The words you are searching are inside this book. To get more targeted content, please make full-text search by clicking here.
Discover the best professional documents and content resources in AnyFlip Document Base.
Search
Published by Hamoon Agency, 2020-02-09 02:08:35

شهرپرواز شماره ۲

Shahreparvaz Magazin no2

No. 02 2020

Imam Khomeini Airport City Magazine

‫ شهر ری ‌گهای بریان‬،‫کرمان‬

City of Burning Gravels 

‫نارنجی متمایـــل به سیـــاه‬
Orange Is the New Black

‫بزرگ‌ترین ستاره دریایی جهان‬

The Largest Starfish in the World

Get your digital issue, here.
‫بــرای دریافــت نســخه الکترونیکــی‬
.‫ ایــن کــد را اســکن کنیــد‬،‫مجلــه‬

Photo: Ganjali Khan Mosque















‫اﺳﮑﻦ ﮐﻨﯿﺪ‬















‫ژنــــــرال بی‌سایه‬

‫در روزهـای آخـر به همسـرش نوشـت‪« :‬من جای قبرم را در مزار شـهدای کرمان مشـخص‬
‫کـرد‌هام‪ ...‬قبـر من سـاده باشـد‪ .‬مثل دوسـتان شـهیدم بر آن کلمه سـرباز قاسـم سـلیمانی‬

‫بنویسـید؛ نه عبار ‌تهای عنـوا ‌ندار‪».‬‬

‫ایـن کلمـات آخـر مردی بود که عناویـن از قرار گرفتن در کنار نامش شـرم م ‌یکنند‪ .‬او خود‬
‫را سـرباز م ‌ینامیـد چـرا کـه ماننـد یک سـرباز‪ ،‬به میـدان جنگ م ‌یرفت و سـینه به سـینه‬
‫بـا دشـمنان م ‌یجنگیـد‪ .‬این روحیه دشـمن سـتیزی او به ‪ 2‬سـال پیش از انقلاب اسلامی‬
‫برم ‌یگـردد کـه تـازه به انقلابیون پیوسـته بود‪ .‬در آن سـا ‌لها با یـک روحانی به نـام آی ‌تالله‬

‫خامنـ ‌های آشـنا شـد‪ .‬دوسـتی آ ‌نها آنقدر عمیـق بود که تا بـه امـروز ادامه یافت‪.‬‬

‫وقتـی رژیـم بعـث عراق بـه ایران حمل ‌هور شـد‪ ،‬او رئیس پـادگان قدس کرمان بـود‪ .‬او گردان‬
‫گـردان از جوانـان تـاز‌هکار را بـه سـربازان حرفـ ‌های تبدیـل م ‌یکـرد و خـود در راس آ ‌نها به‬

‫جبه ‌هها م ‌یشـتافت‪.‬‬

‫سـا ‌لها پـس از جنـگ‪ ،‬وقت آن رسـید تا قاسـم سـلیمانی به جایـگاه خودش برسـد و آن‬
‫فرمانـده نیـروی قـدس سـپاه بـود‪ .‬سـپاه قـدس بـا حضور سـردار شـکل دیگری بـه خود‬
‫گرفـت‪ .‬حضـور او در افغانسـتان و عـراق‪ ،‬مقابلـه بـا گرو‌ههـای افراطـی و تکفیـری ماننـد‬
‫داعـش‪ ،‬حـاج قاسـم را بـه صـدر اخبـار جهـان آورد؛ مـردی بـا موهـای سـفید و چهر‌های‬
‫مصمـم‪ .‬غرب ‌یهـا او را «ژنرال ب ‌یسـایه» نامیدند و افسـران سـیا از وي به عنـوان قو ‌يترين‬
‫مأمـور مخفـي خاورميانـه يـاد کردنـد‪ .‬اما او هنوز خودش را یک سـرباز سـاده م ‌یدانسـت‪.‬‬

‫تنهـا ‪ 72‬سـاعت کافـی بـود تا فرماندهی میدان مسـتقیم نبرد در سـوریه را بـر عهده بگیرد‬
‫تـا مناطق اشـغال شـده توسـط داعش آزاد شـود‪ .‬او ن ‌هتنها قهرمـان ملت ایران بـود که مردم‬
‫سـوریه را هم از حضور خود‪ ،‬محروم نکرد‪ .‬قاسـم سـلیمانی به چهر‌های فراملی تبدیل شـده‬

‫بود‪.‬‬

‫تـا ای ‌نکـه روز وداع فـرا رسـید و ایـن شـهید زنـده‪ ،‬ایـن گونـه به دیـدار حق‪ ،‬لبیـک گفت‪:‬‬
‫«خداونـدا مـرا بپذیـر‪ ،‬خداونـدا عاشـق دیـدار تـوام‪ ،‬همـان دیـداری که موسـی را ناتـوان از‬

‫ایسـتادن و نفـس کشـیدن نمود‪».‬‬

‫ایـن کافـی نیسـت کـه بدانیم فاطم ‌ه زهـرا(س) در چه اوجی یا چه عظمتی در ایـن عالم بوده و در عالم معنا و ملکـوت خواهد بود‪.‬‬
‫اگر معرف ِت روشـن ‌‌ی گیر کسـی بیاید ـ که آن هم جز در سـای ‌هی عمل به دسـت نم ‌یآید ـ خیلی قیمت دارد‪.‬‬

‫مقام معظم رهبـــری‬

‫ایرانگشت‬ ‫جــــهانگـــــرد‬ ‫فهرست‬

‫‪ ۲۴‬کرمان‪ ،‬شهر ری ‌گهای بریان‬ ‫تیــک آف‬ ‫نشـریه اختصاصـی‬
‫شهـر فرودگاهی امام خمینی(ره)‬
‫دنیادیـده‬
‫صـاحب امتیـاز‪ :‬شرکت شهر فرودگاهی امام خمینی (ره)‬
‫‪ ۳۰‬زخمـی تاریخـی به نام کورنادا‬ ‫مـدیر مسئـول و سـردبيـــر‪ :‬علی کاشانی حیــدری‬
‫زیر نظـــر‪ :‬دفتـــر ارتباطات‪ ،‬اطــلاع رســانی و امـور‬
‫سوغاتــ ی‬
‫بیـ ‌نالملل فــرودگاه امــام خمیــنی (ره)‬
‫‪ ۳۶‬قــالــی جـــان‌دار ‬ ‫دبيــر تحــريـریه‪ :‬ابوالفضل قـاضـی‬

‫قاب‬ ‫تلـــفن‪021- ۵۱ ۰۰ ۸۰ ۲۰:‬‬
‫لیتـوگرافی‪ ،‬چاپ و صحـافی‪ :‬مجتمع چاپ اندیـشه بـرتر‬
‫‪ ۴۲‬نـــو ‌شداروپسازمــرگسهــراب‪...‬‬

‫سینماتوگراف‬

‫‪ ۴۴‬جشنــواره سیمــرغ‬

‫بــاندپـرواز‬

‫‪ ۴۸‬آســــمان‪ ،‬دربست!‬

‫برجمراقبت‬

‫‪ ۵۰‬بزر ‌گترین ستاره دریایی جهان‬

‫کافـــهگج ت‬

‫‪ ۵۴‬همــه جـا‪ ،‬تنها باشید ‬

‫دانستنیسفر‬

‫‪ 56‬بهترین صندلی هواپیما‬

‫راهنمایپرواز‬ ‫‪60‬‬ ‫شهر پرواز‬
‫مقررات گمرکی کالا و ارز مخصوص کالاهای خروجی شهر‬ ‫‪62‬‬

‫فرودگـــاهیامـامخمـینی(ره)‬
‫نارنجی متمایـل به سیـاه‬

‫جایگاهویژه‬

‫‪ 68‬جایگاهتشریفاتاختصاصی‬

‫‪ 72‬نقشهپرواز‬

‫مجـری طــرح و مـدیر تبلیغـات‪ :‬کانــون رویـای هــامـون‬
‫مدیـــرهنــری‪:‬مریـــمخلیلپناه‬

‫طـراح‪ :‬مریـم خليل پنـاه‪ ،‬زهرا روح شـاد | صفحـه آرا‪ :‬زهرا روح شـاد‬
‫مدیـر داخـلی‪ :‬شیریـن وهـابی‬

‫مدير بازرگـانی نشريه‪ :‬محمـد امین هاشمی‬
‫مدیر فروش‪ :‬مهـدی سمنبـری‬

‫همكــاران فروش‪ :‬مـونا يكايی‪ ،‬ســـارا لاری‪ ،‬مـــاريس قنـدچی‪،‬‬
‫سميـرا زارعی‪ ،‬ســوزان پیـمان‪ ،‬بیتا سرمدی‬

‫سـازمـانآگـهـی‪۰۹۱۲ ۶۰۷ ۲۳۲۶ - 021 22 22 49 48 :‬‬







‫جهــــانگــــرد‬

‫‪ ۲۴‬ایرانگشت | ‪ ۳۰‬دنیـادیــده | ‪ ۳۶‬ســـوغاتی | ‪ ۴۲‬قـــــاب | ‪ ۴۴‬سینماتوگراف‬

‫‪24‬‬ ‫ایــرانگشـــت‬

‫کرمان‪،‬‬

‫شهر ری ‌گهای بریان‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫ایــرانگشـــت‬‫‪25‬‬

