The words you are searching are inside this book. To get more targeted content, please make full-text search by clicking here.
Discover the best professional documents and content resources in AnyFlip Document Base.
Search
Published by farhadarjmand, 2017-10-18 01:06:10

آسان خوان قانون تجارت

آسان خوان قانون تجارت

‫آسان خوان قانون تجارت ‪010‬‬

‫تا قازنموانن تيجاكرهتپننمجوادهاردیرصد قي‪0‬م‪01‬ت اسمي سهام تأديه نشده نميتوان سهام بياسم يا تصديق‬
‫موقتي بياسم انتشار داد‪.‬‬

‫ماده ‪:31‬‬
‫كساني كه تعهد ابتياع سهام نمودهاند تا موقعي كه پنجاه درصد قيمت اسمي سهام خود را‬
‫نپرداخته اند مسئول تأديه بقيه قيمت آن خواهند بود‪ ،‬اگر چه سهام خود را به ديگري منتقل‬

‫كرده و منتقل اليه نيز پرداخت بقيه را تعهد كرده باشد‪.‬‬

‫ماده ‪:31‬‬
‫بعد از تأديه پنجاه درصد نيز كسي كه تعهد ابتياع سهمي را كرده است از تأديه بقيه قيمت آن‬
‫براي نخواهد بود مگر اينكه اساسنامه شركت آن را تجويز كرده باشد كه در اين صورت‬

‫منتقلاليه مسئول تأديه آن بقيه است‪.‬‬

‫ماده ‪:32‬‬
‫هركس تعهد ابتياع سهامي را كرده و در موعد مقرر وجه تعهد شده را نپردازد علاوه بر آن وجه‬
‫به خسارات تأخير تأديه (از قرار صدي دوازده در سال و به نسبت مدت تأخير) محكوم خواهد‬

‫شد‪.‬‬

‫ماده ‪:33‬‬
‫اساسنامه شركت ميتواند نسبت با اشخاص مذكور در ماده فوق ترتيب ديگري اتخاذ نموده‬
‫حتي مقرر دارد كه در صورت عدم تأديه بقيه قيمت سهام مقدار تأديه شده از آن بابت بلاعوض‬
‫تعلق به شركت يافته و تعهدكننده نسبت به سهام تعهدي هيچ حقي نداشته باشد لكن در اين‬
‫صورت پرداخت وجه تعهدشده بايد لااقل سه مرتبه به وسيله مكتوب با قبض رسيد مطالبه و از‬
‫تاريخ آخرين مكتوب يك ماه منقضي شده باشد در مورد سهام بياسم به جاي مكتوب اعلان در‬
‫جرايد به عمل خواهد آمد مفاد اين ماده بايد در موقع تعهد صريح ًا در دفتر شركت قيد شده و‬

‫متعهد ذيل آن را امضاء نمايد‪.‬‬

‫ماده ‪:34‬‬
‫خواه در سهام بااسم و خواه در سهام بياسم مادام كه قيمت آنها كاملاً تأديه نشده است بايد‬
‫آن مقدار از قيمت كه پرداخته شده صريحاً روي سهم قيد شود‪ .‬بعلاوه شركت مكلف است در‬
‫هرگونه اسناد و صورت حسابها و اعلانات و نشريات وغيره كه به طور خطي يا چاپي صادر يا‬

‫منتشر مينمايد ميزان سرمايه خود و آن قسمتي را كه تأديه شده است صريحاً قيد كند‪.‬‬

‫ماده ‪:35‬‬
‫هر شركت سهامي ميتواند به موجب رأي مجمع عمومي كه مطابق ماده ‪ 74‬اين قانون تشكيل‬
‫شده باشد سهام ممتازه ترتيب دهد كه نسبت به ساير سهام رجحان و مزايايي داشته باشد ولي‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫اي قجاانود اني تنجناروعت نسمهوادامرمیشروط ا‪1‬س‪01‬ت به اينكه اساسنامه شركت چنين اقدامي را تجويز كرده باشد‪.‬‬

‫‪ -2‬تشكيل شركت‬
‫ماده ‪:36‬‬

‫شركت سهامي به موجب شركت نامه كه در دو نسخه نوشته شده باشد تشكيل ميشود‪ .‬يكي‬
‫از نسختين بطوري كه در ماده ‪ 51‬مقرر است ضميمه اظهارنامه مدير شركت و ديگري در مركز‬

‫اصلي شركت ضبط خواهد شد‪.‬‬

‫ماده ‪:37‬‬
‫شركت بايد داراي اساسنامه باشد كه نكات ذيل مخصوصاً در آن تصريح بشود ‪:‬‬

‫‪ -1‬اسم و مركز اصلي شركت‬
‫‪ -2‬موضوع شركت‬

‫‪ -3‬مدت شركت در صورتي كه شركت براي مدت معيني تشكيل شود‪.‬‬
‫‪ -4‬مقدار سرمايه شركت و مقدار قيمت سهام‬

‫‪ -5‬نوع سهام (كه سهام بااسم است يا بياسم) عده هر نوع از سهام و تعيين اينكه سهام بااسم و‬
‫بياسم به چه شكل ممكن است به هم تبديل شود در صورتي كه اين تبديل را اساس ًا پذيرفته‬

‫باشد‪.‬‬
‫‪ -6‬هيأتهاي اداره و تفتيش‬
‫‪ -7‬عده سهامي كه مديران شركت بايد به صندوق شركت بسپارند‪.‬‬
‫‪ -8‬مقررات راجع به دعوت مجمع عمومي و حق رأي صاحبان سهام و طريقه شور و اخذ رأي‬
‫‪ -9‬مطالبي كه براي قطع آن در مجمع عمومي اكثريت مخصوص لازم است‪.‬‬
‫‪ -11‬طرز ترتيب صورت حساب ساليانه و رسيدگي به آن و همچنين اصولي كه براي حساب‬
‫منافع و تقسيم آن بايد رعايت شود‪.‬‬
‫‪ -11‬طريق تغيير اساسنامه‬

‫ماده ‪ :38‬تشكيل شركت مختلط سهامي‪:‬‬
‫تشكيل شركتهاي سهامي (مختلط سهامي) محقق نميشود مگر بعد از آنكه كليه سرمايه‬
‫شركت تعهد شده باشد بهعلاوه هر گاه سهام يا قطعات آن زائد بر ‪ 51‬ريال نباشد تعهدكنندگان‬
‫بايد تمام وجه را تأديه كنند و گرنه بايد لااقل يكسوم قيمت سهام را نقداً بپردازند و در هر‬

‫حال وجهي كه پرداخته ميشود نبايد كمتر از ‪ 51‬ريال باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :39‬تسليم سرمايه غيرنقدي‪:‬‬
‫چيزي كه در ازاي سهام غيرنقدي تعهد شده تماماً بايد تحويل شود‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪011‬‬

‫ماقدانهو‪1‬ن ت‪:4‬جارت نموداری ‪011‬‬
‫مؤسسين بايد پس از تنظيم نوشته كه حاكي از تعهد پرداخت سرمايه شركت و تأديه واقعي‬
‫ثلث سرمايه نقدي است مجمع عمومي شركت را دعوت نمايند‪ .‬اين مجمع اولين مديرهاي‬

‫شركت و همچنين مفتش(كميسر) هايي را كه به موجب ماده ‪ 62‬مقرر است معين ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :41‬سهام غيرنقدي يا امتيازات خاص‪:‬‬
‫هر گاه يكي از تعهدكنندگان سهم غيرنقدي اختيار كند يا مزاياي خاصي براي خود مطالبه كند‬
‫مجمع عمومي در جلسه اول امر به تقويم سهم غيرنقدي نموده يا موجبات مزاياي مطالبه شده‬
‫را تحتنظر ميگيرد‪ .‬تصويب قطعي تقويم يا مزايا به عمل نميآيد و تشكيل شركت واقع‬
‫نميشود مگر در جلسه بعدي مجمع عمومي كه برحسب دعوت جديد منعقد ميشود و براي‬
‫تصويب تقويم يا مزايا در جلسه دوم بايد لااقل پنج روز قبل از انعقاد جلسه گزارشي در اين‬
‫خصوص آماده و در بين تمام تعهدكنندگان توزيع شده باشد تصويب امور فوق بايد به اكثريت‬
‫دوسوم تعهدكنندگان حاضر باشد و جلسه مجمع زماني قانوني است كه عدد ًا نصف كل شركايي‬
‫كه خريد سهام نقدي را تعهد كردهاند حاضر بوده و نصف كل سرمايه نقدي را دارا باشند كساني‬
‫كه داراي سهم غيرنقدي هستند يا مزاياي خاصي را مطالبه كردهاند در زمان اخذ رأي در‬
‫خصوص تصويب مزايا يا سهم غيرنقدي حق رأي نداشته و آن قسمت از سرمايه غيرنقدي كه‬
‫موضوع رأي است جزو سرمايه شركت محسوب نميشود اگر در جلسه دوم مجمع عمومي نصف‬
‫تعهدكنندگان سهام نقدي و نصف سرمايه نقدي حاضر نشده مجمع به طور موقت تصميمگيري‬
‫ميكند و مطابق قسمت اخير ماده ‪ 45‬رفتار خواهد كرد هر گاه سهام غيرنقدي يا موجبات‬

‫مزاياي مطالبه شده تصويب نشود هر يك از تعهدكنندگان ميتواند از شركت خارج شود‪.‬‬

‫ماده ‪:42‬‬
‫تصويب مراتب مذكور در ماده فوق مانع نيست از اين كه بعد ًا نسبت به آنها دعوي تزوير و‬

‫تقلب اقامه شود‪.‬‬

‫ماده ‪:43‬‬
‫هرگاه شركت بين اشخاصي منعقد شود كه سرمايههاي غيرنقدي مشاع ًا و منحصر ًا متعلق به‬
‫خودشان باشد رعايت ترتيبات مذكوره در ماده ‪ 41‬راجع به تقويم سهام غيرنقدي لازم نخواهد‬

‫بود‪.‬‬

‫ماده ‪:44‬‬
‫اظهارنامه كه به موجب ماده ‪ 51‬به دايره ثبت اسناد بايد تسليم شود مؤسسين شركت تهيه‬
‫نموده با اسناد مربوطه به اولين مجمع تقديم مينمايد تا مجمع صحت يا سقم آن را معين كند‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫ق قسانمونتتاجاخريرت نمماودداهر‪5‬ی‪ :4‬ضمان‪11‬ت‪ 0‬اجراي عدم تشكيل دومين مجمع عمومي‪:‬‬
‫مجمع جديدي دعوت ميشود و اگر پس از آنكه لااقل يك ماه قبل از انعقاد مجمع دو دفعه‬
‫متوالي به فاصله هشت روز به وسيله يكي از جرايد محلي تصميمات موقت مجمع قبل اعلان و‬
‫منتشر شد و مجمع جديد آن را تصويب نمود تصميمات قطعي ميشود مشروط بر اينكه در‬

‫مجمع جديد دارندگان حداقل يكسوم سرمايه حاضر باشند‪.‬‬

‫ماده ‪:46‬‬
‫مجمع عمومي فوق اولين مديرها و مفتشين شركت را انتخاب ميكند مفتشين براي سال اول‬
‫و مديران منتها براي مدت چهارسال معين ميشوند‪ .‬مديران را ميتوان پس از انقضاء مدت‬
‫چهارسال مجدداً انتخاب نمود مگر آن كه اساسنامه شركت غير از اين مقرر داشته باشد ولي در‬
‫صورتي كه برحسب مقررات اساسنامه تعيين آنها موكول به تصويب مجمع عمومي نباشد مدت‬

‫مديري آنها بيش از دو سال نخواهد بود‪.‬‬

‫ماده ‪:47‬‬
‫در صورتي كه مديرها و مفتشيني كه از طرف مجمع عمومي انتخاب شدهاند قبول انجام وظيفه‬

‫نمايند قبولي آنها در صورت مجلس قيد و شركت از همان تاريخ تشكيل ميگردد‪.‬‬

‫‪ -3‬مديرهاي شركت و وظايف آنها‬
‫ماده ‪:48‬‬

‫شركت سهامي به واسطه يك يا چند نفر نماينده موظف يا غيرموظف كه از ميان شركاء به‬
‫سمت مديري و براي مدت محدودي معين شده و قابل عزل ميباشند اداره خواهد شد‪.‬‬

‫ماده ‪:49‬‬
‫در صورتي كه چند نفر به سمت مديري معين شده باشند بايد يك نفر از ميان خود به سمت‬
‫رياست انتخاب كنند رئيس مزبور و هريك از مديران ميتوانند در صورتي كه اساسنامه شركت‬
‫اجازه داده باشد با تصويب يكديگر يك نفر مشخص خارج را به جاي خود معين كنند ولي‬

‫مسئوليت اعمال شخص خارج به عهده خود آنها خواهد بود‪.‬‬

‫ماده ‪ :51‬وظيفه مدير شركت مختلط سهامي‪:‬‬
‫براي اينكه تعهد و تأديه وجه سرمايه از طرف شركاء ثابت شود مدير شركت بايد وقوع آن را به‬
‫موجب نوشته كه به دايره ثبت اسناد مركز اصلي شركت ميسپارد و به ثبت ميرسد اعلام‬
‫نمايد و بايد اسامي شركاء را با مقداري از سرمايه كه پرداخته شده با يك نسخه اساسنامه و‬

‫يكي از نسخ شركتنامه به نوشته مزبور منضم نمايد‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪015‬‬

‫ماقدانهو‪1‬ن ت‪:5‬جارت نموداری ‪015‬‬
‫مسئوليت مدير شركت در مقابل شركاء همان مسئوليتي است كه وكيل در مقابل موكل دارد‪.‬‬

‫ماده ‪:52‬‬
‫مديرها بايد يك عده سهامي را كه بموجب اساسنامه مقرر است دارا باشند‪ .‬اين سهام براي‬
‫تضمين خساراتي است كه ممكن است از اعمال اداري مديرها مشتركاً يا منفرد ًا بر شركت وارد‬
‫شود‪ ،‬سهام مذكوره با اسم بوده و قابل انتقال نيست و به وسيله مهري كه به روي آنها زده‬

‫ميشود غيرقابل انتقال بودن آنها معلوم و در صندوق شركت وديعه خواهد ماند‪.‬‬
‫ماده ‪:53‬‬

‫مديرهاي شركت نميتوانند بدون اجازه مجمع عمومي در معاملاتي كه با شركت يا به حساب‬
‫شركت ميشود بطور مستقيم يا غيرمستقيم سهيم شوند و در صورت اجازه بايد صورت‬

‫مخصوص آن را همه ساله به مجمع عمومي بدهند‪.‬‬
‫ماده ‪:54‬‬

‫مديران هر شركت سهامي بايد ششماه به ششماه خلاصه صورت دارايي و قروض شركت را‬
‫مرتب كرده به مفتشين بدهند‪.‬‬
‫ماده ‪:55‬‬

‫مديران هر شركت سهامي بايد مطابق ماده ‪ 9‬اين قانون صورت حسابي كه متضمن دارايي‬
‫منقول و غيرمنقول و همچنين صورت مطالبات و قروض شركت باشد مرتب كنند‪ ،‬اين صورت‬
‫حساب و همچنين بيلان حساب نفع و ضرر شركت بايد لااقل چهل روز قبل از انعقاد مجمع‬

‫عمومي به مفتشين داده شود كه به مجمع مزبور بدهند‪.‬‬
‫ماده ‪:56‬‬

‫از پانزده روز قبل از انعقاد مجمع عمومي هر صاحب سهم ميتواند در مركز شركت بصورت‬
‫حساب و صورت اسامي صاحبان سهام مراجعه كرده و از بيلان كه متضمن خلاصه صورت‬

‫حساب شركت است و از راپرت مفتشين سواد بگيرد‪.‬‬
‫ماده ‪:57‬‬

‫همه ساله لااقل يك بيستم از عايدات خالص شركت براي تشكيل سرمايه احتياطي موضوع‬
‫خواهد شد‪ ،‬همينكه سرمايه احتياطي به عشر سرمايه شركت رسيد موضوع كردن اين مقدار‬

‫اختياري است‪.‬‬
‫ماده ‪:58‬‬

‫اگر بواسطة ضررهاي وارده نصف سرمايه شركت از ميان برود مديران شركت مكلفند تمام‬
‫صاحبان سهام را براي انعقاد مجمع عمومي دعوت نمايند تا موضوع انحلال يا بقاء شركت مورد‬

‫شور و رأي شود‪ ،‬تصميم اين مجمع در هر حال منتشر خواهد شد‪.‬‬
‫ماده ‪:59‬‬

‫هرگاه مديران شركت برخلاف ماده فوق مجمع عمومي را دعوت نكردند و يا مجمعي كه دعوت‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪016‬‬

‫م قيانشووندت نجتاورانتدنمموطداابرقی مقررا ‪6‬ت‪1‬ق‪0‬انوني منعقد گردد هر ذيحقي ميتواند انحلال شركت را از‬
‫محاكم صالحه بخواهد‪.‬‬
‫ماده ‪:61‬‬

‫هرگاه يك يا چند نفر از ارباب سهامي كه مجموع سهام آنها لااقل معادل يك خمس سرمايه‬
‫شركت باشد كتباً تقاضاي انعقاد مجمع عمومي فوقالعاده نمايند و منظور خود را در آن‬

‫تقاضانامه تصريح نموده باشند بايد مجمع عمومي بطور فوقالعاده منعقد شود‪.‬‬
‫ماده ‪:61‬‬

‫مديرهاي شركت در مقابل شركت يا اشخاص ثالث براي تخلف از مقررات اين قانون و تقصيراتي‬
‫كه در اعمال اداري شركت مرتكب ميشوند موافق قواعد عمومي مسئول ميباشند مخصوص ًا در‬

‫موقعي كه منافع موهومي را تقسيم نمايند يا از تقسيم منافع موهومي جلوگيري نكنند‪.‬‬

‫‪ -4‬مفتشين شركت و وظايف آنها‬
‫ماده ‪:62‬‬

‫مجمع عمومي ساليانه يك يا چند نفر مفتش (كميسر) معين ميكند‪ ،‬مفتشين مزبور كه ممكن‬
‫است از غير شركاء نيز انتخاب شوند مأموريت خواهند داشت كه در موضوع اوضاع عمومي‬
‫شركت و همچنين در باب بيلان(خلاصه جمع و خرج) و صورت حسابهايي كه مديرها تقديم‬
‫ميكنند راپرتي به مجمع عمومي سال آينده بدهند‪ ،‬تصميماتي كه بدون اين راپرت راجع به‬

