تما ‌منمـای جامعـه و شـهروندان‬
‫یکیازنکاتمنفیایناست کهعمدۀدرآمدشهردار ‌یها‬ ‫بارو ‌شهایمتعددمثلایجادبسترمناسببرایجذب‬ ‫هسـتند‪ ،‬بـا همـکاری دسـتگا ‌ههای اجرای ‌یشـان مثـل‬
‫بـرمبنـایترا ک ‌مفروشـیوساختما ‌نسـازیاسـتودرآمد‬ ‫سـرمای ‌هگذاری در زمین ‌ههـای مختلـف‪ .‬در حـال حاضـر‪،‬‬ ‫سازمانتأمیناجتماعیوسازما ‌نهای کشوریولشکری‬
‫پایـداردیگـریندارنـد‪.‬درچندسـالاخیر‪،‬ساخ ‌توسـازبا‬ ‫شهردار ‌یهادر کل کشوردچاررکودساختمانیهستند‪.‬‬ ‫پروژ ‌ههایـیتعریـفشـودتـادرمکا ‌نهـایعمومـیماننـد‬
‫رمکـوشـدکروبلـ ‌هشـرودنشـددووقطشـعـهًاربداایـرد‌یهچـاابرـ ‌هرااییبـمراسـایئایـلمنالـوضیعدیـچـارت‬ ‫در ایـن وضعیـت بسـیاری از سـرمای ‌هگذاران سـاختمانی‬ ‫پار ‌کهـاوفضاهـایسـبز‪،‬بـرایایـنقشـرنیـزمکا ‌نهـای‬
‫اندیشـیدهشـود‪.‬در مـورددوموضـوعدیگـرنیـزبهتـربـود‬ ‫اصفهانازاینشهرمهاجرت کردندودرشهرهایدیگری‬ ‫خاصیتعریفشودتاشأن‪،‬آبرووحیثیتاینقشرشریف‬
‫بـهشـیوۀدیگـریعملشـود‪:‬یکیمیـدانامـامعلـی(ع)و‬ ‫اقـدامبـهسـرمای ‌هگذاری کردنـد‪.‬ه ‌ماکنـونافـرادیوجـود‬ ‫جامعهحفظشـودوجایمناسـبیبرای گذرانوقتشان‬
‫دیگـریسـالناجالسسـران‪.‬بـهنظـرمـنا گـردراینسـه‬ ‫دارنـد کـه ا گـر بسـتر کار مهیـا شـود‪ ،‬آمـادۀ سـرمای ‌هگذاری‬ ‫داشـته باشـند و بدیـن ترتیـب‪ ،‬ازنظـر روابـط اجتماعـی‬
‫مـوردبهتـرعملم ‌یشـد‪،‬الاندروضعیتبهتـریبودیم؛‬ ‫در امـور مختلـفهسـتند‪.‬اصفهـانم ‌یتوانـدبـااسـتفاده‬ ‫ارز ‌شافـزود ‌هایبرایشـانداشـتهباشـدتـانخواهند گوشـۀ‬
‫متأسفانهدرحالحاضرا گر کاررارها کنیم‪،‬سرمای ‌ههابه‬ ‫از ارتباطـات خواهرخواندگـ ‌یاش سـرمای ‌ههای خارجـی را‬ ‫خانهبهعزلتبنشیندودچارافسردگیشوندوباب ‌یمهری‬
‫هدررفتهوپروژهعقیمماندهوا گربخواهیمادامهدهیم‪،‬‬ ‫جـذب کنـد‪.‬رونـقتوریسـموبرو ‌نسـپاریبرخی کارهـادر‬ ‫اایعنضامیسئخلانهرواادحهرلوبخ‌هرواوهیشونم کدر‪.‬بداوهقمطکعاًاریکیبییازنمدوسضتوگعاا‌هتهیا‬
‫بودجـ ‌هاینیسـت‪.‬درواقـعهمـانزمـان کـهدولـتاعالم‬ ‫شهرداریم ‌یتواندمنجربهتوسعۀفضایکس ‌بوکارشود‪.‬‬
‫کـردمنابـعمالـ ‌یبـهایـنطـرحاختصـاصنم ‌یدهـد‪،‬باید‬ ‫شعارمابود که«برایاصفهانرؤیاییداریم»ودرصددیم‬ ‫کـهپیگیـریخواهـم کـردهمیـنموضـوعخواهـدبـود‪.‬‬
‫کاررارهـام ‌یکردیـم؛چـونماحقنداریمازبودجۀعمومی‬ ‫آنرامحقق کنیموبستریشادوشاداببرایشهروندان‬ ‫درموردتسهیلاتکارتمنزلتتوضیحم ‌یدهید؟‬
‫مـردمشـهربـراییـکطـرحملـیهزینه کنیـم‪،‬درحال ‌یکه‬ ‫طـرح کارت منزلـت از دور ‌ههـای پیـش آغـاز شـد و‬
‫شـهراصفهانبیشـترینمالیاترابهخزانهواریزم ‌یکند‪.‬‬ ‫فراهم کنیم‪.‬‬ ‫بازنشسـتگان بـا اسـتفاده از آن م ‌یتوانسـتند بـرای‬
‫البتـهعقـلسـلیمم ‌یگویـدمـابایـدپروژ ‌ههـاراادامهدهیم‬ ‫فعالیـت شـاخص شـورای اول در مبحـث حم ‌لونقـل و‬ ‫حم ‌لونقـلعمومـیازتخفیـفویژهبهر ‌همندشـوندیـادر‬
‫تـابـهبهر ‌هبـرداریبرسـند‪.‬میدانامامعلیبسـیاربـاارزش‬ ‫ترافیکومسائلزیس ‌تمحیطی‪،‬پیگیریموضوعرینگ‬ ‫سـازما ‌نهایدیگروابستهبهشـهردارییاسازمانمیراث‬
‫اسـت امـا نواقصـی دارد‪ .‬شایسـته بـود در اجـرای این طر ح‬ ‫سـومشـهراصفهـانبـود‪.‬امـروزهماولوی ‌تهـایمـادراین‬ ‫فرهنگیو گردشگرییاسایرسازما ‌نهایخدما ‌ترسان‪،‬‬
‫باجذببودج ‌ههایملی‪،‬عملکردبهتریازخودنشـان‬ ‫رمیبنحگثچ‪،‬عهامرلمیااتسـی کترکدهنقورطفع ًاعآثماروانمثعببراتزییاحسـدا ‌تمثوحتیکطمییول‬ ‫تسهیلاتوامکاناتیدریافت کنندوبدینترتیبوضعیت‬
‫م ‌‪‎‬یدادیـم‪.‬مـورددیگـرهـمموضوعمترواسـت کـهدردورۀ‬ ‫ترافیکیبهدنبالخواهدداشتوفوایدآنن ‌هفقطبهشهر‬
‫اولآغازشدومتأسفانهشورایپنجمبایدعق ‌بماندگیآن‬ ‫اصفهـان‪ ،‬کـهبـهاسـتا ‌نهایپیرامـوننیزم ‌یرسـد‪.‬بـرای‬ ‫زندگـیآ ‌نهـاتاحـدودیارتقـایابـد‪.‬‬
‫اجرایـی کـردنایـنطرحملیبه کمکدولتنیازمندیم‪.‬‬ ‫پایـان کار شـورای شـهری را کـه تمـام اعضـای آن‬
‫راجبـران کند‪.‬‬ ‫ملا کشمابرایانتخابشهردار آیندهچیستواو‬ ‫اصلا ‌حطل ‌بانـد چگونـه پی ‌شبینـی م ‌یکنیـد؟‬
‫کلامآخر؟‬ ‫براینهادهایانتخابیمثلریاستجمهوری‪،‬خبرگان‪،‬‬
‫آنچـهباعـثامیـدواریبنـدهاسـتایـناسـت کـههرچند‬ ‫بایدچهخصوصیاتیداشتهباشد؟‬ ‫مجلس یا شـورای شـهر بهترین انتخاب از طریق احزاب و‬
‫هنوز کاراجراییشـورایپنجمآغازنشـدهاسـت‪،‬احزابو‬ ‫اولینملا ک‪،‬ساختاریاست کهوزارت کشورتعریف کردهو‬ ‫سازما ‌نهاست‪.‬اینبهآنمعنانیست کهافرادخودشان‬
‫سـازما ‌نهاوبسـیاریازمردممارارصدم ‌یکنندوبادقت‬ ‫درآنمشخص کردهاستشهردارانبایدچهخصوصیاتی‬ ‫درک اجتماعـی ندارنـد و نم ‌یتواننـد افـراد مناسـب را‬
‫پیگیـر مسـائل شـهر هسـتند و ایـن نکتـۀ مثبتـی اسـت‪.‬‬ ‫داشـتهباشـند؛بنابرایـن‪،‬مـااجـازهنداریـمهرکسـیرابـاهر‬ ‫شناسـایی کننـد؛بلکـهدردنیـاثاب ‌تشـدهبهتریـننحـوۀ‬
‫مسئولیت سنگینی بر عهدۀ ماست‪ .‬ما در شورای پنجم‬ ‫شرایطیانتخاب کنیم‪.‬ملا کدومتوانمندیو کارآزمودگی‬ ‫انتخـاب‪ ،‬گزینشـی اسـت کـه سـازما ‌نها و احـزاب انجـام‬
‫نهدامریـگـمی؛ازچـیـونکقاطعیـدتـ ًافتعـسایراسـضویاهختسـلاتی ‌فنم وظـردیگیـبریبـهانناـع‌هاضـای‬ ‫اسـت‪ .‬کلا ‌نشـهراصفهـاندر بعضـیزمین ‌ههـاه ‌متـراز بـا‬ ‫م ‌یدهنـد؛چـونحسمسـئولی ‌تپذیریدارنـدوب ‌هعلت‬
‫نیسـت‪.‬در ایـندورهرأیمـردمبـهآخریـننفـرلیسـتمـا‬ ‫پایتخـتاسـتوحتـیدربعضـیاززمین ‌ههـافراتـرازتهـران‬ ‫ارتباطـات بیشـتر بـا مـردم و شـناخت آ ‌نهـا‪ ،‬نیازهـا و‬
‫اختالفمعنـاداریبـااولیـننفـرلیسـترقیـبداردوایـن‬ ‫است‪.‬ب ‌هطورمثال‪،‬بیشترافرادیکهبهدلایلدیپلماتیک‬ ‫خواست ‌ههایشانرام ‌یشناسند‪.‬آ ‌نهافردیبرایریاست‬
‫وظیفـۀمـاراسـنگی ‌نترم ‌یکند‪.‬‬ ‫به کشورماسفرم ‌یکنند‪،‬تمایلدارندبهدلایلتاریخیاز‬ ‫جمهـوری و افـرادی بـرای قـوۀ مقننـه یـا شـوراهای شـهر و‬
‫اصفهانبازدید کنند‪.‬اصفهانظرفیتبسیاربالاییدارد‬ ‫روستاکاندیدام ‌یکنندتابتوانندپاس ‌خگوینیازهایجاری‬
‫وم ‌یطلبد کهشـهردارآنبسـیارتوانمند‪،‬باتجربه‪،‬دارای‬ ‫باشند‪.‬بنابراینبهترینروشایناست کهمردمعلاو ‌هبر‬
‫روابطعمومیقویوظرفیتفراوانباشـد؛چونشـهردار‬ ‫اینکهخودشانتجزی ‌هوتحلیلم ‌یکنند‪،‬ب ‌هگزینشدیگران‬
‫هـمتوجـه کننـد‪.‬مـردماز‪600‬نفرنمایندۀمسـتقلوبقیۀ‬
‫لافیراسـدیتاکمهیـدردلویاسصلا‌ت ‌حهاطولاـئتلباراان‌فتهاخـایمبخکترلدنـفدق‪.‬رامررددامشقتنطعد ً‪،‬ا‬
‫برنام ‌ههـاو گرای ‌شهـایایـنافـرادرابررسـی کردنـدودربارۀ‬
‫تیمتخصصیو کارشناسـیآ ‌نهاتحقیق کردندوسـپس‬
‫دسـت به انتخاب زدند‪ .‬در انتخابات ریاسـت جمهوری از‬
‫بینچندین کاندیدابهیارانهجوابمنفیدادندوبهفرد‬
‫دیگریرأیدادند‪.‬مابایدبهخواسـت ‌ههایمردم کهآنرا‬
‫دررأیمعنادارآ ‌نهابهاصلا ‌حطلبانم ‌یتواندید‪،‬پاسخ‬
‫بدهیـموبرنام ‌ههـایمدونـیهـمبـرایایـن کار داریـم‪.‬از‬
‫پوردورژا‌هیـهانیچنـشادخدوصرهای کصاه ًالعبهضآانایهشمویراتیپداندجهنمشدـرندهظارسـدارنتد‪،‬‬
‫توسـعهورونـقفضـای کسـ ‌بوکار ورفـعموانـعتوریسـمو‬
‫رونق گردشـگریاسـت‪.‬موضوعبعـدی‪،‬شفا ‌فسـازیدر‬
‫مجموعـۀشـهرداریوسـازما ‌نهایوابسـتهبـهآناسـت‪.‬‬

‫‪ 74‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫شهر چیست؟ شهردار کیست؟‬

‫انتخاب شهردار اصفهان در گف ‌ت ‌وگو با چند تن از بزرگان و مدیران شهری‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫حسین فقیهیان‬ ‫فضل الله صلواتی‬ ‫محمدجواد عیدی‬

‫اداره کنـد‪.‬‬ ‫دیدگا ‌ههـا‪ ،‬شـاخ ‌صها و معیارهـای شـورای شـهر‬ ‫گروه جامعه‬
‫فقیهیـان‪ :‬شـهرداری در کشـور مـا جـزء اولیـن نهادهـای‬ ‫برایانتخابشـهردار چیسـت؟شـهردار بایدچه‬ ‫کـی شـهردار میشـه؟ ایـن‬
‫مدنیبود کهتشکیلشد‪.‬دول ‌تها کهعهد ‌هدار مسائل‬ ‫خصوصیاتـیب ‌هصـورتاعـمدر کشـور وب ‌هصورت‬ ‫سـؤالیاسـت کـهایـنروزهـادراغلـب‬
‫کشوریهستندبخشیازاختیاراتخودشانرادرشهرها‬ ‫اخصدراصفهانداشتهباشد؟چونویژگ ‌یهای‬ ‫جلسـات‪ ،‬نشسـ ‌تها‪ ،‬گرو ‌ههـا و‬
‫و روسـتاها بـه امنـا و معتمـدان مـردم دادنـد و برایشـان‬ ‫حتی گف ‌توگوهایدونفـرهم ‌یتوان‬
‫منابـع مالـی تعریـف کردنـد‪ ،‬ماننـد تعرف ‌ههـای عـوارض‪.‬‬ ‫اصفهان باشـهرهایدیگرمتفاوتاسـت‪.‬‬ ‫شـنید‪.‬جوابامامشـخصنیسـت‪.‬‬
‫درواقـعدر گذشـتههـرمنطقـهومحل ‌هایری ‌شسـفیدان‬ ‫صلواتی‪:‬درزمانآغازبه کارنهادشـوراها‪،‬اسـاستفکربر‬ ‫هرکسـی نـام گزین ‌ههایـی را شـنیده‬
‫و کدخدایانیداشـته کههممعتمدحکوم ‌تهابودندو‬ ‫ایـنبـود کـهفکرجمعـیشـهررااداره کنـد‪.‬البتهفکرهای‬ ‫اسـت؛ از مهنـدس جـوادی و دکتـر‬
‫هـممرجـعرجـوعمردمبرایحـلاختلافات‪.‬نوعینظام‬ ‫فـردیهـم گاهـیخوببودند؛چـونآ ‌نهاهممشـاوران‬ ‫عظیمیـان ب ‌هعنـوان شـهرداران‬
‫وعررفوحیانحیـاکتمبموحـد؛وارمقاـبراعر گدارزفـانقتل؛امثباا ًیل دنرناظصافمهبـاهنهآیـمخ‌تاولرلده‬ ‫و معاونانـی داشـتند و از آ ‌نهـا اسـتفاده م ‌یکردنـد؛ ولـی‬ ‫اسـبقایـنجها ‌نشـهر گرفتهتـادکتر‬
‫طاهـریمرجـعمردموامینحکومـتودولتبود‪.‬بنای‬ ‫وقتیاز زمانآقایخاتمی‪،‬تصمیم گرفتندشورایشهر‬ ‫حجـ ‌تاللهمیرزایـیودکتـرنـوروزیو‬
‫ایجادطی ‌فهاواحزابهمهمیناسـت‪.‬مشـکلی کهما‬ ‫رامطابـقبـاقانـوناساسـیرا ‌هانـدازی کننـد‪،‬نظـربـرایـن‬ ‫دیگران‪.‬بعضینیزازآقایجمال ‌ینژاد‬
‫الآنداریمایناسـت کههنوزآنسـاختار‪،‬درسـتنشـده‬ ‫بود کهنخب ‌ههایمردم کهباشـهرآشـناهسـتند‪،‬شـهررا‬ ‫ب ‌هعنـوان گزینـ ‌های جهـت ابقـا یـاد‬
‫استوافرادی کهمعتمدمردمودولتباشند کمتروارد‬ ‫اداره کننـد؛ یعنـی آ ‌نهایـی کـه خصوصیـات اصفهـان را‬ ‫م ‌یکننـد‪.‬ماهنامـۀبـرایفـردادراین‬
‫قمیـحدا‌طالنرمجا‌یلشـنیونسد‪.‬اتع؛تاتقـفااقدًامـسرنمایاـی ‌هناهاسـیتخکـوبهیدرهامصدفارهیام؛ن‬ ‫م ‌یشناسـندوم ‌یداننـدایـنشـهرچـهامکانـاتومزایـاو‬ ‫میـانبـهدورازایـننا ‌مهـاویادهـا‪،‬در‬
‫امـابـزرگانمـادر حاشـیههسـتند‪.‬در سـاختار اجتماعـی‬ ‫نویانازتهخاـیـایب کدانرنـد‪.‬دم؛ـردردحمبالایـ‌یکداهفـمراثاد ًللابیـراقیاونتتوانـخاابرااشتنماسجـلایسی‬ ‫نشسـتیباسـهتنازبزرگانسیاسـی‬
‫شـهر‪،‬بایدفردیوجودداشـتهباشـد کهدلشبرایشـهر‬ ‫بایدبه کسیرأیداد کهچهر ‌هایسیاسیباشدوبینش‬ ‫و مدیـران شـهری از دو نسـل قدیـم‬
‫بسـوزدومـردمبـهاواعتمـادداشـتهباشـند‪.‬مـنمعتقدم‬ ‫ودوراندیشـیاجتماعـیداشـتهباشـد؛ولـیبرایشـورای‬ ‫وجدیـدبـهشناسـاییشـاخ ‌صهاو‬
‫در بعضـیشـهرهاشـورادر سـایۀدولـتانتخـابشـد‪،‬نـه‬ ‫راشـسـهتراباییتداوفرسـاعدهیوانپتیخشـارفبشتـوشنـهدرکباهنشـگاد‪،‬همشـخانصبویص ًشاـبتررادری‬ ‫ویژگ ‌یهاییکمدیرشـهروشـهردار‬
‫در سـایۀشـخص‪.‬ایـن‌یکدسـتشـدنشـوراازلحـاظبـار‬ ‫اصفهـان کـه ظرفی ‌تهـای گردشـگری و تاریخـی زیـادی‬ ‫توانمنـدپرداختـهاسـت‪.‬امیـدآ ‌نکـه‬
‫سیاسـی هـم نقطـۀ قـوت اسـت و هـم خطـر؛ یعنـی دیگـر‬ ‫دارد‪ .‬خوشـبختانه این بار در اصفهان شـورای اصلاحاتی‬ ‫کلیدشـهررابهدسـت کسـیبسپاریم‬
‫منتقدمادر صحنشـورانیسـت‪،‬بلکهدر جامعهاسـت‪.‬‬ ‫تشـکیل شـد و همـۀ سـیزده نفـری کـه در فهرسـت‬ ‫کـه بدانـد چـه گوهـری را در دسـتان‬
‫عملکـردایـنشـورا‪،‬هـرچه کـهباشـد‪،‬ب ‌هپـایدولتثبت‬ ‫اصلا ‌حطلبـانبودنـدانتخـابشـدند‪.‬تـاجایـی کـهبنـده‬ ‫خـودداردوآنرابـاهـرآبگینـ ‌هایوبـه‬
‫م ‌یشـود‪.‬چهـارسـالآینـده‪،‬مردمی کهم ‌یخواهنـدرأی‬ ‫بـاایـنافـرادآشـناییدارم‪،‬م ‌یدانـمهمگـیدر شـناخت‬
‫بدهنـددولـتوشـورارابـاهـمارزیابیم ‌یکننـد؛بنابراین‪،‬‬ ‫شـهروجامعهوبرنام ‌ههایشـهریمتخصصهسـتندو‬ ‫ثمـنبخـسمعاملـهنکند‬
‫اینمقطعبسیارمهماست‪.‬انتخاباتفرایندیسیاسی‬ ‫کارهایاجراییانجامداد ‌هاند‪.‬امیداستاعضایجدید‬
‫اسـت؛ ولـی انتخـاب شـهردار نبایـد سیاسـی باشـد‪ .‬بالی‬ ‫شورایشهربتوانندبرایشهریکشهردار خوبوفعال‬
‫شهرداریایناست کهسیاستواردآنشود؛هما ‌نطور‬ ‫انتخـاب کننـدتـابـامدیریتصحیـحوتـواناجرایـیبالا‪،‬‬
‫کـه در چنـد سـال اخیـر ب ‌هنوعـی شـاهد آن بودیـم‪.‬‬ ‫زیرسـاز ‌یها‪،‬بازساز ‌یهاوآزادساز ‌یهارا کهمشک ‌لترین‬
‫کار شهرداریاستانجامدهدوبتواندچهار سالشهررا‬

‫‪75‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫سیاسـی نیسـت؛ بلکـه جایـی اسـت کـه باتوج ‌هبـه‬ ‫مرحلـه‪،‬یعنـیمرحلـۀاولاز مشـروطیتتـادهـۀ‪ 70‬ودو‬ ‫اصفهانتقریب ًادودههاسـت کهدر عرصۀرقابتبابقیه‬
‫پتانسی ‌لهایش‪،‬م ‌یتواندساختاراولیۀتوسعۀاقتصادی‬ ‫مرحلـۀآخـر کـهدردودهـۀهشـتادونـودشـکل گرفـت‪،‬با‬ ‫کلا ‌نشهرها‪،‬عقب‌ماندهاست‪.‬شورایشهردروضعیت‬
‫وفرهنگی کل کشـورباشـد‪.‬‬ ‫سـرعت گـذر کرد ‌هایـم‪ .‬چهارمیـن مرحلـه داشـتن شـهر‬ ‫بسیار حساسیاست؛چونیکدستاست‪،‬بار سیاسی‌‬
‫واضـح اسـت کـه منتخبـان شـورا از یـک سـو بایـد‬ ‫فرهنگـیاسـت؛یعنیشـهری کهانسـا ‌نمحور‪،‬معنا گـراو‬ ‫رویدوشـشاسـت‪.‬شـهرداری کهانتخابم ‌یشودباید‬
‫اولوی ‌تهـاوخواسـت ‌ههایمـردمرادر نظـربگیرنـد‬ ‫زیس ‌تپذیرباشد‪.‬بهاینترتیب‪،‬درادبیاتنظریتحولی‬ ‫فردیباتجربهوبادیدگاهغیرسیاسیباشد کهعملکردش‬
‫واز سـویدیگربایدبادیدگاه کارشناسـانهبررسی‬ ‫مفهومیپیداشـد‪.‬ا گرشـمام ‌یگوییدشـهرموجودزنده‬
‫کنند کهچگونهم ‌یتوانبهاینخواسـت ‌ههاجامۀ‬ ‫اسـت‪،‬بایـدطبـققواعـدیکموجـودزنـدهباشـهرروب ‌هرو‬ ‫در شـهرمشـخصاست‪.‬‬
‫عملپوشـاند‪.‬آیاباانتخابیکشـهردار توانمند‬ ‫شـوید‪ .‬ا گـر بـه شـهر احتـرام نگذاریـد‪ ،‬شـهر هـم بـه شـما‬ ‫عیـدی‪:‬بـرایاینکـهبـهشـورایشـهرجدیـدبگوییـمچـه‬
‫منتسـب به جریان سیاسـی پیروز و موردحمایت‬ ‫احترامنم ‌یگذارد‪.‬آ ‌نوقتهماناتفاقیم ‌یافتد کهالآن‬ ‫شـهرداری را انتخـاب کننـد‪ ،‬اول بایـد تبییـن کنیـم کـه‬
‫مـردمبهتـرم ‌یتـوانعمـل کـردیابـاانتخابفـردی‬ ‫افتادهاست؛یعنیمادر حوزۀ کالبدیودر حوزۀانسانی‬ ‫شهردارم ‌یخواهددرچهشهریفعالیت کند؟منمایلم‬
‫توانمندتـرولـیفـارغاز طی ‌فبند ‌یهایسیاسـی؟‬ ‫دچـار آسـیب هسـتیم‪ .‬آسـیب هـم پخـش‌شـده اسـت و‬ ‫نگاهی گذرابهتحولاتشهرازدورۀمشروطیتتابه‌حال‬
‫بـهنظرشـمامـردم کدا ‌میـکرابهتـربرم ‌یتابند؟‬ ‫ایـنمسـئلهوضعیـترابدتـرم ‌یکنـد‪.‬درعرصـۀمدیریت‬ ‫بیندازم؛یکنگاهتوصیفی‪-‬تحلیلی‪،‬نهیکنگاهارزشی‪.‬‬
‫صلواتـی‪:‬درسـتاسـت کـهالآنشـورایشـهردر دسـت‬ ‫شـهریبایـدچهـار رکـنرادر نظـر گرفـت‪:‬رکـناولمـردم؛‬ ‫ازسـال‪ 1324‬کـهتشـکیلانجم ‌نهـایبلدیهدرمجلس‬
‫اصلا ‌حطل ‌بهاسـت‪ ،‬ولـی همـان اصلا ‌حطل ‌بهـا هـم‬ ‫رکـن دوم فضـا و کالبـد؛ رکـن سـوم اقتصـاد و رکـن چهـارم‬ ‫شـورای ملـی تصویـب شـد‪ ،‬رویکـردی خدماتـی در ایـن‬
‫کـه رأی داد ‌هانـد انتظـار خدمـت دارنـد‪ .‬ایـن چهـار سـال‬ ‫شبکۀارتباط ‌ی‪.‬چش ‌ماندازبراساساینچهاررکنتعریف‬ ‫حـوزه حا کـم بـوده اسـت؛ یعنی معابر بگذاریـم‪ ،‬به فضای‬
‫دور ‌های آزمایشـی اسـت بـرای ای ‌نکـه توانایـی آ ‌نهـا در‬ ‫م ‌یشود‪.‬برایرسیدگیبهشهرچار ‌هاینیستجزاینکه‬ ‫تکافلبکـرد‪،‬بـیدشوهنرتتووججـههبکنهیتغمی‪،‬یرشاتـهریراکتـمهیدزرنبگد‌هندۀاریجامموعـ‪.ٔ .‬ه‪.‬ا‪.‬یاریانن‬
‫ادارۀشهرازنظرفضایسبز‪،‬نظرخواهیاز مردم‪،‬مسائل‬ ‫مدیریـتشـهری‪،‬فـارغازهـررویکـردسیاسـی‪،‬فرص ‌تها‬ ‫صورت گرفت‪،‬همچنانبهقوتخودباقیماندتاسـال‬
‫فرهنگـی‪ ،‬مسـائل عمرانـی و خدماتـی و‪ ...‬سـنجیده‬ ‫راتقسـیم کندوجامعۀمدنیرابرایپذیرشمسـئولیت‬ ‫‪ 1376‬کـهمقولـ ‌هایبـاعنـوانجامعـۀمدنیمطرحشـد‪.‬‬
‫شـود‪.‬همـۀمـردمبـاآ گاهـیرأیداد ‌هانـدوناظرهسـتند‪.‬‬ ‫در قبالحیاتشـهر ‌یاشتقویت کند‪.‬سـاختار شـهری‬ ‫نتیجـۀانتخابـاتسـال‪ 76‬شـگف ‌تانگیزبـودوبسـیاری‬
‫مال کاصلـی‪،‬مـردمهسـتندومـابایـدببینیـمآ ‌نهـاچـه‬ ‫کلیتیدارد کهبرایتقویتآنبایدبهساختارمویرگ ‌یاش‪،‬‬ ‫آنراپی ‌شبینینم ‌یکردند‪.‬بعدازآن‪،‬بردایراناز استرالیا‬
‫م ‌یخواهنـد؟ا گـرشـورادرسـتعمـل کنـد‪،‬مـردمهـمدر‬ ‫کـه همـان محالت اسـت‪ ،‬دقـت شـود‪ .‬از سـوی دیگـر‪،‬‬ ‫باعـث شـد بسـیاری متوجـه شـوند در لای ‌ههـای پنهـان‬
‫آیندهدوبارهانتخابشانخواهند کرد‪.‬مردماینجابهفکر‬ ‫مدیریـتشـهریبایـدشـهروندانیبپرورانـد کـهقائـلبـه‬ ‫جامعهاتفاقاتیداردم ‌یافتد‪.‬درنتیجه‪ ،‬گفتندشهرداری‬
‫برجاموتحری ‌مهایآمریکانیستند؛بلکهبهفکرخدمات‬ ‫مشـارک ‌تجوییباشند‪.‬مشارک ‌تجویییعنیشهرونداز‬ ‫علاو ‌هبـر کارکـردخدماتی‪،‬باید کارکردفرهنگیهمداشـته‬
‫شـهر ‌یاند‪.‬شـهریتمیزومنظمبافضایسـبزوترافیک‬ ‫بدوتصمی ‌مگیریازروندامورآ گاهباشد‪.‬مدیریتشهری‬ ‫باشد؛بدینترتیب‪،‬شهرداریواردفاز دومفعالی ‌تهای‬
‫کمووسایلعمومیمناسبباامکاناتیبرایتوریس ‌تها‬ ‫بایدبداند کهشـهررانم ‌یشـودازطریقشهرفروشـیاداره‬ ‫خـودشـد‪.‬دراصفهـانخان ‌ههـایجوانوفرهن ‌گسـراها‬
‫و گردشگرانم ‌‪‎‬یخواهند‪.‬شورابایدفردیرابرای کارپیدا‬ ‫کـرد‪.‬بایـدبـهمزی ‌تهـاینسـبیاصفهانتکیه کـرد‪،‬مثل‬ ‫اراد‌اهامنـهدیازافیت‪.‬شـکدمویبفععالدیباب‌تسهـاطریوافبرهطنبگیـ ‌نیالمطلبـلقونسهااللزیام ًاق‬
‫کند کهتحصیلاتمرتبطدارد‪،‬مثلدکترایشهرسازی؛‬ ‫گردشگری‪،‬هنروفرهنگ‪.‬همچنینلازماستمدیریت‬ ‫بی ‌نالدولوهمچنینتعددخواهرخواند ‌ههاوآمدوشدها‬
‫و همچنیـن مدیـر و خردمنـد و قائـل بـه اسـتفاده از‬ ‫شهر ‌یضمنقائلشدنبهمنطقتغییراتودرکآ ‌نها‪،‬‬ ‫مفهـومجدیـدیشـکل گرفـتو گفتـهشـدا گـرقراراسـت‬
‫اندیش ‌ههایجمعیباشدتابتواندموفقعمل کند‪.‬طبق‬ ‫مشکلاتراحل کند‪،‬نهاینکهآ ‌نهارارد کند‪.‬مه ‌مترین‬ ‫شهر خوب اداره شود‪ ،‬به شهروندان خوب نیاز دارد‪ .‬پس‬
‫فرمایش حضرت علی به مالک‪ ،‬افرادی بر مصدر امور قرار‬ ‫چیـزی کـهبایـددربـارۀاصفهانبگویمومدیریتشـهری‬ ‫ب ‌هسـویمؤلفۀدیگریاز حیاتشـهری گامبرداشـتیمو‬
‫گیرند کهامتحانخودشـانراپسدادهوتخصصشـانرا‬ ‫بایدبهآنقائلباشدایناست کهاصفهان‪،‬جها ‌نشهر‬ ‫درعی ‌نحـال کـهفعالی ‌تهـایخدماتـیوفرهنگـیانجام‬
‫نشاندادهباشند‪.‬شهردارشهردومیلیونیاصفهانباید‬ ‫اسـت و ایـن صفـت را در طـول تاریـخ ب ‌هدلیـل تنـوع و‬ ‫م ‌یدادیـم‪،‬بـهفرهنگشـهریهمتوجه کردیـم‪.‬البتهدر‬
‫کارنامـۀاجرایـیقویداشـتهباشـد‪.‬‬ ‫تمایزشحفظ کردهاست‪.‬اینتنوعفضای گف ‌توگویی‬ ‫ایـننـگاه‪،‬شـهروندرابراسـاسحقوقـشتعریفنکردیم‪،‬‬
‫لزومـ ًانباید‬ ‫شـهردار‬ ‫فقیهیـان‪:‬اعتقـادمـنایـناسـت کـه‬ ‫م ‌یطلبد؛یعنیمابایدباحفظتنوعوتمایز‪،‬تنشایجاد‬ ‫بلکهبراسـاسوظایفشتعریف کردیم‪.‬الآنمااز هرسـه‬
‫متخصـص شهرسـازی باشـد‪ ،‬بلکـه بایـد مدیـر باشـد‪.‬‬ ‫نکنیـم‪ .‬شـهر بسـتر رویارویـی و جبه ‌هگیـری جنا ‌حهـای‬

