1
شمار ٔهبیستوچهارم2
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
محمدعلی میرزایی
3
هزار سال در این آرزو توانم بود
توهرچهدیربیاییهنوزباشدزود
توسختساختهم یآیی ونم یدانم
کهروزآمدنتروزی کهخواهدبود
| هوشنگ ابتهاج |
شمار ٔهبیستوچهارم4
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
کودکیرادس تکمگرفتیم/گف توگویانتقادیمیاندکترمحسنرنانیودکترنعمتالهفاضلیدربار ٔهمفهوم یادها و
امروزکودکیدرنشستعلمیمؤسسۀتوتم رویدادها
بایدبگذاریبروم،اگرم یخواهیبمانم/دکترجعفرمذهبی
نواندیشیدینی،آرییانه؟/دکترسارویهمذهبیودکترجعفرمذهبی
ویکتورهوگوهنوزهمزندهاست /دکترحمیدرضاعریضی
21 مردادماه /1398شمـار ٔهبیستوچهارم
پروندۀ ویژه
قریب و غریب
(پروندهای برای یهودیان اصفهان)
آغازشریعت/نگاهیموجزبهنخستیندینابراهیمی/آرشآبائی
قومموسیدرایران/مرورتاریخکلیمیان/لئادانیالی
کلیمیاناصفهان/تنظیم:لئادانیالی
جوباره،نخستینخانۀکلیمیاناصفهان/نسیممحمدی
منَ ،س َرحَبتآشر،نوادۀحضرتیعقوبم/نگاهیبهآرامگاهاستراخاتوندرپیربکراناصفهان/لئادانیالی
فارسیهود/بررسیادبیاتکلیمیان/سحرصولتیولئادانیالی
دوستبداره منوعترا/گف توگوباخاخامسلیمانصدی قپور
ازاسترتاشموئل/معرفیبرجست هترینشخصی تهاییهودیایرانیازایرانباستان،سد ههایمیانهوامروز/علیرضااسماعی لپور،
ابراهیمشفیعیولئادانیالی
منیکایرانییهود یام/گف توگوباصیونما هگرفته،رئیسانجمنکلیمیاناصفهان
نوایشوفار/دربابموسیقییهودیان/گردآفریدیزدانی
هنرسلیمانی/گف توگوباسلیمانساسون،هنرمندکلیمیاصفهانی
کتا بهاییکهازکلیمیانم یگویند/لئادانیالیوآرشآبائی
63 جامعه
شفافیت و فساد
تنندادنحکومتبهاصلاحاساسیفاجع هبارخواهدبود/گف توگوبادکترعمادالدینباقی/سیدمرتضیرضوانی
«شفافیت»علیهشفافیت/دکتراحسانمالک یپور
5
شناسنامـه اصفهانپیشگامشفافیتومطالب هگری/میزگردشفافیت،شایست ههاوبایست ههایآنباحضوردکترحبی بنژادودکترقاسمی/
گروهجامعه
صاح بامتیاز :مؤسسۀفرهنگیهنری
نگارآفرین فردای شرق آریا آزادی مقدمۀ شفافیت و مبارزه با فساد /گف توگو با دکتر مسلم آقایی /گروه جامعه
سکوتمردمازرضایتنیست/شفافیتوفساددرگف توگوبادکترحسینراغفر/سیدمرتضیرضوانی
مدیرمسئول :حسـن قانونی ناآگاهیشهروندانازحقوقشهروندی/شفافیتوحقوقشهروندیدرگف توگوبادکترمحمدشریفشاهی/گروهجامعه
سردبیر :سید مرتضی رضوانی هرچند که عقل آفرین م یزندش / ...به مناسبت ر خنمون شدن برخی ظواهر و مظاهر شفافیت /دکتر حسین قانونی
پرونده ویژه :لئا دانیالی (دبیر)
جامعه :سید مرتضی رضوانی 89 ادبیات
ادبیات :سیاوش گلشیری (دبیر)،
مهدی وحید دستجردی ،گودرز ایزدی کاتبان جنوب
هنر :امیر رجایی (دبیر) ،مینا حس نزاده،
عاطفه یزدانی ،عرفان رجایی (نگاهیبهادبیاتآبادان)
مدیر هنری :زهرا حسنی درآرزویآنبهشتکوچک/گف توگوباصمدطاهرینویسندۀآبادانی/سیاوشگلشیریومهدیوحیددستجردی
دبیرعکس :محمدعلیمیرزایی آبادانان/معرفینویسندگانآبادانی/عرفانهبکرانی
ویراستار :انسیه عرفان خوانشیفمینیستیوبو مگرااز زخ ِمشیر /بررسیمؤلف ههایداستانیآخریناثرصمدطاهری/هالهافشاری
همکاراناینشماره:دکتر حمیدرضا عریضی، پنجشنب ههایرنگی /خوانشیبرداستان«پنجشنب ههایبارانی»اثرصمدطاهری/مهدیوحیددستجردی
نسیمدرقلبآبادان /یادداشتیبرسهاثرازنسیمخاکسار/گودرزایزدی
دکتر جعفر مذهبی ،دکتر حسین قانونی، تابستانهمانسال /نگاهیبهدنیایداستانیناصرتقوایی/الههامینی
دکترسارویهمذهبی ،دکتر احسانمالک یپور، در پشتآنمه /جهانداستانیاصغرعبداللهی/مهسابرومند
طعمگسزندگیزنان /مروریبرآثارزویاپیرزاد/لیلاساکزاد
عرفانهبکرانی ،هاله افشاری،الهه امینی،
مهسا برومند ،لیلا سا کزاد ،الهام اسکندری، عشقدر تقابلسنت /بازخوانیمجموعهداستان«یکروز ماندهبهعیـدپاک»نوشتهزویاپیرزاد/الهاماسکندری
دنیایجاوید /داستانجوان/علیرضابنانی
علیرضا بنانی ،جواد شاهمرادی،
علیرضااسماعی لپور،ابراهیمشفیعی، جایخالیگنبدگلی/داستانجوان/جوادشاهمرادی
آرش آبائی ،نسیم محمدی ،سحر صولتی،
عکاسی 113مریآلندرخیابا نهایفرامو ششده/نگاهیبهعک سهایمریآلنمارک/محمدعلیمیرزایی
گردآفرید یزدانی
بماؤتسشس ٔکەرتاوزت:امیرجترابی،ایمانحجتی،نفیسهقانیان،
عکسرویجلد:محمدعلیمیرزایی
کنیسۀملایعقوبواقعدرمحلۀجوبارۀاصفهان
توسعهوتبلیغات:مرضیهزارع،فاطمهاسدی
روابطعمومی:یاسمین دادخواه
امور هماهنگی:مرضیهحسینی
طراحی وصفح هآرائی:
مؤسسۀفرهنگ یهنرینگارآفرینفردایشرقآریا
امور انفورماتیک:حسا مالدینایمانی
امور سمعی و بصری :سید رضا موسوی
توزیع :کاظمماهان
نشانی :اصفهان ،بلوار میرزا کوچک خان،
حدفاصل پل وحید و میدان سهروردی،
مجتمع اداری زایندهرود ،طبقه سوم
تلفن031 37779463 :
نمابر031 37869257 :
کانال تلگرام@barayefardaa :
www.baraye-farda.ir
[email protected]
شمار ٔهبیستوچهارم6
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
کـودکـیرادسـ تکــمگݡرفتیــم
گف توگویانتقادیمیاندکترمحسنرنانیو دکترنعم تاللهفاضلیدربارۀمفهومامروزی کودکی
سید مرتضی رضوانی
تعدادیازپزشکان،روا نشناسانواستادانیازرشت ههایعلومانسانی،مؤسس هایبه دکتـررنانـی،اسـتاداقتصـادومـرددغدغ همنـدحوزۀتوسـعه،ازحدودچهارسـالپیش،
نام«بنیادتوتمخانواده(بنیادتوانمندسازیتوسع همحور خانواده)»را هاندازی کردند هنگام یکـه پـس از سـا لها تالش و کنشـگری سـرانجام از توسـعۀ دسـتوری از بـالا و
کـههدفـشتوانمندسـازیخانـواده،ب هویـژهمـادراناسـت؛بـهاینمنظـور کهمـادران، آ گا هسازیحاکمانومدیرانارشدجامعهناامیدشد،رویکردخودراتغییردادو کوشید
مفهومیبهنام«سرمایۀفردی»راتعریفوترویج کند.استدلالاواینبود«:حال که
کودکانـیتوانـاوبهر همنـدازسـرمایۀفردیتربیت کنند. بخشاعظممنابعزیرزمینیوطبیعیودرآمدهاینفتیما(سرمای ههایاقتصادی)،
اودر ای نبارهم یگوید«:مااز تحولدر آموز شوپرورشناامیدشدیموچار هایندیدیم بخـش بزرگـی از هنجارهـا و ارز شهـای جمعـی و دینـی مـا (سـرمای ههای اجتماعـی)،
جـزاینکـهازخانـوادهشـروع کنیـم.ضمناینکهاصل یتریـنمهار تهای کـودکانازبدو بخشبزرگیازقشرتحصی لکردۀما(سرمای ههایانسانی)وبخشبزرگیازچهر ههای
تولدتاس هسالگیشکلم یگیرد؛بنابرایناگرایندورۀس هسالۀزندگی کودکانازدست ملیوآثارتاریخیما(سرمای ههاینمادین)ب هسبب کمبودیانبودسرمای ههایفردی
وسنراتماویانهیهامایدترومسشعارهکبیفتزاویهیممکواآرنی اسرجتمامیاۀعفری ندابیوادسشدت.ه ا» نسهایتتً ،اباایو بدهسایرمانینتۀیدیجگهرریس بیده
برود،در دبستانهمنم یتوانچندان کاریبرایتربیت کودکانتوانا کرد». کهبرایپا گرفتنفرایندتوسعهدر اینسرزمین،بایداز کودکانشروع کرد.اوم یگوید
مؤسسـۀ توتـم سلسل هنشسـ تهایی را ب همنظـور بررسـی و نقـد ایـن دیـدگاه از جوانـب اگـرسـرمای ههایفـردیدر کـودکانمـاتقویتشـود،شـایدوقتـیبزرگشـدندبتوانندبا
گوناگونبرگزار م یکند.در شمارۀقبلماهنامه،خلاص هایاز نشستاول کهباعنوان همـکاریومشـارکتمؤثـر،بنگا ههـایبزر گمقیاس،احـزابقویوپایـدار،نظا مهای
«بایـدونبایدهـادر تربیـت کـودک»وبـاحضـور اسـتادمصطفـیملکیـانبرگـزار شـد،بـه
باسخرواحمنانیضدهواگرادینکبنتهرشنکرعیومدهتقکتا،دلیلکههمفتاگقررضدیلیب ًادیب.بردنگرمازاایرینۀششدحرموکاردرهت،دمایزؤندگساش هسسهۀاتتوتیدودمکامتسرسرنتخا،نبنیه،خبموواتهخۀینصقمودگفکص ًاشنتیگکداههه اداری کارآمـد،بور سهـایقـوی،صنایـعخالقو...تأسـیسواداره کنند.
شـد.امیـد کـهدرایـنمسـیر،همـگامباآنـان کهدرمؤسسـۀتوتمدغدغۀتربیـتدارند، رنانـی،بنـابـه گفتـۀخـودش،ایـنایـدهرانخسـتینبـارچندسـالپیش،طیجلسـاتی
بـا جمعـی از نخبـگان و پزشـکان اصفهـان مطـرح کـرده اسـت .در نهایـت ،او ب هاتفـاق
بتوانیمبرایداشـتن کودکانیشـادوسرشـار از زندگیقدمیبرداریم.
7
اپیـنساهزفمتـاشـدروسـطایلبتر،ناممااهرصیـوزل ًا تیئوبوریـیتشوازسـصعـهدنسدـااشلتتلهاایمش. مقدمۀدکترمحسنرنانی مقدمۀدکترنعم تاللهفاضلی
برنامـه بـرای توسـعه داشـت هایم ،ولـی ایـده بـرای توسـعه
نداشـت هایم .مـا نظری هپـرداز توسـعه نداشـتیم و نداریـم. دربـارۀ موضـوع کودکـی و توسـعه ،پیـش از همـه بایـد آنچـه بیـش و پیـش از همـه لازم اسـت بـه آن بپردازیـم
آ نهـا هـم کـه هسـتندنظری هپـرداز توسـع هنیافتگ یاندو بگویـم مـن هف تهشـت سـال پیـش آ گاهانـه تصمیـم تفـاوت مفهـوم «کـودک» و «فرزنـد» اسـت .ب هلحـاظ
بـه مـا م یگوینـد چـرا توسـعه نیافت هایـم .تـازه هم هشـان گرفتـم کـه از موضـع آ کادمیـک عبـور کنـم و در مقـام زیس تشناختی کودکان همیشه به دنیا آمد هاند ،ولی
هماز یکزاویهنگاه کرد هاندوفقطبهبخشیاز مسئلۀ کن شگـروروشـ نفکراجتماعـیایفـاینقـش کنـم؛چون «کـودک» نبود هانـد ،بلکـه «فرزند» بود هاند .امـروز ما در
تهورسـچـعههندیرباـفاترۀگتیو پسـرعداهخمت یهگانـفتدی؛ـ بمنابصراریفــ ًا انی مدتهوهاجیــهی بـشـوددمه بـهایـننتیجهرسـیدهبـودم کهدانشـگاهدر ایـران،دیگر مرحلـ های قـرار گرفت هایـم کـه «کودکـی» در حـال ظهـور
دربـارۀ توسـع هنیافتگ ی .امـا الآن چـه بایـد کـرد؟ از کجـا کتـولهبیـایـددمـدادرشـتک یهـباانشهـایدتنــًادتارولدیـوتدبمدتیـخلصـشـدصه؛ نقشـی را آن است.البتهمنمعتقدمماهنوز همبهمعنایواقعی،
شـروع کنیـم؟شـاهپهلـویفکر کـردا گراصلاحـاتارضی کارخانـۀ بـه بـا کودکـی سـروکار نداریـم ،بلکـه بـا فرزنـدی سـروکار
کنـد و نظـام کشـاورزی را ،نظـام س ههزارسـالۀ مالکیـت بنابرایـن دانشـگاه ب همعنـای نهـاد اجتماعـی تسـهی لگر داریـم .در جامعـۀ مـا چیـزی ب هعنـوان کود کسـالاری
رادر ایـرانتغییـردهـد ،کشـور توسـعهم ییابـد.رضاشـاه توسـعه و یکـی از دسـتاوردهای بـزرگ تمـدن جدیـد در وجـود نـدارد؛ هرچـه هسـت فرزندسـالاری اسـت .بایـد
فکـر کـردا گـرمذهـبرابـهحاشـیهبرانـدودسـتگا ههایی ایـران کارکـردخـودرااز دسـ تدادهاسـت.پس،ازآنجا که امزف«هبـوچـمهکـ»وکـدهک یحــاربفچـمه رایازنزیـمفم،هـُبوعـمدفرززینسدیتشجـناداسـکاننیهمرا.
مثـلآمـوزش،مالکیـتو...را کـهدر اختیـار مذهببود، همیشـه دغدغـۀ سرنوشـت و شـکوفایی خـودم و بعـد در نظـر داریـم .حیوانـات هـم بچـه م یآورنـد و بقـا دارند
بـه عرصـۀ رسـمی بیـاورد ،توسـعه شـروع م یشـود و ایـن جامع هامراداشـت هام،بهایننتیجهرسـیدم کهفعالیت و تولیـد نسـل م یکننـد؛ امـا «فرزنـدی» یـک رابطـۀ
کار را هـم کـرد .در جمهـوری اسالمی نیـز انـواع اید ههـا دانشـگاه یام را بـه حداقـل برسـانم؛ تـا جایـی کـه فقـط اجتماعـی اسـت و در آن مفهـوم «والدیـن» شـکل
مطـرح شـد .ابتـدا از جایگزینـی واردات شـروع کردیـم؛ اخـراج نشـوم و بقیـۀ انـرژ یام را در حـوزۀ کن شگـری و م یگیـرد .ایـن رابطـۀ اجتماعـی را مذهـب ،سـنن،
بعـددر دورۀجنـگبـهتوسـعۀصـادراترسـیدیم،بعداز روش نفکریاجتماعیصرف کنم .کن شگرمدنیهمان تاریـخ ،زبـان و ب هطورکلـی فرهنـگ جامعـه تعییـن
آنبـهتوسـعۀزیرسـاخ تها،بعـدتوسـعۀسیاسـی،بعـد روشـ نفکرعملیاتیاسـت؛روش نفکرهم کن شگرمدنی م یکنـد .مه متریـن ویژگـی فرزنـدی ایـن اسـت کـه
توسـعۀ عدال تمحـور و...؛ بعـد هـم ذخایـر و معادنمـان اسـتدر سـطحپـردازشنظـری .کن شگرهمروشـ نفکر مفهومـی فاقـد اسـتقلال اسـت؛ یعنـی رابطـۀ فرزنـد بـا
راتمـام کردیـم،ولـیتوسـعهایجـادنشـد.در واقـعسـؤال اجتماعـی اسـت ،ولـی اید ههـای نـو را عملـی م یکنـد. والدیـن نوعـی رابطـۀ تعدیـل و تلطی فشـده در فراینـد
مـنایـنبـود:حـال کـهایـرانبـههرعلتیتوسـعهنیافته ارایدانهشامتکومملنیکشدیخگصرًنامدا.یگلامههیرهدومنمق یششرواادیفهار کدنونمق .کارش تولید نسل است .در واقع پیوند میان والدین و فرزند
اسـت،چه کنیم؟از صنعتشـروع کنیمیا کشـاورزییا روش نفکردر گاماول،شکستنمرزهایسف توسختی پیونـدی زیس تشناسـانه اسـت؛ پـس فرزنـدی یـک
گردشـگری؟پاسـخاینبود:بایداز کودکیشـروع کنیم. اسـت کـه کسـیجرئـتنم یکنـدبـهآ نهـانزدیکشـود. رابطـۀ اجتماعـی اسـت ولـی درون آن ،نوعـی مالکیـت
برخ یهااز سـخنانمنای نطور برداشـت کردند کهباید روشـ نفکر بـه خـط قرمزهـا نزدیـک م یشـود و اذهـان را نهفتـه اسـت .والدیـن از ایـن حیـث کـه بچ ههـا را فرزند
کودکتوسـع هآفرینتولید کنیم،یعنیهمینبلایی که بـه بندهایـی معطـوف م یکنـد کـه مـا را زمی نگیـر کـرده خودشـان م یداننـد ،بـرای او کارهایـی م یکننـد ،از
سـرمعـادنوجنگ لهایمـانآوردیـمسـر کودکانمـانهم اسـت .کار دومـشنـور انداختـنبـهقسـم تهاییاسـت مراقبـت جسـمی گرفتـه تـا آمـوزش و چیزهـای دیگـر.
کـه کسـینم یبینـدوبیانـشنم یکنـد؛یعنیروشـ نفکر البتـه بحـران نیـز از همی نجـا بـه وجـود م یآیـد .مـادر و
بیاوریـم؛امـااصالای نطـور نیسـت. آنچهرادیگراننم یبینندیام یبینندوبهدلایلیتمایل پـدر خـود را مالـک فرزنـد م یدانند؛ در نتیجـه کاری که
ازنظـر مـن کـودک یـک جعبـۀ سـیاه طلایـی اسـت ،ا گـر یاتوانبیانشراندارند،م یبیندوبیانم یکند.درهمۀ بـرای بچ ههـا م یکننـد نوعـی سـرمای هگذاری بـه شـمار
گشودهشود،بسیار طلاییاست،ولی گشودنشبسیار حوز ههام یتوانیمروشـ نفکرداشـتهباشـیم،روشـ نفکر م یآیـد و ایـن همـان «اسـتعارۀ اقتصـادی» اسـت کـه
سختوبسیار همخطرنا کاست؛چرا کهممکناست مدنـی ،اجتماعـی ،فرهنگـی ،سیاسـی ،اقتصـادی و. ... آن را بـه کار م یگیریـم .جایـی کـه بحـث آینـدۀ بچ ههـا
هنـگام گشـودنبـهآنآسـیببزنیـد.دانـشبشـردر این مـادر همـۀحوز ههـام یتوانیمبهاینمفهومی که گفتم مطـرح م یشـود هما نجایـی اسـت کـه بحـران شـروع
زمینهبسیار محدوداست .کودکیپدیدۀویژ هایاست روش نفکرداشتهباشیم.تفاوتروش نفکرومتخصص م یشـود؛ بحـران یعنـی گفتمانـی کـه بـه اعتقـاد مـن
کـههـرامکانـیدر آنوجـودداردوبسـیار حسـاساسـت. ایـن اسـت کـه روشـ نفکر بـا فاصلـه گرفتـن از حـوزۀ کودکـی را از بیـن م یبـرد؛ بحـران یعنـی شـک لگیری
نقطـۀعزیمـتمـا کودکیاسـت.مسـیرتوسـعهاز کودکی کار یاش،چش ماندازراوسی عترم یکندوباترکیبدانش شـخصیتی کـه لحظـۀ ا کنـون خـود را از دسـت م یدهد
م یگـذرد .مـن نم یدانـم بایـد بـا کودکـی چـه کنیـم و تخصصـ یاشبـادان شهـایمکملدیگـردر آنجامعه، و جامع های که در پرتو یک اسـتعارۀ اقتصادی و نوعی
نسـخ هایهـمنـدارم،ولـیم یدانـمهـر گـر های کـهداریم مثـل تاریـخ ،فرهنـگ و روا نشناسـی ،م یتوانـد آنچـه را برداشـت سـودانگارانه و ابـزاری ،ارز شهـای وجـودی
در کودکیاسـت.منبه گفتۀآقایفاضلیاینرااضافه دیگـران نم یبیننـد ببینـد و در آن زمینـه پی شآ گاهـی انسـانی را پایمـال م یکنـد .ایـن همـان برداشـتی اسـت
کنـم کـه مـا ن هتنهـا کودکـی نداشـت هایم و کودکانمـان در ابسدـهـتد..رکوارشـ رنوفشـکر نالفزاکمرـ ًامتئسوئرل هیپـشرنداازسـیین وم آیکشنـکادر.ساـلاززامـ ًیا کـه گاهـی خـود را بـا مفاهیم زیبایـی در حـوزۀ فرهنگ،
کودکـی ،کودکـی را تجربـه نکرد هانـد ،بلکـه بزر گسـالان بـرای تمـام مسـائل را هحـل نـدارد؛ بنابرایـن نبایـد از موجـه م یکنـد؛ برداشـ تهایی ماننـد اینکـه آمـوزش
مـا هـم کودکـی ندارنـد .وقتـی کودکـی در کودکـی کشـته روشـ نفکرنسخهخواسـت؛همی نکهپی شآ گاهیداده مهـم اسـت ،روی بچ ههـا سـرمای هگذاری کنیـد ،بچ هها
م یشود،دربزر گسالانمانهم کشتهم یشود.طبیعی است کفایتم یکند.بعدآ کادمیسی نها(دانشگاهیان) را بفرسـتید موسـیقی یـاد بگیرنـد ،انـواع آموز شهـا
اسـت کـه ا گـر بزر گسـالان جامعـ های کودکـی نداشـته بایـد تئـور یاش را تولیـد کننـد و سیاسـ تمدارها را ببیننـد و . ...مـا بـا کمـک همیـن مفاهیـم اجـازه
باشـند،نتوانندبا کودکانشـاندر کودکیهمراهی کنند نسخ هاشرابپیچند.موضوع کودکیوتوسعهبرچنین نم یدهیـم گفتمـان فرزنـدی اسـتعلا پیـدا کنـد و بـه
و زمین ههـای شـکفتگی آ نهـا را فراهـم سـازند .ایـن اساسـی شـکل گرفتـه اسـت ،یعنـی پی شآ گاهـی دادن کودکی برسد .کودکی گفتمان دیگری است؛ گفتمانی
معضـلاسـت.چگونـهبایدحلش کنیم؟مـننم یدانم دربـارۀ بحرا نهـا. کـه در آن موجـود انسـانی نـه بچـه اسـت و نـه فرزنـد؛ نـه
و تخصـص مـن هـم نیسـت .بـا خـودم فکـر کـردم کـه مـا مندربارۀموضوعتوسـعهبعداز مشـروطیتبسـیار فکر م یتوان به او تنها از دیدگاه زیس تشناسـانه نگریسـت
در ایـن کشـور بزر گسـالانیدر سـطوحمختلفداریـم،از کرد هام.مافرص تهایمانرااز دسـتدادیم.هم هچیزرا و نـه ارزش وجـود یاش بـه ایـن اسـت کـه مالکیـت او
رهبـروریاسـ تجمهوریووزرا گرفتـهتـاشـهردار واسـتاد از بیـنبردیـم،از نفـت،جنـگل،آبو...را.چقـدر برنامـۀ متعلق به ماسـت .کودک ،کودک اسـت و کودکی فقط
دانشـگاهو....ای نهابزر گسـالا ِنبدون کودک یاندوبه توسـعهایجـاد کردیـم!چقـدر نخبـگانمـاتالش کردند! یـک دوره نیسـت ،بلکـه یـک معناسـت؛ نوعـی بـودن
همیـندلیـل کودکـیرانم یفهمنـدوچـوننم یفهمند امامننگاه کردمودیدمدر اینهفتادسـالماهمیشـه و شـدن ،و اسـتعار های از وجـود اسـت .وقتـی کودکـی
محصـول کارشـان نابـود کـردن کودکـی اسـت .وقتـی دنبـال آرزوهایمـان بود هایـم .برنام ههـای توسـعۀ مـا در شـکل بگیـرد ،آن لحظـۀ تاریخـی و وجـودی شـکل
کودک ِییکملتآسـیبببیند،آنملتبزرگم یشـود، واقـع آرزوهایمـان بـوده اسـت .متوجـه شـدم در طـول خواهـد گرفـت کـه در آن ،انسـان به معنـای تمام کلمه
از ارزش ذاتـی برخـوردار م یشـود.
شمار ٔهبیستوچهارم8
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
دخاریسرماآنیبعمن ییآشونیمما.دازۀباولدیوتهاولید کدرهبحهاملاازداددنسددتائدام ًادنازیزیمر. کنیـم کـه فرص تهـای پیـش روی مـردم بیشـتر شـود و امـا ناقـص اسـت .مـن نم یگویـم کودکـی را دسـ تکاری
انگشـتانمانچکـهم یکنـدواز بیـنم یرود.لازمنیسـت ه مزمـانسیاسـ تهاییبگذاریـم کـهقابلی تهایهمه کنیـمو کـودکانتوسـع هآفرینبپروریم .کـودکا گرب هطور
چیـزیبـهآنمـادۀاصلـیبیفزاییـم،بلکـها گـرهمانـیرا شـکفتهشـود.شـکفتگیهمـراهبـاآزاد ِیانتخـابیعنـی یطسعبنقـیراعیـطیشتـاکشـفحاکتلفاگتِاییهنطشـببوویددعـ،هتیکو.هاسـمصعتافًهلآکفمرراعینضنـدامئل امیًناشمـسـوایدپن.راتزسوزیمســدانعهند
کههسـتحفظ کنیمبرند هایم.درواقعتمامسـلوکما توسـعه.مـابـرای کودکـیجـزایـنچیـزینم یخواهیـم: چگونهبهسعادتبرسیم؟سقراطپاسخدادهاست که
یعنیاینکهجلویآبشدنخودمانرابگیریم.توانایی بسـتری فراهـم کنیـم کـه کـودک شـکفته شـود و آزادی مردمرااخلاقیبار بیاورید.افلاطون گفتهحکومترابه
کافـیبـرایشـکفتگیوتوسـع هیافتگیدر وجـود کـودک انتخـاب بـه او دهیـم تـا تجربـه کنـد ،رشـد کنـد و بالـغ فیلسـوفانبدهید؛چرا کهیکنظامفلسـفیقادر اسـت
هسـت .مـا بایـد موانـع را حـذف کنیـم و چگونگـی آن را شـود .امـا مـا بلوغمـان را بـه کـودکان منتقـل م یکنیـم؛ جامعهراسعادتمند کند.لیبرا لهاگفت هاندا گرآزادیدر
متخصصان باید بگویند .این نگاه من به توسعه است. یعنـیالگوهـایبلوغوتکامـلراآنچیزیقرار م یدهیم جامعهحک مفرماشود،آنجامعهسعادتمندم یشود.
مـا جامعـۀ بـی کودکـی هسـتیم .چرایـش را نم یدانـم. کـه خودمـان تجربـه کرد هایـم ،آمـوزش دید هایـم یـا بـا آن ارسطو گفتهسعادتباسهاصلایجادم یشود:آزادی،
پاسـخمـااز ایـنبـهبعدایناسـت کهباید کودکـیراپیدا تربیـتشـد هایم؛یعنـیالگوهـای گذشـت همانرامنتقـل حقـوق مالکیـت و نظـم طبیعـی .الآن نظـام غـرب هـم بر
کنیمواز آنمراقبت کنیم.امروزاقتصاددانانمحاسـبه م یکنیمبه کودکیوبهاینروندم یگوییمرشد کودکی. همیـن اسـاساسـت.پاسـ خها متعـدداسـت.خسـارت
مسـریکمناینـ هگد کذـارههیـربـرریازیلرسســرامخای هتگهذاارویمبـرخاکبـورادکتیوچنـصندبعـراب ِتر اینخطاسـت.بایدبگذاریم کودکتجربه کندوب هطور زیـادی دیدیـم تـا بالاخـره مفهومـی بـه نـام توسـعه را
و...بـرایجامعـهبازدهـیدارد.جامع هشناسـاندر پـی طبیعـیبلـوغخـودشراطـی کند،نـهبلوغیرا کـهمنو پیـدا کردیـم.توسـعهم یگویدا گـرم یخواهـیجامع های
آ نانـد کهبفهمندتخریبچهحوز ههایـیدر کودکی،ما جامعـهم یخواهیم.البتـهدر برخیموقعی تها،اجماع سـعادتمند داشـته باشـی ،بایـد آزادی و عدالـت را بـا هـم
رادر آیندهباچهمسائلوپیامدهاییدر جامعهمواجه عقالبـرایـناسـت کـهآزادیانتخـابممکناسـتبرای محقـق کنـی .غـرب تـا حـدودی بـا سوسیا لدموکراسـی
م یکند.روا نشناسـاندر حوزۀخودشـان کار م یکنندو کودکـی کـهتجربـۀ کافـیوآ گاهـی کافینـدارد،خطرنا ک بـرهمیـناسـاسعمـلم یکنـد.البتـهالآناز ایـناصـل
بههمینترتیبدیگران .کودکی کهکشانناشناخت های باشـد.آنجـاماجلواشرام یگیریـم،اماجایی کهاجماع خیلـیفاصلـهداردوتجربـ هاشناقـصاسـت،ولـیبـرای
اسـت .طبـق کتـاب «رشـد مغـزی کـودک» در هـر ثانیـه مـادر یـا پـدر .بنابرایـن در عدیـقادلگ بااهشمــدن،،نـکهودکخـوایسوـ توتسـمـع ِنه
هشـ تهزار سـیناپسمغزیدر حالشـک لگیریاسـت؛ یعنـی نگوییـم ایـن قالـب رسـیدنبـهآنتالشم یکنـد.