‫تصديق بيلان و صورت حسابهاي مديران اخذ ميشود معتبر نخواهد بود‪.‬‬
‫در صورتي كه مجمع عمومي مذكور را معين نكرده باشد يا يك يا چند نفر از مفتشيني كه‬
‫معين شدهاند نتوانند راپرت بدهند يا از دادن راپرت امتناع نمايند رئيس محكمه بدايت مركز‬
‫اصلي شركت به تقاضاي هر ذيحق و پس از احضار مديران شركت مفتشين را انتخاب و يا به‬

‫جاي آنها كه نتوانستهاند يا امتناع كردهاند مفتشين جديدي معين ميكند‪.‬‬
‫ماده ‪:63‬‬

‫در ظرف سه ماه قبل از تاريخي كه به موجب اساسنامه شركت براي انعقاد مجمع عمومي‬
‫معين است مفتشين مي تواند به دفاتر شركت مراجعه نموده و از عمليات آن تحقيقاتي بنمايند‪.‬‬

‫مفتشين ميتوانند در مواقعي كه ضرورت فوري دارد مجمع عمومي را دعوت نمايند‪.‬‬

‫ماده ‪:64‬‬
‫حدود مسئوليت مفتشين و اثرات آن همان است كه راجع به حدود مسئوليت وكلا و اثرات آن‬

‫در مقابل موكلين قانون ًا معين است‪.‬‬

‫‪ -5‬مجمع عمومي شركت‬
‫ماده ‪:65‬‬

‫مجمع عمومي شركت بايد لااقل سالي يك دفعه در موقعي كه به موجب اساسنامه معين است‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪017‬‬

‫منقعانقودن تشوجاد‪.‬رت نموداری ‪017‬‬
‫ماده ‪:66‬‬

‫اساسنامه معين ميكند براي حق ورود در مجمع چند سهم (به عنوان وكالت با مالكيت) بايد‬
‫داشت‪.‬‬

‫ماده ‪:67‬‬
‫عده آرايي كه هريك از شركاء به نسبت عده سهام خود دارند به موجب اساسنامه معين‬

‫ميگردد‪.‬‬
‫ماده ‪:68‬‬
‫در جلسات مجمع عمومي هيچكدام از صاحبان سهام معمولي و صاحبان سهام ممتازه از حيث‬
‫رأي تفاوتي ندارند مگر اين كه اساسنامه شركت طور ديگر مقرر كرده باشد‪.‬‬
‫ماده ‪:69‬‬
‫دارندگان سهامي كه عده سهام هريك از آنها براي حضور يا رأي در مجمع عمومي كافي نيست‬
‫ميتوانند به اندازه كه مجموع عده سهام آنها براي داشتن حق حضور و رأي كافي باشد با‬
‫يكديگر متفق شده يك نفر را از ميان خود براي حضور و رأي در مجمع مذكور معين نمايند‪.‬‬
‫ماده ‪:71‬‬
‫در مجامع عمومي كه براي رسيدگي به سهمالشركه و مزايا مطابق ماده ‪ 41‬و در مجامعي كه‬
‫براي تعيين اولين مديرها و مفتشين و تصديق اظهارات مؤسسين مطابق ماده ‪ 45‬منعقد‬
‫ميشود كليه صاحبان سهام قطع نظر از عده سهامي كه دارند ميتوانند حضور بهم رسانند‪.‬‬
‫ماده ‪:71‬‬
‫مجمع عمومي شركت جز در موارد مذكور در مواد ‪ 41‬و ‪ 45‬و ‪ 74‬بايد مركب از يك عده‬
‫صاحبان سهامي باشد كه لااقل ثلث سرمايه شركت را دارا باشند و اگر در دفعه اول اين‬
‫حدنصاب حاصل نشد مجمع عمومي جديدي مطابق شرايط مقرر در اساسنامه شركت تشكيل و‬
‫تصميمات اين مجمع قطعي خواهد بود ولو اين كه حد نصاب فوق حاصل نشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :72‬اكثريت مجامع در شركت مختلط سهامي‪:‬‬
‫تصميمات مجامع عمومي به اكثريت آراء خواهد بود‪.‬‬
‫ماده ‪:73‬‬

‫در مواردي كه مجمع عمومي شركاء نسبت به حقوق نوع مخصوص از سهام تصميمي نمايد كه‬
‫تغييري در حقوق آنها بدهد آن تصميم قطعي نخواهد بود مگر بعد از آنكه صاحبان سهام‬
‫مزبوره در جلسه خاصي آن تصميم را تصويب نمايند و براي اين كه آراء جلسه خاص مذكور‬
‫معتبر باشد بايد حاضرين جلسه لااقل صاحب بيش از نصف سرمايه مجموع سهامي باشد كه‬

‫موضوع مذاكره است‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪018‬‬

‫ماقدانهون‪ 4‬ت‪:7‬جارت نموداری ‪018‬‬
‫در مجامع عمومي كه براي امتداد مدت شركت يا براي انحلال شركت قبل از موعد مقرر يا هر‬
‫نوع تغيير ديگري در اساسنامه تشكيل ميشود بايد عدهاي از صاحبان سهام كه بيش از سه ربع‬

‫سرمايه شركت را دارا باشند حاضر گردند‪.‬‬
‫اگر در مجمع عمومي عدهاي كه سه ربع سرمايه شركت را دارا باشند حاضر نشدند ممكن است‬
‫مجمع عمومي جديد دعوت كرد مشروط بر اين كه لااقل يك ماه قبل از انعقاد مجمع دو دفعه‬
‫متوالي به فاصله هشت روز به وسيله يكي از جرائد محل (كه ساليانه از طرف وزارت عدليه‬

‫معين ميشود) دستور جلسه قبل و نتيجه آن اعلان گردد‪.‬‬
‫مجمع عمومي جديد وقتي قانوني است كه صاحبان لااقل نصف سرمايه شركت حاضر باشند اگر‬
‫اين حد نصاب حاصل نشد ممكن است با رعايت تشريفات فوق مجمع عمومي ديگري دعوت‬
‫نمود اين مجمع با حضور صاحبان لااقل ثلث سرمايه شركت حق تصميم خواهد داشت در هر‬
‫يك از سه مجمع فوق تصميمات به اكثريت دو ثلث آراء حاضر گرفته ميشود در اين مجامع‬
‫كليه صاحبان سهام قطع نظر از عده سهام خود حق حضور و به نسبت هريك سهم يك رأي‬

‫دارند ولو اينكه صاحبان سهام با هيچ اكثريتي نميتوان افزود‪.‬‬

‫ماده ‪:75‬‬
‫در مجمع عمومي ورقه حاضر و غايبي خواهد بود حاوي اسم و محل اقامت و عده سهام هر يك‬
‫از شركاء ورقه مزبور پس از تصديق هيأت رئيسه مجمع در مركز شركت حفظ و به هر كسي‬

‫تقاضا نمايد ارائه ميشود‪.‬‬

‫‪ -6‬در تبديل سهام‬

‫ماده ‪:76‬‬
‫هرگاه شركت بخواهد به موجب مقررات اساسنامه سهام بياسم خود را به سهام بااسم تبديل‬
‫نمايد بايد اعلاني در اين موضوع منتشر كرده و مهلتي كه كمتر از شش ماه نباشد به صاحبان‬

‫سهام بدهد تا در ظرف مهلت مزبور سهام خود را به سهام جديد تبديل نمايد‪.‬‬
‫ماده ‪:77‬‬

‫اعلان مذكور در فوق بايد در مجله رسمي عدليه و در يكي از جرايد كثيرالانتشار مركز اصلي‬
‫شركت دو دفعه و به فاصله ده روز منتشر شود در صورتي كه مركز اصلي شركت در خارج از‬
‫تهران باشد بايد در يكي از روزنامههاي يوميه تهران كه همه ساله از طرف وزارت عدليه براي‬

‫انتشار اين قبيل اعلانات معين ميشود نيز منتشر گردد‪.‬‬
‫ابتدا مهلت از تاريخ اولين انتشار اعلان در مجله رسمي خواهد بود‪.‬‬

‫ماده ‪:78‬‬
‫هر صاحب سهمي كه سهام خود را تا انقضاء مهلت مذكور در ماده (‪ )76‬به سهام جديد تبديل‬
‫نكند ديگر نميتواند تقاضاي تبديل نمايد و شركت حق خواهد داشت سهام جديدي را كه در‬

‫ازاء سهام تبديل نشده موجود ميباشد به اشخاص ديگر به طريق مذكور مزايده بفروشد‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪019‬‬

‫ماقدانهون‪ 9‬ت‪:7‬جارت نموداری ‪019‬‬
‫قيمت سهامي كه بهطريق مذكور در فوق فروخته ميشود در مركز اصلي شركت يا در بانك‬
‫ملي ايران وديعه گذاشته خواهد شد و هرگاه در ظرف ده سال از تاريخ فروش سهام صاحب‬
‫سهم سهام سابق خود را نداده و وجهي را كه بطريق فوق امانت گذاشته شده است مطالبه‬
‫ننمايد‪ .‬نسبت به حق او مرور زمان حاصل شده و وجه مزبور در حكم اموال بلاصاحب بوده و‬
‫مدير شركت مكلف است آن را به مقامات صلاحيتدار تسليم نمايد‪ .‬هر مدير شركت كه به اين‬

‫تكليف عمل نكند به تأديه سه برابر وجه مذكور محكوم خواهد شد‪.‬‬
‫ماده ‪:81‬‬

‫در صورتي كه شركت بخواهد سهام بااسم خود را به سهام بياسم تبديل نمايد بايد مراتب را‬
‫بهطريقي كه فوق ًا مقرر است يك مرتبه اعلان نمايد و اگر در ظرف مهلتي كه معين ميشود و‬
‫نبايد كمتر از دو ماه باشد صاحبان سهام سهام بااسم خود را به سهام بياسم تبديل نكنند سهام‬
‫بااسمي كه در دست آنها باقي ميماند باطل و سهام جديد در مركز اصلي شركت به اسم آنها‬

‫وديعه خواهد بود‪.‬‬
‫ماده ‪:81‬‬

‫در هر موقع كه شركت بخواهد تصديقهاي موقتي را كه به اشخاص داده تبديل به سهام كند‬
‫در مورد تصديقهاي موقتي بياسم مطابق مقررات مواد ‪ 76‬و ‪ 77‬و ‪ 78‬و ‪ 79‬و در مورد تصديق‬

‫موقتي با اسم مطابق ماده ‪ 81‬رفتار خواهد شد‪.‬‬
‫‪ -7‬بطلان شركت و يا بطلان اعمال و تصميمات آن‬

‫ماده ‪:82‬‬
‫هر شركت سهامي كه مقررات يكي از مواد ‪ 47-46-45-44-41-39-38-37-36-29-28‬و‬
‫‪ 51‬اين قانون را رعايت نكرده باشد از درجه اعتبار ساقط و بلااثر خواهد بود ليكن شركاء‬

‫نميتوانند در مقابل اشخاص خارج به اين بطلان استناد نمايند‪.‬‬
‫ماده ‪:83‬‬

‫در هر مورد كه موافق مقررات ماده قبل محكمه بر بطلان شركت يا اعمال و تصميمات آن‬
‫حكم كند مؤسسين كه مسئول اين بطلان هستند و همچنين مفتشين و مديرهايي كه در حين‬
‫حدوث سبب بطلان يا بلافاصله پس از آن سركار بوده و انجام وظيفه نكردهاند متضامن ًا مسئول‬
‫خساراتي خواهند بود كه از اين بطلان به صاحبان سهام و اشخاص ثالث متوجه شود همين‬
‫مسئوليت ممكن است به شركايي متوجه شود كه سهم غيرنقدي آنها تقويم و تصويب نشده يا‬

‫مزايايي كه مطالبه كردهاند به تصديق نرسيده باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :84‬رفع موجبات بطلان شركت مختلط سهامي‪:‬‬
‫هر گاه قبل از اقامه دعوي بطلان شركت يا بطلان عمليات آن يا قراردادهاي شركت موجبات‬

‫بطلان برطرف شود دعواي ابطال در دادگاه پذيرفته نخواهد شد‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪001‬‬

‫ماقدانهون‪5‬ت‪8‬ج‪:‬ارمرتونرموزدماارنی مسئول‪1‬ي‪00‬ت ناشي از بطلان در شركت مختلط سهامي‪:‬‬
‫اگر از تاريخ رفع موجبات بطلان يكسال گذشته و اشخاص ثالث از جهت معاملاتي كه با آنها‬
‫شده به استناد اموري كه موجب بطلان بوده دعواي خسارت مطرح نكرده باشند ديگر دعوي‬

‫مزبور پذيرفته نخواهد بود‪.‬‬

‫ماده ‪ :86‬دعوت مجمع براي رفع موجبات بطلان در شركت مختلط سهامي‪:‬‬
‫هر گاه مقرر شده باشد كه مجمع عمومي خاصي براي رفع موجبات بطلان منعقد شود و دعوت‬
‫اعضاء براي انعقاد مجمع موافق اساسنامه باشد دعواي بطلان از تاريخ دعوت مجمع پذيرفته‬

‫نميشود مگر آنكه مجمع مزبور موجبات بطلان را رفع ننمايد‪.‬‬

‫ماده ‪ :87‬مرور زمان طرح دعوي بطلان‪:‬‬
‫هر گاه از تاريخ حدوث سبب بطلان شركت ‪ 11‬سال گذشته و اقامه دعوي بطلان و خسارت‬

‫نشده باشد ديگر دعوي مزبور پذيرفته نخواهد شد‪.‬‬

‫ماده ‪:88‬‬
‫استرداد منافعي كه بين شركاء تقسيم شده ممكن نيست مگر اين كه تقسيم بدون ترتيب‬
‫صورت دارايي يا مخالف نتيجه حاصله از صورت مزبور به عمل آمده باشد در اين صورت فقط تا‬

‫پنج سال اقامه دعوي استرداد ميتوان نمود‪.‬‬
‫مبداء مرور زمان روز تقسيم منافع است‪.‬‬

‫مقررات جزايي شركتهاي مختلط سهامي‪:‬‬

‫ماده ‪ :89‬هر كس سهام يا قطعات سهام شركتي را كه مواد ‪ 44 ،39 ،38 ،37 ،36 ،29 ،28‬و‬
‫‪ 51‬را رعايت نكرده صادر كند علاوه بر جبران خسارت افراد به جزاي نقدي ‪ 511‬تا ‪11/111‬‬

‫ريال محكوم ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :91‬حكم فوق درباره اشخاصي نيز مقرر است كه برخلاف واقع خود را صاحب سهام يا‬
‫قطعات سهام قلمداد كردهاند و در مجمع عمومي وارد شوند و يا در دادن رأي شركت نمايند و‬
‫يا سهامي را براي اينكه به طور تقلب استعمال شود به ديگري بدهد‪ .‬در اين مورد علاوهبر جزاي‬

‫نقدي‪ ،‬مرتكب را ميتوان به حبس يك تا شش ماه محكوم كرد‪.‬‬

‫ماده ‪ :91‬هر كسي سهام يا قطعات سهام را كه در مورد آنها يكي از مواد ‪ 38 ،29 ،28‬و ‪39‬‬
‫رعايت نشده با علم به عدم رعايت قانون معامله كرده يا شركت در معامله كند و يا قيمت آنها‬

‫را اعلان نموده باشد به ‪ 511‬تا ‪ 11/111‬ريال جزاي نقدي محكوم ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :92‬اشخاص ذيل كلاهبردار محسوب ميشوند‪:‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪000‬‬

‫‪1‬ـقانهورن تكجساري بت نرمخولادارفیحقيقت‪0‬م‪0‬د‪0‬عي وقوع تعهد خريد سهام يا تأديه قيمت سهام شده يا وقوع‬
‫تعهد و يا تأديه را كه واقعيت ندارد اعلام يا جعلياتي منتشر كند كه به اين وسايل ديگري را‬
‫وادار به تعهد خريد سهام يا تأديه قيمت سهام نمايد اعم از اينكه عمليات مذكور مؤثر شده‬

‫باشد يا نشده باشد‪.‬‬
‫‪2‬ـ هر كس به طور تقلب براي جلب تعهد يا پرداخت قيمت سهام اسم اشخاصي را برخلاف‬

‫واقع به عنواني از عناوين جزء شركت قلمداد نمايد‪.‬‬
‫‪3‬ـ مديراني كه با نبودن صورت دارايي يا به استناد صورت دارايي مزبور‪ ،‬منافع موهومي را بين‬

‫صاحبان سهام تقسيم نموده باشند‪.‬‬
‫ماده ‪:93‬‬

‫شركت سهامي در موارد ذيل منحل ميشود ‪:‬‬
‫‪ -1‬وقتي كه شركت مقصودي را كه براي آن تشكيل شده بود انجام داده يا انجام آن غيرممكن‬

‫شده باشد‪.‬‬
‫‪ -2‬وقتي كه شركت براي مدت معيني تشكيل و مدت منقضي شده باشد‪.‬‬

‫‪ -3‬در صورتي كه شركت ورشكست شود‪.‬‬
‫‪ -4‬در صورت تصميم مجمع عمومي‬

‫باب چهارم (برات ـ فتنهطلب ـ چك)‬
‫فصل اول‪( :‬برات)‬

‫مبحث اول‪ :‬صورت برات‬
‫ماده ‪ :223‬شكل برات‪:‬‬

‫‪1‬ـ قيد كلمه برات در ورقه‬
‫‪2‬ـ تاريخ تحرير به روز و ماه و سال‬
‫‪3‬ـ اسم شخصي كه بايد برات را تأديه كند (براتگير)‬

‫‪4‬ـ تعيين مبلغ برات‬
‫شرايط شكلي برات ‪5‬ـ تاريخ تأديه وجه برات‬
‫‪6‬ـ مكان تأديه وجه برات‬
‫‪7‬ـ اسم شخصي كه برات در وجه يا به حوالهكرد او پرداخته ميشود‬
‫‪8‬ـ تصريح به اينكه نسخه اول يا دوم يا سوم يا چهارم ‪ ...‬است‪.‬‬
‫‪9‬ـ امضاء يا مهر براتدهنده‬

‫ماده ‪ :224‬برات به حوالهكرد‪:‬‬
‫برات ممكن است به حوالهكرد شخص ديگر باشد يا به حوالهكرد خود براتدهنده‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪001‬‬