‫‪ 76‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫کهفرمایشـتاندرسـتاست‪.‬بهنظرمنوقتیم ‌یگوییم‬ ‫شـهرداری هـم بایـد توسـع ‌هطلب و روب ‌هجلـو باشـد‪.‬‬ ‫این‌یکدستشدنشورا‬
‫کمافمهاـًلوکملـسییراوبـسـ ‌هریو‪،‬هدروساـقتـیعبم؛اییعنـکمیافگهرومم ‌یگسـوهییلمومشـمهترنیعوک‬ ‫شـجاعتیکـیاز مه ‌متریـنویژگ ‌یهـایمدیـراسـت؛امـا‬ ‫ازلحاظبارسیاسیهمنقطۀ‬
‫اواسـحـدت‪،‬بساییـادسـدقیی اقـ ًاسـمعتلـوومشـکنهیرـدامرکیهیـمنظک پورمسـانتچسییاسـسـتی‪.‬‬ ‫شـهردار بـه چیـزی فراتـر از شـجاعت نیـاز دارد‪ .‬شـهردار‬ ‫قوتاستوهمخطر؛یعنی‬
‫بهچندشـکلم ‌یتوانبااینمفهوممواجهشـد؛چرا که‬ ‫باید جسارت داشته باشد تا بتواند خوب تصمیم بگیرد‬ ‫دیگر منتقد ما در صحن‬
‫بـهقـولمعـروفبـاباجتهـاددر ایـنمقولـهبسـیار فـراخ‬ ‫و خـوب انتخـاب کنـد‪ .‬مـن در مـورد رویکـرد فرهنگـی‬ ‫شورانیست‪،‬بلکهدرجامعه‬
‫اسـت‪.‬عد ‌هایممکناسـتشـهررابهمفهومآتنیآن که‬ ‫چنـدانبـاآقایعیدیموافقنیسـتم‪.‬فرهنگدر کشـور‬ ‫است‪.‬عملکرداینشورا‪،‬هر‬
‫معادلپولیساست‪،‬در نظرداشتهباشند کهباتوج ‌هبه‬ ‫مامظلوماسـت؛دلیلشهمایناسـت کهطولوعرض‬ ‫چه کهباشد‪،‬ب ‌هپایدولت‬
‫رویکردهـای جدیـد علمـی‪ ،‬حقیـر آن را برداشـتی نحیـف‬ ‫نـدارد‪،‬مقیـاسنـدارد‪،‬آثـاردارد‪.‬اعتقادمنایناسـت که‬ ‫ثبتم ‌یشود‪.‬چهارسال‬
‫وخـارجاز کانتکـسم ‌یدانـم‪.‬امـروزهسیاسـتبـهمفهوم‬ ‫مجموعۀقوانینشهرداریعل ‌یرغماینکهب ‌هروزنیست‪،‬‬ ‫آینده‪،‬مردمی کهم ‌یخواهند‬
‫رایـج آن وجهـی از وجـوه حیات شـهری اسـت نه همـۀ آن‬ ‫بایـدب ‌هعنـواناسـا ‌سنامۀشـهرداریمبنـاقـرار گیـرد‪.‬هـر‬ ‫رأی بدهند دولت و شورا را با‬
‫ولـذانم ‌یتوانـدعرصـۀصرفعملسیاسـیباشـد؛امـادر‬ ‫حرکتـی کـه م ‌یخواهـد در شـهرداری انجـام شـود بایـد‬ ‫همارزیابیم ‌یکنند؛بنابراین‪،‬‬
‫عیـنحـالبـراینباورم کهمدیریتشـهریمحـلآزمون‬ ‫مطابـقایـناسـا ‌سنامهباشـد‪.‬امـروزمه ‌متریـنمشـکل‬ ‫اینمقطعبسیارمهم‬
‫جریا ‌نهـایسیاسـیاسـت‪.‬‬ ‫شـهر‪،‬هما ‌نطور کهدوسـتاناشاره کردند‪،‬ترا ک ‌مفروشی‬ ‫است‪.‬انتخاباتفرایندی‬
‫اصلا ‌حطلـب‬ ‫اصو ‌لگـرا و‬ ‫مچ ‌گیتـونـواهنعممـشـلخکردص ‌هاکنــردد‪ .‬اجتنفـااقـ ًحا‬ ‫ابهسـنست کلهمآا‪،‬سـبیهس‌بیهااسی ‌تجهباریام‌ناناپنذوی‪..‬ر‪.‬ویاربدهمشـ‌یکهنر‪،‬دب‪.‬همآیانعدملهًا‪،‬‬ ‫سیاسیاست؛ولیانتخاب‬
‫آ ‌نهـا و نـوع‬ ‫نـوع نـگاه‬ ‫داریمشهررام ‌یفروشیموازدرآمدشرنگولعابوتابلو‬ ‫شهردارنبایدسیاسی‬
‫مدیریتشـان مؤلف ‌ههایـی بـه دسـت مـردم م ‌یدهـد کـه‬ ‫برایشـهرم ‌یسـازیم‪.‬ا گرشـورایجدیداز گذشـتهدرس‬ ‫باشد‪.‬بلایشهرداریاین‬
‫سـرمای ‌ههایاجتماعـیآنجنا ‌حهـایسیاسـیبهشـمار‬ ‫بگیرد‪،‬اینمسـئلهراب ‌هگون ‌هایاصلاحم ‌یکندوب ‌هسـوی‬ ‫است کهسیاستواردآن‬
‫م ‌یآیـد؛یعنـیالزامـینیسـت کـهجنـاحسیاسـی کـهالآن‬ ‫شود؛هما ‌نطور کهدرچند‬
‫قدرترادردست گرفتهاست‪،‬ب ‌هصورتسیاسیدرشهر‬ ‫درآمدهـایمسـتمرودائـمحرکـتم ‌یکنـد‪.‬‬ ‫آسنابولادیخیمر‪.‬اب ‌هصنفوهعاینتشقاریهب ًاد‬
‫عمل کند؛امام ‌یتواندطوریرفتار کند کهاعتمادبهآن‬ ‫آقـایعیـدی‪،‬فکـرم ‌یکنمباتوج ‌هبهابهامی کـهدر‬ ‫دودههاست کهدر عرصۀ‬
‫کجهنامرحددمربمعیادًا بنرمارسدامسشکهملیبگنیارعدت‪.‬نمتاید‪،‬جعۀمایلکنرادمآرآ ‌ننهاا رسا درت‬ ‫مـورد تعریـف شـهر فرهنگـی بـه وجـود آمـده‪ ،‬بهتـر‬ ‫رقابتبابقیه کلا ‌نشهرها‪،‬‬
‫مقیـاسملـیپی ‌شبینیم ‌یکنند‪.‬بهنظرمننخسـتین‬ ‫عقب‌ماندهاست‪.‬شورای‬
‫گامایـناسـت کـهشـوراوشـهردار بداننـدشـهررابـه کجـا‬ ‫اسـت دربـارۀ آن توضیـح مبسـو ‌طتری بدهیـد‪.‬‬ ‫شهردروضعیتبسیار‬
‫م ‌یخواهندببرندوب ‌هلحاظمفهومیمدلشهرچیست؟‬ ‫عیـدی‪ :‬نـگاه مـن بـه فرهنـگ مبتنـی بـر یـک رویکـرد‬ ‫حساسیاست؛چون‬
‫یکیازبزر ‌گترینضرب ‌ههایی کهدرعرصۀمدیریتبهاین‬ ‫تپیووصیسـفتیافرسـهنتگ؛ییعونجیوددردماؤلشـفت ‌ههبهااشـید؛شمهثرل ًاسـادزرغیرهبم‪،‬بقایبل ًدا‬ ‫یکدستاست‪،‬بارسیاسی‌‬
‫شهرواردشده‪،‬نگاه کارکردگرایانهبهمقولاتبودهاست‪.‬‬ ‫بـرایسـاز ‌ههایشـهریضریـبرفاهراتعییـنم ‌یکردندو‬ ‫روی دوشش است‬
‫ارشـادبـرایخـودشبرنامـۀاسـتراتژیکتهیـه کردهاسـت‬ ‫الآنضریـبخوشـبختیرا‪.‬منظـورمـنایننبـود کهیک‬ ‫مردم کاریندارند کسی‬
‫وشـهرداریهـمبـرایخـودش‪.‬نـگاه کارکردگرایانهشـبیه‬ ‫ساختار فرهنگیجدااز حوزۀشهرسازیوعمرانیایجاد‬ ‫کهبرسر کارآمدهبه کجا‬
‫فیلمقرنبیستمچارلیچاپلیناست کهدرآنفردبدون‬ ‫کنیم‪.‬بحثبرسرایناست کهشهریکواقعیتب ‌یقرار‬ ‫وابستهاست‪.‬آ ‌نهافقط‬
‫اینکهبهقبلوبعد کارنگاه کند‪،‬فقطپی ‌چهارادرقسمت‬ ‫زفنـرهدن‌هاگـییراا تسـشـتک‪.‬یکاللبـمد‌یودانهنـسـاد بنـهدرنـتاعمامـشـلهبرا؛هـمثما ًلمووقجـتـودی‬ ‫کارم ‌یخواهند‪.‬حتی کسی‬
‫خـودشسـفتم ‌یکند‪.‬‬ ‫سیت ‌یسـنترشـکلم ‌یگیـرد‪،‬شـهرمفهـومجدیـدیپیدا‬ ‫کهبهجریانموردنظرخود‬
‫شهرموجودیساختمنداست؛یعنیمنظوم ‌هایتعاملی‬ ‫م ‌یکند؛ کمااینکهوقتیمیداننق ‌شجهانشک ‌لگرفته‬ ‫یعنیاصلاحاترأیداده‬
‫کـه در آن تمـام پدید ‌ههـا ب ‌هصـورت ارگانیـک باهـم عمـل‬ ‫ابـیودن‪،‬اسشــهرتمکعهنـماادیرجمقدایـمدمیدیپرییداتکـالرزادم ًهابنوبادی‪.‬دموسـجئیل ‌هۀالدیملگهر‬ ‫نیزتحملنابسامان ‌یهای‬
‫م ‌یکننـد‪.‬نم ‌یشـودیـکبخـشازآنرافربـه کـردوبخش‬ ‫باشـیم؛ بایـد خاد ‌مالملـه باشـیم؛ ب ‌هطـور مثـال‪ ،‬ممکـن‬ ‫شهریراندارد‪.‬حتی‬
‫دیگرشرانحیف گذاشـت‪.‬هرمدلیبرایشـهرفرهنگی‬ ‫اسـتبچـۀشـمامقابـلتلویزیـونباشـدوشـماعل ‌یرغـم‬ ‫خودمن کهبابعضیاز‬
‫وشـهرخلاقبایدطوریباشـد کهدر آنشـوراومدیریت‬ ‫میلشآنراخامو ‌شکنیدوبگوییدموقعدرسخواندن‬ ‫ای ‌نهاهمکاری کرد ‌هاماگر‬
‫شهردرتقابلباهمقرارنگیرندوباهموفاقداشتهباشند‪.‬‬ ‫اسـت‪.‬اوناراحـتم ‌یشـود‪،‬ولـیشـماداریدبـهاوخدمت‬ ‫کوچ ‌کترینخلافیببینم‪،‬‬
‫م ‌یکنیـد‪.‬بعـدازایـنمقدمـاتخدمتتـانعـرضم ‌یکنم‬ ‫بزر ‌گترینمعترضخواهم‬
‫بود‬

‫‪77‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫سازمانجهانی گردشگریایرانراازنظرمباحثفرهنگی‬ ‫خاطرسـرمای ‌ههاینمادینزیادی کهدر اصفهانوجود‬ ‫یکیاز معایب کار ماایناسـت کههرکداممانبرداشـتی‬
‫جـزءده کشـوربرتـرجهـانمحسـوبم ‌یکنـد‪.‬ازنظرتنوع‬ ‫دارد‪.‬اصفهانپیشکسوتهنراستوم ‌یتواندبهرشدو‬ ‫متفاوتازواژگانداریم؛بنابراین‪،‬اولبایدمشخص کنیم‬
‫اقلیـمجـزءپنـج کشـوربرتریم‪.‬آینـدۀدنیاو کشـورمـاازآن‬ ‫توسعۀاقتصادی کشور کمک کند‪.‬ا گربتوانیمدرفرایند‬ ‫بـاچـهمدلـیم ‌یخواهیـمشـهررااداره کنیـم؛دوماینکـه‬
‫صنعت گردشگریاست‪.‬زمانیبزر ‌گترین کارفرمایدنیا‬ ‫ارتباطـاتبی ‌نالمللـ ‌ی‪،‬منابـعجایگزیـندرآمـدیفراهـم‬ ‫شوراوشهرداربایدهست ‌ههایفکریخودشانراازبطن‬
‫خودروبودوامروزه گردشگریاست‪ .‬گردشگریصنعتی‬ ‫کنیم‪،‬آ ‌نوقتم ‌یتوانیمعوارضرا کم کنیم‪،‬شهرفروشی‬ ‫جامعۀمدنیبگیرند؛یعنیازاستراتژیمعکوساستفاده‬
‫سـبز اسـت و ظرفی ‌تهایـی بالقـوه بـرای کشـورها دارد‪.‬‬ ‫نکنیم و به نیازهای شهر پاسخ دهیم‪ .‬هشتمین ویژ گی‬ ‫کنندوای ‌نطورنباشد کهبگویندمابرنام ‌هریزیم ‌یکنیم‬
‫اصفهاندر همۀاینموارددر صدر است؛ولیم ‌یبینیم‬ ‫وبقیـهاجـرا کننـد‪.‬خـبمدیریتبعدیهم کهبرسـر کار‬
‫شـهرهایدیگـربهتـر کارکرد ‌هانـد‪.‬مـااز میـراثفرهنگـیو‬ ‫مدیـرایـناسـت کهمنطقتغییـررابپذیرد‪.‬‬ ‫بیایـد‪،‬مدیریـتقبلیراقبولنـدارد؛پسمدلادارۀشـهر‬
‫تنوعاقلیمصحبتم ‌یکنیم؛ولیچهارصدسـال پیش‬ ‫در حـال حاضـر ابهاماتـی دربـارۀ وضعیـت فعلـی‬ ‫بایـدمبتنـیبـرواقعی ‌تهـایروز جامعـهباشـد‪.‬واقعیـت‬
‫زیباتریـن شهرسـازی در اختیـار اصفهـان بـوده اسـت‪.‬‬ ‫شـهرداری وجـود دارد‪ .‬کسـی نم ‌یدانـد شـورای‬ ‫سـوم ایـن اسـت کـه دیگـر نم ‌یشـود شـهر را بـا مدیریـت‬
‫قو ‌مبند ‌یهـا بـه زیبایـی در غالـب محالت شـک ‌لگرفته‬ ‫شـهرفعلـیوشـهرداریدر چـهوضعیتـیتحویـل‬ ‫دستوریاداره کرد‪.‬مدیریتبایدمدیریتاقناعیباشد‪.‬‬
‫اسـت‪ .‬هـر محلـه یـک بـازار محلـی داشـته و زن خانـواده‬ ‫دادهخواهدشد؛باچهمیزانبدهی؟باچهتعداد‬ ‫بـه قـول آقـای فقیهیـان تخصـص یـک موضـوع اسـت و‬
‫زنبیـلبـهدسـتدرمحـلخودشخریـدم ‌یکـردهوبرای‬ ‫نیرویانسانیمازاد؟باچهحجممطالباتو‪...‬؟‬ ‫مدیریـتموضوعـیدیگـر‪.‬بایـدهسـت ‌ههایفکـریایجاد‬
‫تأمینمایحتاجشب ‌هزحمتنم ‌یافتادهاست‪.‬بازاربزرگ‬ ‫بـهنظرشـماای ‌نهـاتاچهحـدم ‌یتواندبرانتخاب‬ ‫کـرد‪.‬اصفهـانشـهریاسـتبـاشـئونووجـوهمختلـفو‬
‫محـور شـهر بـوده و خانواد ‌ههـا ا گـر کار بـزرگ و تخصصـی‬ ‫شـهردار یـاابقـایشـهردار فعلیتأثیرگذار باشـد؟‬ ‫شهرداربایدبرایهمۀای ‌نهاتصمیمبگیرد‪.‬هست ‌ههای‬
‫داشـتند‪،‬بهآنجام ‌یآمدند‪.‬بازار بزرگبهمرکزثقلشـهر‪،‬‬ ‫صلواتـی‪ :‬مـا تصمی ‌مگیـر نیسـتیم‪ .‬اعضـای شـورا بایـد‬ ‫فکریبایدبهشهردار نظر کارشناسیبدهند‪.‬چهارمین‬
‫یعنـی میـدان نق ‌شجهـان متصـل بـوده اسـت‪ .‬در ایـن‬ ‫تصمیـم بگیرنـد‪ .‬آ ‌نهـا هسـتند کـه در مقابـل مـردم‬ ‫ویژگیشوراایناست کهسرمایۀاجتماعیداشتهباشد‬
‫میدانمساجد‪،‬مدارس‪،‬ارگا ‌نهایمهمشهرراساخته‬ ‫مسـئو ‌لاند‪.‬بایدمشـکلاتشـهرب ‌هگون ‌هایحلشـود که‬ ‫و بتوانـد ایـن سـرمایۀ اجتماعـی را بـه سـرمایۀ نمادیـن‬
‫بود ‌هاند‪.‬در گذشته‪،‬صنعتبهمعنایامروز ‌یاشوجود‬ ‫هیـچجـایاعتراضـیباقـینماندتـااعضایشـورابتوانند‬ ‫تبدیل کند‪.‬پنجمینویژگیایناست کهشهردار نباید‬
‫نداشـتهواقتصاد کشـاورز ‌یمحوربودهوروسـتاها کانون‬ ‫موقعیـتاجتماعـیوسیاس ‌یشـانراحفـظ کننـد‪.‬بعـد‬ ‫قدرتداشتهباشد‪،‬بلکهبایدصاحباقتدارباشد؛یعنی‬
‫تولیـدبود ‌هانـد‪.‬اینشهرسـازیبـهاینزیباییفرهنگرا‬ ‫از پایـاندورۀشـورا‪،‬ایـ ‌نافـرادم ‌یخواهنـددر بیـنمـردم‬ ‫در بیـن مـردم مشـروعیت داشـته باشـد‪ .‬ویژگـی ششـم‬
‫م ‌یسازد‪.‬درمعماریشهریچهارصدسالپیشمایک‬ ‫زندگـی کننـد‪.‬شـهرداربایـدسـمبلتعـدادرأیب ‌یسـابقۀ‬ ‫ایـن اسـت کـه شـهردار و شـورای شـهر بایـد پاسـخ گـوی‬
‫خشـتب ‌یهویـتپیـدانم ‌یکنیـد‪.‬ایـنفقـطقسـمتیاز‬ ‫مـردم باشـد‪ .‬شـهردار بایـد بهتریـن و مدیرترین باشـد‪ .‬ما‬ ‫نیازهایشـهروشـهروندانباشـند‪.‬مانبایدتخیل کنیم‬
‫دادوستدبود‪.‬بقیۀامورمثلشبکۀ کشاورزی‪،‬چیدمان‬ ‫وظیفـه‌داریـم کسـانیرا کـهم ‌یشناسـیمبهشـورامعرفی‬ ‫وبراسـاسسالیقخودمـانعمـل کنیـم‪.‬علمـیبـهنـام‬
‫شـهر و بقیـۀ مـوارد را در نظـر بگیریـد و ببینیـد کـه چـه‬ ‫کنیـم؛ولـیخودشـانبایدانتخاب کننـد‪.‬اصلحکومت‬ ‫علـم برنام ‌هریـزی شـهری وجـود دارد و مـا تعـداد زیـادی‬
‫یعنی مردم‪ ،‬یعنی رفاه‪ .‬اصل حکومت یعنی دموکراسی‪،‬‬ ‫انفدیرراسـدشـکهاتررکدداارهالنیزواممسًـاتپفررخدیصداکنرصدشـهدگرواابیهاواینقبزاعمییشـن ‌دته‪.‬هدکااریسـیم‪.‬شیـمکهنرهزظمیوارکناایمیل ًرانا‬
‫شـاهکاری بوده اسـت!‬ ‫یعنی عدالت و هرکسی در حد خودش باید برای رسیدن‬ ‫آشناسـتوتجربـ ‌هایبسـیار غنـیوقـویدارد‪،‬م ‌یتوانـد‬
‫بایـد درهـا را گشـود و درواز ‌ههـا را بـاز کـرد‪ .‬وقتـی عرصـه‬ ‫سـرمایۀاجتماعیشـورایشهروشـهرداریباشد‪.‬هفتم‬
‫ایجـادشـود‪،‬هم ‌هچیـزسـامانپیدام ‌یکند‪.‬شـاهامنیت‬ ‫بـهایـننـوعحکومـتتالش کنـد‪.‬‬ ‫اینکـه چـون مسـائل اقتصـادی بـرای شـهر بسـیار مهـم‬
‫برقرارم ‌یکردونخبگانراازهم ‌هجافرام ‌یخواندوبهاین‬ ‫فقیهیـان‪ :‬دیـدگاه مـن ایـن اسـت کـه اول بایـد سـاختار‬ ‫اسـت‪ ،‬بایـد منابـع بدیـل اقتصـادی بـرای شـهر فراهـم‬
‫ترتیـب‪،‬میردامادهـاوشـیخبهای ‌یهاآمدندواصفهـانرا‬ ‫اجتماعـی امنـا و معتمـدان شـهر درسـت شـود تـا در زمان‬ ‫کننـد‪.‬ایـرانب ‌هطـوراعـموشـهراصفهـانب ‌هطـوراخـصاز‬
‫سـاختند‪.‬چنددورهاسـت کهدارندشـهررام ‌یفروشندو‬ ‫انتخاباتلازمنباشدافرادبهیکموضعسیاسیمتصل‬ ‫میراثفرهنگیوباسـتانیخوبیبرخوردار اسـت‪ .‬کشـور‬
‫ازآناسـتفادهم ‌یکنند‪.‬شـوراهایجدیدهمهمانراهرا‬ ‫باشـند؛ مثـل اتفاقـی کـه امسـال افتـاد‪ .‬مـن بـرای همـۀ‬ ‫مـاازلحـاظبرخـورداریازمیـراثفرهنگـی‪،‬جـزءده کشـور‬
‫ادامهم ‌یدهند؛چونا گربخواهندتغییریایجاد کنند‪،‬‬ ‫اعضـایمنتخباحتـرامقائلمامانم ‌یتـوان گفتای ‌نها‬ ‫برتـرجهـاناسـت‪.‬ترکیهدراینفهرسـت کشـورهشـتادم‬
‫کارشـانبسـیار سـختم ‌یشـود‪.‬ا گـرمـننوعـیبـابحـث‬ ‫بـه اعتبـار شـخصی خودشـان رأی آوردنـد؛ بلکـه بـه اعتبار‬ ‫اسـت؛ امـا ب ‌هلحـاظ گردشـگری جـزء ده کشـور اول بـه‬
‫فـروشترا کـممخالـفهسـتم‪،‬بایـدجایگزینـشرافراهـم‬ ‫اتصالشانبهجریاناصلاحاتانتخابشدند‪.‬مافعالیت‬ ‫شـمارم ‌یآیدوما کشـورهشـتادمهسـتیم‪.‬مانمایشـگاه‬
‫کنم‪.‬وقتیهشتاد درصددرآمدشهرداریازمحلفروش‬ ‫کردیـم‪ ،‬سـتادهایی تشـکیل دادیـم و موفـق هـم شـدیم؛‬ ‫بـزرگصنای ‌عدسـتیایرانهسـتیم‪.‬ایرانوچیـنوهند‪،‬‬
‫شـهراسـت‪،‬چهم ‌یتوان کرد؟چهراهیوجوددارد؟این‬ ‫امـاایـنآخـر کارنیسـت؛بلکـهابتـدایراهیبسـیاربسـیار‬ ‫سـه کشـور اول جهـان درزمینـۀ صنای ‌عدسـتی هسـتند‪.‬‬
‫پرمسـئولیتاسـتوبایـدبتوانیـمایـنجریـانرااسـتمرار‬ ‫متأسـفانهمـانتوانسـت ‌هایمبـازاراولیـۀصنای ‌عدسـتیرابـه‬
‫دورۀ شـورا دورۀ بسـیار حساسـی اسـت‪.‬‬ ‫ببخشـیم‪.‬ماحدودچهارصدسـالپیش‪ ،‬کهبسـیاریاز‬ ‫بـازارثانویـ ‌هاشمتصـل کنیـم‪.‬بایـد کالاهـایبومـیمـابـه‬
‫عیـدی‪ :‬در پاسـخ بـه سـؤالتان ابتـدا دو مقدمـه عـرض‬ ‫شـهرهایمـدرنامـروزدنیـامدنیـتنداشـتند‪،‬زیباترین‬ ‫اکالصاا ًهلـاازاییـجنهفارنـصـیتبتادیســتلفاشدـهوندککـرده ‌هایخـریـم‪.‬دباررادایشگـرتدهبشـاگشـردی‪.‬‬
‫م ‌یکنـم‪.‬اولاینکـهتنـوعاقلیـموتنـوعقومیـت‪،‬خاصـه‬ ‫ساز ‌ههاوساختارهایشهریرادراصفهانداشتیم‪.‬آمار‬ ‫پایـدار هیـ ‌چکاری نکرد ‌هایـم‪ ،‬مـا نقطـ ‌های عمـل کردیـم‬
‫و سـاختمند فکـر نکردیـم و نتوانسـتیم اصفهـان را مرکـز‬
‫گردشـگری تعریـف کنیـم‪ .‬میانگیـن حضـور گردشـگر در‬
‫شیراز هشتروز ودر اصفهانسهروز است‪.‬ا گراصفهان‬
‫راسـایت کلیتعریف کردهبودیموشهرسـتا ‌نهاراهمبه‬
‫آنربـطدادهبودیـم‪،‬م ‌یتوانسـتیمهمـهنـوع گردشـگررا‬
‫بـامیانگیـنبالا دراسـتانجذب کنیم‪.‬مـاالآندرفرایند‬
‫جهانی‌شدنبایددهکد ‌ههایجهان ‌یشدهایجاد کنیم‪.‬‬
‫مدیرشهریاصفهانبایدای ‌نگونهفکر کندوتلاش کند‬
‫مشخص ‌ههایبومیراتبدیلبهامرجهانی کندتابتواند‬
‫سـرمایهوارد کنـد‪.‬اصفهـانبـهمدیـرینیـازدارد کـهایـن‬
‫شـهرراجهانـی کنـد‪،‬ن ‌هفقـطبهخاطرشـهرتش‪،‬بلکهبه‬

‫‪ 78‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫دیگرنبایدخشـکباشـد؛چوندرطولتاریخهی ‌چوقت‬ ‫نکتۀدیگرایناسـت کهاصفهانزمین ‌هسـاز تنوعاسـت؛‬ ‫در اصفهـان‪ ،‬زمین ‌هسـاز نوعـی رفتارهـای متسـاهلانه و‬
‫خشکنبودهاست‪.‬چهشده کهالآندرچندسالاخیر‬ ‫رشدوخلاقیتاینشهر همدر گروتنوعاست؛بنابراین‪،‬‬ ‫آسـا ‌نگیرانه م ‌یشـده و همیـن امـر زمینـۀ نوعـی فضـای‬
‫ایـن اتفـاق افتـاده؟ تـالاب گاوخونـی همی ‌نطـور‪ .‬مـردم‬ ‫مدیریتشهریبایداینفضای گف ‌توگوییراهمچنان‬ ‫گف ‌توگویـی را فراهـم م ‌یکـرده اسـت‪ .‬شـما همیـن را‬
‫عملکـردافـرادرام ‌یسـنجندوا گـرراضـینباشـند‪،‬در دور‬ ‫حفـظ کنـد‪.‬حفـظتنـوعوتمایـزمنجـربـهخلاقی ‌تهـای‬ ‫در مکتـب فقهـی اصفهـان هـم م ‌یبینیـد‪ .‬فقهایـی کـه‬
‫بیشـتر و ارائـۀ پیشـنهادها و را ‌هکارهـای عملیات ‌یتـر و‬ ‫در اصفهـان بالیدنـد‪ ،‬ب ‌هنسـبت مکاتـب فقهـی دیگـر‪،‬‬
‫بعـدیانتخابـاتبـهرقیـبرأیم ‌یدهند‪.‬‬ ‫درسـ ‌تترم ‌یشـود‪.‬ا گـرمـاهـرفضایـیرایکدسـت کنیـم‪،‬‬ ‫بی ‌نالفریقینـی اجتهـاد م ‌یکننـد و نظـر م ‌یدهنـد‪ .‬دوم‬
‫نفیقیسـهتیـما؛انگ‪:‬رمـچنهخشـووردامبیششـهخردصرهبســاای ٔگهزیدنولۀستیراوسـییکامرآوامفد‪،‬ق‬ ‫بیشـترینضربـهرابـهسـاختاریزد ‌هایـم کـهیکدسـتیرا‬ ‫اینکـههرکـسم ‌یخواهدتغییـریایجاد کنـد‪،‬بایدبداند‬
‫دیدگاهمانبهشـهروشـهردارینبایدسیاسـیباشد‪.‬ما‬ ‫طلبیـدهوایجـاد کـردهاسـت‪.‬بهنظرمناینتنـوعراباید‬ ‫تغییـر سـط ‌حبندی دارد؛ بنابرایـن بایـد مشـخص کنـد‬
‫بایدچندنکتهرابپذیریم‪:‬یکیاینکهتشکیلاتشهرداری‬ ‫م ‌یخواهـد چـه تغییـری را در کجـا انجـام دهـد‪ .‬بعـداز‬
‫اصفهانبدنۀ کارشناسیخیلیخوبیدارد؛یعنیدربین‬ ‫درهـرسـطحیحفـظ کـرد‪.‬‬ ‫مشخص کردنسطحتغییر‪،‬بایدبداندتغییرسهویژگی‬
‫شهرهای کشور‪،‬اصفهانیکیازغن ‌یترینشهردار ‌یهارا‬ ‫دروضعیـتموجـودباسـه گزینـهروب ‌هروییم‪:‬یکی‬ ‫دارد‪:‬عواملتغییر؛شرایطتغییر؛کارگزارانتغییر‪.‬نم ‌یتوان‬
‫ازنظرساختارو کارشناسوسازماندارد؛امادراینفاصلۀ‬ ‫ففـررددباتیبـواانومابندسـتیبگالیا بحازوباـبیسبـتاگلایوتحوزابنمینپادییینن؛سـدبوت ًام‬ ‫بـدون برنام ‌هریـزی دسـت بـه تغییـر زد‪ .‬در حـال حاضـر‬
‫بینانتخاباتتاروی کار آمدن گروهجدید‪،‬نوعیحالت‬ ‫پایی ‌نتـر و سـوم ادامـۀ کار شـهردار فعلـی در بـازۀ‬ ‫ترکیـب شـورای شـهر اصلا ‌حطلـب اسـت‪ .‬اصلا ‌حطلبـی‬
‫ب ‌یانگیزگـیپی ‌شآمده کهمـابـهآندورۀبرزخم ‌یگوییم‪.‬‬ ‫زمانـیمشـخصوتغییـردر آینـدۀنزدیـک‪.‬بـهنظـر‬ ‫خودشمؤلف ‌ههاییدارد‪-1:‬اعتقادبهروشدموکراتیک؛‬
‫همـه نگرا ‌نانـد فـردا چـه م ‌یشـود‪ .‬کسـی کـه بـر سـر کار‬ ‫م ‌یرسـد کـهشـورایشـهربـهانتخـابدومدسـت‬ ‫‪ -2‬اعتقـاد بـه رفتـار تدریجـی؛‪ -3‬منـش مسـالم ‌تآمیز؛‬
‫م ‌یآیدبایدازنظرساختارفکریو کاریمورداعتمادبدنۀ‬ ‫م ‌یزند‪.‬اولم ‌یخواهمنظرتانرادراینبارهبدانم‬ ‫بـه دنبـال یـک رهیافـت عقلانـی‬ ‫ه‪-4‬سـزیتیسـم‪ ،‬نتـاه اخللزااقمــ ًاییـ‪ .‬مـاک‬
‫شـهرداریباشـدوبتوانـدجـذبشـود‪.‬مدیریـتشـهردار‬ ‫وبعـددر صـورتتأییـدم ‌یخواهـمبپرسـمتبعـات‬ ‫رهیافـت انقلابـی دفعـی‪ .‬ضمـن‬
‫بایـد میدانـی و عملیاتـی باشـد نـه سـتادی‪ .‬یکـی دیگـر از‬ ‫اینکـهسـاختارهایشـهریهـ ‌مظرفیـتتحـولدفعـیرا‬
‫مشـکلات اساسـی شـهرداری‪ ،‬حجیـم شـدنش در ده تـا‬ ‫چنیـنتصمیمـیراچگونـهارزیابیم ‌یکنید؟‬ ‫ندارنـد‪.‬مـابایـددوموضـوعرادر نظـربگیریـم‪:‬سـاختار و‬
‫دوازدهسال گذشتهاست‪.‬خوشبختانهدرسال گذشته‪،‬‬ ‫صلواتـی‪:‬شـهردارانی کـهدراینچنـددورۀشـوراروی کار‬ ‫محتوا‪.‬محتوارابرنامهتعیینم ‌یکندوساختار همباید‬
‫مجلـس شـورای اسالمی چـارت سـازمانی شـهرداری را‬ ‫آمدنـدیـاب ‌هطورکلـیشـهردارانی کـهتاب ‌هحـالدراصفهان‬ ‫براساسمحتواباشد‪.‬واقعیتایناست کهفارغازاینکه‬
‫تسـصازویماب‌نکهرااد‪.‬دبغعامضشـیازد ‌هاحنودز‪‌.‬هاهاصفیهامعناووناقع ًتاححیذففاوبسـعضت؛یو‬ ‫بود ‌هانـد‪ ،‬همگـی حسا ‌بشـده انتخـاب‌شـده بودنـد‪.‬‬ ‫چـه کسـیشـهردارباشـدرهیافـتعقلانـیحکـمم ‌یکند‬
‫ا گـربـهاینسـمتبـرودم ‌یتوانـدازعق ‌بماندگـیدودهۀ‬ ‫هرکدامازاینافرادیکبعدسیاسیداشتندوآ ‌نوقت که‬ ‫مـا چنـد مؤلفـه را پیـش چشـم داشـته باشـیم‪ -1:‬بـرای‬
‫اخیـر گـذر کنـد‪.‬وگرنـها گـربخواهیمدنبـالغنیم ‌تگیری‬ ‫شورانبودب ‌هاندازۀخودشانفعالیت کردند‪.‬شهردارفعلی‬ ‫داشتنشهریزیس ‌تپذیر‪،‬انسا ‌نمحورومعنا گراوظیف ‌ه‬
‫هـمظـرفایـنمـدتنشـاندادند کهشـخصیتیفعال‪،‬‬ ‫داریـم هـر توسـع ‌های را بـا شـاخ ‌صهای پایـداری؛ یعنـی‬
‫برویـم‪،‬دوبـارهچهارسـالب ‌یحاصلیخواهیمداشـت‪.‬‬ ‫کارآمد‪،‬لایقوموفقهستند‪.‬البتههر گروهی کهبرسر کار‬ ‫شـاخ ‌صهایمبتنـیبـرهویـتوزیسـ ‌تبومشـهرشـکل‬
‫عیـدی‪ :‬ایـن مـرزی را کـه شـما بیـن ایـن سـه مؤلفـه‬ ‫م ‌یآیدم ‌یخواهداندیش ‌ههاوافکارخودشراپیاده کند‪.‬‬ ‫دهیـم؛چوناصفهانشـهریاسـت کـههویـتدارد‪-2.‬‬
‫گذاشـت ‌هایدجایـزنم ‌یدانـم‪.‬دراینکهبایـدفردیتوانمند‬ ‫درسـتاسـت کـهمدیریـتشـهری کاریخدماتـیاسـت‬ ‫وظیف ‌هداریمدر حوزۀپایداری‪،‬شهررا کهالآنمتعلقبه‬
‫انتخابشـودهیچشـکینیست‪.‬وابستگیجناحیهم‬ ‫وشـسهیرادارسـسیینایسـسـیانتت؛ وخلــایبخموا‌ی‌هکننانـخـدو‪.‬اآهن آچـد ‌مهفهـرامویدیسدیاقسطـع ًای‬ ‫مـردمایـنزمـاناسـت‪،‬بـرایآینـدگانهـمحفـظ کنیمو‬
‫گاهیاوقاتضای ‌عکنندۀسـرمایۀاجتماعیاسـت؛یعنی‬ ‫سیاسـیخواهـدبـودوسیاسـیهـمخواهـدشـدوبسـته‬ ‫اینامرنیاز بهبرنام ‌هریزیدقیقدارد‪-3.‬شـورایجدید‬
‫هزین ‌ههـای تعاملـی را افزایـش م ‌یدهـد و شـهر را عرصـۀ‬ ‫بـه کاری کـهشـهردارانجـامم ‌یدهـدتبعاتـیهـمخواهـد‬ ‫بایدنهاد ‌ههایخودشرامشخص کند؛یعنیالگوییاز‬
‫کشـمکشم ‌یکنـد؛امـا گاهـیوق ‌تهـافـردهم‌وابسـتگی‬ ‫داشـت‪.‬مـردم کاریندارنـد کسـی کـهبـرسـر کار آمـدهبـه‬ ‫تموحسیعۀطدشاهخرلرایمودنخاظررجقرایربادهشدد‪.‬؛ایچونالنگماوابایصل ًدانمتمنا‌یتسوانیببما‬
‫جناحـی دارد و هـم توانمنـدی بسـیار بالایـی در وفـاق‬ ‫کجاوابستهاست‪.‬آ ‌نهافقط کارم ‌یخواهند‪.‬حتی کسی‬ ‫فارغازفرایندهایجهانی‪،‬نقط ‌هایفکر کنیموسیاست‬
‫اجتماعی‪.‬اصفهانفضاییاسـت کهچندشـاخصدارد‬ ‫کـهبـهجریانموردنظرخودیعنیاصلاحـاترأیدادهنیز‬ ‫تدویـن کنیـموبازخـوردببینیـم‪.‬مانم ‌یتوانیمجـاد ‌های‬
‫ویکـیاز آ ‌نهـاهویـتریشـ ‌هدار تاریخـ ‌یاشاسـت‪.‬مـردم‬ ‫تحمـلنابسـامان ‌یهایشـهریرانـدارد‪.‬حتـیخـودمـن‬ ‫را تـا آخـر برویـم و بعـد برگردیـم ببینیـم چـه اتفاقـی افتـاده‬
‫همنتیج ‌هگراهستندومحصولعملشمارام ‌یبینند‪.‬‬ ‫کـهبـابعضـیازای ‌نهـاهمـکاری کـرد ‌هاما گـر کوچ ‌کترین‬ ‫اسـت‪.‬جامعهدیگرظرفیـتاینآزمو ‌نوخطاهارانـدارد‪.‬‬
‫به‌ای ‌نترتیب‪،‬مابایدشـاخصحوزۀتوانمندیرابیشـتر‬ ‫خلافـی ببینـم‪ ،‬بزر ‌گتریـن معتـرض خواهـم بـود‪ .‬مـردم‬ ‫گا ‌مب ‌هگامبایدبهبازخوردفعالی ‌تهایمانتوجه کنیم‪.‬با‬
‫کنیـم‪.‬بـرایاینکهمحصولعمـلدیدهشـود‪،‬بهافـرادی‬ ‫اب ‌هسـتطانورکدالـر کیاارزمرئ‌ییخوا‌سهجنـمدهـ؛ومرثل ًایمتـرادشمـمهر‌یدگارویون ودززرااینـودح‌هترـودی‬ ‫اینرویکردمام ‌یتوانیممدیریتشهریرابررسی کنیم‪.‬‬
‫نیاز اسـت کهدر شـهرسـرمایۀاجتماعیداشـتهباشـندو‬
‫اقتـدار داشـتهباشـندبـهمفهـوممشـروعیت‪.‬ا گـرمـاوارد‬
‫منازعـه شـویم‪ ،‬تمـام دسـتاوردهایی را کـه داشـت ‌هایم از‬
‫دسـتم ‌یدهیموهیچ گامیپیشنم ‌یگذاریم‪.‬شـورای‬
‫جدیـد بایـد مؤلف ‌ههـای متناسـب بـا الگوهـای نظـری‬
‫موردنظـر و همچنیـن راهبردهـای تحقـق ایـن الگوهـا را‬
‫در اختیـار مسـئولانقـرار دهـدوبـراسـاسایـنمؤلف ‌ههـا‬
‫بـهفـردیبرسـد کـهبتوانـدتمـاممؤلف ‌ههـارالحـاظ کنـد‪.‬‬
‫مـا منازعـه را در ایـران تجربـه کرد ‌هایـم و م ‌یدانیـم وقتـی‬
‫وارد منازعـه م ‌یشـویم هـر دو طـرف قافیـه را م ‌یبازنـد و‬
‫نتیجـ ‌هاش هـم نارضایتـی مـردم اسـت‪ .‬رفـاه و رضایـت‬
‫مـردم مهـم اسـت‪ .‬ما در شـهر امکانـات رفاهی زیـاد داریم؛‬
‫امـامـردمراضـینیسـتند‪.‬ا گـرمنازعـهباعـثشـودسـطح‬
‫رضایـت مـردم پایی ‌نتـر بیایـد و آ ‌نهـا را ب ‌یانگیـزه کنـد‪،‬‬
‫شهرونداندیگرفعالومشارک ‌تجونخواهندبودودیگر‬
‫جها ‌نشهراصفهانمعنایینخواهدداشتونم ‌یتوانیم‬
‫آنراسـاما ‌ندهیبکنیـمتـاشـهریبهتـروزیسـ ‌تپذیرتر‬