ایـنیعنـییـکانفجـار کیهانـیاز بدوتولدتای کسـالگی یـک کـودکتکام لیافتـهاسـتومـنمثـلسـن گتراش متفکـرانتوسـعهایـنموضـوعراآرا مآرامبسـطداد هانـد.
و گاهـی هـم تـا هجد هماهگـی .ایـن انفجـار یعنـی علـم بایـد کـودکرابتراشـمتـاعیـنایـنقالـبدربیایـد.از این نویسـند های بـه نـام آمارتیاسـن کتابـی دارد بـه نـام
مـادر برابـر کودکـیوتوانای یهایـشصفـراسـت.مـاهنـوز مـاد های کـه بـه تـو داد هانـد و از قالـب کـودک م یتوانـی «توسـعه ب همثابـه آزادی» .او آزادی را بـه مفهـوم عدالـت
نکـمهمیداینکینیـم کماویـدنکاسچـیتس کـتهودائچمـه ًااتعکجثویبراهاینیاسـسینتاپ .کارسهیا هـزارانتندیـسدربیـاوری.تـواز کجـام یدانـیتندیسـی نیـز م یگیـرد؛ یعنـی بعضـی از آزاد یهایـی کـه از آ نهـا
را محـدود م یکنیـم؛ مثال گذاشـتن پسـتانک در دهـان کـهم یتراشـیانـدازۀقالـبدرم یآیـد؛بنابرایناجـازهبده سـخن م یگویـد ،همـان عدالـت اسـت .او از قابلی تهـا
بچهرادر نظربگیرید:اینکهخودمانبگذاریمیابدهیم کودکشـکفتهشـودوفقطبسـترشـکفتگ یاشرافراهم و فرص تهـا حـرف م یزنـد و گسـترش فرص تهـا بـه
دسـتش تـا خـودش بگـذارد یـا دسـتش را بگیریـم و باهم کن.اجازهبدهتجربه کندوخودششکلبگیردوپدیدار معنـایآزادیاسـت.جامعـ هایتوسـعهپیدام یکند که
بگذاریـم دهانـش ،سـه پاسـخ متفـاوت دارد و سـه نـوع شـود،تـوشـرایطپدیـدار یاشرافراهـم کن.اینتوسـعۀ یفاربـصد.قتابهلایـدرآتنچزییاسدـباتش؟دقاوبالمیـکاتیناعننتـخیاتوابندمرنـآدنافیز.ایمثل ًاش
سیناپسمغزیمتفاوتایجادم یکند.یعنیاز گذاشتن کودکیاست؛بنابراینازنظرمنشکفتگییعنیتوسعه. مـن از زنـدان آزاد م یشـوم ،ولـی چـون قابلیـت نـدارم،
لپباسـتسانتراکب،پبـاوزیش،منـاکبـانک،ـوددسکتنشـزرون،عنرمو یو.ش.ـ.و.ددتـائابم ًعاـددارکیـهم شکفتگیدر حوزۀ کودکییعنیماشرایطراآماده کنیم نـه شـغلی پیـدا م یکنـم ،نـه سـرپناه دارم و نـه م یتوانـم
سـیناپ سهایمغـزیرامحـدودم یکنیـم.سـیناپ سها تـاایـنمـادۀخامـی کـههم هچیـزدرشنهفتهاسـتوما ازدواج کنـم؛بنابرایـنآزادینـدارموبرایـمبهتـراسـت که
حلق ههایارتباطیبینسلو لهایمغز یاند.ماممکن خرابشم یکنیم،خودشبهبار بنشیند.آی هایدر قرآن بـه زنـدان برگـردم .جامعـ های کـه در آن عدالـت باشـد،
اسـتصـدمیلیـونسـلولمغزیداشـتهباشـیم،امـاا گر م یفرمایـد«:لقـدخلقنـاالانسـانفـیاحسـنالتقویـم»؛ امـکان توانمندسـازی نیـز دارد؛ بنابرایـن در تعریـف
بینای نهاسـیناپسشـکلنگیرد،رفتارهایماماندگار یعنـیبهترینـشرامـاآفریدیم.ا گـربهاینآیهباورداشـته آمارتیاسـن ،آزادی هـم مفهـوم مرسـوم و سـنتی خـود را
نم یشود .کاری کهمام یکنیمایناست کهه مزمانبا باجاشـمیعمها،یمنیبدهانتیرـیمبنمهاتردیـهراندامـئام ًداتهراخردیر ابخمتیـیاکرندادر.یآـیمۀ.بدیعگرد دارد و هـم مفهـوم عدالـت را؛ پـس توسـعه یعنـی بسـط
شک لگیریسیناپ سها ،کاربردشرامحدودم یکنیمتا امس یفتر.مااییدن:ی«عاننایلامناسداۀانوللیفۀیاخصلسری»ک؛ایمعنلایاسنستاونمزایادائنکماًرا ه مزمـانآزادیوعدالـت.بایـدجامعهراچنانمدیریت
آرا مآرامازی کونی مسالگیتاس هسالگیتخری بم یشوند
و از بیـن م یرونـد .حلق ههـای ایجادشـده ا گـر در تجربـه
تثبیـت نشـود ،از بیـن مـ یرود .داسـتان پیچیـده اسـت
ونم یدانیـمچگونـهرفتـار کنیـم.مـافرص تهایمـانرااز
دسـتداد هایـم.الآنم یگوینـداقتصـادایـرانراتوریسـم
نجـات م یدهـد .مگـر م یشـود بـا سـاختار سیاسـی
موجـود ،توریسـم داشـته باشـیم و بـه سـمت توسـعه
برویم؟!را هحلمنبرایتوسـعهایناسـت:مابایدسـه
نسـلبـر کودکیوبسترسـازیبرایشـکفتگی کودکـیدر
ایـرانسـرمای هگذاری کنیـم.هـرحکومتی کـهبتوانداین
کار رابکندمسیرتوسعۀایرانرا گشودهاست.یکسال
ودوسـالودهسـالنـه،سـهنسـل!یعنـیدسـ تکم36
سـالزمـانلازمداریـمتـابر کودکیسـرمای هگذاری کنیم.
9
سـرمایۀ آینـدۀ ما نیسـت. خوبـی داشـت ،بـه یـک خطـای بـزرگ هـم دچـار بـود و نعم تاللهفاضلی
بسـیاری از مـا در کودکـ ی بسـیار آسـیب دید هایـم ،ولـی آمنیاکیـنرکدـ.هشفـراوگیـرددابویاری شکازاسنــودازن به بعــردًااهخمویـاسـت کتوآدکنـرای تجأبـکریاـدن
الآن سرنوشـتمان متفاوت اسـت و یا برعکس ،بسـیاری کنـدوتئـوریهویـترادادو گفتهویتهشـتفرایندو مـن در نقـد سـخنان دکتـر رنانـی صحبـت م یکنـم تـا بـه
آ نچنانـی اکزردمـهاایـبـرما،یولبـچی هبهعـایدًماـامنتوسـجـرمهای هشـگدذیارم یاهاصا ًلی بهـشـحرمدا،خـنشـوو مدبرو بحخلعـواهدًهاـداهردـ بدـمووهمداومنـاباگایرنباد فدسـکشـرتک؛دنا،یبگـعرمدًخداـروهـکومبدبکشـدیدخ،هوبراعهچدًداه جم عبنـدی برسـیم .مـن بـا بخشـی از سـخنان ایشـان
بـه آنچـه بباوشد،د،خیولر.یمبعمکدًا انن اسساـنتبزکرگسـییشدوردکوویداکبر یعاکش بس ،هغکایستیبددر موافقـم و بـا روح بحثشـان مخالـف .مـن بـا ایشـان در
م یخواستیمنرسید هایم.م یخواهمبگویممبادادچار کروشدکد کینددر،مولحییبطعیدًااخنوساب،نآرکاثمیوفطیبشقوتدم.اارمیاکصسوولاننخلاشقانی اینکـهمـابایـدبـه کودکـیتوجـه کنیـمموافقـم؛در اینکـه
آن اپیدمـی فرویـدی سایکولوژیسـم بشـویم کـه الآن در داد کـهمـادر هرمرحلـهاز زندگ یمانم یتوانیممتفاوت بایـد نسـب ِت کودکـی و توسـعه را فهـم کنیـم؛ در اینکـه
جامعه هم رایج است .الآن به رادیو ،تلویزیون ،مجلات باشـیم .در هـر مرحلـه نیازهـای وجـودی خاصـی داریـم کودکـی اهمیـت دارد و بـرای تحـول و تغییـر جامعـه بایـد
و روزنام ههـا نـگاه کنیـد .هم هجـا دکا ن کلینی کهـای و بسـته بـه اینکـه چگونـه بـه آن نیازهـا پاسـخ دهیـم، بـهآنتوجـه کـرد؛ب هویـژهدر اینکهبایدبرداشـ تهایمان
مشـاورهومـددکاریراهانداخت هانـد؛هما نطـور کهبرای م یتوانیـمدر مراحـلبعـد،مراحـلقبلراجبـران کنیم. ازدرکوخادنکــوایدراهدور ابچـعـهاددرمخحتولزـ ههفـ،اچیهدیدرگـنر،ظاممجآـمدوزدًاشبـازبی،ینـچهی
مـا وسـواس پزشـکی ایجـاد کرد هانـد تـا دکان پزشـکان یمعنـیتویان کدبسعـدًیاجکـبرهاندرکنکدو.دمکـتأیاسفاشنهنخیظلـرییۀفآرسوـییدت ببددییدله کنیـم.بـاایـننکتـههـم کـه کودکـیرادسـ تکم گرفتیـم
پـر شـود .برخالف آنچـه آقـای دکتـر گفتنـد ،پزشـکی بـه شـد بـه یـک نهـاد اقتصـادی و مشـاوران و مـددکاران و موافقـم؛ ولـی بـا اصـل مطلـب ایشـان یعنـی قسـمتی
پیشـگیری اعتقـاد دارد ،ولـی در جامعـۀ مـا پزشـکی بـر متخصصان کودکدر تلویزیو نهاو کلینی کهادر تمام کـه م یگوینـد ا گـر بـه تئور یهـای توسـعه نـگاه کنیـم،
درماناستوار شدهاست.حتینسب تبهقبلاز انقلاب اینشص تهفتادسالاخیر،دکانبزرگیدرست کردند رمماثت ایوًبلیستـنئعـیـوهرمدهیهاییـ چیکمـبتــداوابـدمهاهزتکآـوهنسـهـعطابـهبجـرقواآسـینب،نمب.دااایـیددهنانزـکیاردم،لسًـماادخخرالسفـتهم.ات
هـمپ سرفـت کرد هایـم؛یعنیمیزانسـرمای های کهقبل و گفتنـد«:آهـایمـردم!ایمادر وپدرهابیاییدوبچگی است .گفتمانما گفتمانزیرساختبودهومننامش
از انقلاببرایپیشـگیریهزینهم یکردیمبیشـتراز الآن را دریابیـد!» بدیـن ترتیـب یـک ایدئولـوژی شـد مبنـای را گذاشـت هام گفتمـان عمـران .اولیـن برنامـۀ توسـعۀ مـا
بـود؛ چـون منافـع پزشـکان در درمـان اسـت« .طبیـب کسـ بوکار وخانواد ههـاهـمترسـیدند کـها گـراینبچهتا کـه در سـال 1327شـکل گرفـت نامـش برنامـۀ عمرانـی
ب یمـروت خلـق را بیمـار م یخواهـد» و مـا داریـم ایـن را س هسـالگییاnسـالگیچیزینشـود،دیگرفرصتیبرای بـود.در زمـانانقالببرنام ههایعمرانیپنجـمدر حال
بعینـهم یبینیـم.ایـناز کجاآمـده؟از همـانایدئولوژی جبـرانوجـودنخواهـدداشـت.وهمی نطـور سـرمای هها اجـرابـود.بعـداز انقالبنامـشرا گذاشـتیمبرنام ههـای
کهنوعیمدیکالیسـماسـت؛پزشکی کردنجامعهبرای راصـرفسـخنانواید ههـاو گزار ههـاینادرسـتی کردنـد توسـعۀ جامـع ،ولـی همـان برنامـۀ عمرانـی بـود تا همین
اینکـه ایـن صنـف سـودش را ببـرد؛ ایـن یعنـی سـیطرۀ کـه سایکولوژیسـم را ایجـاد کـرد .اریکسـون بـه مـا نشـان امروز .گفتندمشکلاینبود کهب هجایاینکهاز انسان
درمـان بـر پیشـگیری .سـیطرۀ کودکـی بـر سـایر مراحـل داد کهمشـکلتئوریفرویداینبود کهابعاداجتماعی صحبت کنیم،از عمرانصحبت کردیم،از ساخ توساز
زندگی درسـت مثل سـیطرۀ درمان بر پیشـگیری اسـت. و فرهنگـی زندگـی را در نظـر نم یگرفـت .روا نشناسـی و زیرسـاخت و ...و به همین دلیل به نتیجه نرسـیدیم.
ا گرفکر کنیمدورۀنوجوانی،جوانی،بزرگیوسـالمندی فرویـدی ایـن را در نظـر نم یگیـرد کـه روان انسـان فقـط گفتنـد اشـیا جـای آد مهـا را گرفتنـد .دربـارۀ تئور یهـای
مهـم نیسـت ،دچـار خطـا شـد هایم .مـن نم یگویـم بـاور یـک سـازۀ عص بشـناختی نیسـت؛ روان انسـان یـک دیگریمثل گردشگریهممنباایشانموافقم؛چون
آقایدکترایناسـت،بلکهاینخطاییاسـت کهامروزه سـازۀ اجتماع یشـناختی عص بشناسـانه اسـت و ا گـر اینهماز جنساقتصاداست.هرتئوریتوسع های که
بسـیار رایجاسـت؛ کسـ بوکاریاسـت کهچندینسـال ذشهکنلومرویاگینردش،مباعودًااسزیتعساتمملعباصبجا یمتعاهنودردیدگوررایننیکزوتدأکثییر محورشاقتصادباشدبهتوسعهنم یانجامد.توسعهبه
اسـت راه افتـاده و روزبـ هروز بیشـتر هـم م یشـود .هـر جـا م یگیـرد و در مراحـل گونا گـون زندگـی ،زیسـتن در کنـار معنایتغییرمتوازنومبتنیبرمنطقدرونیواقتضای
بحـث آد مهـا مطـرح اسـت ،یـک مشـاور و مـددکار هـم بدنیابگـرارایـننبـلرازویمـ ًامـآانتچـجرهب هدرهاکویدمکـخیتلتفجریبـبـههوکرجدوهادیـمـم تیآومـرادم؛ وجودیهرجامع هاست،اینکهبستریفراهمشودتابه
هسـت.اینکـهم یخواهیـمجامعـهرابـاشـخصدرمـان قـولدکتـررنانـیآنشـکفتگیصورتبگیـردوقابلی تها
کنیم،خودشنوعیبحرانعق بماندگیاست.ای نطور و اسـتعدادهای وجـودی آد مهـا ظاهـر شـود تـا بتواننـد
نگاه کردنبه کودکخودشنشانۀعق بماندگیاست. آن روح تاریخـی و فرهنگـی و سـاختارهای اجتماعـی
سایکولوژیسـمب هاندازۀتمامدشـمنانمابهمملکتما و جغرافیایـی و سیاسـی خودشـان را احسـاس کننـد.
آسیبرساندهاست.اینربطیبهروا نشناسانندارد. احسـاسخوشـبختیورضایـت کننـدواحسـاس کننـد
گفتمانسایکولوژیسـم،شـخ صانگاریجامعه،نادیده بـودنوشدنشـانارزشدارد .گردشـگریهـمایـن کار را
گرفتـنامـر کلی،نادیـده گرفتنجامعهب همثابۀ گفتمان نم یکندوهرتئوریاقتصادیدیگریهم کهباشداین
ودرکپدید ههایاجتماعیب همثابۀپدید ههایفردی، کار رانم یکند.فرقنم یکندآنتئوریچهباشد؛توسعۀ
صنعتیباشـد،توسـعۀ کشـاورزیباشـدیاهرچیزدیگر.
توسـعهدر مفهـومامـروز یاشیـکامـر کیفـیاسـت،نـه
رشـدشـاخ صها؛یعنیمبتنیبر کیفیتزندگیوارزش
بوهجانودسـایآناد مسـهاتس،ـختی.لایینخودیدبگااهسـآقات؛ایمداکآیتاروکاقهع ًماعکوطدوکفی
م یتوانـد ایـن انسـان باشـد یـا حتـی اسـتعار های از آن
چیـزی کـه مـا بـرای توسـعۀ هم هجانب همـان بـه آن نیـاز
داریـم؟ بـه اعتقـاد مـن چنـد خطـای احتمالـی در ایـن
دیـدگاهراهدارد؛بنابرایـنم یتـوانچندارزیابیانتقادی
احتمالـیاز ایـندیـدگاه کـرد:
-1مـا بحرانـی داریـم بـه نـام «سایکولوژیسـم» ،یعنـی
روا نشناسـ یگرایی کـهالبتـهربطیبهعلمروا نشناسـی
وروا نشناسـانعزیـزنـدارد.یکـیاز خطاهـایاحتمالـی
در دیدگاهآقایدکترایناسـت کهمقهور سایکولوژیسـم
شـده .روا نشناسـی فرویـدی ،ا گرچـه دسـتاوردهای
شمار ٔهبیستوچهارم10
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
بیشترطول کشیدهوهزار سالآیندههمدر اینا کنون و دکان بـاز م یکنـد .بعـد چـه اتفاقـی م یافتـد؟ جامعـه تصـور شـخ صانگارانه از جامعـه و فرهنـگ و تاریـخ و
هسـت،امـاا کنـو ِنمـاچـه؟مـاا کنونمـانرامـداملاغـرو م یشـودجامعـ های کـهجامع هشـناسنـدارد،فیلسـوف موقعیتـی کـه در آن زیسـت م یکنیـم ،ارائـۀ راهبردهـا و
کوچکم یکنیمواز طریقهمینشیوۀسرمای هگذاری، نـدارد ،مـورخ نـدارد ،شـاعر نـدارد ،نویسـنده نـدارد. را هکارهـایمعطـوفبـهشـخص،نـهمعطوفبـهجامعه
ا کنو ِنمایاقربانیآیند هایم یشود کهنیامدهیاقربانی جامع هشـناس نداشـتن ،درحال یکـه جامع هشناسـی و ،...چیزهایـی اسـت کـه سایکولوژیسـم ایجـاد کـرده
گذشـت هایم یشـود کهتمامشـده؛چونآن گذشـت های دانـشفه مپذیـر کردنوبـهسـخندرآوردنصداییک اسـت.پساولینخطاایناسـت که کودکیرایکدورۀ
کهدر حالماادغامشودوبخشیاز حالماباشد،دیگر انسـاناسـت،نتیج هاشهمینم یشـود کهم یبینید؛ سنیفرض کنیموبرخلافاریکسون،عواملاجتماعی
اسـمش گذشـتهنیسـتوآنآینـد های کـها کنـونبـازی محی طزیسـتش ایـن اسـت ،مردمـش عصب یتریـن، ودور ههـایبعـدیزندگـیرانادیـدهبگیریـم.
اسـمش آینـده نیسـت ،اسـمش حـال اوسسـات.خلتطهف ًاشـروود،ی بیمارترین،آسی بپذیرترین،خش نترینوافسرد هترین -2آیـا کودکـی م یتوانـد تئـوری توسـعه باشـد؟ آیـا مـا
کودکانسرمای هگذارینکنید .کودکان مرد مانـد.وضـعخانـواد هاش،وضـعاحسـاسرضایتـش م یتوانیـم از سـرمای هگذاری بـر کودکـی حـرف بزنیـم؟
انسـا ناندوهی چکسحقنداردرویآ نهاشـرطببندد ایـن اسـت .ایـن جامعـ های اسـت کـه تـا دلـت بخواهـد «سـرمای هگذاری»،نـهاینکـهبگوییـم کودکـیرافه مپذیـر
یـا سـرمای هگذاری کنـد .بـا کـودکان مثـل شمار هحسـاب پزشـکومهنـدسووکیـلدارد .کاسب یشـانهـمعالـی کردن ،کودکیرازیس تپذیر کردن.ا گربازباناقتصادی
بانکـیرفتـار نکنیـدوبـهایـنفکـرنکنیـدبهاینحسـاب اسـت.سـالیشـانزد همیلیونپرونـدهدر دادگا ههایشـان دربـارۀ کودکـیحرفبزنیـم،دچار خطایدومشـد هایم؛
در کدامشعبهسودبیشتریم یدهند،شعبۀحقوقیا ثبـتم یکننـدوتـادلـتبخواهـددکا نهایشـانپررونـق هما نطور کها گربازبانسایکولوژیدربارۀ کودکیحرف
پزشـکییاچیزدیگری.بگذارید کودکان کودکباشـند. اسـت .خـا کبـر سـر جامعـ های کـه مردمـش در مطـب بزنیم،بهخطایفاجع هبار اولدچار شد هایم کههمین
-3خطایسومی کهدرجامعهرایجاستایناست که پزشـکان و دفتـر وکی لهایـش در صـف بایسـتند .ایـن الآن هـم فاجعـ هاش مشـخص شـده اسـت .ایـن کار،
ب همحـضاینکـهصحبتاز کودکیبهمیـانم یآیددچار همـان جامعـ های اسـت کـه بـه مردمـش نفهماندنـد الکبوتـدکهیصبارانحوتعـ ًاتیتوقلضییـ لحگرداایدنـیادقکتهصماندظیوارسشـات.ن فروکاستن
تقلی لگرایـی تاریخـی م یشـویم .تقلی لگرایـی تاریخـی جامعـه بـا مورخـان و جامع هشناسـان و فیلسـوفان و آقـای دکتـر
مربوطبه سنوزماناست.آقای دکتر ب هاختصار اشاره انسا نشناسـان و محققـان حـوزۀ فرهنـگ و تاریـخ و ایننیسـتومناز ایشـانقبولم یکنم،چونم یدانم
کردنـد کـه کودکـییـکدورهاز زندگینیسـت.خانـمزهرا ادبیاتجامعهم یشود.اینهمانجامع هایاست که ایشانفردانسا نگراییاست؛ولیببینیدجامعهچقدر
خاتمـی کتابـی نوشـته اسـت بـه نـام «تاریـخ کودکـی در بکـنهیـخدا.ن اوادص اه ًلهـاچمـرایگوخیـاندواردو هیهـباچبایهـهدایترـوانی بسـرچم اهیههاگیذشاـراین آمادگـیداردآنچـهراآقـایرنانـیم یگویـدنفهمـدوفهـم
ایـران» .ایشـان سـعی کـرده توضیـح دهـد کـه در دورۀ آسدرممرایفتـهگارذاکرننـی کد،نانصدا؟ًلباگبیرچیـ همهایدر آشیانـندزنهدکگسـی کینبنشدـوونمدث یـال خـودشراارائـه کند!همانتقلی لگراییابـزاریاینجادر
اتپیوصاضشًـلیاکمحـوعادکـصشریک،اوممـجااـ ًلودرددرنایـسدـاراردتن.ابکسوـهلدکـحتا:یدرظرازیدچـوسرهۀپمتی شیـفشـناهاممخعیتادییصـ ِرهممم؟ا نشـوند.بچ ههانیاز دارنددر کودک یشـان کودکی کنند. قالـبتقلی لگرایـیاقتصـادینمـودپیـدام یکنـد؛یعنـی
انسـا نهابایدا کنونشـانبسـطپیدا کند؛نه گذشـت هگرا روی کـودک سـرمای هگذاری کـن .ا گـر امـروز صـد تومـان
باشندونهآیند هگرا.زمانحالشانبایدتاآنجا کهامکان سـرمای هگذاری کـردی،فرداد ههـزار تومان گیرتم یآید.
وجـودنـدارد؛چونفرضجامعهایناسـت کهبچهیک داردبـا گذشـتۀدورتـروآینـدۀدورتـریادغـامشـود.مادر ایـنفاجعـهاسـت.صحبـت کـردندربـارۀانسـانبـاایـن
بزر گسـال اسـت بـا سـن پاییـن و بـه همیـن دلیـل بایـد واقعیتنه گذشتهداریمونهآینده.چرادروغم یگوییم زبـان،یعنیانسـانف ینفسـهارزشنـدارد.ایننوعتفک ْر
در ک متریـنزمـانممکـنآمادگـیانجـام کار راپیـدا کند. بـه خودمـان .گذشـت ه و آینـد های وجـود نـدارد؛ آنچـه نهایتحیوانیتوتوحشاست کهبخواهیمبا گفتمان
مـن کـهدر روسـتابزر گشـد هام،ایـنراخوبم یفهممو هسـتحـالاسـت.در زمـانحـالچـهاتفاقـیم یافتد؟ اقتصادی،باعقلانیتابزار ْیانسانرافهم کنیم.بهآن
کسـانیهـم کـهه مسـنم نانـدم یدانند کهمـااز همان یـک جامعـ های زمـان حالـش یـک روز اسـت؛ یکـی هـم د ههزار توماننم یرسـیموآنآدمراهماز بینم یبریم.
پن جش شسـالگی بایـد کار م یکردیـم؛ فـرق هـم نم یکـرد چنـان م یتوانـد زمـان حالـش را بسـط دهـد کـه از زمـان مثالـش سـاده اسـت :در تمـام ایـن سـا لهای گذشـته،
کـه خانواد هتـان ثروتمنـد بـود یـا نبـود .کودکـی معنایـی کـوروشتـاامـروزشه مزمـا ِنحالـششـود.شـماا گـربـه ای نگونـه بـه خانواد ههـا القـا شـده کـه بچ ههایتـان را
نداشت؛بازیمعنایینداشت.منی کبار در برنام های پاریس،لندنوبرلینبروید،ا کنونشانرام یبینید.این بفرسـتیدپزشـکیبخوانند؛نهاینکهچونپزشـک ْیعلم
تلویزیونی که گف توگوهاییدرحوزۀفرهنگبود گفتم: ا کنونچناندر خودشمؤلف ههاوارز شهاوسرمای هها شـریفیاسـت؛بلکهاز اینجهت کهپزشـکیدکاندارد
مـن ی کبـار بچـه بـودم ،داشـتم فوتبـال بـازی م یکـردم. وتاریـخراهضـم کـرده کهواجباسـتی کزمانطولانی وپولدرم یآورد.بچ ههایتانرابفرسـتیدمهندسـی،اما
پـدرمدیـدوآمـددر میـدانبـازیمـرا گرفـتو گفـتچـه باشـد .ا کنونشـان پانصـد سـال ،هفتصـد سـال ،بلکـه نههرمهندسـ یای؛مهندسـ یای کهپولدرم یآورد.در
معنـی دارد کـه دنبـال یـک کیسـه بـاد بـدوی و کتـک ععللـوممحانقوسْـانقعیلفمقـشرطیفحقـیاوسقختـ،وبلبکاهسـچوت.ننوکهایینلکـمه یچشووند
سـیریبـهمـنزد .گفـتا گرم یخواهـیورزش کنـی،برو
11
کار آمـده کـهنـهبـهایـرانرحمم یکنـد،نهبهاروپـاونهبه م یشـود.شـایدبـرایهمیـناسـت کـهآقایرنانـیومن رویزمیـن کار کـنوا گـرم یخواهـیاسـتراحت کنی،برو
هیچ کشوریونهحتیبهملتخودش!تئوری کودکی داریمای نگونهحرفم یزنیم.ماحالمانخوبنیسـت خانـه بخـواب .در آموز ههـای مـا نیـز همیـن بـود؛ کـودک
چگونـه بـا مسـائل بی نالمللـی مواجـه م یشـود؟ ایـن کـهداریـمای نطـور حرفم یزنیم؛چـونداریمم یبینیم بزر گسـالیبـاسـنپاییـناسـت،یعنـیبایـدآمـادهشـود
چال شهااز دورۀقاجار وپهلویبودهوالآنهمهست. تولیـد کند.