‫عرفـان اشـعار خواجـوی کرمانـی‪ ،‬شـیرینی‬
‫داسـتا ‌نهای هوشـنگ مـرادی کرمانـی‪ِ ،‬سـحر آواز‬
‫ایرج بسـطامی و قدرت سـاز روح‌الله خالقـی‪ ،‬در کنار‬
‫هـم‪ ،‬کرمـان را م ‌یسـازند؛ شـهری ملقـب به «شـهر‬
‫كريمـان» کـه از ديربـاز در تاريـخ و ادب و حماسـه‬
‫ايـران زبانـزد مورخيـن و نويسـندگان و مسـافران‬
‫بسـياري بـوده اسـت‪ .‬كرمـان بـا كلو ‌تهـاي زيبـا‪،‬‬
‫رم ‌لهـاي مواجـش و شـ ‌بهاي پرسـتاره كويـر ‌یاش‪،‬‬
‫چشـمان بسـیاری را خیـره م ‌یکنـد؛ چشـمانی که به‬
‫سـقف آسـمان دوخته شـده تا فـرش درخشـانش را‬

‫سـير تماشـا كنند‪.‬‬
‫در ‪ ۸۰‬کیلومتری شـمال شـهر شـهداد در کویر لوت در استان‬
‫کرمـان‪ ،‬مجموعـه تپ ‌ههـای پوشـیده از گداز‌ههای آتشفشـانی به‬
‫مسـاحت ‪ ۴۸۰‬کیلومتر مربع قرار دارد که به دلیل گرمای بسـیار‬
‫زیـاد هـوا‪ ،‬حیاتـی در آن وجود نـدارد‪ .‬به ای ‌نجا «گنـدم بریان» یا‬

‫«ریگ سـوخته» م ‌یگویند‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪26‬‬ ‫ایــرانگشـــت‬

‫ایـن روزها‪ ،‬نـام کرمان و روسـتای «قنات ملک»ش بیش از همیشـه‬
‫بـر سـر زبا ‌نهاسـت‪ .‬چرا کـه از این روسـتای کوچک‪ ،‬مـردی بزرگ‬
‫برخاسـت که جهـان را تاب بزرگیش نبـود‪ .‬اما تاریخ هیـ ‌چگاه «حاج‬
‫قاسـم سـلیمانی» را فراموش نخواهـد کرد‪.‬برای دیدار از این سـردار‬
‫بـزرگ‪ ،‬باید به مزار شـهدای کرمـان برویم؛ یک مزار سـاده در میان‬
‫دیگر شـهدا که خودش محل آن را سـا ‌لها پیش انتخـاب کرده بود‪...‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫ایــرانگشـــت‬‫‪27‬‬ ‫گندم بریان‪ ،‬زمینی پوشـیده از سـن ‌گها و گداز‌ههای بازالتی‬
‫سـیا‌هرنگ آتشفشـانی اسـت و همیـن پوشـش سـیاه موجـب‬
‫در شـرق کرمان‪ ،‬در نزدیکی پارک پردیسـان‪ ،‬بنایی اسـتوار به نام‬ ‫بـالا رفتـن شـدید گرمـای ایـن ناحیه م ‌یشـود‪ .‬ریگ سـوخته‬
‫«گنبـد جبلیـه» قـرار دارد‪ .‬این بنـا که به گنبد گبری نیز هـم از آن‬ ‫ه ‌مچنیـن پسـ ‌تترین منطقـه کشـور اسـت و ایـن موضـوع‬
‫یاد شـده‪ ،‬بـه دوره ساسـانیان تعلـق دارد‪ .‬درباره کاربـرد این بنا نقل‬ ‫نیـز دلیـل دیگر ‌یسـت بر افزایـش گرمـای این منطقـه‪ .‬فصل‬
‫بسـیار اسـت‪ ،‬برخـی آن را آتشـکده نامید‌هانـد و برخـی دیگر مدفن‬ ‫زمسـتان و اوایـل بهـار مناسـ ‌بترین زمـان بـرای بازدیـد از این‬

‫یكـی از زرتشـتیان و جایی آن را بنای گنبد دانسـت ‌هاند‪.‬‬ ‫جهنـم زمینی اسـت‪.‬‬
‫«مسـجد جامـع کرمـان» یـا مسـجد جامـع مظفـری از جملـه‬
‫مسـاجد چهـار ایوانـی اسـت کـه دارای سـردر رفیـع صحن ایـوان و‬ ‫امـا هـر که بـه کرمان قـدم م ‌یگـذارد‪ ،‬نـام «گنجعل ‌یخان»‬
‫شبسـتان اسـت‪ .‬ایـن مسـجد در دوران حکومـت امیـر مبارزالدیـن‬ ‫مـدام در گوشـش زمزمـه م ‌یشـود‪ .‬حاکمـی درسـتکار کـه در‬
‫محمـد مظفـر سـر سلسـله آل مظفـر بنا شـده اسـت‪ .‬سـردر رو به‬ ‫عصـر صفـوی‪ ،‬سـی سـال در کرمان حکومـت کـرد و هنوز هم‬
‫شـرق ایـن مسـجد در اثر شـلیک تو ‌پهـای آقـا محمدخـان قاجار‬ ‫حکومتش پابرجاسـت‪ .‬روایت اسـت بدخواهان نزد شا‌هعباس از‬
‫خراب شـد‪ ،‬ولی بعدها مرمت و بازسـازی شد‪ .‬ارزشمندترین قسمت‬ ‫گنجعل ‌یخـان بدگویـی کردنـد‪ .‬شـاه بـرای آ ‌ن کـه حقیقت امر‬
‫را دریابـد‪ ،‬ب ‌یخبـر و بـه صـورت ناشـناس از اصفهان بـه کرمان‬
‫بنـا‪ ،‬کاشـیکاری معرق محراب و سـردر شـرقی مسـجد اسـت‪.‬‬ ‫رفـت‪ .‬پـس از سـه شـبان ‌هروز پیگیـری اعمـال حاکـم کرمان و‬
‫پرسـش از مـردم در بـاب رفتـار و اخلاق حکمرانشـان‪ ،‬از‬
‫در دامنـه کو‌ههـای تیگـران در نزدیکـی کرمـان‪ ،‬نمونـ ‌های عالـی‬ ‫درسـتکاری گنجعل ‌یخان و بدخواهی دشـمنان او مطمئن شد‪.‬‬
‫از یـک بـاغ ایرانـی قـرار دارد کـه کرمان ‌یهـا بـه آن «بـاغ شـازده»‬
‫م ‌یگوینـد‪ .‬ایـن بـاغ نخسـت به دسـتور محمدحسـن خان سـردار‬ ‫پـس راه بازگشـت را پیـش گرفت‪.‬‬
‫ایروانـی حاکـم وقت کرمـان در زمان قاجار سـاخته و فضاهای داخل‬
‫آن بـه مـرور زمـان اضافه شـد‪ .‬باغ شـازده ماهـان جزء ‪ ۹‬بـاغ ایرانی‬ ‫گنجعل ‌یخـان که از مراجعت شـا‌هعباس باخبر شـد‪ ،‬سـریعا‬
‫بـه طـرف اصفهـان حرکـت کـرد‪ .‬در راه اصفهـان چون به شـاه‬
‫اسـت که بـه ثبت جهانی یونسـکو رسـیده اسـت‪.‬‬ ‫رسـید‪ ،‬از او خواسـت تـا به کرمـان بازگردد‪ .‬ولی شـاه نپذیرفت‬
‫و بالاخـره «ارگ بم»‪ ،‬بزر ‌گترین سـازه خشـتی جهـان! این ارگ‬ ‫و در جوابـش گفـت‪« :‬کرمـان ِشـاه همیـن جاسـت‪ .‬در همیـن‬
‫عظیـم کـه در مسـیر جاده ابریشـم قرار داشـت‪ ،‬در سـده ‪ ۵‬پیش از‬ ‫نقطه کاروانسـرای بزرگی بسـاز و نـام آن را کرمان شـاه بگذار‪».‬‬
‫میلاد سـاخته شـد و تـا سـال ‪ ۱۸۵۰‬میلادی نیـز ه ‌مچنـان مورد‬ ‫گنجعل ‌یخـان نیز چنین کرد و همان جا کاروانسـرایی سـاخت‬
‫اسـتفاده قـرار م ‌یگرفت‪ .‬کل بنا یک دژ بزرگ اسـت کـه در قلب آن‪،‬‬
‫ارگ واقـع شـده‪ ،‬اما به دلیـل ظاهر پر ابهت ارگ‪ ،‬کـه پر ارتفا ‌عترین‬ ‫کـه به کرمانشـاه معروف شـد‪.‬‬
‫قسـمت مجموعـه نیز ب ‌هشـمار م ‌یآمد‪ ،‬کل بنـای دژ به عنـوان ارگ‬
‫او امـا ماندگارتریـن بنای زمان حکومتـش را در داخل کرمان‬
‫بم نامیده م ‌یشـود‪.‬‬ ‫سـاخت کـه بـه «مجموعـه گنجعل ‌یخان» معـروف اسـت‪ .‬این‬
‫مجموعـه شـامل حمـام‪ ،‬بـازار‪ ،‬ضرابخانـه‪ ،‬آ ‌بانبـار‪ ،‬كاروانسـرا‪،‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬ ‫مدرسـه و سـراي گنجعل ‌يخـان م ‌یشـود‪ .‬طراحـي میـدان‬
‫گنجعل ‌یخـان مسـتطیل شـكل اسـت و مجموعـ ‌های از عناصر‬
‫شـهر را بـه دور خـود جمـع کرده اسـت‪ .‬حمـام ایـن مجموعه‬
‫اکنـون بـه موزه مرد‌مشناسـی و ضرابخانه آن كـه مجموع ‌های از‬
‫سـک ‌ههای قدیمـی را در کنـار هـم جمـع کـرده‪ ،‬به موزه سـکه‬