‫داشـتهباشـیم‪.‬‬

‫‪79‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫سنتحسنۀمنشور؛‬
‫پیشنهادیبرایشـوراهـایشهر‬

‫بیشـتر از جنـس چشـ ‌مانداز‪ ،‬اهـداف کلان‪ 4‬و راهبـرد‬ ‫چش ‌مانداز‪-‬چهبرایخودنهادشوراباشدوچهبرای‬ ‫نزدیـک بـه یـک دهـه اسـت کـه‬
‫اشـسـیوتۀتوند‌هوتینهناآذنکرهآمنادشـرکمانلاتشـویرداضشرـوترتهاینسدات‪.‬شـمتعه‪،‬م کول ًاه‬ ‫شـهر‪ -‬حتمـا متکـی بـه برداشـت داده و بررسـ ‌یهای‬ ‫تدویـن منشـور شـورا تبدیـل بـه‬
‫سـنت حسـن ‌های در شـورای‬
‫تدویـن مـوارد مذکـور نیـاز بـه مطالعـۀ عمیـق و صـرف‬ ‫محیطی اسـت‪.‬‬ ‫شـهر اصفهـان شـده اسـت‪.‬‬
‫یشاـددشهـادسـه‪،‬تد؛ربنهابمـراایـن آن‪،‬غـقازطکعـاًرا‬ ‫منشـور‬ ‫زمـان دارد؛ امـا‬ ‫ب ‌ههرحال‪،‬منشور شورایشهرمأموریتوارز ‌شهای‬ ‫اولیـن منشـور در سـال‪ ۱۳۸۴‬بـا‬
‫تدویـن‬ ‫شـورای چهـارم‬ ‫شـورا را دربر خواهد داشـت‪ .‬باید توجه داشـت آنچه با‬ ‫عنوانمنشور بودجهتهیهشد؛‬
‫چنیـنزمانـیبـهتدویـنآناختصـاصنیافتـهاسـت‪.‬‬ ‫عنوان وظایف شورا در قوانین آمده بسیار جزئی است‬ ‫در ابتـدای دورۀ سـوم و چهـارم‬ ‫احسان‬
‫شورایشهرپنجمبایدمواظبباشداشتباه گذشته‬ ‫وعمسـدیتـا ًابقایمـأدموحرـیـاوتینـاداصـرود‪.‬لبیحانکیـمۀراانرـزی ‌شخـهـوابیهشـمورچاـوهنم‬ ‫شـورا‪،‬اینسـندباعنوانمنشور‬ ‫مالکی پور‬
‫پاس ‌خگویی‪،‬شفافیت‪،‬مشارکتوحا کمیتقانوندر‬
‫راتکرارنکند‪.‬البتهذکرمفاهیمواهداف کلانبدیهی‬ ‫چارچوبمأموریتشوراباشد‪.‬ازاصل ‌یترینمصادیق‬ ‫شـورای شـهر اصفهـان تدویـن‬
‫و کلیـدی همچـون تحقـق توسـعۀ پایـدار و افزایـش‬ ‫اصـولمذکـور م ‌یتـوانبهپخشزندۀجلسـاتشـورا‪،‬‬ ‫شـد و شـورای شـهر جدیـد نیـز درصدد تدوین منشـور‬
‫کیفیتزندگیشـهرونداندر منشـور بلااشکالاست؛‬ ‫شـفافیتمالیبودجۀشـوراو گزارشعملکرداعضای‬ ‫دورۀپنجماست‪.‬مروراجمالیماهیتمنشور شوراو‬
‫امـا جه ‌تگیر ‌یهـا و اهـداف جزئ ‌یتـری کـه نیـاز بـه‬ ‫تجربۀآندر اصفهانم ‌یتواندمورداسـتفادۀشـورای‬
‫بررسـی دقی ‌قتـر دارد منجـر بـه شعار ‌یشـدن منشـور‬ ‫شـورابهشهرونداناشـاره کرد‪.‬‬ ‫شـهر جدیـد ایـن شـهر و سـایر شـهرها قرارگیـرد‪.‬‬
‫م ‌یشـود‪.‬‬ ‫بـا توجـه بـه آنچـه از ماهیـت منشـور گفتـه شـد‪ ،‬از‬ ‫منشـور کهمعادلانگلیسـیآن‪ charter‬اسـت‪،‬معانی‬
‫افـزون بـر مأموریـت و ارز ‌شهـا‪ ،‬منشـور شـورا‬ ‫و کاربردهـای مختلفـی دارد کـه درمـورد نهـادی‬
‫م ‌یتوانـد دربردارنـدۀ معرفـی زیرمجموع ‌ههـای شـورا‬ ‫محسـنات آن م ‌یتـوان مـوارد زیـر را برشـمرد‪:‬‬ ‫همچـون شـورا‪ ،‬نـوع خاصی از آن‪ -‬منشـور سـازمانی‪-‬‬
‫(کمیسـیو ‌نها‪ ،‬مرا کـز پژوهـ ‌ش و کمیت ‌ههـا)‪ ،‬وظایـف‬ ‫سیاسـ ‌تگذاریاعضـایشـورادر مـوردآنچـهقـرار‬ ‫معنـی م ‌ییابـد‪ .1‬بهتریـن مثـال بـرای درک چیسـتی‬
‫هریـک آ ‌نهـا‪ ،‬شـیو ‌هنام ‌هها و آیی ‌ننام ‌ههـای داخلـی‬ ‫اسـت در چهـار سـال پیـش رو انجـام دهنـد (البتـه در‬ ‫چنینمنشـوری‪،‬منشـور سـازمانمللمتحداسـت‪.‬‬
‫ازشآور‌ناهواممواورجدویدااز اسیتنودسصرف ًتابلاازشماد کسهبتخدر منشعشموردد‌هاوریۀ‬ ‫سـرفص ‌لهای اصلـی ایـن منشـور شـامل اهـداف‪2‬‬
‫صـورتتدویـنمنشـور بـهشـیوۀاصولـی)‪.‬‬ ‫(مقاصد)‪،‬اصـول‪،‬عضویت‪،‬ارگا ‌نها(زیرمجموع ‌هها)‬
‫پنجم گردآوریوساماندهیشود‪.‬همۀبخ ‌شهایی‬ ‫خلـقسـندی کـهم ‌یتوانـدمبنـایپاسـخ گویـی‬ ‫و وظایـف آ ‌نهاسـت‪ .‬اهـداف و اصـول درواقـع همـان‬
‫کـهتـا کنـوناز آنصحبـتشـد‪،‬در دور ‌ههایمختلف‬ ‫بیانیـۀ مأموریـت و بیانیـۀ ارزش هسـتند کـه در کنـار‬
‫شوراممکناستاندکیتغییر کند؛امانیاز بهبخشی‬ ‫شـوراوپاسـ ‌خخواهیمـردماز عملکـردآنباشـد‪.‬‬ ‫چشـ ‌مانداز‪،‬سـهسندبیانگرسیاسـ ‌تهای کلانیک‬
‫کـهبتوانـدمنعک ‌سکننـدۀدیدگا ‌ههایهـردورهباشـد‬ ‫خوشـبختانه شـورای شـهر جدیـد اصفهـان خـود را به‬ ‫کـسـهازممناشـن بوـرهعمشـدمتـاًار مشـا‌یمآینـلدچ‪ .‬الشـبتـ‌مانه بداایزـندیتسوـجـت؛هزدیـاراشـاول ًتا‬
‫نیـز لازم اسـت؛ بنابرایـن م ‌یتـوان فصلـی بـا عنـوان‬ ‫سـنت حسـنۀ منشـور پایبنـد نشـان داده اسـت؛ امـا‬
‫سیاسـ ‌تها بـه منشـور دورۀ پنجـم افـزود‪.‬‬ ‫ضرورتدارداز تجاربدودورۀقبلبهره گیرد؛بهاین‬ ‫منشـور دربردارنـدۀ آن بخـش از دیدگا ‌ههـای سـازمان‬
‫در پایـانپیشـنهادم ‌یکنـمنسـخۀاولیـهمنشـور دورۀ‬ ‫معنـی کـهنقـاطقوتمنشـورهایقبلـیراحفظ کند‬ ‫اابامـسزـناگـچتر کشــیه‌ماشنـدووادادزم‪3.‬ثدارندابیـراًناـز ‌هذداهـواتکمیمأتـعمرموردویـمـچـًااتردتوهاغرتـیزایـبری‌شمهسـا‌یم‌تشـبستوـننالد؛یه‬
‫پنجـم در فضـای مجـازی در اختیـار شـهروندان و‬ ‫و نقـاط ضعـف آ ‌نهـا را کنـار بگـذارد‪ .‬ارزیابـی اجمالـی‬
‫نخبـگانشـهرقـرار گیـردتـاهـمموجـبغن ‌یتـرشـدن‬ ‫منشـور دو دورۀ قبلـی شـورا نشـان م ‌یدهـد منشـور‬
‫منشـور شـود و هم همدلی و همراهی شـهروندان را در‬ ‫دورۀ سـوم‪ ،‬منشـورتر از منشـور دورۀ چهـارم اسـت‪.‬‬ ‫بردیدگا ‌ههاواصولیاسـت کهبدیهیبودهو کشـفو‬
‫تحقـق اهـداف شـورای شـهر دربرداشـته باشـد‪.‬‬ ‫ب ‌هخصـوص اینکـه بخـش عمـد ‌های از منشـور دورۀ‬ ‫تدوینآننیازمندمطالعهوبررسینیست؛اماتدوین‬
‫چهـارمب ‌هجـایپرداختنبهشـیوۀحکمرانیشـورای‬
‫شـهر بـه جه ‌تگیر ‌یهـای شـورا در امـر توسـعۀ شـهر‬
‫اختصاصیافتهاست؛درحال ‌یکهاینجه ‌تگیر ‌یها‬

‫‪ 3 .3‬گفتنی است مأموریت و ارز ‌شهای شورا باید به نحوی تدوین شود‬ ‫‪1 .1‬مانیفستومرا‌منامهنیزاسنادیهستندکهمشابه ‌تهاییبامنشور‬
‫که در اثر تغییر ترکیب سیاسی شورا در دور‌ههای چهارساله‪ ،‬به کمترین‬ ‫دارند‪ .‬هر دو بیشتر ماهیتی شبیه به بیانیۀ ارزش دارند؛ بنابراین ازآنجاکه‬
‫میزان دچار تغییر شود‪ ،‬هرچند تحقق این امر واقع ًا دشوار است‪.‬‬
‫‪Goals 4 .4‬‬ ‫منشوردربردارندۀارز ‌شهایسازمانیاست‪،‬م ‌یتوانگفتمنشور‬
‫دربردارندۀ مانیفست و مرا ‌منامه نیز هست‪.‬‬
‫‪purpose 2 .2‬‬

‫‪ 80‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫جلـب رأی کارشـان جد ‌یتـر م ‌یشـود؛ یعنـی‬ ‫حسین اسدی‬
‫حرکـت دادن آرای خامـوش یـا بلاتکلیـف بـه سـمت‬
‫موردنظـر و آ ‌نقـدر ایـن هـدف بااهمیـت و شـیرین‬
‫اسـت کـه روش رسـیدن بـه آن‪ ،‬اهمیـت چندانـی‬
‫نـدارد‪ .‬پروژ ‌ههـا شـروع م ‌یشـود؛ از تخریـب رقبـا‬
‫گرفتـه تـا مظلو ‌منمایـی و بغ ‌ضهـای رو بـه دوربیـن‪،‬‬
‫از خلـق کلیدواژ ‌ههـای کنایـی گرفتـه تـا ژسـ ‌تهای‬

‫اپوزیسـیونی‪.‬‬

‫آل کلاسیکو‬ ‫رأی به هیچ‬
‫وقتـی نسـیم انتخابـات ک ‌مکـم شـروع بـه وزیـدن‬
‫هفتـۀ آخـر منتهـی بـه انتخابـات و ب ‌هویژه چند شـب‬ ‫م ‌یکنـد همیشـه عـد ‌های از مـردم هسـتند کـه وارد‬
‫و روز آخـر‪ ،‬حا ‌لوهـوای مـردم و رسـان ‌هها ب ‌هکلـی‬
‫رقابتـی م ‌یشـود‪ .‬چشـم خیابا ‌نهـا بـه تجمعـات‬ ‫فاز شب ‌هروشـنفکری م ‌یشـوند‪ ،‬یا از تحریم گسـتردۀ‬
‫انتخابـات حـرف م ‌یزننـد یـا خـود را کنـار م ‌یکشـند‪،‬‬
‫سیاسـی پرشـور روشـن م ‌یشـود؛ بنرهـا نصـب و پـاره‬ ‫در بح ‌ثهـای سیاسـی سـکوت م ‌یکننـد و بعـد بـا‬
‫م ‌یشـوند و تمامـی جاذب ‌ههـای بصـری از رن ‌گهـا‬
‫گرفتـه تـا صداهـا‪ ،‬شـعارها و‪ ...‬تنـور انتخابـات را گـرم‬ ‫جمل ‌های تکراری جمع را ترک م ‌یکنند؛ گرچه شاید‬
‫ایـن جملـه چنـدان هـم غلـط بـه نظـر نرسـد‪ ،‬اینکـه‬ ‫وای‬
‫م ‌یکننـد‪ .‬تخری ‌بهـا ب ‌هطـور ماهرانـ ‌های بیـن مـردم‬ ‫ایـجمناعـهمـتهاترأفاقیًادماقدایـومم چـتهخوچبیـزی هی عمـنوشـاضنشـمد ‌ی؟!داهیـنند‬ ‫بـــــــه‬
‫تداولیشـتدهوبباـهشدج؛اممثعل ًها‬ ‫م ‌یچرخـد‪ ،‬کافـی اسـت جملاتـی‬ ‫کݡلوخ‬
‫عرضه کرد که بار معنایی خاصی‬ ‫قصد‬ ‫روأخییلـدادی من نحدکاـرنمدمو ا‌یگصویل ًانـکدانایدیندبـاایر بی ‌هکههیدر‌چوقجدهو‬
‫کلیدواژۀ «دیوارکشی در پیاد ‌هروها» باآنکه تاب ‌هحال‬ ‫قوارۀ‬ ‫نقد اصولگرایی انتخابات‬
‫شـده‪ ،‬هنوز هم‬ ‫بچ‌هنـخدوببـاریدجرواانتبخامبـا‌یدتهقبد ولاامصتل ًاحهامن‬
‫مهم نیسـت که‬ ‫رأی آ ‌نهـا باشـد در بیـن نامزدهـا نیسـت و بعـد ا گـر‬
‫خیلـی پاپیچشـان شـوی برایـت م ‌یگویند کـه از کجا‬
‫امـروز از زبـان کسـی بیـرون م ‌یآیـد کـه سـا ‌لها قبـل‬ ‫بـه اینجـا رسـید ‌هاند و چـه امیدهایـی را پرپـر شـده‬
‫در انتخابـات‪ ،‬طیـف خـودش مخاطـب ایـن حـرف‬
‫بـود ‌ه اسـت‪ .‬ب ‌ههرحـال‪ ،‬ایـن نـوع کلیدواژ ‌ههـا و‬ ‫دید ‌هانـد کـه حـالا بـه هی ‌چکـس و هی ‌چچیـز اعتمـاد‬
‫ندارنـد و حاضـر نیسـتند ب ‌ههی ‌چوجـه پـای صنـدوق‬
‫امثـال آن نظیـر «لولـه کـردن» و‪ ...‬ب ‌هخوبـی هم فضا‬ ‫برونـد‪ .‬آ ‌نهـا بـا قاطعیـت کسـانی را کـه بـه دنبـال‬
‫را دوقطبـی م ‌یکنـد و هـم تـرس و نگرانـی را ب ‌هعنـوان‬
‫ابـزاری بسـیار تأثیرگـذار رواج م ‌یدهـد‪ .‬حـالا دیگـر‬ ‫جم ‌عکـردن رأی بـرای کاندیـدای موردعلاق ‌هشـان‬
‫هسـتند ناامیـد م ‌یکننـد‪.‬‬
‫«چـرا بایـد بـه مـا رأی بدهیـد؟» جـای خـودش را بـه‬
‫اینکـه «بترسـید ا گـر بـه مـا رأی ندهید !» داده اسـت‬
‫و ایـن از یـک سـو حریـف را تضعیـف و از سـوی دیگـر‬ ‫آغاز ماراتن‬
‫زحمت پاس ‌خگویی در قبال عملکرد گذشته را از سر‬
‫دولـت کـم م ‌یکنـد‪.‬از آن سـوی رقابـت هـم‪ ،‬رقیبـان‬ ‫شورای نگهبان برای تأیید صلاحی ‌تها و تشخیص‬
‫دولت مسـتقر‪‌،‬بر وضعیت اشـتغال و رکود و کرسنت‬ ‫مصادیـق رجـال سیاسـی همچنـان از قواعـدی‬
‫و ثمـرات ب ‌یاثـر برجـام تکیـه دارد و سـعی م ‌یکنـد بـا‬ ‫پیچیـده کـه گاهـی در طـی گـذر زمـان خـود را نقـض‬
‫طـرح شـعارهایی خـود را تغییردهنـده و ناجی وضع‬ ‫م ‌یکنـد بهـره م ‌یگیـرد و همچنـان سـعی م ‌یکنـد‬
‫موجـود نشـان دهـد‪.‬‬ ‫سـورپرایزی بـرای هـر دوره داشـته باشـد‪ ،‬چـه ایـن‬
‫دوقطبـی واقعـی بـا کنار ‌هگیر ‌یهـای روزهـای‬ ‫شـگفتانه از نـوع تأییـد صلاحیـت باشـد چـه رد‬
‫آخـر شـکل م ‌یگیـرد و حـالا جنـگ ثانی ‌ههـا شـروع‬ ‫کماصمل‌یاارًلحساـییـددتئـتقا(ربیل‪،‬بخـ ًاوادنرهـیـاریـتدفعـنکـدردومرایهنحـمدرااایرزنـد؛صدلا‌هاماـاحییبـ‪،‬ررهتسر)ـ‪.‬چبـینـرهفدنتنــظاهرر‬
‫شـده اسـت‪ .‬کافـی اسـت نگاهـی بـه سـخنران ‌یها‬ ‫گروهـی کـه قـرار نبـود در ایـن انتخابـات رأی بدهنـد‬
‫ب ‌هویـژه سـخنران ‌یهای شـخص کاندیـدای دولـت‬ ‫نشـا ‌ندهندۀ تغییراتـی اسـت‪ .‬ک ‌مکـم وارد بح ‌ثهـا‬
‫و نیـز هـواداران او در شـهرهای مختلـف بیندازیـم‪.‬‬ ‫م ‌یشـوند‪ ،‬ابـراز نظرهـای جهـ ‌تدار م ‌یکننـد و ایـن‬
‫حر ‌فهـای جالبـی م ‌یشـنویم؛ حر ‌فهایـی کـه‬ ‫بـار بـا ایـن جملـه کـه «مـا رأی نم ‌یدهیـم؛ ولـی ا گـر‬
‫دوسـت داریـم چشـ ‌مهایمان را ببندیـم و مغزمـان‬ ‫بـر فـرض محـال ایـن کار را بکنیـم‪ ،‬بـه فلانـی رأی‬
‫را تهـی کنیـم و نفهمیـم کـه از زبـان کسـی بیـرون‬ ‫م ‌یدهیـم»‪ ،‬پلـی را بـرای بازگشـت ترمیـم م ‌یکننـد‬
‫م ‌یآیـد کـه ب ‌هجـای طلبـکاری و ژسـ ‌تهای خـاص‬ ‫و درسـت از همیـن جاسـت کـه استراتژیسـ ‌تهای‬

‫‪81‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫جـو متلاطـم و احساسـی حتـی بازیگـر و کارگردانـی‬ ‫لااقـل بایـد پاسـ ‌خگوی بخشـی از همی ‌نهـا باشـد‪،‬‬
‫کـه عل ‌یرغـم حضـور فعـال در کمپی ‌نهـای بنفـش‬ ‫چـه آنچـه از زمـان تصـدی دولـت انجـام داده و چـه‬
‫سـال ‪ ،92‬چنـد مـاه قبـل ب ‌هشـدت بـه وضعیـت‬ ‫آنچـه از ابتـدای انقالب در مناصـب مختلف و با طرز‬
‫موجـود معتـرض و مطالب ‌هگـر بـود‪ ،‬حـالا احسـاس‬ ‫فکر و کارنامۀ مشـخص به یادگار گذاشـته اسـت‪ .‬اما‬
‫م ‌یکنـد بیـن انتخـاب بـد و بدتـر قـرار گرفته و بـاز باید‬ ‫حـالا لحظ ‌ههـا مهـم هسـتند و تـودۀ مـردم و حتـی‬
‫حداقـل بـرای در امان مانـدن از کامن ‌تها و وا کنش‬ ‫بعضـی از مدعیـان آزاداندیشـی هـم بایـد تح ‌تتأثیـر‬
‫قرار گیرند؛ ای ‌نقدر که فرصت مرور تاریخ را نداشـته‬
‫همکارانـش خـود را بـا ایـن امـواج همسـو کنـد‪.‬‬ ‫باشـند‪ .‬حتـی کار بـه جایـی م ‌یرسـد کـه شـعارهای‬
‫رقبا نظیر ایجاد یک میلیون شغل در سال‪ ،‬افزایش‬
‫سوت پایان‬ ‫مسـتمری سـطوح پاییـن جامعـه‪ ،‬جمـ ‌عآوری‬
‫حـالا کار دولـت را بـرای پاسـ ‌خگویی راحت م ‌یکنند‪.‬‬ ‫اطلاعـات و پرداخـت مسـتمری بـه بیـکاران کـه از‬
‫همـه چیـز تمـام م ‌یشـود؛ داسـتان سـهام عدالـت و‬ ‫خودشـان مالـه بـه دسـت م ‌یگیرنـد و بـا منط ‌قهای‬ ‫سـوی کاندیـدای دولـت و یـار پوششـی او ب ‌هشـدت‬
‫یاران ‌ههای وص ‌لشـدۀ دقیقه نودی‪ ،‬داسـتان نبات‬ ‫سـطحی وضـع موجـود را توجیـه م ‌یکننـد‪ .‬چـار ‌های‬ ‫تخریـب و بـه اسـتهزا گرفتـه م ‌یشـد‪ ،‬حـالا به لیسـت‬
‫و پارچـۀ سـبز‪ ،‬آجرهایـی کـه قـرار بـود دیـوار شـود در‬ ‫نیسـت؛ فضـا شـبیه یـک مسـابقۀ فوتبـال حسـاس‬ ‫بلندبـالای وعد ‌ههـای دولـت جدیـد اضافـه شـده‬
‫نم ‌یپرسـد چـرا؟‬ ‫و کسـی‬ ‫ااسصــول ًتا‬
‫پیاد ‌هروهـا و‪. ...‬‬ ‫اسـت و فقـط بـرد مهم اسـت‪.‬‬ ‫مثل ًا‬ ‫اصلـیهمیننپرسید ‌نهاسـت؛‬ ‫مشـکل‬
‫حالا به قول حسـا ‌مالدین آشـنا همه به سـرکار خود‬ ‫شـخص مـن کـه یکـی از رأ ‌یدهنـدگان بـه دولـت‬
‫برگشـتند‪ ،‬رئی ‌سجمهـور‪ ،‬شـهردار‪ ،‬تولیـت آسـتان‬ ‫یار دوازدهم‬ ‫یازدهـم بـودم‪ ،‬در بحبوحـۀ تبلیغـات انتخابـات‪،‬‬
‫قـدس و‪ . ...‬حتـی آقـای نکویـی قصـاب محلۀ ما که‬ ‫قبـل از هـر چیز بایـد به دنبال سرنوشـت وعد ‌ههایی‬
‫قسـم م ‌یخـورد چنـد سـال اسـت دخ ‌لوخرجـش بـا‬ ‫نقـش فضـای مجـازی در ایـن انتخابـات بسـیار‬ ‫باشـم که چهار سـال قبل رأی مرا جذب کرده بود و‬
‫هـم نم ‌یخوانـد و آقـای عبـاد بنـگا ‌هدار مسـکن کـه‬ ‫تعیی ‌نکننـده اسـت‪ .‬کانا ‌لهـا و گرو ‌ههایـی کـه‬ ‫بعـد در دام وعد ‌ههـای جدیـد بیفتـم‪ ،‬نـه اینکـه یک‬
‫م ‌یگفت از شدت رکود‪ ،‬ماشینش را فروخته و خرج‬ ‫ب ‌هسـرعت ایجـاد م ‌یشـود و مملـو از اطلاعـات ناقص‬ ‫تیـم تبلیغاتـی بـا مهـارت تمـام حـواس مـرا از آنچـه‬
‫هزین ‌ههـای روزمـر ‌هاش کـرده اسـت؛ و مـن و هفـده‬ ‫اهسـسـتتنودمـبـرادمچانـیـردا لنمـکـهسرکـوسـاددداهر‪،‬اسـحترفا‌فدهـهاازیتلغگـالرابـ ًام‬ ‫بایـد سـؤال کنـم و از مطالبـات اصلـی و درج ‌هیـک و‬
‫هـزار نفـر از همکارانـم کـه شـاغلان صنعتـی در حـال‬ ‫یبا ن‌یهساـیرت ًواتتهشودکیلیدکن‌پنهـداۀیهتمقاطنیف ‌عضشاـدیه وص ترف ًاحاریح ‌فساشـسدیه‬ ‫مشـخص مـن بـه سـمت مطالبـات درج ‌هچنـدم و‬
‫ورشکستگیهستیموحتی کارگرانوسرمای ‌هگذران‬ ‫را منتشـر م ‌یکننـد‪ .‬ایـن عملکـرد‪ ،‬مردمـی را کـه‬ ‫کم ‌مطاالهبـمایـتتفرسعــویقهـدمهـدچـوه بحرتنـامیـ ن‌هاگوییـ ددابرـرداویصهرمفــ ًاا انز‬
‫صدهـا کارخانـۀ تعطیـل و نیم ‌هتعطیـل نیـز بـه‬ ‫پتانسـیل سیاسـی بـودن دارنـد‪ ،‬وارد دوقطب ‌یهـای‬ ‫حصـر‪ ،‬کنسـرت و ربنـا فضایـی احساسـی ایجـاد کند‬
‫کارشـان برم ‌یگردنـد‪ ،‬بـه بیـکاری و نگـران بـودن‪.‬‬ ‫درب ‌یگونـ ‌های م ‌یکنـد؛ گویـا دعـوا بـر سـر کسـب جـام‬ ‫و بعـد هـم هیـچ‪.‬‬
‫بـه قـول رضـا یوسـفی راننـدۀ سـرویس کارخانـه‪:‬‬ ‫قهرمانـی اسـت‪ .‬هشـت ‌کها و پسـ ‌تهای فی ‌سبوک‬ ‫کار به جایی م ‌یرسـد که کسـانی که تا یک ماه قبل‬
‫«مهنـدس! کجـای کاری؟ بـارون بیـاد وای به کلوخ‬ ‫همـه بسـیج م ‌یشـوند تـا از ایـن فضـا جـا نماننـد‪،‬‬ ‫از انتخابات از شـرایط وخیم خود سـخن م ‌یگفتند‪،‬‬
‫بعضی هم که برای خود رسـالتی قائل هسـتند‪ ،‬رگ‬
‫بـرف بیـاد وای بـه کلـوخ!»‬ ‫گردنشـان را متـورم م ‌یکننـد کـه نـان مهـم نیسـت‪،‬‬
‫و مـن بـه ایـن فکـر م ‌یکنـم کـه آیـا م ‌یتوانیـم‬ ‫فالن و بهمـان مهـم اسـت و مـا در لحظـۀ حساسـی‬
‫امیـدوار باشـیم کـه لااقـل یـک بـار دولـت را دچـار‬ ‫هستیم و باید مبارزه کنیم‪ ،‬باید حماسه را تکرار(به‬
‫اضطراب پاسـ ‌خگویی کنیم؟ اینکه دولت تنها چهار‬
‫سـال فرصـت دارد و تمدیـد چهـار سـالش بـا امـا و ا گر‬ ‫فتـح تـاء) کنیـم و‪. ...‬‬
‫بسـیاری روب ‌هروسـت‪ .‬تصـور م ‌یکنـم نـه ایـن دوره و‬ ‫ودر اینفضاجگرشیرم ‌یخواهد کههنرمندباشی‪،‬‬
‫ایـن حـزب و ایـن جنـاح‪ ،‬بلکـه در هر زمـان دیگر تک‬ ‫اندیشمند‪ ،‬روزنام ‌هنگار یا ورزشکار و بخواهی پستی‬
‫دور ‌های شـدن یـک رئی ‌سجمهـور نقطـۀ عطفـی در‬ ‫بگـذاری کـه خالف جهت این جریان باشـد‪ .‬در این‬

‫تاریـخ و شـعور سیاسـی مـردم ایـران خواهـد بـود‪.‬‬
‫اینکه به وقتش رأی خود را پس بگیریم‪.‬‬