مـنبیشـتراز ایـنادامهنم یدهموم یگویـمایندیدگاه حـالجامعـهچقـدر بـداسـت! آنموقع کودکیبدینمعنانبودوالآن،هم کودکیدارد
دکتـر رنانـی بسـیار ایـدۀ خـوب و تـاز های اسـت و فرصتـی ازوجوهدیگرینیزمنتئوری کودکیوتوسعهراقاب لنقد بـهمقولـ هایمربـوطبهسـنتبدیلم یشـود،همتحت
اسـتتادربارۀ کودکیونسـبتشباتوسـعهبیندیشـیم؛ م یدانـم .اول :فـرض کنیـد وضعیـت ای نگونـه نیسـت و تأثیرهمانآموزۀفرویدیاسـت.البتهمنفکرنم یکنم
فرصتـی اسـت تـا از روا نشناسـ یگرایی بیـرون بیاییـم و مشـکلاتی کـهبیـان کـردمبـرای کودکـیوجـودنـدارد.آیـا مـردم مـا چنـدان فرویـد هـم خوانـده باشـند .ایـن امـر
وقتیاز منظرتوسعهنگاه کنیم،دیگرمسئلهتنهاروانی در آن صورت م یتوانیماز کودکیب هعنواناستعار هایاز بورنمهایگدرهدهـدابهی کساوزدوککـاریهکاـهیزدنردآگ نیهـاش اهرسایس،ـ ًان کظاومدکآـمیوزیـشکی
نیسـت؛فرصتیاسـتتااز منظرتاریخیهمبهموضوع توسـعهصحبـت کنیـمیانه؟مـنمعتقدمخیـر .کودکی معنادانسـتهنم یشـود.همی نکهدکتررنانیعزیزاشـاره
بنگریم،تااز منظرا گزیستانسووجودبهانسا نهانگاه نم یتواندتئوریتوسعهراتوضیحدهد؛بهایندلیل که کردنـد:بزر گسـالانهـمبایـد کودکـیراب همثابـۀفرمـیاز
کنیـم،تـاتوسـعهرافقطحو لوحـوشاقتصادنفهمیمو تموسضئیل هحهداادیهماشـمونتکدث.رمتثرل ًواپمیاچچیگدوهنترهامزآ یناخنوادهکیهبمامکوسـدئکلیه معنـا ،درکـی از وجـود و بارقـ های از انسـانیت همیشـه بـا
بـهانسـانهـمتوجـه کنیـم.مـنسـپا سگزار آقـایرنانـی جنسـیت را بـا تئـوری کودکـی حـل کنیـم؟ نابرابر یهـا خودشـانحمـل کننـد.مهمهمنیسـتچندسـال هاند.
هستم کهایندیدگاهرامطرح کردهاست؛اماهما نطور و تبعی ضهـای جنسـیتی ب هطـور تاریخـی ریشـه پیـدا همیشـهبایـد،هـمباخودشـانمثلیـک کـودکزندگی
کـه گفتـم،بـهنظـرم یرسـدای نهافرص تهاییهسـتند کرد هانـدوالآنجامعـۀزنـانمـابـهایننابرابریحسـاس کننـد و هـم بـا کسـانی کـه در سـنین پایی نترنـد زیسـت
کـهبیشـتررمانتی کانـدتارئالیسـتیک.بهنظرنم یرسـد شدهاست.ایندر نظامحقوقیما،در فهممااز دینو کسوـندکاینـنهی وسـزیتسـ .ا تسپاذسیـ ًار کودکانـه داشـته باشـند .زیسـت
مواجهۀجامعۀالآنبا کودکیای نگونهباشد.شایدهم درزبانماریشهدارد.اینراچگونهم یخواهیمباتئوری کـردن کودکـی فقـط یـک مقولـۀ
توسـعه و کودکـی حـل کنیـم؟ تبعی ضهـا و نابرابر یهـا سـن نیسـت؛ مـا در هـر دوره از زندگ یمـان شـک لهایی
مـندارماشـتباهم یکنم. و موقعی تهـای فرودسـتی زنـان ریشـه در سـاختارهای
زبانـی،دینـی،حقوقـیوسـاختارهای کلاناجتماعیما
محسنرنانی دارد.آیام یشودباتئوری کودکیاینساختارهاراتغییر از معنـا را کـه بـرای کل وجـود اهمیـت دارد تجربـه
سهبحثاصلیآقایدکتروبخشزیادیازصحب تهای داد؟حتـیا گـربـهقـولآقایدکترسـهنسـللازمباشـد. م یکنیـم ،در نوجوانـی ،در جوانـی ،در میا نسـالی و
ایشـانقاب لپذیـرشوطبیعـیودرسـتاسـت.بخشـی دوم:باز فرض کنیمجامعۀمامشکلاتمفهومسوختۀ سـالمندی .اریکسـون معتقـد اسـت همـۀ ای نهـا بـرای
از صحب تهـا برم یگـردد بـه نقـد دیـدگاه مـن و بخشـی کودکـیرانـدارد.چطـور م یخواهیـممشـکلات گسـتردۀ کل سـنین مه مانـد و فرقـی نم یکنـد فـرد چندسـاله
هـمبرم یگـرددبـهاختالفعمیقـی کـهداریـمواختالف محی طزیسـتی را کـه الآن بـرای مـا ایجـاد شـده حـل اسـت .وقتـی شـما تأ کیـد م یکنیـد بـر کودکـی ب همثابـۀ
موضعـی کـه بـر آن ایسـتاد هایم .ایشـان از سـه دسـته گکنفیتــمن؟«لمطسـفـئًالۀشـزیهرسـوندتامنحآیبط کیممتـرسـمئلصـهاریفنیکنسنــدت»کـحـهبلا ابزار توسـعۀ فوری ،بایولوژیسـم (زیس تشناسـ یگرایی)
تقلی لگراییصحبـت کردند:روا نشـناختیواقتصادی شـود .دریاچـۀ ارومیـه و زاینـد هرود بـه بحـران رسـیده؛ مطـرح م یشـود؛ یعنـی کودکـی را حبـس کـردن در یـک
نوشـزیاسنداتدشـهاننـادخکتـهی.کوگدفکـتنـیبدعـ بدًعاقاضـبیلتاغزییـررواا سنـشـتناوشـسهماا بیابا نهـا گسـترشپیـدا کرده؛بخشاعظمـیاز مناطق سـن خـاص؛ و در نظـام آموزشـی ،نهادهـای فرهنگـی و
غیرقاب لسـکونت شـد ه و بحـران آب و هـوا و خـا ک نظا مهـای ارتباطـی مـا کودکـی معنـا م یشـود بـه ایـن
و فکـر کنیـد و ابزعـکدًاوددکـر بیزرم گیتسـواالنیـی آددطمـودریگـیربـایرببیشـایوییـدد. کشـور را تهدیـد م یکنـد .آیـا کودکـی م یتوانـد مشـکلات سـن و دورۀ خـاص؛ و بعـد ایدئولوژ یهـای سیاسـی و
ایـن اسـتثناها زیسـ تمحیطی را حـل کنـد؟ حتـی ا گـر مـا در موقعیتـی اکقنتنـصدـاددقییقـ ًاوبـلریبهراملییـسـنمسـ کـنهتأمکیـیدخمواهیکنـنندـ بد.هر هبـرداری
همیشـه هسـت ،ولـی بیشـتر آد مهـا شـا کل های را کـه در
کودکـیپیـدام یکننـد،تـاحـدودزیـادیحفـظم یکنند. باشـیم کـه بتوانیـم کودکـی را خـوب بفهمیـم. مـن معتقـدم کودکـی مهـم اسـت ،امـا گمـان نم یکنـم
طبیعـی اسـت کـه خـود روا نشناسـان گفت هانـد برخـی سـوم:ا گـر کودکـیتئـوریتوسـعهباشـد،بـاچال شهـای پاشـنۀ آشـیل ما برای توسـعه باشـد؛ به دلیل اینکه این
بچ ههـاراتـاپن جسـالگی،برخـیراتـاهف تهش تسـالگی قدرتم یخواهدچه کند؟چال شهایی کهمعطوفبه تقلی لگرای یهایی که گفتمدرستونفقراتفقرفرهنگی
یـا حتـی د هسـالگی م یتوانیـد تغییـر دهیـد ،آ نطـور کـه ساخت سیاسی ماست .ساخت سیاسی ما تئوکراتیک مـارفتـهوریشـهدوانـدهاسـت.چنـدیپیـشدر یکـیاز
م یخواهیـد .از د هسـالگی تـا هفد ههجد هسـالگی تأثیـر اسـت .سـاخت سیاسـی تئوکراسـی (حا کمیـت دیـن) مؤسسـاتصحبتم یکردم؛مربیانآنجابهمن گفتند
م یپذیردواز هفد ههجد هسـالگیدیگرنهتغییرم یکند از هم هچیـز خوانـ ش خـودش را دارد .در گفتمـان ایـن مـااینجـامـادریداریـم کـهحاضراسـتبچـ هاشبمیرد،
ونهتأثیرم یپذیردتاخودشتجاربیبیاموزدوتصمیم سـاختسیاسـ ی،واژ ههـایفرزنـد،خانـوادهومـادر معنا ولـی در کنکـور نفـر اول شـود .از ایـندسـت رفتارهـا زیـاد
بگیردتغییر کند.اینقانون کلیاستولیطبیعیاست دارنـد ،امـا کـودک نـه .چنیـن سـاختاری آیـا م یتوانـد بـا اسـت ،ب هخصـوص در طبقـۀ متوسـط شـهری .مـن
کـه اسـتثناهایی هم باشـد. تئوری کودکیتوسعۀسیاسیایجاد کند؟آیام یتوانیم نم یگویـمنظریـۀدکتـررنانیایناسـت.ایشـانعاق لترو
موانعـیرا کـهدر ایـنفضاشـک لگرفتهاسـتحل کنیم؟ دلسـوزتراز ایـنحر فهاسـت.م یگویـمدر ایـن گفتمـان
نعم تاللهفاضلی وفضـایفرهنگـی کـه کودکـیای نگونـههضـمم یشـود،
مـننم یدانـم،دکتـررنانـیبایـدتوضیـحدهند. نم یتوانیـمتئـور یایبدهیـم کـهبـرپایۀآنبایدتوسـعه
ایـ ن یـک نظریـۀ کلاسـیک روا نشناسـی اسـت و امـروزه چهارم:طبقتئوری کودکیوتوسعه،بایدوجهایجابی رابـرمبنـای کودکـیجلـوبرد؛چـوندر جامعـۀما کودکی
دیگـرچنیـندیدگاهـیوجـودنـدارد کـهآنچـهدر کودکـی توسـعه را دیـد؛ یعنـی نگوییـم چـرا توسـعه پیـدا نکردیم، یـک مفهـوم سـوخته اسـت؛ چـون مـا خواسـتیم روی
آموختیدتاابدم یماند.امروزاجماعبردیدگاهاریکسون بگوییمچگونهتوسعهپیدا کنیموبرایاین کار بیایید آنسـرمای هگذاری کنیـم.آرمـانموفقیـتجـای کمـالرا
اسـت،نهفروید.ب هصورت کلاسـیکروا نشناسـانفکر بر کودکیتمرکز کنیم.بسیار خب،اینم یتواندبخشی گرفتـه؛اشـیاجـایآد مهـارا گرفتـه؛پـولقدرتمندتـراز هر
م یکردندآنچهفرددر کودکیم یآموزد،تاآخرعمرهمان از مشـکل مـا را حـل کنـد و آن بخـش مربـوط م یشـود چیـزیاسـت.در چنیـنشـرایطیودر چنینجامع های
اسـت.اریکسـونبـاآنهشـتمرحل های کهتوضیـحداد بـه شـکفتگی و خلاقیـت و سـرمای ههای وجـودی کـه شـما چطـور م یتوانیـد از کودکـی صحبـت کنیـد؟ مـن
نبـهشباعـندداهـد کماهنچسـنای ننهنایمس یتتوا.ننحتد کیل ًاازتغشییصر کتنونپندوجاسسـالتگثنای انچـسـها؟ آنیـاهامبـاشـکخولدمـشاـاحـنلدامرنـ ید؛شـاومـدا؟دمرنناسظــابامت بیی کـناله املـصا ًلل م یگویـم کودکـی در جامعـۀ مـا بـه یـک مسـئله بـدل
هـم نیسـت .در ایـران تحقیقـات متعـدد و مطالعـات بیـروناز اختیـار وارادۀایـنآد مهاسـت،مثـلمناسـبات شـده،امـاهمیـنامـردر عیـنحـالم یتوانـدآغـاز زایـش
روا نشـناختی،اجتماعیوجامع هشـناختیدر اینباره منطق های،ای نگونهحلم یشود؟الآنما گرفتارهمین اکیـودنکـ ِجیهنجمـدیـیدرا کیـههـایمجـباادشـکـدر؛دهچاـدوامـنهجدامهـعـد.ه نحمتمـیًتااوایـنـند
صـورت گرفتـه کـهنشـانم یدهـد کودکـیآناهمیـترا نـوعمسـائلیم:دیوانـ هایبـهنـامترامـپدر آمریـکابـرسـر وضعیـت سـرانجام در یـک جایـی بـه چالـش کشـیده
نـدارد؛البتـهایـنبـدانمعنـانیسـت کـه کودکـیاهمیت
شمار ٔهبیستوچهارم12
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
محسنرنانی اتنـتوفدااجـرق ًادهب،رباخلـاکـیایهصنکککـورهدکدـ؛درویلجهـیاامییدنرختوجـصدـاوریشراقخـکراورهبدکگویشدرکـمد،هـیبپایمایأدەسبـتهمآاتمون
کودکیسـهمفهومدارد:مفهومروا نشـناختی؛مفهوم زندگیاستنهعلومعصبشناختیتأییدمی کندونه
اجتماعـیومفهـومطبیعی.ای نهـاباهمفرقم یکنند. روا نشناسـی .کودکـیمهـماسـت،مثلتمـامدور ههای
کودکـی روا نشـناختی یعنـی زیسـتن در زمـان حـال .تـا دیگـرزندگـی.اینکـهبگوییـم کودکییعنـیپایـانزندگی،
وقت یبتوانیمدر زمانحالزیست کنیمدر زمان کودکی نادرسـت اسـت .در کودکـی م یتـوان مداخلـه کـرد و
بهسرم یبریم.وقتیبزرگم یشویم،زیستزمانحال تغییراتیایجاد کردتاآنسنتأثیراتخودشرابگذارد؛
رااز دسـتم یدهیـموهویـتمـابـه گذشـتهوآینـده گره ولیاینبدینمعنانیست کها گردرسنینبعدتغییری
م یخورد؛بنابراینمرز میان کودکیوبزرگیجاییاست
کهمازمانحالرااز دسـتم یدهیم.عارفانم یگفتند ایجـاد کنیـمومداخله کنیـم،هیچتأثیرینـدارد.
عرفـان یعنـی برگردیـم بـه زمـان کودکـی .تمـام سـلوک لازماسـتبـهتعریـف کودکـینیـزبپردازیـم .کودکیفرمی
عرفانـییعنـیمابرگردیمبـه کودکی. از معناسـت ،تصـوری از جامعـه اسـت و فقـط یـک سـن
مفهـوم اجتماعـ یاش مطابـق آن دسـته از الگوهـای خاصنیست.همۀمل تهادر زبانشانمفهومیبهنام
رفتـاری اسـت کـه جامعـه ب هعنـوان الگـوی کودکـی کودکـیدارنـد،امـاایـنمفهـومب هصـورتتاریخـیشـکل
م یپذیـرد و جوامـع مختلـف در ایـن زمینـه بـا هـم فـرق گرفتهاسـت.یکیاز خطاهایفاحشدر تعریف کودکی
م یکننـد.بنابرایـنتاآنسـنی کهجامعهاجـازهم یدهد ایناسـت که کودکیرابهسـنمحدود کنیم.جایی که
ایـندسـتهاز الگوهـایرفتـاریدر آد مهـااجـراشـودودر امز ت یقلخیوالگسرتایمبیگزیویسم؛ تمعشـنماول ًخاتوقیتصیمحبفهتومکریدمس،ادههمیشوندرا،
رفتارشـان بـروز کنـد و اشـکال نداشـته باشـد ،م یشـود رما ننویس،فیل مسـاز،اقتصاددان،روا نشناس،مورخ همـهم یفهمنـدووقتـیهمـهفهمیدنـد،فکـرم یکننـد
دورۀ کودکـی.جامعـۀماجامع هایاسـت کـه کودک یاش و . ...همـۀ ای نهـا بایـد باهـم گف توگـو کننـد و بگوینـد درسـت اسـت .مـن سـعی کـرد هام ایـن سـادگی را بگیـرم
را از دسـت داده و در آن دور های کـه بایـد ظرفی تهـای کودکـی چیسـت .م یگوینـد شـاخص کودکـی چیسـت؟ و پیچیـد هاش کنـم تـا در ذهنمـان نگوییـم فهمیدیـم
وجـودی کـودکاندر بـازیو...شـکلبگیـرد،ایـناجـازه مگـردر مـورددرخ تهـاواشـیایـابد نهـاحـرفم یزنیـم کودکـی چیسـت .کودکـی پیچید هتـر از چیـزی اسـت کـه
رابـهآ نهـانـدادهاسـت؛بنابرایـن کودک یشـانرااز آ نهـا کـه شـاخص داشـته باشـد؟ ایـن یـک تفاهـم اسـت؛ یـک مـا بخواهیـم بـا مؤلفـ های بـه نـام سـن تعریفـش کنیـم.
گرفتـه اسـت .مـا در بزر گسـالی همچنـان در حسـرت اجمـاعمعنایـیاسـت.توسـع های کـهبـرمبنـای کودکـی اتبارصسیـاتًلخـگکیویدوکدـادرریدااچیــیهونفرجدـهوورندۀگـنزمدیاانبـاشـیشـدترد..هچمـثمـها ًهلجببـااریمـاعـدیهمادتونیراا،سـندرمـبچـبـنا،ه
کودکـی هسـتیم و توانای یهایـی کـه بایـد در کودکـی و بـا اسـتشـاخصندارد،ولی کیفیتدارد،حسم یشـود، توانای یهایجسم یشانیک کاریم یکردند.مهمهم
آن آزادی طبیعـی در وجودمـان شـکل م یگرفـت ،در مـا بـو م یشـود ،تجربـه م یشـود ،ولـی توصیـف نم یشـود. نبـودچنـدسـالدارنـد؛فقـطهرچـهزودتـربایـدبـرای کار
نیسـت.مفهـومسـوم کودکـیطبیعـیاسـت کـهمعنای بـه نمـودار و آمـار درنم یآیـد؛ چـون ب همحـض اینکـه بـه آمـادهم یشـدند.امـاالآن ک مکـماینباورشـکلم یگیرد
بسـتن نطفـه ،یعنـی زمینسهـا تی ُشننهامساـاهنگـهرایدشرـبررومعیگمیـیردشـووازد کزبـنـاارنبآگمـاذارریـدربم.یاالیـبتد،همظاجهبرًواریعـلممـتمیـاحمروفجـزودههاانیـسمـ،انولی آینچراه کـه م یگوینـد از تولـد تـا پن جش شسـالگی کودکـی اسـت.
تـا بلـوغ؛ هـر دو وجـه البتهیونسـکونشـانداده کهمفاهیم کودکیدر جوامع
بلـوغ ،یعنـی بلـوغ طبیعـی و جسـمی و بلـوغ اجتماعـی کخهیلمایدرجآاهـنانبی هسـدتریدبم.خـمور انسمـعتتق،دولنییلسـطتف ًما علمی؟ علمی گجونواانـگـوی،نمفیـار نقسـمال یکینـو بدزرو نگـوسـزاالدیین،سـکبودیکـاسیـ ،نتو.جمثواانًـلیدر،
وشـخصیتی.تـاحـدودیم یتوانیـمبگوییـمایـنبلـوغ آمـار بـداسـت؛ جامعۀژاپنهفتادسالگیپایانمیا نسالیاست؛چون
ه مزمـان اسـت و ممکـن اسـت یکـ یدو سـال عقـب نپرسیمشاخ صهای کودکیچیست؟ کودکیشاخص جامعـ های اسـت کـه 86سـال امیـد بـه زندگـی دارد .در
و جلـو باشـد .البتـه در کشـورهای غربـی ایـن بلـوغ را نـدارد؛مثـلایـناسـت کـهبگوییمشـاخ صهایعشـق چنینجامعـ هایپایانجوانیپنجا هوپن جسـالگیاعلام
هجد هسـالگی م یداننـد و بـه همیـن دلیـل آن زمـان بـه چیسـت .عشـق و دوسـت داشـتن کـه شـاخص نـدارد. م یشـود .بسـتگی بـه امیـد بـه زندگـی دارد ،بسـتگی بـه
فـرد حـق رأی م یدهنـد .در جامعـۀ مـا بلـوغ اجتماعـی وقتـی دربـارۀ فرهنـگ و انسـان حـرف م یزنیـم ،موضـع فهـم جامعـه از خـودش دارد .مـا خیلـی دوسـت داریـم
رابـابلـوغفیزیولوژیـکیکسـانم یبیننـد.مـنم یگویـم مـابایـدپدیدارشـناختیباشـد.مـاوضعی تهـاوحـالات بـه هم هچیـز ب هصـورت آمـاری نـگاه کنیـم؛ درصورت یکـه
جامعـۀبـی کودکـیهسـتیم؛چـوندورانبـارداریراهم راتوضیـحم یدهیـم.حـالاتشـاخصندارند.فه مپذیر مسـائل انسـانی آمـاری نیسـتند .آمـار م یتوانـد در فهـم
جـزءهمیـنایـامم یبینیـموبایدملاحظاتیهـمدر این م یشـوند،امابهعدددرنم یآیند؛حسم یشـوند،ولی کالاها،بد نهاوجمعی تها کمک کند،ولیدر کیفیات،
دوران داشـته باشـیم. وصفنم یشوند،مگراینکهشاعریمثلآقایرنانیآن روحیات،فرهنگوزندگیآد مهاهی چچیزیرانم یتواند
برگردیـم بـه بحـث قبلـی دکتـر فاضلـی .دقـت کنیـم کـه فیلسـوفیتوصیفش کنـد،آ نوقتدیگر رواوصـ ْصـفآفمـکانرـدییوا توضیـحدهـد.مـنفکـرنم یکنـم کودکـیرابشـودباسـن
تئـوری ،بیـان حـدی و افراطـی پدید ههاسـت .ا گـر در علمـیو ک ّمـیوریاضـینیسـت.مـابایـد تعریـف کـرد .کودکـیرابایـدیـکحالـت،یکمعنـاویک
تئور یهـابخواهیـمهم هچیـزراتوضیـحدهیـم کـهدیگـر بدانیم کهعلمقادر بهتوضیحهم هچیزنیست.هایدگر کیفیـتدانسـت .گمانم یکنمبرداشـتآقـایدکترهم
تکئنیوـرمیونبـیروسـجـته.بمرغافـیوتئلیوـرامیپهـردمازمسیـبئالیهدتپمدیرکـدزهکنهیاـرام.سـماثدل ًها م یگفـتعلـمفهمیـدننیسـت.درسـتم یگفـت.علم همیـناسـت؛چـونم یگوینـدبزر گسـالانوپیرهـاهـم
تکنیکم یدهد،ولیتفکرنم یدهدوچیزیرافه مپذیر بایـد کودکـیراتجربـه کنند،پسمعنایشایناسـت که
مـادراقتصـادم یگوییـمتقاضاتابعقیمتاسـت؛قیمت نم یکند .کودکیبهفهمیدننیاز دارد.شایدمنبتوانم کودکی برای ایشـان هم یک سـن نیست .البته این فهم
کـهافزایـشیابـد،تقاضـا کـمم یشـود،ولـیدرواقعتقاضا بـا ایـن توسـع های کـه آقـای دکتـر م یگوینـد بـر مبنـای مشـکلاتی نیـز پیـش مـ یآورد؛ آ نهایـی کـه م یخواهنـد
تابـعقیمـتنیسـت؛شـماوقتـیبـرایخریـدبهمغـاز های کودکـیاسـت،همدلـی کنـموبگویـممـابـهنوعـیتئوری جزئـیحـرفبزنند،مثـل کارشناسـانآمار،دچـار بحران
م یرویـد،برخـوردفروشـندهمهـماسـت،درجـۀهـوامهم پدیدارشناسانهراج عبهتوسعهنیازداریم،نهیکتئوری م یشـوند.ایـنیعنـیبایـدبـهمعنـای کیفیتوسـعهفکر
است،بست هبندی کالا مهماستویکعاملهمقیمت ازبقاتنصآامدارنیی.آسنمت.واقتفعابق ًاایددرزبکاتانبدی«تگروسیعداهبشـهتمثهابباهشآـزیادم کیه» کنیم.آنوقتاست کهبهتئور یپرداز یهایینیازداریم
است.حالتئوریاقتصادهمۀای نهارا کنارهمم یگذارد کهاقتصاددانانوپزشـکانو...از عهد هاشبرنم یآیند.
ونتیجهم یگیردتقاضاتابعقیمتاسـت.مابرایاینکه آمارتیاسـن کـهایشـانبـهآناسـتناد کـرد،دیگـرچنـدان آنجاسـت کـهبـهفیلسـوفبیشـترنیـاز داریـم،بـهشـاعر،
بتوانیـممسـئلهرافرمولـهوتئوریـزه کنیـموآنراتوضیـح بـهزبـانآماریصحبتنشـدهوبیشـتردربارۀقابلی تها
دهیـم،بایـدیـکچیزپیچیـدهراسـاده کنیـم .کارتئوری و ظرفی تهایـی بحـث شـده کـه قابلی تهـای وجـودی
همیـن اسـت :ساد هسـازی پدید ههـای پیچیـده.وقتـی آحدتممهـ ًاا مه یستتوناندیـ.نمهاجیانهکایـهآمیاارزتآونصایسـفتیفاهدیهچکنجیـایم،یونلـدایربـد؛ا
م یگوییمتوسعۀمابرم یگرددبه کودکیوسرمای هگذاری
در کودکـیمفهومـشایـننیسـت کـهدیگرسـدنسـازیم، تبیینآمارینم یتوانیمتئوریتوسعهراتوضیحدهیم.
13
بـمافمهقوتمـضییاـاسـت تتاکرـیهخـهریاجامشعآـ هنا رایموهیرسـگارزوده .ایتفماتقـنًاا آنسـجـبا غلـطتربیتـی کـهدر خانـوادهومحیـط کوچهاسـت.این دیگرراهنسازیمو....مسلماست کهبایدبهحوز ههایی
دورۀ هف تسـاله دورۀ مغفـول اسـت؛ چـون نـه خانـواده مصثدلسماحلیگ ذطزیشتسه،تتحووزجهاهکیرکد؛هاولصیل ًامنسدیئلدههاایینمجکاوسدکتیبکوهددره
موضـوعویژگ یهـایدیگـر کـودکنیزمطرحاسـت؛ولی م یدانـدچـهبایـدبکنـدونهحکومت.مسـئلۀمانجات
وقتـیاز منظـرجامعـهنـگاهم یکنیـم،م یگوییمجامعه ایـندورهاسـت .کجـابـهایـنتوجهشـدهاسـت کـهمادر است.وقتیم یگوییمسرمای هگذاری،م یگوینداینیعنی
کودکـی را چگونـه م یبینـد؟ جامعـه کودکـی را طـوری در ایـن دوره بایـد دربـارۀ پوشـش بچـه ،ریسـ کپذیری، اقتصادیدیدنمسـئلۀ کودکی؛امااینجاسـرمای هگذاری
م یبیند کهانگار یکمعناست؛من گفتمیک گفتمان توانایـی گف توگـو،بـازیوامثـالآنچه کند؟ کجا کاری یعنـیتوجـهوتمرکـز.منظـورفقـطسـرمای هگذاریپولـیو
است ،یک شیوۀ سخن گفتن دربارۀ انسان است ،یک انجامشدهاست؟چه کسیسرمای هگذاری کردهاست؟ مالـینیسـت.سـرمای هگذارییعنیصرفوقـتوانـرژیو
شـیوۀفهمانـدنبـهآد مهاسـت.دکتـررنانـیاینتعریف منظور از سـرمای هگذاریایناسـت کهخانواد ههابدانند توجـه .در توسـعه شـما روی هرچـه دسـت بگـذاری ،بایـد
را پذیرفتنـد ،ولـی بـه آن وفـادار نبودنـد؛ چـون آخـر بـار، چـه الگوهایـی را بـرای سـرمایۀ جسـمی کودکانشـان، برآنتمرکز کنیومنابعیبهآنتخصیصدهی.بخشی
کودکیرابهس هگان هایتقسیم کردندودربارۀسنحرف سـرمایۀانسان یشـان،سـرمایۀاجتماع یشـانوسرمایۀ ازایـنمنابـعپـولاسـتوبخشـیتلا شهـایدیگـر.پس
زدند.تعریفی کهمن کردمبهمعنایهم هجانبهدیدن معنو یشـان پیـاده کننـد .سـرمای هگذاری یعنـی مـا در منظورازسرمای هگذاریبر کودکی،توجهبه کودکیوتمرکز
اسـت و شـامل عوامـل طبیعـی ،عوامـل زیسـتی ،عوامل خانواد ههاتحولایجاد کنیمتاتوانمند یهای کودکان روی آن اسـت.