‫ماقدانهون‪5‬ت‪2‬ج‪2‬ا‪:‬ر تتا نريموخداترحیويل و ‪1‬مب‪0‬ل‪0‬غ برات‪:‬‬

‫تاريخ تحرير و مبلغ برات بايد به تمام حروف نوشته شود‪.‬‬

‫اختلاف مبلغ ‪1‬ـ اگر دو بار به حروف نوشته شده و بين آنها اختلاف باشد مبلغ كمتر‬

‫معتبر است‬ ‫مندرج‬

‫‪2‬ـ اگر مبلغ با حروف و رقم نوشته شده و بين آنها اختلاف باشد مبلغ با‬

‫حروف معتبر است‬

‫ماده ‪ :226‬ضمانت اجراي شرايط شكلي برات‪:‬‬
‫در صورتي كه برات شرايط شكلي رديف دو تا هشت را نداشته باشد مشمول مقررات بروات‬

‫تجاري نيست‪.‬‬

‫* بنابراين فقط عدم ذكر كلمه برات در ورقه ضمانت اجرا ندارد و ساير شرايط شكلي موجب‬
‫سقوط مزاياي سند تجاري ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :227‬صدور برات به وكالت‪:‬‬
‫برات ممكن است به دستور و حساب شخص ديگري صادر شود‪( .‬صدور برات توسط وكيل)‬

‫مبحث دوم (در قبول و نكول)‪:‬‬
‫ماده ‪ :228‬شرايط قبولي برات‪:‬‬
‫‪1‬ـ در خود برات نوشته ميشود‪.‬‬
‫نحوه نگارش قبولي برات ‪2‬ـ تاريخ قبولي قيد ميشود‪.‬‬
‫‪3‬ـ امضاء يا مهر ميشود‪.‬‬
‫در صورت قبول برات به وعده از رؤيت تاريخ قبولي به تمام حروف نوشته ميشود‪.‬‬
‫در صورت قبولي برات بدون تاريخ تاريخ برات‪ ،‬تاريخ رؤيت محسوب ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :229‬قبولي برات‪:‬‬
‫‪ )1‬هر عبارتي كه محالعليه در برات نوشته مهر يا امضاء كند قبولي محسوب ميشود‬

‫مگر اينكه صريح ًا مشعر بر عدم قبول باشد‪.‬‬
‫‪ )2‬اگر محالعليه بدون نگارش هيچ عبارتي برات را مهر يا امضاء كند برات قبول‬

‫شده است‪.‬‬
‫‪ )3‬اگر عبارت فقط نشاندهنده عدم قبول يك جزء از برات باشد بقيه وجه برات قبول‬

‫شده محسوب ميشود‪.‬‬
‫ماده ‪ :231‬اثر قبولي برات‪:‬‬
‫قبولكننده برات ملزم است وجه برات را سر وعده تأديه كند‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪001‬‬

‫ماقدانهو‪1‬ن ت‪3‬ج‪2‬ا‪:‬رعتدنمموادماركاین نكول‪00:1‬‬
‫قبولكننده حق نكول ندارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :232‬قبول جزئي از برات‪:‬‬
‫ممكن است قبولي نسبت به جزئي از وجه برات باشد در اين صورت دارنده برات بايد براي بقيه‬

‫اعتراض كند‪ .‬و قبول كننده فقط نسبت به همان جزء مسئول است‪.‬‬

‫ماده ‪ :233‬قبولي مشروط‪:‬‬
‫اگر قبولي مشروط به شرط باشد برات نكول شده محسوب ميشود ولي قبولكننده در‬

‫حدود شرط نوشته شده مسئول پرداخت وجه برات است‪.‬‬

‫تصريح به مكان‬ ‫ماده ‪ :234‬قيد مكان تأديه‪:‬‬
‫در قبول براتي كه محل اقامت قبولكننده و محل تأديه وجه متفاوت است‬

‫تأديه ضروري است‪.‬‬

‫ماده ‪ :235‬مهلت قبول يا نكول‪:‬‬
‫به محض ارائه‬

‫مهلت قبول يا نكول برات يا‬
‫حداكثر ظرف ‪ 24‬ساعت از تاريخ ارائه‬

‫ماده ‪ :236‬اعتراض نكول‪:‬‬
‫اعتراض (پروتست) نكول نكول به موجب تصديق نامهاي كه رسم ًا تنظيم شده محقق‬

‫ميشود و به اين تصديقنامه اعتراض نكول گويند‪.‬‬

‫ماده ‪ :237‬آثار نكول برات‪:‬‬
‫پس از اعتراض نكول ظهرنويسها و براتدهنده به تقاضاي دارنده برات بايد‪:‬‬

‫ضامني براي تأديه وجه برات سر وعده بدهد‬
‫يا‬

‫وجه برات را به انضمام مخارج اعتراض و برات رجوعي فوراً تأديه كنند‪.‬‬

‫ماده ‪ :238‬آثار عدم تأديه وجه برات توسط براتگير‪:‬‬
‫اگر كسي كه براتي را قبول كرده و وجه آن را نپردازد و عليه او اعتراض عدم تأديه شود دارنده براتهاي‬

‫ديگري كه آن شخص قبول كرده و موعد آن نرسيده ميتوانند از قبولكننده تقاضا كنند‬
‫‪1‬ـ براي پرداخت وجه آن ضامن دهد‬
‫يا‬

‫‪2‬ـ پرداخت آن را به نحو ديگري تضمين نمايد‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪001‬‬

‫مبقانحونث تسجاورم‪:‬ت ندمرودقابرویل شخ ‪1‬ص‪00‬ثالث‪:‬‬

‫ماده ‪ :239‬قبول شخص ثالث‪:‬‬

‫براتدهنده‬

‫قبول كند‬ ‫اگر برات نكول ‪ +‬اعتراض شده شخص ثالث ميتواند آن را به نام يا‬

‫ظهرنويس‬

‫‪1‬ـ در اعتراضنامه قبول شخص ثالث قيد ميشود‪.‬‬

‫نحوه قبول شخص ثالث ‪2‬ـ قبولي به امضاي شخص ثالث ميرسد‪.‬‬

‫ماده ‪ :241‬حقوق دارنده بعد از قبول ثالث‪:‬‬
‫بعد از قبول ثالث تا قبل از تأديه برات تمام حقوق دارنده برات كه از نكول آن در برابر دارنده و‬

‫ظهرنويسها دارد محفوظ است‪.‬‬

‫مبحث چهارم‪ :‬در وعده برات‪:‬‬
‫ماده ‪ :241‬انواع وعده برات‪:‬‬

‫‪1‬ـ برات ممكن است به رؤيت باشد (بيوعده)‬
‫‪2‬ـ برات ممكن است به وعده يك يا چند روز يا يك يا چند ماه از رؤيت‬

‫برات باشد (به وعده از رؤيت)‬
‫انواع وعده برات ‪3‬ـ برات ممكن است به وعده يك يا چند روز يا يك يا چند ماه از تاريخ‬

‫برات باشد (به وعده از تاريخ برات)‬
‫‪4‬ـ برات ممكن است موكول به پرداخت در روز معين باشد‪( .‬داراي سررسيد‬

‫معين)‬

‫ماده ‪ :242‬قبول برات بيوعده (برات به رؤيت)‪:‬‬
‫هر گاه برات بيوعده قبول شود بايد فوراً پرداخت شود‬

‫به وسيله تاريخ قبولي يا‬ ‫ماده ‪ :243‬تعيين موعد پرداخت برات به وعده از رؤيت‪:‬‬
‫نحوه تعيين موعد پرداخت برات كه داراي وعده از رؤيت است‬

‫تاريخ اعتراض نكول‬

‫ماده ‪ :244‬تعطيل بودن روز موعد برات‪:‬‬
‫تلاقي موعد پرداخت برات با روز تعطيل بايد روز بعد از تعطيل تأديه شود‪.‬‬

‫تبصره‪ :‬اين قاعده در خصوص ساير اوراق تجاري لازمالرعايه است‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪005‬‬

‫مبقانحونث تپنجارجمت‪:‬نمظوهداررنویيس‪005 :‬‬
‫ماده ‪ :245‬انتقال برات‪:‬‬

‫انتقال برات به وسيله ظهرنويسي صورت ميگيرد‪.‬‬

‫ماده ‪ :246‬نحوه ظهرنويس‪:‬‬
‫ظهرنويسي بايد به امضاء ظهرنويس برسد ممكن است در ظهرنويسي تاريخ و نام منتقلاليه‬

‫برات ذكر شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :247‬آثار ظهرنويسي‪:‬‬
‫ظهرنويسي حاكي از انتقال برات است مگر اينكه ظهرنويس وكالت در وصول را قيد كرده‬

‫باشد‪.‬‬
‫‪1‬ـ انتقال برات محقق نشده است‪.‬‬
‫وكالت در وصول برات ‪2‬ـ دارنده برات حق وصول را دارد‪.‬‬
‫‪3‬ـ دارنده برات حق اعتراض و اقامه دعوي براي وصول خواهد داشت‬
‫جز در مواردي كه خلاف آن در برات تصريح شده باشد‬

‫ماده ‪ :248‬تاريخ مقدم در ظهرنويس‪:‬‬
‫هر گاه ظهرنويس در ظهرنويسي تاريخ مقدمي ذكر كند مزور شناخته ميشود‪.‬‬

‫مبحث ششم‪ :‬مسئوليت‪:‬‬
‫ماده ‪ :249‬مسئوليت معتمدان برات‪:‬‬

‫‪ )1‬براتدهنده‬
‫‪ )2‬قبولكننده برات در مقابل دارنده برات مسئوليت تضامني دارند‪.‬‬

‫‪ )3‬ظهرنويسها‬

‫ـ دارنده برات در صورت عدم تأديه و اعتراض ميتواند به هر كدام از آنها منفرداً يا مجتمعاً‬
‫رجوع كند‪.‬‬

‫ـ هر يك از ظهرنويسها نيز ميتواند به ظهرنويسهاي ماقبل و براتدهنده رجوع كند‪.‬‬

‫‪ -‬اقامه دعوي عليه يك يا چند نفر از مسئولين برات موجب اسقاط حق رجوع به ساير‬
‫مسئولي ن نيست‪.‬‬

‫ـ اقامهكننده دعوي لازم نيست ترتيب ظهرنويسي را از حيث تاريخ رعايت كند‪.‬‬
‫ـ ضامن كه ضمانت براتدهنده يا محالعليه يا ظهرنويس را كرده فقط با كسي كه از او‬

‫ضمانت كرده مسئوليت تضامني دارد‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪006‬‬

‫ماقدانهو ‪1‬ن ت‪5‬ج‪2‬ا‪:‬رمت نشمروودارطیكردن تأ‪6‬د‪0‬ي‪0‬ه برات‪:‬‬
‫هر يك از مسئولين تأديه برات ميتواند پرداخت برات را موكول به موارد ذيل كند‪:‬‬

‫‪1‬ـ تسليم برات‬
‫و‬

‫‪2‬ـ اعتراضنامه‬
‫و‬

‫‪3‬ـ صورتحساب متفرعات‬
‫و‬

‫‪4‬ـ مخارج قانوني كه بايد بپردازد‪.‬‬

‫ماده ‪ :251‬ورشكستگي برخي مسئولين برات‪:‬‬

‫در صورت ورشكستگي برخي مسئولين برات دارنده برات ميتواند در هر يك از غرما يا‬

‫تمام غرما براي وصول تمام طلب خود اعم از وجه برات و متفرعات و مخارج قانوني داخل‬

‫شود تا طلب خود را كاملاً وصول كند‪.‬‬

‫مدير تصفيه هيچيك از ورشكستگان نميتواند براي وجهي كه به صاحب چنين طلبي پرداخته‬

‫ميشود به مدير تصفيه ورشكسته ديگر رجوع كند مگر اينكه مجموع وجوهي كه از دارايي تمام‬

‫ورشكستگان به صاحب طلب تخصيص مييابد بيش از طلب او باشد در اين صورت مازاد بايد‬

‫به ترتيب تاريخ تعهد تا ميزان وجهي كه هر كدام پرداختهاند جزء دارايي ورشكستگاني‬

‫محسوب گردد كه به ساير ورشكستگان حق رجوع دارند‪.‬‬

‫تبصره‪ :‬مفاد اين ماده در مورد ورشكستگي هر چند نفري كه براي پرداخت دين مسئوليت‬

‫تضامني داشتها ند لازمالرعايه است‪.‬‬

‫مبحث هفتم‪ :‬در پرداخت‪:‬‬

‫ماده ‪ :252‬نحوه پرداخت‪:‬‬

‫پرداخت برات با نوع پولي كه در آن معين شده صورت ميگيرد‪.‬‬

‫ماده ‪ :253‬انتخاب نوع پول‪:‬‬

‫اگر دارنده ‪ )1‬براتدهنده‬

‫پولي غير از پول معين شده در برات‬ ‫برات به يا‬

‫‪ )2‬كسي كه برات را به او منتقل كرده است‬

‫بدهد و آن برات در نتيجه نكول يا امتناع از قبول ‪ )1‬براتدهنده‬

‫يا عدم تأديه اعتراض شود دارنده برات ميتواند از يا نوع پولي را كه داده يا نوع پول معين‬

‫شده در برات را مطالبه كند‪.‬‬

‫‪ )2‬كسي كه برات را به او منتقل كرده‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪007‬‬

‫درقابنورانتتجراارمتطنالمبوهداركنید ولي ا‪7‬ز‪00‬ساير مسئولين برات جز نوع پول معين شده در برات قابل‬
‫مطالبه نيست‪.‬‬

‫ماده ‪ :254‬پرداخت برات به وعده‪:‬‬
‫برات به وعده بايد روز آخر وعده پرداخته شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :255‬روز رؤيت و روز صدور برات‪:‬‬
‫‪1‬ـ در براتي كه به وعده از رؤيت است روز رؤيت حساب نميشود‬
‫‪2‬ـ در براتي كه به وعده از تاريخ صدور است روز صدور برات حساب نخواهد شد‬

‫ماده ‪ :256‬پرداخت برات قبل از موعد‪:‬‬
‫اگر شخصي قبل از موعد وجه برات را پرداخت كند در برابر ساير اشخاص ذيحق در برات‬

‫مسئول است‪.‬‬
‫ماده ‪ :257‬اعطاي مهلت توسط دارنده‪:‬‬
‫اگر دارنده برات به قبولكننده (براتگير) مهلت پرداخت دهد به ظهرنويسهاي ماقبل ‪+‬‬
‫براتدهنده كه به مهلت فوق رضايت ندادهاند حق رجوع ندارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :258‬پرداخت در موعد مقرر‪:‬‬
‫شخصي كه در سر وعده وجه برات را بپردازد بريالذمه محسوب ميشود مگر آنكه وجه‬

‫برات قانون ًا نزد او توقيف شده باشد‪.‬‬
‫ماده ‪ :259‬پرداخت برات به موجب نسخ ثاني و ‪:...‬‬
‫اگر روي نسخه دوم يا سوم و ‪ ...‬قيد شده باشد كه پس از پرداخت وجه‪ ،‬نسخ ديگر بلااعتبار‬
‫است پرداخت وجه برات ممكن است به موجب آن نسخ به عمل آيد‪.‬‬

‫ماده ‪ :261‬پرداخت برحسب نسخه قبول شده‪:‬‬
‫شخصي كه وجه برات را برحسب نسخه قبول نشده بپردازد در مقابل شخص دارنده برات‬

‫قبول شده مسئول پرداخت وجه است‪.‬‬
‫ماده ‪ :261‬مفقودي برات قبل از قبولي‪:‬‬
‫در صورت مفقودي برات قبول نشده دارنده ميتواند وصول آن را به موجب نسخ دوم يا‬

‫سوم و ‪ ...‬تقاضا كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :262‬مفقودي برات قبول شده‪:‬‬
‫در صورت مفقودي نسخه قبول شده تقاضاي پرداخت فقط با امر دادگاه ‪ +‬دادن ضامن‬

‫به عمل ميآيد‪.‬‬

‫ماده ‪ :263‬تكليف شخص مفقودكننده برات‪:‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪008‬‬

‫ك قسانوينكتهجبارراتتنقمبوودارلیشده يا ن‪8‬ش‪0‬د‪0‬ه را مفقود كرده ميتواند نسخ دوم يا سوم يا ‪ ...‬را تحصيل كند‬
‫و پس از اثبات مالكيت بر برات ميتواند با دادن ضامن ‪ +‬امر محكمه پرداخت وجه برات را‬

‫مطالبه كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :264‬حفظ حقوق مفقودكننده برات‪:‬‬
‫اگر پس از تقاضاي مذكور در مواد ‪ 262 ،261‬و ‪ 263‬از تأديه وجه برات خودداري شود‬

‫مفقودكننده برات ميتواند تمام حقوق خود را به وسيله اعتراضنامه حفظ كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :265‬شرايط اعتراضنامه‪:‬‬
‫اعتراضنامه موضوع ماده قبل بايد ظرف مدت ‪ 24‬ساعت از تاريخ وعده برات تنظيم شده و‬

‫در مواعد مقرر قانوني به براتدهنده ‪ +‬ظهرنويس ابلاغ شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :266‬تحصيل نسخه ثاني توسط مفقودكننده‪:‬‬
‫صاحب برات مفقود بايد براي تحصيل نسخه ثاني به ظهرنويس قبل از خود رجوع كند‪،‬‬
‫ظهرنويس مذكور نيز بايد اختيار رجوع صاحب برات را به ظهرنويسهاي قبلي بدهد و هر‬

‫ظهرنويس بايد اختيار رجوع به ظهرنويس قبلي را بدهد تا به صادركننده برات برسد‪.‬‬
‫مخارج اين اقدامات با صاحب برات مفقود است‪.‬‬

‫امتناع ظهرنويس از دادن اختيار رجوع مسئوليت تأديه وجه برات و خسارات صاحب‬
‫برات مفقود را به عهده دارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :267‬مدت ضمانت برات مفقودي‪:‬‬
‫مدت ضمانت ضامن برات مفقود ‪ 3‬سال مگر آنكه ضامن مدتي براي ضمانت معين كرده باشد‪.‬‬
‫ـ اگر ظرف مدت مذكور رسماً مطالبه يا اقامه دعوي نشده باشد از اين حيث دعوي بر عليه‬