‫‪ 82‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫محمدعلی میرزایی‬

‫چرا تعهد؟ چرا تخصص؟‬

‫سخنی دربارۀ انتخابات شورای شهر‬

‫‪)1‬متخصصخدم ‌تگزار‬ ‫خیانتجای گیرند‪.‬خدمتوخیانتدرواقعمحتوا‬ ‫پدید ‌ههایانسانیرام ‌یتوان‬
‫یـاظرفیهسـتند کهفرایندهـایعضویتدر شـورای‬ ‫از منظرهـای مختلـف‬
‫در ایـن موقعیـت عضـو شـورا‪ ،‬هـم در جسـ ‌ت ‌وجوی‬ ‫نگریستودست ‌هبندی کرد‪.‬‬
‫منفعـت عمومـی اسـت و هـم آ گاهـی‪ ،‬اطلاعـات و‬ ‫شـهر در بسـتر آ ‌نهـا شـکل م ‌یگیـرد‪.‬‬ ‫ایننوشـتار تعهدوتخصص‬
‫تجربـۀ کافـی درمـورد وظایـف و اختیـارات شـورای‬ ‫حـال بـه تخصـص م ‌یرسـیم‪ .‬تخصـص درواقـع‬ ‫راب ‌همنزلۀ«محتوا»و«فرایند»‬
‫شـهردارد‪.‬ترکیبایندوویژگیباعثم ‌یشـودعضو‬ ‫فراینـدیاسـت کـهمحتـوابرایدسـتیابیبـهاهداف‬ ‫حسینقانونی یـا «ظـرف» و «مظـروف» در‬
‫شـورا‪ ،‬بـدون نگر ‌شهـای منفع ‌تطلبانـۀ شـخصی‬ ‫خـود از آن بهـره م ‌یگیـرد‪ .‬درواقـع تمامـی اعضـای‬ ‫نظـرم ‌یگیـرد‪.‬بـاایـنرویکـرد‬
‫و گروهـی یـا کوت ‌هنگر ‌یهـای ناشـی از ب ‌یاطلاعـی و‬ ‫شـورایشـهر‪،‬فـارغاز اینکـهدر کجایطیفخدمت‬ ‫م ‌یتـوان تعهـد را پدیـد ‌های‬ ‫دانشجوی دکتری‬
‫ب ‌یتجربگـی‪،‬بسـیار تأثیرگذار باشـد‪.‬در صـورتحضور‬ ‫تاخیانتقرار گیرند‪،‬نیازمندتخصصهستندتاآنان‬ ‫فـازی دانسـت کـه در دو‬ ‫برنام ‌هریزی شهری‬
‫چنیـنشـخصیدر شـورا‪،‬شـهروندانم ‌یتواننـداز دو‬ ‫را در رسیدن به اهدافشان یاری کند‪ .‬این تخصص‪،‬‬ ‫و منطق ‌های‬
‫نکتـهمطمئـنباشـند‪:‬اولاینکـههـدفایـنعضـواز‬ ‫فراینـد رسـیدن آ ‌نهـا بـه هـدف محتوایـی اسـت‪.‬‬
‫شـورا افزایـش منفعـت عمومـی و خدمـت بـه مـردم‬ ‫تخصـص را نیـز همچـون تعهـد م ‌یتـوان ب ‌هصـورت‬ ‫سـوی طیـف آن «خدمـت»‬
‫اسـت و دوم اینکـه او آ ‌نقـدر تجربـه و آ گاهـی از شـورا‬ ‫فـازی نگریسـت کـه در یـک سـوی آن تخصـص و در‬ ‫و «خیانـت» قـرار م ‌یگیرنـد‪.‬‬
‫دارد کـه از همـان بـدو ورود م ‌یتوانـد در شـورا اثرگـذار‬ ‫سوی دیگر عدم تخصص قرار م ‌یگیرد‪ .‬هرچه فرد در‬ ‫درواقعتعهدعاملیاست کهتعیینم ‌یکندفردبهچه‬
‫باشدونیازیبه کسبتجربهدرطولدورۀنمایندگی‬ ‫حوز ‌ههـایمرتبطباشـورایشـهر‪،‬آ گاهـی‪،‬اطلاعات‬ ‫منظـور بـه عضویت شـورای شـهر درآمده اسـت‪ .‬هرچه‬
‫نخواهـد داشـت‪ .‬ترکیب این شـرایط‪ ،‬احتمال «تغییر‬ ‫و تجربـۀ بیشـتری داشـته باشـد‪ ،‬بیشـتر بـه سـمت‬ ‫فـرداز منافـعفـردیو گروهـیمحـدودفاصلهبگیردو‬
‫توسـع ‌هآفرین»در ادارۀامـور شـهرهاراافزایـشخواهـد‬ ‫تخصـص گرایـشخواهـدداشـتوهرچه ک ‌متجرب ‌هتر‬ ‫توجه خود را به منافع عمومی معطوف کند‪ ،‬بیشـتر‬
‫داد‪ .‬ایـن حالـت بهتریـن گزینـه بـرای انتخـاب فـرد‬ ‫گمرتایمایشمل م‌ییا‌یبشـدوودد‪.‬رقحطالع ًاتخبردعمکت وس‬ ‫بهسمتخدمت‬
‫و ناآ گا ‌هتـر باشـد‪ ،‬برعکـس‪.1‬‬ ‫به سـمت خیانت‬
‫ب ‌هعنـوان عضـو شوراسـت‪.‬‬ ‫براسـاسایـندودسـت ‌هبندی‪،‬چهـار حالـتاز تلاقـی‬ ‫خیانـت مفاهیمـی قطعـی و صفـر و یکـی نیسـتند و‬
‫افراد مختلف ممکن است در طیفی میان خدمت و‬
‫تعهـدوتخصـصشـکلم ‌یگیـرد‪:‬‬

‫‪1 .1‬مصادیق تخصص و تعهد در این نوشتار مطرح نم ‌یشوند‪ .‬برای مطالعه این مصادیق نوشتار دیگری تحت عنوان «کدام تعهد؟ کدام تخصص؟» در حال نگاشت ‌هشدن است‪.‬‬

‫‪83‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫تخصص‬

‫اچراغ ارزان‌ف‬‫دزد ب‬ ‫عه‌آفرین‬‫تغییر توس‬ ‫‪)2‬متخصصخائن‬

‫خیانت‬ ‫‪4‬‬ ‫‪1‬‬ ‫خدمت‬ ‫دراینحالتفردآ گاهی‪،‬اطلاعوتجربۀخوبیدربارۀ‬
‫‪3‬‬ ‫‪2‬‬ ‫وظایفواختیاراتشورادارد‪،‬اماهدفاواز عضویت‬
‫تان رفتن‬ ‫در شـورانـهجسـ ‌ت ‌وجوییمنافـععموممـردم‪،‬بلکه‬
‫روشی به ترکس‬ ‫تالش بـرای دسـتیابی بـه منافـع شـخصی و گروهـی‬
‫است‪.‬ترکیبایندومورد‪،‬وضعیتبسیارخطرنا کی‬
‫عدم تخصص‬ ‫ایجـادم ‌یکنـد‪.‬در ایـنحالـتبـافـردیمواجهیـم که‬
‫همدر جسـ ‌توجویمنافعشـخصیو گروهیاسـت‬
‫گرچـه نامطلـوب اسـت‪،‬‬ ‫امشــامقارطمعـ ًا‌یبآینســیدا‪.‬رایکـ ‌منخحطالـرتـرتااز‬ ‫م ‌یکنـد‪ .‬درواقـع آنـان بـا حضـور در شـورا ب ‌هدلیـل‬ ‫و هـم ب ‌هخوبـی م ‌یدانـد چـه «فراینـد»ی را بـرای‬
‫شـرایطیاسـت کـهافراد‬ ‫نیـت مطلوبشـان ضربـۀ چندانـی بـه آن نم ‌یزننـد؛‬ ‫دسـتیابی بـه ایـن اهـداف دنبـال کنـد‪ .‬ب ‌هواسـطۀ‬
‫خائـنمتخصـصبـهعضویـتشـورادر آینـد‪.1‬‬ ‫امـا بـا تصـدی چنیـن سـمتی‪ ،‬امـکان قرارگرفتـن افراد‬ ‫داشـتن تخصـص‪ ،‬چنیـن فـردی هـم بـا خلأهـای‬
‫در جم ‌عبنـدیایـننوشـتار بـهنظـرم ‌یرسـداز میـان‬ ‫متخصصوخادمدر کرسـیعضویتشـورایشـهررا‬ ‫قانونیآشناسـتوهمم ‌یتواندباقدرتاسـتدلالو‬
‫تخصـص و تعهـد آنچـه دارای اهمیـت و تأثیرگـذاری‬ ‫سلبم ‌یکنندواز اینطریقمانعپیشرفتوتوسعۀ‬ ‫اعتبـار ناشـیاز تخصـصخـود‪،‬تصمیماتشـورارابه‬
‫بیشـتری اسـت‪ ،‬تعهـد اسـت‪ .‬مـراد از تعهـد در ایـن‬ ‫سـمتی هدایت کند که منافع خود یا گروه خود را به‬
‫نوشـتار برخالف نـگاه غالـب در فضـای رسـمی‪ ،‬نـه‬ ‫شـهر م ‌یشوند‪.‬‬ ‫دنبـال داشـته باشـد؛در عیـناینکـهدر ظاهـرخـودرا‬
‫حامیمنافععمومینشاندهد‪.‬ب ‌هواسطۀآشنایی‬
‫‪)4‬ب ‌یتخصصخائن‬ ‫ایـن فـرد بـا فرایندهـای شـورا‪ ،‬وی از همـان بـدو ورود‬
‫بـهشـورام ‌یتوانـدتالشبـرایدسـتیابیبـهمنفعـت‬
‫ایـن حالـت‪ ،‬مربـوط بـه افـرادی اسـت کـه نیـت‬ ‫شخصیو گروهیراآغاز وضرب ‌ههایجبرا ‌نناپذیری‬
‫مطلوبـی از عضویـت در شـورا ندارنـد و درعی ‌نحـال‬ ‫بـه شـهر وارد کنـد‪ .‬ایـن حالـت‪ ،‬یعنـی جم ‌عشـدن‬
‫از آ گاهـی و تجربـۀ لازم درزمینـۀ وظایـف و اختیـارات‬ ‫تخصـص و خیانـت در عضـو شـورا خطرنا ‌کتریـن‬
‫شـورا نیـز برخـوردار نیسـتند‪ .‬ایـن افـراد ا گرچـه بـه‬ ‫حالـت اسـت‪ .‬ایـن افـراد را م ‌یتـوان «دزد بـا چـراغ»‬
‫دنبـال منافـع شـخصی خـود هسـتند؛ امـا بـه دلیـل‬ ‫تلقـی کـرد؛ کسـانی کـه کالاهـای گزید ‌هتررابهسـرقت‬
‫ناآ گاهـی و ب ‌یاطلاعـی از قـدرت و توانمنـدی شـورا و‬ ‫م ‌یبرند‪،‬یعنیبرای کسبحدا کثرمنفعتشخصی‬
‫مدیریـت شـهری‪ ،‬بـا کوچ ‌کتریـن منافـع شـخصی‬ ‫و گروهـی‪،‬بیشـترینضربهرابهمنفعتعمومـیوارد‬
‫همچونپروانۀساختساختمان‪،‬عقدقراردادهای‬
‫پیمانکاری کوچک‪،‬استخدامبستگاندرشهرداری‬ ‫می‌کنند‪.‬‬
‫و‪...‬خـودراتسـلیممدیـرانشـهریفاسـدم ‌یکنندو‬
‫اعمـال فـردی افـراد‪ ،‬بلکـه تعهـد آنـان نسـبت بـه‬ ‫به حامیان پروپاقرص آنان تبدیل م ‌یشوند‪ .‬درواقع‬ ‫‪)3‬ب ‌یتخصصخدم ‌تگزار‬
‫منفعتعمومیجامعهاسـت‪.‬برایناسـاس‪ ،‬کسـی‬ ‫آنـان چـون از میـزان قـدرت و اثرگـذاری شـورای شـهر‬
‫متعهـد تلقـی م ‌یشـود کـه فـارغ از اعمـال فـردی‪،‬‬ ‫ب ‌یاطلا ‌عانـد‪،‬حاضـرم ‌یشـوندموقعیـتخطیـرخود‬ ‫در ایـنحالـتفـردبانیتمطلوبوبـاهدفافزایش‬
‫را‪ -‬کـهبـارأیمردمـیبـهدسـتآمـدهاسـت‪-‬در ازای‬ ‫منفعت عمومی و خدمت به مردم وارد شـورای شـهر‬
‫هدفشاز عضویتدر شورایشهر‪ ،‬کمکبهافزایش‬ ‫مبلغیاخدمتیناچیزدر اختیار صاحبانقدرتقرار‬ ‫شدهاست؛اماآ گاهی‪،‬اطلاعاتوتجربۀچندانیدر‬
‫منفعتعمومیاستوتاحدامکانازمنفع ‪‎‬تطلبی‬ ‫دهند‪ .‬در این حالت نمایندگان شورا‪ ،‬نه نمایندگان‬
‫شخصیو گروهیپرهیزم ‌یکند‪.‬وجودتعهددر عضو‬ ‫مردمبلکه گو ‌شب ‌هفرمانانصاحبانقدرتخواهند‬ ‫مـوردوظایفواختیاراتشـورایشـهرنـدارد‪.‬در این‬
‫بـود‪ .‬ایـن افـراد درواقـع ارزا ‌نفروشـانی هسـتند کـه‬ ‫حالتزمانزیادیصرف کسبتجربهوآشناییاوبا‬
‫شـورا ‪-‬حتـی ا گـر بـا تخصـص همـراه نباشـد‪ -‬ا گرچـه‬ ‫ا گرچهبهدنبالمنفعتشـخصیو گروهیهسـتند‪،‬‬ ‫چنینفردی‬ ‫عشموار ًالمکو‌یتاش‌هتوـردوخدواورهۀدنمشـایند‪.‬ادگفزیوتأنثبـیررگآذنا‪،‬ر‬
‫شـهر را بـه پیـش نم ‌یبـرد‪ ،‬پ ‪‌‎‬سرفـت چندانـی نیـز‬ ‫با مقدار کمی از آن راضی م ‌یشـوند و درواقع بهترین‬ ‫چنین فردی‬
‫ایجـاد نم ‌یکنـد‪ .‬درواقـع عضـو متعهـد ب ‌یتخصـص‬ ‫طعمه برای مدیران شـهری فاسـد جهت تطمیع به‬
‫ممکـن اسـت منجـر بـه درجـا زدن شـهر شـود‪ ،‬امـا‬ ‫ن ‌هتنها قدرت مطر ‌حکردن اید ‌هها و طر ‌حهای جدید‬
‫را برای بهبود شـرایط شـهر ندارد‪ ،‬بلکه حتی نخواهد‬
‫لطمـ ‌هایافـزونبـردرجـازدن‪،‬بهشـهرواردنم ‌یکند؛‬ ‫و در آرای‬ ‫تشوـانوراسـتأثتیرممثسـبائتلبراگبذا‌هرخد‪.‬وباـیینتافحرالیدـملع کمنـول ًدا‬
‫در حالـی کـه وقتـی وارد طیـف بـدون تعهـد (سـمت‬ ‫با اعتماد‬
‫چـپنمـودار)شـویم‪،‬متخصص‌بودنن ‌هتنهاحسـن‬
‫نیسـت‪ ،‬بلکـه م ‌یتوانـد لطمـات بیشـتری بـه شـهر‬ ‫بـه اعضـای تأثیرگذارتـر‪ ،‬تصمی ‌مهایـی مشـابه آ ‌نهـا‬
‫م ‌یگیرنـد و ب ‌هجـای نمایندگانـی مسـتقل و پیشـرو‪،‬‬
‫ابزنســد‪.‬تآعسضیـو ب‌به‌یاتخی کصـمت ِرص بین‌یتسعبهـتدبنیهـزعا گضروچـمته مخمصکـنص‬ ‫تبدیـل بـه نمایندگانـی منفعـل و پیـرو خواهنـد شـد‪.‬‬
‫خحدضـمور ‌تگچزانریـینا اسفـراتد‪،‬عیملدًار«بشـهوترراک‪ ،‬اسگتراچـنرهفنتیـن»تاآس ‌نهـت‪.‬ا‬
‫ب ‌یتعهـد وارد کنـد‪ ،‬ب ‌هراحتـی تطمیـع م ‌یشـود و راه‬
‫رابـرایسوءاسـتفادۀفرص ‌تطلبـاناز منابـعشـهری‬
‫همـوار خواهـد کـرد‪.‬آنچـهدر ایـننوشـتار موردبحـث‬ ‫آ ‌نها حتی ا گر نیت مطلوبی داشـته باشـند‪ ،‬ب ‌هعلت‬
‫عدمتخصصنخواهندتوانستتغییرچندانیایجاد‬
‫قـرار گرفـت‪ ،‬حـدود بالایـی و پایینـی طیـف تعهـد و‬ ‫کنند یا حتی ممکن اسـت آلت دسـت دیگران شـوند‬
‫تخصـصبـود‪.‬در ایـنمـوردپرهیـزاز نـگاهصفرویکی‬
‫به موضوع و توجه به ذات فازی آن‪ ،‬رهگشاتر است و‬ ‫و بـه منافـع عمومـی ضربـه بزننـد‪ .‬همیـن امـر آنـان را‬
‫بـه نمادهایـی بـرای «حفـظ وضـع موجـود» تبدیـل‬
‫انعـکاس بهتـری از واقعیـت بـه دسـت م ‌یدهـد‬

‫‪ 1 .1‬نمون ‌ههای «ب ‌یتخصص خدم ‌تگزار» و «ب ‌یتخصص خائن» افرادی هستند که به دلایلی ب ‌هجز کارایی یا سابقه در حوزۀ امور شهری و شوراها انتخاب شد‌هاند‪ .‬برای مثال م ‌یتوان از هنرمندان‪ ،‬بازیگران‪ ،‬انتخا ‌بهای قومیتی‪ ،‬انتخاب‬
‫ب ‌هواسطۀ خو ‌شنامی در حوز‌ههای متفرقه و‪ ...‬نام برد‪.‬‬

‫‪ 84‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫طنـــــــــــز‬

‫ِچگݡـــــــــــشــــوـــرــاـــِــــیـــَــــشـــــهــِـرــــــــخــــوـــــدــب ٰوانشهیَنمما؟َینـــــ ِدۀ‬

‫خندیدند‪.‬اینبار کمیعصبیشدمو گفتم‪«:‬خوب‬ ‫خودمـون رو برسـونیم و سـلفی بگیریـم؟ یعنـی هیـچ‬ ‫یکـی از مزایـای کثیـرالاولاد بودن‬
‫ب ‌یانصا ‌فهـا لااقـل بیایـن در مـورد مشـکل بیـکاری‬ ‫اکعارضـدیا فگـر‌هماودینـازد‪:‬مـا«ببلـرنهماتیـفاادقـ ً؟ا»مـیا ام‌کمسـرتابـله یسـکـعیی بـدیر اگـیـر ازن‬ ‫پدربزرگـم ایـن بـود کـه نصـف‬
‫جوا ‌نهـایـه کاریبکنیـم‪».‬ایـنبـار همـانآقاعصبی‬ ‫شـهر عمـو‪ ،‬عم ‌ههایـم و نـوادگان‬
‫شـدوطوری کهانگار م ‌یخواهدشـاخبزرادمحجله‬ ‫داریـم کـهقبـلاز وقـوعحـوادثخودمـانرابـهمحل‬ ‫آ ‌نهـا بودنـد و بـه لطـف رأی و‬
‫از همجدا کند‪،‬یق ‌هامرا گرفتو گفت‪«:‬مردحسابی‬ ‫حادثهبرسونیم‪،‬البتههنوز بهتکنولوژیصحیحش‬ ‫تبلیغـات آ ‌نهـا بـا اختالف زیـاد‬
‫ماا گهم ‌یتونستیم کار پیدا کنیمویهحقوقدرست‬ ‫دسـت پیـدا نکردیـم‪ ،‬گرچـه چنـد بـار هـم خودمـون‬ ‫داوودنجفی بـا دیگـران‪ ،‬بـه شـورای شـهر‬
‫و درمـون داشـتیم کـه نمیومدیـم شـورای شـهر کـه‬ ‫بـه اسـتقبال حـوادث رفتیـم و باعـث وقـوع حـوادث‬ ‫راه پیـدا کـردم‪ .‬البتـه انتخـاب‬
‫هـر روز مجبـور بشـیم صبـح زود بیاییـم و تـو برنامـۀ‬ ‫شـدیم‪».‬مه ‌مترینشـعارمداشـتبرعکسم ‌یشدو‬ ‫شـعارهایی از قبیـل «زاینـد ‌هرود‬
‫دوچرخ ‌هسـواریدنبـالشـهردار راهبیفتیـموآخـرش‬ ‫ب ‌هجایاحیاچندوقتدیگرزایند ‌هروداحیام ‌یشد‪.‬‬ ‫مـن کـو؟» و «زاینـد ‌هرود حـق مسـلم ماسـت و تـوپ‬
‫هـملیسـتامال کودارای ‌یهاینجوم ‌یمـونلوبره‪،‬‬ ‫درحال ‌یکـهداشـتمبـاچاقـویرویپوسـتمـوزی که‬ ‫تـاپفشفشـهزایند ‌هرودپربشـه»‪،‬هـمب ‌یتأثیرنبود‪.‬‬
‫قشـنگ واسـه خودمـون زندگیمـون رو م ‌یکردیـم‪».‬‬ ‫دسـتم بـود شـکلک م ‌یکشـیدم‪ ،‬فکـری بـه ذهنـم‬ ‫روز اول بعـد از مراجعـه بـه اینترنـت و جسـ ‌توجوی‬
‫یـک لحظـه حـس کـردم دیگـر خـون بـه مغـزم‬ ‫رسـید و گفتـم‪« :‬خـوب حداقـل بعـد از شـونزده سـال‬ ‫عبارت «چگونه نمایندۀ شـورای شهر خود باشیم؟»‬
‫نم ‌یرسـید‪ ،‬شـاید هـم م ‌یرسـید ولـی برنم ‌یگشـت‪.‬‬ ‫ببیدابیخـنمتتروچرشوـرا‌م‌هبان‌هردااهز بای کشـنین؟م»دیکلگ ًاهف‪،‬تکـارک کنیـقرمارسهـامر‌لدهام‬ ‫متوجـه شـدم نفـرات قبلـی فو ‌توفـن کارشـان را‬
‫دستانم را به نشانۀ تسلیم بالا بردم و گفتم‪« :‬خوب‬ ‫ب ‌هصـورت راز نگ ‌هداشـت ‌هاند و ب ‌هجـز چنـد تـا تبلیـغ‬
‫حالا بایدچیکار کنیم؟»دوستشاخبزشکن گفت‪:‬‬ ‫بـود حر ‌فهـای خنـد ‌هدار نشـنیده بودنـد‪ ،‬چـون‬ ‫کمربندلاغریوچندتاسایت کهفیلتربودندچیزی‬
‫م«آه‌یـاخـنواحـنالکاشـشتـدیرایازپالسـمرپیـخـوکبح‪،‬ـ بذبیـف کنننشــندی؟دوحیتکـم ًاه‬ ‫دومرتبـههمـهزدنـدزیـرخنـدهویـکنفرشـان گفت‪:‬‬ ‫عایـدم نشـد؛ بنابرایـن مجبـور شـدم خـودم مجـری‬
‫«عزیـز مـن مگـه نم ‌یدونـی تـوی ایـران بیسـت سـال‬ ‫افکار وشعارهایمباشم‪.‬برایهمیندر اولینجلسۀ‬
‫م ‌یدونـی ا گـه کشـتی از المپیـک حـذف بشـه مـا‬ ‫طـول م ‌یکشـه تـا فرهنـگ اسـتفاده از هـر چیـزی بـه‬ ‫شـورابـهبقیه گفتـم‪«:‬خوبدوسـتانهمو ‌نطور که‬
‫دیگـههیـچمدالـیاز المپیـکنم ‌یگیریـم؟پـسهمۀ‬ ‫دسـت بیاد؟ خوب ما هم مترو رو بیسـت سـال طول‬ ‫م ‌یدونیـن شـعار انتخاباتـی مـن احیـای زاینـد ‌هرود‬
‫تلاشـمون رو م ‌یکنیـم کـه رئیـس جهانـی المپیـک‬ ‫دادیـم کـه ه ‌مزمـان بـا افتتاحـش فرهنـگ اسـتفاده‬ ‫هسـت‪ ،‬ا گـه صالح م ‌یدونیـن کـه احیـاش کنیـم‬
‫قانـعبشـها گـه کشـتیتویالمپیکنباشـهمـثاینه‬ ‫ازشهـمپیـدابشـه‪».‬ی ‌کمرتبـهنفریبعـدی گفت‪:‬‬ ‫بـره‪ ».‬تاب ‌هحـال ندیـده بـودم جماعتـی بـا یـک حـرف‬
‫کـه کبـاب رو بـدون دوغ و پیـاز بخـورن‪ ،‬البتـه چـون‬ ‫«بعدشمشما کهخودتهرجامیریباماشیناداره‬ ‫جـدی ای ‌نطـوری از خنـده منفجـر شـوند و بـه هـوا‬
‫اقونـطاع ًکاببـاهمبنـحدضارینکزیـهامدثمالثاملومـنومنلمملوموسبسشنبـهبورادهش؛وولن‪،‬ی‬ ‫میـری‪ ،‬مـردم هـم کـه همـه یکـی یـه ماشـین دارن و‬ ‫برونـد‪ .‬یکـی از اعضـا گفـت‪« :‬خودشـیرین اون موقـع‬
‫ت ‌کسرنشـینتـرددم ‌یکنـن‪،‬حـالا متـروافتتاحبشـه‬ ‫کهشـعار م ‌یدادیبایدفکرشـوم ‌یکردی‪،‬فکر کردی‬
‫نظرشـون رو عوض م ‌یکنن‪ ».‬گفتم‪« :‬نفهمیدم الآن‬ ‫کـه چنـد نفـر بـرن داخلـش فـال و پفـک بفروشـن کـه‬ ‫شـعاری بدیـم؟»‬ ‫نگفـم ‌یتر‪:‬سـ«ایصدا ًلهمعمچلـیـین‬ ‫بـه ذهـن مـا‬
‫چـهربطـیبـه کشـتیوالمپیکداشـتسـؤالمن؟»‬ ‫چـی بشـه؟» گفتـم‪« :‬ای ‌نطـوری کـه نمیشـه! بیایـن‬ ‫کـردن شـعارها در‬ ‫دیگـری هـم‬
‫گفت‪«:‬آ ‌یکیوتپایینهدیگه‪،‬خوبماهمالآنباید‬ ‫یـه کاری کنیـم فـردا پرسـیدن بتونیـم بگیـم چهارتـا‬ ‫فقـط بـه بیالن‬ ‫ممـثال ًنایماسـبهت‪،‬جامـای‬ ‫حیطـۀ اختیـارات‬
‫کاری کنیم کههمهفکر کننشـورایشـهرحکمپیاز‬ ‫بـرا کاهـشآلودگـیهوا‬ ‫ککاارر انی بجـاکنمیـدامدی؟ـیـما‪،‬منثما ًل‌یکاخهوـایـشن‬ ‫سـاختن پل یک‬ ‫عملکرد نیاز داریم؛‬
‫بـرا همیـن هی ‌چوقـت درصـدد‬ ‫و‬ ‫اریونکدارههکل ًواابسرـهشکبـدااربن‬ ‫گرمـی هـوا؟» دومرتبـه‬ ‫کزمیــااشـادتوم ‌ییگدرییـاررماویایننیجـپجــااتلداابرـیـرخدومهدک‪.‬ـم»هودینسگراـور‌لنهیشاـهوســنمبتگادفنـیـسـمتا؛‪:‬م‌ن«ثاهل ًااصام ًلیا‬
‫تعدادنفراتش کمبشهبرنیان‬ ‫یا‬ ‫بعـد از اتمـام خنـده‪ ،‬آن شـخصی کـه همیشـه اول از‬
‫لقمه نون‬ ‫گسیفررم‌هوانیبپیاهد‪.‬ن»شمدنه‪،‬کههمدقهییق ًها‬ ‫حالا کهیه‬ ‫تا‬ ‫همـهحـرفمـ ‌یزد گفـت‪«:‬مگهلایـۀازنروماسـوراخ‬
‫نفهمیدم‬ ‫کبابی ازش‬ ‫و‬ ‫کردیـم کـههوا گرمشـده؟مااشـتباهاتخودمـونرو‬ ‫همیشـه جـزو اولیـن نفراتـی هسـتیم کـه در حـوادث‬
‫چی به چی شد‪ ،‬ولی از اون روز به بعد هم مثل بقیۀ‬ ‫گـردننم ‌یگیریـمونم ‌یتونیمحلش کنیم‪،‬بعدبریم‬ ‫خودمونروبهصحنهم ‌یرسـونیموبا گرفتنسـلفی‬
‫اعضـادهانـمعجیـببـویپیـاز گرفتـهووقتـیحـرف‬ ‫اشتباهاتدیگرونرو گردنبگیریم؟آلودگیهواهم‬ ‫وانتشـارشتـویشـبک ‌ههایمجازی‪،‬مردمـیبودن‬
‫م ‌یزنمهمهجلویدماغشانرام ‌یگیرندواز مندور‬ ‫تـوحیطۀ کاریمانیسـت‪،‬خـوددولتبایدبنزی ‌نها‬ ‫خودمـونرونشـونم ‌یدیـم‪».‬مـن گفتـم‪«:‬یعنـیمـا‬
‫م ‌یشـوند‪.‬‬ ‫رو بشوره بعد بده دست مردم‪ ».‬دو مرتبه همه با هم‬ ‫بایـد منتظـر ایـن باشـیم تـا یـه حادثـه اتفـاق بیفتـه و‬

‫‪85‬‬

‫‪..........................................................................‬‬ ‫{‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫‪.............................................................................‬اد ݓ ݪݬٮ ݫݬ ݫىݔات }‬
‫ادبیات اروپ ــای‬
‫شرقیدریکنگݡاه‬

‫بـا گݡفتـار و نوشـتارهایی از‪:‬‬

‫پدیده قربانی‬
‫عرفانه بکرانی‬
‫علی محرزی‬
‫آرش شکری ساروی‬
‫پرستو ثنای ‌یفر‬
‫مهدی وحید دستجردی‬

‫گودرز ایزدی‬

‫‪ 86‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫از شـــرق تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ‬

‫بررســــــــــــیݡ آثــــــــــــــار ادبیــــــــــــــــــات اروپـــــــــای شـــــــــــرقــــــــیݡ در ایـــــــــــــــــــــــــــران‬

‫آن بـه چگونگـی زندگـی مل ‌تهـا و نیـز موقعی ‌تهـا‬
‫و بحرا ‌نهـای اجتماعـی و تاریخـی آنـان پـی بـرد‪.‬‬
‫اروپـای شـرقی در طـول تاریخ دچار تغییـر و تحولات‬
‫سیاسـی زیـادی شـده اسـت؛ از پیمـان ورشـو و‬
‫دوران کمونیسـتی تـا فروپاشـی بلـوک شـرق و اتحـاد‬
‫جماهیـر شـوروی کـه منجـر بـه شـک ‌لگیری دوبـارۀ‬ ‫پدیده قربانی‬
‫کشـورهایی ماننـد چـک‪ ،‬لهسـتان‪ ،‬مجارسـتان‪،‬‬ ‫در دنیایـی کـه ب ‌هسـوی جهان ‌یشـدن و یکپارچگـی‬
‫رومانـی‪ ،‬بلغارسـتان و‪ ...‬شـد‪ .‬در ایـن سـیر تاریخی‪،‬‬ ‫مـ ‌یرود‪ ،‬ارتباطـات بـا رشـد روزافزونـی ابنـای بشـر را‬
‫جهـان شـاهد ادبیاتـی موسـوم بـه ادبیـات اروپـای‬ ‫بـه هـم نزدیـک کـرده اسـت‪ .‬در ایـن زمینـه ادبیات و‬
‫‪Wislawa Szymborska‬‬ ‫شـرق شـد‪ ،‬کـه بعـد از آنکـه سـا ‌لها تحـت سـیطرۀ‬ ‫فرهنگ م ‌یتواند بهترین گزینه برای تعاملات میان‬
‫‪Joseph Conrad‬‬ ‫رژی ‌مهـای دس ‌تنشـانده و آدمکـش ایـن کشـورها‬ ‫انسـا ‌نها باشـد‪ .‬م ‌یتـوان ادبیـات را دریچـ ‌های برای‬
‫در محـاق سانسـور مانـده بـود‪ ،‬در قـرن بیسـتم بـه‬ ‫شـناخت فرهنگ‪ ،‬سـنن و چ ‌هبسـا تاریخ یک کشـور‬
‫‪Henryk Sienkiewicz‬‬ ‫شـکوفایی رسـید‪ .‬جن ‌گهـای اول و دوم جهانـی‬ ‫دانسـت؛ زیـرا در طـول سـالیان‪ ،‬بـه سـبب تحـولات‬
‫‪Wladyslaw Stanislaw Reymont‬‬ ‫در ایـن کشـورها نیـز تأثیـر عمیقـی بـر ادبیـات آ ‌نهـا‬ ‫تاریخـی‪ ،‬جن ‌گهـا و شـک ‌لگیری جه ‌تگیرانـۀ‬
‫گذاشـت و باعـث پدیـد آمـدن نویسـندگانی شـد کـه‬ ‫اعتقـادات و تفکـرات‪ ،‬گون ‌ههای مختلف ادبی پدید‬
‫موقعی ‌تهـای دشـوار اجتماعـی را در قال ‌بهـای‬
‫مختلـف‪ ،‬از رئالیسـم تـا درام‪ ،‬بـه تصویـر کشـیدند‪.‬‬ ‫آمد ‌هانـد‪.‬‬
‫همچنیـن داسـتا ‌نهایی بـا درو ‌نمایـۀ علمـی ‪-‬‬ ‫ادبیـات بیا ‌نکننـدۀ قص ‌ههـا و سرگذشـت مـردم‬
‫تخیلـی و پلیسـی پدیـد آمدنـد‪ .‬آشـنایی ایـران بـا‬ ‫در طـول تاریـخ اسـت؛ بنابرایـن م ‌یتـوان بـر اسـاس‬
‫کجمهتــار بـنهازادطبریـیـاقتادشـبریـاق ارتوپغــارت ِوبجاـرهوپـما ‌یشـشـکد‪.‬ل‬ ‫ادبیـات‬
‫گرفـت و‬
‫امـا جهـان بـا نویسـندگان متبحـری از اروپای شـرقی‬
‫روبـ ‌هرو شـد کـه تأثیـر آ ‌نهـا در تمـام دنیـا چشـمگیر‬
‫اسـت؛ نویسـندگانی کـه در سـا ‌لهای متمـادی‬
‫جایـزۀ نوبـل ادبیـات را از آن خـود کردند و توانسـتند‬
‫ویژگ ‌یهـای ادبیـات شـرق اروپـا را بـه جهـان معرفـی‬
‫کننـد‪ .‬در ایـن مقالـه بـه معرفـی نویسـندگانی از‬
‫کشورهای مجارستان‪ ،‬لهستان‪ ،‬بلغارستان و چک‬
‫م ‌یپردازیم که برخی آثار آنان در ایران ترجمه شـده‬
‫اسـت‪ .‬لازم اسـت ذکر شـود که بیشتر این آثار از زبان‬
‫انگلیسـی یـا فرانسـه بـه فارسـی ترجمـه شـد ‌هاند و‬
‫بنابراین ترجم ‌ههایی دسـ ‌تدوم به شـمار م ‌یآیند‪.‬‬
‫امیـد اسـت کـه در آینـده آثار بیشـتری از نویسـندگان‬
‫اروپـای شـرقی از زبـان اصلـی به فارسـی ترجمه شـود‬
‫تـا روح داسـتان بتوانـد جلو ‌هگـری زیبند ‌هتـری در آن‬
‫داشـته باشـد‪.‬‬