اقتصـادیو...م یشـود.مـنسـعی کـردممسـئل همحور نکتـۀدیگـرایـناسـت کـهمابایدسـطحخـردرااز سـطح
( )problematicبحـث کنـم .ایـن تقلی لگرای یهـا تنهـا وظرفیـتآ نهـاآسـیبنبینـد. کلان جـدا کنیـم تـا خطـای ترکیـب رخ ندهـد .آنچـه
مربـوط بـه تئـوری آقـای دکتـر نبـود و خـود ایشـان هـم نعم تاللهفاضلی خانـواده خـرج بچـ هاش م یکنـد سـطح خـرد اسـت؛ امـا
قبـول کردنـد کـهاینمشـکلاتدربارۀ کودکـیدر جامعۀ تبـحهلیجالیـهاییشرـاسـین کدامکـا ًله پرمـاویاـاننانشـصناصًالخحدتبویسـتهـشـات ندـ.یدیاآرعقـناـم؛ییچوراادقککـتعــ ًهار مـادربـارۀسـطح کلان،تئـوریتوسـعه،مفهومتوسـعهو
مـا هسـت .مـن گفتـم ا گـر م یخواهیـم توسـعه را پیـش مسـئله برم یگـردد بـه مخرسدئلقاۀب ک لواندتکقایلصبهحبسـتطمح یککلناینمن.یبعسـضتیووبقرع تکهااس.حمکثال ًما
ببریـم ،بایـد مسـئلۀ کودکـی در جامعـه را حـل کنیـم و
را هحلـشهـمایـنتوصی ههـایاخلاقینیسـت.تفاوت تربیتبچ هها.برداشتقبلیمناز صحب تهاودیدگاه ا گـر کسـیمعتـادباشـدوبیایدخواسـتگاریخواهـرمن،
مـن و آقـای دکتـر بیشـتر از آنکـه در موضعمـان دربـارۀ ایشـان ایـن نبـود .امـروز متوجـه شـدم ایشـان در اصـل مـا م یگوییـم مـا بـه معتـاد زن نم یدهیـم؛ ولـی اشـتباه
پیوندتوسـعهو کودکیباشـد،برسـرایناسـت کهحتی دربارۀبچ ههاحرفم یزنند،نهدربارۀجامعه،فرهنگ، اوسـصلـت کتـ کـهرمـد ِننبـقاانموعتنـگـادذامر قماننوونـعبیا بشنـودی.سوـصملکـتهنطکـبـردق آنبنا
ا گـرایـنراهـمبپذیریـم،پاسـخآقـایدکتـربسـیار پاسـخ سیاسـت و امـر کلـی .ا گـر درسـت فهمیـده باشـم ،ایـن
تربیت یایم یشود.منمعتقدمچنینپاسخیچندان نوعتوصیه کرد نها وم تسئـئلورهیخیدلادی نخهـاطراناصا ًلکابـسهتج.اایـی ین معتـاددر سـطحخـردخـوباسـت،ولـیدر سـطح کلان
جال بتوجـهنیسـت؛چـونآخرشم یرسـدبـهاینکهبه نم یرسـد و کمکـی غلـط اسـت؛ مثـل سـیگار کشـیدن یـا خیلـی چیزهـای
پدر و مادرها توصیه کنید زیاد به بچ هها سخت نگیرند نخمو یدتکانـندر.اابنـهگآارنکـهاهتمح یمگیویلنـندکبنیچده؛بهـعا ردًاا کجـهبدزری بگگیشریـدنددو، دیگر.اینم یشودخطایترکیب.در سطحخرد،نحوۀ
بو.چ..ه.هاـیا اینکـ نهگنونـشـه بدـپزارسـگ ِخشـمونسـدئ،لمۀبـسـهائآنلبزسرگیـایسـ.وبتعرادهاـگمر کفمارومزانـا ًجلدهغلـۀشخطماان وسیـاکندـهتد.و،مـاشینصواپ ًۀلولـخسـریررامجاکـیکرههگدخذناانرـخواایندنوهامدصـهیببرریانـف کیمبن؛کآچونهر
حلم یکنند،مسائلمحی طزیستراهمحلم یکنند توانمنـدم یشـوند.بهنظـرمن،در ایننحـوۀمواجههبا
امدیصسادًئلهلایوـاهق،م عسوببییانسـاسنـیاهرتنراییبیسـچیزشتاه.ـزاانرخایادالـزصهای ًغلیسـرحـناهدذاهدففـرکیرودغضهیایمـرتامیرک.یانییـخـینم
و . ...خیر ای نگونه نیسـت .عوامل دیگری هم هسـتند را تالش خانـواده بـرای تخریـب کودکـی م یبینـم .وقتـی
که جامعه را م یسـازد و یا آن را تحت تأثیر قرار م یدهد، از سـرمای هگذاری صحبـت م یکنیـم ،اول از همـه سـطح
مثـل فناور یهـا ،نهادهـای بی نالمللـی ،جهانـیشـدن کـها گـرفـردخـوبباشـد،مملکتخـوبم یشـود.تصور کلان را م یبینیـم؛ یعنـی بایـد سـرمای هگذاری کـرد تـا در
وبسـیاریچیزهـایدیگـر.بـهنظـرمنصور تمسـئلهرا م یکنـم چیزهـای دیگـری هـم هسـت کـه بایـد آ نهـا را جامع های کهصدسـالاسـتدر برنام ههایتوسع هاش
زیادهاز حدساده کردند:ا گرمایکآدمخوببسازیمو مطالعه کردوبهبحث گذاشت.آقایدکتراشاره کردند ودرسیاس تهایش،موضوع کودکیمفقودبودهوهیچ
آنآدمخوببشودرهبریارئی سجمهور،جامعهدرست کـهسـطحتحلیلشـان کلاناسـتومـندارممثا لهـای توجهیبهآننشده،خانوادهبفهمد کهبچهدیگرنباید
م یشـود .در جامعـۀ جدیـد مهـم ایـن نیسـت کـه آدم اتخـفراقـد ًامب هیزدننـبـما.لآشـنـایمدکـبیـهااز انیـمـننگفخـوتوگبونپبـیووندهد،دیچـالوکتنیمـکن برود کلاس کنکور،نبایدبرودمدرسۀتیزهوشان.ای نها
خوب داریم یا نداریم ،در سطح کلان مدیریت جامعه، سـرمای هگذاری م یخواهـد.
رکویه همثهلاًابادیردفرکاانرآسمـده سیسـتم،قواعـدوقوانین،عر فهـاو بیـن خـرد و کلان را بفهمیـم؛ رابطـۀ فـرد بـا جامعـه را و بعـدی نسـل در قطعـ ًا ا گـر مـا بـر کـودکان تمرکـز کنیـم،
باشـند .شـما فکر م یکنید آد مهایی دکتـر بـرای سـاده بکـفرهدمنیـمفم.هـبونامب،راکیـامنا ًتلومتضمیایحــالتشـآقـدابـیه نسـ لهای بعـدی محی طزیسـتمان وضعیـت بهتـری
اکنوگلدکی یسهاامویر رخاوبمدییردیاشتتنمدیک؟نننهلدزآودم ًام.هبااایدلشهـرمیفیت یوااندن یا فـرد و سـطح خـرد خواهـد داشـت؛ امـا ایـن بـه ایـن معنـا نیسـت کـه الآن
یا جامعـهوهیـچبحـث کلانـیمطـرحنشـد. محی طزیسـتمان را رهـا کنیـم .مـا کار خودمـان را بـرای
گفـت کـه بسـیاری از ایشـان یـا آد مهـای بد یانـد یـا مایلماینراهمیادآوری کنم-البتهشایدبرداشتمن محی طزیسـت و بـرای بهبـود سیاسـت خارجـی انجـام
کودک یهـایبـدیداشـت هاند،ولیسیسـتم،قواعدشو اشـتباه باشـد -کـه اسـتعار ههایی کـه بـه کار م یگیریـد، م یدهیـم و در قالـب یـک نـگاه بلندمـدت معتقدیـم
نهـادشب هگونـ هایاسـت کـها گـرآدمـیپلیـدهمباشـد، ب هتعبیـرلیـکافوجانسـوندر کتاب«اسـتعار ههایی که دورۀ ترامـپ هـم سـرم یآید؛ امـا تـا مـا مسـئلۀ کودکـی را
نترمبی تیـتواینـ ادصـهـورل ًاکارپایسـدلـخهاشیخوکاارسـآمـتدبکینـبـدر.ا پایسـجخاهماعـیه باآ نهازندگیم یکنیم»،فقطمعناراانتقالنم یدهند، حـلنکنیـم،همچنـاندر یـکحلقـۀبسـت هم یمانیـم.
بلکـه معنـا را شـکل هـم م یدهنـد .نم یتـوان ب هجـای چـرا مقامـات مـا نم یتواننـد بـا آمریـکا مذا کـره کننـد؟
نیسـتند.ایندیدگاهمناسـت.ممکناسـتدر سطح «توجـه کـردن» گفـت «سـرمای هگذاری» .ایـن مفاهیـم چـونناتوا نانـد.تصمی مگیـریبـرایمذا کـرهبـادشـمن
فـردی ایـن پاسـ خها خـوب باشـد ،امـا مناسـب سـطح زمینتاآسمانفرقم یکنند.وقتیشماازاستعار ههای توانایـیروا نشـناختیم یخواهـد.چرارؤسـایقوایما
کلان نیسـت .ایـن همـان پوپولیسـم اسـت .مـا چهـل اقتصادیاسـتفادهم یکنید،معنـارااقتصادیم یکنید نم یتوانندباهم گف توگو کنند؟چونناتوا ناند.ای نها
سـالاسـتب هجایاصلاحسیسـتم،بهمردمم یگویند ومـنحـقدارمبـهشـمابگویـم کـهشـمااز توجـه کـردن برم یگـرددبـهتوانمند یهایی کـهبایـددر دوران کودکی
روحی هتـان را خـوب کنیـد ،امیـدوار باشـید ،مهربـان صحبتنم یکنیدوازبنیاناقتصاد یصحبتم یکنید. بـه آ نهـا داده م یشـده و نشـده .بیشـترین آسـی بها را
باشـید و . ...نم یگویـم مسـائل تربیتـی سـطح خـرد را عقیـدۀمـنایـناسـت کـهبایـددیـدگاه ک لنگـرداشـت. مـادر هفـتسـالابتدایـیزندگـیبهبچـهواردم یکنیم.
نباید دید؛ ولی وقتی نظریۀ توسعه مطرح م یشود ،ا گر در دیـدگاه ک لنگـر ،تعریفـی کـه از کودکـی ارائـه کـردم نـه مادرانماوقتی کودکراازشیرم یگیرندم یگویندراحت
انتهایـش بـه علـوم تربیتی برسـد و تئوری توسـعه نتواند مربـوط بـه سـن بـود ،نـه زیس تشناسـی و نـه هی چیـک امشــادویاقمعـ ًوابعچــهد بچچیــزه رایبرـهـهابمچـ یهکتنزنـریـد تـقا بمـریودشـموددر؟السـگهووه.ا..ی.
تحلیـلنهـادیبدهـد،ب هجایـینخواهـدرسـید. از چیزهـای دیگـر .گفتـم کودکـی نوعـی سـازۀ معنایـی و
شمار ٔهبیستوچهارم14
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
بایدبگذاریبروم،
ا گرم یخواهیبمانم
وجود خارجی نداشـتی .وقتی که هوا سـرد و بارونی اونجـا .خونـه از بیـرون گر متـر و راح تتـره .اینجـا آب یکـی از باز یهـای تلـخ و
ممر ی غشـهـاه،یبایـدیدگـسـهعجیایـکنـییوادرسـنهظـاخـمودسلتسـلد هسـمراتتبو ِپای و دونـه هسـت و از همـه مه متـر ،مراقبـت و توجـه و شـیرین دوران کودکـ یم ایـن
نـوازش حیوونـی کـه بهـش میگـن اشـرف مخلوقـات بـود کـه م یرفتـم حیـاط پشـتی
کنـی تـا یـخ نزنـی .هرزچندگاهـی هـم خـروس از همـه آفـاق؛ حیوونـی کـه رو دو پـا وحرکشــعوت ِرمم یکطلنــهق، خون همـون و اولیـن مرغـی
خـدا ب یخبـر مـ یآد و ب یخیـال آشـوبی کـه تـو دلتـه، راسـ تقامته و افـق دیـدش خیلـی رو کـه م یشـد بـه چنـگ آورد
احسـاس تملکـش رو بـا سـائق ههای جنسـ یش وسـیعه؛ حیوونـی بـا چنـان هیبت و قدرتـی که تمام م یگرفتـم و م یآوردمـش تـو جعفرمذهبی
اونـاقگعا ًرا ترکیـب م یکنـه و طـوری تـو سـرت م یزنـه کـه وکـاههمـکاهبـودارِنـسدمـ.رخـغ بیب،چـباارهشـ مه،حقبـسـوولب! حیوو نهایـی دکترای فلسفه اتـاق .پارچـ های پهـن م یکردم،
گناهـکاری کـه مـرغ از تخم دراومـدی .یعنی تو م یشـن ازش بـراش دونـه م یریختـم ،کیـپ
نم یخـوای اینجـا تـو خونـه ،تـو این جای گـرم و نرم، ترسـیدن از همچیـن موجـود مهیبـی طبیعیـه ،امـا نگهـش م یداشـتم و او نقـدر
پیشـم بمونـی؟ آخـه چـرا؟ اون کـه م یتونسـت ببینـه این قـدرت و هیبت برای نوازشـش م یکـردم تـا یـواش یـواش عـادت کنـه و تـو
بزر گتـر کـه شـدم چـراش رو فهمیـدم؛ یا دسـت کم، او به کار نم یره .یعنی واقعا دوسـت نداشـت باهام بغلـم آروم بگیـره .سـعی م یکـردم جایـی بذارمـش
گمونـم ایـن بـود کـه فهمیـدم .پـی بـردم یـه چیـزی بمونـه؟ دیگـه بایـد چیـکار م یکـردم کـه دوسـتم کـه از پشـت شیشـه بتونـه حیـاط رو ببینـه ،یـا در رو
هسـت کـه مـن بـا تمـام مهربون یهـام نم یتونـم داشـته باشـه؟ ای نهـا آزاردهند هتریـن سـؤالایی بـود بـاز م یگذاشـتم تـا ارتباطـش رو بـا مر غهـای دیگـه
بـه مرغـم بـدم ،یـه چیـزی کـه بـا چشـم نم یتونـی کـه دائـم تـو ذهنـم بـالا و پاییـن م یرفـت .گاهـی کـه از دسـت نـده .مرغـه اولـش خیلـی دسـ ت وپا مـ یزد
ببینیـش ،بـا دسـت نم یتونـی لمسـش کنـی، بـخایعلـصیبناانریاـحت بتهم یششمـدیگمف،تخم:طتـاو اب قصـلرًاارمعلشومم یهداچدتمه؟و تـا بپـره ،ولـی بعـد کـه م یفهمیـد ایـن بچـه مثـل
امـا فقـط کافیـه ازت بگیرنـش تـا بـا تمـام وجـود بگنچجههشــا یککآزارشِیوهسـمسگکن وشسـاولخلخـاوصـده،ش،حمیرووغکـنکـش وش
حسـش کنـی .یـه چیـزی کـه مثـل بیشـتر مفاهیـم اون بیرون واسـه پیدا کردن یه دونه هی باید زمین
انتزاعـی ،داشـتنش محسـوس و ملمـوس نیسـت، رو بروبـی و روزی صـد بـار حیـاط رو گـز کنـی تـا شـاید نیسـت ،کمـی آروم م یشـد .امـا گرفتـاری اینجـا بـود
امـا نداشـتنش آزاردهنـده و کلاف هکننـده اسـت .یـه چیزی واسـه خوردن گیر بیاری .تخم که م یذاری، که همیشـه با کوچ کترین حرکت ناخواسـت های که
چیـزی کـه از قـرار معلـوم همـه خواستارشـن و بـه نصیب مار و کلاغ م یشه؛ جوجه که م یآری ،عقابه انجـام مـ یدادم ،م یخواسـت بپـره و بـره تـو حیـاط.
نظـر م یرسـه خیلـی باارزشـه و اون آزادیـه .فهمیـدم م یبـردش؛ و تـازه ا گـه یـه لحظـه غفلت کنی ،شـغاله همیشـه از خـودم م یپرسـیدم اون بیـرون چـه
هرچند حیوو نها از آزادی آ گاه نیسـتند ،اما اون رو طـوری خـودت رو از زمیـن برمـ یداره کـه انـگار هرگـز خبـره کـه ایـن حیـوون ای نقـدر دلـش م یخـواد بـره
15
نمـ یدم کـه مانـع رفتنـش بشـه .مـن مهربو نتـر رو حـل کنـه ،مـن رو او نجـوری در پنـاه خـودش
م یشـم ،شـرایط مونـدن رو بـراش بهتـر م یکنـم بگیـره .راسـتش بـه مرغـم حسـادت م یکـردم ،چون
و بهـش توضیـح مـ یدم کـه بیـرون چـه خبـره ،امـا فکـر م یکـردم اون بـا وجـود مـن هرچـی کـه بخـواد
مجبورش نم یکنم که بمونه و وقتی هم که رفت در داره ،و ا گـه هـم چیـزی نداشـته باشـه ،خودشـه کـه
برـورابـهشرتووضشیـنمح میـبنـیددمم.کـمـه انگـبـهاآتزامـدامی رداونـصرشفـبًا پشـرریدینم نم یخـواد؛ در صورتـی کـه مـن بـا داشـتن اون ،هنـوز
خیلی چیزها بود که م یخواسـتم داشـته باشـم ،اما
معنـا کنـی و بخـوای بـه هـر قیمتـی بـری بیـرون، نمیتونسـتم.
همیشـه اون بیرون خروسـی هسـت که با پیشـکش بـا ایـن افـکار آروم آروم بزر گتـر شـدم و من هم سـعی
ابرهزـ ِن آشزایـاددیمـ ،یچدمـما کـقهاآزسـاتدبیدایدعنرویسـشـررایت بطکیوبمـنها.سـمـنب کـردم آزادی رو بـه هیـچ قیمتـی از دسـت نـدم ،حتی
بـه قیمـت آ گاهـی و رنـج ناشـی از اون .یـاد گرفتم که
ادجربـسـار ِبـتراخـیواندتمخـراو ِببهـقانـشو ِتنحدرمیـسـلتن،مامـیاکنـهرگمز. و فاقـد آزادی رو هـم مثـل بقیـۀ مفاهیـم انتزاعـی نم یشـه
قانـون قیم تگـذاری کـرد ،چـون چیـزی کـه خـودش معیـار
اآقمزـاوسـدنانیبـتتـه،هـرواومـکـپشاینـدباهوهاـدممنـتظـشاریهناـدزرًمامآمکزـیاوگاـنهدـا ِنممعوهاکـانع ِیدسعـنـوذمیته.ااننـنمتتیخناخـناباـتحتخبـاشیآزباوبهادآاقنزـاعـ ًهدشا ارزش و قیمته ،نم یتونه هیچ قیمتی داشته باشه.
یـاد گرفتـمبـهآزادینـهفقـطب هعنوانیهدسـتاورد، احسـاس م یکننـد و دوسـت دارنـد آزاد باشـند .اصل ًا
کـه پی ششـرط داشـتن هر دسـتاورد معنـاداری نگاه لازم نیسـت آزادی رو بفهمـی یـا سـعی کنـی معنـاش
کنـم .امـا چند وقتی که گذشـت ،احسـاس م یکردم کنـی؛ فقـط کافیه حسـش کنـی .آزادی مثـل هواییه
یـاد مـ یدم کـه شـاید آزادی فقـط یـه توهـم باشـه، نمق یطپـرۀسـایودلمبروگاقشعــ ًتا اهوبـنوبدیـمر؛وچنراچـکـهی انـگار بـه همـون کـه تنفـس م یکنی ،یا هسـت یا نیسـت ،یـا داریش یا
ابـمرـاا بیهـزندشگـمی یلگاـزممـ کهـ،هآزادردمییـقاطن تعـ ًامـاضمرتوروه یتمریهناـیـه.یمـکـنه بـاز هـم از خـودم نداریـش ،نم یتونـی یـه کم ازش بـرداری و بعد حس
داشـت کـه مرغـه حاضـر بـود ب هخاطـرش ایـن همـه کنـی کـه بـازم داریـش.
تمـام ای نهـا رو مشـتاقانه بهش یاد مـ یدم ،اما هرگز آرامـش رو فـدا کنـه و بـره. خلاصه،بادرکمفهومآزادیواینکهحیوو نهاهم
بمهـطلقـشًانمدر یسگــتمه.کهمـاون نحچتهمـ ًما بنهـیادش مش میـگـ یمدمم آ یموخـزوا ِشم ا گـه دسـت خدایـی مهربـون از آسـتین معشـوقی گرفتـم که بـه آزادی ممر ی غخـهـوااانحآتزـاراد بمابـشـذناردم.،ک آرمکهموایـقاعـ ًدا
ابقنیـددریدتاشمدنـهسمدـرونموجااز ِیبشـابمیطـرمکوینـنناه،رناوگـخااهزطیگـررابمـداشبهبـیروهردر،ضوا ِایگنـتهمخنومنـدهـهایر، بایـد یـاد م یگرفتـم
پیشـم بمونـه ،چون دوسـش دارم ،امـا هرگز نم یگم کـه بـه آزادی مر غهـا احتـرام بـذارم .راسـتش خیلـی
بایـد بمونـی ،چـون دوسـتت دارم ،یـا دوسـت دارم، غمگیـن م یشـدم کـه بـا تمـام مراقبتـی کـه از مرغـم
آوزچاـضدوعینی قـصتررآازفرـاًاهدرپهـییااوشـشـحمدتبمنًماابزونـهو اییض.عنیمتخطیوامکئهنهـد ادمنرددیرششـهیچنسـدیـتکیهن از او نچـه داری و هسـتی مانـع پار هپـاره شـدن م یکنـم بـاز هـم پیشـم نم یمونـه ،امـا بـه خـودم
وجـودت ،بـاز هـم بـرم بیـرون تـا آرامـش رو فـدای م یگفتـم حتمـا آزادی اون بیـرون از همـۀ چیزهایـی
آبـزاودد ِکـیهصـدرچافر کنـشمشـ؟ ادیه بنوشدـامی؛ ادینمکههمبترعیـد فنهـدغم آدزاغدهای،ی که من بهش م یدم باارز شتره .مهم نیست نتیجۀ
نمی یستونـت،هبلموکنـه ادنتن پخایـ ِب آشزامـداننۀبیاشـکهو.ضعیت بهتره که اون آزادی چیـه؛ مهـم نیسـت ایـن آزادی اون رو بـه
خواسـتن اون و تـن نـدادن بـه هیـچ مرجعـی کـه خروسـه م یرسـونه ،به سـرما و بارون ،یا به گرسنگی
بخـواد بـه زر یـا بـه زور ،اون رو ازم بگیـره ،چـه چیـزی آکزانـدیمـ؛هواکقـعـه ًابـتراالشش ممطیلکـوربـدهم. و تشـنگی .مهـم خـود
م یتونـه نوشـیدن شـهد آزادی رو شـیرین کنـه، تالش م یکـردم درکـش
تنفـس تـو هـوای آزاد رو لذ تبخـش کنـه و نـذاره کـه و تـا حـدود زیـادی هـم موفـق شـده بـودم .بـا وجـود
نمخهوگوقاوعیسـیـ ِتـِیتیرخکـیسـرهیهددسرـرنابنـشهه،هآزراسـهدتایـیی ِبـتیبهکیـدـیوـهر،لسبورکگشـرشـیهـِ ِ.زیبامیـصـحرـدفچـضاهز، ای نها ،به یه چیزی خیلی حسـادت م یکردم و این
حسـادت دائم رنجم م یداد .هرچند این حسـادت
ارتباط چندانی به درک من از آزادی مرغم نداشت،
کـرد کـه ایـن مـر غ حـالا کـه آزاده بتونـه فکـر کنـه کـه امـا باعـث م یشـد نتونـم یـا بهتـر بگـم ،نخـوام کـه
م یخـواد بـا آزادیـش چـه کنـه؛ فقـط بپـره ،یـا نـه ،بـا درکـش کنـم؛ اینکـه اون مرغـه ایـن امکان رو داشـت
خیـال و ارادۀ آزاد ،بـه مونـدن هـم فکـر کنـه؟ کـه یـه حیـوون ناطـق کـه م یدونسـت خیلـی ازش
کتورکـدکم یکهـنـاهم،آزاحدتمـیًانادملتشنــروگطممـ ی یشـدمم،، مـن بـه مـر غ بزر گتـر و قو یتـره دوسـتش داشـته باشـه ،ولـی ایـن
ا گـه خواسـت امکان هرگز برای من وجود نداشت که یه روزی ،یه
حسـرت م یخـورم و ازش م یخـوام کـه نـره؛ امـا بـه جایی ،حتی تو خواب هم که شده یه موجودی که
حرمـت آزادی ،بـه دلتنگ یهـا و حسـر تهام اجـازه منو دوست داره ،از من قو یتره و م یتونه مشکلاتم
شمار ٔهبیستوچهارم16
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
ویکتور هوگوهمهنوز زندهاست1
نیست.درواقعبینوایاندرزمانلوئیناپلئون ،کهویکتور اینکـه نقدهـای زیـادی بـه ارجـاع ایـن جملـه بـه ویکتـور «سیاسـت مـا عیـن دیانـت
هوگـودرتبعیـدبـهسـرم یبرد،نوشـتهشـدوهنـوز کمون هوگـوواردشـده؛زیـرادر واقـعاینجملهرانخسـتینبار، ماسـت .ایـن جملـۀ نغـز را
پاریسرخندادهبود.طرفهاینکهناشـر کتاببینوایاناز ادمونـد بـرک معـروف گفتـه اسـت 4.اسـتناد جملـۀ بـرک قوا مالسـلطنه بزرگـوار گفتـه
مخالفین سرسـخت لوئی فیلیپ بـود 7.رویدادهـای این مربوطبهاسـقفباتبی 5اسـت کهدر واقعسـعیم یکند اسـت؛ همـان کسـی کـه بـه
کتابمربوطبهتشییعجنازۀژنراللامارکافسرناپلئون پارادوکـس ادمونـد بـرک را در ایـن جملـه نشـان دهـد؛ اشتباهمشـهور شـدهاز تق یزاده
وازمخالفینسرسختلوئیفیلیپاست کهماریوس،8 کسـی کـهدر جوانـیاز انقلابآمریکاحمایتم یکـرد،اما طرفـداری کـرده اسـت و حتـی
قهرمان کتاببینوایان کهژا نوالژاناوراازمرگم یرهاند یکدهۀبعدازانقلابفرانسهحمایتنم یکرد،بااینکه برخـی هدفـش را سـرنگونی حمیدرضاعریضی
و بـرای کـوزت حفـظ م یکنـد ،در بزر گداشـت لامـارک،
جنگعلیهحکومتلوئیفیلیپرادرقالبحلقهاخوت هردوانقلاببرای کسبجمهوریبودند.جمل های که انقالب در سـال 57م یداننـد. دکترای روانشناسی
9ABCدرخیابا نهایپاریسبهراهم یاندازد.اینحلقۀ منتقـدمحتـرمنقـل کردهاسـتاز آ ِن کنیوننیکلسـون6 اصـل ماجـرا روشـن اسـت. صنعتی سازمانی
اخوت وجود واقعی و تاریخی ندارد و در رمان آفریده شده احستمـتًاوباازیـآند اجیاـ کنهنایماشیاشـننادبمی هرنبویخسشمسیشـنهمواروراتئباتشرنااسسـدت
اهسوگـوت.کماامرای ًلوبـا اسودره کمتاذابتپچنـهاداررممیعمرفیکینـمد یوشحوتـدویوتیارکیـتوخر او طرفــدار کاشـانی بـود و
ازدواجشبازنی کهدر همۀزندگیبهاوعشقم یورزید، ب همناسـبتبازگشتاوبهایرانبهخطزیبایخودپیام
و بدانـد ایـن جملـه در یکـی از نمایشـنام ههای او آمـده تبریـکهـمنوشـت؛امـا کاشــانیهمان کســیبـود کهبا
همزمـانبـاازدواجماریـوسو کوزتاسـت. ادامـهم یگویـد: ا«سـهمـتا.مننکتقســدیمکـحهتـفرعما ًلدور قدرتبخشـیدنبهسرمای هداریدر ایران،آغازگرجدالی
سـؤالی کـهپیـشم یآیـدایـناسـت :آیـااوطرفـدار لوئـی شـده (لطفا به اشـتباه مشــهور طولانـی و خو نبـار در ایـران شـد»...
فیلیـپاسـت؟ویکتورهوگـونـهدر سـتایشلوئـیفیلیپ بـا متـن سـاخته شـدۀ مـن در ابتـدای مقالـه تطبیـق ایـن جمالت بـه نظـر مسـخره م یآیـد و همی نطـور هـم
کـه در سـتایش انقالب ژوئیـه 1830شـعر سـرود .هـدف دهیـد) بـهطرفـداریاز جنبـشچپدر پاریـس،وحتی هسـت.دبیـربخـشسـینماوتئاتـردر روزنامـهسـازندگی
ایـن انقالب ،کـه در آن شـاهی بدتـر از لوئـی شـانزدهم برخیرمانشرادفاعیهاز کمونپاریسم یدانند.اصل نوشـته اسـت:
یعنـیشـارلدهـمسـقوط کـرد،برپـاسـاختنجمهـوری ماجـراروشـناسـت،هوگـوطرفـدار لوئـیفیلیپبـودوبه «هرکـس که تا بیس تسالگی سوسـیالیست نشود قلب
بـود؛آرمانـی کـهویکتورهوگودر تمامعمرهـوادار آنبودو مناسـبت جلـوس او بـر تخـت شـاهی شـعر سـرود». نداردوهرکس کهدر چه لسـالگیسوسیالیسـتباشـد
هرگزازآنعق بنشینینکرد.ستادحزبجمهور یخواه ایـن جمالت چنـان انباشـته از خطاسـت کـه آدمـی بـه عقـلنـدارد.ایـنجملـۀنغـزراویکتـور هوگوبزرگـوار گفته
لافایتو کاونیا ک در هتل دوویل ،که تالار شـهر پاریس حیـرتم یافتـد.رمـاندر دفـاعاز کمـونپاریـسنیسـت است».
بود،مسـتقربود.در نهایتفرانسـوا گیزوآدولفتیر،دو و کسـیهمچنینسـخنینگفتهاسـت.ایشـانصحنۀ ایـن جملـه را ویکتورهوگـو نگفتـه اسـت ،هرچنـد
تاری خدانبزرگفرانسه ،لوئیفیلیپراپیشنهاد کردند شـورشعلیهلوئیفیلیپرا کمونپاریسپنداشـت هاند. فرانسیسکو بولنزدر 1916آن رابهاونسبت دادهاست2.