‫او در محكمه مسموع نيست‪.‬‬
‫ماده ‪ :268‬پرداخت قسمتي از مبلغ برات‪:‬‬
‫اگر قسمتي از وجه برات پرداخته شود براتدهنده ‪ +‬ظهرنويسها به همان اندازه بري‬
‫ميشوند و دارنده فقط ميتواند نسبت به بقيه مبلغ اعتراض كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :269‬اعطا مهلت توسط دادگاه‪:‬‬
‫دادگاه نميتواند بدون رضايت صاحب برات براي تأديه وجه برات مهلت بدهد‪.‬‬

‫* مواد ‪ 268‬و ‪ 269‬دقيق ًا برخلاف ديون مدني است يعني در ديون ناشي از اسناد تجاري (به جز چك) اولاً‬

‫پرداخت قسمتي از دين جايز است ثانياً دادگاه نميتواند بدون اذن بستانكار به طلبكار مهلت دهد‪ .‬اما در ساير‬
‫ديون اول ًا پرداخت قسمتي از دين بدون رضايت بستانكار جايز نيست و ثاني ًا دادگاه ميتواند با توجه به اوضاع و‬

‫احوال مديون به بدهكار مهلت دهد يا قرار اقساط بگذارد‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪009‬‬

‫مبقانحونث تهجاشرتتمن (متوأدادريیه برات ب‪9‬ه‪00‬وسيله شخص ثالث)‪:‬‬

‫ماده ‪ :271‬پرداخت توسط شخص ثالث‪:‬‬
‫‪1‬ـ براتدهنده‬
‫هر شخص ثالثي ميتواند از طرف يا وجه برات اعتراض شده را پرداخت نمايد‪.‬‬
‫دخالت شخص ثالث و پرداخت وجه بايد در‬
‫اعتراضنامه يا ذيل آن قيد شود‪.‬‬
‫‪2‬ـ يكي از ظهرنويسها‬

‫ماده ‪ :271‬حقوق و وظايف شخص ثالث‪:‬‬
‫حقوق و وظايف شخص ثالث پرداختكننده دقيق ًا همان حقوق و وظايف دارنده برات است‪.‬‬

‫ماده ‪ :272‬اثر پرداخت شخص ثالث‪:‬‬
‫‪ )1‬پرداخت شخص ثالث از طرف براتدهنده‪ :‬تمام ظهرنويسها بريالذمه‬

‫اثر پرداخت ميشوند‪.‬‬
‫شخص ثالث ‪ )2‬پرداخت شخص ثالث از طرف يكي از ظهرنويسها‪ :‬ظهرنويسهاي بعد از او‬

‫بريالذمه ميشوند‪.‬‬

‫ماده ‪ :273‬پيشنهاد پرداخت وجه برات از سوي دو نفر‪:‬‬
‫پيشنهاد پرداخت وجه برات به صورت متفق ًا از سوي دو نفر هر يك از جانب يكي از مسئولين‬
‫برات پيشنهاد كسي پذيرفته ميشود كه تأديه وجه از طرف او عده زيادتري از‬

‫مسئولين را بري سازد‪.‬‬
‫اگر خود محالعليه (براتگير) پس از اعتراض براي تأديه وجه حاضر شود بر هر شخص‬

‫ثالثي ترجيح دارد‪.‬‬
‫مبحث نهم‪ :‬حقوق و وظايف دارنده برات‪:‬‬
‫ماده ‪ :274‬وظايف دارنده برات در مطالبه وجه برات‪:‬‬
‫دارنده برات مكلف است پرداخت برات يا قبولي آن را در بروات به رؤيت يا به وعده از‬
‫رؤيت اعم از اينكه در ايران يا خارج صادر شده باشد ظرف يك سال از تاريخ برات مطالبه‬
‫كند و گرنه حق رجوع به ظهرنويسان و براتدهندهاي كه وجه برات را به محالعليه‬

‫رسانيده ندارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :275‬تعيين مهلت براي قبولي‪:‬‬
‫اگر در برات مهلت بيشتر يا كمتر از مهلت فوقالذكر مقرر شده باشد دارنده برات بايد در‬
‫همان مدت قبولي برات را تقاضا كند و گرنه حق رجوع به ظهرنويسان و براتدهندهاي كه‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫و قجانهوبنرتاجاتررات بنهمومدارحایلعليه ‪1‬ر‪1‬س‪0‬انيده نخواهد داشت‪.‬‬

‫ماده ‪ :276‬تعيين مهلت قبولي توسط ظهرنويس‪:‬‬
‫در صورت تعيين مهلت قبولي توسط ظهرنويس دارنده برات بايد در ظرف مهلت مقرر‬
‫تقاضاي قبولي كند و گرنه در مقابل آن ظهرنويس نميتواند از مقررات مربوط به بروات‬

‫استفاده كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :277‬عدم رعايت مواعد برات توسط دارنده‪:‬‬
‫هر گاه دارنده برات به رؤيت يا به وعده از رويت به وظايف خود در خصوص مطالبه قبولي يا‬

‫پرداخت برات عمل نكند مطابق مقررات فوق حق او ساقط ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :278‬انعقاد قرارداد با مسئولين برات‪:‬‬
‫مقررات و وظايف فوق مانع انعقاد قرارداد ديگري با دارنده برات ‪ +‬براتدهنده ‪+‬‬

‫ظهرنويسها نخواهد بود‪.‬‬

‫ماده ‪ :279‬مطالبه وجه‪:‬‬
‫دارنده برات بايد روز وعده وجه برات را مطالبه كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :281‬اعتراض عدم تأديه‪:‬‬
‫اعتراض عدم تأديه امتناع از تأديه وجه برات بايد ظرف ده روز از تاريخ وعده به‬

‫وسيله نوشتهاي كه اعتراض عدم تأديه نام دارد معلوم شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :281‬تعطيلي آخرين روز موعد اعتراض‪:‬‬
‫در صورت تعطيل روز دهم اعتراض روز بعد به عمل ميآيد‪.‬‬

‫ماده ‪ :282‬الزام به اعتراض عدم تأديه‪:‬‬
‫فوت محالعليه‬
‫يا‬

‫ورشكستگي محالعليه دارنده برات را از اعتراض عدم تأديه معاف نميكند‪.‬‬
‫يا‬

‫اعتراض نكول‬

‫حق اعتراض براي دارنده برات‬ ‫ماده ‪ :283‬اعتراض قبل از وعده‪:‬‬
‫در صورتي كه قبولكننده برات قبل از وعده ورشكست شود‬

‫باقي است‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪010‬‬

‫ماقدانهون‪ 4‬ت‪8‬ج‪2‬ا‪:‬ر اتطنلماوعداارنتیقالدهن‪10‬ده‪ 0‬برات از اعتراض عدم تأديه‪:‬‬
‫دارنده برات اعتراض شده بايد ظرف ده روز از تاريخ اعتراض‪ ،‬عدم تأديه را به كسي كه برات را‬

‫به او واگذار كرده اطلاع دهد‬
‫طرق اطلاع به ‪1‬ـ اظهارنامه رسمي‬

‫انتقالدهنده برات ‪2‬ـ پست سفارشي‬

‫ماده ‪ :285‬لزوم اطلاع به مسئولين برات‪:‬‬
‫هر يك از ظهرنويسها نيز بايد ظرف مدت ده روز از تاريخ دريافت اطلاع نامه‪ ،‬آن را به‬

‫همان وسيله به ظهر نويس قبلي خود اطلاع دهند‪.‬‬

‫ماده ‪ :286‬مهلت اقامه دعوي در برات كه در ايران تأديه ميشود‪:‬‬
‫دارنده برات كه بايد در ايران تأديه شود و به علت عدم پرداخت اعتراض شده براي استفاده از‬
‫مسئوليت تضامني صادركننده و ظهرنويسان بايد ظرف يك سال از تاريخ اعتراض اقامه‬

‫دعوي كند‪.‬‬
‫تبصره‪ :‬در صورت متفاوت بودن محل پرداخت وجه برات با محل اقامت مدعيعليه به‬

‫ازاي هر شش فرسخ يك روز اضافه ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :287‬مهلت اقامه دعوي در برات كه در خارج تأديه ميشود‪:‬‬
‫مهلت اقامه دعوي براي براتي كه بايد در خارج تأديه شود (جهت استفاده از مسئوليت تضامني‬

‫صادركننده و ظهرنويسان) دو سال از تاريخ اعتراض‬

‫ماده ‪ :288‬شرايط استفاده از مسئوليت تضامني براي ظهرنويسان‪:‬‬

‫شرايط استفاده ظهرنويسان ‪ )1‬اگر به موجب اقامه دعوي وجه برات را پرداخته از‬

‫از مسئوليت تضامني فرداي ابلاغ احضاريه محكمه در مواعد مذكور در ماده ‪286‬‬

‫و ‪ 287‬طرح دعوا كند‪.‬‬ ‫ماده ‪249‬‬

‫در خصوص ظهرنویسان ‪ )2‬اگر وجه برات را بدون اقامه دعوي عليه خود پرداخته از‬

‫فرداي روز تأديه در مواعد مذكور در ماده ‪ 286‬و ‪ 287‬طرح‬ ‫قبلی و صادر کننده برات‬
‫دعوا كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :289‬مرور زمان دعوي عليه ظهرنويس‪:‬‬

‫پس از انقضاء مواعد فوق دعوي دارنده عليه ظهرنويس و دعوي ظهرنويسان عليه ظهرنويسان‬

‫قبلي در دادگاه پذيرفته نخواهد شد‪.‬‬

‫پس از انقضاء مواعد فوق دارنده و‬ ‫ماده ‪ :291‬مرور زمان دعوي عليه صادركننده‪:‬‬
‫اگر صادركننده وجه برات را به محالعليه رسانيده باشد‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫ظ قهانرنووين تساجانر نتم نيمتووادانرندی عليه ص‪1‬ا‪1‬در‪0‬كننده طرح دعوي كنند‪.‬‬
‫در حالت فوق دارنده فقط ميتواند به محالعليه (براتگير) رجوع نمايد‪.‬‬

‫ماده ‪ :291‬طرح دعوي پس از انقضاي مهلت‪:‬‬
‫اگر پس از انقضاي مواعد‪ ،‬براتدهنده يا هر يك از ظهرنويسان تحت هر عنوان وجهي را كه به‬
‫محالعليه رسانيده بود مسترد دارد دارنده برات حق طرح دعوي عليه دريافتكننده وجه‬

‫خواهد داشت‪.‬‬

‫ماده ‪ :292‬تأمين خواسته‪:‬‬
‫پس از اقامه دعوي دادگاه مكلف است به محض تقاضاي دارنده برات اعتراضشده معادل‬

‫وجه برات را از اموال مدعيعليه به عنوان تأمين توقيف كند‪.‬‬

‫مبحث دهم‪ :‬در اعتراض (پروتست)‪:‬‬

‫ماده ‪ :293‬موارد اعتراض و شرايط اعتراضنامه‪:‬‬

‫‪1‬ـ در يك نسخه تنظيم ميشود‪.‬‬ ‫‪1‬ـ نكول‬

‫موارد طرح اعتراض ‪2‬ـ امتناع از قبول يا نكول شكل اعتراضنامه‬

‫‪2‬ـ به موجب امر دادگاه توسط‬ ‫‪3‬ـ عدم تأديه برات‬

‫مأمور اجرا ابلاغ ميشود‪.‬‬

‫كساني كه اعتراضنامه ‪ )1‬محالعليه‬

‫بايد به آنها ابلاغ شود ‪ )2‬اشخاصي كه در برات براي تأديه وجه معين شدهاند‬

‫‪ )3‬شخص ثالثي كه برات را قبول كرده است‪.‬‬

‫ـ در صورت عدم وجود دادگاه در محل‪ ،‬وظايف دادگاه را به ترتيب‪:‬‬

‫‪1‬ـ امين صلح يا ‪2‬ـ رئيس ثبت اسناد يا ‪3‬ـ محاكم محلي انجام ميدهند‪.‬‬

‫ماده ‪ :294‬محتويات اعتراضنامه‪:‬‬
‫‪1‬ـ سواد كامل برات با كليه محتويات اعم از قبولي و ظهرنويسي و ‪...‬‬

‫محتويات اعتراض نامه ‪2‬ـ امر به تأديه وجه برات‬
‫ـ مأمور اجرا بايد حضور يا غياب شخصي كه بايد وجه برات را بدهد و علل عدم تأديه يا امتناع‬

‫از قبول و همچنين عدم امكان امضاء يا امتناع از امضاء را در ذيل اعتراضنامه قيد كند‪.‬‬
‫ماده ‪ :295‬موارد جايگزين اعتراضنامه‪:‬‬

‫هيچ نوشتهاي جايگزين اعتراضنامه نميشود مگر موارد مذكور در مواد ‪ 261‬تا ‪ 263‬در‬
‫خصوص برات مفقود شده‬

‫مواد ‪ :296‬وظيفه مأمور اجرا‪:‬‬
‫مأمور اجرا بايد سواد صحيح اعتراضنامه را به محل اقامت اشخاص مذكور در ماده ‪ 293‬بدهد‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪011‬‬

‫ماقدانهون‪7‬ت‪9‬ج‪2‬ا‪:‬رثتب نمتومدافراید اعترا‪1‬ض‪1‬ن‪0‬امه در دفتر مخصوص‪:‬‬
‫دفتر دادگاه يا دفتر مقاماتي كه وظايف دادگاه را انجام ميدهد بايد مفاد اعتراضنامه را روزبهروز‬
‫به ترتيب تاريخ و شماره در دفتر مخصوص كه صفحات آن توسط رئيس دادگاه يا قائممقام او‬
‫شماره و امضاء شده ثبت نمايند‪ .‬در صورت قيد محل اقامت براتدهنده يا ظهرنويس اول در‬
‫برات‪ ،‬دفتر محكمه مكلف است آنها را با پست سفارشي از علل امتناع از تأديه برات مطلع كند‪.‬‬

‫مبحث يازدهم‪ :‬برات رجوعي‪:‬‬
‫ماده ‪ :298‬تعريف برات رجوعي‪:‬‬
‫برات رجوعي براتي كه دارنده برات اصلي پس از اعتراض براي دريافت وجه برات ‪+‬‬
‫مخارج صدور اعتراضنامه ‪ +‬تفاوت نرخ به عهده براتدهنده يا يكي از ظهرنويسان صادر‬

‫ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :299‬مسئوليت تفاوت نرخها‪:‬‬

‫‪1‬ـ برات رجوعي به عهده براتدهنده اصلي‪ :‬تفاوت نرخ مكان تأديه‬

‫برات اصلي و نرخ مكان صدور برات رجوعي به عهده براتدهنده اصلي‬

‫مسئوليت تفاوت نرخها است‪.‬‬

‫‪2‬ـ برات رجوعي به عهده ظهرنويسان‪ :‬تفاوت نرخ مكان تسليم برات‬

‫اصلي يا مكان انجام معامله و نرخ مكان صدور برات رجوعي به عهده‬

‫ظهرنويس مذكور است‪.‬‬

‫ماده ‪ :311‬صورتحساب منضم به برات رجوعي‪:‬‬

‫محتويات صورتحساب ‪ )1‬اسم شخصي كه برات رجوعي به عهده او صادر شده است‪.‬‬

‫منضم شده به برات ‪ )2‬مبلغ اصلي برات اعتراض شده‬

‫‪ )3‬مخارج اعتراضنامه و ساير مخارج معموله از قبيل حقالعمل طرف‬ ‫رجوعي‬

‫و دلال و وجه تمبر و مخارج پستي و ‪...‬‬

‫‪ )4‬مبلغ تفاوت نرخهاي مذكور در ماده ‪299‬‬

‫ماده ‪ :311‬شرايط صورتحساب‪:‬‬

‫شرايط صورتحساب ‪1‬ـ توسط دو تاجر تصديق شود‬

‫‪2‬ـ برات اعتراض شده ‪ +‬سواد برابر اصل شده از اعتراضنامه ضميمه‬ ‫منضم شده‬

‫صورتحساب شود‬

‫ماده ‪ :312‬برات رجوعي عهده ظهرنويسان‪:‬‬

‫اگر برات رجوعي عهده يكي از ظهرنويسان باشد علاوهبر محتويات فوق بايد تصديقنامه‬

‫محتوي تفاوت بين نرخ مكان تأديه برات اصلي و مكان صدور برات رجوعي ضميمه شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :313‬ممنوعيت صورتحساب متعدد براي يك برات‪:‬‬

‫نسبت به يك برات نميتوان صورتحساب بازگشت متعدد ترتيب داد و اگر برات رجوعي به‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫عهقاندهو ينكتجيا ارزت نظمهورنداوريیسها باش‪1‬د‪01‬حساب بازگشت متوالياً‪ ،‬توسط ظهرنويسها پرداخته ميشود تا‬
‫به براتدهنده برسد‪.‬‬

‫هزينههاي برات رجوعي را نميتوان كامل ًا برعهده يك نفر گذاشت و هر يك از ظهرنويسها و‬
‫براتدهنده فقط عهدهدار يك خرج است‪.‬‬

‫از روز‬ ‫ماده ‪ :314‬مبدأ خسارت تأخير تأديه‪:‬‬
‫مبدأ خسارت ‪ )1‬مبدأ خسارت تأخير تأديه مبلغ اصلي برات از روز اعتراض‬

‫تأخير تأديه ‪ )2‬مبدأ خسارت تأخير تأديه مخارج اعتراض و مخارج برات رجوعي‬
‫اقامه دعوي‬

‫مبحث دوازدهم‪ :‬قوانين خارجي‪:‬‬

‫ماده ‪ :315‬صدور برات در خارج‪:‬‬

‫بروات صادر ‪ )1‬شرايط اساسي بروات صادر شده در خارج از ايران تابع قوانين كشور‬

‫شده در خارج محل صدور‬

‫‪ )2‬تعهدات براتي اعم از ظهرنويس و قبولي و ‪ ...‬تابع قانون كشور محل‬

‫ايجاد تعهد‬

‫* اگر تعهدات براتي طبق قانون ايران صحيح باشد يا شرايط اساسي برات طبق قانون ايران موجود باشد كساني‬

‫كه در ايران تعهداتي كردهاند حق استناد به اين ندارند كه شرايط اساسي برات يا تعهدات براتي مقدم بر‬
‫تعهدات آنها مطابق با قوانين خارجي نيست‪.‬‬