‫‪87‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا شـــــرق‬

‫ولادیسالو ریمونـت‪ ۴‬از دیگـر نویسـندگان لهسـتانی‬ ‫نویسندگانلهستان‬ ‫‪Stanislaw Lem‬‬
‫اسـت کـه برنـدۀ جایـزۀ نوبـل ادبیـات در سـال ‪۱۹۲۴‬‬ ‫‪Tadeusz Konwicki‬‬
‫بـود و بـا داسـتان دهقانـان بـه شـهرت رسـید‪ .‬نشـر نی‬ ‫نـام ادبیـات لهسـتان بـا ویسـواوا شیمبورسـکا ‪ ۱‬و‬ ‫‪Czeslaw Milosz‬‬
‫داسـتان سـرزمین موعـود از ایـن نویسـنده را در سـال‬ ‫جـوزف کنـراد‪ ۲‬عجیـنشـدهاسـت کـهاولـیدر شـعرو‬ ‫‪Wanda WasilewskaReymont‬‬
‫‪ 1383‬بـاترجمـۀدکترروشـنوزیریبهچاپرسـاندو‬ ‫دومـی در داسـتا ‌نهایی بـه زبـان انگلیسـی شـهرت‬
‫دارنـد‪ .‬جـوزف کنـراد لهسـتان ‌یتبار در انگلسـتان‬
‫در اختیـار فارسـ ‌یزبانان نهـاد‪.‬‬ ‫زندگیم ‌یکندوبههمیندلیل‪،‬داستا ‌نهایشرابه‬
‫از دیگـر نویسـندگان پـرکار لهسـتانی استانسـیلاو لـم‪۵‬‬ ‫زبـانانگلیسـیم ‌ینویسـد‪.‬شـایددر تأثیرپذیـریاواز‬
‫اسـت کـه سـبک علمـی‪ -‬تخیلـی داسـتا ‌نهایش او‬ ‫ادبیات شـرق اروپا تردید وجود داشـته باشد؛ چنانکه‬
‫را از تیـغ سانسـور کمونیسـت رهانیـد‪ .‬مه ‌متریـن اثـر‬ ‫او را از رما ‌ننویسـان انگلیسـی بـه حسـاب م ‌یآورنـد‪.‬‬
‫نئوکلاسـیکاوسـولاریساسـت کـهدر سـال‪ 13۶۴‬بـا‬ ‫باای ‌نحـال‪ ،‬نم ‌یتـوان از تأثیـر اتفاقـات لهسـتان و‬
‫ترجمـۀ صـادق مظفـرزاده ب ‌هوسـیلۀ نشـر فاریـاب در‬ ‫مهاجرتوپیوستنشبهدریانوردیبرسبکنگارش‬
‫ایـران منتشـر شـد‪ .‬در سـا ‌لهای‪ ۷۴‬و‪ ۸۲‬رما ‌نهـای‬ ‫اوچشـمپوشـید‪.‬جـوزف کنـرادبـارما ‌نهایاز چشـم‬
‫شکسـ ‌تناپذیروشکسـتدر کویینتاهردوباترجمۀ‬ ‫غربـی و در اعمـاق ظلمـت بـه ادبیـات ایـران معرفـی‬
‫پیماناسماعیلیاندر نشرهایافقوجوانۀرشدبه‬ ‫شـد کـهاحمـدمیرعلاییوفریـدونحاجتـی‪،‬در دهۀ‬
‫‪ ۶۰‬شمسی‪،‬اینآثار راترجمه کردند‪.‬رماندر اعماق‬
‫چـاپ رسـید‪.‬‬ ‫ظلمـت بـا عنـوان دل تاریکی‪ ،‬ترجمۀ صالح حسـینی‬
‫تادئـوش کنویتسـکی‪ ،۶‬دیگـر نویسـندۀ برجسـتۀ‬ ‫ب ‌هوسـیلۀانتشـاراتنیلوفـردر سـال‪ ۷۳‬معرفـیشـد‪.‬‬
‫لهستانی‪،‬در فیل ‌منام ‌هنویسیو کارگردانینیزدستی‬ ‫انتشاراتققنوسنیزرما ‌نهایمرز سایه‪،‬نوسترمو‪،‬‬
‫داشـتهاسـت‪.‬از اوداسـتا ‌نهایخانـۀاربابـیبوهیـن‬ ‫کا کاسیاه کشتینارسیوسراباترجمۀسهیلسمی‬
‫بـا ترجمـۀ دکتـر روشـن وزیـری در سـال ‪ ۹۲‬ب ‌هوسـیلۀ‬ ‫روانـۀ بـازار کـرد‪ .‬در دورانـی کـه مـردم درگیـر فضاهـای‬
‫نشـرماهـیومحشـرصغـرادر سـال‪ ۸۰‬باترجمـۀفروغ‬ ‫ویکتوریایـی و رمانتیسـم ادبیـات انگلیـس بودنـد‪ ،‬بـه‬
‫پوریـاوریب ‌هوسـیلۀانتشـاراتروشـنگریومطالعات‬ ‫داسـتا ‌نهای کنـراد چنـدان توجـه نشـد و مد ‌تهـا‬
‫زنانمنتشرشدهاست‪.‬رمانخانۀاربابیبوهین‪ ،‬که‬ ‫گذشـت تـا خواننـدگان و منتقـدان بـه ویژگ ‌یهـای‬
‫روایتی عاشقانه در سایۀ اتفاقات تاریخی قرن نوزدهم‬ ‫شـرقیدر ادبیـاتغربیعادت کنند‪.‬منتقـدان کنراد‬
‫اسـت‪،‬م ‌یتواندبرایخوانندگانایرانیجذابباشـد‬
‫و آنـان را بـا آدا ‌بورسـوم و همچنیـن اوضا ‌عواحـوال‬ ‫را نویسـند ‌های رمانتیـک م ‌یداننـد‪.‬‬
‫هنریـک سـینکیه ویـچ‪ ۳‬از نویسـندگان حماسـی‬
‫لهسـتاندر آنروزگار آشـنا کنـد‪.‬‬ ‫لهسـتاناسـت کـهدر سـال‪ ۱۹۰۵‬جایزۀنوبـلادبیات‬
‫دکترروشنوزیریباترجمۀاولیناثرچسلاومیلوش‪۷‬‬ ‫را از آن خـود کـرد‪ .‬در سـال‪ ۱۳۳۷‬انتشـارات امیرکبیـر‬
‫بـا نـام قبضـۀ قـدرت‪ ،‬کـه در سـال ‪ ۱۹۸۰‬جایـزه نوبـل‬ ‫معرو ‌فتریـن رمـان او را بـا نـام هو ‌سهـای امپراتـور‬
‫ادبیاتراازآنخود کرد‪،‬ایننویسندۀشهیرلهستانی‬ ‫منتشـر کـرد و بهـرام افراسـیابی دوبـاره آن را در سـال‬
‫رابهایرانیانمعرفی کرد‪.‬ایناثررانشرنیدر سال‪۸۴‬‬ ‫‪ ۱۳۷۰‬باهمکارینشـرسـخنترجمهوعرضه کرد‪.‬در‬
‫بـه چـاپ رسـاند‪ .‬رمـان قبضـۀ قـدرت روایـت حـوادث‬ ‫سال‪۱۳۸۰‬همینرمانبانام کجام ‌یروی؟باترجمۀ‬
‫سال‪۱۹۹۴‬است‪،‬زمانی کهفرمانرواییناز ‌یهابراروپا‬ ‫مهدی علوی و همکاری نشـر سـمیر به چاپ رسـید‪.‬‬
‫در حـال فروپاشـی اسـت و ارتـش سـرخ‪ ،‬شـتا ‌بزده‪،‬‬ ‫از دیگـرآثـار ترجم ‌هشـدۀاوم ‌یتـوانبهداسـتانبهدور‬
‫لهستانرادر تعقیبدشمندرم ‌ینورددتاخودرابه‬ ‫از تعصـببـاترجمۀآیینقبـادیوهمکارینشـرافراز‬

‫برلین برساند‪.‬‬ ‫اشـاره کرد‪.‬‬
‫وانـدا واسیلوسـکا‪ 8‬از زنـان مبـارز لهسـتانی در جنـگ‬

‫‪Stanislaw Lem‬‬ ‫‪.5‬‬ ‫‪Wislawa Szymborska‬‬ ‫‪.1‬‬
‫‪Tadeusz Konwicki‬‬ ‫‪.6‬‬ ‫‪Joseph Conrad‬‬ ‫‪.2‬‬
‫‪.7‬‬ ‫‪.3‬‬
‫‪Czeslaw Milosz‬‬ ‫‪.8‬‬ ‫‪Henryk Sienkiewicz‬‬ ‫‪.4‬‬
‫‪Wanda Wasilewska‬‬ ‫‪Wladyslaw Stanislaw Reymont‬‬

‫‪ 88‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫رسـانید‪ .‬لایـوش زیلاهـی تجربیـات جنگـی خـود را‬ ‫دوم جهانـی و از میه ‌نپرسـتانی بـود کـه در تأسـیس‬ ‫‪Imre Kertesz‬‬
‫از خدمـت در ارتـش اتریـش ‪ -‬مجارسـتان در جنـگ‬ ‫نخستینارتشآزاد ‌یخواهلهستانسهمداشت ‌هاند‪.‬‬ ‫‪Lajos Zilahy‬‬
‫او جوایـز و نشـا ‌نهای افتخـار متعـددی بـرای‬ ‫‪Zsigmond Moricz‬‬
‫جهانـیاولبـهداسـتا ‌نهایشوارد کـرد‪.‬‬ ‫فعالی ‌تهـای ادبـی و اجتماعـ ‌یاش دریافـت کـرد‪ .‬از‬ ‫‪Zsigmond Moricz‬‬
‫دو کتاببانا ‌مهایافسـان ‌ههایمجارسـتانینوشـتۀ‬ ‫او رمـان عشـق ب ‌یپیرایـه بـا ترجمـۀ کریـم کشـاورز و بـا‬ ‫‪Agota Kristof‬‬
‫اوژن بنـزس‪ 3‬و ترجمـۀ کاوه میرعباسـی از انتشـارات‬ ‫همکاریانتشـاراتامیرکبیردر سـال‪ ۴۶‬منتشـرشد‪.‬‬
‫امیرکبیـر در سـال ‪ ۷۹‬و دیگـری افسـان ‌ههای مـردم‬ ‫بعدهاانتشاراتپیاموبوتیمار ایناثررادر سا ‌لهای‬
‫مجارسـتان نوشـتۀ وال بیـرو‪ 4‬و ترجمـۀ محمـد‬ ‫متمـادی روانـه بـازار کردنـد‪ .‬عشـق ب ‌یپیرایـه رمانـی‬
‫گذرآبادیاز نشـرهرمسدر سـال‪۸۰‬منتشـرشـد‪.‬این‬ ‫جنگـی‪،‬عاشـقانهودرو ‌نگرایانـهاسـت کهشـایدبرای‬
‫افسـان ‌ههاوقص ‌ههـابـراینوجوانـان گـردآوریشـدهو‬ ‫خواننـدگان امـروزی شـعارگونه و آرما ‌نگرایانـه باشـد‪.‬‬
‫برایآشـناییآنانباادبیاتمجارسـتانبسـیار مفید‬ ‫بانـوی بهشـتی مجموعـۀ شـش داسـتان کوتـاه‪ ،‬بـا‬
‫فضاهایمتفاوت‪،‬از نویسـندگانلهسـتانیاسـت که‬
‫اسـت‪.‬‬ ‫به همت دکتر روشـن وزیری و همکاری نشـر ماهی در‬
‫مجموعـ ‌های از شـش داسـتان کوتـاه نیـز بـا عنـوان‬ ‫سال‪۹۳‬بهچاپرسید‪.‬دکتروزیریدر اینمجموعه‬
‫فقیرهاوچندداستاندیگراثریازژیگموندموریتس‪5‬‬ ‫سرگذشـتی کوتـاهاز نویسـندۀهـرداسـتانرانیـزآورده‬
‫اسـت و انتشـارات امیرکبیـر آن را در سـال ‪ 1358‬بـا‬ ‫اسـت کـه م ‌یتوانـد دریچـ ‌های ب ‌هسـوی شـناخت‬
‫ترجمـۀمحمـودتفضلـیمنتشـر کـردهاسـت‪.‬مترجم‬ ‫ادبیاتلهستانبگشاید‪.‬به گفتۀدکترروشنوزیری‪،‬‬
‫در مقدمـۀ کتـاب آورده اسـت کـه ژیگمونـد موریتـس‬ ‫واقعیـتایـناسـت کـهتاریخپرفرازونشـیبلهسـتان‬
‫بزر ‌گتریـن نویسـندۀ مجارسـتان در نیمـۀ اول قـرن‬ ‫و رویدادهـای پیچیـدۀ آن در هزارسـالۀ اخیـر تأثیـری‬
‫ماسـت‪.‬زیگمونـدن ‌هتنهـابامحیطروسـتاوبـادنیای‬ ‫شـگرف بـر ادبیـات و فرهنـگ ملـی ایـن کشـور نهـاده‬
‫محـدود و زندگـی فقیرانـۀ روسـتاییان قرابـت زیـادی‬
‫داشـت‪،‬بلکـهب ‌هدلیـلزندگـیپرماجرایی کهداشـت‪،‬‬ ‫است‪.‬‬
‫توانستباقشرهایمختلفاجتماعیب ‌هخوبیآشنا‬
‫شـودوچهر ‌ههایمختلفمردمرادر آثار فراوانخود‬ ‫نویسندگانمجارستان‬

‫منعکـس کند‪.‬‬ ‫کشـور مجارسـتانرااز قدیمسـرزمینشـعرم ‌یدانند‪،‬‬
‫رمـانخا کسـتر گـرماثـرشـاندورمارائی‪6‬رانشـرثالثدر‬ ‫سـرزمینی کـه شـعر‪ ،‬پـس از جنـگ جهانـی دوم نیـز‬
‫سال‪ ۸۹‬باترجمۀمینومشیریبهچاپرساند‪.‬این‬ ‫هنوز مه ‌مترینژانرادبیآنبهشمار م ‌یرود‪.‬هرچند‬
‫رمـان‪ ،‬کـهبـهتعبیرمنتقـدانبانفـوذانگلیسـیرمانی‬ ‫اشدبنیاـاختت‌ه کشلادسهـنییسک مت‪،‬اجادربیساـتاتنجدچینـدآدانانخبـیرارًامیرزدهنایـراا‬
‫باشکوهومسحورکنندهاست‪،‬پساز ترجمهبهزبان‬
‫درنوردیـده و بـه شـهرت جهانـی رسـیده اسـت‪.‬‬
‫انگلیسـیموردتوجهقرار گرفت‪.‬‬ ‫آیمـری کرتیـس‪ 1‬مجـاریدر هفتادوس ‌هسـالگیبرنـدۀ‬
‫آ گوتا کریستوف‪ ،7‬کهدر بحبوحۀانقلاب کمونیستی‬ ‫جایـزۀ نوبـل ‪ ۲۰۰۲‬ادبیـات شـد‪ .‬او از ‪ ۱۴‬سـالگی تـا‬
‫مجارسـتان بـه سـوئیس پناهنـده شـد‪ ،‬زبـان فرانسـه‬ ‫پایـان جنـگ جهانـی دوم در اردوگاه کار اجبـاری بـود‬
‫را بـرای نوشـتن آثـارش برگزیـد‪ .‬بـا وجـود زندگـی در‬ ‫و رویدادهـای تلـخ ایـن دوره دسـ ‌تمایۀ بیشـتر آثـار‬
‫سوئیس‪ ،‬کریستوفمشکلاتیچونجنگ‪،‬ویرانی‪،‬‬ ‫ادبـ ‌یاششـد‪.‬از آثـار ترجم ‌هشـدۀاوم ‌یتـوانبهرمان‬
‫عشـق و تنهایـی را از کشـورش بـا خـود آورده بـود و‬ ‫پلیسیباترجمۀ گلبرگزریناز انتشاراتبازتا ‌بنگار‬
‫همی ‌نهاموضوعاتاصلیآثار س ‌هگانۀاوشدواورابه‬ ‫در سـال‪ 13۸۵‬اشـاره کـرد‪ .‬انتشـارات شـهر خورشـید‬
‫شـهرت رسـاند‪ .‬سـه اثر وی‪ ،‬یعنی دفتر بزرگ‪ ،‬مدرک‪،‬‬ ‫در سـال ‪ 13۸۸‬دو داسـتان دیگـر از او بـه نا ‌مهـای‬
‫دروغسـوم‪،‬فـراز ونشـیبزندگـیدوبـرادر دوقلـورادر‬ ‫ب ‌یسرنوشـت و دعـا بـرای کودکـی کـه زاده نشـده بـا‬
‫جریانـات تاریخـی مجارسـتان روایـت م ‌یکنـد‪ .‬ایـن‬ ‫ترجمـۀالهـام کریمـیوصبـارسـتگار منتشـر کـرد‪.‬این‬
‫سـه رمـان را نشـر مرواریـد بـا ترجمـۀ اصغـر نـوری در‬ ‫دو داسـتان از رن ‌جهـا و دردهـا و ب ‌یعدالت ‌یهایـی‬
‫سـا ‌لهای ‪ 13۹۰‬و ‪ 13۹۳‬منتشـر کـرد‪ .‬در سـا ‌لهای‬ ‫م ‌یگویـد کـهدر اردوگا ‌ههـای کار اجبـارینـازیبـرافراد‬
‫‪ 13۹۴‬و‪ 13۹۵‬نیزاز همینمترجموناشـررماندیروز‬ ‫واردم ‌یشدواینامرآ ‌نهارابهرما ‌نهاییسیاهبدل‬
‫ومجموعۀداسـتانب ‌یسـوادوفرقینم ‌یکندمنتشـر‬
‫شـد‪ .‬کریسـتوفابتـداشـعرونمایشـنامهم ‌ینوشـت‪.‬‬ ‫کـرده اسـت‪.‬‬
‫از میـاننمایشـنام ‌ههایاو‪،‬نمایشـنامۀجـانوجـورا‬ ‫لایوشزیلاهی‪ 2‬اولیننویسندۀمجارستانیاست که‬
‫نشرتجربهدرسال‪13۸۱‬باترجمۀتینوشنظ ‌مجوبه‬ ‫بـاچـاپاثرش‪،‬باعنوانبهار کشـنده‪،‬در سـال‪13۳۶‬‬
‫بـاترجمـۀرضـاسیدحسـینیوهمکارینشـرب ‌ینـادر‬
‫خواننـدگان ایرانـی معرفـی کرد‪.‬‬ ‫ایرانمعرفیشد‪.‬در سال‪ 13۷۳‬نشرفکرروز داستان‬
‫لسـلو کراسـناهورکایی‪ ،8‬نویسـندۀ مجارسـتانی کـه‬ ‫نامزدیراباترجمۀعبداللهتوکلروانۀبازار کردوبعد‬
‫بـه نوشـتن آثـار طویـل و پیچیـده معـروف اسـت‪ ،‬در‬ ‫از آننشـردسـتاندر سـال‪ 13۷۷‬داسـتاننامـزدمـن‬
‫سـال ‪ ۲۰۱۵‬برنـدۀ جایـزۀ مـن بوکـر شـد‪ .‬از او رمـان‬ ‫را بـا ترجمـۀ عرفـان قانع ‌یفـرد بـه دسـت خواننـدگان‬
‫معـروفتانگـویشـیطاندر سـال گذشـتهبـاترجمـۀ‬
‫سـپند سـاعدی ب ‌هوسـیلۀ نشـر نـگاه روانـه بـازار شـد‪.‬‬

‫‪Zsigmond Moricz5.5‬‬ ‫‪Imre Kertesz 1.1‬‬
‫‪Sandor Marai6.6‬‬ ‫‪Lajos Zilahy2.2‬‬
‫‪Agota Kristof7.7‬‬ ‫‪Eugene Bencze3.3‬‬

‫‪Leszlo Krasznahorkai8.8‬‬ ‫‪Val Biro4.4‬‬

‫‪89‬‬ ‫آلمانـی یهـودی و مسـیحی در پایتخـت بوهـم بـود‪.‬‬ ‫کراسـناهورکایی با این رمان به شـهرت جهانی رسـید‬
‫کراایـفـکجادزبرـآالمناآلنمامنـ ِ‌ییداپـنراسـگتراوحدرقآیثاقر ‌یتـشرباز‌هگزبوـنـا ‌هناآلیماازنـآین‬ ‫و بلاتـار‪ ،‬کارگـردان معـروف مجار ‌یتبـار‪ ،‬در سـال‬
‫‪..........................................................................‬‬ ‫بهـره گرفت کههیچنویسـندۀدیگری‪،‬قبـلوبعداو‪،‬‬ ‫‪ ۱۹۹۴‬فیلمـیهف ‌تسـاعتهبااقتبـاساز اینداسـتان‬
‫‪..........................................................................‬‬ ‫ماننـداونیسـت‪.‬بیشـتر کتا ‌بهـای کافـکارادر ایـران‬
‫‪.............................................................................‬‬ ‫مترجمـانبرجسـت ‌هایچـونصـادقهدایـت‪،‬فرزانـه‬ ‫سـاخت‪.‬‬
‫‪.............................................................................‬‬ ‫طاهـری‪ ،‬امیرجلا ‌لالدیـن اعلـم و عل ‌یاصغـر حـداد‬
‫ترجمه کرد ‌هاندونشـرهایمختلفآ ‌نهارابهدسـت‬ ‫نویسندگانبلغارستان‬
‫‪Leszlo Krasznahorkai‬‬
‫‪Franz Kafka‬‬ ‫علاق ‌همندانش رسـاند ‌هاند‪.‬‬ ‫زبـان و ادبیـات بلغـاری یکـی از که ‌نتریـن زبا ‌نهـا و‬
‫میالن کونـدرادر شـهربرنـوبـهدنیـاآمـدودر دانشـگاه‬ ‫ادبیا ِتمردماناسالواسـت کهریشـهآنبهقرننهم‬
‫‪Milan Kundera‬‬ ‫چالـزپـرا گتحصیلاتخودراشـروع کـرد‪.‬او‪ ،‬کهخود‬
‫‪Bohumil Hrabal‬‬ ‫را نویسـند ‌های فرانسـوی م ‌یدانـد و آثـارش در زمـرۀ‬ ‫بازم ‌یگـردد‪.‬‬
‫ادبیـاتفرانسـهبـهجهانعرضهم ‌یشـود‪،‬بـارمانبار‬ ‫ژولیـا کریسـتوا‪ ،1‬کـهب ‌هدلیـلنوشـتنبـهزبـانفرانسـه‬
‫‪Ivan Klima‬‬ ‫هسـتیبهشـهرترسـید‪.‬اینرماناولینبار در سـال‬ ‫نویسـند ‌های فرانسـوی شـناخته م ‌یشـود و آثـارش‬
‫‪ 13۶۵‬بـاترجمـۀپرویـزهمایو ‌نپـور وباهمکارینشـر‬ ‫در زمـرۀ آثـار فرانسـو ‌یزبان قـرار م ‌یگیـرد‪ ،‬در اسـیلون‬
‫گفتـار در ایـرانبـهچـاپرسـیدوبعـداز آنچندیـنبار‬ ‫بلغارسـتان بـه دنیـا آمـده اسـت و از نوزد ‌هسـالگی در‬
‫در همیننشروهمچنیندر نشرقطرهتجدیدچاپ‬ ‫فرانسـه زندگـی م ‌یکنـد‪ .‬کریسـتوا را از بنیا ‌نگـذاران‬
‫شـد‪ .‬رمـان هویـت نیـز بـا ترجمـۀ پرویـز همایو ‌نپـور‬ ‫فمینیسـت پسـ ‌تمدرن م ‌یداننـد‪ .‬او در زمین ‌ههـای‬
‫و همـکاری نشـر قطـره منتشـر شـد‪ .‬در سـال ‪13۶۴‬‬ ‫نقـد‪،‬نظریـۀادبی‪،‬روانـکاویوزبا ‌نشناسـی کتا ‌بها‬
‫نشـردماونـدرمـان کلاه کلیمنتـسرابـاترجمۀاحمد‬ ‫و مقـالات بسـیاری دارد‪ .‬از ایـن نویسـندۀ برجسـته‪،‬‬
‫میرعلایـی چـاپ کـرد‪ .‬داسـتان جسـم و جـان را‬ ‫رمانیدر ایرانمعرفینشـده؛امابرخیآثار اودر دیگر‬
‫انتشـاراتفردادر اصفهانباترجمۀاحمدمیرعلایی‬ ‫حوز ‌ههـاترجمـهوچـاپشـدهاسـت‪ .‬کتا ‌بهـایهانا‬
‫وبـامقدمـۀتحلیلیمحمدرحیماخوتمنتشـر کرد‪.‬‬ ‫آرنت‪ ،‬زندگی روایت اسـت و خورشـید سیاه مالیخولیا‬
‫فـروغ پوریـاوری بـا همـکاری انتشـارات روشـنگران و‬ ‫باهمکارینشررخدادنووهمچنین کتا ‌بهاینوئل‬
‫مطالعـاتزنـاندر اوایـلدهـۀ‪،۷۰‬مجموعۀداسـتان‬ ‫مکآفیباهمکارینشرمرکزدرسال‪،۸۵‬مل ‌تهایی‬
‫عشـ ‌قهایخنـد ‌هدار وچهـار رمـانشـوخی‪،‬خنـدهو‬ ‫بدونمل ‌یگراییباهمکارینشـرشـونددر سـال‪ ۹۴‬و‬
‫فراموشـی‪ ،‬ژا ک و اربابـش و مهمانـی خداحافظـی را‬ ‫فردیـت اشـترا کی بـا همـکاری نشـر روزبهـان در سـال‬
‫ترجمـهوعرضـه کرد‪.‬نشـربوتیمار در مشـهدداسـتان‬ ‫‪ ۸۹‬باترجمۀمهردادپارسـامنتشـرشـد‪.‬نشرروزبهان‬
‫جشـن ب ‌یمعنایـی را بـا ترجمـۀ قاسـم معنـوی روانـۀ‬ ‫کتابدیگریراباعنواندر آغاز عشـقبودراسـال‪۸۸‬‬
‫بازار کرد‪.‬همچنینرما ‌نهایجهالتباترجمۀآرش‬
‫حجـازی را نشـر کاروان در سـال‪ 13۸۰‬و کلیـدداران بـا‬ ‫بـا ترجمـه امیـن قضایی بـه چاپ رسـاند‪.‬‬
‫ترجمۀنفیسـهموسـویرانشـرقطرهدر سـال‪ 13۹۰‬از‬ ‫در سـا ‌لهایاخیـرادبیـاتبلغارسـتاندر حـوزۀشـعر‬
‫ایـن نویسـنده منتشـر کردنـد‪ .‬درو ‌نمایـۀ آثـار کونـدرا‬ ‫ونمایشنام ‌هنویسـیرشـدیچشمگیرداشـتهاست‪.‬‬
‫سیاسـیوفلسـفیاسـتوچندیـنبـار نامـزددریافت‬ ‫نمایشـنام ‌هنویسمعاصربلغاریهریشـتوبویتچف‪،2‬‬
‫کهجوایزبسیاریبراینمایشنام ‌ههایخوددریافت‬
‫جایـزۀ نوبـل شـده اسـت‪.‬‬ ‫کـرده اسـت‪ ،‬ادبیـات بلغارسـتان را بـه جهـان معرفـی‬
‫در کنـار کافـکاو کونـدرا‪،‬بهومیـلهرابـال‪ 5‬چ ‌کتریـن‬ ‫کرد‪.‬در سـال‪ ۱۳۸۹‬محمدجواداسـتادینمایشنامۀ‬
‫نویسـندۀچکمحسوبم ‌یشـود‪.‬جایگاههرابالدر‬ ‫سرهنگوپرندگانراترجمه کردونشردانشزنجان‬
‫ادبیاتچکچناناست کهادبیاتمعاصرچکرابه‬ ‫آنرامنتشر کرد‪.‬ایننمایشنامهبه کارگردانیافشین‬
‫دوقسمتقبلوبعداز هرابالتقسیم کرد ‌هاند‪.‬اودر‬ ‫اخلاقـیدر بهم ‌نمـاه‪ 13۹۲‬در با ‌غمـوزۀقصرتهرانبه‬
‫طولزندگیپرهیاهویخودبهانواع کارهایسخت‬
‫مثـل سـوز ‌نبانی‪ ،‬دس ‌تفروشـی و کارگـری دسـت زد‬ ‫نمایـش درآمد‪.‬‬
‫و ایـن موضـوع از او یـک کارگـر ‪ -‬روشـ ‌نفکر سـاخت و‬
‫دسـ ‌تمایۀ بزر ‌گتریـن اثـر او تنهایـی پرهیاهـو شـد‪.‬‬ ‫نویسندگان چک‬
‫تنهاییپرهیاهوداسـتانیعاشـقانهراروایتم ‌یکند‪،‬‬
‫داستان کارگر کارگاهپرس کاغذهایباطله کهعاشق‬ ‫پرا گدرقدیمپایتختمنطقۀوسیعیبهنامبوهمو‬
‫کتـاباسـت‪.‬ایـن کتـابراپرویـزدوایـیاز زبـانچـک‬ ‫تحت پادشـاهی اتریش ‪ -‬مجارسـتان بود‪ .‬امروزه این‬
‫بهفارسـیبرگرداندونشـر کتابروشندر سـال‪13۸۷‬‬ ‫شهر‪،‬شهرفرهنگوهنراروپاشناختهم ‌یشودواین‬
‫آنرابهخوانندگانعرضه کرد‪.‬در سال‪ 13۹۵‬نیزنشر‬ ‫شـهرترامرهوننویسندگانشناخت ‌هشـد ‌هایچون‬
‫انگیزهمهرایناثرراباترجمۀبهارهقویدلعرضه کرد‪.‬‬ ‫فرانتس کافکا‪3‬ومیلان کوندرا‪4‬است‪.‬نوشتناز کافکا‬
‫خـودهرابـالم ‌یگفـت کهچیـزیابـداعنم ‌یکندبلکه‬ ‫و کونـدراتوضیـحواضحـاتاسـت‪.‬تأثیری که کافکابر‬
‫ادبیـاتجهـانوایـران گذاشـتآ ‌نچنـانعمیـقبـود‬
‫کهعباراتیچونتوصیف کافکایی‪،‬وضعیت کافکایی‬
‫وجهـان کافکایـیرابـراینقـدادبـیبـهارمغـانآورد‪.‬‬
‫جهان کافکاجهانیپوچوبیگانهنبود‪،‬جهانتعلیق‪،‬‬
‫جهـاناز اینجـاماندگـیواز آنجـاراندگـیبود‪ .‬کافکابه‬
‫زبـانآلمانـ ِیپـرا گم ‌ینوشـت که گویـشاقلی ‌تهای‬