‫تبدیل شـده اسـت‪.‬‬

‫«حمـام وکیـل» کرمان کـه از معمـاری زندیه‪-‬قاجاریه تأثیر‬
‫گرفته‪ ،‬بنای بسـيار باشـکوهی اسـت و اکنون به عنوان چایخانه‬
‫سـنتی از آن استفاده م ‌یشـود و در آ ‌نجا از گردشگران با فالوده‬
‫کرمانـی‪ ،‬چای و انواع نوشـیدن ‌یهاي سـنتي‪ ،‬پذیرایی م ‌یکنند‪.‬‬

‫‪28‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪29‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪30‬‬ ‫دنیـادیــده‬

‫زخمـی تاریخـی‬

‫به نام کورنادا‬

‫در قـرن پانزدهـم میـادی‪« ،‬فردینانـد دوم» بـه منظـور اتحـاد دو پادشـاهی آراگـون‬
‫و کاسـتیا بـا «ایزابـای یکـم» ازدواج کـرد و پـس از آن کتالونیـا بخشـی از اسـپانیا‬
‫شـد‪ .‬ایـن موضـوع تـا قـرن نوزدهـم ادامـه داشـت‪ ،‬زمانـی کـه کاتالونیـا دوبـاره‬
‫بــه فکــر اســتقلال افتــاد و تلا ‌شهــای زیــادی بــرای تبلیــغ و حفاظــت از فرهنــگ‬
‫کاتالونیایــی خــود انجــام داد‪ .‬ایــن منطقــه از دهــه ‪ ۱۹۳۰‬میــادی تحــت حکومــت‬
‫دولــت جمهور ‌یخــواه‪ ،‬قــدرت بیشــتری بــه دســت آورد‪ ،‬امــا زمانــی کــه ژنــرال‬
‫فرانکــو بعــد از جنــگ داخلــی اســپانیا بــه قــدرت رســید‪ ،‬آتــش جدای ‌یطلبــی‬

‫کاتالونیـا را تـا حـدی خامـوش کـرد‪.‬‬

‫جنگ پارچه قرمز با شاخ‬ ‫امـا دعـوای کاتالونیـا و اسـپانیا تمـام نشـد‪ .‬کاتالونیـا مثـل یـک‬
‫فرزندخوانـده‪ ،‬همیشـه م ‌یخواهـد از پـدرش‪ ،‬اسـپانیا جـدا شـود و پـدر‬
‫زمانـی طرفداران تیم بارسـلونا بـه جای فوتبال‪ ،‬عاشـق گاوبازی بودند‬ ‫هی ‌چوقـت حاضـر نم ‌یشـود کـه فرزنـد سرکشـش را از دسـت بدهـد‪.‬‬
‫و بـه جای «لیونن مسـی»‪ ،‬از «خوزه توماس» ماتادور معروف اسـپانیایی‬ ‫ایـن دعـوا ب ‌همـرور زمـان از یـک معضل سیاسـی بـه دغدغـ ‌های عمومی‬
‫حـرف م ‌یزدنـد‪ .‬میـدان گاوبـازی اصلـی بارسـلونا حـدود سـال ‪1914‬‬ ‫تبدیـل شـد؛ از ایـن رو هـر طرف نماینـده خود را بـه میدان فرسـتادند‪:‬‬
‫میلادی سـاخته شـد‪ .‬در این میـدان برترین گاوبازان اسـپانیا بـه اجرای‬ ‫سفیدپوشـان رئـال مادریـد در برابـر آبی و انار ‌یپوشـان بارسـلونا‪ .‬رقابت‬
‫نمایـش خـود م ‌یپرداختنـد کـه بـه آن «گاوبـازی تورئـو» م ‌یگفتنـد‪.‬‬ ‫ایـن دو تیـم‪ ،‬فقـط برای کسـب رتبـه اول در لالیگا نیسـت؛ بلکه جنگی‬
‫تورئـو دو سـر داشـت‪ :‬ماتـادور بـا یک پارچه قرمـز در یک طـرف و گاو با‬
‫شـا ‌خهای تیـزش در طرف دیگر! آ ‌نهـا رقابت را تا جایـی ادامه م ‌یدادند‬ ‫اسـت تاریخـی میـان اسـپانیا و کاتالونیـا در میدان سـبز‪.‬‬
‫تـا یکـی از آ ‌نهـا از بازی خارج شـود که معمـولاً به معنی مـرگ یکی از‬
‫آ ‌نهـا بـود‪ .‬تعداد مصدومـان این مسـابقات آ ‌نقدر زیاد بـود که تخصص‬ ‫قلب عیسی بر بالای تپه تیبیدابو‬
‫جدیـدی در بیـن پزشـکان اسـپانیایی‪ ،‬ویـژه درمـان زخ ‌مهـای عمیـق‬
‫حاصـل از شـاخ زدن گاو‪ ،‬پدیـد آمـد‪ .‬در زبـان اسـپانیایی بـه این زخ ‌مها‬ ‫کلیسـای «سـاگراکور» یـا «قلب مقدس عیسـی»! «انریک سـاگنیر»‬
‫سـاخت ایـن سـاختمان باشـکوه را در سـا ‌ل ‪ ۱۹۰۲‬میلادی آغـاز کـرد‬
‫«کورنـادا» (‪ )cornada‬م ‌یگوینـد‪.‬‬ ‫و پسـرش «جوزپـه ماریـا سـاگنیر»‪ ،‬کار پـدر را در سـال ‪ ۱۹۶۱‬به اتمام‬
‫رسـاند‪ .‬سـاگنیر «تپه تیبیدابو» را برای سـاخت این کلیسـا انتخاب کرد‬
‫در نهایـت در سـال ‪ ۲۰۱۱‬میلادی پـس از اعلام ممنوعیـت گاوبازی‬ ‫کـه بلندتریـن مـکان در شـهر بارسلوناسـت‪ .‬علاوه بر معمـاری گوتیک‬
‫توسـط مجلـس کاتالونیـا‪ ،‬این میـدان گاوبازی هم بسـته شـد‪ .‬در اکتبر‬ ‫کلیسـای قلب مقدس‪ ،‬ویژگی منحصرب ‌هفرد آن‪ ،‬مجسـمه مسـيح اسـت‬
‫سـال ‪ ۲۰۱۶‬دیـوان عالـی اسـپانیا قانـون مجلـس کاتالونیـا مبنـی بـر‬ ‫کـه با دسـتان باز در نوک سـاختمان قـرار گرفته؛ مجسـم ‌های که خيلي‬
‫ممنوعیـت گاوبـازی را لغو کـرد و گاوبـازی دوباره قانونی شـد؛ اما میدان‬
‫شـبيه به مجسـمه مسـيح در شـهر ريودوژانيرو در برزيل اسـت‪.‬‬
‫گاوبـازی بارسـلونا هیـچ وقـت دوباره زنده نشـد‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫دنیـادیــده‬ ‫‪31‬‬

‫‪32‬‬ ‫دنیـادیــده‬

‫بر ‌جهایی از جنس انسان‬
‫اگـر بیـن ما‌ههـای مـی تـا نوامبر بـه بارسـلونا سـفر کنید‪،‬‬
‫شـانس ایـن را داریـد کـه در میدان «سـنت جامه» یا «سـنت‬
‫جیمـز» برجـی به ارتفـاع ‪ 17‬متـر از جنس آدم ببینیـد‪ .‬البته‬
‫این خو ‌ششانسـی شـاید به بدشانسـی هم ختم شـود‪ .‬چرا که‬

‫ایـن مراسـم گاهـی بـا حادثه و سـقوط برج همراه اسـت‪.‬‬
‫برج انسـانی که «کاسـتل» نیز نامیده م ‌یشـود‪ ،‬از ده طبقه‬
‫انسـانی تشـکیل م ‌یشـود که بـر روی شـانه هم م ‌یایسـتند و‬
‫هـر چـه بـرج بالاتر مـ ‌یرود‪ ،‬سـطح مقطـع آن کم شـده تا در‬
‫طبقـه آخـر بـه یک نفـر برسـد‪ .‬نفرات بـالای بـرج معمـولاً از‬
‫میـان افـراد کـ ‌موزن و کودکان انتخاب م ‌یشـوند‪ .‬سـاخت این‬
‫بـرج نیـاز بـه همراهی چند ده نفـر دارد که نقش فوندانسـیون‬
‫آن را بـازی م ‌یکننـد‪ .‬ایـن مراسـم طـی مسـابقاتی انجـام‬
‫م ‌یشـود و درنهایـت بلندتریـن بـرج‪ ،‬برنده مسـابقه م ‌یشـود‪.‬‬

‫خیابان لارامبلا‬
‫نـام ایـن خیابـان را «لاس رامبلاس» هـم م ‌یگوینـد که‬
‫از ریشـه کلمـه‌ عربـی «راملا» بـه معنـی «سـاحل شـنی»‬
‫رودخانـه گرفتـه شـده اسـت‪ .‬در واقع‪ ،‬ایـن خیابان باشـکوه‬
‫از رود خشک‌شـده‌ای کـه بـه خـارج از دیوا‌رهـای محلـه‬
‫«گوتیک» راه داشـت‪ ،‬شـکل گرفت‪ .‬در ابتدای قرن هجدهم‬
‫میلادی‪ ،‬اولیـن خان ‌ههـا در ایـن رود خشک‌شـده سـاخته‬
‫شـد و تنهـا پـس از گذشـت یـک قـرن‪ ،‬خیابـان ل‌ارامبلا با‬
‫شـمایل کنونـی پدیـدار شـد‪ .‬پیـاده‌روی در خیابـان لارا‌مبلا‬
‫لذ ‌تبخـش اسـت و در تمـام مسـیر م ‌یتوانیـد گزینه‌هـای‬
‫ب ‌ینظیـری از جاذبه‌هـای ارزشـمند بارسـلونا مثل«موزاییک‬