‫ماده ‪ :316‬تعارض قوانين‪:‬‬

‫اعتراض و ساير اقدامات قانوني جهت حفظ حقوق ناشي از برات و استفاده از آن در خارج‬

‫تابع قانون كشوري كه آن اقدام بايد در آنجا انجام شود‪.‬‬

‫فصل دوم‪ :‬درفتهطلب (سفته)‪:‬‬

‫ماده ‪ :317‬تعريف سفته‪:‬‬

‫سفته يافتهطلب سندي كه به موجب آن امضاءكننده تعهد ميكند مبلغي در موعد‬

‫حامل‬

‫يا‬ ‫معين يا عندالمطالبه‬
‫شخص معين بپردازد‪.‬‬

‫يا‬ ‫در وجه‬
‫به حوالهكرد آن شخص‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪015‬‬

‫ماقدانهون‪8‬ت‪1‬ج‪3‬ا‪:‬رتش نراميوداطرشیكلي س‪5‬ف‪1‬ت‪0‬ه‪:‬‬
‫‪1‬ـ امضاء يا مهر‬

‫‪2‬ـ تاريخ‬
‫شرايط شكلي سفته ‪3‬ـ مبلغ با حروف‬

‫‪4‬ـ گيرنده وجه‬
‫‪5‬ـ تاريخ پرداخت‬

‫ماده ‪ :319‬اجراي مقررات برات در سفته‪:‬‬

‫در مورد سفته لازمالرعايه است‪.‬‬ ‫مقررات راجع به بروات تجاري‬
‫فصل سوم‪ :‬چك‪:‬‬

‫ماده ‪ :311‬تعريف چك‪:‬‬

‫چك نوشتهاي كه به موجب آن صادركننده وجوهي را كه نزد محالعليه دارد كلاً يا بعض ًا‬
‫مسترد يا به ديگري واگذار نمايد‪.‬‬
‫ماده ‪ :311‬شرايط شكلي چك‪:‬‬

‫‪1‬ـ محل صدور‬

‫شرايط شكلي چك ‪2‬ـ تاريخ صدور‬

‫‪3‬ـ امضاي صادركننده‬

‫پرداخت وجه نبايد وعده داشته باشد‪.‬‬

‫* وجود وعده در چك موجب از بين رفتن صفت تجاري بودن از چك نميباشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :312‬انواع چك‪:‬‬

‫‪1‬ـ چك در وجه حامل‬
‫انواع ‪2‬ـ در وجه شخص معين ـ چك ممكن است به صرف امضاء در ظهر به ديگري منتقل شود‪.‬‬

‫چك ‪3‬ـ به حوالهكرد‬

‫ماده ‪ :313‬پرداخت وجه چك‪:‬‬
‫وجه چك بايد به محض ارائه كارسازي شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :314‬تجاري محسوب نشدن صدور چك‪:‬‬
‫صدور چك ولو از محلي به محل ديگر ذات ًا عمل تجارتي نيست‪.‬‬
‫‪1‬ـ ضمانت صادركننده و ظهرنويسان‬

‫مقررات اين قانون در خصوص ‪2‬ـ اعتراض عدم تأديه‬
‫بروات كه شامل چك نيز ميشود ‪3‬ـ اقامه دعوي و ضمان‬

‫‪4‬ـ مفقود شدن‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪016‬‬

‫ماقدانهون‪5‬ت‪1‬ج‪3‬ا‪:‬رمتهنلموتدارمطیالبه وج‪16‬ه‪0‬چك و مرور زمان مسئوليت ظهرنويس‪:‬‬

‫ظرف ‪ 15‬روز‬ ‫‪1‬ـ چك در همان مكاني كه صادر شده بايد تأديه گردد‬ ‫مهلت دارنده چك‬
‫براي مطالبه وجه‬
‫از تاريخ صدور بايد مطالبه گردد‬

‫چك براي استفاده ‪2‬ـ چك از يك نقطه به نقطه ديگر ايران صادر شده باشد ظرف ‪45‬‬

‫روز از تاريخ صدور بايد مطالبه گردد‬ ‫از مسئوليت‬
‫تضامني صادركننده‬
‫ظرف ‪ 4‬ماه‬ ‫و ظهرنويسان ‪3‬ـ چك در خارج صادر شده و بايد در ايران پرداخته شود‬

‫از تاريخ صدور بايد مطالبه گردد‬

‫اگر دارنده ظرف مواعد فوق وجه چك را مطالبه نكند دعوي او بر عليه ظهرنويسان مسموع‬
‫نيست و اگر وجه چك به سببي كه مربوط به محالعليه است از بين برود دعوي دارنده بر‬

‫عليه صادركننده نيز در محكمه مسموع نيست‪.‬‬

‫ماده ‪ :316‬شرايط وصول چك‪:‬‬
‫كسي كه وجه چك را دريافت ميكند بايد ظهر آن را امضاء يا مهر كند حتي اگر چك‬

‫در وجه حامل باشد‪.‬‬
‫ماده ‪ :317‬چك صادره از خارج‪:‬‬
‫مقررات چكهاي كه در ايران صادر شده نسبت به چكهاي صادر شده در خارج كه بايد در‬
‫ايران تأديه شود رعايت ميشود ولي مهلت مطالبه وجه چك از سوي دارنده چك در اين حالت‬

‫چهار ماه از تاريخ صدور است‪.‬‬
‫فصل چهارم (مرور زمان)‪:‬‬

‫ماده ‪ :318‬مدت مرور زمان‪:‬‬
‫شرايط مرور زمان ‪1‬ـ دعاوي راجع به برات يا سفته يا چك باشد‬
‫به اسناد تجاري ‪2‬ـ از طرف تجار يا براي امور تجارتي صادر شده باشد‬
‫‪3‬ـ ‪ 5‬سال از تاريخ صدور اعتراضنامه يا آخرين تعقيب قضايي گذشته‬

‫باشد‬
‫در صورت وقوع هر سه شرط فوق دعاوي ناشي از آنها در محاكم مسموع نيست مگر آنكه‬
‫در ظرف اين مدت رسم ًا اقرار به دين واقع شده باشد كه در اين صورت مبدأ مرور زمان‬

‫از تاريخ اقرار محسوب ميشود‪.‬‬
‫در صورت عدم اعتراض مبدأ مرور زمان از تاريخ انقضاي مهلت اعتراض شروع ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :319‬مطالبه وجه پس از مرور زمان ‪ 5‬سال‪:‬‬
‫نحوه مطالبه وجه پس از حصول مرور زمان دارنده برات يا سفته يا چك ميتواند از كسي‬

‫كه به ضرر او استفاده بلاجهت كرده تا حصول مرور زمان اموال منقوله مطالبه كند‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪017‬‬

‫تبقانصورنه‪:‬ت اجگارر بترنامتوديااریسفته يا‪7‬چ‪01‬ك فاقد شرايط اساسي مقرر در اين قانون باشند نيز حكم فوق‬
‫جاري است‪.‬‬

‫* هر چند مرور زمان مذكور در قانون تجارت همچنان به قوت خود باقي است ولي مرور زمان اموال منقوله‪ ،‬ديگر‬

‫در حقوق ما جايگاهي ندارد و دارنده سند تجاري پس از حصول مرور زمان مقرر در قانون تجارت ميتواند در هر‬
‫زمان با طرح دادخواست دارا شدن بلاجهت وجه سند را مطالبه كند‪.‬‬

‫باب پنجم‪ :‬اسناد در وجه حامل‪:‬‬
‫ماده ‪ :321‬مالك محسوب شدن دارنده سند در وجه حامل‪:‬‬
‫دارنده سند وجه حامل مالك سند و محق در مطالبه است مگر در صورت اثبات خلاف‪ .‬ولي‬
‫اگر مقامات قضايي پردخت وجه را توقيف كنند‪ .‬پرداخت وجه سند به دارنده سند حامل‪،‬‬
‫مديون را نسبت به ثالثي كه ممكن است مالك سند باشد بري نخواهد كرد‪.‬‬

‫ماده ‪ :321‬تأديه وجه به دارنده سند‪:‬‬
‫مديون سند فقط در مقابل اخذ سند مكلف به پرداخت است مگر در صورت صدور حكم به‬

‫بطلان سند‬

‫ماده ‪ :322‬مفقودي سند در وجه حامل داراي منافع مستمر‪:‬‬
‫در صورت مفقودي سند در وجه حامل داراي كوپنهاي ضميمه (مثل اوراق مشاركت) يا سندي كه‬

‫به دارنده آن حق ميدهد مرتباً سود دريافت كند جهت بطلان سند طبق مواد ذيل عمل ميشود‪.‬‬
‫ماده ‪ :323‬تشريفات صدور حكم بطلان‪:‬‬

‫مدعي مفقود شدن سند بايد در دادگاه ثابت كند سند در تصرف او بوده و مفقود شده‬
‫است‪.‬‬

‫در صورت مفقودي اوراق كوپن يا ضمائم سند ابراز خود سند كافي است‪.‬‬

‫ماده ‪ :324‬آگهي بطلان‪:‬‬
‫اگر دادگاه ادعاي مدعي را قابل اعتماد دانست بايد به وسيله آگهي در جرايد به دارنده سند‬

‫مجهول اخطار كند‪( .‬سه بار در روزنامه رسمي و عندالاقضاء جرايد ديگر)‬
‫صدور حكم به بطلان سه سال پس از انتشار اولين آگهي و عدم ابراز سند‬

‫* دادگاه ميتواند مدتي بيشتر از سه سال تعيين كند ولي كمتر از آن ممكن نيست‪.‬‬

‫‪1‬ـ گرفتن ضامن‬ ‫ماده ‪ :325‬دستور عدم پرداخت وجه سند‪:‬‬
‫‪2‬ـ تأميني كه دادگاه حكم ميدهد‪.‬‬ ‫در صورت درخواست مدعي دادگاه ميتواند به‬
‫مديون دستور دهد كه وجد سند را بپردازد به صورت‪:‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪018‬‬

‫ماقدانهون‪ 6‬ت‪2‬جا‪:3‬ر متفنقموودداريیاوراق ك‪8‬و‪1‬پ‪0‬ن‪:‬‬
‫در صورت مفقود شدن اوراق كوپن و لازمالتأديه شدن آن حين رسيدگي مطابق مواد ‪ 332‬و‬

‫‪ 333‬عمل ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :327‬آگهي اخطار در جرايد‪:‬‬
‫اخطار ماده ‪ 324‬بايد سه بار در روزنامه رسمي منتشر شود دادگاه ميتواند آگهي در جرايد‬

‫ديگر را نيز مقرر كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :328‬ابراز سند پس از آگهي‪:‬‬
‫اگر پس از آگهي سند مفقود ابراز شود دادگاه به مدعي مهلت متناسب ميدهد تا دلايل خود را‬
‫ارائه و دعواي خود را تعقيب كند و در غير اينصورت مدعي محكوم به بيحقي شده و سند به‬

‫ابرازكننده مسترد ميشود‪.‬‬

‫صدور حكم بطلان‬ ‫ماده ‪ :329‬حكم بطلان‪:‬‬
‫عدم ابراز سند ظرف مدت سه سال يا مدت مقرر شده توسط دادگاه‬

‫توسط دادگاه‬

‫ماده ‪ :331‬اطلاع عموم از ابطال سند‪:‬‬
‫پس از ابطال نيز به وسيله آگهي در روزنامه رسمي يا هر وسيله ديگري به نظر دادگاه‬

‫ابطال سند به اطلاع عموم خواهد رسيد‪.‬‬

‫ماده ‪ :331‬درخواست سند جديد يا كوپن جديد توسط مدعي‪:‬‬
‫تقاضاي سند المثني ‪1‬ـ هنوز موعد تأديه سند نرسيده است‪ :‬پس از صدور حكم ابطال‬

‫يا پرداخت توسط مدعي مدعي حق دارد تقاضا كند به خرج او سند جديد يا اوراق كوپن‬
‫جديد به او بدهند‪.‬‬

‫‪2‬ـ سند حال شده است‪ :‬مدعي حق تقاضاي تأديه پس از صدور‬
‫حكم ابطال خواهد داشت‪.‬‬

‫ماده ‪ :332‬مفقودي سند در وجه حامل بدون منافع مستمر‪:‬‬
‫در صورت مفقودي سند در وجه حامل بدون كوپن يا منافع مستمر‪:‬‬
‫‪ )1‬سند حال باشد‪ :‬در صورتي كه دادگاه ادعاي مدعي را در خصوص تصرف و مفقودي‬
‫سند قابل اعتماد ببيند دستور پرداخت فوري را توسط مديون به صندوق‬

‫دادگستري ميدهد‪.‬‬
‫‪ )2‬سند مؤجل باشد‪ :‬در صورتي كه دادگاه ادعاي مدعي را در خصوص تصرف سند و‬
‫مفقودي آن قابل اعتماد ببيند دستور پرداخت وجه سند را پس از رسيدن اجل‬

‫توسط مديون به صندوق دادگستري ميدهد‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪019‬‬

‫قانون تجارت نموداری ‪019‬‬
‫لازم به ذكر است وجهي كه از صندوق دادگستري پرداخته مي شود همان وجهي است كه مديون به‬

‫صندوق سپرده است‪.‬‬
‫ماده ‪ :333‬ابراز سند قبل از مرور زمان‪:‬‬
‫‪1‬ـ اگر سند قبل از حصول مرور زمان سند ابراز شود مطابق ماده ‪ 328‬رفتار ميشود‪.‬‬
‫‪2‬ـ اگر تا حصول مرور زمان سند ابراز نشود وجه سپرده شده در صندوق دادگستري‬

‫به مدعي داده ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :334‬اسكناس‪:‬‬
‫مقررات اين باب از قانون شامل اسكناس نميشود‪.‬‬

‫باب ششم‪ :‬دلالي‪:‬‬
‫فصل اول‪ :‬كليات‪:‬‬
‫ماده ‪ :335‬تعريف دلال‪:‬‬
‫دلال كسي كه در مقابل اجرت واسطه انجام معاملاتي شده يا براي كسي كه ميخواهد‬
‫معاملاتي نمايد طرف معامله پيدا ميكند‪.‬‬
‫اصولاً دلالي تابع مقررات وكالت است‪.‬‬
‫ماده ‪ :336‬محدوده دلالي‪:‬‬
‫دلال ميتواند ‪1‬ـ در رشتههاي مختلف دلالي كند‪.‬‬
‫‪2‬ـ شخص ًا نيز تجارت كند‪.‬‬
‫ماده ‪ :337‬تعهدات دلال‪:‬‬
‫تعهدات دلال ‪1‬ـ در نهايت صحت و از روي صداقت طرفين معامله را از جزئيات معامله‬
‫مطلع سازد حتي اگر فقط براي يكي از طرفين دلالي ميكند‪.‬‬
‫‪2‬ـ دلال در مقابل هر يك از طرفين مسئول تقلب و تقصيرات خويش است‪.‬‬
‫(اعم از كسي كه براي او دلالي ميكند يا طرف مقابل)‬

‫مگر آنكه اجازه مخصوص داشته‬ ‫ماده ‪ :338‬اجازه قبض وجه يا تأديه‪:‬‬
‫‪1‬ـ قبض وجه كند‪.‬‬
‫دلال نميتواند ‪2‬ـ تأديه دين كند‬
‫باشد‪.‬‬

‫‪3‬ـ تعهدات طرفين را اجرا كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :339‬مسئوليت دلال در خصوص اشياء و اسناد‪:‬‬
‫دلال مسئول تمام اشياء و اسنادي است كه در ضمن معامله به او داده شده مگر آنكه ثابت‬

‫كند تلف اشياء و اسناد مربوط به شخص او نبوده است‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫ماقدانهو ‪1‬ن ت‪4‬ج‪3‬ا‪:‬رتتكنلميودافرنیگهداري‪ 1‬ن‪1‬م‪0‬ونه‪:‬‬
‫در موردي كه فروش از روي نمونه باشد دلال موظف است نمونه مالالتجاره را تا خاتمه‬

‫معامله نگه دارد مگر آنكه طرفين معامله او را از اين تكليف معاف كرده باشند‪.‬‬

‫ماده ‪ :341‬دلالي براي چند آمر‪:‬‬
‫دلال ميتواند در زمان واحد براي چند آمر دلالي كند (در يك رشته يا رشتههاي مختلف)‬
‫ولي بايد آمرين را از اين موضوع و يا هر موضوع ديگري كه ممكن است موجب تغيير رأي‬

‫آنها شود مطلع سازد‪.‬‬

‫ماده ‪ :342‬مسئول صحت امضاء‪:‬‬

‫در صورت وقوع معامله به توسط دلال و رد و بدل شدن اسناد بين طرفين به واسطه او در‬

‫صورتي كه امضاءها مربوط به اشخاصي باشد كه توسط او معامله كردهاند دلال ضامن صحت و‬

‫اعتبار امضاءها و اسناد است‪.‬‬

‫ماده ‪ :343‬موارد عدم مسئوليت دلالي‪:‬‬

‫موارد عدم مسئوليت ‪1‬ـ دلال ضامن اعتبار اشخاصي كه براي آنها دلالي ميكند نيست‪.‬‬

‫‪2‬ـ دلال ضامن اجراي معاملاتي كه به توسط او ميشود نيست‪.‬‬ ‫دلال‬

‫ماده ‪ :344‬عدم مسئوليت دلال در مورد مال التجاره‪:‬‬

‫دلال مسئول ارزش يا جنس مالالتجاره مورد معامله نيست مگر آنكه ثابت شود تقصير از‬

‫دلال بوده است‪.‬‬

‫ماده ‪ :345‬معامله به تعهد شخص دلال‪:‬‬
‫اگر طرفين معامله يا يكي از آن ها به اعتبار تعهد شخص دلال معامله كند دلال ضامن‬

‫معامله است‪.‬‬

‫ماده ‪ :346‬سهيم بودن دلال در معامله‪:‬‬
‫اگر دلال در ضمن معامله منتفع يا سهيم باشد بايد به طرفي كه اين موضوع را نميداند اطلاع‬

‫دهد و گرنه محكوم به جبران خسارات ‪ +‬جزاي نقدي خواهد شد‪.‬‬

‫ماده ‪ :347‬مسئوليت تضامني دلال‪:‬‬
‫سهيم بودن دلال در معامله دلال و آمر به صورت تضامني مسئول اجراي تعهدات ناشي‬

‫از معامله هستند‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪010‬‬

‫ف قصانولندتوجما‪:‬راتجنرموتداردلیال و م ‪0‬خا‪1‬ر‪0‬ج‬
‫ماده ‪ :348‬حق دلالي‪:‬‬

‫زمان استحقاق و ‪1‬ـ وقتي معامله با وساطت يا راهنمايي دلال تمام شده باشد‪.‬‬
‫مطالبه حق دلالي ‪2‬ـ اگر معامله مشروط به شرط تعليق باشد پس از حصول شرط‬