‫‪Bohumil Hrabal5.5‬‬ ‫‪Julia Kristeva1.1‬‬
‫‪Hristo Boytcher2.2‬‬

‫‪Franz Kafka3.3‬‬
‫‪Milan Kundera4.4‬‬

‫‪ 90‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫تجدیـدچـاپ کـرد‪.‬در سـال‪ 13۴۹‬یکـیدیگـراز دیگـر‬ ‫ایـن کتـاب را نشـر نـی در سـال‪ ۸۷‬بـا ترجمـۀ خشـایار‬ ‫تنهـا خـوب م ‌یبینـد و خـوب م ‌یشـنود‪ .‬او سـاع ‌تها‬
‫نمایشنام ‌ههایاوباعنوان‪R.U.R‬آد ‌مهایماشینی‬ ‫دیهیمـیمنتشـر کـرد‪.‬در سـالبعـدنشـرآ گـهنیـزایـن‬ ‫در کاف ‌ههـا و در میـان کارگـران م ‌ینشسـت و بـا آنـان‬
‫باترجمۀسعیدحمیدیانو کامرانفانیباهمکاری‬ ‫اثـر را بـا ترجمـۀ فـروغ پوریـاوری بـه بـازار کتـاب عرضـه‬ ‫گف ‌توگـو م ‌یکـرد؛ بـه همیـن دلیـل بـه ظراف ‌تهـا و‬
‫نشـر پیـام روانـۀ بـازار نشـر ایـران شـد‪ .‬چاپـک در ایـن‬ ‫کـرد‪ .‬نشـر آ گـه طـی سـا ‌لهای متمـادی کتا ‌بهـای‬ ‫زندگ ‌یهـای گونا گـون اصنـاف و وضعیـت حا کـم بـر‬
‫کتـاباولیـنبـار کلمـهروبـوتراابـداع کـرد؛ایـن کلمه‬ ‫شیدایی‪ ،‬کار گل‪،‬قرندیوانۀمنودر انتظار تاریکی‪،‬‬ ‫جامعۀخودآ گاهیداشت‪.‬هرابالنویسندۀسیاسی‬
‫از کلمهروبوتادر چکبهمعنایبیگاری گرفتهشده‬ ‫در انتظـار روشـنایی را بـا ترجمـۀ فـروغ پوریـاوری بـه‬ ‫نبـودودر کتـابهمـهتر ‌سهـایمـنفضاییتاریخی‬
‫اسـت‪ .‬ایـن نمایشـنامه در هجـو و انتقـاد از زندگـی‬ ‫چـاپ رسـانید‪ .‬در سـال گذشـته‪ ،‬نشـر فـروزش در‬ ‫خلـقم ‌یکنـد کـهبیشـتربهوقای ‌عنگاریشـبیهاسـت‬
‫ماشینیاست‪.‬ایرجنوبختمجموعۀداستانیبانام‬ ‫تبریـزداسـتا ‌نهای کوتـاه کلیمـارادر کتـابعاشـقان‬ ‫تـا تاری ‌خنـگاری؛ زیـرا تاری ‌خنـگار وقایـع سرنوش ‌تسـاز‬
‫داسـتا ‌نهاییاز یـکجیـبوداسـتا ‌نهاییاز جیـب‬ ‫ی ‌کشـبهبـاترجمـۀحسـنا کبـریبیرقـیعرضـه کرد‪.‬‬ ‫را م ‌ینویسـد و وقای ‌عنـگار بـه وقایـع سـاده و ب ‌هظاهـر‬
‫دیگـر را ترجمـه و انتشـارات نیـل آن را در سـال‪13۴۳‬‬ ‫در همیـنسـال‪،‬رضـامیرچـیباهمکارینشـرجهان‬ ‫ب ‌یاهمیتتوجهنشـانم ‌یدهد‪.‬این کتابدر ایران‬
‫منتشـر کـرد‪.‬داوودیآبـینـاماثـردیگریاز اوسـت که‬ ‫کتـاباسـکلتزیـرفـرشراترجمـه کـرد‪.‬ایـوان کلیمـا‬ ‫بـانا ‌مهـایمتفـاوتچـاپشـدهاسـت؛اولینبار نشـر‬
‫بـا ترجمـۀ جهانگیـر افـکاری و همکاری نشـر ایـران یاد‬ ‫از بزر ‌گتریـن نویسـندگان چـک اسـت کـه باوجـود‬ ‫ترانـه آن را بـا نـام همـۀ تر ‌سهایـم بـا ترجمـۀ شـیما‬
‫در سال‪ 13۶۳‬چاپشد‪.‬جنگبامارمول ‌کهارانشر‬ ‫بازداشتوممنو ‌عالانتشار شدنآثارشدر کنار غمو‬ ‫روحانـیدر سـال‪13۹۲‬چـاپ کـرد‪.‬نشـرماهینیزاین‬
‫روزگار در سـال ‪ 13۷۸‬بـا ترجمـۀ پرویـز معتمـد آذری‬ ‫اثررادرهمانسالباعنوانواهم ‌ههایبانامونشان‬
‫عرضه کرد‪.‬نشرماهینیزدر سال‪۹۲‬دو کتابدیگربا‬ ‫گرفتـاری مردمـش مانـد‪.‬‬ ‫منتشـر کردودر سـال گذشـتهمژگانحسـینیآنرابا‬
‫نا ‌مهایدر سـتایشبطالتونام ‌ههاییاز انگلسـتان‬ ‫واتسلاوهاول‪ 2‬اولینرئی ‌سجمهور چکبود کهخود‬ ‫همکارینشـرزرین کلک(مشـهد)وبانامتر ‌سهای‬
‫راباترجمۀابراهیماقلیدیاز ایننویسندهبهدست‬ ‫بـه کار نویسـندگی و نمایشنام ‌هنویسـی نیـز مشـغول‬ ‫مـن ترجمـه کـرد‪ .‬مجموعـۀ داسـتان نـی سـحرآمیز و‬
‫خوانندگان رسـانید‪.‬‬ ‫بود‪.‬از اویکنمایشـنامهباناماشـتباهدر سـال‪13۸۳‬‬ ‫چنـدداسـتاندیگـرباترجمۀپرویـزدواییاز نشـرآ گه‬
‫ایواناولبرخت‪5‬نویسندهومترجماهلچکبود که‬ ‫بـا ترجمـۀ محسـن یلفانـی و ب ‌هوسـیلۀ نشـر تجربـه در‬ ‫در سـال‪ 13۹۴‬ومجموعـۀمـرگآقـایبالسـتینبرگراز‬
‫بهزبانآلمانیم ‌ینوشت‪.‬از اوفقطیک کتاببهنام‬ ‫ایرانبهچاپرسید‪.‬انتشاراتروشنگرانومطالعات‬ ‫نشـربـاغنـودر سـال‪ 13۹۳‬بـاترجمۀسـاغراسـرار روانۀ‬
‫تاری ‌کتریـن زنـدان در سـال ‪ 13۴۶‬بـا ترجمـۀ محمـد‬ ‫زنـاننیـز کتـابنام ‌ههایـیبـهاولـگارابـاترجمـۀفـروغ‬ ‫بـازار نشـرشـد‪.‬رمـاننظـارتدقیـققطارهـاراعدنـان‬
‫قاضـیدر ایـرانچـاپشـدودر سـال‪13۹۳‬انتشـارات‬ ‫پوریاوریدر سال‪13۷۵‬عرضه کرد‪.‬این کتابحاوی‬ ‫غریفـیترجمـه کـردونشـرافـراز آنرادر سـال‪ 13۹۲‬بـه‬
‫امیرکبیـر آن را بـا همـان مترجـم تجدیـد چـاپ کـرد‪.‬‬ ‫نام ‌ههاییاسـت کههاولدر زمانچهارسـالۀزندانی‬ ‫چـاپ رسـانید‪ .‬دیگـر رمان هرابـال با نام من خدمتکار‬
‫تاری ‌کتریـنزنـدانداسـتانیدرو ‌نگرایانـهواجتماعی‬ ‫شـاهانگلیـسبـودمرانشـرهاشـمیدر سـال‪ 13۹۴‬بـا‬
‫تأثیرپذیـری از‬ ‫کـکبه اهورلبشرت ٔخـهتتحربـیار‬ ‫بـا نثـری شیواسـت‬ ‫شدنش نوشـته است‪.‬‬ ‫ترجمۀبهارههاشـمیانمنتشـر کرد‪.‬بهومیـلهرابال‬
‫درآورده است‪.‬‬ ‫داستایوسکی و بالزا‬ ‫یاروسالوهاشـک‪ 3‬نویسـندهوطنزپـرداز چـکبعـداز‬ ‫داستا ‌نهایبسیاریداردودرآ ‌نهاشخصی ‌تهایی‬
‫اپکثـسرًابایب ‌هدهصـاوورنباتیدچـهاایپ‬ ‫داستا ‌نهایاروپایشرقیاز‬ ‫جنـگ جهانـی اول تـا زمـان مرگـش بـه نوشـتن رمـان‬ ‫جدیـد و بکـر خلـق کـرده اسـت کـه مشـتاق خوانـده‬
‫حکومتـی خلـق شـدند و‬ ‫شـوایکسـرباز خوبمشـغولبود کهبرایششـهرتی‬
‫زیرزمینـی و دسـ ‌تنویس (سـامیزدات) بـه دسـت‬ ‫جهانـیبـهارمغـانآورد‪.‬شـوایکنمادتجس ‌مبخشـی‬ ‫شـدن هستند‪.‬‬
‫خوانندگانرسید ‌هاند‪.‬نویسندگاناینخطهباوجود‬ ‫بـهملیـتدر جمهـوریچـکبود‪.‬ایـنرمـاندر ایران‬ ‫از نویسـند ‌ههای شناخت ‌هشـده کـه بگذریـم بـه‬
‫تمامسـخت ‌یها‪،‬بازداشـ ‌تها‪،‬تبعیدهاومهاجر ‌تها‬ ‫بانا ‌مهایمتفاوتیترجم ‌هشدهاست‪.‬اولینبار ایرج‬ ‫نویسـندگان دیگـری م ‌یرسـیم کـه خوشـبختانه‬
‫نوشـتند تـا حتـی ا گـر بـه زبانـی غیـر از زبـان کشـور‬ ‫پزشـکزاد در سـال ‪ 13۶۴‬آن را بـا نـام شـوایک سـرباز‬ ‫کتا ‌بهایشـان در ایـران در دسـترس اسـت تـا مـا را‬
‫زادگاهشانم ‌ینویسند‪،‬صدایآدابوسننوزندگی‬ ‫قویـدل ترجمـه و نشـر کتـاب زمـان آن را چـاپ کـرد‪.‬‬ ‫بیشـترباادبیاتوفرهنگاین کشـور آشـنا کند‪.‬یکی‬
‫بومـیاروپـایشـرقیباشـند‪.‬خوانشنمایشـنام ‌هها‪،‬‬ ‫انتشـاراتامیرکبیرآنراباناممصدر سـرکار سـتواندر‬ ‫ازایننویسندگانایوان کلیما‪1‬است کهدرسال‪۲۰۰۲‬‬
‫اشـعار وداسـتا ‌نهایاروپـایشـرقیبـرایآشـناییبـا‬ ‫سـال‪ 13۹۳‬بـاترجمـۀحسـنقایمیانونشـرچشـمه‬ ‫جایـزۀفرانتـس کافـکارااز آنخـود کـرد‪.‬اونویسـندهو‬
‫فرهنـگوتاریـخآ ‌نهـاودانسـتناحـوالمردمانـی که‬ ‫در سـال‪ 13۸۴‬بانامشـوایکوترجمۀ کمالظاهری‬ ‫روزنام ‌هنـگار بـود و ب ‌هدلیـل انتقادهایـش از حکومـت‬
‫تاریخپرفرازونشیبیرا گذراندندتابهاستقلالبرسند‬ ‫کمونیستیچکسـلوا کیبازداشتشـد‪.‬عمدۀآثارش‬
‫واز بلوکشـرقبهاروپایشـرقیمتحولشـوندخالی‬ ‫منتشـر کردند‪.‬‬ ‫دربـارۀتاریک ‌یهایدورۀحکومتدیکتاتورهابرمردم‬
‫از لطـف نیسـت‪ .‬لازم اسـت ناشـران و مترجمـان در‬ ‫کارلچاپک‪ 4‬از دیگرنویسـندگانمشـهور قرنبیستم‬ ‫اسـت‪ .‬معرو ‌فتریـن اثـر او روح پـرا گ نـام دارد‪ .‬ایـن‬
‫شناسـاندن ایـن بخـش از ادبیـات جهـان کوشـش‬ ‫چـک اسـت‪ .‬اولیـن کتـاب ترجم ‌هشـدۀ وی کارخانـه‬ ‫اثـر مجموعـۀ مقالاتـی اسـت کـه کلیمـا دربـارۀ زندگـی‬
‫بیشـتری کنند‪.‬‬ ‫مطل ‌قسـازی نـام دارد کـه در سـال ‪ 13۳۹‬بـا ترجمـۀ‬ ‫خـودشومـردمشـهرپـرا گدر زمـانحملـۀآلما ‌نهـا‬
‫حسـن قائمیـان و مقدمـۀ صـادق هدایـت ب ‌هوسـیلۀ‬ ‫وسـپسحکومتمسـتبد کمونیسـتینوشتهاست‪.‬‬
‫انتشـارات گوهرخـای منتشـر شـد‪ .‬ایـن کتـاب را‬
‫سـال گذشـته شـرکت انتشـارات علمـی و فرهنگـی‬

‫‪Ivan Olbracht5.5‬‬ ‫‪Jaroslav Hasek3.3‬‬ ‫‪Ivan Klima1.1‬‬
‫‪Karel Capek4.4‬‬ ‫‪Vaclav Havel2.2‬‬

‫‪Ivan Olbracht‬‬ ‫‪Karel Capek‬‬ ‫‪Jaroslav Hasek‬‬ ‫‪Vaclav Havel‬‬

‫‪91‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫تاریخادبیاتدر اروپایشرقی‬ ‫عرفانهبکرانی‬
‫تاریـخ و ادبیـات‪ ،‬همیشـه و در همـۀ‬
‫مـن کار مهمـی نکـرد ‌هام پدربـزرگ‪ .‬چـون مـا دو تـا را‬ ‫بلغارستان‬ ‫سـرزمی ‌نها‪ ،‬سرنوشـتی نزدیـک و مشـترک‬
‫بیشترنکشت ‌هایموحا ‌لآنکهازاینجانورانشرورهنوز‬ ‫داشـته اسـت‪ .‬در طـول تاریـخ‪ ،‬ادبیـات هـم‬
‫هزاران هزار هستند‪ .‬ملت بلغار نجات نخواهد یافت و‬ ‫زبـاناسالویدر دورانحکومـت کلیسـادر قـرننهـم‬ ‫ابـزاریبـرایبیـانرویدادهایتاریخـیبوده‬
‫ازآزادیبرخوردارنخواهدشد‪،‬مگرآ ‌نوقت کههمهبا‬ ‫میالدیبـهوجـودآمـد؛امـادرسـتزمانـی کـهدرحـال‬ ‫وهـمدرچگونگـیوقـوعایـنرویدادهـاتأثیر‬
‫هم تبرها را دست بگیرند و نسل این جانیان ستمگر‬ ‫پیشـرفتبـودبـامخالفت کلیسـامواجهشـد‪.‬سـپس‬ ‫داشتهاست‪ .‬گاهیابزاریدردستحاکمان‬
‫رنابهرااینتـ ًداازنـدرد‪.‬س‪.‬ـ‪.‬ا‪.‬ل ‪ 1876‬بلغارهـا بـه اسـتقلال رسـیدند‬ ‫تحتحمایتپادشاهبلغاریقرار گرفتورفت ‌هرفتهدر‬ ‫بـرایتبلیغخواسـت ‌ههایخودبـودهاسـتو‬
‫و ادبیـات مـدرن بلغـاری نیـز در قـرن نوزدهـم و پـس‬ ‫همۀسرزمی ‌نهایاروپایشرقیرونقیافت‪.‬ادبیاتی‬ ‫گاهیسلاحیبرایمبارزهباهمینحاکمان‪.‬‬
‫از اسـتقلال بلغارسـتان پدیـد آمـد و آثـار درخشـانی بـر‬ ‫کهدر آندورانبهزباناسالوینوشـتهم ‌یشـداغلب‬ ‫ادبیـات اروپـای شـرقی هـم از ایـن قاعـده‬
‫‌جای گذاشت؛اماب ‌هدلیلشرایطزمانی‪،‬نبودآزادی‪،‬‬ ‫نوشـت ‌ههای دینـی بـود کـه از زبـان یونانـی ترجمـه یـا‬ ‫مسـتثنا نیسـت و بـا اینکـه اشـعار و ادبیـات‬
‫تأثیـرات زیـاد ادبیـات یونـان و سـلطۀ تفکـر روسـیه بـر‬ ‫اقتبـاس م ‌یشـد‪ .‬از اواخـر قـرن چهاردهـم‪ ،‬ه ‌مزمـان‬ ‫رمانتیـک بسـیار ارزشـمندی دارد‪ ،‬ادبیاتـی‬
‫نویسـندگانی کـه در دانشـگا ‌ههای آن کشـور درس‬ ‫بزـامتانغهییوـترااریتخسبیهااسـدبییا‪،‬متوبلضغوارعاتیایضجافدیهدشودمکتنهامسـعمبوبل ًاا‬ ‫اسـت کـه ریشـه در سیاسـت دارد و از تاریـخ‬
‫خوانـدهبودنـد‪،‬ادبیاتبلغارسـتانبهادبیاتیتبدیل‬ ‫اینسرزمینجدانیست؛البته‪،‬اینمسئله‬
‫شـد کـهفقـطبرایرفعنیازهایاجتماعـیوملیبود؛‬ ‫شـاملنـکاتآموزنـدهبود‪.‬‬ ‫چیزیازارز ‌شهایهنریوماندگاریآثارآن‬
‫ازای ‌نرو‪،‬نویسـندگانب ‌همنظور نقدجامعهبهنوشـتن‬ ‫امـا آغـاز واقعـی پیدایـش ادبیـات بلغـاری از زمـان‬
‫تلا ‌شهایاسـتقلا ‌لطلبانۀسیاسـیمردمشروعشد‬ ‫کـم نم ‌یکند‪.‬‬
‫هزلیـات و طنـز پرداختنـد‪.‬‬ ‫ونویسندگانبزرگیدراینراهتلاش کردند کهازجملۀ‬ ‫اروپـای شـرقی‪ ،‬پیـش از آنکـه یـک ناحیـۀ‬
‫جنـگ جهانـی اول و دوم خسـارات جانـی و مالـی‬ ‫آ ‌نهـام ‌یتـوانازایـوانوازوفیـاد کرد‪.‬اونویسـندۀآثار‬ ‫جغرافیایـی باشـد‪ ،‬یـک منطقـۀ سیاسـی‬
‫جبرا ‌نناپذیـری بـه همـراه داشـت و نویسـندگان را‬ ‫ارزشمندیهمچون«زیریوغ»استودر این کتاب‪،‬‬ ‫اسـتوبـااینکـهازنظـرجغرافیایـیقسـمتی‬
‫واداشـت تـا دربـارۀ جنـگ و مـرگ بنویسـند‪ .‬پـس از‬ ‫زندگـی ملـت بلغـار را در آسـتانۀ رهایی از زیـر یوغ ترکان‬ ‫ازاروپـامحسـوبم ‌یشـود‪،‬درقـرنبیسـتم‬
‫اشـغال کشـور بهدسـتارتشسـرخ‪،‬نوشـتنفقطبه‬ ‫عثمانـیترسـیمم ‌یکنـدوازآنج‌اکـهدر هنـگامنوشـتن‬ ‫تحـت سـلطۀ اتحادیـۀ شـوروی بـوده‬
‫سبک رئالیسم اجتماعی مجاز بود و درنتیجه ادبیات‬ ‫ایـن کتـاب در تبعیـد بـه سـر م ‌یبـرده اسـت‪ ،‬روحیـۀ‬ ‫اسـت و دول ‌تهـای کمونیسـتی آن را اداره‬
‫رشـدچندانـینداشـت؛امـابعدهـابـادموکـراتشـدن‬ ‫میه ‌نپرستیواستقلا ‌لطلبیدرهمۀصفحات کتاب‬ ‫مغرب‌یکریبد ‌ه‌هانطدو‪.‬رارکتابماطلاقیطنعکبشوودرهاهاسباکت؛شنوهرهصارف ًیا‬
‫بـهچشـمم ‌یخـورد‪.‬در قسـمتیاز کتـابم ‌یخوانیم‪:‬‬ ‫بـامرزهایفیزیکی‪،‬بلکهبامـرزایدئولوژیک‬
‫کـه آن را پـردۀ آهنیـن م ‌ینامیدنـد‪ .‬سـپس‬
‫دراواخـرقـرنبیسـتموبـافروپاشـیاتحادیـۀ‬
‫شـورویاین کشورهابهفکرتأسـیسدوباره‬

‫بـاهویتـیجدیـدافتادنـد‪.‬‬
‫ایـنعوامـلسیاسـیباعـثشـدهاسـت کـه‬
‫باوجـودتفاو ‌تهایقومیونـژادی‪،‬ادبیات‬
‫بسـیاری از ایـن کشـورها ماننـد رومانـی‪،‬‬
‫چکسـلواکی‪ ،‬بلغارسـتان‪ ،‬مجارسـتان و‬
‫لهسـتانبـههـمنزدیـکباشـد‪.‬درادامـهبـه‬
‫تاریخادبیاتدراینکشورهانگاهیخواهیم‬

‫داشـت‪.‬‬

‫‪ 92‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫اینجریاناتراسـرکوب کردودر اینمیانبسـیاریاز‬ ‫‪Ivan Vazov‬‬ ‫کشـور در ‪ ،1990‬رونـد ادبـی بـه حالـت عـادی بازگشـت و‬
‫نویسـند ‌ههازندانیشدند‪.‬‬ ‫بـاآزادیهنـراز سیاسـتومسـائلاجتماعـیوشـروع‬
‫‪Matei Visniec‬‬ ‫حیـاتادبیـاتآوانـگارد‪،‬توجـهبهفرمافزایـشیافتو‬
‫قـرن نوزدهـم دورۀ شـعر بـود‪ .‬شـعر‪ ،‬سـرآمد انـواع دیگـر‬
‫ادبی بود تا وقتی در اواخر قرن‪ ،‬دوران رکود ادبی شروع‬ ‫نوشت ‌ههاییهم کهاز قرنیازدهمودوازدهمبرجای‬ ‫ادبیـاتمعاصـربلغارسـتانشـکل گرفـت‪.‬‬
‫شـد‪ .‬در ایـن دوران‪ ،‬بیشـتر نویسـندگان بـه مسـائل‬ ‫مانـدهمتـوندینـیلاتیناسـت کهدرقـرنچهاردهم‬
‫اجتماعـی و سیاسـی م ‌یپرداختنـد و بنابرایـن‪ ،‬هنـر‬ ‫بـه مجارسـتانی ترجمه شـده اسـت‪ .‬در قـرن پانزدهم‪،‬‬ ‫رومانی‬
‫جایـگاه خـود را از دسـت داد‪ .‬نـگارش ایـن نـوع متـون‪،‬‬ ‫اولیـن ترجمـۀ انجیـل نوشـته شـد و ادبیـات دینـی‬
‫تاپایانجنگجهانیدومدر سال‪،1945‬ادامهیافت‬ ‫مجارستانرابه کمالرساند‪.‬باای ‌نحال‪،‬همۀادبیات‬ ‫ادبیاتـیرومانیایـیتـاقـرنهفدهم‪،‬بیشـتربهترجمۀ‬
‫وپـ ‌سازآنب ‌هطـور کلیممنوعشـد‪.‬درادبیاتمعاصر‬ ‫مجارسـتان مذهبـی نبـوده اسـت؛ چنا ‌نکـه نسـخۀ‬ ‫آثـار دینـی و غیردینـی از زبا ‌نهـای یونانـی و آسـیایی‬
‫لشهـاسعـرتااننمشـجـعاررا کجثـایـرًاگعااهلوویهـبژـ ‌هراشـیعرداردردی‪.‬ـازکسیــاودویزدمییگنــر‪،‬ۀ‬ ‫مجارسـتانی تاریـخ جن ‌گهـای تـروی نیـز در همیـن‬ ‫اختصـاصدارد‪.‬ترجمـۀانجیـلبـهایـنزبـاندر قـرن‬
‫دیگرادبیازجملهنمایشنام ‌هنویسیوداستا ‌ننویسی‬ ‫هفدهم‪ ،‬اساسـی برای دیگر متون دینی شـمرده شـد‬
‫نیـز فعالیـت دارنـد؛ ب ‌هطـور مثـال‪ ،‬م ‌یتـوان از لایـوش‬ ‫دوران نوشـته شـده اسـت‪.‬‬ ‫وآ ‌نهارابهاوجرسانید‪.‬اولینشعربهزبانرومانیایی‬
‫کاشـا کنـامبـرد کـهشـاعریاسـتآوانـگاردوافـزونبـر‬ ‫درقرنپانزدهم‪،‬باشروعانقلابفرهنگی‪،‬دانشگا ‌هها‬ ‫در همـان سـا ‌لها نوشـته و منتشـر شـد‪ .‬بعـدازآن‪،‬‬
‫شـعر درزمینـۀ نمایشنام ‌هنویسـی‪ ،‬داستا ‌ننویسـی و‬ ‫رونـق گرفتنـد و اسـتفاده از زبـان لاتیـن در میـان‬ ‫تاری ‌خنـگاری و جمـ ‌عآوری افسـان ‌هها و فرهن ‌گهـای‬
‫نویسـندگان رواج یافـت‪ .‬پـ ‌سازآن در قـرن شـانزدهم‪،‬‬ ‫قومـی و عامیانـه در میـان نویسـندگان رومانیایـی‬
‫حتـی نقاشـی نیز فعالیت داشـته اسـت‪.‬‬ ‫تر ‌کهـا بـه ایـن سـرزمین حملـه کردنـد و بـرای اولیـن‬
‫بـار ادبیـات ملـی پدیـد آمـد و همچنیـن ترجم ‌ههـای‬ ‫محبوبیـت یافـت‪.‬‬
‫لهستان‬ ‫ارزشـمندی از متـون لاتیـن نوشـته شـد‪ .‬در همیـن‬ ‫ادبیـات قـرن هجدهـم تصویـری از اختنـاق و خرابـی‬
‫زمان‪،‬زبانمجارستانی گسترشیافتوفرهنگلغت‬ ‫جامعـۀتحتسـلطۀحکومـتعثمانـیبـود‪.‬در اواخر‬
‫زبـان لهسـتانی یکـی از زبا ‌نهـای اسـلوا کی اسـت‪.‬‬ ‫ایـنقـرنغز ‌لهـایعاشـقانۀبلنـدبـهسـبکشـاعران‬
‫ادبیاتملیلهستاندر تحولاتسیاسیلهستاندر‬ ‫و دسـتور زبـان مجـاری تدویـن شـد‪.‬‬ ‫یونـانباسـتاننوشـتهشـدوهمچنیـندسـتور زبـان‬
‫دورانمختلـفنقـشمؤثـریایفـا کـردهاسـتوبـرای‬ ‫نیمـۀدومقـرنشـانزدهممختصادبیاتنمایشـیبا‬ ‫رومانیانـیبـهتکامـلرسـید‪.‬در ایـنزمـان کهشـورش‬
‫قر ‌نهابازتابتاریخآشفتۀاین کشوربودهوهمچنین‬ ‫درو ‌نمایـۀهجـواجتماعـیونمایشـنام ‌ههاییونانـی‬ ‫علیـه تر ‌کهـا بـه اوج رسـیده بـود‪ ،‬نهضـت رمانتیـک‬
‫فرهنـگ و هویـت ایـن کشـور را ب ‌هخوبـی حفـظ کـرده‬ ‫ازجملـهالکتـرابـود‪.‬ایـننـوعادبیـاتتـاقـرنهجدهم‬ ‫نیزبهاینسـرزمینرسـیدوبربسـیاریاز نویسـندگان‬
‫اسـت‪ .‬در قـرن دهـم‪ ،‬مسـیحیت دیـن رسـمی کشـور‬ ‫رواجداشـت؛تـاای ‌نکـهعقایـدروشـ ‌نفکریاز غـرببـه‬ ‫تأثیر گذاشـتودر پیآن‪،‬روزنام ‌هها‪،‬نمایشـنام ‌ههاو‬
‫اعلامشـدو کلیسـاهاساختهشـدند؛درهمینزمان‪،‬‬ ‫اینمنطقهرسیدودرنتیجۀآنمتونیبهزبانعامیانه‬
‫زبـان لاتیـن‪ ،‬کـه همـان زبـان کلیسـا بـود‪ ،‬اولیـن آثـار‬ ‫وبادرو ‌نمایۀآموزندهومتعالیپدیدآمد؛اماحکومتی‬ ‫نقدهـای اجتماعـی پدیـد آمدنـد‪.‬‬
‫ادبیـاتلهسـتانراتشـکیلداد‪.‬ایـننوشـت ‌ههااغلـب‬ ‫کـهروشـ ‌نفکریراعامـلانقالبفرانسـهم ‌یدانسـت‪،‬‬ ‫در قـرن بیسـتم‪ ،‬سـب ‌کها و رو ‌شهـای ادبیـات قـرن‬
‫تاریخچهیازندگ ‌ینامۀروحانیونمسیحیبودو کلیسا‬ ‫نوزدهـمادامـهیافـت‪.‬همچنیـننمایشـنامهنویسـان‬
‫فقـط در مـوارد خـاص اجـازه مـ ‌یداد از زبـان مـادری‬ ‫شـروع بـه نوشـتن کمد ‌یهـای اجتماعـی کردنـد‪ .‬از‬
‫دیگـر سـو‪ ،‬تحـولات ادبـی مدرنیسـم‪ ،‬مارکسیسـم و‬
‫اسـتفاده شـود‪.‬‬ ‫سمبولیسماز کشورهایاروپایغربیبهرومانیرسید‬
‫رنسـانسدیرتـراز کشـورهایدیگـربهلهسـتانرسـید؛‬ ‫وموجـدآثـار ارزشـمندیدر ایـنزمینـهشـد‪،‬ازجملـه‬
‫اماباعثپدیدآمدندورانطلاییادبیدر این کشور‬ ‫شـعرهای سـمبلیک و فلسـفی‪ ،‬رما ‌نهـای فـردی و‬
‫شد‪ .‬در این عصر‪ ،‬نسل اول نویسندگان لهستان متأثر‬ ‫نوشـت ‌ههای آوانـگارد‪ .‬امـا بعـداز آن دوران و در میانـۀ‬
‫از اومانیسـم فرانسـه و به زبان لاتین شـروع به نوشـتن‬ ‫سا ‌لهایجنگجهانیاولودوم‪،‬ادبیاترومانیایی‬
‫کردند‪.‬درقرنشـانزدهم‪ ،‬دسـتاوردهاییدرزمینۀنثر‬ ‫مختـصادبیـاتضدجنـگووقایـعتاریخـیآنزمان‬
‫بـهدسـتآمـد؛ب ‌هطور ‌یکـهنثـرادبـیه ‌متـراز بـاشـعر‪،‬‬ ‫بودورما ‌ننویسیرونقبسیاریداشت‪.‬باتمامشدن‬
‫سـرزندهشـدهبـودو گسـترشم ‌ییافـت؛امـازمانـی که‬ ‫جنگوسلطۀشوروی کمونیستبررومانی‪،‬بسیاری‬
‫عصررنسانسبهپایانرسید‪،‬ادبیاتلهستانادبیاتی‬ ‫ازنویسـند ‌هها کشـتهشدندیامجبورشدندبهسبک‬
‫ملیشدهبود کهموقعیتلهستانراب ‌هعنوانقدرتی‬ ‫رئالیسماجتماعیبنویسندواینمسئلهبهرکودادبی‬
‫بـزرگ بـا مرزهایـی پـرت و دورافتـاده و تکامـل طبقـۀ‬ ‫در ایـن دوران انجامیـد‪ .‬بعـد از انقالب در سـال‪،1989‬‬
‫نـحواکعـامدبویـداارایت بـ‌یرهـشاـریاققوتخصـاصدویصـ ًمانرعوکسـیهستمأث ‌ییـکـررزیدـ‪.‬اادینی‬ ‫ادبیـاتآزاددوبـارهاجـازۀانتشـار یافـت‪.‬آثـار خوبـی که‬
‫متأثر از این فضا پدید آمد‪ ،‬در سراسـر اروپا مشـهور شـد‬
‫داشت‪.‬‬ ‫وتـاامـروزهـمایـنروندادامهدارد‪.‬ماتئیویسـنییک‪،‬‬
‫در نیمۀدومقرنهفدهم‪،‬سـبکباروکبهلهسـتان‬ ‫شـاعرونویسـندۀپسـ ‌تمدرنرومانیاییاسـتویکی‬
‫آمـد و شـعرهای بسـیاری بـه ایـن سـبک نوشـته شـد‪.‬‬ ‫از مه ‌مترینآثار اونمایشـنام ‌هایاسـتبانامداسـتان‬
‫باای ‌نحـال‪ ،‬نثـر بـاروک ب ‌هانـدازۀ شـعر آن موفـق نبـود‪.‬‬ ‫خر ‌سهـایپانـدابـهروایـتیـکساکسیفونیسـت که‬
‫بعـدازآن‪ ،‬لهسـتان در دورۀ روشـ ‌نفکری خـود‪ ،‬در‬ ‫دوس ‌تدختریدرفرانکفورتدارد‪.‬ایننمایشنامهبه‬
‫ارتبـاطنزدیـکبـا کشـورهایاروپـایغربـیقـرار گرفت‬ ‫زبا ‌نهایمختلفدنیاترجمهواجراشدهاستویکی‬
‫وایـدۀحفـظفرهنگملیمطرحشـدودرنتیجـۀآن‪،‬‬
‫تئاتـر‪،‬نمایشـنامه‪،‬رمانوفرهنگعامیانـهپدیدآمد‪.‬‬ ‫از آثـار ارزشـمندپسـ ‌تمدرنبهشـمار م ‌یآید‪.‬‬
‫سـپسدرسـال‪1795‬اسـتقلال کشـورازدسـترفتو‬
‫مجارستان‬
‫کشـور لهسـتان تقسـیم شد‪.‬‬
‫دورۀ رمانتیـک در لهسـتان دیرتـر شـروع شـد‪ ،‬امـا‬ ‫هیـچ نوشـتاری از ادبیـات ایـن کشـور در سـا ‌لهای‬
‫طولان ‌یتـر بـود‪ .‬دسـ ‌تمایۀ آثـار ایـن دوره‪ ،‬تـراژدی از‬ ‫نقوخمـستیایسـندرت کدـهسزبـتانینبـسهزبتـاوآنن گچهشـتههساسـتتنتهواامدعبیمـاول ًات‬
‫بـه فرهنـگ و آداب مـردم مجارسـتان مربـوط اسـت‪.‬‬