‫میـرو» و مجسـمه‌ یادبـود «کریسـتف کلمـب» را ببینید‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫دنیـادیــده‬‫‪33‬‬

‫معمار رؤیاها‬

‫بارسـلونا بـه «آنتونـی گائـودی» مدیـون اسـت‪ .‬چـرا؟ کافی اسـت‬
‫دوری در شـهر بزنیـد تـا آثـار مدرن ایـن معمـار معـروف را ببینید؛ از‬
‫کلیسـای معـروف ولی ناتمـام «سـاگرادا فامیلیا» تا شـاهکار موزاییکی‬

‫«پـارک گوئـل» یـا «کازا میلا»‪.‬‬

‫«کازا ویسـنس» از اولیـن پروژ‌‌ههـای مهـم آنتونی گائودی به شـمار‬
‫م ‌یرفـت کـه بین سـال ‪ ۱۸۸۳‬تا ‪ ۱۸۸۸‬میلادی سـاخته شـده اسـت‪.‬‬
‫او ایـن خانـه را برای خانـواد‌‌های ثروتمند بنا کرد که کارخانه سـرامیک‬
‫داشـتند و ایـن موضـوع را م ‌یتـوان بـه خوبی از کاشـ ‌یهای شکسـته‬

‫روی نمـای آن متوجه شـد‪.‬‬

‫«کازا باتیـو» در واقـع از بازسـازی کامـل یـک خانه در سـال ‪۱۹۰۴‬‬
‫میلادی بـه وجـود آمـده اسـت‪ .‬گائـودی بـرای سـاخت و بازسـازی‬
‫ایـن سـاختمان از مصالـح رایج سـبک مدرنیسـم یـا به اصطلاح آرت‬
‫نـووی کاتالانـی اسـتفاده نمـود‪ .‬این به این معنی اسـت که گائـودی از‬
‫مصالحی مثل سـنگ‪ ،‬سـرامیک و گل نرده در بازسـازی این ساختمان‬

‫اسـتفاده کرده اسـت‪.‬‬

‫امـا «لاپـد ِررا» یکـی از خلاقان ‌‌هتریـن آثـار گائـودی اسـت کـه در‬
‫تاریـخ معمـاری جهـان نیـز جایـگاه ویـژ‌های دارد‪ .‬ایـن بنـا بیشـتر به‬
‫یـک تندیـس شـباهت دارد تـا مکانی بـرای زندگـی‪ .‬نمای موجـدار و‬
‫بالک ‌نهـای فرفـورژه آن‪ ،‬اولین تصویری اسـت کـه افراد را بـرای دیدن‬
‫آن متوقـف م ‌یکند‪ .‬کلیسـای دیگـر گائودی‪ ،‬کلیسـای «کلونیا گوئل»‬
‫اسـت‪ .‬کار سـاخت این کلیسـای سـنگ ِی بیض ‌یشـکل در سـال ‪1898‬‬

‫میلادی شـروع شـد و ‪ 16‬سـال طول کشـید‪.‬‬

‫از دیگـر آثـار گائـودی م ‌یتـوان بـه «فـواره کاسـکادا»‪« ،‬کاسـات‬
‫کالـوت»‪« ،‬پـارک گوئـل» و «پاویـون گوئـل» اشـاره کـرد‪.‬‬

‫از ای ‌نهـا گذشـته‪ ،‬شـاهکار گائـودی‪ ،‬آخریـن اثـرش‪ ،‬کلیسـای‬
‫«سـاگرادا فامیلیـا» اسـت‪ .‬گائودی ‪ 15‬سـال پایانی عمر خـود را صرف‬
‫سـاخت ایـن بنـا کـرد و در نهایـت آن را نیمـ ‌هکاره رهـا کرد‪ .‬چـون از‬

‫دنیـا رفت‪.‬‬

‫ماجـرا از ایـن قرار بـود که آنتونـی در یکـی از روزهای ماه‬
‫ژوئن سـال ‪ ،1926‬در حال رفتن به کلیسـای سـاگرادا فامیلیا‬
‫بـود که در مسـیر با ترامـوا تصادف کـرد‪ .‬او را به بیمارسـتان‬
‫بردنـد‪ ،‬ولـی بیـش از ‪ 5‬روز دوام نیـاورد و دو روز بعد در همان‬
‫کلیسـا و در میـان ازدحـام زیـاد جمعیـت‪ ،‬جسـد او به خاک‬
‫سـپرده م ‌یشـود‪ .‬پی ‌شبینی م ‌یشـود پروژه سـاخت کلیسـا‬

‫در سـال ‪ 2026‬تمام شـود‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪34‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪35‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪36‬‬ ‫ســـوغاتی‬

‫قـــالــــی‬

‫جـــــــــان‌دار‬

‫تاریخ قالـی ترکمن انعکاسـی از تاریخ قوم‬
‫ایـن خطـه اسـت‪ .‬ای ‌نکـه ترکم ‌نهـا از چـه‬
‫زمانـی آغـاز به بافت فـرش کردند‪ ،‬مشـخص‬
‫نیسـت‪ .‬امـا واقعیـت ایـن اسـت کـه وجـود‬
‫موتی ‌فهـا و طـرح فر ‌شهایـی ماننـد هشـت‬
‫ضلع ‌یهای ترکمنـی‪ ،‬نشـان از قدمت طولانی‬
‫این هنـر نزد مردمان ترکمـن دارد‪ .‬مارکوپولو‪،‬‬
‫جهانگـرد ایتالیایی‪ ،‬در شـرح سـفر خـود به‬
‫آسـیای شـرقی‪ ،‬ضمـن تعریـف از اسـ ‌بهای‬
‫ترکمنـی‪ ،‬از فر ‌شهـای ظریـف و زیبـای آ ‌ن‬

‫نیـز یـاد‌م ‌یکند‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫ســـوغاتی‬‫‪37‬‬

‫قال ‌یبافـی در میـان اقـوام ترکمن همانند دیگـر اقوام‬
‫عشـایر ایرانی‪ ،‬یک خصیصه و عادت همیشـگی بوده‌اسـت‪.‬‬
‫نظریـ ‌های که مد ‌تهاسـت تایید شـده این اسـت کـه ترکم ‌نها‬
‫در آغـاز بـه فر ‌شهـای خـود بـه مثابـه اشـیایی دارای کاربرد و‬
‫بـدون ارزش هنـری م ‌ینگریسـتند‪ .‬امـا بعدهـا در ایـن نگـرش‬
‫تجدیدنظـر شـد‪ .‬در واقـع دور‌های آغـاز شـد کـه ترکم ‌نهـا به‬
‫ارزش هنـری کار دسـت خـود آگا‌ه شـدند و آ ‌نگاه ایـن هنـر‬

‫ارزشـمند بـه مثابه کالای قاب ‌لتعویض‪ ،‬شـناخته شـد‪.‬‬
‫پـس از اشـغال این منطقه توسـط روسـیه تزاری‪ ،‬اشـراف‬

‫روس به سـرعت شـیفته فر ‌شهای ترکمن شـدند و به‬
‫همیـن دلیـل‪ ،‬پـای تجـار به ایـن منطقه باز شـد‪.‬‬
‫اروپای ‌یهـا نیز که این فرش را در روسـیه شـناخته‬
‫‌بودند‪ ،‬شـیفته دستبا ‌فهای ترکمنی شدند‪ .‬پس از‬
‫انقلاب اکتبر روسـیه‪ ،‬تحول بزرگـی در فر ‌شبافی‬
‫ترکمـن ر ‌خ داد و بـه دنبـال آن‪ ،‬صنایـع فر ‌شبافی‬
‫ایجـاد شـد و فـرش ترکمن بـا هـدف صادرکردن‬
‫بافته شـد‪.‬‬
‫ترکم ‌نهـا کـه از قبایل گوناگون تشـکیل شـده‬

‫‌بودنـد‪ ،‬هـر کـدام موتی ‌فهای فـرش خود را داشـتند و‬
‫معمـولا نام فر ‌شهایشـان‪ ،‬نام قبایلـی بود کـه در آ ‌نجا بافته‬
‫م ‌یشـد‪« .‬یُموت ‌»هـا (از طوایـف ترکمن) در فر ‌شبافی اسـتاد و‬
‫ماهر بودند و با ذوق بسـیار دسـ ‌تبافت ‌ههای با ارزشـی م ‌یبافتند‬
‫و از ایـن رو بافت ‌ههـای آنـان در درجه اول اهمیـت قرار م ‌یگیرد‬
‫و پـس از آن‪ ،‬نوبـت بـه بافت ‌ههـای تیـره «جعفربای» م ‌یرسـد‪.‬‬
‫گروهـی از افـراد ایـل تکـه کـه بعـد از انقلاب روسـیه بـه ایران‬
‫آمدنـد نیز بهتریـن فر ‌شهای ترکمنـی را م ‌یبافنـد‪ .‬فر ‌شهای‬

‫آ ‌نها دو پود بوده و با گره ترکی بافته م ‌یشوند‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪38‬‬