‫ماده ‪ :349‬خيانت در امانت دلال‪:‬‬
‫‪1‬ـ دلال برخلاف وظيفه خود نسبت به كسي كه به او مأموريت داده به نفع‬

‫موارد خيانت طرف ديگر معامله اقدام نمايد‪.‬‬
‫در امانت دلال ‪2‬ـ برخلاف عرف تجاري محل از طرف ديگر وجهي دريافت كند‬

‫‪3‬ـ از طرف ديگر معامله وعده وجهي را قبول كند‪.‬‬

‫دلال در موارد فوق مستحق اجرت و مخارجي كه كرده نخواهد بود‪.‬‬

‫دلال پس از حصول شرط مستحق اجرت‬ ‫ماده ‪ :351‬دلالي معامله مشروط‪:‬‬
‫اگر معامله مشروط به شرط تعليق باشد‬

‫است‪.‬‬

‫‪1‬ـ شرط شده باشد مخارجي كه دلال ميكند به او داده شود ولو‬ ‫ماده ‪ :351‬مخارج دلالي‪:‬‬
‫آنكه معامله سر نگيرد‬ ‫دلال مستحق اخذ مخارجي‬

‫‪2‬ـ عرف تجاري محل دلال را مستحق اخذ مخارج بداند‪.‬‬ ‫كه كرده است نيست مگر‬

‫ماده ‪ :352‬فسخ معامله‪:‬‬
‫در صورت فسخ معامله به دليل ‪1‬ـ فسخ مستند به دلال نباشد‪ :‬حق مطالبه دلالي از دلال‬

‫توافق طرفين يا اعمال خيارات سلب نميشود‪.‬‬
‫‪2‬ـ فسخ مستند به دلال باشد‪ :‬حق مطالبه دلالي از دلال‬

‫سلب ميشود‪.‬‬
‫ماده ‪ :353‬معاملات ممنوعه‪:‬‬

‫دلالي معاملات ممنوعه اجرت ندارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :354‬مسئول پرداخت حقالزحمه‪:‬‬
‫مسئول حقالزحمه دلال طرفي است كه او را مأمور انجام معامله نموده مگر در حالتي كه‬

‫قرارداد خصوصي غير اين ترتيب باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :355‬ميزان حقالزحمه دلال‪:‬‬
‫حقالزحمه دلال به وسيله قرارداد بايد مشخص شده باشد و گرنه دادگاه با رجوع به اهل خبره‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫‪ +‬قرانعاوين تتجماقرتتضنياموتدارمكیان و زما‪11‬ن‪ +0‬نوع معامله ميزان آن را تعيين خواهد كرد‪.‬‬

‫فصل سوم‪ :‬دفتر‬
‫ماده ‪ :356‬دفتر دلال‪:‬‬
‫هر دلال بايد دفتري داشته باشد و كليه معاملات را كه در آن دلالي كرده به صورت ذيل‬

‫ثبت كند‪.‬‬
‫‪1‬ـ نام طرفين معامله‬
‫‪2‬ـ مال موضوع معامله‬

‫محتويات دفتر ‪3‬ـ نوع معامله‬
‫دلال در خصوص ‪4‬ـ شرايط معامله در خصوص تسليم (فوري يا وعدهدار)‬
‫هر معامله ‪5‬ـ عوض مال و نوع آن (فوري يا وعدهدار ـ نقد يا مالالتجاره يا برات ـ‬

‫برات به رؤيت يا به وعده)‬
‫‪6‬ـ امضاء طرفين معامله‬
‫دفتر دلال تابع مقررات دفاتر تجاري است‪.‬‬

‫باب هفتم‪ :‬حقالعملكاري‪:‬‬
‫ماده ‪ :357‬تعريف حقالعملكار‪:‬‬
‫حقالعملكار كسي كه به اسم خود و به حساب ديگري (آمر) معامله كرده و در مقابل‬

‫حقالعمل دريافت ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :358‬مقررات وكالت در حقالعملكاري‪:‬‬
‫جز در موارد استثناء شده در ذيل‪ ،‬مقررات وكالت در حقالعملكاري لازم الرعايه است‪.‬‬

‫ماده ‪ :359‬وظايف حقالعملكار‪:‬‬
‫وظايف حقالعملكار ‪ )1‬آمر را از جريان اقدامات خود مطلع كند‪.‬‬
‫‪ )2‬در صورت انجام مأموريت فور ًا به آمر اطلاع دهد‪.‬‬

‫ماده ‪ :361‬بيمه اموال‪:‬‬
‫حقالعملكار مكلف به بيمه اموال موضوع معامله نيست مگر آنكه آمر دستور داده باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :361‬مال داراي عيوب ظاهري‪:‬‬
‫اگر مالي كه براي فروش براي حقالعملكار ارسال شده است داراي عيوب ظاهري باشد‬
‫حقالعملكار بايد تمامي اقدامات لازم را براي حفظ حقوق آمر در خصوص رجوع به متصدي‬
‫حملونقل و تعيين خسارات و محافظت مال به عمل آورده و آمر را نيز از اقدامات خود مطلع‬

‫كند در غير اين صورت مسئول خسارات ناشي از غفلت خود خواهد بود‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪011‬‬

‫ماقدانهون‪ 2‬ت‪6‬ج‪3‬ا‪:‬رمتا نلمودسارريیعالفسا‪1‬د‪01:‬‬
‫اگر مالي كه نزد حقالعملكار ارسال شده در معرض فساد سريع باشد حقالعملكار ميتواند و‬
‫حتي در صورتي كه منافع آمر ايجاب كند مكلف است مال را با اطلاع دادستان محل وقوع‬

‫مال يا نماينده او بفروشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :363‬فروش كمتر از قيمت تعيين شده‪:‬‬
‫اگر حقالعملكار مال را به كمتر از حداقل قيمت تعيين شده توسط آمر بفروشد‬
‫حقالعملكار مسئول تفاوت قيمت است مگر آنكه ثابت كند از ضرر بيشتر جلوگيري كرده‬

‫و كسب اجازه از آمر در آن زمان مقدور نبوده است‪.‬‬

‫ماده ‪ :364‬تقصير حقالعملكار‪:‬‬
‫در صورت تقصير حقالعملكار بايد از عهده كليه خسارات ناشي از عدم رعايت دستور آمر بر آيد‪.‬‬

‫ماده ‪ :365‬خريد پائينتر يا فروش بالاتر از قيمت آمر‪:‬‬
‫‪1‬ـ خريد پائينتر از قيمت تعيين شده توسط آمر‪ :‬حقالعملكار حق استفاده از تفاوت‬

‫ندارد و بايد به حساب آمر نگه دارد و فقط مستحق حقالعمل است‪.‬‬
‫‪2‬ـ فروش بالاتر از قيمت تعيين شده توسط آمر‪ :‬حقالعملكار حق استفاده از تفاوت‬

‫ندارد و بايد به حساب آمر نگه دارد و فقط مستحق حقالعمل است‪.‬‬

‫ماده ‪ :366‬فروش نسيه‪:‬‬
‫‪1‬ـ فروش نسيه در عرف تجاري محل باشد‪ :‬حقالعملكار مأذون به‬

‫فروش نسيه است مگر در صورت دستور مخالف آمر‬
‫فروش نسيه توسط ‪2‬ـ فروش نسيه در عرف تجاري محل نباشد‪ :‬حقالعملكار حق ندارد‬
‫حقالعملكار بدون اجازه آمر مالي را به نسيه بفروشد يا قسطي دهد و گرنه مسئول‬

‫خسارات ناشي از آن است‪.‬‬

‫ماده ‪ :367‬مسئوليت حقالعملكار‪:‬‬

‫حقالعملكار در مقابل آمر مسئول پرداخت وجوه و ساير تعهدات ناشي از معامله طرف معامله‬

‫نيست مگر در موارد ذيل‪:‬‬

‫موارد مسئوليت حقالعملكار ‪1‬ـ حقالعملكار مجاز در معامله به اعتبار نبوده و اينكار را‬

‫در خصوص تعهدات طرف انجام داده است‪.‬‬

‫‪2‬ـ حقالعملكار شخصاً ضمانت طرف معامله را كرده است‪.‬‬ ‫معامله‬

‫‪3‬ـ عرف تجاري حقالعملكار را مسئول تعهدات طرف معامله‬

‫قرار دهد‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫ماقدانهون‪8‬ت‪6‬جا‪:3‬ر مت نخماورداجریحقالعم‪1‬ل‪1‬ك‪0‬ار‪:‬‬

‫‪ )1‬مخارج حقالعملكار كه براي‬

‫بايد اصل ًا و منفعت ًا به حقالعملكار مسترد شود‬ ‫معامله و نفع آمر لازم بوده است‪.‬‬

‫‪ )2‬هر مساعده كه به نفع آمر داده است‬

‫ـ حقالعملكار ميتواند مخارج انبارداري و حملونقل را نيز به حساب آمر بگذارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :369‬موارد استحقاق حقالعملكار‪:‬‬
‫موارد استحقاق حقالعملكار ‪1‬ـ معامله انجام شده باشد‪.‬‬
‫در خصوص دريافت حقالعمل ‪2‬ـ عدم انجام معامله مستند به فعل آمر باشد‪.‬‬
‫در صورت عدم انجام معامله به دلايل ديگر حقالعملكار مستحق اجرتي است كه‬

‫عرف محل تعيين ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :371‬تخلف حقالعملكار‪:‬‬
‫‪1‬ـ حقالعملكار از وظايف خود تخلف كند مستحق حقالعمل نيست‬

‫تخلف حقالعملكار ‪2‬ـ حقالعملكار قيمتي علاوهبر خريد يا كمتر يا از فروش به حساب آمر‬
‫منظور دارد مستحق حقالعمل نيست و آمر ميتواند حقالعملكار‬

‫را خريدار يا فروشنده محسوب كند‪.‬‬
‫تبصره‪ :‬حكم فوق مانع اجراي مجازات خيانت در امانت نيست‪.‬‬

‫ماده ‪ :371‬حق حبس‪:‬‬
‫حقالعملكار در مقابل آمر براي وصول مطالبات خود نسبت به اموال موضوع معامله يا قيمت‬

‫اخذ شده حق حبس دارد‪.‬‬

‫ماده ‪ :372‬مزايده مالالتجاره‪:‬‬
‫اگر فروش مال ممكن نشده يا آمر از دستور خود رجوع كند و مال را بيش از حد عرف نزد‬

‫حقالعملكار بگذارد به صورت ذيل عمل ميشود‪:‬‬
‫‪1‬ـ مال از جمله اموال سريعالفساد باشد‪ :‬حقالعملكار ميتواند با نظارت دادستان يا‬
‫نماينده او به طريق مزايده مال را بفروشد و نيازي به اخطار به آمر يا نماينده او نيست‪.‬‬
‫‪2‬ـ مال از جمله اموال سريعالفساد نباشد‪ :‬حقالعملكار ميتواند با نظارت دادستان يا‬
‫نماينده او به طريق مزايده مال را بفروشد و چنانچه آمر يا نماينده او در محل فروش‬

‫حاضر نباشد حتماً بايد قبل ًا به او اخطاريه رسمي ارسال گردد‪.‬‬

‫ماده ‪ :373‬خريد و فروش اموال داراي مظنه بورسي‪:‬‬
‫اگر حقالعملكار مأمور به خريد يا فروش مالي يا سند يا اوراق داراي مظنه بورس يا بازاري‬

‫باشد ميتواند به طريق ذيل عمل كند‪:‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪015‬‬

‫قانون‪1‬تـجماأرموترن بمهوداخرريید بوده ا‪5‬س‪01‬ت‪ :‬ميتواند شخص ًا به عنوان فروشنده تسليم كند مگر آنكه آمر‬
‫دستور خلاف داده باشد‪.‬‬

‫‪2‬ـ مأمور به فروش بوده است‪ :‬ميتواند شخص ًا به عنوان خريدار نگه دارد مگر آنكه آمر‬
‫دستور مخالف داده باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :374‬روز محاسبه قيمت‪:‬‬
‫در خصوص ماده فوق حقالعملكار بايد قيمت را طبق مظنه بورس يا نرخ بازار در روز‬
‫انجام وكالت خود منظور كند و حق دريافت حقالعمل و مخارج حقالعملكاري را نيز خواهد‬

‫داشت‪.‬‬

‫ماده ‪ :375‬عدم ذكر طرف معامله‪:‬‬
‫در مواردي كه حقالعملكار ميتواند شخص ًا فروشنده يا خريدار محسوب شود (اموال داراي‬
‫مظنه بورسي يا بازاري) اگر انجام معامله را بدون تعيين طرف معامله به آمر اطلاع دهد خود‬

‫طرف معامله محسوب ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :376‬رجوع آمر‪:‬‬
‫اگر آمر از امر خود رجوع كرده و حقالعملكار قبل از ارسال خبر انجام معامله از اين رجوع‬

‫مطلع شود ديگر نميتواند شخصاً فروشنده يا خريدار واقع شود‪.‬‬

‫نمودار تطبيقي حقالعملكار و دلالي‪:‬‬

‫دلالي‬ ‫حقالعملكار‬ ‫موضوع‬

‫خود طرف معامله واقع‬ ‫خود طرف معامله واقع ميشود‬ ‫دخالت در معامله‬
‫نميشود و صرفاً واسطه است‬

‫حق حبس ندارد‬ ‫حق حبس دارد‬ ‫حق حبس در خصوص مطالبات‬

‫اصول ًا حق مطالبه مخارج را ندارد‬ ‫اصولاً حق مطالبه مخارج را دارد‬ ‫حق مطالبه مخارج‬
‫طرف معامله واقع شدن‬
‫نميتواند شخصاً طرف معامله‬ ‫خود ميتواند در مورد اموال‬
‫واقع شود‬ ‫داراي مظنه بورسي يا بازاري‬

‫طرف معامله واقع شود‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪016‬‬

‫با قانبوهن تشتجارم (تقنرماورداداردیحملون‪6‬ق‪01‬ل)‪:‬‬
‫ماده ‪ :377‬تعريف متصدي حملونقل‪:‬‬
‫متصدي حملونقل كسي كه در مقابل اجرت حمل اشياء را به عهده ميگيرد‪.‬‬

‫ماده ‪ :378‬مقررات وكالت در خصوص حملونقل‪:‬‬
‫قرارداد حملونقل به جز موارد استثناء شده در اين بخش‪ ،‬تابع مقررات وكالت است‪.‬‬

‫ماده ‪ :379‬تعهدات ارسالكننده در خصوص اطلاع به متصدي حملونقل‪:‬‬
‫ارسالكننده بايد نكات ذيل را به اطلاع متصدي حملونقل برساند‪:‬‬
‫‪ )1‬آدرس صحيح مرسلاليه‬
‫‪ )2‬محل تسليم مال‬
‫‪ )3‬تعداد عدل يا بسته‬
‫‪ )4‬طرز عدلبندي‬
‫‪ )5‬وزن عدلها‬
‫‪ )6‬محتوي عدلها‬
‫‪ )7‬مدتي كه مال بايد در آن مدت تسليم شود‬
‫‪ )8‬راهي كه حمل بايد از آن راه به عمل آيد‬
‫‪ )9‬قيمت اشيايي كه گرانبها است‪.‬‬

‫در صورت عدم اطلاع يا دادن اطلاعات غلط خسارات متوجه ارسالكننده است‪.‬‬

‫ماده ‪ :381‬عدلبندي‪:‬‬
‫مسئوليت عدلبندي مناسب به عهده ارسالكننده است و بنابراين خسارات بحري ناشي از‬

‫عيب عدلبندي به عهده ارسالكننده است‪.‬‬
‫ماده ‪ :381‬مسئوليت متصدي حملونقل در خصوص عدلبندي‪:‬‬
‫اگر عدلبندي عيب ظاهري داشته و متصدي حملونقل مال را بدون شرط عدم مسئوليت قبول‬

‫كرده باشد متصدي حملونقل مسئول خسارت آواري است‪.‬‬

‫ماده ‪ :382‬استرداد مال‪:‬‬
‫ارسالكننده تا زماني كه مال در يد متصدي حملونقل است ميتواند آن را با پرداخت‬

‫مخارج متصدي حملونقل و خسارات او مسترد دارد‪.‬‬
‫ماده ‪ :383‬ممنوعيت استرداد مال توسط ارسالكننده‪:‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪017‬‬

‫قانون تجارت نموداری ‪1‬ـ‪17‬در‪ 0‬صورتي كه بارنامه توسط ارسالكننده تهيه و به وسيله‬

‫متصدي حملونقل به مرسلاليه تسليم شده باشد‪.‬‬
‫موارد ممنوعيت استرداد ‪2‬ـ در صورتي كه متصدي حملونقل به ارسالكننده رسيد داده و او‬

‫مال توسط ارسالكننده نتواند آن را پس دهد‪.‬‬
‫‪3‬ـ در صورتي كه متصدي حملونقل به مرسلاليه اعلام كرده كه‬

‫مال رسيده و بايد آن را تحويل بگيرد‪.‬‬
‫‪4‬ـ در صورت رسيدن مال به مقصد و درخواست تسليم از سوي‬

‫مرسلاليه‬
‫در موارد فوق متصدي حملونقل بايد طبق دستور مرسلاليه عمل كند ولي اگر متصدي‬
‫حملونقل به ارسالكننده رسيد داده تا زماني كه مال به مقصد نرسيده مكلف به رعايت دستور‬

‫مرسلاليه نيست مگر آنكه رسيد به مرسل اليه تسليم شده باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :384‬وظايف متصدي حملونقل‪:‬‬

‫‪1‬ـ مرسلاليه مال را قبول نكند‪.‬‬

‫يا‬

‫اگر ‪2‬ـ مخارج و ساير مطالبات متصدي‬

‫متصدي حملونقل بايد مراتب را به اطلاع‬ ‫حملونقل را تأديه نكند‬

‫ارسالكننده برساند و مال را‬ ‫يا‬

‫‪3‬ـ به مرسلاليه دسترسي نباشد‬

‫نزد خود يا ثالث به امانت نگه دارد و در هر دو حالت مخارج و عيب و نقص به عهده‬

‫ارسالكننده است‪.‬‬

‫اگر ارسالكننده يا مرسلاليه تكليف مال را در مدت مناسب روشن نكند متصدي‬

‫حملونقل ميتواند با اطلاع دادستان محل يا نماينده او مال را بفروشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :385‬تكليف متصدي حملونقل در خصوص مال در معرض فساد‪:‬‬
‫اگر مال در معرض فساد سريع باشد و يا قيمت مفروض آن تكافوي مخارج را ننمايد‬
‫متصدي حملونقل مكلف است فوراً با اطلاع دادستان محل يا نماينده او و با نظارت او‬
‫مال را بفروشد‪ .‬حتيالمقدور ارسالكننده و مرسلاليه بايد قبل از فروش مال مطلع گردند‪.‬‬