‫‪93‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫و رمان به اوج خود رسـیده بود؛ ولی نمایشـنامه هیچ‬ ‫‪Vaclav Havel‬‬ ‫دسترفتناستقلال کشوربود‪.‬شورشژانویه‪،‬قیامی‬
‫پیشرفتینکردهبود‪.‬ایالتچکسلوا کیدرسال‪1918‬‬ ‫کـه در سـال‪ 1863‬علیـه روسـیه ر خ داد‪ ،‬تـا حـد زیـادی‬
‫مسـتقل شـد و سـپس ادبیـات بـه شـکوفایی رسـید و‬ ‫‪Wanda WasilewskaReymont‬‬ ‫متأثـراز همیـننـوعادبـیبـود‪.‬بعـدازآن‪،‬مثب ‌تگرایـی‬
‫پدیدآمد کهدستاوردیعملیبراساسواقعی ‌تهای‬
‫نمایشـنامهنیـزپیشـرفت کـرد‪.‬‬ ‫همبهادبیاتاینمنطقهاضافهشد کهاغلبدربارۀ‬ ‫سیاسـیودر مقابـلایدئولـوژیرمانتیکبود؛سـپس‬
‫بعـد از جنـگ جهانـی دوم و بـا سـلطۀ کمونیسـم‬ ‫زندگـی علمـای مذهبـی بود‪ .‬همچنیـن تعـداد زیادی‬ ‫بـا پیدایـش طبقـۀ متوسـط و رشـد آن‪ ،‬مجل ‌ههـا و‬
‫فعالی ‌تهـای آزاد ادبـی ممنـوع شـد و فقـط آنچـه‬ ‫هجونامـه‪،‬نوشـت ‌ههایتمثیلـیسیاسـیوشـعرهای‬
‫مطابق با اصول خشک و محدود رئالیسم اجتماعی‬ ‫آموزشـیدر اواخـرقـرنبراینجیبزادگانبوهمیایی‬ ‫روزنام ‌ههـای زیـادی نوشـته و روانـۀ بـازار شـد‪.‬‬
‫بودمجاز شـمردهم ‌یشـد‪.‬در اوایلدهۀ‪،1960‬باآرام‬ ‫نوشتهشد‪.‬اصلاحاتدینیقرنپانزدهمرشدادبیات‬ ‫اواخـر قـرن نوزدهـم‪ ،‬ناتورالیسـم از اروپـای غربـی بـه‬
‫شـدن اوضـاع سیاسـی ادبیـات چـک بـار دیگـر جـان‬ ‫چـک را در پـی داشـت و ایـن امـر ب ‌هدلیـل خطب ‌ههـا‬ ‫لهسـتانآمدوه ‌مزمانباشـروعجنبشلهسـتاننو‪،‬‬
‫گرفـتودر سـطحبی ‌نالمللـیمطـرحشـد؛امـادر پـی‬ ‫و رسـالاتی بـود کـه بـه ایـن منظـور نوشـته م ‌یشـد‪.‬‬ ‫دورۀمثب ‌تگراییتمامشدوجایخودرابهمدرنیسم‬
‫حملـ ‌های بـه رهبـری شـوروی در سـال‪ ،1968‬دوبـاره‬ ‫بعـدازآن‪ ،‬در قـرن شـانزدهم‪ ،‬ادبیـات چ ‌کزبـان‪،‬‬ ‫داد‪ .‬مدرنیسـم بـه شـعار «هنـر بـرای هنـر» معتقـد بـود‬
‫سـرکوب شـد و فقـط در خـارج از چکسـلوا کی انتشـار‬ ‫تعلیمـی و بازتـاب اومانیسـم در رنسـانس اروپـا بـود‪.‬‬ ‫وبـاتسـلطتفکـرعلمـیبـرجامعـهمخالـفم ‌یورزیـد‪.‬‬
‫م ‌ییافـت‪ .‬در سـال‪ ،1984‬یکـی از نویسـندگان چـک‬ ‫سـپس زمانـی کـه پروتسـتان در بوهمیـا از اتریـش‬ ‫موضوعاتمهمدرآثارنویسندگانمدرنیسم‪،‬نمایش‬
‫موفقشدجایزۀنوبلادبیاترابرایشعرهایغنائی‬ ‫شکستخوردوتحتسلطۀآنقرار گرفت‪،‬استفاده‬ ‫زندگیمردمطبقۀمتوسط‪،‬زوالتمدندر کشمکش‬
‫کمنربـد‪.‬وچطکبـسـهلوداوکراینبعبیـدازناندقولاجنبـدمگوکرجاهانتـ‪9‬ی‪8‬د‪9‬ر‪1‬یاکفاـمل ًتا‬ ‫از زبـانچـکب ‌هطـور کلیممنوعشـدوفقـطباتلاش‬ ‫بـرایمتمـدنشـدنوبقایادبیاترمانتیـکبود که‬
‫آزادشـدویـکنمایشـنام ‌هنویسبـهنـاموا کلاوهـاول‬ ‫تبعید ‌یهـا در کشـورهای اروپـای غربـی بـود کـه از‬ ‫بـه همیـن دلیل به آن رمانتیک جدیـد و یا نمادگرایی‬
‫رئی ‌سجمهور چکسـلوا کیوبعدهمجمهوریچک‬
‫نابـودی نجـات یافـت‪.‬‬ ‫هـمم ‌یگویند‪.‬‬
‫شد‪.‬‬ ‫در قـرن هجدهـم‪ ،‬مکتـب تاری ‌خگرایـی بسـیاری از‬ ‫بازیافتـن اسـتقلال کشـور در ‪ ،1918‬بعـد از جنـگ‬
‫ایران و اروپای شرق‬ ‫نویسـندگان را بـه آثـار قدیمـی سـرگرم کـرد؛ ب ‌هعالوه‪،‬‬ ‫جهانیاول‪،‬تأثیرمطلوبیبرادبیاتداشت؛چنا ‌نکه‬
‫طبـق شـواهد موجود‪ ،‬مناسـبات تجاری بین ایـران و‬ ‫عـد ‌های میه ‌نپرسـت شـروع بـه تألیـف آثـاری علیـه‬ ‫سـا ‌لهای‪ 1918‬تا‪ 1939‬دوراناوجفعالی ‌تهایادبی‬
‫کشـورهایاروپایشرقیقدمتیبسـیار طولانیدارد‪.‬‬ ‫اتریـش کردنـد‪ .‬ایـن دو جریـان بـه همـراه مکتـب‬ ‫لهسـتانبهشـمارم ‌یآید‪.‬باشروعجنگجهانیدوم‬
‫در دورانحکومتشا ‌هعباساول‪،‬سفیرانیبهبرخی‬ ‫رمانتیـک موجـود‪ ،‬ادبیـات ملـی چـک را در قـرن‬ ‫و اشغال لهستان و تأسیس جمهوری مردمی در سال‬
‫از این کشـورهافرسـتادهم ‌یشـوندودرنتیجه‪،‬روابط‬ ‫نوزدهمپدیدآوردند‪.‬در همینحال‪،‬پیشـرف ‌تهای‬ ‫‪،1945‬چهرۀادبیاتلهستانب ‌هکلیتغییر کرد‪.‬جنگ‬
‫ایـن کشـورها گسـترشم ‌ییابد‪.‬تحقیقـاتمربوطبه‬ ‫اقتصـادیواجتماعـیدر جامعـه‪،‬طبقۀمتوسـطیرا‬ ‫بـه اصل ‌یتریـن موضـوع ادبـی تبدیـل شـد و ادبیـات‬
‫فرهنـگوهنـرایـراندر قـرنهفدهـممیالدیشـروع‬ ‫بـهوجـودآورد کـهمخاطبـیبـرایآثـار ادبیمحسـوب‬ ‫مهاجرترونق گرفتوبسـیاریاز نویسـندگاندربارۀ‬
‫‌شـدهاسـت؛امـادر قـرنسـیزدهم‪،‬اثـریلهسـتانیبه‬ ‫م ‌یشـدند‪.‬تاسـال‪،1870‬ادبیاتچکدرزمینۀشعر‬ ‫تجربیاتشـان در زندا ‌نهـا و اردوگا ‌ههـای کار اجبـاری‬
‫نـامپرسـیا(ایـران)وجـوددارد کـهدربارۀایراناسـت‪.‬‬
‫در آغـاز قـرن هفدهـم‪ ،‬نویسـند ‌های لهسـتانی بـه نـام‬ ‫نوشتند‪.‬‬
‫اوتوینوسـکی گلسـتان سـعدی را بـه زبـان لهسـتانی‬ ‫از سـال ‪ 1949‬تـا ‪ ،1955‬تنهـا نوشـت ‌ههایی بـه سـبک‬
‫ترجمـه کـرده اسـت‪ .‬ایـن اثـر اولیـن ترجمـۀ یـک اثـر‬ ‫رئالیسماجتماعیاجازۀانتشارم ‌ییافت؛نوشت ‌ههایی‬
‫فارسـی بـه یـک زبـان اروپایـی اسـت و بـه ایـن طریـق‬ ‫کهاتحادیۀجماهیرشورویآ ‌نهاراتأییدم ‌یکردودر‬
‫ادبیـات فارسـی بـه اروپـای شـرقی راه یافتـه اسـت‪.‬‬ ‫راستایاهدافواید ‌ههایخودم ‌یدانست‪.‬قهرمان‬
‫آثـار دیگـری از ادبیـات فارسـی‪ ،‬همچـون غزلیـات‬ ‫جدیـدایـننوشـت ‌ههازنـانیـامـردانمعمولـیبودنـد‬
‫حافـظ یـا منط ‌قالطیـر عطـار نیـز در اروپـای شـرقی‬ ‫کـهدر کارهـایتولیـدیمشـارکتم ‌یکردنـد‪.‬وقتـیدر‬
‫شناخت ‌هشـد ‌هاند‪ .‬ادبیـات فارسـی در بسـیاری از‬ ‫سال‪ 1989‬بار دیگر لهستان آزاد شد‪ ،‬تأثیرات سیاسی‬
‫دانشـگا ‌ههایاین کشـورهاتدریسم ‌یشـدهاسـتو‬ ‫ادبیـات تـا حـدودی از بیـن رفـت؛ امـا از ارز ‌شهـای‬
‫بسیاری از دانشجویان ایرانی برای تحصیل به اروپای‬ ‫هنرمندانـۀآ ‌نهـاچیزینکاسـت‪.‬ویسـتاوازیبورسـکا‬
‫شـرقی و ب ‌هخصـوص لهسـتان اعـزام م ‌یشـدند‪.‬‬ ‫شـاعر لهسـتانی معاصـر و برنـدۀ جایـزۀ نوبـل ادبیـات‬
‫در گیـرودار جنـگ جهانـی دوم‪ ،‬بسـیاری از مـردم‬ ‫ااسسـتت‪.‬اوومدعرمـشولعًاراهزازواییـاخویدادیزـفدلغسیفرمهعبهمـروۀبل(سمیثاـر گلردفیـتده‬
‫کشـورهای اروپـای شـرقی بـه ایـران وارد شـدند و‬ ‫گربـ ‌هایدر آپارتمـانصاحبمرد ‌هاش)اسـتفاده کرده‬
‫بسـیاریاز آ ‌نهاحدودسـهسـالرادر ایران گذراندند‬
‫و در ایـن سـا ‌لها‪ ،‬بـا انتشـار نشـریاتی در زمین ‌ههـای‬ ‫است‪.‬‬
‫مختلفسیاسی‪،‬اجتماعیوادبیتوجهنویسندگان‬ ‫چکسلوا کی‬
‫ایرانـی را بـه خـود جلـب کردنـد‪.‬‬ ‫تاسال‪1918‬ایالتمستقلیبهنامچکسلوا کیوجود‬
‫نکت ‌هایجالبدرزمینۀتشابهادبیبیناین کشورها‬ ‫نداشت‪.‬مناطقچکزبانبخشیاز امپراتور ‌یهای‬
‫و ایـران وجـود دارد و آن ایـن اسـت کـه تصویرهـا و‬ ‫دیگـر بودنـد و تحول ادبیات این زبـان درواقع با تاریخ‬
‫برداشـ ‌تهای عاشـقانۀ آثـار معاصـر اروپـای شـرقی بـا‬ ‫تالشمـردمبـرایدسـ ‌تیابیبـههویـتقومـیخـود‬
‫ادبیـات کلاسـیکعرفانـیایـرانقاب ‌لمقایسـهاسـت؛‬ ‫ارتباط مستقیم دارد‪.‬‬
‫شـباهتی کـهبـادودیـدگاهمختلـف‪،‬یکی کلاسـیکو‬ ‫در قـرنسـیزدهم‪،‬اولیـنمتـونادبـیبـهزبـانچکو‬
‫دیگـری ساختارشـکن و مـدرن بـه نظـر م ‌یرسـد‪.‬‬ ‫برایستایشپادشاهبوهمیانوشتهشد‪.‬پ ‌سازآندر‬
‫منابع در دفتر مجله موجود است‪.‬‬ ‫قرنچهاردهم‪،‬سیلیاز نوشت ‌ههابهاینزبانجاری‬
‫شد کهازجملهم ‌یتوانبهزندگ ‌ینام ‌هها‪،‬نوشت ‌ههای‬
‫حماسـی و افسـان ‌هها اشـاره کـرد کـه همـه بـه نظـم‬
‫بود ‌هاند‪.‬در حدودسال‪ ،1350‬گون ‌ههایمختلفنثر‬

‫‪ 94‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫نوشتاری پیرامون دو نسل از‬
‫ادبیاتبلوکشرق‪1‬‬

‫چیسوا میواش‬

‫معتبـر ادبـی دیـده شـود‪ .‬نگارنـده معتقـد اسـت کـه‬ ‫در کشـور مـا بـه نوشـت ‌ههایی ادبیـات گفتـه م ‌یشـود‬ ‫علی محرزی‬
‫نهادهـای ادبـی کـه در اینجـا ذکرشـد ‌هاند آغازگـر‬ ‫کـه بـه فنـون ادبـی بسـتگی داشـته باشـد‪ .‬واژۀ‬
‫نگرشی دمکراتیک به ادبیا ‌تاند‪ .‬بر همین اساس‪،‬‬ ‫‪ literature‬در زبان انگلیسی‪ ،‬از قرن پانزدهم به این‬ ‫ﭘﺪر در تاﺑوتﻰ وﺳﻂ ﺣیاط ﺧواﺑیﺪه ﺑود‪...‬‬
‫دو جایـزۀ مهـم ادبـی را برگزید ‌هایـم کـه بیشـترین‬ ‫سـو‪ ،‬به این زبان وارد شـده و به آثار نوشـتاری چون‬ ‫ﭘﺪر ﺻﻨﺪلﻰ را دودﺳﺘﻰ ﮔرفﺘﻪ ﺑود‪...‬‬
‫جوایـز خـود را بـه نویسـندگان آزاد ‌یخـواه اهـدا‬ ‫شـعر‪ ،‬داسـتان و‪ ...‬اطالق م ‌یشـود کـه م ‌یتـوان‬
‫کرد ‌هانـد؛ سـپس به بیان وجه مشـترک هـر دو جایزه‬ ‫آ ‌نها را در زمرۀ آثار ارزشـمند ادبی به شـمار آورد؛ اما‬ ‫ﻋﮑﺲ ﮐﻨاری‪ ،‬دامادی ﭘﺪر را نﺸان مﻰداد‪...‬‬
‫آنچـه در ایـن مقالـه تعریـف م ‌یشـود بخـش کوچکی‬ ‫ﭘﺪر ﺧیلﻰها را ﮐﺸﺘﻪ ﺑود‪...‬‬
‫بـا دریاف ‌تکننـدگان آن پرداخت ‌هایـم‪.‬‬ ‫از ایـن کمیـت را دربرم ‌یگیـرد‪ .‬مـا در ایـن نوشـتار بـه‬
‫از سـال ‪ 1969‬جایـزۀ دوسـالانۀ نویشـتات در آمریـکا‬ ‫آن دسـته از آثـار ادبـی م ‌یپردازیـم کـه روایتـی از تأثیـر‬ ‫هر ﺑیسﺖوﭘﻨﺞ نﻔر را ﮐﻪ مﻰﮐﺸﺖ‪ ،‬ﯾﮏ مﺪال افﺘﺨار‬
‫فعالیـت خـود را آغـاز کـرد و نـام خـود را ب ‌هعنـوان‬ ‫جنـگ بـر مردمان کشـورهای بلوک شـرق ارائه کرده‬ ‫مﻰﮔرفﺖ‪.‬‬
‫اثوبلیـتنکرجدا‪.‬یـبزرنۀدبگیا ‌ننالایمللنـجیایدزرهتااکریثـرًاخمایهـاالاجرانت میتبوحـدندهد‬ ‫باشـند و نهـادی معتبـر ارزشـمند بـودن ایـن آثـار را‬
‫(و شـاید هـم هنـوز هـم هسـتند) کـه از کشـورهای‬ ‫هرتا مولر‬
‫درگیـر در جنـگ یـا تحـت سـلطۀ دیکتاتـوری بـه‬ ‫تأییـد کـرده باشـد‪.2‬‬
‫آمریـکا آمـده بودنـد‪ .‬خ ‌طمشـی کلـی ایـن جایـزه‬ ‫ایـن نوشـتار آثـار دو نسـل از ادبیـات بلـوک شـرق‬
‫و همچنیـن داوران ایـن دوسـالان ‌هها را دو نهـاد‬ ‫را در دو نـوع نگـرش بـه جنـگ بررسـی م ‌یکنـد کـه‬
‫دانشـگاه اوکلاهامـا و ادبیـات جهـان امـروز‪ 3‬تعییـن‬ ‫یکـی از آ ‌نهـا بـه خـود جنـگ م ‌یپـردازد و دیگـری به‬
‫م ‌یکننـد‪ .‬آثـار ادبـی‪ ،‬بـر ایـن اسـاس که تا چـه میزان‬ ‫تبعیـد حاصـل از جنـگ؛ امـا نقطـۀ مشـترک هـر دو‬
‫دارای ارز ‌شهـای ادبـی و انسـانی باشـند‪ ،‬بررسـی‬ ‫نسـل‪ ،‬اندیشـۀ آزاد ‌یخواهان ‌هشـان اسـت و همیـن‬
‫م ‌یشـوند و درنهایـت برنـده اعالم م ‌یشـود‪ .‬عمـوم‬ ‫ننـاگـمر ایِـش آن ا‌نفـهرـاادبـوههرمسـاانننـۀ ادادبنیـآا ‌نتهـامودرجـفهبرسشــدته اجسـوایـ ِزت‬

‫‪ .1‬ﺑلوك شرق ﺑﻪ مﺠﻤوﻋﻪای از هﻔﺖ ﮐﺸور ﻋﻀو ﭘیﻤان ورشو‪ -‬آلﺒانﻰ‪ ،‬آلﻤان شرﻗﻰ‪ ،‬ﺑلﻐارﺳﺘان‪ ،‬چﮑسلواﮐﻰ‪ ،‬رمانﻰ‪ ،‬روﺳیﻪ و لﻬسﺘان‪-‬‬
‫اﻃﻼق مﻰشود‪.‬‬

‫‪ .2‬ﯾﮑﻰ از ﻋلﺖهای انﺘﺨاب روﯾﮑرد نﻬادی ﺑرای ارزشﮔﺬاریها در اﯾﻦ مﻘالﻪ نیﺰ هﻤیﻦ نگاه مﻨﻘول اﺳﺖ؛ زﯾرا نوﯾسﻨﺪه مﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ اﯾﻦ‬
‫نگرش ﺑا هﻤﮥ ﺿﻌﻒها‪ ،‬ﺣسﻦهای ﺑسیاری دارد و نﺘیﺠﮥ آن اﯾﺠاد نگاه مسﺘﻘﻞ ﺑرای درك هﻨر اﺳﺖ‪.‬‬
‫‪ .3‬تﻨﻬا ﻋﻀو ﺛاﺑﺖ اﯾﻦ ﺟاﯾﺰه‪ ،‬مﺪﯾر نﻬاد ادﺑیات امروز اﺳﺖ‪.‬‬

‫‪95‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫سـرزمین مـادری مه ‌متریـن دسـ ‌تمایۀ آثـارش بـود‪.‬‬ ‫شـدت یافـت کـه او را نویسـند ‌های ضداسـتالینی‬ ‫هرتا مولر‬
‫از ناخن‪ ،‬غشای مخاطی‬ ‫خطـاب م ‌یکردنـد‪ .‬نوشـت ‌ههای ایـن شـاعر و‬
‫دیپلمـا ِت لهسـتانی از رن ‌جهـای جنـگ جهانـی دوم‬
‫ری ‌هها و کبد و روده و طحال‬ ‫و پیامدهـای پیمـان ورشـو بـر مردمـان کشـورش‬
‫اجزای کدام خان ‌هاند؟ بنای من‪.‬‬ ‫حکایـت م ‌یکند؛ اما آ گاهیـم که ذه ‌نهای ت ‌کصدا‬
‫بـه نغم ‌ههـای آزادی عـادت ندارنـد‪ .‬آنـگاه اسـت کـه‬
‫دیگر چه چیز تازگی دارد؟‬ ‫نـه مردمـان نـزد مسـتبدان ایم ‌نانـد‪ ،‬نـه مسـتبدان‬
‫من دیگر یار دیرین خود نیستم‬ ‫نزد مردمان‪ .‬چون آثار میواش آفت قدرت نامشروع‬
‫دورانـش بـود‪ ،‬اجـازۀ چـاپ آثـارش در لهسـتان بـه او‬
‫گذر زمان مرا دو پاره کرد‬ ‫داده نشد‪ .‬نفی آثار و نگاه آزاد ‌یخواه او در کشورش‬
‫یادگار گذشتگان‪ -‬مقبر ‌هها‪ -‬را برف پوشاند‬

‫حال سوغاتم را بپذیر‪ ،‬من آواره را‬

‫در کجایم‪،‬نم ‌یدانم‬ ‫بـرای مد ‌تزمانـی طولانـی ادامـه داشـت و او را وادار‬ ‫برنـدگان ایـن جایـزۀ ادبـی نویسـندگانی هسـتند کـه‬
‫ایـن شـعر نمونـ ‌های از یأس و ناامیدی ناشـی از فراق‬ ‫کـرد بـه آمریـکا مهاجـرت کنـد‪.‬‬ ‫دیگـر در کشورشـان اجـازۀ فعالیـت نداشـت ‌هاند و بـه‬
‫و غربت در آثار میواش اسـت‪ .‬او این شـعر را در سـال‬ ‫همیـن دلیـل مهاجـرت کرد ‌هانـد‪ .‬بـرای مثـال‪ ،‬در‬
‫‪ 1968‬سـرود و در آن تالش کـرد تـا بیگانگـ ‌یاش‬ ‫بر دیوار‪ ،‬نقاشی‪ ،‬زمستان را روایت م ‌یکند‬ ‫سـال ‪ ،1978‬ایـن جایـزه بـه نویسـند ‌های لهسـتانی‬
‫بـا جامعـۀ آمریـکا را بـا زبانـی پـر از انـدوه و حسـرت بـا‬ ‫انبوهی از مردمان با اسکی روی یخ بازی م ‌یکنند‬ ‫اهـدا شـد کـه در کشـورش بـه او اجـازۀ چـاپ آثـارش‬
‫مخاطبانـش بـه اشـترا ک بگـذارد‪ .‬میـواش‪ ،‬هنـگام‬ ‫دودۀ دودک ‌شها از میان درختان حرکت م ‌یکند‬ ‫داده نم ‌یشـد؛ چیسـوا میـواش تنهـا نویسـندۀ مهـم‬
‫دریافـت جایـزه نوبـل‪ ،‬دوران غربـت را ای ‌نگونـه‬ ‫پرندگان سیاه در آسمان پوشیده از ابر پرواز م ‌یکند‬ ‫مهاجـر در فهرسـت برنـدگان ایـن جایـزه نیسـت؛ امـا‬
‫توصیـف کـرد‪« :‬فاصلـه‪ ،‬روح زیبایی اسـت‪ ».‬درواقع‬ ‫ب ‌یشـک او یکـی از تأثیرگذارتریـن نویسـندگان بلـوک‬
‫دید ‌هشـدن اشـعارش در آن دوره و تالش بـرای‬ ‫در ایـن شـعر‪ ،‬میـل بـه آزادی در اندیشـۀ ایـن شـاعر‬ ‫شرق است که توانسته این جایزه را از آن خود کند‪.‬‬
‫فهماندن شـاعران سـرزمین مادر ‌یاش به مردمانی‬ ‫چـون آرزویـی بـر ذهـن مخاطبانش نقـش م ‌یبندد‪.‬‬ ‫چیسـوا میواش‪ ،‬شـاعر و دیپلمات پرآوازۀ لهستانی‪،‬‬
‫دیگـر کـه مشـوق او بودنـد‪ ،‬امیـد بـه آزادی را دوبـاره‬ ‫نمقهااشـجریتـمیـشوابـهشآامزرلیـهکاسـتدیاـ ِدنهوایرساـنـتی‪.‬ا اسـو درت‬ ‫ایـن شـعر‪،‬‬ ‫از نویسـندگان برنـدۀ نویشـتات اسـت‪ .‬وی در‬
‫در جـان او زنـده کـرد‪ .‬مهاجرتـش بـه آمریـکا بـرای‬ ‫کـه قبـل از‬ ‫طـول تاریـخ فعالیـت ادبـ ‌یاش تالش زیـادی بـرای‬
‫مردمـان آن کشـور چـون نغمـ ‌های تـازه سرود ‌هشـده‬ ‫سـال ‪ 1960‬بـه آمریـکا مهاجـرت کـرد و پـس از چنـد‬ ‫معرفـی شـاعران ه ‌مزبانـش کـرده اسـت‪ .‬او در سـال‬
‫بـود و جایـزۀ نویشـتات ایـن نغمـه را پذیرفـت و آن را‬ ‫سـال فعالیـت و تدریـس در دانشـگا ‌ههای آمریـکا‪،‬‬ ‫‪ 1911‬چشـم بـه جهـان گشـود و اولیـن نگاهـش بـه‬
‫توانسـت جایـزۀ نویشـتات را در سـال‪ 1978‬دریافـت‬ ‫جهـان تصویـری از جنـگ جهانـی اول بـود‪ .‬جوانـی‬
‫تحسـین کـرد‪.‬‬ ‫کنـد‪ .‬ایـن جایـزه درواقـع حاصل فعالی ‌تهـای ادبی‬ ‫میـواش مصـادف بـا اوج تسـلط اسـتالین بـر کشـور او‬
‫چیسـوا میـواش دو سـال بعـد از دریافـت جایـزۀ‬ ‫او و تالش فراوانـش بـرای معرفـی شـاعران لهسـتانی‬ ‫لهسـتان بـود‪ .‬بـر همیـن اسـاس و در همـان زمـان‪،‬‬
‫نویشـتات توانسـت جایـزۀ نوبـل را از آن خـود کنـد‪.‬‬ ‫بـود‪ .‬میـواش تـا فروریـزی دیـوار آهنیـن در آمریـکا‬ ‫عضـو رسـان ‌ههای زیرزمینـی مخالـف اسـتالین‬
‫آ کادمـی نوبـل ایـن جایـزه را بـرای یـک عمـر فعالیـت‬ ‫مانـد‪ .‬در طـول ایـن مـدت انـدوه فـراق و اسـارت‬ ‫شـد و مخالفتـش بـا اسـتالین بـا گـذر زمـان چنـان‬

‫‪ 96‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫سخنرانی چیسوا میواش پس از دریافت جایزه نویشتات‬ ‫جایزه دوسالانه نویشتات‬ ‫جایزه نوبل ادبیات‬

‫ایـن رمـان شـد‪ ... .‬هما ‌نگونـه هـم‬ ‫کـشـهکقب‌لاگًلیرذکـیر‬ ‫مسـئلۀ تبعیـد مهمتریـن دغدغـۀ هرتـا مولـر اسـت‬ ‫ادبـی و معرفی شـاعران ه ‌مزبانـش به جهانیان به او‬
‫شـد ایـن رمـان برگرفتـه از زندگـی ‪osjar‬‬ ‫و ب ‌یشـک او جایـزۀ نوبـل را بـه خاطـر پرداخـت‬ ‫اهدا کرد‪ .‬میواش هنگام دریافت جایزۀ نوبل گفت‪:‬‬
‫‪ pastoir‬اسـت‪ ،‬مـردی کـه مدتـی طولانـی را در ایـن‬ ‫هنرمندانـه و انسـان ‌یاش بـه ایـن مسـئله دریافـت‬ ‫«من جزء کوچکی از ادبیاتی ترجم ‌هناپذیر هستم‪».‬‬
‫اردوگا ‌ههـا سـپری کـرد‪.2‬‬ ‫کـرده اسـت‪ .‬تبعیـد تأثیراتـی عمیـق بـر روح و جـان‬ ‫جایـزه نوبـل‪ ،‬کـه تحـت نظـارت آ کادمـی اسـتکهلم‬
‫مولـر داشـت‪ .‬ایـن امـر را م ‌یتـوان ب ‌هوضـوح در‬ ‫اسـت‪ ،‬هویتـی دوگانـه دارد؛ از یـک سـو اسـتوار بـر‬
‫به نظر نگارنده‪ ،‬دریافت نگر ‌شهای آوانگارد هنری‬ ‫گف ‌توگویـی کـه بـا او در سـال ‪ 2012‬بـرای کتـاب ‪The‬‬ ‫جا ‌هطلبی و ثرو ‌تاندوزی بنیا ‌نگذار آن‪ ،‬آلفرد نوبل‬
‫و ادبـی‪ ،‬فقـط و فقط ب ‌هوسـیلۀ نهادهای آ کادمیک‬ ‫‪ Hunger Angel‬انجـام شـد دیـد‪ .‬نگارنـدۀ مقالـه‬ ‫اسـت و از سـویی دیگـر نهـادی اسـت تـا بـه کرامـت‬
‫صـورت م ‌یگیـرد و هما ‌نگونـه کـه بیـان شـد‪ ،‬وجـه‬ ‫آوردن ترجمـۀ محتوایـی ایـن گف ‌توگو را بـرای درک‬ ‫انسـانی ارج نهد و با نگاه های ضدانسـانی مخالفت‬
‫مشـترک هـر دو جایـز ‌های کـه از آ ‌نهـا سـخن گفتیـم‬ ‫کنـد‪ .‬جایـزۀ نوبـل در بخـش ادبیـات م ‌یکوشـد‬
‫در آ کادمیـک بـودن نگـرش آ ‌نهاسـت؛ یکـی از‬ ‫بهتـر موضـوع لازم م ‌یدانـد‪:‬‬ ‫عالوه بـر نگـرش فرمـال بـه متـن ادبـی‪ ،‬بـا نگرشـی‬
‫آ ‌نهـا را دانشـگاه اوکلاهامـا و دیگـری را آ کادمـی‬ ‫درواقـع‪ ،‬ایـن کتـاب تلاشـی بـرای نوشـتن داسـتانی‬
‫اسـتکهلم حمایـت م ‌یکنـد‪ .‬ایـن نگـرش آ کادمیـک‬ ‫دربـارۀ تبعیـد بـود؛ ماننـد آثـار نخسـتینم کـه‬ ‫ایدئولوژیـک بـه آثـار ادبـی نـگاه کنـد‪.‬‬
‫و آزاد ‌یخواهانـه بـه متـون ادبـی موجـب م ‌یشـود‬ ‫خواند ‌هایـد؛ مثـل زندگـی مـادرم‪ .‬شـاید مـن درک‬ ‫نویسـندۀ دیگـری از اروپـای بلوک شـرق که توانسـت‬
‫صـدای نویسـندگانی کـه پـرواز اندیش ‌ههایشـان از‬ ‫درسـتی از کم ‌پهـای تبعیـدی نداشـته باشـم‪،‬‬ ‫در سـال ‪ 2009‬ایـن جایـزه را دریافـت کنـد هرتـا مولـر‬
‫آفـاق زمانـه فراتـر اسـت‪ ،‬شـنیده شـود و بـا تقدیـر از‬ ‫امـا آثـار آن را دیـد ‌هام؛ مـادرم یـک تبعیـدی بـود‪.‬‬
‫بـه یـاد دارم کـه در کودکـی‪ ،‬مـادرم همیشـه نحـوۀ‬ ‫رومانیایـی اسـت‪.‬‬
‫آ ‌نهـا بـه کرامـت انسـانی حرمـت گذاشـته شـود‪.‬‬ ‫درسـ ‌تکردن سـی ‌بزمینی را به من یاد م ‌یداد‪ .‬این‬ ‫هرتـا مولـر در سـال ‪ 1953‬در خانـواد ‌های بـه دنیـا‬
‫ایجاد این نهادها‪ ،‬هما ‌نطور که دیده شـد‪ ،‬نیاز به‬ ‫مسـئله در خاطـر ‌هام مانـده اسـت؛ امـا سـی ‌بزمینی‬ ‫آمـد کـه جـزو اقلی ‌تهـای آلمانـی در رومانـی بـود‪.‬‬
‫زمینـۀ غنـی فرهنگـی و تاریخـی نـدارد‪ .‬درواقـع آنچه‬ ‫دیگـر کافـی اسـت‪ .‬ایـن مـادۀ خورا کـی بـرای نسـل‬ ‫پـدرش در زمـان جنـگ جهانـی دوم از اعضـای گروه‬
‫مـادران مـن نقـش امدادرسـانی داشـته اسـت؛‬ ‫اس اس وافـن بـود و بعدهـا در زمـان حکومـت رژیـم‬
‫لازم اسـت نگرشـی دمکراتیک به جهان اسـت‪.‬‬ ‫امدادرسـانی بـه ه ‌مکمپـی‪ ...‬درواقـع کمـپ بـرای‬ ‫کمونیسـتی‪ ،‬از راه رانندگـی امـرار معـاش م ‌یکـرد و‬
‫ایـن نوشـتار تلاشـی بـود بـرای نشـا ‌ندادن صورتـی‬ ‫پـدران و مـادران مـا کمـپ زندگـی نبـود‪ ،‬بلکـه کمـپ‬ ‫مـادرش را نیروهـای شـوروی بـرای کار اجبـاری بـه‬
‫متمایـز از نگرشـی خـام بـه ادبیـات و نهادهـای‬ ‫آزمایشـگاهی بـود‪ . ...‬نـگاه ضدآلمانـی اسـتالین‬
‫ادبـی؛ روایتـی کـه در پـی ایجـاد تفکـری آزاد اسـت‪.‬‬ ‫ب ‌هانـدازۀ نگاه ضدیهودی هیتلر قدرتمند و مسـتبد‬ ‫اردوگا ‌ههـای نظامـی بـرده بودنـد‪.‬‬
‫همپوشـانی اندیشـۀ دو نویسـنده و نهادهـای ادبـی‬ ‫بـود‪ .‬او انسـا ‌نهای زیـادی را بـه کار در اردوگا ‌ههـای‬ ‫هرتـا مولـر از همـکاری بـا پلیـس مخفـی رژیـم‬
‫ذکرشـده چیـزی جـز این نیسـت تـا با بیـان روایتی یا‬ ‫کار اجبـاری م ‌یگماشـت تـا بـه مرحلـۀ شکسـت‬ ‫کمونیسـتی رومانـی سـرباز زد و بـه همیـن دلیـل‬
‫ایجـاد صدایـی‪ ،‬اجـازه ندهنـد فاتحـان کوتا ‌همـدت‬ ‫عاطفـی و فیزیکـی برسـند و خـرد شـوند‪ ... .‬آغـاز‬ ‫شـغلش را از دسـت داد و تبعید شـد‪ .‬همین زندگی‬
‫جهـان‪ ،‬چـون هیتلـر و اسـتالین‪ ،‬صدایشـان را‬ ‫تبعید شهروندان رومانیایی در سال ‪ 1945‬بود‪... .‬‬ ‫پرفرازونشـیب‪ ،‬دو عامـل تبعیـد و زندگـی در اقلیـت‬
‫یکسـره در گـوش تاریـخ بخواننـد و گمـان برنـد کـه‬ ‫سربازان افرادی که توانایی جنگیدن را نداشتند با‬ ‫را بـه دو الگـوی مهـم در آثـار او تبدیـل کـرد‪ .‬آثـار مولر‬
‫مالـک مردما ‌نانـد‪ .‬مولـر و میـواش هـر دو بیننـدگان‬ ‫خود به اردوگا ‌هها م ‌یبردند؛ مثل مادران ما‪ .‬مادرم‬ ‫توصیف به ‌ت حاصل از جنگ اسـت‪ .‬داسـتا ‌نهای‬
‫جنگ بودند؛ اما هر دو‪ ،‬رو ‌شها و وجوه متفاوتی از‬ ‫پـ ‌ساز آن دوره بـه برلیـن رفـت و همـان جـا مانـدگار‬ ‫مولـر نقـد دوران حا کمیـت کمونیسـت بـر رومانـی‬
‫جنـگ را بـرای مخاطبان خود عیان کردند‪ .‬درواقع‬ ‫شـد‪ .‬هر بار که به دیدارش م ‌یروم‪ ،‬رویش را به من‬ ‫اسـت کـه بـا زیرلای ‌ههایـی عمیـق بـه مسـئلۀ تبعیـد‬
‫بـرای آ ‌نهـا جنـگ چهـر ‌های دارد کـه گـرد تاریـخ آن‬ ‫م ‌یکنـد و م ‌یگویـد فلانـی هم مرد و بعد من در ذهن‬ ‫اجبـاری م ‌یپـردازد‪ .‬نگـرش انسـانی وی بـه جهـان‬
‫را م ‌یپوشـاند؛ بنابرایـن‪ ،‬هـر دو تالش م ‌یکننـد تـا‬ ‫خـود م ‌یگویـم هرتا‪ ،‬باید زودتر داسـتانی در این‌باره‬ ‫اطرافـش موجـب شـد کـه او نویسـند ‌های جهانـی‬
‫هـر بـار‪ ،‬بـا روایتـی جدیـد‪ ،‬ایـن غبـار را پـا ک کننـد تـا‬ ‫بنویسـی؛ زیرا بسـیاری از شـاهدان آن دوره در حال‬ ‫شـود‪ .‬آ کادمـی نوبـل نیـز هرتـا مولـر را شایسـتۀ‬
‫صـدای انسـا ‌نهای دف ‌نشـده زیـر آوارهای جنگ از‬ ‫تر ‌ککـردن مـا هسـتند‪ ... .‬همیـن مسـئله موجـب‬ ‫دریافـت جـازۀ نوبـل دانسـت؛ زیـرا «داسـتا ‌نهای‬
‫مولر علیه سـتم حا کمه اسـت‪ ...‬داسـتا ‌نهای مولر‬
‫یادمـان نـرود‪.‬‬
‫داسـتا ‌نهای ضدتبعیـد‪ 1‬اسـت‪».‬‬