‫ســـوغاتی‬

‫در میـان اهالـی ایـن خطـه صدای حرکـت ایل‪ ،‬صـدای آب و باد و‬ ‫ترکمن‌هـا بافته‌هـای مرغـوب خـود را بـه فـروش نمی‌رسـانند‬
‫طوفـان‪ ،‬صـدای نف ‌سهای صیـادان و نمدمالان‪ ،‬خند‌ههـا و گری ‌ههای‬ ‫و طبـق سـنت بـه عنـوان جهیزیـه دختـران خـود نگـه‌می‌دارنـد‪.‬‬
‫کـودکان و مناجـات مردان و زنـان در برخورد با احساسـات‪ ،‬آرزوها و‬ ‫فرش‌هـای ترکمنـی ایرانـی از نظـر تراکـم نسـبت بـه فرش‌هـای‬
‫ذهنیـات یک بافنده به شـکل نقشـمای ‌ههای فرش متجلی م ‌یشـود و‬ ‫ترکمنـی روسـی متراکم‌تـر و کوبیده‌ترنـد و بـر روی دسـتگاه‌های‬
‫عصـاره فرهنـگ‪ ،‬هنر و اعتقـادات مردم ترکمن در تاروپـود قالی جان‬ ‫افقـی بافتـه می‌شـوند‪ .‬از جملـه طرح‌هـای معـروف ایـن ایلات‬
‫می‌تـوان بـه ترکمـن قاشـقی‪ ،‬ترکمـن آخـال یـا طرح چشـم غزال‬
‫‌م ‌یگیـرد و جاودانه م ‌یشـود‪.‬‬ ‫و هم‌چنیـن طـرح چهـار فصـل کـه مخصـوص بافنـدگان ایـل تکه‬
‫اسـت‪ ،‬اشـاره‌کرد‪ .‬فـرش دورو ابریشـم ترکمـن نیـز یکـی دیگـر از‬
‫ترکم ‌نهـا بنـا بـه شـرایط محیـط و نحوه زیسـت قبیلـ ‌های‪ ،‬دارای‬ ‫فرش‌هـای ایـن خطـه اسـت کـه بـه لحـاظ نـوع تکنیـک‪ ،‬ظرافت‪،‬‬
‫ذهنیـت سـاده و درک ب ‌یواسـط ‌های از زندگـی هسـتند‪ ،‬ولـی ایـن‬ ‫نقـش و نگارهـا‪ ،‬ترکیب‌بنـدی و رنـگ‪ ،‬اثـری هنـری محسـوب‬
‫سـادگی ذهـن را در قالـب پیچید‌هتریـن طر ‌حهـا بازتـاب م ‌یدهنـد‪.‬‬ ‫می‌شـود‪ .‬ایـن فـرش متعلق بـه روسـتای ترکمن‌نشـین «دویدوخ»‬
‫پیچید‌هتریـن اشـکال در فـرش ترکمـن‪ ،‬اشـکال زیسـتی اسـت کـه‬ ‫در بخش مرزی شهرسـتان راز و جرگلان اسـتان خراسـان شـمالی‬
‫در عیـن حـال رویای ‌یتریـن نقـوش ترکمنـی نیـز به شـما‌ر مـ ‌یرود‪.‬‬ ‫اسـت کـه هـم اکنـون ‪ ۸۰‬درصـد از ایـن نـوع فـرش بـه خـارج از‬
‫ایـن نقـوش آرما ‌نهـا واید‌هآ ‌لهـای قـوم ترکمـن را برای زیسـتن در‬
‫سـرزمینی وسـیع بـا چشـ ‌ماندازی طبیعـی در داخـل خان ‌ههایـی بـا‬ ‫کشـور صـادر می‌شـود‪.‬‬
‫معمـاری دایـر‌هوار (آلاچیـق) کـه سـمبل نامتناهـی بـودن اسـت‪ ،‬به‬
‫نمایـش م ‌یگذارنـد‪ .‬نقش آلاچیـق در قالی ترکمن هیـ ‌چگاه ب ‌هصورت‬ ‫رنـگ در فرش‌هـای ترکمـن محـدود بـود بـه سـفید‪ ،‬سـیاه‪،‬‬
‫مشـخص و ویـژه جلـوه نکرد‌هاسـت‪ ،‬امـا دوایـر متعدد و نیز اشـکال و‬ ‫سـبز تیـره‪ ،‬لاکـی تیـره کـه بـه مـرور بـه ‪ ۱۲‬رنـگ رسـیدند و‬
‫نقـوش شـبیه به آلاچیـق در فر ‌شهـای ترکمـن نمایانگر برداشـت و‬ ‫رنگ‌هـای طوسـی‪ ،‬دارچینـی‪ ،‬عبایـی‪ ،‬قهـوه‌ای روشـن‪ ،‬قهـوه‌ای‬
‫تیـره‪ ،‬طلایـی‪ ،‬نخـودی‪ ،‬آبی آسـمانی بـه تدریـج به آن‌هـا اضافه‬
‫طـرز تلقـی متفـاوت زنـان ترکمن از زیسـ ‌تبوم اطرافشـان اسـت‪.‬‬
‫شد ند ‪.‬‬
‫در نهایـت بایـد گفـت کـه قال ‌یبافـی مـردم ترکمـن ارتبـاط‬
‫مسـتقیمی بـا طبیعـت اطـراف دارد و محیـط و طبیعت مادر‪ ،‬منشـأ‬ ‫در روزگار گذشـته بیشـتر پشـم‌های ترکمـن صحرا بـا رنگ‌های‬
‫و سرچشـه زایـش هنـر در میـان این مـردم اسـت‪ .‬بازنمایاندن نقوش‬ ‫طبیعـی رنـگ می‌شـدند‪ ،‬امـا امـروزه تـا حـدودی رنگ‌هـای‬
‫فـرش ترکمن نیـز چیزی جز بررسـی رابطه بین سـمب ‌لهای طبیعی‬ ‫شـیمیایی نیـز در آن بـه کار مـی‌رود‪ .‬در خصوص نقـش فرش‌های‬
‫و جـاری بیـن ایـن مـردم و نیـز ارتبـاط بیـن معمـاری ذهنـی زنـان‬ ‫ترکمـن نیـز بایـد گفـت که نقـوش هندسـی در ایـن فرش‌ها جای‬
‫ترکمـن بـا طبیعـت پیرامـون نیسـت و ایـن امـر م ‌یتوانـد در حالـت‬ ‫خـود را دارنـد و البتـه غیـر از بافته‌هـا‪ ،‬درزیورآلات‪ ،‬قـاب دعا‪ ،‬گل‬
‫کل ‌یتـر‪ ،‬یـک قاعـده برای مطالعات بیشـتر در خصـوص فرش ترکمن‬ ‫یقه‌هـا وحتـی سـنگ‌مزارها و در آرایـش احشـام ترکمـن نیـز بـه‬

‫با شد ‪.‬‬ ‫چشـم می‌خورنـد‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪39‬‬

‫صـدای آب و بـاد‪ ،‬صـدای نفس‌هـای صیـادان و نمدمـالان‪،‬‬
‫خند ‌ههــا و گریه‌هــای کــودکان‪ ،‬مناجــات زنــان و مــردان و‬
‫آرزوهـا و ذهنیـات بافنـده همـه بـه شـکل نقش‌مای ‌ههـای‬
‫فــرش متجلــی م ‌یشــوند‪ ،‬عصــاره فرهنــگ‪ ،‬هنــر و‬
‫اعتقـادات مـردم ترکمـن در تاروپـود قالـی جـان م ‌یگیـرد‬

‫و آن را جاودانــه م ‌یســازد‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪40‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪41‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪42‬‬

‫نــــوش‌دارو پس از مــرگ‬ ‫قـــــاب‬

‫سهــراب‪...‬‬

‫فردوسـی‪ ،‬شـاهنامه خود را مدیون زن گمنانی اسـت که همسـر او بود‪ .‬زنی که (به نقلی)‬
‫توصیـف آن در آغـاز داسـتان «بیژن و منیژه» آمـده؛ زنی فرهیخته کـه توانایی چن ‌گنوازی‬
‫هم داشـت‪ .‬شـبی فردوسـی در باغ متصل به خان ‌هاش در حال اسـتراحت بـود‪ .‬اما ب ‌یخوابی‬
‫امانـش نمـ ‌یداد‪ .‬پس همسـرش را بیدار کـرد و از او چاره خواسـت‪ .‬زن به شـاعر گفت‪« :‬من‬
‫از دفتـر باسـتان برایـت داسـتانی م ‌یخوانم که مشـتمل بـر واقعـات رزم و بـزم و فریب و‬
‫محبـت و ه ‌مچنیـن مملو از ذکر مردم دانا و صاحب فراسـت اسـت‪ .‬با شـنیدن این داسـتان‬
‫از نیرن ‌گسـاز ‌یهای آسـمان به شـگفت درخواهی آمد‪ ».‬فردوسـی از همسـرش خواسـت‬
‫تـا ب ‌یدرنـگ داسـتان را برایش بگوید و زن شـرطی گذاشـت‪« :‬من ایـن داسـتان را برایت‬