تـاوج هالمصالحـۀسـلطن تطلبانوجمهور یخواهـان رماندر سـال 1862وقبلاز کمونپاریسنوشـتهشـده زیـراهنگامـی کـهشـهرپوئبالدر مکزیـکب هدسـتلوئـی
باشـد .پذیـرش ایـن خواسـته بـه دسـت فرمانـده است؛پس گویاناقدمحترملوئیفیلیپولوئیناپلئون ناپلئـونمحاصرهشـد،هوگوبانوشـتنمقالـ هایدر باب
رابـایکدیگـرخلـط کرد هانـد.سـالسـقوطلوئـیفیلیـپ جنـگ مکزیـک ،از مـردم آن کشـور در مقابـل هجـوم
( 1848سـال انقلا بهـای اروپـا و سـال نـگارش سـرمایۀ نیروهـایفرانسـهدفـاع کـرد(برعکـسموض عگیـریاودر
مارکـس) و سـال کمـون پاریـس کـه سـال سـقوط لوئـی جنـگ الجزایـر)؛ بـه همیـن دلیـل مـردم مکزیـک علیـه
ناپلئـون اسـت 1871 ،اسـت .رمـان بینوایـان مربـوط بـه نیروهایفرانسویشعار م یدادند:شمالوئیناپلئونرا
حوادث1832است کهمربوطبههی چیکازاینسا لها داریـد و مـا (مـردم مکزیـک) ویکتورهوگـو را داریـم.
امـا در اینجـا دو نکتـه وجـود دارد؛ یکـی اینکـه در اینجـا
بحـث سوسیالیسـم نیسـت و جمهـوری اسـت؛ 3دیگـر
Kenyon Nicholson6.6 4 .4برک این جمله را در سال 1792گفته که سعی م یکرد فرانسویان 1 .1مقالۀ حاضر در نقد مقالۀ «ژاور هنوز زنده است» (شمارۀ 264
7 .7در the flying geradosنام ناشر لا کروا و نام انتشاراتی در بلژیک این زمان هنوز به دنیا نرایاازمادعهدباوم لد؛وائویمتشوالنزدد2ه0م18دیوعرنکنیددق(یویق ًاکتدوهرسهاوگل بوعدرد سازندگی ،ص )14نوشتۀ کریم نیکونظر به رشتۀ تحریر درآمده است.
است) .جملۀ او چنین
verboeckhovenو lacroixبود. استcelui qui nést pas républicain à vingt ans fait douter de: The whole truth about mexico: president Wilson2.2
Marius8.8 la générosite de son âme; mais celui qui, a près trente ans, .)32( responsibility by Francisco Bulnes
9 .9به انگلیسی ،the friends of ABC :به فرانسویles amis de : .presévère, fait douter de la rectitude de son espirit 3 .3عین جمله چنین استcelui qui nést pas républicain à:
.l’ABC vingt ans ré vèle une bien vilaine âme; mais celui qui lést
encore à trente est un imbécile. aujourd’ hui nous pourrions
Batbie5.5
ajouter: ou un coquin
17
«آخریـنروز زندگـییـکمحکـوم»مانیفسـتآناسـت. جمهور یخواهـانیعنـیلافایـتبود کهدر برپاسـاختن
هوگـوخـودرادانتـۀانقالبفرانسـهم یدیـدوبـااشـارهبه جمهـوری در آمریـکا ،قبـل از انقالب فرانسـه نیـز نقـش
غـزل اول در دوزخ دانتـه خـود را شـیری م یخوانـد کـه داشـت.سـرانجاماودر تارمیهتلدوویل،لوئیفیلیپ
در عالـم وحـش رؤیـا م یبینـد و شـکای تهای خـود را در را در آغـوش کشـید ،یعنـی جمهور یخواهـان هـم او را
تاریکـیشـبماننـدغـرششـیرسـرم یدهـد.هوگوهمۀ م یپذیرنـد.همیـنانقالبموجـدانقالب 1830بلژیـک
تالشخـودرابـرایجلوگیـریاز اعدامجانبـراون،مبارز علیـهاسـتعمار هلنـدشـد کهلوئـیفیلیـپاز آنحمایت
ضـد بـرد هداری ،در سـال 1859بـه کار گرفـت و پـس از کردوبهپیمانب یطرفیبلژیکدر سال 1833انجامید
اعـداماودر سـال،1861تصویـراوبـرفـراز دار رارویچوب (ویلیـام پادشـاه هلنـد آن را در سـال 1839امضـا کـرد).
حکا کـی کـرد.پـلشـینهایـنتصویـررامنتشـر کـردواین
امـردر برانگیختـناحساسـاتمـردمبخشـیاز آمریکا که منتقـدمحتـرمدر ادامـهم ینویسـد:
مخالـفبـرد هداریبودنـد،تأثیـرفـراوان گذاشـتوسـال «هوگـویـکروز در خیابـانبـاشورشــیانبرخورد کـردواز
بعـد کـهجن گهـایداخلـیآمریـکاآغاز شـد،ایـنتصویر اتفاقبرایآ نهاسخنرانیغرائی کرد.ولـیهوگوطرفدار
بارهـادر روزنام ههـایطرفـدار لینکلـنچـاپشـد. لوئـی فیلیـپ بـود (مقایسـه کنیـد بـا طرفـداری قـوام از
شـاید اینکـه یـک ناقـد ادبـی ایـن همـه خطـا در چنـد شـرایط که کشـورشدر معرضهجوم کشـور بیگانهبود کاشانی کهدرشروعمقالهآوردهبودم) ومدامبهجوانان
جملـه داشـته باشـد آ نقـدر فاجع هبـار نباشـد کـه فقـط بهجوانانتوصیه کردبهخان ههایشانبرگردند.هرچند توصیهم یکرد کهبهخان ههایشانبازگردند،حتیوقتـی
دهدرصـداز نمونـۀسـینفـر ِیدانشـجویانرشـتۀتاریـخ کمـون پاریـس تجربـ های انقلابـی بـود (گوسـتاو کوربـه از خانـ هاش بـه دسـت شورشـیان اشـغال شـد ،آ نهـا را
دانشگاهاصفهان ،کههمگیتاریخاروپاوتاریخفرانسه رهبـرانآنبـود)وپـلورلـنوآرتـور رمبـوشـاعرانمشـهور نصـیحت کرد کهدسـتازجدالبردارندوسلطنتلوئی
را ب هعنـوان واحـد درسـی گذرانیـده بودنـد ،در پاسـخ بـه از آن طرفـداری کردنـد ،امـا ویکتـور هوگـو دیـدگاه خـود را
پرسـش نویسـندۀ ایـن سـطور ،بیـن لوئـی فیلیـپ و لوئی داشـت کـه جوانـان طرفـدار کمـون را خـوش نم یآمـد؛ فیلیـپ را بپذیرند».
ناپلئـون تفـاوت قائـل بودنـد. امـااو کـهب هدلیـلتبعیددر بلژیکنم یتوانسـتمخالف متأسفانهخلطلوئیفیلیپولوئیناپلئونهمچنانادامه
خالـیاز لطـفنیسـت کـهبدانیـم کتـاببینوایـاناز یـک کمـون باشـد ،در آن شـرایط آن را بـه صالح کشـورش دارد.رویدادهایی کهمنتقدشرحم یدهدمربوطبهبعد
یادداشتروزنام های گرفتهشدهبود کهزندگیدهقانی ازاسـارتلوئـیناپلئـوندر کمونپاریـسدرمیدانجنگ
فقیـربـهنـامپ ییرمـورنراروایتم یکرد.اوقطعـهنانیرا نم یدانسـت. ارابسـه کتمو گوونیـپارییبـهسهربمیطمندلییدهلاد؛ساـحتت کماهل ًاحبـوهاایدنثبدلیینوالیاکنه
دزدیـده (در سـال )1801و بعـد از دسـتگیری ،پنـج سـال زیباترینتفسـیراز هوگورایوگنییفتوشـنکودر ارجاعبه فکـرم یکنـدلوئیفیلیـپولوئیناپلئونیکنفرنـد.لوئی
بـهزنـدانمحکـومشـدهبـودوچـونبعـداز زنـدان کاری قهرمـان او گاوروش انجـام داده اسـت .او م یپذیـرد کـه بناپارتدوبارعلیهلوئیفیلیپ(1836و)1840قیام کرد،
بـهدسـتنیـاوردهبـود ،کشیشـی(میولـی)اوراپنـاهداده بـههوگـوانتقـادهـموارداسـت،امـادر یـکرمـانطویـل امانافرجامبود؛وهنگامی کهسعی کردنمایندۀمجلس
بـود .ویکتـور هوگـو خـود ایـن برداشـت را منتشـر نکـرده ممکناسـترما ننویسدر دلشـهرتی کهدارد،مانند شـود ،موفق شـد .او در سـال 1848رئیس جمهور شد؛ اما
بموزبد؛وارمراایاسفـردتب،یارزروشـزنباامهۀژتوردنااسـلتادوندب،یکنوهایماننشبـا ِیسکرنوشـیشـشت گاوروش در خیابـان ،در دل مجسـمۀ فیلـی بـه خـواب درسـال1852خیانـت کـردوبابرگـزاریرفراندوم،امپراطور
پ ییرمـورن پـی بـه ماجـرا بـرد و در همـان سـال انتشـار رود ،امـا او هـم ماننـد گاوروش بـا گاز اولیـن مـوش ،بـا
بینوایـان،آنراذکـر کـرد. ترصـدو گو شب هزنگـی کـهدارد،از خـوابخواهـدپریـدتا شد.بههمیندلیلمارکسم ینویسد:
منبـع سوسالیسـت نامیـدن ویکتـور هوگـو بـه احتمـال سنگریبجویدتااز جمهوریدفاع کندوهوگوهموارهاز « هـگل در جایـی بـر ایـن نکتـه انگشـت گذاشـته اسـت
زیـادیـکداد همبنـایاینترنتـیاسـت 2کـهمنتقـدمحتـرم کـه همـۀ رویدادهـا و شـخصی تهای بـزرگ تاریـخ
همـۀتحلی لهـایخـودرابـرآناسـتوار کـردهاسـت.ایـن جمهـوریدفـاعم یکـرد. جهـان ،ب هاصطالح ،دوبـار بـه صحنـه م یآینـد؛ وی
داد همبناهـای ب یپایـه (کـه حتـی ارجـاع و نویسـندۀ آن ممکـناسـتایـنسـؤالپیشآید کهچـرالوئیناپلئون فرامـوش کـرده اسـت اضافـه کنـد کـه بـار اول ب هصـورت
مشـخص نیسـت) نم یتوانـد مبنـای قضـاوت دربـارۀ باوجوددشـمنیسرسـختباویکتور هوگو،اجازۀچاپ
نویسـند های بـزرگ باشـد. کتـاب او را در فرانسـه داد .پاسـخ ایـن اسـت کـه ویکتـور تـراژدی و بـار دوم کمـدی».
هدرنگاسممییکدههدمروبدانهقشـضگیا ٔههاناصظفرهایاسنتراوادهن(tشcنeاffسـrEیeاdجnتtaمsاyع)Bی بـههوگـ2وب3ـر8ا 1ییاعنـجـازیۀدقچـیاقـ ًاپ کسـتـایبس،ـارویل قدابـدهلـاازیآچـانراپمکرتبـاوبط منظـور اواز تـراژدی،ناپلئـونبناپـارت،واز کمـدی،لوئی
رماعییرن ًاسازمر،وهمیوکاتراه کبتام بیبخینوانوایماکنهرابدرازآمنفیکونشـملووواصنحپنیرهازییر قـرار دادتـابـهایـنترتیـبحـوادثدورانلوئـیفیلیـپو ناپلئون است .مارکس برخلاف دیکنز ،ستایشگر ویکتور
گاریافتـادهاسـتوسـنگینی گاریدر حـالخـرد کـردن هوگـوبـودودونقـلقـول،هردومثبـتاز اودربارۀویکتور
اوسـت؛وم یپرسـمچـراافـرادناظـربـه کمـکنم یآینـدتـا مخالفـتبـاحکومـتاوبـهچـاپ کتـاب کمـک کنـد. هوگـو وجـود دارد کـه پرداختـن بـه آ نهـا نیازمنـد مقالـۀ
پیرمـرد را نجـات دهنـد .در واقـع ایـن همـان درس ناظـر مـا بـه منتقـد محتـرم توصیـه م یکنیـم یـک بـار کتـاب
ایستادهاست کهب هدلیلحضوردیگراناحتما ِل کم ِکاو بینوایـانرابخواننـدتـادریابنـدویکتور هوگـومدافعلوئی مفصـل دیگری اسـت.
که جم ِعافراد، کاهشم ییابد.درواقعناظرایستادهنهدر فیلیپنیسـت.نیکلایاولدر سـال( 1850یعنیقبلاز در سـال 1860یربیلـورسدوسـتهوگـودر آرژانتیـنمـرد
فقـطدریکفردتجسـمم ییابد. چاپ کتاببینوایان)همۀآثار ویکتور هوگورادر سراسـر و هوگـو در سـال 1871بـرای پـر کـردن جـای خالـی او در
ژان والـژان ،شـهردار مادلـن ،از تـرس شـناخته شـدن روسـیهممنوع کردهبود؛زیرااینآثار ب هطور بالقوهبرای مجلـس،نماینـدۀمجلـسشـدوایـننـهدر دورانلوئـی
توسـطبـازرسژاولداوطلـبم یشـود کـهبیسـتسـکه
طال بـه کسـی کـه بـه آن فـرد کمـک کنـد پـاداش دهـد. سـرنگونیحکوم تهانوشـتهشـدهبودند. فیلیـپ ،کـهپـساز سـقوطلوئـیناپلئـونبـود.
امـا کسـیداوطلـبنم یشـود.چرا؟ایـنسـؤالدوممن درسال 1864کتاببینوایانتوسط کلیسای کاتولیک ویکتـور هوگـو دشـمن سرسـخت لوئـی ناپلئـون اسـت.
اسـت .شـاید گاهـی دیگـران را دوسـت م یداریـم ،فقـط روم در فهرسـت آثـار ممنوعـه قـرار گرفـت و تنهـا در سـال هنگامـ های کـه ویکتـور هوگـو در آن سـخنرانی کـرده،
ب هدلیـل اصـل تقابـل؛ یعنـی ایـن جملـۀ سـاده :دوسـتم 1959از لیسـتسـیاهدر آمـد 1.البتـهویکتور هوگـودر یک موقعیاسـت کهرئیس کشـورشاسیرشدهوهمسرش
داشـته بـاش تـا دوسـتت داشـته باشـم. موردبالوئیفیلیپهمراهشدوآناستعمار الجزایربود اوژنـیدومونتیـژواز پاریـس گریختهوجمهوریجدیدی
کهمتأسفانهایننویسندۀبزرگآ نهارابربرم یدانست. اعالمشـدهبـود کـهرویـایهمـۀعمـرویکتـور هوگـوبـود.
تنهـانقطـهضعفـی کـهبـههوگـووارداسـتهمیـننکتـه بـاوجـودشکسـتلوئـیناپلئـونواسـارتش(در سـدان)،
اسـت کـهنویسـندهمحتـرمبـهآنهیـچاشـار هاینکـرده جنـگ ادامـه یافـت و قـوای آلمـان ب هسـرعت بـه سـمت
اسـت .ویکتـور هوگـو مخالـف سرسـخت مجـازات اعـدام پاریـس پیـش رفـت .رئی سجمهـوری کـه نیروهـای
بـود و ممنـوع شـدن کتا بهـای او تـا حـدی تح تتأثیـر رادیـکال و جمهور یخـواه بـه نفـع او اتفـاق م یکننـد تـا
جنبشـی اسـت کـه او در ایـن زمینـه پدیـد آورد و رمـان رئیسجمهورشـودآدولفتیراسـت؛یعنیهمان کسی
کـه در قانـع کـردن لافایـت در انقالب ژوئیـه 1830بـرای
امپراطوری لوئی فیلیپ نقش داشت .ویکتور هوگو در آن
بrnهaکyتاcalبoهlاeیthم(م2نو 2ژعان(وی97ه0)1139ن2ی)کاولساتسکجه نیوکشاتروهلاایسد زتودماؤلنفسبویوان،واتیرا ْجنمسۀومساحلیسسنتحنمیحبفووبطامهرنها رسضاتی.ی. 1نگاه کنید .1
2مبنای آن .2
شمار ٔهبیستوچهارم18
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
نواندیشیدینی،آرییانه؟
در آن یـک فـرد بـه دلایـل خونـی یـا قهـری بتواند قـدرت را جعفرمذهبی سارویه مذهبی
بهدست گیرد،بلکهمنظوم هایفکریمبتن یبرحقوق
نواتسـکاالزگیافرـییآمـنبداوانصاوسـلمتدرکـنه،بکحـهاثص بوـلریسمـارهیسـت ًاازگاحرقویقیـای دکترای فلسفه دکترای اندیشۀ
اسـت،جد یترم یشـود(اقتدار دسـتگاهسلطانیاز یک سیاسی
فردنشئتم یگیرد،امادرنهادروحانیتبهیکمنظومۀ
مـدو ِناعتقـادیبازم یگـردد).از اینجاسـت کـهم یتـوان سا لهاسـت کـهفضـایفرهنگـیوسیاسـیایـرانآ کنده
فهمیدچرادرتاریخسیاسیمدر ِنایرانمسئلۀسازگاری از مجـادلات دو گـروه مخالفـی اسـت کـه هرکـدام تفسـیر
شریعتواصولدموکراتیکغربیهموارهمسئل هایمهم خویـش را از دیـن و امـکان سـازگاری آن بـا اصـول مـدرن
ومجادل هبرانگیـزبـودهاسـت.م یتـوانبحـثبـرسـرایـن دارنـد؛ اینکـه آیـا امـکان دارد اصولـی ماننـد دموکراسـی،
مجـادلات را از دوران مشـروطه آغـاز کـرد و افـراد درگیـر در حقـوق بشـر ،حـق قانو نگـذاری مـردم ،حـق تعییـن
اینمجادلاتدر عصرمشـروطهرابهچهار گروهتقسـیم سرنوشـت مـردم بـه دسـت خویـش ،آزادی و برابـری بـا
کـرد :روحانیـت سـنتی کـه مه متریـن نماینـدۀ آن شـیخ احـکام شـریعت اسالمی کـه مبتنـی بـر اصـول اسـتنباط
فضـ لاللهنـوریاسـت؛روحانیـتنواندیـشبـامرجعیـت فقهی(کتاب،سنت،اجماع،وعقل)استسازگار شود.
آخونـد خراسـانی و عبـدالله مازندرانـی و نیابـت فقهـی و فطضوـلاانـییاسیاش،سـدایرا-فیرنهنظاگ میهـاایـراینسبیهادلسـیـیل-زیحقسـوقتیتاکریهنخـ ِیی
نوشتاریعلامهنائینی کهروحانی ِتنواندیشامروزنیزاو اسـت .در تاریـخ ایـن کشـور ،ب هویـژه از زمـان صفویـه بـه
رانیـایخـودم یداند؛روشـنفکرانعرفی کهبهسـازگاری ای نسو،هموارهدونها ِدقدرتمن ِدپادشاهیوروحانیتدر
شـریعتاسالمبـامفاهیممـدرنبـاوردارند،مانندملکم کنارهمحضورداشت هاند کهیکینمایندۀدیوا نسالاری
خـان،طالـ بافومستشـارالدوله؛و گروهیدیگر کهاین واجـراینظـمو کنتـرلامـورودیگـرینمایندۀاسـتنباط
حقـوق و دسـتگاه قضـا بـوده اسـت .طبیعـی اسـت کـه
سـازگاریراناممکـنم یداننـد،مانندآخونـدزاده. هرکداماز ایندونها ِدقدرتمنددر برابروروداندیش ههای
م یدانیمروشـنفکرانیچونملک مخان،مستشارالدوله نوارشـدااتـنِیدمهددرونمواجکاندلشاـتییمراتازناحسـیبثباسـاحـزگوازرۀ ایقیتا نداارساخزگویارشی
ودسطتالـۀاوبال،فکبوهعشنیـودانندبن هممونن هظهواریاـثبای ازتروساشزـگنارفکیرا ِشنریععرفـتِوی بـه وجـود آورد .هنگام یکـه بحـث بـر سـر نهـاد پادشـاهی
مفاهیممدرننشاندهند کهمرادازحکومتمشروطه اسـت ،موضوع بیشـتر از آنکه بر سر سازگاری یا ناسازگاری
همـان حکومـت مقیـد بـه احـکام شـریعت اسـت ،مـراد از باشـد ،بـر سـر پذیـرش یـا عـدم پذیـرش اسـت؛ زیـرا نهـاد
قانونهمانقوانینشـرعیاست،مسـاواتهمانعدل پادشـاهی،یـاا گـردقی قتـرسـخنبگوییـمنهـادسـلطانی
اسالمیاسـت،آزادیهمـانامرب همعـروفونه یازمنکـر، که سـلطان نامیده (پشاودنشدـ)ا،همااِهنپیت ًانسهازاادسایالقمتبدهارتگررااسسـتت
زومـاشـنورتااکونـموشـن،ورکتسـانهمیـاکـنهغحاـلبـ ًقاررأوشیـنمـفرکدرام انسدـینـت.یا(ز آچـنه کهباهرآنچهقدر ِت
روحانیوچهغیرروحانی)خواندهم یشـوندبهسـازگاری تمحطلدیِقدآازنرجاانمحبندوهادیدارنوفحاینیکنتدبماقشابلد،همخوایکهانزد،طرخوفامهاریدمن
شـریعتاسالمبـامفاهیـممـدرنبـاوردارنـدوبرایـنادعا درشکلنهادهایدموکراتیک ،کهالبتهتاپیشازانقلاب
پافشـاریم یکننـد کـها گـرحـوزۀقـدرتازآنماباشـد،در مشروطهبهمعنایدقیقآنوجودنداشت.ازاینجاست
عمفماهلینمشامدنرخنوامهغیایمرداتدن کداهراد.سلماعممحول ًقایاقیینبادهسـیت چهکبرداایمانز کهسلاطین،هما نطور کهتجربۀتاریخینیزنشانداده
گحمیـاا نانتدجکبههـبرۀخموقرابـدارل آیانزهماناسبـعقت کدـرهتمعدلمیـولل ًااصطلرِفـیادادارامۀن است،برایبقایخویش،یامجبوربهپذیرشم یشوند
فقـهسـنتینامیـدهم یشـوند.امـاچـرابـهامـکانعکـس (مظفرالدیـن شـاه) ،یـا مجبور به نبرد (محمدعلی شـاه).
اینرابطۀعلی-معلولینیندیشیم؟یعنینگوییمدلیل امـا هنگام یکـه بحـث بـر سـر نهـاد روحانیـت و چگونگـی
پیـروزیرقیبشـاندر تصرفقدرتبهر همنـدیاز اصولی اابرتقسـابایتط.آنخهوـنیباادقرشودمرتحایناینیبـیدیرتونشمادنی،انـامسداهمترا،نهمهیـتاسًائدالقدیتهگکداررمگریاینپطییبیسچعیتـتًدا بکهتههر
منسـجمومنطقیاسـت؛اصولی کهاز انقلابمشـروطه
تـابـهامـروزدرروشـنفکراندینـیندید هایموب هجـایآن،
آنچهدید هایمتعاریفمبهموتفسـیرپساز تفسـیربوده
اهسیـچتذ.اایـتنم تفشاخسـیرصگوافهـهیمپتـاذیجرایـی (نی اهدالازمامه ًایثاافبتهتا) اسزـ استلکاهم
19
ماننددی ندار بودن(همچنان کهسفیدیاسیاهبودن) دیـ نداربودنمقومذاتانسـانبهشـمارم یآیـد.پساز باقینمانده،مگرآنچهم یتوانآنرانهایت ًامکتبیصرف ًا
مقـوم ذات انسـان نیسـت ،انسا نشناسـی اسالمی از آن،ایـنموجـودیـاانسـان ،کـهبنـدهنامیدهم یشـود،در اخلاقی نامید.
ارائـۀتعریفـیاز انسـان کـهتاحـدامکانعا مگرایانهباشـد سراسرهست یاشملزمبهرعایتحقوقوتکالیفیاست آنچـه در ادامـه م یخواهیـم نشـان دهیـم معطـوف
(مثـل انسـان ف یالنفسـه یـا حیـوان ناطـق) بازم یمانـد. کـه از جانـب خـدا ،ب هعنـوان تنهـا قانو نگـذار جهـان ،در بـه همیـن موضـوع اسـت؛ اینکـه ادعـای آن دسـته از
ایـنتعریـفخـاصاز انسـانباعـثنابرابریانسـا نهادر قالب احکامی با عنوان شریعت به او ابلاغ شده است. روشـنفکران عرفـی (یـا همـان روشـنفکران دینـی) کـه از
برخـورداری از حقـوق انسـانی بـر مبنـای دینداربـودن یـا رعایـت ایـن احـکام بـه صالح بشـر دانسـته م یشـود انقالبمشـروطهبهای نسـو کوشـیدندبهمـد ِدهمراهی
نبـودنم یشـود کـهدر تضـادیآشـکار بابرابـریحقوقی و پیـروی از آن راه سـعادت را ،کـه همـان نزدیکـی بـه بـکرننـسـدا،زگباررخیالشـفریآنعچـتهامسعالمـمول ًاو بـا روحانیـ ِت نواندیـش
پـروردگار اسـت ،بر او هموار م یسـازد .ایـن رویکرد الهی اصـول مـدرن پافشـاری
انسـا نهادر حقـوقبشـرمـدرناسـت. بـه نظـام آفرینـش و هویـت انسـانی در تضادی آشـکار با تصـور م یشـود،بنیانـیب هجزبدفهمـیمفاهیممـدرناز
ناسـازگاری دومـی کـه از آن یـاد شـد در مبانـی یکسـو،وبدفهمیاصولشـریعتاز سـویدیگرندارد.
معرف تشناختیاست.در معرف تشناسیمدرن،عقل انسا نشناسـی مـدرن قـرار دارد. همچنینبرخلافتصو ِراینروشنفکران،فقیهنواندیش
نقاانکاومـن ِگـلذبارشـری ایسـمهت؛ مآتنریچــهنممنیتبــواعنشآـنناراخ«عتقـولدرنسـتلییجـمه» در انسا نشناسـی مـدرن تعریـف انسـان مبتنـی بـر مـورداسـتنادآ نهـا،یعنـیعلامهنائینـی،درپایبندیبه
نامید.عقلسلیمنوعیقوۀداور ِیعملیمبتنیبرخرد مفهومـیبـهنـام«طبیعتمشـترک»اسـت کهمفهومی اصولشریعتوتعارضبامفاهیممدرنهیچاختلافیبا
مجهم معـتریی انسـمنبت؛عدرشـحناالخیکْـتهودرح میعمرفعرفتیشنشاـسدـهای اسـساتل،مزییر،ا سلبیاست.درواقعطبیعتمشترکآنمفهومیاست شسـیازگخافرضیملاولرلدهننوظـررآی(نفهـقایمهنمطخقاـلًابافاآسـنتهناا)ندبـدارهآدر؛ادرینفتیقهجیه
عقـلبشـرناقـصدانسـتهم یشـود.در واقـعدلیلعقلی کـه پـس از کنـار گذاشـتن هـر صفـت عرضـی و غیرذاتـی، نوگرایانـه ممکن نیسـت.
اثبـاتنبـوتولـزوموحـیدر اسالماقـرار بـهنقـصعقـل ماننـد نـژاد ،جنسـیت ،طبقـه و دیـن از انسـان باقـی
اسـت،یعنـیچـونانسـاناقـرار م یکنـد کهعقلـشبرای م یمانـد؛ بـه زبـان سـاده ،هـر آن چیـزی کـه داشـتنش . 1ناسازگاریدرمبانیانسا نشناختیو
قانو نگذاریناقصاسـت،خداونداز سـرلطفپیامبررا ملا کتمایزفردیبرفرددیگرباشـداز طبیعتمشـترک معرف تشناختی
بـابهتریـنقوانیـندر هیئتوحیمبعوث کردهاسـتتا انسـانی خـارج اسـت .طبیعـت مشـترک مبنـای تعریـف
انسـانباپیرویاز وحیدر انتخابراهدرسـتدر عرصۀ انسانوهمچنینمبنایتقنینحقوقبرایاوم یشود بـانگاهـیدقی قتـربـهآرایفقیهـان،خـواهسـنتی،خـواه
حیـاتفـردیواجتماعیدچار مشـکلنشـود.بهبیانی کـه مه متریـن تجلـی مـدرن آن حقـوق بشـر اسـت .در نواندیش،در موردتعریفانساندر اسلام،رابطۀانسان
دددیریـگْـسرن،عتقدـدیـر ُلبنععهمدلعمـایمالنسـیوزنجـت.دگداینااسخلاتقـ،یایببـهرتارای اسنتتخبـاگوبییراهم انسا نشناسـیدینینیزم یتوانمبناییمشـترکبرای وخداونـد،وحقـوقوتکالیـففـردیواجتماعـیانسـان
در معرف تشناسـی دینـی هرچنـد نقـش فرعـی عقـل تعریـف انسـان یافـت ،امـا نکتـۀ مهـم اینجاسـت کـه آن م یتواندومبنابرایناسـازگاریاصولاسالمیبااصول
ب هعنـوان توجی هگـر وحـی پذیرفتـه م یشـود ،امـا نقـش المبهنـایایسمتش:ـت«رفأقکمهومـجاهنفکطلـلردیتانسـحنتیکفـاهفخطـرودتمالفلهه ٔاولتمیی مدرنبرشمرد:مبانیانسا نشناختیومعرف تشناختی.