‫ماده ‪ :386‬يد ضماني متصدي حملونقل‪:‬‬
‫اگر مالالتجاره تلف و يا گم شود متصدي حملونقل مسئول قيمت آن است‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪018‬‬

‫قانون تجارت نمودار‪1‬یـ ثابت ن‪8‬م‪1‬اي‪0‬د تلف و يا گم شدن مربوط به جنس خود مالالتجاره بوده‬
‫است‪.‬‬

‫موارد استثناء ‪2‬ـ ثابت نمايد تلف يا گم شدن مستند به تقصير ارسالكننده يا مرسلاليه‬
‫مسئوليت متصدي است‪.‬‬

‫حملونقل ‪3‬ـ ثابت كند تلف يا گم شدن ناشي از تصميمات ارسالكننده يا مرسلاليه‬
‫است‪.‬‬

‫‪4‬ـ ثابت كند تلف يا گم شدن مربوط به حوادثي بود كه هيچ متصدي‬
‫مواظبي نيز نميتوانست از آن جلوگيري كند‪.‬‬

‫ـ قرارداد حملونقل طرفين ميتواند ميزان خسارات را كمتر و يا بيشتر از قيمت كامل مال‬
‫تعيين كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :387‬مسئوليت متصدي حملونقل در خصوص نقص و عيب مال‪:‬‬
‫خسارات ناشي از تأخير تسليم يا نقض يا خسارات بحري مال نيز تابع ماده فوق است‪.‬‬
‫ـ خسارات مزبور نميتواند از خساراتي كه در صورت تلف كل مال به آن حكم ميشود بيشتر‬

‫باشد مگر در صورتي كه قرارداد طرفين خلاف آن باشد‪.‬‬
‫بنابراين خسارت تعيين شده و براي تلف مال مي تواند بيشتر از قيمت مال باشد ولي خسارت‬

‫ناشي از تأخير تسليم يا نقص و ‪ ....‬نمي تواند بيشتر از قيمت مال باشد‪.‬‬
‫ماده ‪ :388‬مسئوليت مطلق متصدي حملونقل‪:‬‬

‫متصدي حملونقل مسئول حوادث و تقصيراتي است كه در مدت حملونقل واقع شده اعم از‬
‫اينكه با مباشرت خود متصدي حملونقل باشد يا فرد ديگري را مأمور به حملونقل كرده باشد‪.‬‬

‫در صورت اخير حق رجوع متصدي حملونقل به مأمور محفوظ است‪.‬‬

‫ماده ‪ :389‬تكليف اطلاع به مرسلاليه‪:‬‬
‫متصدي حملونقل بايد به محض وصول مالالتجاره مرسلاليه را مطلع كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :391‬اختلاف در كرايه حملونقل‪:‬‬

‫‪1‬ـ اگر مبلغ مورد دعوي را در صندوق دادگستري بسپارد‪:‬‬

‫اگر مرسلاليه مخارج و وجوهي كه حق تقاضاي تسليم مالالتجاره را دارد‬

‫متصدي حملونقل مطالبه ميكند ‪2‬ـ اگر مبلغ مورد دعوي را در خصوص دادگستري نسپرده‬

‫باشد‪ :‬حق تقاضاي تسليم مالالتجاره را ندارد‬ ‫قبول نكند‬

‫ماده ‪ :391‬خسارت در طي حملونقل‪:‬‬
‫اگر مالالتجاره بدون هيچ قيدي قبول و كرايه تأديه شود ديگر دعوي بر عليه متصدي‬
‫حملونقل پذيرفته نميشود مگر در مورد تقصير عمده يا تدليس و آواري غيرظاهر به‬

‫شرح ذيل‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪019‬‬

‫ـ مقاتنوصندتيجارحمت نلمونوقدارلیمسئول آ‪9‬و‪1‬ار‪0‬ي غيرظاهر است در صورتي كه مرسلاليه حداكثر ظرف‬
‫هشت روز آن را مشاهده كرده و به متصدي حملونقل اطلاع دهد‪.‬‬

‫ماده ‪ :392‬اختلاف بين متصدي حملونقل و مرسلاليه‪:‬‬
‫در صورت اختلاف بين مرسلاليه و متصدي حملونقل دادگاه ميتواند به تقاضاي يكي از‬

‫طرفين دستور دهد مال نزد ثالث امانت باشد يا در صورت اقتضاء فروخته شود‪.‬‬
‫ـ در صورتمجلس فروش بايد قيد شود كه مال در چه حالتي بوده است‪.‬‬

‫روشهاي جلوگيري از ‪ )1‬پرداخت تمام مخارج و وجوهي كه بابت مال ادعا ميشود‬
‫فروش مالالتجاره يا‬

‫‪ )2‬سپردن مخارج و وجوه به صندوق عدليه‬

‫ماده ‪ :393‬مرور زمان خسارت بر متصدي حملونقل‪:‬‬
‫مرور زمان ‪ )1‬در صورت تلف يا گم شدن مال‪ :‬يك سال از تاريخ تلف يا گم شدن‬
‫دعواي خسارت ‪ )2‬تأخير در تسليم‪ :‬يك سال از روزي كه تسليم بايد در آن روز انجام‬

‫در حملونقل ميشد‬
‫‪ )3‬خسارت آواري‪ :‬يك سال از روزي كه مال به مرسلاليه تسليم شده‬

‫است‬

‫ماده ‪ :394‬حملونقل پستي‪:‬‬
‫حملونقل به وسيله پست تابع اين قانون نيست‪.‬‬

‫* حمل و نقل پستي تابع قانون مدني است‪.‬‬

‫در قانون تجارت ید متصدی حمل و نقل اصولاً ضمانی است ولی در قانون مدنی اصل بر‬
‫امانی بودن یه متصدی است‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫با قانبوننه تم‪:‬جاقرائتمنممقوادامرتیجارتي‪1‬و‪01‬ساير نمايندگان تجارتي‪:‬‬
‫ماده ‪ :395‬تعريف قائممقام تجارتي‪:‬‬

‫قائممقام تجارتي كسي كه رئيس تجارتخانه او را براي كليه امور تجارتخانه يا يكي از شعب‬
‫آن نايب قرار داده و امضاي او براي تجارتخانه الزامآور است‪.‬‬
‫طرق اعطا سمت ‪ )1‬كتبي‬
‫نمايندگي تجارتي ‪ )2‬عملي‬

‫ماده ‪ :396‬تحديد اختيارات قائممقام تجارتي‪:‬‬
‫تحديد اختيارات قائممقام تجارتي در مقابل ثالث معتبر نيست مگر در صورت اطلاع آنها‪.‬‬

‫ماده ‪ :397‬اجتماع قائممقامان تجارتي‪:‬‬
‫نحوه عملكرد ‪1‬ـ قيد اينكه بايد تمام قائممقامان امضاء كنند در صورتي كه به ثبت‬

‫چند قائممقام رسيده و آگهي شده باشد معتبر است‪.‬‬
‫تجارتي ‪2‬ـ قيد اينكه بايد تمام قائممقامان امضاء كنند در صورتي كه به ثبت‬
‫نرسيده و آگهي نشده باشد در مقابل اشخاص غيرمطلع معتبر نيست و هر يك‬

‫به تنهايي مي توانند عمل كنند‪.‬‬

‫* در قائممقام تجارتي برخلاف وكالت در صورت تعدد قائممقامان اصل بر استقلال است و اجتماع آنها بايد ثبت‬

‫و آگهي شود‪.‬‬

‫ماده ‪ :398‬قائم به شخص بودن قائممقامي تجارتي‪:‬‬
‫قائممقام تجارتي نميتواند بدون اذن رئيس تجارتخانه كسي را در كليه كارهاي‬

‫تجارتخانه نايب خود قرار دهد‬

‫ماده ‪ :399‬عزل قائممقام تجارتي‪:‬‬
‫عزل قائممقام ‪1‬ـ انتخاب قائممقام ثبت و آگهي شده است‪ :‬بايد عزل او نيز ثبت و آگهي شود‬

‫تجارتي و گرنه در مقابل ثالث غيرمطلع معتبر نيست‪.‬‬
‫‪2‬ـ انتخاب قائممقام ثبت و آگهي نشده است‪ :‬نيازي به ثبت و آگهي عزل‬

‫نيست‪.‬‬

‫ماده ‪ :411‬فوت و حجر و انحلال تجارتخانه‪:‬‬
‫‪ )1‬فوت رئيس تجارتخانه‪ :‬موجب انعزال قائممقام تجارتي نيست‬
‫‪ )2‬حجر رئيس تجارتخانه‪ :‬موجب انعزال قائممقام تجارتي نيست‬

‫‪ )3‬انحلال شركت‪ :‬قائممقام تجارتي منعزل ميشود‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪010‬‬

‫ماقدانهو‪1‬ن‪1‬ت‪4‬ج‪:‬اروكتانلموتدادرریساير ام‪0‬و‪1‬ر‪0‬تجارتخانه‪:‬‬
‫وكالت ساير كساني كه در قسمتي از امور تجارتخانه يا شعبه آن نمايندگي دارند تابع‬

‫مقررات وكالت‬

‫باب دهم‪ :‬ضمانت‬
‫ماده ‪ :412‬ترتيب مراجعه مضمونله‪:‬‬
‫ترتيب ‪ )1‬بين طرفين مقرر شده است كه ابتدا به مديون اصلي مراجعه شود‪ :‬ضامن حق‬
‫مراجعه دارد از مضمونله بخواهد كه ابتدا به مديون اصلي مراجعه كند در صورت عدم‬
‫مضمونله وصول طلب به او رجوع كند (ضمان تضامني وثيقه اي ‪ -‬طولي)‬
‫‪ )2‬بين طرفين قراري بر ترتيب مراجعه وجود ندارد‪ :‬ضامن نميتواند از مضمونله‬
‫بخواهد ابتدا به مديون اصلي رجوع كند‪( .‬ضمان تضامني عرضي)‬

‫ماده ‪ :413‬ضمانت تضامني‪:‬‬
‫در تمام مواردي كه مطابق قرارداد يا قانون ضمانت تضامني باشد طلبكار ميتواند مجتمعاً به‬
‫مديون و ضامن رجوع كند يا پس از رجوع به يكي براي وصول بقيه طلب به ديگري رجوع كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :414‬تعهدات تضامني‪:‬‬
‫حكم فوق در مورد مسئولين انجام تعهد كه در قرارداد يا قانون متضامن ًا مسئول باشند نيز‬

‫جاري است‪.‬‬

‫ماده ‪ 415‬و ‪ :416‬ضمان حال و مؤجل‪:‬‬
‫ضمان ‪1‬ـ ضمان حال‪ :‬در صورت ورشكستگي يا فوت مديون اصلي ضامن ملزم به تأديه‬

‫است اگرچه دين مؤجل باشد‪.‬‬
‫‪2‬ـ ضمان مؤجل‪ :‬در صورت ورشكستگي يا فوت مديون اصلي ضامن قبل از رسيدن‬

‫اجل دين اصلي ملزم به تأديه نيست‪.‬‬

‫اخطار مذكور بايد نسبت به‬ ‫ماده ‪ :417‬اخطاريه ضامن‪:‬‬
‫در مواردي كه مطالبه دين اصلي مشروط به اخطار قبلي است‬

‫ضامن هم به عمل آيد‪.‬‬

‫ماده ‪ :418‬اثر سقوط دين‪:‬‬
‫همين كه دين اصلي به هر نحو ساقط شد ضامن بري ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :419‬حال شدن دين‪:‬‬
‫همين كه دين اصلي حال شد ضامن ميتواند مضمونله را به دريافت طلب يا انصراف از ضمان‬

‫ملزم كند حتي اگر ضمان مؤجل باشد‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫ضامن فوراً و خودبهخود‬ ‫ماقدانهو ‪1‬ن‪1‬ت‪4‬ج‪:‬ارموتانرمدوبدارریي شدن‪1‬ض‪1‬ا‪0‬من بهخوديخود‪:‬‬
‫بري ميشود‬ ‫موارد بري شدن ‪1‬ـ استنكاف مضمونله از دريافت طلب‬
‫خودبهخود ضامن ‪2‬ـ امتناع از تسليم وثيقه در ديون با وثيقه‬

‫ماده ‪ :411‬وظايف مضمونله پس از پرداخت دين توسط ضامن‪:‬‬

‫پس از پرداخت دين توسط ضامن مضمونله بايد تمام مدارك لازم براي رجوع به مديون‬
‫اصلي را به ضامن بدهد و اگر وثيقه داشته به او تسليم‬

‫كند و اگر وثيقه غيرمنقول بوده تمامي اقدامات لازم‬
‫جهت تشريفات انتقال به ضامن را انجام دهد‪.‬‬

‫(استنكاف مضمون له از تسليم وثيقه موجب برائت و نه‬
‫ضامن خواهد شد)‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪011‬‬

‫با قابنويانزتدجاهرم‪:‬ت ندمرودواررشیكستگ‪1‬ي‪01‬‬
‫فصل اول‪ :‬در كليات‬

‫ماده ‪ :412‬ورشكستگي‪:‬‬
‫ورشكستگي تاجر يا شركت تجاري كه از پرداخت وجوهي كه برعهده اوست متوقف‬
‫باشد ورشكستگي حاصل ميشود‪ .‬حكم ورشكستگي تاجري كه حينالفوت متوقف بوده تا يك‬

‫سال بعد از مرگ نيز ميتوان صادر كرد‪.‬‬

‫فصل دوم‪ :‬در اعلان ورشكستگي و آثار آن‪:‬‬
‫ماده ‪ :413‬تكليف تاجر به اعلان توقف‪:‬‬

‫تاجر مكلف است ظرف سه روز از تاريخ وقفه در قروض يا تعهدات نقدي خود توقف خود‬
‫را به دادگاه محل اقامت خود اظهار كند و صورتحساب دارايي و دفاتر خود را به دفتر دادگاه‬

‫تسليم كند‪.‬‬
‫ماده ‪ :414‬محتويات صورتحساب تسليم شده‪:‬‬

‫‪1‬ـ تاريخدار باشد‪.‬‬
‫‪2‬ـ تاجر امضاء كرده باشد‪.‬‬
‫مندرجات و محتويات ‪3‬ـ حاوي تعداد و تقويم كليه اموال منقول و غيرمنقول تاجر باشد‪.‬‬
‫صورتحساب ماده ‪4 413‬ـ حاوي صورت كليه قروض و مطالبات باشد‪.‬‬
‫‪5‬ـ حاوي صورت نفع و ضرر و صورت مخارج شخصي باشد‪.‬‬
‫‪6‬ـ در صورتي كه شركت مختلط‪ ،‬نسبي يا تضامني باشد نام و محل‬
‫اقامت شركاء ضامن قيد شده باشد‪.‬‬

‫ماده ‪ :415‬اشخاص صالح به اعلام ورشكستگي‪:‬‬

‫افراد صالح در مورد ‪1‬ـ خود تاجر اظهار كند‪.‬‬

‫اعلام ورشكستگي به ‪2‬ـ يك يا چند نفر از طلبكاران تقاضا كنند‪.‬‬

‫‪3‬ـ دادستان تقاضا كند‪.‬‬ ‫دادگاه‬

‫ماده ‪ :416‬تاريخ توقف‪:‬‬
‫دادگاه بايد در حكم خود تاريخ توقف را تعيين كند در غير اين صورت تاريخ حكم‪،‬‬

‫تاريخ توقف محسوب ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :417‬اجراي موقت‪:‬‬
‫حكم ورشكستگي به طور موقت اجرا ميشود‪.‬‬

‫* حکم ورشکستگی از محدود احکامی است که قبل از قطعیت قابل اجرا است‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪011‬‬

‫ماقدانهون‪8‬ت‪1‬ج‪4‬ا‪:‬رحت نجمرودوارریشكسته‪1‬د‪1‬ر‪ 0‬امور مالي‪:‬‬
‫تاجر ورشكسته از تاريخ صدور حكم از مداخله در كليه اموال خود حتي آنچه ممكن است در‬
‫مدت ورشكستگي عايد او شود ممنوع است‪ .‬در كليه حقوق مالي و اختيارات ورشكسته كه مؤثر‬
‫در تأديه ديون باشد مدير تصفيه قائممقام قانوني وي است و به جاي او عمل ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :419‬اقامه دعوي عليه ورشكسته‪:‬‬
‫از تاريخ حكم ورشكستگي هر كس دعواي مالي اعم از منقول و غيرمنقول داشته باشد و‬

‫همچنين اقدامات اجرايي عليه وي به طرفيت مدير تصفيه اقامه و تعقيب ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :421‬ورود ثالث ورشكسته‪:‬‬
‫دادگاه ميتواند در صورت صلاحديد ورود تاجر ورشكسته به عنوان وارد ثالث را اجازه دهد‪.‬‬

‫ماده ‪ :421‬حال شدن ديون‪:‬‬
‫به محض حكم ورشكستگي قروض مؤجل با رعايت تخفيفات مقتضي نسبت به مدت‬

‫تبديل به قرض حال ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :422‬ورشكستگي متعهد سند تجاري‪:‬‬
‫اگر ورشكسته سفته يا برات صادر كرده كه قبول نشده يا برات را قبولي نوشته ساير‬
‫متعهدين تأديه وجه برات يا سفته بايد با رعايت تخفيفات مقتضيه وجه آن را نقداً بپردازند‬

‫يا تأديه آن را در سر وعده تأمين كنند‪.‬‬

‫ماده ‪ :423‬معاملات باطل بعد از توقف‪:‬‬

‫معاملات باطل ‪1‬ـ صلح محاباتي‬

‫ورشكسته بعد ‪2‬ـ هبه‬

‫اين معاملات در صورت وقوع‬ ‫از توقف ‪3‬ـ هر نقلوانتقال بلاعوض در مورد‬

‫بعد از توقف باطل و بلااثر است‪.‬‬ ‫هر نوع مال اعم از منقول يا غيرمنقول‬

‫‪4‬ـ تأديه هر قرض اعم از حال يا مؤجل به هر وسيله‬

‫‪5‬ـ هر معامله كه مال تاجر را مقيد نموده ‪ +‬به ضرر طلبكاران تمام شود‬

‫ماده ‪ :424‬معاملات قبل از توقف‪:‬‬
‫اگر معامله قبل از توقف واقع شده باشد و در نتيجه اقامه دعوا از طرف مدير تصفيه يا طلبكار‬