‫م ‌یخوانـم‪ ،‬اما بایـد پس از شـنیدن‪ ،‬آن را به نظـم درآوری‪».‬‬

‫حـدس زد که مهتـر گرد ‌نفرا ِز او‪ ،‬در همین سـال‬ ‫اولین داسـتان‪ ،‬سرگذشـت بیژن و منیژه بود‬ ‫به مناسبت ‪ 1‬بهمن‪ ،‬زادروز‬
‫فوت کرده اسـت‪ .‬هشـت یا ده سـال پس از آن‪ ،‬دو‬ ‫و ایـن تـازه پنـج سـال پیـش از تصمی ‌مگیـری‬ ‫حکیم ابوالقاسم فردوسی‬
‫واقعـه دیگـر پیـش آمـد کـه او را مجبور بـه ترک‬ ‫فردوسـی بـرای نوشـتن شـاهنامه بـود‪ .‬امـا‬
‫موطـن خـود‪ ،‬طـوس کـرد‪ .‬فردوسـی شـصت و‬ ‫نـگارش شـاهنامه نیـاز بـه مقدماتی داشـت‪ .‬او‬
‫پنجمین سـال زندگی خـود را م ‌یگذراند که تنها‬ ‫ابتـدا بـرای جمـ ‌عآوری مـواد لازم کار خـود‪ ،‬به‬
‫بخـارا‪ ،‬مـرو‪ ،‬بلـخ و هـرات سـفر کـرد‪ .‬در هرات‬
‫پسـرش‪ ،‬از دنیـا رفت‪.‬‬ ‫به دیدار پیر خراسـان‪« ،‬ماخ» شتافت‪ .‬فردوسی‬
‫داسـتان «هرمز» را از همین شـخص به دسـت‬
‫مرا شصت و پنج و ورا سی و هفت‬ ‫آورد و در مـرو داسـتان شـغاد را‌شـنید‪ .‬در بلخ‬
‫نیـز از موبدی‪ ،‬از وقایع دسـتگیری خسـروپرویز‬
‫نپرسیـدازینپیروتنهابرفــت‬
‫باخبر شـد‪.‬‬
‫جــوان بود همواره با من درشـت‬
‫امـا بـرای انجـام کار سـترگ شـاهنامه‪،‬‬
‫برآشفتویکبــارهبنمودپشـت‬ ‫فردوسـی به یـک حامـی قدرتمند نیاز داشـت‬
‫تـا او را از فکـر معـاش برهاند‪ .‬خوشـبختانه این‬
‫مگـرهمرهانجــوانیافتـــی‬ ‫حمایتگـر نصیبـش شـد‪ .‬فردوسـی نـام او را در‬
‫شـاهنامه نیاورده اسـت و فقـط جملات وصفی‬
‫که ناگــاه ز من روی برتافتـــی‬ ‫از او بـه عنـوان «مهتـر گرد ‌نفراز» یـاد م ‌یکند‪.‬‬

‫فردوسـی به غزنین رسـید و به بارگاه سـلطان‬ ‫در پنجـاه و هشـت سـالگی‪ ،‬شـاعر مـا دچار‬
‫محمود غزنوی د‌رآمد و داسـتان رستم و اسفندیار‬ ‫تحولـی م ‌یشـود و مشـکلاتی بـر وی بـروز‬
‫را برای شـاه خواند‪ .‬شـاه گفت‪« :‬احسـنت! مجلس‬ ‫م ‌یکنـد کـه یکـی از آ ‌نها تنگدسـتی و فشـار‬
‫مـا را فـردوس کـردی!» او تا هفتاد و یک سـالگی‬ ‫مالی اسـت‪ .‬از پریشـا ‌نحالی فردوسـی م ‌یتوان‬
‫در ای ‌نجـا اقامـت کـرد و بـه تکمیـل شـاهنامه‬
‫پرداخت‪ .‬روابط او با سـلطان محمود بسـیار خوب‬
‫بـود‪ .‬امـا پـس از اتمام شـاهنامه‪ ،‬رفتار سـلطان با‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫قـــــاب‬‫‪43‬‬
‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬
‫شـاعر بـه سـردی گراییـد و او را از انعام و پاداشـی کـه در پایان‬
‫کار شـاهنامه از سـلطان توقع داشـت‪ ،‬محـروم کرد‪.‬‬

‫شـاعر در ابتدای داستان خسـرو و شیرین‪ ،‬ناراحتی خود را از‬
‫این موضوع ابـراز م ‌یکند‪:‬‬

‫نبیند کسی نامــه پارســی‬

‫نبشته به ابیات صد پارســی‬

‫وگـر باز جویند ازو بیت بــد‬

‫همانا که باشد کم از پنج صد‬

‫چنین شهریاری و بخشنده‌ای‬

‫به گیتی ز شاهان درخشند ‌های‬

‫نکـرد اندرین داستا ‌نها نگاه‬

‫ز بدگوی و بخت بد آمد گنـاه‬

‫در افتــاد بدگوی در کار من‬

‫تبه شــد بر شاه بــازار من‬

‫او پـس از گفتـن هجـو سـلطان از غزنیـن فـرار کـرد و بـه‬
‫طبرسـتان‪ ،‬مازنـدران و بعـد بـه بغـداد متـواری شـد تـا ای ‌نکه‬
‫پس از سـا ‌لها سـرگردانی‪ ،‬به زادگاه خود‪ ،‬طوس بازگشـت‪ .‬در‬
‫ایـن زمان بود که سـلطان محمود‪ ،‬پشـیمان از رفتارش‪ ،‬به فکر‬
‫جبـران افتـاد‪ .‬پـس فرمـان داد تـا کاروانـی بـزرگ از غزنین به‬
‫سـمت طـوس حرکت کند و هدیه سـلطان را به دسـت شـاعر‬
‫برسـاند‪ .‬اما روزی که کاروان سـلطان از دروازه طوس وارد شـهر‬
‫شـد‪ ،‬جنـازه شـاعر را از دروازه دیگـر آن خـارج م ‌یکردند‪ .‬پس‬
‫هدیـه را نزد تنها دختر فردوسـی بردنـد و او نیز آن را نپذیرفت‪.‬‬

‫چـون نـو ‌شدارو پس از مرگ سـهراب بـود‪...‬‬

‫‪44‬‬ ‫سینماتوگـــراف‬

‫جشسنـیـوامرـهـرغ‬

‫ای ‌نکـه نمـاد معتبرتریـن جشـنواره سـینمایی‬
‫ایران‪ ،‬سـیمرغ اسـت‪ ،‬یک اتفاق نیسـت‪ .‬سـیمرغ‪،‬‬
‫نـام پرنـده اسطور ‌های‪-‬افسـان ‌های ایرانی اسـت که‬
‫مظهـر کمـال اسـت‪ .‬آ ‌نگاه که گـروه مرغـان برای‬
‫یافتـن پادشـاه پرنـدگان‪ ،‬بـه سـمت کـوه قـاف‬
‫حرکـت کردند‪ ،‬تنها سـی مـرغ به مقصد رسـیدند‬
‫و آ ‌نجـا بـود پی بردند که پادشـاه‪ ،‬کسـی نیسـت‬
‫جـز جمع آنـان؛ سـیمرغ‪ .‬ما نیز سـوار بر سـیمرغ‬
‫م ‌یشـویم و بـه تماشـای آثـاری م ‌ینشـینیم که پا‬
‫از زمیـن م ‌ی َکننـد و در آسـما ‌نها سـیر م ‌ی ُکننـد؛‬

‫ای ‌نجا جشـنواره سـیمرغ اسـت‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪45‬‬