آن ب هعنـوان منبـع خودبنیـاد شـناخت انـکار م یشـود. فطرالنـاسعلیهالا تبدیللخلـقاللهذلکالدینالقیم بهبیانیدیگر،انسا نشناسیومعرف تشناسیاسلامی
همچنیـن عقلـی کـه از آن ب هعنـوان یکـی از چهـار شـیوۀ ولکـنا کثـرالناسلایعلمـون»(ازفطرتالهیپیروی کن بـاانسا نشناسـیومعرف تشناسـیتفکـرمدرنناسـازگار
اسـتنبا ِطاصـولفقهـینامبـردهم یشـود،عقلحدا کثر که خداوند مردم را بر پایۀ آن آفریده اسـت .آفرینش خدا اسـت .ناسـازگاری اول از اینجـا ناشـی م یشـود کـه
در معنـای قیـاس برهانـی اسـت کـه مقدمـات متقـن تغییـر نم یپذیـرد ،ایـن اسـت همـان دیـن پایـدار ،ولـی ااننسساا ننبشاانناسسـاینادسیالنمداریودمرتشعریخـص ًفاااننسسـااننبمـهسالیم انهنمدانـچاری
خویـش را ب هصـورت پی شفـرض از وحـی (بـه معنـای بیشـتر مـردم نم یداننـد) (روم .)30:فطـرت سـه ویژگـی اسـت کـه ایـن در تعـارض بـا انسا نشناسـی تفکـر مـدرن
دقی قتـر،از کتـابوسـنت کـهدر نهایـتریشـهدر وحـی دارد« :خـدا را م یخواهـد و بـس؛ در همـۀ آدمیـان بـه اسـت کـه انسـان را ب هعنـوان انسـان ف یالنفسـه ،فـارغ از
دارنـد) م یپذیـرد .بـه همیـن دلیـل عالمـان اسالمی ودیعـهنهـادهشـدهاسـت؛از گزنـدهرگونـهتغییـروتبـدل دیـن ،مذهـب ،جنسـیت ،نـژاد و رنـگ تعریـف م یکنـد.
ب هجـایعقـلبشـریبهمفهومـیبهنام«عقلقدسـی» در امـاناسـت»(.جـوادیآملـی.)104:1395،بنابرایـن، ناسـازگاری دوم از آنجـا برم یآیـد کـه مه متریـن مبنـای
معتقدنـد .آ نهـا در نقـد عقـل بشـری و قیـاس آن بـا درحال یکـه در انسا نشناسـی مـدرن پرسـتش یـا عـدم معرف تشناسیدر اسلاموحیاست،درحال یکهمبنای
عقـلقدسـیم یگوینـد«:ا گرچهعقـلانسـا نهادر مورد پرسـتش خـدا در قالـب دیـن ویژگـی غیرذاتـی انسـان مدرعرانفس اتشننشانساسیـمیدارسنااتلمکا بیهوععقملونمـا ًاکاامدی ِـال بنشابررایهایسمـیت،.
حسـنوقبححکمم یکند،امامقدماتحکمخودرااز شـمردهم یشـود،در انسا نشناسـیاسالمیآنچهذات هسـتی بـا خداونـد ب هعنـوان تنهـا واج بالوجـود آغـاز
احساساتباطنیم یگیرد،یعنیهمانقوایشهوانیو اتنماسـماـ ًاندریانـمییاسـسـازدت.فدطررواقـتعخازآدناججاوکـیهاوخسـداجتوکیهیمفطهبویمعت ًای م یشـود.پسازآن،خداوندازسـرلطفوعنایتانسـان
غضبیه؛اماعقلقدسییاقوۀناطقۀقدسی کهدروجود در هیئـتدیـنمتجلـیم یشـود،آنچـهبـهانسـانمعنـا رام یآفرینـد کـهوجـودشتبعـیوممکـناسـت.حیـات
اانسـساتن،بالصقرفوـ ًاهابـاسدعتـوو کاترانبشیـتاءشوخیدیـصن بحالقفیعـقلتمهریچشـیوزد»ی م یبخشددی نداربودناوست.بااینتعریف،دست های درواقـع بخشـش خداونـدی اسـت و هرآنچـه در زمیـن
(علامـهطباطبایـی.)100:1378،همچنیـن،هما نطور از انسـا نها،یعنیانسـا نهایب یدین،از تعریفانسـان و آسـمان قـرار دارد ِملـک خداونـد اسـت .انسـان مالـک
کـه گفتـه شـد ،ا گرچـه عقـل یکـی از منابـع اسـتنباط در بیـرون گذاشـته م یشـوند .بـه بیـان دیگـر ،ازآنجا کـه تـظچاایـمهزـقـرًاایمندرویقمـساـلدرکتیـ،تموتگاـنشـروبســکاه اتن،ذاسنصـرفخـ ًتا،دااامزوانـنـمـدا.تلدرخووثاـداقرـوونـعدتهاروآسناـولچـات.ده
کنار سـهمنبعدیگر(قرآن،سـنت،اجماع)در نظر گرفته ب یدینـانخداجـوینیسـتند،پـسباید گفـتاز فطرت خداونـدبـرایشناسـاندنخویشبهبشـرونشـاندادن
م یشود،اما«عقلمنزهاز وهموخیالوقیاسو گمان سالمبرخوردارنیستند(اهلفطرتنیستند)ودرنتیجه مسـیروصـلخویـش،دینرابهانسـانم ینمایانـد.لزوم
معیار استنباط است و حریم عقل را نقل معصوم تعیین انساننیستند.دراینصورتروشناست کهنم یتوان وجـوددیـندرحیاتانسـانب هعنـوانوجهممیزحیات
وتحدیدم یکند»(جوادیآملی.)40:1395،درواقعدر حقوقانسانراشاملحالآناندانست.اسلامبابیانی انسانیازدیگرصور تهایحیاتچنانپررنگاست که
اسلامبرهانعقلیدر استنباطاحکامشرعیمحدودو شـیوابرنابرابریانسـا نهادر پیشگاهخداصحه گذارده هیـچزمانـیدرهسـتیبشـرنبـودهاسـت کهدینـیوجود
ملزم به رعایت حد و حدود وحی اسـت ،یعنی «با اتقان است.اینمعیار برتریدر قرآنباعنوان«تقوا»(ایمانو نداشتهباشد.ازاینجاست کهاولینانسانهماناولین
واسـتحکامآنم یتـوانخـدارااثبـات کـردوتوحیـدآنرا خداترسی)ب هصراحتمطرحشدهاست«:یاایهاالناس پیامبـر(آدم)،ومه متریـنوظیفـۀپیامبـرمعرفـیقوانین
معلـل دانسـت و ضـرورت وحـی و نبوت و معـاد را مبرهن انـاخلقنا کـممـنذکـروانثـیوجعلنا کـمشـعوباوقبایـل خداوندبهبشراست.درواقعازآنجا کهدرانسا نشناسی
سـاخت .ای نچنیـن عقلـی همـواره خاضـع وحـی بـوده لتعارفـو ان ا کرمکـم عنـدالله اتقا کـم» ( ...همانـا برتریـن اسلامیودینینخستینانساننخستینپیامبراست،
شـمادر نزدخداوندباتقواترینشماسـت)(حجرات:آیه
اسـت» (جـوادی آملـی.)58 :1395 ، .)13براساسآنچه گفتهشد،م یتواننتیجه گرفت که
انسا نشناسـیاسالمیدر تعریفانسـانبـهای نهمانی
انسـانبـاانسـاندیـ ندار دچـار اسـتوازآنجا کـهصفتـی
شمار ٔهبیستوچهارم20
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
به اصل توحید خدشـه وارد نشـود و مردم حق ندارند به رابر کسـانی کهایمانندارند،یاب هاصطلاحسـلی مالفطره .2تشریحبیشترناسازگاریومصادیقآن:
انتقـادیبپردازنـد کهایماندیگرانراتضعیـفوبهاصل نیستند،مجازدانستهاست.ایناصلدرتضادیجدی اصلتوحید
توحیدخدشـهوارد کند.ا گرچهدردینا کراهینیسـت، باانسا نشناسـیمدرناسـت کهبراسـاسآن،انسـا نها
اماعقیدهوراهدرسـتب هوضوحنشـاندادهشـدهاسـت: بـهدلیـلبهر همنـدیازطبیعتمشـترکانسـانی،بدون بهدلیلدوتفاوتبنیادینیادشدهبینانسا نشناسی
«لا ا کـراهفـیالدیـنقـدتبینالرشـدمنالغی.فمنیکفر هیـچ اسـتثنایی از حقـوق همسـان برخوردارنـد .در واقـع و معرف تشناسـی اسالمی و مـدرن ،یعنـی ای نهمانـی
بالطاغـوت و یومـن بـالله فقـد استمسـک بالعـروه الوثقـی در تفکر اسلامی ،مفهومی به نام حقوق طبیعی یا حقوق انسـانباانسـاندی ندارازیکسـوواعتقادبهبرتریوحی
الاجابنـفارصـیانمیلهســاواتل.لهمسســلممی ًاعراعهلیـهدمای»ـ(دترازدیـگمنراههیــیچارکوـرشاـهون انسـانی ب همعنـای دقیـق کلمـه وجـود نـدارد ،زیـرا تمـام برـاربـعاقـاصلـاوزلسـمـودیردنی نگـار،سـمازگیاتـروادانناسـصـوت.لاشصــریول ًعا دترا بسیانـلمشی
و آشـکار شـده اسـت .پـس هرکـه بـه طاغـوت کفـر ورزد و حقـوقمتعلـقبـهخداونداسـتوب هعنـوانحقوقالهی اسالمی ،مبدأ فاعلی حقوق انسـان خداوند منزه از ماده
بـهخـداایمـانبیـاوردبـهمحک متریـندسـتگیره کـهآنرا تعریـفم یشـود.ب هدلیـلتعریـفانسـاندرقال ِبانسـان وطبیعـت،ومبـدأغایـیحقـوقاونیـزتقـرببـهخداونـد
گسستینیستچنگزدهاست.وخداشنواوداناست) دی نداریابندۀخداوند،نم یتوانیمدرشریعتاسلامی، است.برترینحقدر مجموعۀحقوقی کهخداوندبرای
(بقـره.)256:بـهنظـرم یرسـدبرخالفرأیروشـنفکران مفهومـیب هعنـوانانسـا ِنآزا ِدقانو نگـذار،آ نچنانکـهدر تأمیـن مصلحـت انسـان مقـرر فرمـوده حق توحید اسـت
دینی،نم یتوانباشـتا بزدگیجزءاولاینآیهرانشـانۀ تفکـر مـدرن وجـود دارد ،داشـته باشـیم ،چرا کـه از یـک وتوحیـدیعنـیحـقخداونـدبربنـدگانتااورابپرسـتندو
آزادیعقیـدهوعـدمتمایـزبیندیـ ندارانوب یدیناندر سـو ،خداونـد تنهـا قانو نگـذار جهـان اسـت و از سـوی بـه او شـرک نورزنـد .اهمیـت ایـن حـق (توحیـد) تـا بـدان
نـزدخـدادانسـتوبـهبقیـۀآیـه کـهب هوضـوحراه گمراهی دیگر،بشرب هدلیلنقصعقلخویشنم یتواندقوانینی جاسـت کـه پایـۀ تمـام حقـوق دیگـر دانسـته م یشـود؛
وضلالـترامعرفـیم یکنـدب یاعتنـابـود.آیـاآنـان کـهراه کامـلوضـع کنـد.بـهزبانیسـاد هتر،ازیکسـو،نیـازیبه درواقـعآزادی،عـدل،نظـمو...هی چکـدامهـدفحقـوق
ضلالـت را انتخـاب م یکننـد در نـزد خـدا بـا آنـان کـه راه قانو نگذاریبشرنیست،چرا کهقوانین کاملپیشاپیش نیستند،بلکهمراحلیبرایدس تیابیبههدفنهایی،
هدایترابرگزید هاندبرابرند؟برابریایندوطریقدر نزد وضـعشـدهاسـت؛وازسـویدیگـر،ا گـرهمنیازیباشـد، یعنـیتوحیـدیـالقـایپروردگارنـد.حقـوقوتکالیفـی کـه
خدازمانیمعنام ییافت کهخداوندارز شگذارینکند؛ بشرتواناییقانو نگذاریندارد.شاهدی کهبرایتحکیم انسانبایداز آ نهاتبعیت کند،نهبارجوعبهذاتاشیا
امـا در جایـی کـه یـک راه را هدایـت و دیگـری را ضلالـت اینادعام یتوانآوردانتقادیاست کهمدافعانحقوق واتـکابـهعقـلبشـری ،کـهبـاارادهوفرمـانخـدادرقالـب
بشراسلامیبهحقوقبشرسکولارواردم یکنند:اینکهدر وحـیتعییـنم یشـود.خداوندتنهامرجعقانو نگـذاری
م ینامـد،نم یتـوانبـهبرابـریمعتقـدبود. جهانسکولارحقوقبشرانسا نمحوراست،درحال یکه و منبـع نهایـی هـر آمریـت و ولایـت شـرعی و سیاسـی در
امزفدیهـگـورمتفحااوکمتیـهـاتایتسـفکتر.مدردرایننوجـتافنیکزرامسعاملومل ًایاتسفــاتونادتبدره جحقهـواقنبخشردابوانیـدداخسـدامتح(وجـربواادشدی،آمچلـوین،تن5ه9ا3ه:1س2ت ِ-ی3ا).صیل جامعـه اسـت .آنچـه بـر ایـن ضـرورت گواهـی م یدهـد
مفهومـیبـهنام«مرد مسـالار ِیدینـی»امکانخل ِطبین براساسآنچه گفتهشد،م یتوانبهاینبرداشترسید فطـرتانسـاناسـت«:بـهحکمفطـرت،هیچانسـانیدر
دو مفهـو ِم متفـاوت از حاکمیـت در دو منظومـۀ دینـی کرـسهـیدردننظبــاهمپـرحوقرودگقـارای اسـساتل(لم،قـاعلءـاللته)غ،امیـن ِبـیعوقضـوانعیـقونانکیلـانم احکامدینتردیدنم یکند.در واقع کمالانسـانهمان
و مـدرن را بـه وجـود مـ یآورد .بـر اسـاس اصـل توحیـد، خداونـداسـت(وحـی)،وتنهـامال کتشـخیصدرسـتی پیـرویازحکـمفطـرتاسـت.ایـنفطـرتحکـمم یکند
حاکمیـت بـر جهـان و انسـان از آ ِن خداسـت و خداونـد کلام خداونـد و آنچـه انسـان را صاحـب حقـوق م یسـازد کهتنهااسـاسوپای های کهبایدقوانینبشـربرآناسـاس
تنهاقانو نگذاراینحوزهاست،درحال یکهدرتفکرمدرن فطـرت هدی هشـده از سـوی خداونـد اسـت .همچنیـن تضمیـنشـودتوحیدباشـد»(علامهطباطبائـی:1378،
حـق حا کمیـت متعلـق به مـردم اسـت .بـر اسـاس مبانی اصـل توحید تمامـی حقوق فردی و اجتماعی-سیاسـی .)55در بینـش توحیـدی ،تسـاوی نـه میـان انسـا نها،
اندیشۀمدرن،حقتعیینقوانینب هصورتمستقیمیا فـرد مسـلمان را بـا تعریـف آن حقـوق در مفاهیـم مـدرن کهتنهامیاناهلفطرتممکنم یشود.برمبنایاین
غیرمستقیم(ازطریقوکالتدادنبهنمایندگان)بامردم متفـاوت م یسـازد .ازایـ نرو مفاهیمـی همچـون آزادی، نگـرش اسـت کـه پیـش از تدویـن حقـوق مسـاوی بـرای
اسـتوبرطبقمادۀ 21اعلامیۀحقوقبشـر«خواسـتو حـقحا کمیـت،نمایندگیمـردمدرحوزۀسیاسـی،حق بشـرلازماسـتتسـاویآ نهااثباتشـودو«پی ششـرط
ارادۀمردم کهبارأیهمگانیاعمالم یشودتنهااساس قماانهویتنـگًـامذاترفـایو ،تتسوـتاروجیموهنآزااپدذیـیر،درهممنگـظیومبــۀهدمیفنـاهییبـمـدیل تسـاوی حقـوق ،تسـاوی مسـتحقان (افـراد برخـوردار از
اقتـدار حکومـت اسـت» (Universal Declaration of م یشـوند.بـرایمثـال،در مـوردمفهـومآزادیدر اسالم حقـوق مسـتحق) اسـت و در صـورت تفـاوت جایـی برای
.)2015,HumanRightsامادرحکومتاسلامی،ازآنجا که وتفـاوتآنبـامفهـومآزادیدر ادبیـاتمـدرن،م یتـوان تسـاویحقوقنیسـت»(جوادیآملی.)31-25:1395،
مردمحقحا کمیتندارند،حقتعییننمایندهدرحوزۀ دیـد کـه آزادی در اسالم یکـی از ضرور تهـای ایمـان بـه در جایـی کـهمیانب یدینـانواهلدینب هدلیلفطرت
قانو نگذاریهمندارند(البتهنیازیهمبهقانو نگذاری خخددااونســدات،سیـعنـت،ایآمـزااآدزادیازیبانزددگـ ِسـیتغوریارختودااحشــرکاطمعبخودادیونـدت سـالماهلدینوفطرتناسـالمب یدینانتفاوتوجود
نیست،چرا کهخداوندقوانین کاملراپیشاپیشمعرفی بکزـهییـیهنـرادآچرزاآشمدمعن تندیانریـهـحـنا،یمقمنـانفـدطِهابعروآیدزما.عـادییـیکیباینـمشلـ ًدارراکاوفـحمسـارال ْـندیآتیزاساوـدتس ِـهیییـتدویچکـگســملرنهاببآـزانیاعداالسـسـیهـدتی؛تر دارد،نم یتـواناز«تسـاوی»سـخن گفـت،بلکـهب هجای
کـرده اسـت) .عـد های از روشـنفکران دینـی مفاهیمـی بـرایمحـدود کردنآنوجودندارد.ازآنجا کهدراندیشـۀ آنبایداز «عدالت»سخن گفت.درواقعآنچهدر حقوق
همچـونانسـانب همثابـۀخلیفۀالهیوشـورارامعـادلبا اسالمی اصـل توحیـد زیربنـای تمام حقـوق دیگر اسـت، اسالمی مهـم اسـت اجـرای عدالـت اسـت ،نـه تسـاوی؛
حا کمیتانسـانوحقرأیمردمم یپندارند.در رداین حـقآزادیبیـانواندیشـهتـاجایـیپذیرفتنـیاسـت که چـون حـق همـگان برمبنـای عـدل توزیـع م یشـود و
برداشـتبایـدبـهایـننکتـهتوجـه کرد کـه کارکـردخلیفۀ حقوق افراد بشر بر مبنای عدل متفاوت است .در بینش
خداوشورایاسلامینهقانو نگذاری ،کهاجرایقوانین اسلامی «عدل یعنی قرار دادن هر چیزی در جای درست
خداسـت.در واقعچهشـوراوچهخلیفهملزمبهاجرای خود»(جوادیآملی،)202:1395،واینجایدرستدر
قوانین خداوندند ،نه اینکه خود بر اساس عقل فردی یا اهحمـکاگامنشنرییعسـتتتع،بیلیکـنهتشدسـهااوسیآنت.انـعدیالبسـهمتعکـناهیشـبرریابعر ْیت
جمعیقانونوضع کنند.اینویژگیخصوصیتدیگری آ نهارابهدلیلایمانشانهمساندانستهوبرتریآنان
هـم بـه حکومـت اسالمی م یدهـد کـه آن را از حکومـت
21
علامه نائینی ملـتاز رقیـتجائریـن»اسـت،مفهومـی کـهدر ادبیـات مدرنمتفاوتم یکند؛اینکهدرحکومتمدرنماهیت
دینـیبـهآنحریتم یگوینـد،نـه«آزادیازاحکامدینو حکومـت مبتنـی بـر قـراردادی مـد تدار بیـن حاکمـان
شیخ فض لالله نوری مقتضیات مذهب و خروج از عبودیت خداوند» (نائینی، و مـردم اسـت ،درحال یکـه در حکومـت اسالمی هیـچ
.)96 :1388در مخالفـت بـا مسـاوا ِت مـدرن ،شـیخ قراردادیبینمردموخدا،یابینمردموحا کمانوجود
.)104ایـنتمایـزن هتنهـا کارکـردقـوۀمقننهیامجلـسراتا فضـ لالله معتقـد اسـت «بـه حکـم اسالم بایـد ملاحظـه ندارد.بنابراینای نگونهنیست کهمردمبتوانندبرطبق
حـد زیـادی در قانو نگـذاری ب یاعتبـار م یسـازد ،زیـرا در نمـود کـهقانـونالهـیهرکـهراباهرکسمسـاویدانسـته مفادقراردادیخدارااز حکومتخلع کنند،یاحاکمان
بسـیاریازحوز ههـانم یتوانـدقانـونبگذارد،بلکـهحوزۀ مـاهـممساو یشـانبدانیـموهـرصنفـیرامخالـفباهر رابهدلیلپاس خگونبودنبهمطالباتخویشبراندازند،
نقمضاـیانـرادگهـامن بمـ هردطـموردوکراممـ یلکبنــهد.فاقصهــاول ًواانگـظذاررعلواامزـهددسـرتمرورسد صنفـیفرمـودهمـاهـمبـهاختالفبـاآ نهـارفتـار کنیـم» نـچهوخنواحاسـکتماههنامویظمـرفدبمه.ااجسرااسـیًااححککاوممـخدتاوندرداهساسلتمن بـد،ر
قانـون ب هطورکلـی ایـن اسـت کـه مـا در حـوزۀ سیاسـت (ترکمـان)59:1362،؛یعنـیبرابـریمیـانآ نهـا کهشـرع مفهومنمایندگیوقراردادووکالتاسـتوار نیسـت،بلکه
و حوز ههـای دیگـر دو نـوع قانـون داریـم :قوانیـن ثابـت آ نهارامساویوهمساندانستهونابرابریمیانآ نها بر مفهوم قیمومیت ،نگهداری و ولایت مبتنی است .در
و قوانیـن متغیـر .قوانیـن ثابـت حکمشـان در شـریعت کهشرعنابرابرشاندانستهاست،نهبرابریفارغاز دین اسالمچـهحا کمـانوچهمـردمموظ فاندب هطـوربرابراز
مشـخص ،قطعـی و بـدون تغییـر اسـت .وظیفـه یـا حـق ومذهبوآئینب هعنواناصلیاومانیستی.علامهنائینی قوانیـنخداونـدتبعیت کنند«:یـاایهاالذینآمنواطیعو
نماینـدگان نیسـت کـه در مـورد قوانینـی کـه در شـریعت هـمبـههمیـنمفهـوماسـتنادم یکنـدوم یگویـدمنظـور اللهواطیعـوالرسـولواولـیالامـرمنکـم»(ای کسـانی کـه
ب هصورتاحکاممضبوطمقررشدهاستسخنبگویند، از مسـاوات ایـن اسـت کـه ا گـر خداونـد حکمـی را بـرای ایمانآوردید،ازخدااطاعت کنیدوازرسولخداوازاولی
یـاقانـونوضـع کننـد.همچنیـن،ب همنظورحفـظحریم گروهـی مشـترک وضـع کـرده اسـت ،در مرحلـۀ اجـرا هـم الامـردر میانتـان)(نسـا.)59:ازای نرودر ادبیاتسیاسـی
قوانیـنشـرعینمایندگانمـردمموظ فاندپیـشازآنکه یکسـاناجراشـودوفرقیبین کسـانی کهشـریعتآ نها اسلامماشاهداستعار ههایمختلفیبرایتشبیهرابطۀ
قانونـیوضـع کننـداز جهـتعـدممخالفتـشبـاقوانیـن را مسـاوی قـرار داده اسـت وجـود نداشـته باشـد« :منظور حکومتبامردمهستیم کههی چکدامبرمفهومقرارداد
شـرعی آن را از نظـارت فقهـای ناظر در مجلس بگذرانند. از مسـاوات ،مسـاوات آحـاد ملـت بـا همدیگر و با شـخص اگلـستهیواارننگیهسدتارندی،مماونقنوفـداهس(نتائعیارنـۀیح،ک8و8م13ت:ب 0ه7م)ث.ابۀشبان ِی
مشـورتونمایندگـی کـه کارکـردنماینـدگانمـردماسـت والـیدر جمیـعنوعیـاتاسـت،نـهرفـعاختالفاصنـاف
فقطدرمحدودۀاحکاممتغیریاهماناحکامیاست که مکلفین نسـبت به انحاء تکالیف» (نائینی.)100 :1388 ، .3رویکردهایعلامهنائینیوشیخ
حکمثابتیدر شـریعتبرایشـاننداریم(نائینی:1388، مساواتدرشریعتیعنی«هرحکمی کهبرهرموضوعو فض لاللهدربارۀامکانسازگاری
عنوانیب هطورقانونیتوبروجه کلیتمرتبشدهباشد،
.)135-134 در مرحلـۀاجـرانسـب تبهمصادیـقوافـرادشبالسـویهو هنگام یکهبحثبرسرمبانیتفکرشیخفض لاللهنوری
از اشـترا کاتدیگردوفقیهیادشـدهباورنداشـتنبهحق بدون تفاوت مجری شـود» (نائینی .)102 :1388 ،علامه انقالب تأثیرگـذار در بم هشعـنرـوواطنهیباکـشـیدا،زغفالقبـیًاهـهایـنچسـشـنتک ِیی
حاکمیـت مـردم اسـت کـه جـزو اصـول حکومـت مـدرن ب هصراحتتفسیرعدالتبهمعنای«رفعامتیازفیمابین کـه او بـا وجـود نـدارد
اسـت .هـر دو فقیـه حا کمیـت را از آ ِن خـدا و پـس از آن اصنـاف مختلفـه الاحـکام» را تقبیـح م یکنـد (نائینـی، مفاهیـم و حقـوق مـدرن مخالـف اسـت .بـا وجـود ایـن،
معصومم یدانند.در باورهردوفقیه،ازآنجا کهحکومت .)104:1388علاوهبراین،بهنظرعلامه«حقوقطبقات ده ههاسـت کـه روشـنفکران دینـی فقیـه نوگـرای عصـر
متعلقبهمعصوماست،تصرفآن،چهب هوسیلۀمردم اهـل مملکـت بایـد موافـق مقتضیـات مذهـب تعریـف مشـروطه،یعنـیعلامـهنائینـی،و کتـاباو،تنبی هالامهو
وچهپادشاه،غص ِبجایگاهمعصوماست.آنچهنائینی شود»(نائینی)1388:47،؛چنیناصلیدر تضادصریح تنزی هالملـهرابهتریـننمونـۀتالشفقیهـینواندیـشدر
رابرخلافشیخفض لاللهبهترجیححکومتمشروطهبر باقوانینمدرناست کهدرآنحقوقافرادسا کندریک جهت سـازگاری شـریعت اسالم با اصول حکومت مدرن
پمادشرشواهط ِهیاحسکتوبمدتادی کیممتترمغایصبلمیایکسندت؛فبقهایطاینمناعنسا کتهکدهر سـرزمین گذشـته از دیـن و مذهـب همسـان و مشـترک مسـ یخداننن گدف.اتـماهآایاسـب هرتا؟سیـتا اتیفعالقاـ ًما تهانلائینش ایوابـزارامکیارفـنعسازشـگابرهیۀ
حکومـتمشـروطه،ا گـرهـمغصـبحـقخـداومعصـوم سازگاریوتأ کیدبراینبودهاست کهحکومتمشروطه
صـورت گرفتهاسـت،دسـ تکمغصبحقمـردمصورت است. بایـد بـر ضوابـط شـریعت اسـتوار باشـد؟ با مقایسـۀ عقاید
نگرفته،پسظلماینمدلازحکومتیکدرجه کمتراز از نقـاط اشـترا ک دیگـر علامـه نائینـی و شـیخ فضـ لالله ایـن دو فقیـه و مواضـع ایشـان م یتـوان بـه ایـن مسـئله
پادشاهیاستبدادیاست(نائینی.)77:1388،اوبرای ایـناسـت کـهبـهنظـرهـردویآ نهـاحکومتمشـروطه پاسـخ داد.