‫‪ .1‬اﺻطﻼح ﺿﺪتﺒﻌیﺪ را اولیﻦ ﺑار‪ ،‬نوﯾسﻨﺪة اﺳﭙانیاﯾﻰ ﮐلودﯾا ﮔوﯾلﻨﺒﻪ ﺑﻪ ﮐار ﮔرفﺖ؛ اﯾﻦ واژه ﺑرای توﺻیﻒ نوشﺘار و نوﯾسﻨﺪههاﯾﻰ ﺑﻪ ﮐار مﻰرود ﮐﻪ تﺒﻌیﺪ ﺑراﯾﺸان نوﺳﺘالﮋی نﺸﺪه اﺳﺖ‪.‬‬
‫‪ .2‬در ادامﮥ مﺼاﺣﺒﻪ‪ ،‬مولر ﺑﻪ موﺿوع هوموﺳﮑﺸوال )هﻤﺠﻨﺲﺑاز( ﺑودن ﭘرتاﮔﻨیسﺖ داﺳﺘان مﻰﭘردازد‪ .‬ﺑﻪ زﺑان ﺑﻬﺘر‪ ،‬اﻗلیﺖ ﺑرای مولر ﺑﻪ شﮑﻞ ﺟﻨسﻰ نیﺰ مطرح اﺳﺖ‪.‬‬

‫‪97‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫تانگݡݡویشیطان‬
‫ب ‌همثابۀاثــرهنــری‬

‫فیلم تانگوی شیطان‪1994 -‬‬

‫فرایندمفهو ‌مسازی(‪،)conceptualization‬یعنیبدون‬ ‫مقالاتی کهروی کارهای کراسناهورکایوبلاتار شده‬
‫دیـدن یـا فهـم چیـزی ب ‌همثابـۀ چیـزی‪ .‬کانـت نابغـه‬ ‫مشـکلدارم‪.‬بـهعقیـدۀمـن‪،‬در ایـنبـارهبایـدبیـش‬
‫را دردانـۀ طبیعـت توصیـف م ‌یکنـد کـه ماننـد خـود‬ ‫از همـهوپیـشاز هـرچیـزتکلیـفیـکمسـئلهروشـن‬
‫طبیعـتم ‌یتوانـدخلـق‌کنـد؛خلـقچیـزی کـه گویـی‬ ‫شـود‪ :‬آیـا مـا در اینجـا با یک اثر هنـری و یک پدیدۀ زیبا‬
‫مطابـقبـاقواعـداسـت‪،‬هرچنـدبـدونتوجـهآ گاهانه‬ ‫مواجهیـمیابا کتاب(فیلم)شـب ‌ههنریچرنـدو کند؟‬
‫آبـفرهیآنـ ‌نهـشاچسـیـازختینهمشوـن ‌دهوهاار تسـعریت‪2‬ف‪.‬مهن‌یـرشـازوادیـکـنه کدیاـمدل ًگاابهه‪،‬‬ ‫ب ‌همنظوریافتناینپاسخبایدابتدابهتعریفمناسبی‬ ‫آرش شکری‬
‫ساروی‬
‫از اثـرهنـریوامـرزیبـادسـتیافـت‪.‬‬
‫پیـروی از قواعـد خلـق نشـده اسـت‪ .‬در ایـن تعریـف‪،‬‬ ‫امـر زیبـا در مفهـوم کلاسـیک و متعـارف آن چیـزی‬
‫نتیجـۀ اثـر هنری‪ ،‬تصویـری از آن برای مخاطب اسـت‬ ‫قلمـدادم ‌یشـود کـهتأییدوموافقتعمومـیراطلب‬
‫کـهبـهبیـاندرنخواهـدآمـد‪.‬یکـیازالما ‌نهـایاصلـی‬ ‫م ‌یکنـدوبنابرایـن‪،‬نم ‌یتـوانپرسـید کـهچـرابـرایما‬
‫بـداقرایقـنًااازسـ کیتفویاتـگـریبـایه آ‌ننچتنوینـجـهی‬ ‫کراسـناهورکای‪،‬‬ ‫کتـاب‬ ‫موجبلذتاسـتوهی ‌چگونهسـودیازآننم ‌یتوان‬
‫درم ‌ییابیـم کـه‬ ‫کنیـم‪،‬‬ ‫انتظارداشت؛زیرادرخدمتهی ‌چگونهفایدهوهدفی‬ ‫دربـارۀ کتـاب تانگـوی شـیطان‪ ،‬نوشـتۀ لسـلو‬
‫نیسـت‪ .‬افلاطـون در فایـدروس‪ 1‬امـر زیبـا را چیـزی‬ ‫کزیـرااسدـناینهوورشکـاتهین مشـجداهراسـسـتانت‪.‬یا مصـقـوال ًلااسـتینوماکتایبا‌بلهتــااروی‬
‫برخوردار است‪.‬در مجموعۀاشعار ملال‪ 3‬شارلبودلر‬ ‫توصیفم ‌یکند کهبهشیوۀبسیار آشکار م ‌یدرخشد‬
‫شـعر زیبایـی دربـارۀ بـاران وجـود دارد کـه بـا تصاویـر و‬ ‫و مـا را ب ‌هسـوی خـودش فرام ‌یخوانـد‪ .‬کانـت امـا پـا را‬
‫مفهومبارانوعنکبوتدرتانگویشیطانه ‌مخوانی‬ ‫فراتـر گذاشـتوبـرایاولیـنبـارتجربۀهنـریوزیبایی‬ ‫کتا ‌بهای کراسناهورکای‪ ،‬کهب ‌هحقخالقدنیایبلا‬
‫راب ‌هصـورتیـکپرسـشفلسـفیمسـتقلبیـان کـرد‪.‬‬ ‫تار اسـت‪،‬چندانپرمخاطبنیسـتند‪.‬وقتیشنیدم‬
‫عجیبـی دارد‪:‬‬ ‫ازنظـراوتنهـاچیزهاییبدونقیدوشـرطزیبـاخوانده‬ ‫ترشـجدمهۀاانسـگلیت‪،‬س ویاتقاعنـ ًاگوجـیاشیخـطواردنبم‪.‬رن رداۀسـجتایزشۀمانت‌نبظوـکارر‬
‫آندم کهرشت ‌ههایب ‌یکرانۀباران‬ ‫م ‌یشوند کهموقوفبهمعناوغایتموردنظرانسا ‌نها‬
‫میل ‌ههایزندانیاستپهناور‬ ‫نباشـندویـاامـوریازهنـربشـری کـهدانسـتهوازروی‬
‫وانبوه گنگعنکبوتانپلید‬ ‫عمداز هرگونهتحمیلمعناسرباززنند؛درواقعبدون‬ ‫نداشـتم بعـد از سـا ‌لها ایـن جایـزه را بـه یـک کتـاب‬
‫اکتصابـول ًایبکاـبهرردرس ‌یحـهوازۀو‬ ‫درس ‌توحسـابی بدهنـد‪ .‬آ ‌نهـم‬
‫براعماقمغزماتارم ‌یتنند‬ ‫ادبیاتاقلیتجایم ‌یگیرد‪.‬من‬

‫‪1. phaedrus,25od.cf.truth and method,pp 9-437.Ed‬‬
‫‪2. kant,critique of judgment,sec.49,pp 126.Ed‬‬

‫‪ .3‬شارل ﺑودلر‪ ،‬ﮔﻞهای رنﺞ‪ .‬ﮔﺰﯾﺪه اشﻌار‪ .‬ﺑرﮔردان‪ :‬مﺤﻤﺪرﺿا ﭘارﺳاﯾار‪ .‬تﻬران‪ :‬انﺘﺸارات هرمﺲ‪ ،‬چاپ ﺳوم‪ ،‬ﺳال ‪ ،1391‬ﺻﺺ ‪.12-8‬‬

‫‪ 98‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫نوامقاعـ‌دافیکوانجـ‌یهدـاکیفصیرتفــ ًایبـدهر د‌کرشبـدسـنتیهاسخــورتدوانیـ انسـشـتک‪.‬ل‬ ‫بلاتار(یابهعبارتی کراسناهورکای)در کنارتارکوفسکی‬
‫و کوروسـاوادر زمـرۀ کارگردانانـیقـرار م ‌یگیـرد کهبـاران‬
‫از مفاهیمـی کـه نقـش بسـزایی در زیبای ‌یشناسـی‬ ‫در آثارشـاننقـشسـاختاریدارد‪.‬هرچنـداینبارانی‬
‫دارد مفهـوم بـازی اسـت‪ .‬گادامـر الگـوی ب ‌ینظیـری‬ ‫کـهاز«نفریـن»بـهبعـددرآثـار کراسـناهورکاییوب ‌هتبع‬
‫بـرای اشـاره به نحوۀ هسـتی اثر هنـری ازطریق مفهوم‬ ‫آنبالتـار ثبـتشـدهاسـت‪،‬بـااید ‌ههـایتارکوفسـکی‬
‫بـازی ارائـه داده اسـت‪ .2‬براسـاس ایـن الگـو بازیگـران‬ ‫که دارای نوعی اندیشۀ متعالی و مذهبی برای نجات‬
‫سـوژ ‌ههای بـازی نیسـتند‪ ،‬بلکـه بـازی تنهـا ازطریـق‬ ‫انسانیتاستمغایرتدارد‪.‬بارا ‌نهایبلاتار کثیفو‬
‫بنیـاد‬ ‫ب(ا‪e‬ز‪t‬ی‪a‬گ‪r‬ـ‪t‬ر‪s‬ا‪b‬ن‪u‬ب‪s‬ـ)هنـنمدااریـد‪ .‬اشیـدرنمص‌یآریـفـ ًاد‪.‬بـازجنبیـ اسـش بـاتز کـی‪،‬ه‬ ‫گ ‌لآلودباقیم ‌یمانند‪.‬بهفراترازاینرفتنخو ‌شبین‬
‫بـازی‬ ‫ننمـیموارسـدگتیمشد‪.‬اریمکـتـینابسـابطادجاحمذـایبۀیـداریـکتتنباابراحبـبنلواثتباوعرن‪،‬ـزض ًگاماژااهنکبلـکعرایندکسشـویردیرـیددًنرا‬
‫م ‌یشـود؛اینکـهآیـاسـوژ ‌هایوجـوددارد کـهآنرابـازی‬
‫کنـدیـانـهب ‌یربطاسـت‪.‬اثرهنریآنچیزیاسـت که‬
‫بـهشـیو ‌هایتکرارنشـدنیظهـور یافتـهاسـتوخـودرا‬ ‫مخالفـم؛ زیـرا آنچـه اثـر هنـری بـدان ارجـاع م ‌یدهـد‪،‬‬
‫در وجهـی منحصرب ‌هفـرد متجلـی م ‌یکنـد‪ .‬از دیـدگاه‬ ‫ب ‌هطوربالفعلآنجاست‪.‬درواقع‪،‬م ‌یتوان گفت کهاثر‬
‫گادامـربرچسـباثـرهنـریبـرچیـزیزدهم ‌یشـود کـه‬ ‫هنری‪-‬آ ‌نچنا ‌نکهتانگویشیطاننیزهست‪-‬دال‬
‫بـازیشـود‪.‬آنچـهدر بـازیهنرموردنظراسـتجهانی‬ ‫بـرفزونـیوسرشـاریدر وجـوداسـت‪.‬بـارانب ‌هعنـوان‬
‫رؤیایـینیسـت کهبتوانیـمخودمـانرافراموش کنیم‬ ‫زیبایـی طبیعـی‪ ،‬ه ‌مجهـت بـا نظـر هـگل‪ ،‬بازتابـی از‬
‫کراسـناهورکای در عهـد عتیـق رخ داده و در ذات‬ ‫بلکـهب ‌هعکـس‪،‬بـازیهنـرآیین ‌هایاسـت کـهدر خلل‬ ‫زیباییهنریاستتاجایی کهمخاطبیادم ‌یگیرد‬
‫و صـورت داسـتان نمـود پیـدا کـرده اسـت‪ .‬از دیـد‬ ‫آکـیـهدعوممـادتـدًارآغینرتمنصتویظـرر وی‬ ‫سـد ‌ههاپیوسـتهازنـوپدید‬ ‫چگونـه بـا راهنمایـی دیـدگان هنرمنـد و اثـر او‪،‬‬
‫نویسـنده‪ ،‬داسـتا ‌نها انتظاراتـی بودنـد کـه دروغیـن‬ ‫از خودمـان برگیریـم‬ ‫زیبایی‬
‫بودنشـانآشـکارشـدهاسـت؛انتظـاربـرای کسـانی که‬ ‫نامتعـارف اسـت‪ .‬اینکـه چـه بود ‌هایـم‪،‬‬ ‫را ادرا ک کنـد‪ .1‬حتـی در بررسـی‬
‫نخواهندآمدوب ‌هجایآ ‌نهامسیحایدروغینظهور‬ ‫چـه م ‌یتوانیـم باشـیم و بـه چـه‬ ‫بـاران در ایـن کتـاب م ‌یبینیـم‬
‫خواهد کرد‪.‬پسم ‌یتوان گفتتانگویشیطانبازی‬ ‫چیـزی مشـغول هسـتیم‪.3‬‬ ‫کـه کیفیـت ادرا ‌کشـده از‬
‫کلاشـان و سـاد ‌هلوحان اسـت‪ .‬وعـدۀ کمونیسـم تنهـا‬ ‫ا گعرتماچنـدگتهًاوکدارایسسـتشانیا ‌نطهگاوررینکزانرادذی‪،‬ات ًموابر‌یاوتالیوتاـاترن‬ ‫اثـر هنـری ب ‌ههی ‌چوجـه‬
‫یکیاز ایندرو ‌غهاست کهم ‌یشوداز کتاببرداشت‬ ‫قاب ‌لبازگویـی در دایـرۀ‬
‫کـرد‪ .‬البتـه بـاز هـم بایـد اینجـا تذکـری جـدی بدهـم؛‬ ‫کلماتذکرشدهنبوده‬
‫هرچنـد خرد ‌هنمادهـا و غرغرهـای ضدکمونیسـتی‬ ‫یـک وعـده و کلا ‌هبـرداری‬ ‫اسـت؛ پـس ایـن چـه‬
‫در کتـاب دیـده م ‌یشـوند‪ ،‬غـرق شـدن در پـس ایـن‬ ‫دانسـت‪ .‬گویـیاینجـانوعـی‬ ‫اصرار غلط و نابجایی‬
‫انبـیـهشـتاننکص‌هتـوهایـاربـبکابز ‌شهـهـعینمدوباـنهنریدوِاربـبکاسطثـارتنههسـنارخنـویریودویـمنژاحهاسـصـسـوت‪.‬لترااوزدببدزقرییگقـدًیرا‬ ‫تقابـل بـا اتمـام فصـل‬ ‫کبـهربایـافدشـصارف ًیا‬ ‫اسـت‬
‫ایـنهمـانچیـزیاسـت کـههـراثـرهنـریراجاودانـه‬ ‫داستا ‌نسـرایی برقـرار‬ ‫چیـزی‬
‫م ‌یکند‪.‬در اینبارهشایدزیر ‌کترینمخاطب کتاب‪،‬‬ ‫شـده کـه ب ‌هزعـم‬ ‫درک شـود؟ اثر‬
‫بالتـار بـودهاسـت؛ کافـیاسـتبـهصحنـهسـخنرانی‬ ‫هنری‬
‫ایرمیاشدر مراسـمختماشـتیکهتوجه کرد؛آنجا که‬
‫دوربیـنفـرایسـخنانی کـهاز دهـانایرمیـاشخـارج‬
‫م ‌یشـود‪،‬ب ‌یوقفهحال ‌تهایچهـرۀاوراهنـگامادای‬
‫ایـن کلمـات غر ‌ضورزانـه و دروغیـن ثبـت م ‌یکنـد‪.‬‬
‫درواقـع‪ ،‬بال تـار در تصویربـرداری‪ ،‬مخاطـب را بیـش از‬
‫هرچیزباتصاویروعینموقعی ‌تهاییروب ‌هروم ‌یکند‬
‫کهشـخصی ‌تهاباآنمواج ‌هاند؛زیرابهارزشهنریو‬
‫آنچهباعثاین کیفیتشدهاست‪،‬بیشاز نویسنده‬
‫آشناسـت‪.‬نبایـدفرامـوش کـرد کههرمنوتیکوظیفۀ‬
‫تأوی ‌لگررانسـبتبهاثرهنری‪،‬درکنا گفت ‌ههاونیمۀ‬

‫‪1. Hegel,Aesthetics,pp 2-1‬‬
‫‪2. Gadamer,Hans-George, (2004)truth and‬‬
‫‪method,trans. And translation revised by Joel‬‬
‫‪weinsheirmer and Donald G.marshall. london and‬‬
‫‪newyork,continuum,pp.110-102.‬‬
‫‪3. Gadamer,Hans-George,1973,the relevance‬‬
‫‪of the beautiful and other essaye,trans.by Nicholas‬‬
‫‪walker,ed.and with an introduction by Robert‬‬
‫‪bernasconi,Cambridge,Cambridge university press,first‬‬
‫‪published.‬‬

‫لسلوﮐراﺳﻨاهورﮐاﯾﻰ‪.‬نوﯾسﻨﺪه‬

‫‪99‬‬

‫‪..........................................................................‬‬
‫‪..........................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬
‫‪.............................................................................‬‬

‫قشـیطعـطًاا منعبیـ ‌ایرشـارزک یـ‌شگـذکاراثـریهبـنـررایـی نـنااثـرب‬ ‫پـس تانگـوی‬ ‫کتـاب هرکدام ماجرای فروپاشـی اسـت‪ .‬خیانـت از پس‬
‫و زیباسـت و‬ ‫خیانتتنهابرایآویختناز گردنبرنده؛برند ‌های کهدر‬
‫نخب ‌هپسـند‪ ،‬کـهدرحوزۀادبیاتاقلیـتقرارم ‌یگیرد‪،‬‬
‫چیـزی ورای نظـر سـخیف جمعـی اسـت‪ .‬ایـن سـطح‬ ‫کارنیسـت‪ ،‬گـوری که کفننـدارد‪.‬‬
‫مطلوب زیبایی و هنر‪ ،‬دریچۀ درسـت نظرگاه و شـیوۀ‬ ‫مـنتانگویشـیطانرایکفسـتیوالهنـریم ‌یدانم‪.‬‬
‫بررسیونقدمتناسبباذاتشرام ‌یطلبد‪.‬دریچ ‌های‬ ‫فسـتیوال یـک فعالیـت قصـدی اسـت‪ .‬مـا جشـن‬
‫روشـ ‌نتر و فرا ‌ختـر از نظرگا ‌ههـای تنـگ و تارعنکبـوت‬ ‫مم ‌‌ییگیشـریوـیمم؛ویایعـنـنیم بط‌لهـخابطـخرصمووصضـ ًاوعدـربـیارۀدتورجرهـبـمۀهجنـرمـیع‬
‫تنیـدۀمرسـومنقـدادبـی‪.‬‬ ‫صـادقاسـت‪.‬مشـخصۀفسـتیوالیدر ایـناسـت کـه‬
‫تمنعهـناابـدارراایسـآ ‌نته‪.‬ـفا کـسـهتبیالوافعلـدلقیدرق ًانحاوعلممنشـحارکصربت‌ههفرسـدتنیادز‬
‫حضوررابازنماییم ‌یکند کهبایدارجنهادهشود‪.‬لذت‬ ‫تاری ‌کمانـدهوب ‌هطورکلـیبررسـی«بـرزمانـی»ب ‌هجـای‬
‫زیباشناختیدرپسویژگیفستیوالیهنر‪،‬رهاییموقت‬ ‫تمارطیال‌خعـمنهـ «د ادرزسـمانـت وی ا»ثـاثرـررامص‌یرفدـاًناـددف‪ .‬و‌نجشـهـدۀهددررزمگانـذشیـاتثـره‬
‫ازتمامروزمرگ ‌یهارارقمم ‌یزند‪.2‬ا گربهشخصیتویژۀ‬ ‫بررسـی نم ‌یکنـد‪ ،‬بلکـه در پـی یافتـن ابعـادی اسـت‬
‫کدنکیتــرمیـادبرـمه ‌عییباباریتــمیک«مهـارودعپمشلـًادتپسـنجـتبرهه»قیدـراکمتزـادهابتسـوجته‪.‬‬ ‫کـه بـا زمـان حـال در ارتبـاط اسـت و پتانسـیل تأویلـی‬
‫نظار ‌هگریاودرداسـتانبهاینمعناسـت کهخودرادر‬ ‫متفـاوت در آینـده را نیـز خواهـد داشـت‪ .‬در تانگـوی‬
‫معـرض تسـلط بر زنجیـرۀ موجود قـرار دهد و نسـبت به‬ ‫دشـر بیازط‌هاانیماز تنابرییشـخ‪،‬ترهمدایلفامنبرسراوابنعطمانومسًاانزنیدتگکییبههکتنرمد‪.‬ر‬
‫ودشسسـخوسصـتیبـ‌هههتافعویتصامیـکواجیننویمدزبو‌یعزمنـضحًدای؛ـدرخطقصخسوارمصـ ًجا‌بتدهر‌ایتیپاویـیجاازهنداکیـسکهتنباـد‪.‬نه‬ ‫آشیانۀ راحت خانوادگی بود؛ اما در پایان سوسیالیسم‬
‫بصیـرت کافـیم ‌یرسـدوناامیدانـهومغمـومراهـشرا‬ ‫(تاریخـی کـه کتاببهآنارجـاعدارد)اینرؤیایناچیز‬
‫جـدام ‌یکنـد‪.‬حـالا گـربـهچندصفحۀنهایی کتـابو‬ ‫یعنـی بهر ‌هبـردن از سـعادت جمعـی جـای خـود را بـه‬
‫شـیوۀروایـتومعنایـی کـهازپـسآنم ‌یتـوانفهمیـد‬
‫شـعار جدیـدی داده اسـت‪ :‬برنـده شـدن‪.1‬‬
‫توجه کنیمم ‌یبینیمعل ‌یرغماینقیاموعصیان‬ ‫بـازی اصلـی کتـاب حـول همیـن مفهـوم برند ‌هشـدن‬
‫شـخصی ‌تها‪،‬ماهـمب ‌هعنـوانخوانندگان‬ ‫م ‌یچرخـد‪.‬شـایدهنرمندان ‌هتریـنبخ ‌شهـای کتـاب‬
‫ومخاطبـاناثـرواردبـازیشـد ‌هایمواز‬ ‫مربوطبهقسمتیاست کهشانیدرستأثربرانگیزیبه‬
‫اینبازی گریزینیست‪.‬اینکهروایت‬ ‫خواهرخردسالعق ‌بماند ‌هاش(اشتیکه)م ‌یدهد‪.‬در‬
‫پیش روی ما از زبان دکتر است یعنی‬ ‫تانگویشیطانسلسل ‌هاینامتناهیازبردوباخ ‌تهاو‬
‫همـۀ ایـن آد ‌مهـا‪ ،‬چـه ترسـوهای‬ ‫نبردهاییتما ‌منشدنیبرایبردنبهچشمم ‌یخورد‪،‬‬
‫رهـرو‪ ،‬چـه درو ‌غگویـان حقیـری کـه‬ ‫ابـیردنزننپـجیورلهنبیهایشـت ًتابر‪،‬هقاـشدتریکتبهیکشوـتچرو‪،‬لوهم ‌م ‌یخرواسبـدۀوبازآهنتـجر‪.‬ا‪.‬ک‪..‬ه‬
‫سـودای تصاحـب کلون ‌یهـای‬ ‫هی ‌چکـسضعی ‌فتـرازاونیسـتتـادربرابـرششکسـت‬
‫انسانیخصوص ‌یشانرادارند‪،‬چه‬ ‫بخورد‪،‬اشتیکهبهگرب ‌هاشحملهم ‌یکندوشکنج ‌هاش‬
‫گرداننـدگان کلون ‌یهـایبزر ‌گتـر‪،‬به‬ ‫م ‌یکنـد و درنهایـت آن را م ‌یکشـد‪ .‬بعـد کـه در دایـرۀ‬
‫انضمـام همـۀ خواننـدگان در ایـن‬ ‫محـدودذهن ‌یاشمعنایاینزنجیـرهرادرکم ‌یکند‪،‬‬
‫بـازیشـرکتدادهشـد ‌هاند‪.‬درواقـع‬ ‫ازآنجاکهذات کودکان ‌هاشچنیناعمالیرابرنم ‌یتابد‪،‬‬
‫جهش بزرگ در اثر هنری در همین‬ ‫کنـار گربـ ‌هاشزیرهمـانبارانلعنتی‪ ،‬کهدرتمـامطول‬
‫نقطـه روی م ‌یدهـد کـه بـازی بـه‬ ‫داسـتانیکریـزم ‌یبـارد‪،‬خـودشراهمخلاصم ‌یکند؛‬
‫معنـایواقعـی کلمهبـهبـازیبدل‬ ‫اما سهم برندگان هم چیزی بیشتر از ریشخند نیست‪.‬‬
‫م ‌یشـود‪ .‬ایـن امـر تماشـاگر را در‬ ‫کراسـناهورکایب ‌هخوبـیبـاپوچـیارادهدرعمقچیزها‬
‫جـایبازیگـرم ‌ینشـاندواورابدل‬ ‫آشناسـتوب ‌هخوبیایننکتۀتلخراروشـنم ‌یکند که‬
‫بـه شـخصی م ‌یکنـد کـه بـازی‬ ‫نـهعلیـهتکـرار برنـد ‌هایوجـودداردونـهعلیـهبـاران‪.‬او‬
‫بـرای او و در او بـازی م ‌یشـود‬ ‫هنرمندانـهنشـانم ‌یدهـدتنهـاآینـد ‌های کـهم ‌یتـوان‬
‫و ایـن یعنـی بـازی در درون‬ ‫منتظـرآنبـودهمـانتباهـیاسـت کـهپیامبـرانالهـی‬
‫خـودش حامـل معنایـی اسـت‬ ‫وعـده داد ‌هانـد‪ .‬باقـی داسـتا ‌نها و خرد ‌هروای ‌تهـای‬
‫تدفرک ‌یکش ‌کدنشیدنوبنیاابسرایتن‪.‬اازسرفاتساًراتبامزیایگزر‬
‫میـان بازیگـر و تماشـاگر در ایـن‬
‫منتفیم ‌یشودوآنچهپی ‌شازاین‬
‫اثرهنریخطابش کردیم‪،‬ماهیت‬
‫خـود را اثبـات م ‌یکنـد‪.‬‬

‫‪ .1‬ژاك رانسیر‪ .‬ﺑﻼ تار‪ ،‬زمان ﺑﻌﺪ‪ .‬ﺑرﮔردان از مﺘﻦ فرانسﻪ‪ :‬رﺿا ﺧلیلﻰ‪ .‬تﻬران‪ :‬انﺘﺸارات نﻘﺪ فرهﻨﮓ‪ ،‬چاپ اول‪ ،‬ﺳال‬
‫‪ ،1395‬ﺻﺺ ‪43-42/50-49‬‬

‫‪ .2‬هانﺲ ﮔﺌورگ ﮔادامر‪ .‬هﻨر‪ :‬ﺑازی‪ ،‬نﻤاد‪ ،‬فسﺘیوال‪ .‬ﮔﺰﯾﺪه مﻘاﻻت ﺑرﮔردان‪ :‬دﮐﺘر ﻋﺒﺪاﷲ امیﻨﻰ‪ ،‬انﺘﺸارات ﭘرﺳﺶ‪ ،‬چاپ‬
‫اول‪ ،‬ﺳال ‪ ،1394‬ﺻﺺ ‪151-167‬‬

‫ﺑﻼ تار ‪ .‬ﮐارﮔردان‬

‫‪ 100‬شمار ٔههجدهـم | مهݠـرمــاه‪1396‬‬

‫‪....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬
‫‪.....................................................................................................‬‬

‫آ ‌نها‬
‫بوچـشـدــبنــــیـــــــــــــــههد‬

‫معرفـــیشاعـــر؛دنیسلوت ـرف‬

‫پرستو ثنایی فر‬

‫بالـه‪ ،‬هنـر‪،‬پیانووزبانفرانسـهه ‌مسـطحبابالاترین‬ ‫بـهسـربـرد‪.‬پـساز مهاجرتـشبـهانگلسـتانبـهدین‬ ‫دنیـس لورتـوف در تاریـخ ‪ ۲۴‬ا کتبـر ‪ ۱۹۲۳‬در شـهر‬
‫اسـتانداردهای زمـان خـود پیـ ‌ش رفـت‪.‬‬ ‫مسـیحیت گرویـد و کشـیش کلیسـاهای انگلیسـی‬ ‫ایلفورد از ایالت اسکس در شمال شرقی لندن‪ ،‬متولد‬
‫شـد و سـا ‌لهای زیادی در آنجا زندگی کرد‪ .‬مادرش‪،‬‬
‫دنیـس و خواهـر بزر ‌گتـرش‪ ،‬اولـگا‪ ،‬تـا سیزد ‌هسـالگی‬ ‫شـد‪.‬‬ ‫بئاتریـس آدلایـد لورتـوف (نـام خانوادگـی پـدر ‌یاش‬
‫زیـر نظـر مادرشـان در خانـه آمـوزش م ‌یدیدنـد‪.‬‬ ‫دنیـسدربـارۀ پـدرشم ‌یگوید‪ :‬تبار یهودیپدر من‪،‬‬ ‫اسپونرجونزبود)اهلروستاییدر ولزشمالیبود که‬
‫پدرشـان نیـز ب ‌هصـورت پرا کنـده بـه طـرح مباحـث‬ ‫حضور پررنگاودر فعالی ‌تهایمطالعاتیو کشفو‬ ‫عمـدۀمردانـش‪ ،‬به کار در معادنمشـغولبودند‪.‬او‬
‫دینـیم ‌یپرداخـت‪.‬دنیـسدر فضایـیرشـد کـرد کـه‬ ‫شـهودهای مرتبط با یهودیت و مسیحیت‪ ،‬اشتیاق‬ ‫آثار نویسندگانیمانندویلا کاتر‪ ،‬جوزف کونارد‪،‬چارلز‬
‫مملواز کتا ‌بهای گونا گونوانسا ‌نهاییبود کهبه‬ ‫ب ‌یحدوحصر و شـیوایی بیانش ب ‌هعنوان یک واعظ‪،‬‬ ‫دیکنـز و لئـو تولسـتوی و اشـعار تنیسـون را بـا صـدای‬
‫زبا ‌نهـایمختلـفدربـارۀآنآثار صحبـتم ‌یکردند‪.‬‬ ‫تا ابد جزئی از سـلو ‌لهای وجودی من خواهند بود‪.‬‬
‫دنیـس م ‌ینویسـد‪« :‬مـن ب ‌هخوبـی بـه یـاد دارم کـه‬ ‫اعتـراف دنیـس بـه تأثیـر شـگرف پـدر بـر تمامـی ابعـاد‬ ‫بلند بـرای اعضـای خانـواده م ‌یخواند‪.‬‬
‫در د ‌هسـالگی یـک هنرمنـد محسـوب م ‌یشـدم و‬ ‫زندگـ ‌یاش‪ ،‬درحقیقـت نشـا ‌ندهندۀ ایمـان او بـه‬ ‫پـدر او پائـول لورتـوف سـا ‌لها در دانشـگاه لیپیزیـگ‬
‫سرنوشـت خـاص خـودم را داشـتم‪ .‬سیاسـ ‌تهای‬ ‫‌راسـتی و درسـتی مسـیری بـود کـه پـدرش در آن گام‬ ‫آلمـان بـه تدریـس مشـغول بـود‪ .‬او نویسـند ‌های‬
‫بشردوسـتانهخیلـیزودبـرزندگـیمـناثر گذاشـتند‪.‬‬ ‫برم ‌یداشـت‪.‬دنیسلورتوف کوشـیدبهشیوۀخاص‬ ‫حرفـ ‌های بـه زبا ‌نهـای عبـری‪ ،‬آلمانـی‪ ،‬روسـی‬
‫حضـور پـدرم بـر مسـند اعتـراض بـه تعر ‌ضهـای‬ ‫خـودراهپـدر راادامـهدهـدوهمیـنامـرنقطـۀآغازین‬ ‫و انگلیسـی بـود کـه عـادت داشـت کتا ‌بهـای‬
‫موسیلینیبه کشوراتیوپی‪،‬اعتراضاتپدروخواهرم‬ ‫دسـ ‌تدوم را بـرای جمـ ‌عآوری در مجموع ‌ههایـی‬
‫بـه حمای ‌تنکـردن بریتانیـا از اسـپانیا و فعالی ‌تهـای‬ ‫شـک ‌لگیری نهادهـای اصلـی شـخصیتی او شـد‪.‬‬ ‫خـاصبخـرد‪.‬در طـولجنـگجهانـیاول‪،‬ب ‌هعنـوان‬
‫مـادرمبـرایجمـ ‌عآوریرأیدر سـازمانملـلمتحد‪،‬‬ ‫دنیـس لورتـوف‪ ،‬کـه در خانـه آمـوزش م ‌یدیـد‪ ،‬از‬ ‫یـک یهـودی روسـ ‌یتبار و بـا القابـی ماننـد «دشـمنی‬
‫قبـل از آن حـوادث و فعالیـت هـر سـۀ آ ‌نهـا درزمینـۀ‬ ‫همـان سـنین کودکـی انگیـزه و اشـتیاق زیـادی بـرای‬ ‫بیگانهباعقایدیبیگان ‌هتر»‪،‬سا ‌لهادر حصرخانگی‬
‫نوشـتن از خـود نشـان مـ ‌یداد و در یادگیـری رقـص‬


Click to View FlipBook Version