‫سینماتوگـــراف‬ ‫سـرو ماهـی می‌دانـد‪ .‬در ایـن بیـن خلبـان و کمـک او نیـز کـه ماهـی‬ ‫هوانورد‬
‫مصـرف کرده‌اند دچار مسـمومیت می‌شـوند‪ .‬حـال باید کسـی هواپیما‬
‫را کنتـرل کنـد‪ .‬کارگردانـی ایـن فیلـم هـم یکـی از نـکات خنـده‌دار‬ ‫مارتیـن اسکورسـیزی در سـال ‪ ،2004‬فیلمی پرخـرج (‪ 110‬میلیون‬
‫فیلـم اسـت؛ چـرا کـه «جیـم آبراهامـز»‪« ،‬دیویـد زوکـر» و «جـری‬ ‫دلار) و زندگی‌نامـه‌ای بـه نـام «هوانـورد» سـاخت که دربـاره کارگردان‪،‬‬
‫تهی ‌هکننـده و مولتـی میلیونـر افسـانه‌ای و پیشـگام صنعـت هوانـوردی‪،‬‬
‫زوکـر» بـا هـم فیلـم را کارگردانـی کردند‪.‬‬ ‫«هـاوارد هیـوز» بـود‪ .‬هیوز عاشـق سـینما و هوانـوردی بـود و از این رو‬
‫تمـام ثـروت به‌جـای مانـده از پـدرش را صـرف تولیـدات سـینمایی و‬
‫حمله به اچ ‪3‬‬ ‫سـاخت یک هواپیمای جدید غو ‌لپیکر کرد‪ .‬او در سـن ‪ 25‬سـالگی يکی‬
‫ایـن فیلـم دربـاره عملیـات اچ‪ ۳‬یا «حمله به اچ‪ »۳‬اسـت کـه یکی از‬ ‫از پرفروش‌تريـن فيلم‌هـای هاليـوود آن دوران یعنی «فرشـتگان جهنم»‬
‫عملیات‌هـای هوایـی مهـم نیـروی هوایـی ایـران در جنگ ایـران و رژیم‬ ‫(‪ )1930‬را سـاخت‪ .‬کما ‌لگرایـی بیمارگونـه و آرزوهـای بلندپروازانه‌ این‬
‫بعثـی عـراق بـود‪ .‬از ایـن عملیـات بـه عنـوان پیچیده‌تریـن و ه ‌مچنین‬ ‫شـخصیت باعث شـد تـا تصمیم به سـاخت بزرگ‌ترین هواپیمـای تاریخ‬
‫یکـی از بزرگ‌تریـن عملیات‌هـای هوایـی دنیـا کـه بـه نـام «حملـه‬ ‫بگیـرد کـه با سـقوط این هواپیمای غول‌آسـا و رسـوایی بـزرگ او همراه‬
‫فانتو ‌مهـا» ثبـت شـده‌ اسـت‪ ،‬یـاد می‌شـود‪ .‬نیـرو هوایـی عـراق بـرای‬ ‫شـد‪ .‬هـاوارد سـال‌های پایانـی عمر خـود را در یـک اتاق تنـگ و تاریک‬
‫حفاظـت از هواپیماهـای اسـتراتژیک خود در برابر حملات ایران‪ ،‬بخش‬
‫بزرگـی از ادوات جنگـی و تجهیـزات نظامـی خـود را بـه دورترین نقطه‬ ‫گذرانـد و از انظار پنهان شـد‪.‬‬
‫از خـاك خـود در ‪ 3‬پایـگاه هوایـی در منطقـه اچ‪ 3‬و در ‪ 50‬كیلومتـری‬
‫مـرز اردن مسـتقر كـرده بـود‪ .‬خلبانـان نیـروی هوایی ارتـش جمهوری‬ ‫پرواز ققنوس (فونیکس)‬
‫اسلامی توانسـتند در ایـن عملیـات بـا چهـار بـار سـوخ ‌تگیری هوایی‬
‫پایگاه‌هـای الولیـد را در سـكوت مطلـق رادیویـی منهـدم سـازند‪ .‬در‬ ‫داسـتان فیلـم «پـرواز ققنـوس» راجـع بـه یـک گـروه کاشـف نفـت‬
‫ایـن عملیـات بـرای نخسـتین بـار در دنیـا سـوخ ‌تگیری هواپیماهـا در‬ ‫اسـت‪ .‬آغـاز ماجـرا زمانی اسـت کـه یک مخـزن نفت در صحـرای گوبی‬
‫ارتفـاع پاییـن انجام شـد كـه در آن زمان اجـرای این عملیـات حتی در‬ ‫مغولسـتان غیرفعـال می‌شـود‪« .‬کاپیتـان فرانـک تـاون» و همکارانـش‬
‫پیشـرفته‌ترین كشـورهای دنیـا نیـز امـكان نداشـت‪ .‬ایـن فیلم در سـال‬ ‫بـرای خاتمـه عملیـات و انتقـال خدمـه به آن‌جا فرسـتاده م ‌یشـوند‪ .‬در‬
‫مسـیر پـرواز بـه پکـن‪ ،‬یـک طوفـان گـرد و غبـار موتـور هواپیمـا آن‌ها‬
‫‪ 1373‬و توسـط شـهریار بحرانی سـاخته شـد‪.‬‬ ‫را غیرفعـال م ‌یکنـد و مجبـور بـه فـرود اضطـراری در صحـرای گوبـی‬
‫م ‌یشـوند‪ .‬فاصلـه آ ‌نهـا تـا مخـزن آب‪ 200 ،‬مایـل اسـت و ایـن مخزن‬
‫تنهـا بـه انـدازه یک مـاه آب دارد‪ .‬شـخصیت‌های فیلم نهایتـا می‌فهمند‬
‫کـه تنهـا چـاره‌ای که دارنـد‪ ،‬انجام کاری غیرممکن اسـت‪ :‬سـاختن یک‬
‫هواپیمـای جدیـد با اسـتفاده از بقایـای هواپیمای منهدم‌شـده‪ .‬این فیلم‬
‫بـه کارگردانـی «رابـرت آلدریـچ» در سـال ‪ ۱۹۶۵‬و بـر اسـاس رمانی به‬
‫همیـن نـام نوشـته «السـتون تِـ ِروور» سـاخته شـد‪ .‬نسـخه جدیـد این‬

‫فیلـم هـم در سـال ‪ 2004‬توسـط «جـان مور» جلـوی دوربیـن رفت‪.‬‬

‫هواپیما!‬

‫فیلمـی کـه تمامـا روی هواسـت و مخاطبـش را روی هـوا نگـه‬
‫مـی‌دارد؛ آن هـم از شـدت خنـده! از یـک جهـت برخـی حـق دارند از‬
‫«هواپیمـا!» متنفـر باشـند‪ .‬بـه خاطر تاثیـری که بر تک‌تـک تقلیدهای‬
‫شـوخی‌آمیز در سـه دهـه اخیـر داشـته اسـت‪ .‬امـا «هواپیمـا!» فیلمی‬
‫اسـت فوق‌العـاده کـه آن را در لیسـت بهتریـن فیلم‌های کمـدی تاریخ‬
‫سـینمای جهـان قـرار می‌دهنـد‪ .‬فیلـم‪ ،‬داسـتانی بی‌ربـط دارد‪ .‬تـد‬
‫اسـترایکر (روبـرت هایـس) خلبـان هواپیمـای جنگـی کـه در طـول‬
‫جنـگ دچـار تـرس از پـرواز شده‌اسـت‪ ،‬بـرای بازگردانـدن دوسـتش‬
‫ناخواسـته سـوار هواپیما می‌شـود‪ .‬بعد از سـرو غذا‪ ،‬و مسـمومیت یکی‬
‫از مسـافران‪ ،‬دکتـر ورمـاک (لسـلی نیلسـون) ایـن موضوع را ناشـی از‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬



‫تيـــــک آف‬

‫‪ ۴۸‬بــاند پـرواز | ‪ ۵۰‬برج مراقبت | ‪ ۵۴‬کافـــه گجت | ‪ 56‬دانستنی سفر‬

‫‪48‬‬

‫آســــمان‪،‬‬ ‫بــاند پـرواز‬

‫دربست!‬

‫بـا وضعیـت ترافیکـی حـال حاضـر‪ ،‬بعضـی اوقات تنهـا راه‬
‫فـرار از ترافیک و سـری ‌عتر رسـیدن پـرواز کردن اسـت؛ پرواز‬
‫ماشـین بر فـراز ماشـی ‌نها دیگر‪ .‬چیـزی که فقـط در فیل ‌مهای‬
‫علمـی تخیلـی مشـاهده کرد ‌هایم‪ .‬امـا از آن جایی کـه خیلی از‬
‫حق ‌ههای سـینمایی بـه واقعیـت تبدیل شـده‪ ،‬انتظـار داریم تا‬

‫روزی سـوار بـر یک تاکسـی پرنده هم بشـویم‪.‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪49‬‬

‫بــاند پـرواز‬ ‫کیتـی هـاوک مدعـی اسـت کـه کـورا یـک هواپیمـای خودآموز‬ ‫کمپانـی «کیتی هـاوک» چند سال ‌یسـت از تاکسـی پروازی‬
‫پـروازی اسـت و نیـاز بـه مجـوز خلبانـی نـدارد‪ .‬ایـن شـرکت‪،‬‬ ‫خـود بـا نـام کـورا «‪ ،»Cora‬رونمایی کرده اسـت‪ .‬ایـن خودرو‪،‬‬
‫بـا همـکاری دولـت نیوزلنـد‪ ،‬در حـال را‌هانـدازی یـک سـرویس‬ ‫نوعـی هواپیمای کوچک اسـت کـه م ‌یتواند ب ‌ه صـورت عمودی‬
‫تجــاری تاکســی هوایــی اســت‪« .‬پیتــر کرابتــری» از وزارت‬ ‫پـرواز کنـد‪ .‬ایـن هواپیما دو بال هوشـمند دارد که بـا قدرت بالا‬
‫کسـ ‌بوکار و نـوآوری نیوزلنـد در ایـن خصـوص گفتـه اسـت‪:‬‬ ‫بـه صـورت عمـودی م ‌یچرخـد‪ .‬موتـور اصلـی ایـن هواپیما در‬
‫«کـورا یـک فنـاوری پایـدار‪ ،‬کارآمـد و تحو ‌لپذیـر اسـت کـه‬ ‫بخـش پشـتی آن قرار دارد و سـرعت آن چیـزی در حدود ‪150‬‬
‫م ‌یتوانـد زندگـی مـردم را تحـت تاثیـر قـرار دهـد؛ نـه تنهـا در‬
‫کیلومتر بر سـاعت اسـت‪.‬‬
‫نیوزلنـد کـه در سرتاسـر جهـان‪».‬‬
‫یکـی از بزر ‌گتریـن چال ‌شهـای ایـده خودروهـای هوایـی‪ ،‬به‬ ‫اسـتارت‌آپ کیتـی هـاوک پـس از آ ‌نکـه نتوانسـت مجوزهای‬
‫عـدم تعریف مسـیرهای هوایی (مشـابه بـا جاد‌ههـا و اتوبا ‌نها) باز‬ ‫مرتبـط بـا محصـول جدیـد خـود را در آمریـکا اخـذ نمایـد‪،‬‬
‫م ‌یگـردد کـه تجار ‌یسـازی ایـن محصـولات را با مشـکل مواجه‬ ‫بــرای تجار ‌یســازی آن دســت بــه دامــن کشــور نیوزلنــد‬
‫نموده اسـت‪ .‬در حال حاضر‪،‬‬ ‫شــد‪ .‬ایــن تصمی ‌مگیــری بــا توجــه بــه سیاســت‌های‬
‫علاوه بـر کیتـی هـاوک‪،‬‬
‫شـرکت اوبـر و شـرکت‬ ‫حمایتــی و توســعه‌ای‬
‫آلمانـی «‪»Volocopter‬‬ ‫کشــور نیوزلنــد در بــه‬
‫(بـا حمایت دایملـر و اینتل)‬ ‫کارگیــری انرژی‌هــای‬
‫نیـز بـر پـروژه توسـعه و‬ ‫تجدیدپذیــر و تمــام‬
‫تجار ‌یسـازی تاکسـ ‌یهای‬ ‫الکتریکـی‪ ،‬انجـام شـد‪ .‬در‬
‫پـروازی متمرکـز هسـتند‪.‬‬ ‫بیانیـه‌ای کـه بـه همیـن‬
‫کـورا را مـی تـوان آخریـن‬ ‫مناســبت انتشــار یافتــه‪،‬‬
‫نمونــه از هواپیماهــای‬ ‫بـا تأکیـد بـر عـدم وجـود‬
‫تجـاری پـروازی دانسـت‪.‬‬ ‫مســیری مشــخص بــرای‬
‫هواپیماهایــی کــه بــا‬ ‫صـدور مجوزهای اسـتفاده‬
‫هــدف ارتقــای سیســتم‬ ‫از تاکســی هوایــی‪ ،‬بــرای‬
‫حمــل و نقــل شــهری‬ ‫اســتفاد‌ههای روزمــره‬
‫فعالیــت مــی کننــد و‬ ‫آمـده اسـت‪« :‬مـا نیـاز بـه‬
‫هدفشـان افزایـش سـطح‬ ‫مکانــی داشــتیم کــه بــه‬
‫انــدازه کافــی جســورانه‬
‫سیســتم حمــل هوایــی مســافران اســت‪.‬‬ ‫و پویــا باشــد‪ ،‬تــا بتــوان کــورا را بــه ســمت بــازار تجــاری‬
‫پیــش از ایــن ‪ ،‬شــرکت کیتــی هــاوک‪ ،‬یــک هواپیمــای‬
‫سرنشـی ‌ندار «فلایـر» را بـا ‪ ۸‬پروانـه وارد خطـوط هوایـی کـرده‬ ‫حرکــت داد‪».‬‬
‫بـود‪ .‬ایـن پروازهـا نیـاز بـه خلبـان حرفـ ‌های نـدارد و از امنیـت‬
‫پـرواز تسـت کـورا در نیوزیلند بـه عنوان یک پـروژه مخفی‬
‫مناســبی برخــوردار اســت‪.‬‬ ‫تحـت شـرکت ‪ Zephyr Airworks‬انجـام شـد‪ .‬در حالی که‬
‫در حــال حاضــر بســیاری از کمپان ‌یهــای مطــرح جهــان در‬ ‫کیتـی هـاوک موفـق به دریافـت گواهینامـه از مقامـات ایالات‬
‫حــال کار روی تاکســ ‌یهای خــودران خــود هســتند‪ ،‬و بــه‬ ‫متحـده نشـد‪ ،‬دولـت نیوزلند ایـن پـروژه را به عنـوان فرصتی‬
‫نظـر م ‌یرسـد در آینـد‌های نـه چنـدان دور‪ ،‬جاد‌ههـای هوایـی‬ ‫بـرای پیشـبرد تجاری سـازی شـبکه تاکسـی هوایی خـودران‬
‫کشـیده شـود و تاکسـ ‌یهای پرنـده پشـت چرا ‌غهـای معلـق در‬ ‫پیـش از بسـیاری از کشـورهای توسـعه یافته دیگر کـه قوانین‬
‫سـختگیرانه تـری نسـبت بـه آزمایـش هواپیماهـای جدیـد‬
‫هـوا‪ ،‬توقـف کننـد‪.‬‬
‫داشـتند‪ ،‬انجام داد‪.‬‬