درایـرانبایـدبـرطبـققوانیـنمذهـبشـیعهپای هگـذاری م یدانیـم کهنظرمخالفشـیخفض لاللهنـوریب هعنوان
شـود(م یدانیـم کـهپای هگـذاریقوانیـناساسـی کشـوربـر کفاقمیا ًهلـیصریـسـنحتایسـدرت.مـاوورمد یدگووایـصدـ«لدومـادصرـ ِنلبمرـابـورذییآوزاآزدادییو
مبنـای دیـن بـا اصـول سیاسـت مـدرن ناسـازگار اسـت. مسـاواتخرا بنماینـدۀ[خرا بکننـدۀ]رکـنقویمقانون
در سیاسـتمـدرنوضـعقانـونمبتنـیبـرتصمیـمخـرد الهـی اسـت ،زیـرا قـوام اسالم بـه عبودیـت اسـت نـه بـه
جمعـی و حـق رأی مـردم فـار غ از دین و باورشـان اسـت). آزادی ،و بنای احکام آن به تفریق و جمع مختلفات ،نه
مجلسملیوقانوناساسـیمشـروطهدر دیدگاهعلامه بهمسـاوات»(ترکمان)63:1362،؛یعنیآزادیاز احکام
نائینیچندویژگیدارد کهآنراازقوانیناساسیموجود خـداوعقیـدهبـهبرابریهمۀانسـا نهاازهـردینوآیین
در دول تهـای مـدرن متفـاوت م یسـازد .از نظـر علامـه مخالفاصولاسالماسـت.مهماینجاسـت کهبرخلاف
در قانـون اساسـی موردنظـر او بایـد بیـن موضوعاتـی کـه نظرروشنفکراندینی،نظرعلامههمجزایننیست.در
نماینـدگانمـردمدرآنحـقمداخلـهدارنـدواصولـی کـه اندیشـۀ علامه ،آزادی یا همان حریت به معنای آزادی از
حـقمداخلـهندارندتمایزیوجودداشـتهباشـد.علامه عبودیت و بندگی خدا نیسـت .آزادی یا حریت مفهومی
موضوعاتـی را کـه نماینـدگان مـردم در آن حـق مداخلـه دینیواز شروطایمانبهخداست.یعنیمسلمانباید
ندارنـدشـاملهمـۀموضوعاتـیم یدانـد کـهشـریعتدر از بندگـیطاغـوتوغیـرخـداآزادشـودوفقـطبنـدۀخـدا
موردآ نهاقوانینواحکاممشخصداردوای نهاهمان باشـد(نائینـی.)59:1388،نائینـیب هصراحـتم یگویـد
قوانینمدوناسال ماند.در جاییدیگرب هصراحتبیان کـه منظـور از آزادی در حکومـت مشـروطه همـان آزادی
م یکنـد کـه قانـون اساسـی مملکـت مشـروطه شـامل ازبنداسـتبدادسیاسـ ِیحکامجائـر،یعنـی«آزاد ِیرقاب
«قوانیـن در حـوزه سیاسـات نوعیـه هسـت ،نـه مربـوط
بـه آنچـه شـر ع در مـورد آن حکـم مشـخص دارد؛ و احکام
مربـوط بـه معامالت و منا کحـات و سـایر ابـواب عقـود و
ایقاعـاتومواریـثوقصـاصودیـاتونحـوهذلکخارج
از وظایـف نماینـدگان مجلـس اسـت» (نائینـی:1388 ،
شمار ٔهبیستوچهارم22
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
روشنفکراندینیبایدبهایننکتهتوجه کنند کهاساس ًا دربیننیست.درواقع،هردوفقیهبهدنبالپیاده کردن مشـروطهودرعی نحـال تتروجضیـیـححآغنصبـبـر پیابـدوشـدانهحی،کوصمـرفـ ًات
آنچه امکان بحث بر سر سازگاری یا ناسازگاری دو مکتب قوانیـنشـریعتاسال ماند،امـایکـیاز ایـندوفقیـهبرای از جهـت ظل مکاهـی ،از
اماساهلیتم وینتفسکـبرت ًامـمدشرخن را مصومپاکـیدنارمبرایسیـاهزرددقوائـمکلتبـوبادسن بـت.ه رسیدن به هدف مطلوب طرفدار سلطنت است (شیخ) تمثیلـی اسـتفاده م یکنـد کـه بسـیار روشـ نگر اسـت:
وحآکنودمیگترمیشطرورفطداهرقاسعلدتط ًان ِحتکمومشروتقطانهو(عنلمامعنها)؛مازآینشجاوکدوه «مشروطیتمثلایناست که کنیزسیاهی کهدستش
آنچمننـتایتمـانوماـم ًاتانغزبـبیـیهـربوهتنابأـنوریۀوپدلو،یمبالیحـکِویهرقتهوفارپعسِـددیییردکـهاکرمدیککبـتههپاصبیارایـصـفِویحقلآوضاعونرر،اد در مملکتایراننیزقانوناسلامجاریاست،پسمراد آلـودهباشـدبهشسـتندسـتوادارشنماینـد»(نائینی،
از سلطنتمشروطهیاهرحکومتمشروطۀدیگرینزد .)79:1388یعنـیبـهنظـرعلامـهدر حکومـتمشـروطه
علامههمانحکومتمجریومطیعقانوناسلاماست؛ اصـلغصبـیبـودنحکومـت(سـیاهی کنیـز)همچنـان
پایاییوپویاییقواعدخویشراباهمداراست.همچنان یعنـیبـهزبـانسـاده،برایهـردوفقیهمشـروط هخواهی از اسـتبدادی پادشـاه ِی بـا پابرجاسـت ،فقـط در قیـاس
کـخهویاصوشلازگرقایـوااعنددیشنرـی ِعی تنتـ،بدرهوبنهیـاز نیمپاییاتیوانینـکادمدرل،بخرواثنـابتش معادلمشـروع هخواهیاسـت(حکومتمشروطهیعنی آلودگـیآن کمشـدهاسـت.
حکومـت قانـون ،قانـون یعنـی قانـون شـر ع اسالم ،پـس علامـهوشـیخهـردودرایـنموضـوعه مرأیهسـتند که
بـودنتمـاماحـکامآنتأ کیـد کننـد؛ زیـرا در ایـنصـورت سیاستوحکومتدرعصرغیب ِتمعصومازآنفقیهان
حضیرـاورتـ ًتاتنایرایزمخـنـیدانشـعریطعاتفپ ،کـذیهربـیهافرساـختو،رممقمتکـضینـنامت یزبمواد.ن مشروطه یعنی مشـروعه). اسـت ،چرا کـه فقیهـان نائـ ِب برحـق امـام معصو مانـد.
حضـوراسالمب هعنـوانیـکپدیـدۀتاریخـیخـود گواهی هی چکـدام از دو فقیـه شـکی ندارنـد کـه سیاسـت از امـور
.4مباحثپایانی حسـبیه اسـت کـه در عصـر غیبـت بـه عهـدۀ فقهاسـت
ببــروپدوینایـخوییـو پایشاایـسـِی تتوأومآـناچـن قه نوایعسـد آتن (آدلنیـچله نهبـوسـدتن اسـت (نائینـی .)76:1388،اختالف شـیخ فضـ لالله و علامـه
دلیـل از آنچهدربارۀمبانیاندیش ههایفقهیهردوفقیهعصر نائینـی تنهـا در ایـن اسـت کـه از نظـر شـیخ چـون امـور
خویـش) .پـس ازآنجاکـه دموکراسـی و حکومـت مـدرن مشـروطه گفتهشـد،ایننکتهب هروشـنیقابلاستنباط سیاسـی از وظایـف حسـبیه اسـت و ایـن وظایـف از بـاب
اصولـیمشـخصوصریـحدارد کـهبیـرونازحوزۀتفسـیر است کهقدرمتیق نهایهردوفقیهب هوضوحبامفاهیم وعلایصـرغتیابسـت،تنیوابم ِعتآصـونبمهولـف ِقیهاامـموریرسسیـادس،ـپی اسسـدختالکـهتددرر
است،روشنفکراندینیبایدمشخص کننداصولثابتی مـدرن ناسـازگار اسـت .درواقـع بـه نظـر هـر دو فقیـه تنهـا
کهآ نهادرتعریفماهیتاسلامبهآناستنادم یکنندو حوز های کهنمایندگانمردم،سلطان،یاهرنهاددیگری امـورسیاسـیبهمـرد ِمعادیهیچارتباطینـداردومردم
بیروناز حوزۀتفسیرم یدانند کداماست؟ا گربهاصول حتـیروحانیـت،م یتوانـددر آندخـلوتصرفـیداشـته حقانتخابوکیلیانمایندهندارند.علامهدر مقدمات
ثابتـیاسـتناد کننـد،هما نطـوری کـهنشـاندادهشـد، باشـدحـوز هایاسـت کـهب هقـدرمقدورهامحدودباشـد. اسـتدلال هیچ اختلافی با شـیخ ندارد؛ زیرا او هم معتقد
بایدبپذیرند کهآناصولبامبانیاصولمدرنناسـازگار اینعقیده کهب هروشنیبامبانیاندیشۀحکومتمدرن اسـت کـه سیاسـت در حـوزۀ اختیـارات ولایـی معصـوم
ااسصـوتل.ثرابوتشـیندفرکایراننمدییانـنیومجموکدـننداارسدـوتتمباگمواینـحکداکمهظهایهرًاچ ددیرنتیضـکاده امسوـافقتامنوسضاوزگعـاری ایانسـدعتمکـدًهایازاسطـهروًافنارودیشـدنهفگکرفراتنه اسـت کـهدرعصـرغیبـتبرعهدۀفقیـهاسـت،امابهنظر
م یشـود.بـهنظـرهـرفقیهـیدامنـۀتفسـیردر آرایفقهـا علامـه،مـردمبـهچنـددلیلم یتواننـددرحوزۀسیاسـی
ثابتاسلاممقررا ِتمتغیریهستند که کالبدقشر ِیآن فقـطتـاجایـیمجـاز اسـت کـهب هقـدر مقدورهـامحـدود ادسخاالـس ًاتشکونرانیـدی:ایکسـیتا؛زادیـومنازجایهـنتجکههتسیکاهسـمردتمدرماالسیاالتم
رام یسـازند،درحال یکهروحاسالم کهحقیق ِتمشـتر ِک شـود و در قـدر متیق نهـا تفسـیر و تغییـر مجـاز نیسـت.
تماممکاتبحقیقیرابازگوم یکندباحقوقبشرمدرن ا گـربخواهیـمموضـوعرابـااصطالحاحـکامثابتومتغیر م یدهند؛سـومبهایندلیل کهمردمحقامرب همعروف
ناسازگاری ندارد .در این صورت باید به این اشکال پاسخ توضیحدهیم،باید گفت کهاسلامدارایمجموع هایاز ونهـیاز منکـردارنـد.در مـوردولایـتسیاسـیفقهـاهـم
مدبههنــمد،کاـسهابـاسـ ًاااسزـتچنـاهدمبـفههاوسمـالیمسـدرخایـننم ا یدبگیوـیانـتدت(ممثدلیـلـویل اصولیاقوانینثابتاست کهحد،مقدار،وشیوۀتفسیر علامهمعتقداستاینکهفقیهمشروعیتقوانینمصوب
وتعییـنمقـرراتدر حـوزۀامـور متغیـرراتعییـنم یکنـد. مجلـسراازجهـتعـدمتعارضباشـرعتأیید کند کافی
خویـشراچگونـهمعنام یکنند)،چگونهاسالمنامعلوم ممکـناسـتمعیـار صریـحوروشـنیبیـناصـولثابـتو است (نائینی .)112 :1388 ،خلاصۀ استدلال علامه این
خویـش را بـا مکاتبـی کـه تعاریـف و اصولـی روشـن دارنـد متغیـروجـودنداشـتهباشـد،یـادسـ تکممتولیـاندیـن است که«مجلسشورایملیقدرمقدورازجانشینقوه
قیاسم یکنند،ومه متراینکهچراازجبهۀرقیبشان که درایـنزمینـهاختلا فنظـرداشـتهباشـند،امـاآنچهمهم عاصمهعصمتاست»(نائینی)89:1388،؛یعنیا کنون
دسـ تکمدر تجربۀتاریخیخویشعلاوهبرقبولاحکام اسـتوجودوحضور ایناصولثابتاسـت کهمحدودۀ کـهدرعصـرغیبـتهسـتیموحکومـتمعصو ِممصـوناز
متغیـر بـا اصـول ثابـت خویـش زیسـته و آن را ب هروشـنی تعفماا ًسـلیرحریاـامحت تصاـریورخـم ییکنددسـوت گگاذهشـشتـرهیاعز اختترلااففـرااهـتنمظکـرردیه، خطانداریم،دس تکمتاجایی کهمقدوراستحکومت
تعریـف کـرده اسـت خـرده م یگیرنـد کـه ب هدلیـل قبضـۀ است .درواقع اجتهاد در تفسیر شریعت بر مبنای رویکرد امخشــاووررطاثریابـدایبشاتخشتـ کوطرااهاوشسظاولراسـمًاصکمرمفعًاتنرادیرـدبااریشـنۀـتامدهاوبررادم)شـ.تیغدریمرو(ااالقـبستعاهتب؛خایتدرلبداابرفۀه
قـدرت،تفسـیربهحـ ِقآنانرانا کام گذاشـتهاسـت. اتشفـسـسخیترصک ِیهیفمـخاانروینغدازشهقررایتدفدروبسـخنـیورددامدعاصرنواد.دلارنرویدشیسـنگفرکت،ریابقلنوکادعهیتندفویسـحظیادرهورًیاد
بهایننکتهتوجهنم یکنند کها گرهرتفسیریازشریعت
اسلاممجازباشد،حتیتفسیرلیبرال-دموکراتیک،دیگر نائینیوشیخفض لاللهفقطدر قدر مقدوراست،نهقدر
نم یتوانیمازویژگ یهایتعری فکنندۀشریعتکهماهیت متیقـن.یعنـیهی چیـکاز آندواختلافـیدر ایـناصـول
آنرام یسازدوآنرامتفاوتاز هرمکتبدیگریم یکند ندارند کهحا کمیتسیاسـیواجتماعیاز آنخداوندو
سـخنبگوییـم؛درنتیجـهدیگـرنم یتوانیـمبـهمفهومی معصوماست،جامعهبایدبراساسضوابطشریعتاداره
بـهنـاماسالماسـتناد کنیـم.روشـنفکراندینـیبایـدبـه شود ،مردم حق ندارند در تضاد با قوانین شریعت قانونی
کتابنامه گستردگیدامنۀتفسیرو گذرازاصولتوجه کنند؛چرا که قکنضنادو،تحتوزماۀمت ًاقانزیآننبفاقییدهتاحستتن،وظباررابرتفیقویآزهابداشـیبد،ه وضع
1 .1ترکمان ،محمد ،)1362( ،رسائل ،اعلامیهها ،مکتوبات و تفسـیربی شازحـد گشـودهاز اسالموادعایتطابـقآنبا حوزۀ
روزنامه شیخ فضلالله نوری ،چاپ اول ،جلد اول ،تهران :موسسۀ لیبرال-دموکراسیواصولمدرنهیچماهیتمتمایزی معنـای رفـع تمایـزات شـرعی بیـن مـردم و آزادی از احکام
برایاسلامباقینم یگذاردتابه کمکآنبتوانازامکان خداونـد مجـاز نیسـت .اختالف آن دو فقـط در مـورد قدر
خدمات فرهنگی رسا تطابقیاعدمتطابقسخن گفت«:ا گربتوان کاری کردکه مقدوراست،یعنیاینکهبهترینجانشیندرعصرغیبت
2 .2جوادی آملی ،عبدالله ،)1395( ،فلسفۀ حقوق بشر .چاپ هم هچیزباقاعدهمطابقباشد،پسم یتوان کاری کرد بـرایاجـرایقوانیـناسالمیدر جامعـهسـلطاناسـت،
کهباآنمطابقنباشد؛پساینجانهتطابقیدر کاراست یـانماینـدگانمـردموحکومـتشـورایی.یکـیاز ایـندو
دوم ،قم :اسراء فقیـهسـلطانرا گزینـۀبهتـریم یداند(شـیخفضـ لالله)
3 .3طباطبائی ،علامه محمدحسین ،)1378( ،تفسیر المیزان، نه عـدم تطابق» (ویتگنشـتاین.)201 :1381 ، و آن دیگـری حکومـت شـورایی را (علامـه نائینـی) .امـا در
ترجمۀ سید محمدباقر موسوی همدانی ،چاپ یازدهم ،جلد دوم، ایناصل کهچهشـوراینمایندگا ِنمردموچهسـلطان
فقطقوۀاجرای ِیاحکامشریعتاسلا ماندهیچاختلافی
قم :دفتر انتشارات اسلامی
4 .4قرآن ،ترجمۀ الهی قمشهای ،چاپ سوم ،قم :افق فردا
5 .5نائینی ،علامه محمدحسین ،)1388( ،تنبیه الامه و تنزیه
المله ،چاپ دوم ،قم :بوستان کتاب
6 .6ویتگنشتاین .لودویگ .)1381( ،پژوهشهای فلسفی،
ترجمۀ فریدون فاطمی .چاپ دوم ،تهران :نشر مرکز
77. Universal Declaration of Human Rights, 2015, United
nations
{پروند2ٔ 3ه ویژه } محمدعلی میرزایی
قریب و غریب
پروند هایبراییهودیاناصفهان
بـا گݡفتـار و نوشـتارهایی از:
خاخامسلیمان صدی قپور
صیونما هگرفته
سلیمانساسون
آرش آبائی
علیرضااسماعی لپور
ابراهیمشفیعی
نسیممحمدی
سحرصولتی
گردآفریدیزدانی
لئا دانیالی
شمار ٔهبیستوچهارم24
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
آغـــاز شـــریـعـت
نگاهیموجزبهنخستیندینابراهیمی
تدوین شده و حاوی شریعت و مباحث مربوط به فقه م یشــود ،دربردارنــدۀ تــورات و کتا بهــای انبی ـای معرفـ ـی
یهود است. بن یاسـرائیل در سـه بخـش اسـت :ت ـوراتِ ،نویئی ـم یهودیت ،با بیش از س ههزارسـال
تاریـخ پیوسـته ،نخسـتین دیـن
اعتقادات (انبی ـا) و کتوبیــم (مکتوبــات). ابراهیمـی اسـت .قـوم اسـرائیل،
تـورات ،ب همعنای شریعت یا قانون ،مه مترین قسم ِت کـه منشـأ یهودیـان اسـت ،نیـای
ده فرمان اساسی تورات به این شرح است: تنـخ و متشـکل از پنـج ِسـفر (جلـد) اسـت .ایـن کتـاب خـود را ابراهیـم م یدانـد و عنـوان آرشآبائی
-1من خدا ،خالق تو هستم که تو را از سرزمین مصر، بـا آفرینـش جهـان آغـاز م یشـود ،بـا ذکـر تاریـخ برخـی اسـرائیل را از لقـب یعقـوب ،فرزند
پیامبـران و سرگذشـت بن یاسـرائیل ادامـه م ییابـد ،در محقق ادیان
از خانۀ بندگی بیرون آوردم. بخ شهایـی احـکام دینـی را بیان م یکند و سـرانجام با
-2برای تو ،معبودان دیگری در برابر من نباشد. اسـحاق و نـوۀ ابراهیـم گرفتـه
رحلـت حضـرت موسـی پایـان م ییابـد. اسـت .در تـورات ،کتـاب مقـدس
- 3نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان مبر. نویئیـم (انبیـا) دومیـن قسـمت از تنـخ و شـامل هشـت یهـود ،نـام عبرانـی (عبـری) بـرای قـوم حضـرت ابراهیـم
-4روز شـبات (شـنبه) را بـه یـاد داشـته بـاش کـه آن را جلـد اسـت .ایـن مجموعـه متشـکل از تاریـخ و نبـوت و بعدها برای بن یاسـرائیل به کار رفته اسـت .یهود نیز
مقـدس بـداری [ ]...روز هفتـم ،تعطیلـی بـرای خـدای انبیایـی اسـت کـه پـس از حضـرت موسـی ،در مدتـی واژ های عبـری اسـت ،ب همعنـای سـتوده ،و همچنیـن
نزدیـک بـه هـزار سـال ،بـه هدایـت و ارشـاد مـردم صفتـی اسـت بـرای سـا کنان یهودیـه ،قسـمتی از
خالقـت اسـت ،هیـچ کاری را انجـام نـده. سـرزمین اسـرائیل کـه طایفـۀ یهـودا در آن زندگـی
-5پدرت و مادرت را احترام کن. پرداختهانـد. م یکـرد .از زمانـی خـاص در گذشـته همـه بن یاسـرائیل
-6قتل نکن. کتوبیـم (مکتوبـات) بـه سـومین بخـش تنـخ گفتـه را نیـز بـه ایـن نام (یهـود) خواند هاند .در ایـران از عنوان
-7زنا نکن. م یشـود کـه شـامل یـازده کتـاب دربـارۀ تاریـخ و آثـار کلیمـی یعنـی پیـرو موسـی کلیـ مالله نیـز بـرای نامیـدن
-8دزدی نکن. انبیـای بن یاسـرائیل اسـت ،از جمله «تهیلیـم» (مزامیر یهودیـان اسـتفاده م یشـود.
داوود) کـه شـامل سـرود ههایی در مـدح و راز و نیـاز بـا
-9برای همنوعت شهادت دروغ نده. کتب مقـدس
-10خانـۀ همنوعـت [ ]...و آنچـه متعلـق بـه همنـوع تو خداسـت. حضـرت موسـی ده فرمـان اولیـه و متن تـورات را حدود
در کنار این کتب مقدس ،بعدها مجموع های به نام 3300ســال قب ـل ،از جانـب خ ـدا بـرای بن یاسـرائیل
اسـت ،آرزو مکـن و بـه آ نهـا حسـد مبر. «میشنا» (یا تورات شفاهی) تدوین شد که در آن مق ـدس 24جل ـدی کتـب ـبر هدا.خمتجص ـماورعـ«َت َۀن دریافــت ک
همچنیـن مبانـی ایمـان یهـود در سـیزده اصـل بـه ایـن چگونگی اجرای قوانین تورات توضیح داده شده نامی ـده ـخ» (عه ـد قدی ـم) یهــود کــه
است .تفسیری که بر میشنا نوشته شده « ِگمارا» نام
شـرح بیـان م یشـود: دارد و این دو کتاب را با هم«تلمود» م ینامند .نسخۀ
-1خداون ِد متبارک ،موجود (حاضر) و ناظر است. تلمود بابلی ،حدود 1500سال پیش ،در 37رساله
-2او واحد و یکتاست.
-3او جسم ندارد و شباهتی هم به جسم ندارد.
-4او مقدم بر هر موجود قدیمی در جهان است.
25
برخی آیی نهای یهودی بایـد در فصـل خـود واقـع شـوند؛ بنابرایـن هـر دو یا سـه
سـال ی کبـار ،سـال سـیزد هماهه اسـت .ایـن تقویـم تـا
پسـران در یهودیـت هشـت روز پــس از تولــد طــی حــدود 1600س ـال پیـش بـر رؤیـت ه ـال م ـاه اس ـتوار
مراس ـم دین ـی ختنـه م یشــوند .ســن تکلیــف بــرای بـود؛ امـا از آن زمـان بـه بعـد ب هصـورت جـداول منظـم
دختـران دوازده و بـرای پسـران سـیزده سـالگی اسـت.
نم ـاز جماعـت ب هشـرط حضــور حداقــل ده نفــر مــرد و دائمـی تنظیـم شـد.
مکلـف برگـزار م یش ـود .مراســم عقــد ازدواج نیــز در
حضـور ده نفـر مـرد مکلـف کـه دو نفـر از آ نهـا شـاهد مناسب تهای یهودی -5عبادت موجودی به غیر از او جایز نیست.
هسـتند بـا قرائـت دعاهـای خـاص ،اعطـای حلقـه (یـا -6او از نیت و افکار انسا نها آ گاه است.
سـکۀ نقـره) از طـرف دام ـاد بــه عــروس و نیــز تحویــل در تـورات پنـج مناسـبت دینـی ذکـر شـده کـه شـامل
سـند شـرعی ازدواج ( ِکتوبـا) بـه عـروس از سـوی دامـاد سـه عی ـد ،یـک روز مراس ـم س ـال ن ـو و یـک روز توبـه -7نبوت حضرت موسی سرور ما حقیقت دارد.
(همـراه بـا روزۀ بـزرگ) اسـت .عـاوه بـر ایـن ،دو جشـن -8حضـرت موسـی ب هلحـاظ نبـوت از دیگـر انبیـای
انج ـام م یپذیـرد. مذهبــی و چنــد روزۀ ســوگواری بــه مناس ـب تهای
قوانیـن حـال و حـرام خورا ک یهـا در یهودیـت بسـیار تاریخـی در تلمـود بـه تقویـم یهـودی افـزوده شـدند. بن یاسـرائیل برتـر اسـت.
مفصـل اسـت و ب هخصـوص ذبـح شـرعی چهارپایـان و -9تورات مقدس از جانب خداوند وحی شده است.
مناسـ بهای توراتی عبار تاند از -1 :عید ِپ َسـح (فطیر) -10تورات در هیچ زمانی تغییر نیافته و نخواهد یافت.
پرنـدگان جایـگاه مهمـی در ایـن آییـن دارد. ب32هی--اععدیبیـودددشـسـساـوواُلکورُوعوزوآتز(اتد(سـهاییفبهتبناه یهاـناه)سابر)ائبهییاهیلدابادزوبـبدونادعدگطحایضمیوترصورریچااهنت؛؛ل -11خداوند ،شریران را مجازات خواهد کرد و پاداش و
یهودیـت بـر ایـن بـاور اسـت کـه هـر انسـانی ،فـار غ از روُسوـرالوزۀشتبَعهنییشـیااننساـ(رساائرونیوللشسـدارتبلینداربوا) آسناغ،ازلپ پسیـاس ازلشنرخوور؛دور5تج-قازیو ُیموممصعکرب؛یرپ4ور-ی
قومیـت و دیـن ،چنانچـه از گناهـان کفـر ،قتـل ،زنـا و (روز کفاره). اجر نیکوکاران را خواهد پرداخت.
دزدی پرهیـز کنـد ،مشـمول رسـتگاری خواهـد بـود. دو مناسـبت مهـم تلمـودی عبار تانـد از -1 :روزۀ ِاسـ ِتر -12ماشیح (منجی جهان) خواهد آمد.
باای نحـال ب هدلیـل پذیـرش شـریعتی بسـیار مفص لتـر و جشـن پوریـم (قرع ههـا) ب هیادبـود نجـات یهودیـان از -13مردگان در آینده زنده خواهند شد.
در تـورات ،خـود را در صـورت رعایـت تمـام آن احـکام، قتـل عـام؛ -2جشـن حنـوکا (روشـنای یها) ب هیادبـود
شایس ـتۀ جایگاه ـی عال ـی م یدانــد .ضمــن آنکــه افتتـاح مجـدد معبـد دوم بی تالمقـدس. یهوآدییـیاننمععبمـاودل ًایدر هـر روز سـه نمـاز م یخواننـد و
عل یرغ ـم نب ـو ِد تبلی ـغ و دعــوت دینــی در یهودیــت، در اوایل بهار بـدرهعمـیدد ِپ َتسـهحش،ـ مته رموتزریبـهنمعنیادسـیبهوتدآزایدکهی
گرویـدن بـه ایـن دیـن ،پـس از فرا گیـری و التـزام عملـی بن یاسـرائیل در روز شـنبه (شـبات) و برخـی مناسـب تهای دینـی،
از مصـر برگـزار م یشـود ،نـان فطیـر صـرف م یشـود یــک نم ـاز اضاف ـی ه ـم خوان ـده م یش ـود .م یت ـوان
بـه احـکام شـرعی ،طـی مراحلـی میسـر اسـت. و در مراسـم دو شـب نخسـت ،سـفر های خـاص بـا نمـاز را ب هتنهایـی یـا بـا جماعـت در کنیسـه (عبادتـگاه
خورا ک یهـای نمادیـن دینـی تـدارک م یبیننـد و وقایع یهودیـان) خوانـد .عـاوه بـر ایـن هـر هفتـه چنـد فصـل
جمعیت و اما کن مقدس مصـر قرائـت ممربـیوشـوط بدـ.ه آهزامدچنییـیهنوددیرـا«ُیـن اوزمیـکویپغـفوررع»ـوکـنه از تـورات در کنیسـه تـاوت م یشـود تـا قرائـت کل پنـج
در تـورات از کتـاب تـورات در یـک سـال تقویمـی عبـری کامل شـود.
جمعیت یهودیان جهان حدود 13میلیون نفر است که آن بـاعنـوان روز کفـارۀ گناهـان یـاد شـده ،یهودیـان از
امروزهحدود10تا15هزار نفرآ نهاسا کنایرانهستند. هنـگام غـروب ،روزۀ خـود را آغـاز م یکننـد و بـا حضـور تقویم عبری
تما موقـت شـب و روز بعـد در کنیسـ هها ،بـه نمـاز و
پیشـینۀحضـور یهودیـاندر ایـرانبـه ۲5۰۰سـالپیش عبادات مفصل به نیت بخشش گناهان م یپردازند و براسـاس دیـن یهـود ،ما ههـای عبـری ،قمـری هسـتند
بازم یگـردد .پـس از ویرانـی معبـد بی تالمقـدس در بـا غـروب آفتـاب ایـن روز ،روزۀ خـود را م یگشـایند. و از طرفـی ،طبـق فرمـان تـورات مناسـب تهای دینـی
اورشـلیم ،ا کثـر یهودیـان بـه مناطقـی در جنـوب عـراق
فعلـی و ایـران کـوچ کردنـد و پـس از دومیـن ویرانـی نیـز
یهودیـان بـه بابـل و عـراق و ایران ساسـانی وارد شـدند و
بعدهاب هتدریجبهاروپاودیگرمناطقمهاجرت کردند.
ابـز اهمآاراکمگنامههذـاهبی ِیامسـقِترد و ُسمنر ِزددخـیاهویدیدارنهدمـر ادیاران،ن َمح َبیتقـوواقن
نبـی در تویسـرکان و دانیـال نبـی در شـوش اشـاره کـرد.
شمار ٔهبیستوچهارم26
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
قومموسیدر ایران
م ـ ـرور تاریـ ـخ کلیمیـ ـان*
دورۀآشور وبابل لئادانیالی
آشـور نصیرپـال دوم ( 859-883ق.م) حکومـت آشـور پژوهشگر تاریخ و
را ب هسـوی غـرب گسـترش داد .در همیـن زمـان کشـور فرهنگ کلیمیان
اسـرائیل ،کـه حاص ـل تجزیـۀ دورۀ پـس از سـلطنت
سـلیمان بـود ،بـه دو قسـمت تقسـیم شـد :شـمال کـه
شـامل ده سـبط به سـالاری سـبط افراییم بود و جنوب
کـه در دسـت خانـدان حضـرت داوود قـرار داشـت.