‫ثابت شود كه‪:‬‬
‫‪ )1‬براي فرار از دين بوده است‪.‬‬

‫يا‬
‫‪ )2‬اضرار به طلبكاران بوده است‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪015‬‬

‫و قمانتوضنمتجنارضترنرمبويدارشی از يك‪5‬چ‪1‬ه‪0‬ارم قيمت معامله است آن معامله قابل فسخ است‪.‬‬
‫اگر طرف معامله قبل از صدور حكم تفاوت قيمت را بپردازد معامله قابل فسخ نيست‪.‬‬
‫مرور زمان دعوي فسخ ظرف دو سال از تاريخ وقوع معامله ميتوان در دادگاه طرح‬

‫دعوي فسخ نمود‪.‬‬

‫ماده ‪ :425‬اجراي حكم‪:‬‬
‫صدور حكم قطعي فسخ معامله به موجب ماده قبل محكومعليه بايد عيناً مال مورد معامله‬

‫را به مدير تصفيه تسليم كند و اگر‬
‫عين آن موجود نباشد تفاوت قيمت را‬

‫خواهد داد‪.‬‬
‫محكومعليه (طرف معامله) بعد از استرداد مال به مدير تصفيه وارد غرما نميشود و‬

‫قيمت حينالمعامله را از مدير تصفيه دريافت ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :426‬معاملات باطل قبل از توقف‪:‬‬

‫‪ )1‬معاملات به طور صوري باشد‬

‫معاملات خودبهخود باطل‬ ‫معاملات باطل قبل از توقف يا‬

‫‪ )2‬معامله مسبوق به تباني باشد‪ .‬است و عين و منافع معامله‬

‫مسترد ميشود‪.‬‬

‫محكومعليه (طرف معامله) در اين حالت براي دريافت طلب خود وارد غرماء ميشود‪.‬‬

‫فصل سوم‪ :‬در تعيين عضو ناظر‬
‫ماده ‪ :427‬تعيين عضو ناظر‪:‬‬

‫تعيين ناظر دادگاه ضمن حكم ورشكستگي يك نفر ناظر تعيين ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :428‬وظايف عضو ناظر‪:‬‬
‫وظيفه عضو ناظر ‪1‬ـ نظارت در امور راجع به ورشكستگي‬
‫‪2‬ـ نظارت بر سرعت جريان ورشكستگي‬

‫ماده ‪ :429‬گزارش به دادگاه‪:‬‬
‫تمام دعاوي ناشي از ورشكستگي كه در صلاحيت دادگاه است عضو ناظر به دادگاه گزارش‬

‫ميدهد‪.‬‬
‫ماده ‪ 431‬و ‪ :431‬شكايت از عضو ناظر و مرجع آن‪:‬‬
‫شكايت از عضو ناظر ‪1‬ـ موارد شكايت‪ :‬موارد تعيين شده در اين قانون‬
‫‪2‬ـ مرجع شكايت‪ :‬دادگاه تعيينكننده عضو ناظر‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪016‬‬

‫ماقدانهون‪ 2‬ت‪3‬جا‪:4‬ر تتبندميودالرعیضو ناظ‪6‬ر‪01:‬‬
‫تبديل عضو ناظر دادگاه هر زمان بخواهد ميتواند عضو ناظر را عزل و ديگري را تعيين كند‪.‬‬

‫فصل چهارم‪ :‬در اقدام به مهر و موم و ساير اقدامات اوليه نسبت به ورشكسته‪:‬‬
‫ماده ‪ :433‬امر به مهر و موم‪:‬‬

‫دادگاه ضمن حكم ورشكستگي امر به مهر و موم نيز ميدهد‪.‬‬

‫ماده ‪ :434‬مسئول مهر و موم‪:‬‬
‫مسئول مهر و موم فور ًا توسط عضو ناظر به عمل ميآيد مگر آنكه عضو ناظر معتقد باشد‬
‫كه ميتوان صورت دارايي تاجر را ظرف يك روز برداشت كه در اين صورت فوراً صورتبرداري‬

‫ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ 435‬و ‪ :436‬موارد توقيف ورشكسته‪:‬‬
‫‪1‬ـ عدم اعلام ورشكستگي ظرف سه روز از وقوع توقف از پرداخت قروض يا‬

‫موارد توقيف تعهدات نقدي‬
‫تاجر ورشكسته ‪2‬ـ عدم ارائه صورتحساب موضوع ماده ‪ 414‬به نحو صحيح و كامل‬
‫‪3‬ـ بخواهد به واسطه اقدامات خود از اداره و تسويه عمل ورشكستگي‬

‫جلوگيري كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :437‬اقدام به مهر و موم توسط امين صلح‪:‬‬

‫موارد اقدام به مهر و موم ‪1‬ـ تاجر مقروض فرار كرده باشد‬

‫‪2‬ـ تاجر مقروض قسمتي از دارايي خود را مخفي كرده باشد‬ ‫توسط امين صلح‬

‫در اين موارد امين صلح ميتواند به تقاضاي يك يا چند نفر از طلبكاران فور ًا اقدام به مهر و‬

‫موم كند و بايد فور ًا به دادستان اطلاع دهد‪.‬‬

‫ماده ‪ :438‬اموال مشمول مهر و موم‪:‬‬
‫‪1‬ـ انبارها‬

‫‪2‬ـ حجرهها‬
‫اموال مشمول ‪3‬ـ صندوق‬

‫مهر و موم ‪4‬ـ اسناد‬
‫‪5‬ـ دفاتر‬
‫‪6‬ـ نوشتجات‬
‫‪7‬ـ اسباب و اثاثيه تجارتخانه و منزل‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪017‬‬

‫* قامنوسنت تثنجياارتت ندميودانرایز مهر و‪7‬م‪1‬و‪0‬م معاف است‪.‬‬

‫ماده ‪ :439‬مهر و موم اموال شركاء ضامن شركتهاي اشخاص‪:‬‬
‫در صورت ورشكستگي شركتهاي اشخاص (تضامني يا نسبي يا مختلط) اموال شخصي شركاء‬
‫ضامن مهر و موم نميشود مگر آنكه حكم ورشكستگي شركاء به صورت جداگانه يا‬

‫ضمن حكم ورشكستگي شركت صادر شده باشد‪.‬‬

‫فصل پنجم‪ :‬در مدير تصفيه‬
‫ماده ‪ :441‬تعيين مدير تصفيه‪:‬‬
‫‪1‬ـ دادگاه ضمن حكم ورشكستگي يك نفر را تعيين ميكند‬

‫تعيين مدير تصفيه يا‬
‫‪2‬ـ ظرف پنج روز پس از صدور حكم يك نفر را تعيين ميكند‪.‬‬

‫ماده ‪ :441‬تعيين وظايف مدير تصفيه‪:‬‬
‫تعيين وظايف مدير تصفيه طبق نظامنامه وزارت دادگستري‬

‫ماده ‪ :442‬حقالزحمه مدير تصفيه‪:‬‬
‫تعيين حقالزحمه مدير تصفيه دادگاه در حدود مقررات وزارت دادگستري‬

‫مدير تصفيه تقاضاي مهر و‬ ‫فصل ششم‪ :‬در وظايف مدير تصفيه‬
‫مبحث اول‪ :‬در كليات‬

‫ماده ‪ :443‬تقاضاي مهر و موم‪:‬‬
‫اگر مهر و موم قبل از تعيين مدير تصفيه به عمل نيامده باشد‬

‫موم خواهد داد‪.‬‬

‫ماده ‪ :444‬استثناي مهر و موم يا رفع مهر و موم به تقاضاي مدير تصفيه‪:‬‬

‫عضو ناظر به تقاضاي مدير تصفيه به او اجازه ميدهد اموال ذيل را از مهر و موم مستثني كند‬

‫يا مهر و موم انجام شده را رفع نمايد‪:‬‬

‫در صورتي كه‬ ‫‪1‬ـ لباس و اثاثيه و اسباب كه براي حوائج ضروري‬
‫توقيف موجب‬ ‫ورشكسته يا خانواده وي لازم است‪.‬‬
‫خسارت طلبكاران‬
‫باشد بايد صورت‬ ‫اموال مستثني ‪2‬ـ اشيايي كه ممكن است فوراً ضايع شود‪.‬‬
‫آنها برداشته و‬ ‫از مهر و موم ‪3‬ـ اشيايي كه ممكن است فوراً دچار كسر قيمت شود‪.‬‬
‫تقويم شوند‪.‬‬ ‫‪4‬ـ اشيايي كه براي به كار انداختن سرمايه تاجر ورشكسته‬

‫و استفاده از آن لازم است‪.‬‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪018‬‬

‫ماقدانهون‪5‬ت‪4‬جا‪:4‬ر فترنوموداشرایشياء و ب‪8‬ه‪1‬ك‪0‬ار انداختن سرمايه توسط مدير تصفيه‪:‬‬
‫فروش اشيايي كه توسط مدير تصفيه با اجازه عضو ناظر به عمل ميآيد‪:‬‬
‫‪ )1‬اشيايي كه ممكن است فور ًا ضايع شود‬

‫‪ )2‬اشيايي كه ممكن است دچار كسر قيمت شود با اجازه عضو ناظر توسط مدير تصفيه‬
‫‪ )3‬اشيايي كه نگاه داشتن آنها مفيد نيست‬

‫به كار انداختن سرمايه تاجر ورشكسته با اجازه عضو ناظر توسط مدير تصفيه‬

‫ماده ‪ :446‬بستن دفاتر ورشكسته‪:‬‬

‫مدير دفتر دادگاه دفاتر ورشكسته را به همراه عضو ناظر يا امين صلح كه مهر و موم كرده است‬

‫از توقيف خارج ميكند و ذيل دفاتر را ميبندد و به مدير تصفيه ميدهد‪ .‬مدير دفتر بايد‬

‫خلاصه كيفيت دفاتر را در صورتمجلس بنويسد‪.‬‬

‫مدير دفتر ‪1‬ـ وعده آنها نزديك است‬

‫بايد اوراقي كه يا‬

‫رفع توقيف كند و به مدير تصفيه‬ ‫‪2‬ـ بايد قبولي آنها نوشته شود‬

‫تحويل دهد تا وجه آن را وصول كند و‬ ‫يا‬

‫به عضو ناظر تسليم كند‪.‬‬ ‫‪3‬ـ بايد نسبت به آنها اقدامات‬

‫تأميني به عمل آيد‬

‫وصول ساير مطالبات توسط مدير تصفيه به وسيله قبض كه مدير تصفيه ميدهد‪.‬‬

‫وصول مراسلات به ورشكسته به مدير تصفيه تسليم و توسط او باز ميشود و اگر‬

‫ورشكسته حاضر باشد ميتواند در باز كردن مراسلات شركت كند‪.‬‬

‫ماده ‪ :447‬درخواست نفقه‪:‬‬
‫شرايط درخواست نفقه ورشكسته وسيله ديگري براي امرار معاش نداشته باشد و براي خود‬

‫و خانوادهاش از دارايي خود نفقه درخواست كند‪.‬‬
‫تصويب نفقه عضو ناظر نفقه و مقدار آن را با تصويب دادگاه تعيين ميكند كه مستلزم‬

‫تصويب اكثريت فردي طلبكاران با داشتن سه چهارم مطالبات است (ماده ‪)515‬‬
‫ماده ‪ :448‬احضار ورشكسته براي بستن دفاتر‪:‬‬

‫مدير تصفيه‪ ،‬ورشكسته را براي بستن دفاتر احضار ميكند و به او ‪ 48‬ساعت مهلت ميدهد‪.‬‬
‫در صورت عدم حضور ورشكسته مدير تصفيه در حضور عضو ناظر اقدام ميكند‪.‬‬
‫ـ تاجر ورشكسته ميتواند در تمام اقدامات تأميني حاضر باشد‪.‬‬

‫مدير تصفيه آن را توسط دفاتر و‬ ‫ماده ‪ :449‬عدم تسليم صورت دارايي‪:‬‬
‫اگر ورشكسته صورت دارايي را تسليم نكرده باشد‬

‫اسناد و ساير اطلاعات تنظيم ميكند‪.‬‬

‫آسان خوان قانون تجارت ‪019‬‬

‫توسط عضو ناظر‬ ‫ماقدانهو‪1‬ن ت‪5‬ج‪4‬ا‪:‬رانتجناممودتارحیقيقات ب‪9‬ر‪1‬ا‪0‬ي صورت دارايي‪:‬‬
‫انجام تحقيقات براي تنظيم صورت دارايي و اوضاع و احوال ورشكستگي‬

‫از ورشكسته و مستخدمين وي و ساير اشخاص‬

‫مبحث دوم‪ :‬در رفع توقيف و ترتيب صورت دارايي‪:‬‬
‫ماده ‪ 451‬و ‪ :452‬تنظيم صورت دارايي‪:‬‬

‫تنظيم صورت دارايي ‪1‬ـ پس از رفع توقيف صورت ميگيرد‬
‫‪2‬ـ مدير تصفيه صورت دارايي را تنظيم ميكند‬
‫‪3‬ـ تاجر ورشكسته احضار ميشود ولي عدم حضور مانع اقدام نيست‬
‫‪4‬ـ در دو نسخه تنظيم ميشود يك نسخه به دفتر دادگاه و ديگري‬

‫نزد مدير تصفيه ميماند‪.‬‬

‫ماده ‪ :453‬كمك از ساير اشخاص‪:‬‬
‫مدير تصفيه ميتواند براي تنظيم صورت دارايي و تقويم آن از هر شخصي كه بخواهد كمك بگيرد‬

‫صورت اشياء مستثناء از مهر و موم كه قبلاً تقويم شده است ضميمه صورت دارايي ميشود‪.‬‬

‫ماده ‪ :454‬تسليم صورت ورشكستگي به ناظر‪:‬‬
‫مدير تصفيه بايد ظرف ‪ 15‬روز از تاريخ مأموريت خود صورت خلاصهاي ترتيب داده و به‬

‫عضو ناظر بدهد و عضو ناظر هم بايد آن را فور ًا به دادستان تسليم كند‪.‬‬
‫موارد لازم جهت ‪1‬ـ وضعيت ورشكستگي‬

‫ذكر در صورت ‪2‬ـ علل و اوضاع ورشكستگي‬
‫خلاصه ‪3‬ـ نوع ورشكستگي كه به نظر ميرسد‪.‬‬

‫ماده ‪ :455‬نظارت مأمورين دادسرا‪:‬‬
‫مأمورين دادسرا ميتوانند فقط به عنوان نظارت به منزل ورشكسته بروند و در حين برداشتن‬
‫صورت دارايي حاضر باشند و هر موقع بخواهند به دفاتر يا اسناد يا نوشتجات (به شرطي كه‬

‫موجب توقف كار نشود) مراجعه كنند‪.‬‬

‫به مدير تصفيه تسليم ميشود‪.‬‬ ‫مبحث سوم‪ :‬در فروش اموال و وصول مطالبات‬
‫ماده ‪ :456‬تسليم اموال به مدير تصفيه‪:‬‬
‫‪ )1‬تمام اموال‬
‫‪ )2‬وجه نقد‬
‫پس از تهيه صورت دارايي ‪ )3‬اسناد‬

‫‪ )4‬دفاتر و نوشتجات‬
‫‪ )5‬اثاثيه به جز مستثنيات دين‬

‫موسسه فرهنگی طرح نوین اندیشه‬ ‫‪051‬‬

‫ماقدانهون‪7‬ت‪5‬جا‪:4‬ر وت نصموودالرمیطالبات‪1‬و‪5‬ف‪0‬روش اموال‪:‬‬
‫وصول مطالبات توسط مدير تصفيه با نظارت عضو ناظر‬
‫فروش اموال و اثاثيه تاجر توسط مدير تصفيه با اجازه دادستان و نظارت عضو ناظر‬
‫قبل از فروش بايد اظهارات تاجر را استماع كند يا حداقل او را احضار كند‪.‬‬

‫ماده ‪ 458‬و ‪ :459‬شرايط صلح دعاوي‪:‬‬
‫‪1‬ـ دعوي قابل تقويم و كمتر از ‪5‬هزار ريال‪ :‬مدير تصفيه با اجازه عضو ناظر صلح‬

‫صلح دعاوي ميكند هر چند مربوط به غيرمنقول باشد (احضار ورشكسته الزامي است)‬
‫‪2‬ـ دعوي غيرقابل تقويم يا بيش از ‪5‬هزار ريال‪ :‬مدير تصفيه با اجازه عضو ناظر و‬

‫تصديق دادگاه صلح ميكند در هنگام تصديق ورشكسته احضار ميشود و‬
‫ميتواند به صلح اعتراض كند و اگر صلح به مال غيرمنقول باشد اعتراض ورشكسته‬

‫براي جلوگيري از صلح كافي است‪.‬‬

‫ماده ‪ :461‬حاصل فروش اموال‪:‬‬
‫حاصل فروش اموال بايد فوري به صندوق دادگستري تسليم شود كه اين صندوق حساب‬

‫مخصوص براي عمل ورشكستگي باز ميكند‪.‬‬
‫استرداد وجوه از صندوق دادگستري فقط به حواله عضو ناظر و تصديق مدير تصفيه‬

‫مبحث چهارم‪ :‬اقدامات تأميني‬
‫ماده ‪ :461‬انجام اقدامات تأميني‪:‬‬
‫مدير تصفيه مكلف است از روز شروع مأموريت‪ ،‬اقدامات تأميني براي حفظ حقوق ورشكسته‬

‫نسبت به مديونين او به عمل آورد‪.‬‬
‫مبحث پنجم‪ :‬در تشخيص مطالبات طلبكاران‪:‬‬

‫ماده ‪ :462‬اسناد طلب‪:‬‬
‫پس از صدور حكم ورشكستگي طلبكاران مكلفند ظرف مهلت مقرر اسناد طلب يا سواد مصدق‬

‫آن را به همراه فهرست مطالباتشان‪ ،‬به مدير دفتر دادگاه تسليم كنند و قبض بگيرند‪.‬‬

‫ماده ‪ :463‬تشخيص مطالبات‪:‬‬
‫تشخيص مطالبات طلبكاران ظرف سه روز از انقضاي مهلت مقرر در ماده قبل در‬

‫محل و روز و ساعت تعيين شده توسط عضو ناظر‬


Click to View FlipBook Version