‫برگرفته شده از سایت ‪www.evtol.news‬‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬

‫‪50‬‬

‫بزر ‌گترین‬ ‫برج مراقبت‬
‫ستاره دریایی جهان‬

‫چیـن کشـور بزر ‌گتری ‌نهاسـت و تنها در این کشـور اسـت کـه م ‌یتـوان بزر ‌گتری ‌نها را سـاخت؛‬
‫مثـل بزر ‌گتریـن فـرودگاه جهـان‪ .‬سـاخت فرودگاهی بـه وسـعت ‪ 700‬هـزار مترمربع (به انـدازه ‪97‬‬
‫زمیـن فوتبـال) اواخـر سـال ‪ 2014‬آغـاز شـد و در کمتـر از پنـج سـال بـه پایان رسـید‪ .‬نـام آن را‬
‫«داکسـینگ» گذاشـتند؛ چـرا کـه ایـن سـازه غو ‌لپیکـر‪ ،‬در فاصلـه ‪ 46‬کیلومتری شـهر پکـن و در‬

‫منطقه «داکسـینگ» واقع شـده اسـت‪.‬‬

‫در فـرودگاه داکسـینگ ‪ 4‬بانـد پـرواز وجـود دارد‪ .‬یکـی از آ ‌نهـا ‪ 3400‬متر‬ ‫طبـق پی ‌شبینـی‪ ،‬این فـرودگاه تا سـال‪ ،2021‬تعداد‪ 45‬میلیون مسـافر و تا‬
‫طـول دارد و ‪ 3‬بانـد دیگـر هـم ‪ 3800‬متری هسـتند‪ .‬قرار اسـت تعـداد بان ‌دها‬ ‫سـال ‪ ،2025‬حدود ‪ 72‬میلیون مسـافر را جاب ‌هجا خواهد کرد و به این ترتیب در‬
‫در آینـده بـه ‪ 7‬برسـد‪ .‬شـش فـرم سـیال در پشـت بـام طاقی شـکل ترمینال‬ ‫آینـد‌های نـه چنـدان دور به بزر ‌گتریـن فرودگاه جهـان تبدیل خواهد شـد‪ .‬این‬
‫بـرای پشـتیبانی از سـازه و هدایـت نـور طبیعی بـه داخل‪ ،‬به زمین م ‌یرسـند‬ ‫فـرودگاه‪ ،‬پـر هزین ‌هترین فرودگاه جهان نیز به شـمار مـ ‌یرود‪ .‬دولت چین چیزی‬
‫و همـه مسـافران را به سـمت حیـاط مرکزی هدایـت م ‌یکنند‪ .‬نـور طبیعی از‬
‫طریـق شـبک ‌های از ‪ 8‬هزار پنجر‌ه سـقفی خطـی وارد ترمینال م ‌یشـود تا یک‬ ‫در حـدود‪ 17‬بیلیـون دلار بـرای انجام این پروژه هزینه کرده اسـت‪.‬‬
‫سیسـتم مسیریابی شـهودی را در سراسـر ساختمان فراهم کند و مسـافران را‬
‫بـه سـمت ِگی ‌تهای خروج آ ‌نهـا هدایت کنـد‪ .‬فضاهای عمومی ایـن فرودگاه‬ ‫مقامـات چینـی از سـا ‌لهای گذشـته تورهایـی را بـرای نمایش این فـرودگاه‬
‫بسـیار منعطف هسـتند و این ویژگی کار را برای هر گونه تغییر شـکل مجدد‬ ‫بـرای برخی بازدیدکنندگان ترتیب داده بودنـد‪ .‬در این بازدیدها روبا ‌تها اطلاعات‬
‫لازم بـرای پـرواز را بـه میهمانـان ارائـه م ‌یکردنـد و ورود به هواپیما با اسـتفاده از‬
‫در آینـده آسـان م ‌یکند‪.‬‬
‫سیسـت ‌مهای تشـخیص چهره انجام م ‌یشـد‪.‬‬
‫طراحـی ایـن فرودگاه به گونه‌ای اسـت کـه مسـافرین و مراجعین از هر‬
‫سـمتی کـه بـه آن وارد شـوند‪ ،‬بـا پیمودن مسـیری بسـیار کمتـر از دیگر‬ ‫زاهـا حدیـد‪ ،‬معمـار نامـدار عراقـی کـه با همـکاری یک شـرکت چینـی کار‬
‫فرودگاه‌هـای بـزرگ بـه مرکـز آن م ‌یرسـند و دلیـل آن هـم شـکل پنـج‬ ‫طراحـی ایـن فـرودگاه را بـر عهده داشـت‪ ،‬نام طرح خـود را «ققنوس» گذاشـته‬
‫پر سـالن به شـکل سـتاره دریایی اسـت‪ .‬مسـئولین این فرودگاه به مسـافران‬ ‫بـود‪ .‬ققنوس اسـطور‌های نمادی فرخنـده در تصورات چینی به شـمار م ‌یرود‪ .‬هر‬
‫ایـن اطمینـان را داد‌هانـد که با احتسـاب زمان بازرسـی و کارهـای فرودگاهی‪،‬‬ ‫چند در حال حاضر فرودگاه داکسـینگ به «سـتاره دریایی» مشـهور شـده است‪.‬‬
‫مـدت زمانـی که مسـافران از دورترین نقطـه این فرودگاه تا دیگر قسـم ‌تهای‬
‫فـرودگاه داکسـینگ بپیمایند‪ ،‬تنهـا ‪ ۸‬دقیقه طول بکشـد‪ِ 79 .‬گیت با پ ‌لهای‬ ‫سـاختمان ترمینال فرودگاه داکسـینگ بیش از یک میلیون مترمربع وسـعت‬
‫هوایـی بـه طور مسـتقیم به ترمینال متصل م ‌یشـوند و م ‌یتوانند به سـرعت و‬ ‫دارد و بزر ‌گتریـن ترمینـال فـرودگاه تک سـاختمان در دنیا اسـت‪ .‬بـا وجود این‪،‬‬
‫در ایـن فـرودگاه تـازه تاسـیس همه چیز در حد بسـیار بزرگ اسـت‪ .‬بـرای مثال‬
‫بـه طور هم زمان مسـافران شـش هواپیمای ‪ A380‬را پشـتیبانی کنند‪.‬‬ ‫شـرکت هواپیمایـی ‪ China Southern‬یـک آشـیانه هواپیمایـی دارد که هم‬
‫زمان در آن دو هواپیمای ‪ ،A380‬سـه هواپیمای‪ B777‬و سـه هواپیمای‪A320‬‬

‫جـا م ‌یشـوند و این حیر ‌تانگیز اسـت!‬

‫نشـریه اختصاصـی شهـر فـرودگاهـی امام خمینـی(ره)‬


Click to View FlipBook Version