فرهنگآیینیشـمال یهابافرهنگوآیینب تپرسـتان از نـگاه تاریخـی تقریبـ ًا در تمـام
درآمیخـت؛ امـا جنـوب (یهودیـه) بـا اسـتثنائاتی چنـد ساسـانی، یشـههوردیهـاانیجممعشیــهوترمتایـشـراک ِنل
فرهنگ و آیین موسـی را با دقت نگه داشـت .شـمال در داشـت هاند،
توطئ ههایی کهبا کشـورهایهمسـایهعلیه کشورهای تـا آنجـا کـه شـهری چـون اصفهـان را
آ نهـا را ویـران کـرد و امـوال آن را بـه غـارت بـرد و گرچـه دیگر(آشـور)شـکلداد،خودرافرسـودوپساز دویسـت «یهودیه» نام داده بودند .آنان از لحاظ
بیرهخوـدویرادانرا بسویدرنـدردباوب الزازنآزاظـدر ِایقنتسصـباِدیفریدبـیهواججایتگمااهعـیی سـال بـه دسـت آشـور نابـود شـد .دولـت خانـدان داوود زبـان و فرهنـگ بـا ایرانیـان همسـانی
مناسـب دسـت یافتـه بودنـد ،بـه گفتـۀ مزامیـر داوود، نیـز در اورشـلیم و یهودیـه 136 ،سـال بعـد ،بـه دسـت بسـیار یافتهبودند،چنا نکهرابیوسی
در کنـار نهرهـای بابـل ،اورشـلیم را بـه یـاد م یآوردنـد و بخ تنصر 1گرفتار شد.امپراتوریداوودوسلیمانپایان از ربا یهـای معـروف دورۀ تلمـود ،از
یهودیـان م یخواهـد زبـان آرامـی را کنـار
میگریسـتند. گرفـتوایـنپایـان،آغـاز تاریخیهـودایراناسـت. بگذارنـد و بـه فارسـی تکلـم کننـد.
تیگلتپیل ِئ ِسـرسـوم( 727-745ق.م)توانسـت کشور
دورۀهخامنشیان اسرائیلراخرا جگزار آشور کندوسپسقسمتیاز اراضی
با به قدرت رسیدن کورش کبیر در ایران و فتوحات َششـل َممان ِئل ِاسیــر پننکجـشـمورفررزانـدض تمییگملــۀ اتمپپیرلاتئـوسرـری آسـوشـمورموسـجاـزد.ب
کیهه تودحیا تناالاز ام ِرسبااربتل گستردۀ وی و فتح بابل ،اورشلیم نابـودی دولـت اسـرائیل (شـامل ده سـبط جـز یهـودا و
بود نیز در مرز ایران گنجانده شد و بنیامین)در سـال 722ق.مشـد.خانواد ههای کشاورز
بابلرهایییافتند .کورشطیاعلامی های،اقداماتش و ک مبضاعـت در اسـرائیل باقـی ماندنـد و اهـل ِحـ َرف و
برای کمک به قوم یهود را که شامل آزادی و حق فنـون بـه اسـارت درآمدنـد و بـه مشـرق امپراتـوری آشـور
بازگشت به سرزمینشان و باز پس دادن ظروف و بـرده شـدند و اسـیرانی از سـرزمی نهای مختلـف جـای
وسایل زرین و سیمین آنان و تقبل مخارج بازسازی اسـرائیل یهایب هاسـار ترفتهرادر شـهرهاوآباد یهـای
معبد مقدس بود ،اعلام کرد ( .صبور یفر59 :1385 ، شـومرون(سـامره) گرفتنـد.یهودیـانپـساز کوچانیـده
و)60بااینحال،تنهاحدودپنجا ههزار نفراز یهودیان شـدندر میانسـرزمینبابلو کشـور مادودر حقیقت
به اورشلیم بازگشتند .آ نها به نمایندگی شیش بصر شـمال و شـمال غـرب ایـران پرا کنـده شـدند .طبـق
که یهودی منتخب کوروش بود و کم کهای مالی مرزبنـدی جغرافیایـی امـروز ،محـل اسـتقرار ایـن قـوم
گران رجعت کردند و باقی کسانی که در بابل سررشتۀ اسـتا نهای کردسـتان،آذربایجانو گیلانبودهاسـت.
کار و کسبی را در دست داشتند توانستند با آزادی به ایـن واقعـه مربـوط بـه حـدود دویسـت سـال قبـل از
مـرگ کـورش کبیـراسـت؛از همیـنروم یتـوانیهودیان
را از که نتریـن اقلی تهـای مذهبـی ایـران دانسـت. * در نام این مقاله و متن آن ،ب هجای یهودیان از واژۀ کلیمیان
یهودیـان رفت هرفتـه در تمامـی ایـران آن روزگار پرا کنـده استفاده شده است؛ زیرا در ایران به پیروان حضرت موسی ملقب به
شـدند؛ چنا نکـه امیـر عبدالرحمـان ،پدربـزرگ امـا نالله کلی مالله ،کلیمی گفتهم یشود وپسازاسلام ،کلیمیاندرایرانمعادل
خـان پادشـاه سـابق افغانسـتان ،در وقای عنامـ های بـه یهودیان است و تنها در ایران است که چنین واژۀ معادلی وضع شده.
نـام «مخـزن افغانـی» م ینویسـد کـه افغا نهـا از اولاد چنانکه در سورۀ نساء آکلمیدهما:لل«َهوَیک َّلع َنم ایهَآُّللنُکموهَسخیداَتب ْاکِلایو ًمسا؛خونخگدافتباه اموسستی.
بن یاسـرائیلهسـتندوبرخـیدیگـر آ نهـارااز احفـادده به طرز آشکار و بدون واسطهسخن گفت»(.)164
سـبط گمشـدۀ اسـرائیل م یداننـد.
امـا گـروه گسـترد هتری از یهودیـان یهودیـه در سـال
586ق.م در پـی حملـۀ بخ تنصـر دوم ،معـروف
بـه بخ تنصـر کبیـر ،شـاه بابـل ،بـه اسـارت بابـل در
جنو بشـرقیایـراندرآمدنـد.بخ تنصـرمعبـدمقدس
.1ایننام کهدراصلبابلیاستودرزبانعبریبهصورت«نبوکدنصر» آمده،درزبانعربیتغییریافتهودرمنابعاسلامی«بخ تالنصر»شدهاست.
27
دانشیهودیتبهمعنای کلیآنبود،ب هسوییهودیان زندگی و معیشت خود ادامه دهند .به سبب حمایت،
سـرزمینپهنـاورایـنامپراتـوریبـاز شـدورف توآمدهاو اخلاق جوانمردانه و آزادگی کورش ،بارها در کتب
تبـادلافـکار آسـا نتر گردیـد.در ایـندوران،اقلی تهای مقدس ازجمله اشعیا ،دوم تواریخ ،عزرا و دانیال ،از
دینـی سـا کن در سـرزمی نهای اسالمی بـا اذعـان بـه او با صفات تحسی نبرانگیزی چون «شبان خداوند»
بپ هذیعـنرـواشناحهـکولمـذمـتهوسبیااپسرـ ِدایخمستـلماملاینااتنی،بمهنـیاتموان«جسـزتینه»د
بـه زندگـی و حفـظ سـنن و قوانیـن خـود ادامـه دهنـد. و «مسیح خداوند» یاد شد ه است.
ازآنجا کـهتاریـخایـراندر ایـندورهتحـتتأثیرمسـتقیم م یتوان گفت پس از واقعۀ خروج از مصر ،پیوند
اعراب و خلفای عرب اسـت ،قسـمتی از تاریخ یهودیان میان یهودیان و ایرانیان که عقد آن را کورش در کنار
ایران را نیز باید در منطقۀ جغرافیایی عرب جس توجو نهرهای بابل بست ،دومین رویداد مهم تاریخ یهود
کـرد.از قـرننهـممیالدی،یهودیانایـرانوبابـلدارای افزایش گذاشت.تقریب ًادر تمامشهرهایمشهور ایرا ِن است؛ به عبارت دیگر ،هما نگونه که ا گر رهبری چون
سـهآ کادمـیمهـمدینـیبـهنا مهـای«سـورا»«،نهردعا» ساسانی ،یهودیانجمعیتمتشکلداشت هاند،تاآنجا موسی نبود ،امکان تحلیل و نابودی بن یاسرائیل در
و«پومبدیتا»بودند کهآ کادم یهاینهردعاوپومبدیتا کـه شـهری چون اصفهـان را «یهودیـه» نـام داده بودند. میان مصریان دور از ذهن نبود ،باید گفت ا گر کورش
در قرندهممیلادی(دورۀعباسـیان)بهبغدادمنتقل آناناز لحاظزبانوفرهنگباایرانیانهمسـانیبسـیار کبیر در آن مقطع زمانی دست به رهایی یهودیان
خشـصد.ودص ًراآایمـوزن آ کشتاودرما یته،ـااز،ا آهمـمویزتشخعالـصومیبدرینخـوریدیارهـبوودد،. یافتـهبودنـد،چنا نکـهرابیوسـیاز ربا یهـایمعروف اسیر در بابل نم یزد ،ملت یهود دچار سرنوشتی دیگر
دورۀ تلمـود ،از یهودیـان م یخواهـد زبـان آرامـی را کنـار
ایـنمرا کـزدر بغـدادبـرایادامـۀحیاتدینیوسیاسـی بگذارنـدوبـهفارسـیتکلم کنند. م یشد که ب هاحتمال قوی بسیار دردنا کتر بود.
خـودبـه گرفتـناعانـهومالیـاتاز یهودیـانسـا کنبالد ککارهبـسرییاهسودیتـاهان ویممتخعصصوبانصـ ًۀا باروی کارآمدنساسانیان تجدید بنای معبد مقدس با حمای تهای مالی و
اسلامی ،از بلخ گرفته تا اقصای شمال غربی آفریقا ،نیاز مذهبـی را رواج م یدادنـد، معنوی دولت هخامنشیان در 445ق.م پایان یافت
داشـتند.حبیـبلـویدربـارۀایـندانشـگا ههام یگوید: مسـیحیان و ارامنـۀ ایـران سـخت شـد و بـه گـزارش و کاهن بزرگ از سوی دولت ایران ،حا کم اورشلیم و
«ب هتدریـج دانشـگا هها موقعیـت علمـی و تحصیلـی منابـعمختلـفیهـودیوارمنیوسـریانی،نا گوار یهاو
ابـیـهنههییئئ ت تهـهاـاتـیا َیم َقمننـنهو و تبدیـل خـود را گـم م یکردنـد ناروای یهایـیدر ایـنزمـانبـرآنـانرفتـهاسـت. یهودیه شناخته شد.
موضوعـۀ م یگردیدنـد.مقـررات همـۀشـاهانساسـانیادام هدهنـدۀراهاردشـیربابـکان از میان بازماندگانی که در بابل ماندند و به اورشلیم
هنـدوایالـتخراسـانبینیهودیانمجریم یگشـت» نبودنـد؛ شـاپور اول رواداری دینـی را در پیـش گرفـت و نرفتند ،گرو ههایی به جنوب و مرکز ایران هخامنشی
(،1339ج.)332:2هرچقـدر متصرفـاتخلفایاسالم شاپور دوم گرچهبایهودیاناهلتسامحوتساهلبود، روی آوردند .سن تهای شفاهی متداول در میان
از شـرق و شـمال و جنـوب تـا اسـپانیا و هنـد توسـعه بـامسـیحیانبـهسـببآ نکـهآنـانراپشـتیبانرومیـا ِن یهودیان ایران و موجودیت مقابر مقدس یهود مانند
مم یییاشـفـد وت،احقتـتـیدایرهرئویدیـاس کن یلهوجادیـمعه (ۀایسـهروائدیایـلر)ا کـناهفزسوـابنتق ًرا نبـمادارسـویشـمیحـاِت؛ینمدعرتمخحااًاللـاصزـیایمکـرااینـهیریااهننومدحیـیامپانیندادترشمـج نیکت،رردگفنـهتــادار.بیمهنمرااتسعمــبگدویدر قبور دانیال و یارانش در شوش و قزوین ،حبقوق در
سـمت رهبری معنوی یهودیان جهان را داشـتند ،پیرو تویسرکان ،استر و مردخای در همدان و افسان ههای
اجـرای دسـتورات یهودیـان بی نالنهریـن و ایالـت غربـی نیـز کـه ب هاحتمـال قـوی مـادر او ،شوشـ ندخت ،دختـر دیدارهای متعدد بانو َس َرح (نوۀ حضرت یعقوب)
ایـران شـدند؛ بدیـن ترتیـب محلـی کـه روزی بخ تنصـر راب کهنـای اول بـود ،رفتـاری از سـر رفـق بـا ه مکیشـان از حوزۀ لنجان و پیربکران و قدمگاه معروف به سارا
یهودیـان ب هاسـار تگرفته را بـه آنجـا بـرده بـود و آنـان در مادرش داشـت .برخی موبدان زردشـتی ساسانی چون خاتون در اصفهان نشانگر قدمت گسترۀ سکونت
کنـار رود بابـل بـه یـاد کشورشـان زاری م یکردنـد ،مرکـز کرتیـر و شـاهانی چـون یزدگـرد دوم ،فیـروز و خسـرو پرویز
رفتـار پرخشـونتیعلیـهیهودیـانداشـتند.ب هطـور کلـی یهودیان در ایران است (نتصر ،1996 ،ج.)13 :1
در ایـن دوره ،آنانـی را کـه زردشـتی نبودنـد «اهریمنـی»
م یدانسـتند ،ولـی در عمـل وضـع اقلی تهـا هم هجـا و دورۀ اشکانیان
هم هوقـت چنیـن نبود.
هنگامـی کـهاشـکانیانواردبابـلشـدند،یهودیـاناین
حملۀ اعراب به ایران ناحیهقریببهچهارصدوپنجاهسالبود کهزیرسلطۀ
سلسـل ههای هخامنشـی و سـلوکی زندگـی م یکردنـد و
در ایـران ساسـانی در هـر شـهر و دیـاری تعـداد کثیـری تعدادب یشماریاز آناندر سرتاسرایرانپرا کندهشده
یهـودی ،کـه از شـمار دقیـق آنـان اطلاعـی در دسـت بودنـد .یهودیـان پرا کند هتـر از سـایر اقـوام ایـران بودنـد
نیسـت ،زندگـی م یکردنـد .ایـران زردشـتی ،کـه در دورۀ و جمعیتشـان بـه سـبب مهاجـرت یهودیـا ِن یهودیـه
ساسانیان،جزدر مواردیچند،رویخوشیبهاقلیت (اسـرائیل)بـهایـرانو گرویـدن گرو ههایـیاز ایرانیـانبـه
یهـودی و مسـیحی و سـایر اقلی تهـای غیرزردشـتی
نشـان نمـ یداد ،جـای خـود را بـه ایـران اسالمی داد؛ دیـنیهـوددر حـالافزایـشبود.
ایرانـی کـهحکمرانـانتاز هنفـسعـربآنباشـعار برابری از اشـک اول تـا اردوان پنجـم ،در طـی قریـب بـه پانصـد
بـه میـدان آمـده بودنـد .بـا پیـروزی اعـراب ،دیـن و سـالحکمرانـیپادشـاهاناشـکانی،فرازونشـی بهایی
قوانیـن جدیـدی وارد کشـور شـد کـه گرو ههـای بومـی و چنـد در روابـط آ نهـا بـا یهودیـان بـه چشـم م یخـورد؛
امـادر مجمـوعمنابـعیهـودیاز ایـندورهبـهنیکـییـاد
اقلی تهـای دینـی را تحـت تأثیـر قـرار داد.
برپایـی سـریع امپراتـوری عـرب موجـب شـد مرزهـای م یکننـد.
جغرافیایی یکی پس از دیگری از میان برداشـته شـود و پیش از به قدرت رسیدن اشکانیان ،آ نها با یهودیا ِن
جوامع یهود تحت سـلطۀ اسالم به هم نزدیک شـوند. یهودیه(اسرائیل)وخانوادۀحشموناییدردفعدشمنان
درواز ههـایبابـل(عـراقامـروز) کهصدهاسـالمرکزنشـر سلوکی همکاری کردند و بار دیگر یهودیان توانستند
استقلال خود را به کمک ایرانیان بازیابند ،گرچه این
استقلال پس از 83سال با حملۀ روم یها در سال 37م
برای همیشه از دست رفت و مهاجرت یهودیان به اقصی
نقاطجهانوازجملهایرانشدت گرفت.
دورۀ ساسانیان
در دورۀ ساسـانیان ،جمعیـت یهودیـان ایـران رو بـه
شمار ٔهبیستوچهارم28
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
قرننوزدهم،جهانگردیهودیدیگریبهنامربیدیوید طولانـ یای وجـود دارد کـه در منابـع موثـق ،اطلاعـات اقتـدار یهـود شـده بـود .بـا توجـه بـه اقتـدار ب یهمتـای
بتهیلل ،کهازبغدادازراه کردستانبهایرانسفر کرده چندانـی بـرای شـناخت آن وجـود نـدارد .ایـن دوران مرا کـز دینـی یهـود در آن روزگار ،وا کن شهـای فکـری،
بـوده،تعـدادیهودیـانایـرانراحـدودبیسـ توپنجهـزار شـاملحکوم تهـایمقتـدریاسـت کـهپـساز حـدود ایدیراننـییو،سویتاضساِیدنهـااشییادزاعخولـامیلدغریرمییـهاوند جی،وابمـهعخ یصهـوودص،
نفـر تخمیـن زده اسـت .ایـن کاهـش جمعیـت نشـان از دویسـت سـال سـلطۀ اعـراب تشـکیل شـدند ،ازجملـه
سـامانیان ،غزنویـان ،سـلجوقیان ،خوارزمشـاهیان، ب هخصوص در وا کنش به مرا کز ربانی در بغداد ،موجب
دشـواری شـرایط زمانـه بـرای یهودیـان دارد. ایلخانـان و تیموریـان .از ایـن دوران اطلاعـات پیدایـش فرق ههایـی چنـد در یهودیـت شـد .خیـزش
جسـت هوگریخت هایدر دسـتاسـت کـهتـاحـدامکانبه نهضـت قرائیـت (فرقـۀ نابـاوران بـه سـنت شـفاهی یهود
مغو لها(ازحملهمغولتاایلخانانو آن خواهیـم پرداخـت. و تلمـود) و پا گیـری آن در ایـران و خاورمیانـه ازجملـه
تیموریان) چنا نکـه از وضـع کلـی آن روزگار مطلعیـم ،نیمـۀ دوم ریجنشـب ههشاهـایاییرنانـجایوتییاهبــوِیددیینـداری،د.مقلـرائیویفهاکریایوالیسـهمتتأکثره
قـرن پنجـم و تمـام قـرن ششـم دورۀ تعصـب و غلبـۀ
یهودیـان ایـران بیـش از مسـلمانان دچـار مصائـب متعصبـان و شـدت گرفتـن اختلافـات دینـی اسـت کـه از نظریـاتاسالمیبـرارجحیـت کتابمقـدسبرعقاید
حملـۀ مغـول شـدند؛ چنا نکـه کاهـش جمعیـت آنـان به درگیر یهای خونین منجرشـده و تخریب مدارس و خاخا مهـا تأ کیـد م یکردنـد .بعدهـا بنیامیـن نهاونـدی
از ابتـدای سـلطنت خوارزمشـاهیان نسـب تبه زمـان کتابخان ههایمذاهبمختلفدر ضمنزدوخوردهای شـرعیات قرائ یهـا را پایـه گذاشـت و دانیـال قومسـی
ختـمغائلـۀمغـول گویـایایـنمسـئلهاسـت.یهودیان متعصبانـه،ترویـجعلـومدینـیوافزایـششـمار علمـای باوجـود مدرحاوقرقـاشـ ْلنیایـمرپااینهررایـخزایسـکتـرگاد.ه ایجناکمـعـهتۀققرریائبـ ًایتهـمـاارام
مذهبـی و فقهـا و قـدرت یافتـن علمای مذهبی و فسـاد اساسـی
ایـران در تمـام مناطـق جغرافیایـی و در هـر ده و شـهر و آنـان از ویژگ یهـای آن اسـت .ایـن دوره کـه مصـادف بـا نهضـتقرائ یهام یدانند،چو نوچـرایایننهضتدر
شهرسـتانوروسـتاییدر ایـرانمسـکن گزیـدهبودنـدو حکومـتغزنویـانبـرایـراناسـت،نشـا ندهندۀتظاهـر ایـران بـا ابهاماتـی همراه اسـت.
ازآنجا کـه بیشـترین خسـارت ناشـی از حملـۀ مغـول بـه دروغیـن پادشـاهان غزنـوی بـه دیـن و رفتـار نامناسـب در اواسـطقـرننهـممیالدی(اویـلقـرندومهجـری)،
جغرافیـای سـرزمین ایـران مربـوط م یشـد ،یهودیـان آنـان بـا پیـروان دیگـر ادیـان اسـت کـه تـا دروان صفویـه گرو ههـای انعطا فپذیـر اجتماعـی و فرهنگـی کـه
از خسـار تدیدگان اصلـی ایـن حملـه بودنـد .ذکـر ایـن نیـز ایـن میـراث برجـای م یمانـد (صفـا ،1369 ،ج :۳ سـازما نهایدینیپیشاز اسالمراتشکیلم یدادند،
قت لعا مهـا و خراب یهـا چنـان اسـت کـه از بسـیاری از .)۱۰۴سـیاحمعـروفیهـودیبنیامیـنتودولایـی کـهدر جایگزین گرو ههایمسلمانوسنیشدندودرفرهنگ
شـهرهای یهود ینشـین چـون سـبزوار و نیشـابور ،کـه سـال1168م ،یـازده سـال بعـد از فـوت سـلطان سـنجر، جدیـد کلمـۀ بیگانـه بـه یهودیـان ،ایرانیـان ،تر کهـا،
سـیاحان و سفرنام هنویسـان از وجـود اسـباط د هگانـۀ بـه ایـران آمـده اسـت ،در شـرح وقایـع دوران او چنیـن شـیعیانوزردشـتیاناطلاقم یشـد.ایرانیان،عر بها
بن یاسـرائیلدر آ نهـایـاد کرد هانـد،پـساز حملۀمغول م ینویسـد«:کو ههاینیشـابور در کنار نهر گوزاناسـت. و تر کهـا مثـل یهودیـان ،مسـیحیان ،زردشـتیان و
دیگـر گزارشـیبـهدسـتنم یآیـدوبرخـیاز ایـنشـهرها یهودیـانایـرانم یگوینـد کهدر کو ههاینیشـابور چهار مسلمانانشیعهبهمبارزهباماهیت کهنهوارتودکسی
تـابـهامروزخالیاز سـکنۀیهودیم یشـوند.همچنین اسـباط دان ،زبولون ،آشـر و نفتالی از اسـرای شلمنسـئر عـرب سـن یمذهب برخاسـتند کـه از آن بـه نهضـت
طبـق گزار شهـا ،در ایـن زمـان قبرسـتان کلیمیـان پادشاهآشور زندگیم ینمایند.همانقسم کهدر تاریخ شـعوبیه تعبیـر م یشـود .طـی دو قـرن اول حکومـت
مالامال از اجساد ایشان شده است (لوی ،1339،ج:3 مقدسنوشـتهشـدهاسـت":آشور اسـرائیلرابهاسارت اعرابدر ایران،نهض تهایموعودباوردر اینسرزمین
.)60بـا ایـن حـال جالب اسـت بدانیم نخسـتین دسـتور بـردوآ نهـارادر خلـحوحابـور و کنـار شـهر گوزانسـکنی افزایشیافت.تفکراتیهودیان،مزدکیان،مسیحیانو
از دسـتورهاییاسـایچنگیـزیلـزوماعتقـادبـهخـدای داد ".در زمی نهایـی کـه آ نهـا سـا ک ناند بیسـت روز مسلمانانباعقایدموعودباورانه کههمگیمنتظرتغییر
خالقزمینوآسـماناسـتودر اینقانونع ّمالدینی م یشـودراهپیمـود.آ نهـادر آن کو ههـامسـتقلزندگـی عمد های در آخرالزمان بودند ترکیب شدند .ه مزمان با
امچدینـسـاگایـنجزمدشخـوتغلخـسـص ًفاالامدارنبنـنبـااریدـۀ اوداادعیزـاظـخـانرانمجوخمتکلعــاشیففنشبـااظـشرـننووالدما.تـؤرظذناـایهـارًزنا م ینمایند.دارایپیشـواییهسـتندموسومبهیوسف قیامابومسـلمخراسـانی،جنبشعیسویهشکل گرفت
اطرافیـانخـودداشـتهوبهنوعیب یطرفیوآزادمنشـی امـر کلاهلـوی .بیـن آ نهـا علمـا و زارعیـن زیـاد اسـت». کهاولینحرکتیبود کهاز اواسطقرنهشتمپدیدآمدو
تودولایـی در ادامـه گـزارش م یدهـد کـه ایـن دسـته از ترکیبی از عقاید یهودی مسیحی و اسلامی بود و رهبری
معتقـد بـوده اسـت (صفـا ،1369 ،ج 104 :3و .)105 یهودیان با سلطان سنجر از د ِر مدارا و رفق درآمد هاند و آن را ابوعیسـی اسـحاق بن یعقوب اصفهانی معروف به
خـود طوایـف مغـول و تاتـار و سـایر اقـوام زردپوسـتی اورادر فتوحاتشیاریم یکنند(جوادیوفلور:1393، ابوعیسـی اصفهانـی بـر عهده داشـت.
هـم کـهدر جرگـۀآنـاندرآمـدهبودنـد،از ادیـانمختلفی ۲۱؛ لـوی ،1339 ،ج.)۱۵ :۳ تاریـخ سیاسـی و اجتماعـی ایـران در آسـتانۀ پیـروزی
اسـت با تقریب ًابرابر بوده زمانـی کـهتودولایـیدر اصفهـان اعـرابتاظهور سلسـل ههایترکوشـیعۀصفـوی(1501
عهـد ایـل ارسالن فرزند اسـتز خوارزمشـاهی؛ یعنـی زمانی هجری)دستخوشتغییراتبنیادینشد.در ایندورۀ
کـه حکومـت مقتـدر و ثابتـی در ایـران نبـوده و طرفـداران طولانـی ،تغییـر مذهـب اقلی تهایـی مثـل یهودیـان،
حسنصباحبهآدم کشیوقتلادامهم یدادندوخلیفه مسـیحیان،زردشـتیان،بودائیـانومانویـانوه مزمان
المستنجدباللهدر بغدادحکومتم یکردهاست.باز هم حفـظ زبـان فارسـی ب هعنـوان زبـان محلـی ایـن اقـوام از
بـه گـزارشتودولایی،ه مزمانباعصرتکشخوارزمشـاه، مه مترینوقایعفرهنگیبودند.نخستیننگار شهای
یهودیانبغدادازشرایطمساعدیبرخورداربودند.بغداد پرا کنـدۀ فارسـی کـه پـس از حملـۀ اعـراب بـه فارسـیهود
نزدیکبهچه لهزار یهودیودهدانشـکدۀروحانیدارد (زبانفارسیوخطعبری)نوشتهشد هاند گواهوسعت
والمسـتنجدباللهوول یعهدشالمسـتضیبامراللههردو وفعهالمیچنتیـهـاننیشعـامون ُماـنـی آس نیههـاوددیـرا کننـبـارا جامعـۀ یهـودی و
بهیهودیانحسننظرداشت هاند(جوادیوفلور:1393، سـایر گرو ههاسـت
22؛ لـوی ،1339،ج.)۳۱:2 فرهنـگ ایـران اسـت ،تاآنجا کـه زبـان فارسـی از طریـق
آمـار غیررسـمی از بنیامیـن تودولایـی خبـر از جمعیـت یهودیـانایـرانب هعنـوانزبانادبیبهاورشـلیممنتقل
معتنابهـی از کلیمیـان در جا یجـای ایـران م یدهـد. و اسـتفاده شـد.
همچنیـن المقدسـی در «احسـن التقاسـیم» بـه شـمار تـا قـرن دوازدهـم میالدی (قـرن پنجـم هجـری) کـه
زیـاد یهودیـان در خراسـان و خوزسـتان و انـدک بـودن بنیامیـن تودولایـی از جهانگـردان یهـودی اسـپانیا،
نصاریاشارهدارد.باتوج هبهاینآمار،رفت هرفتهاز تعداد ب هقصدبازرگانیبهایرانسـفرم یکندودر سـفرنام هاش
یهودیـان ایـران کاسـته شـده اسـت؛ تاآنجا کـه در اوایـل بـه وضـع یهودیـان ایـران م یپـردازد ،فاصلـۀ تاریخـی
29
اوسفروت.دآثهـااریجالکه ابتز اویجـنهشاعسـرا بتهجظاهـویرمانشـادعهراعمنویم ًهاـوشدرحی ایلخانانوارغونخانپزشکانیهودیدر کانونتوجه چونمسـیحیت،بودیسـم،ب تپرستیواسالمپیروی
پریشـانی اجبـار بـه تغییـر دیـن و بیـان زندگـی روزمـره و و قـدرت بودنـد و مناسـبی چون اخذ مالیات و بسـیاری م یکردنـد .عیسـویان و یهودیـان ایـران کـه از حـدود
قـرن پنجـم بـه بعـد ،یعنـی در دورۀ حکوم تهـای
مـرارت آن اسـت( .سرشـار)79_69 :1384 ، امـور مملکتـیبهایشـانسـپردهم یشـد. متعصـب غزنـوی و سـلجوقی و حکوم تهـای بعـد از
آن ،دچـار سـختگیر یهایی شـده بودنـد و در زحمـت
دورۀ قاجار دورۀ صفویه زندگـیم یکردنـدبـابرافتادنحکومتاسالمدر ایـرانو
سـرزمی نهای همسـایه و ضعـف شـدید علمـا و فقهـای
وضعیـت یهودیـان در دورٔه قاجاریـه وخی متـر از گذشـته بـاظهـور سلسـلۀصفویـه،در ایـرانتغییـراتفراوانـیبـه دیـن بـه جن بوجـوش در آمـده و قـدرت ازدسـ ترفتۀ
بود؛ب هنحوی کهایندورهنزدیهودیانبه«جهودکشان» وجـود آمـد .شـاه اسـماعیل اول ،بنیا نگـذار سلسـلۀ خـودرابازیافتنـدودر زمـانمقتضـینیـزبـه کین هجویی
معـروف اسـت و قتـل و غار تهـای بسـیاری در ایـن صفویـه ،تشـیع را مذهـب ملـی ایـران اعالم کـرد .فقـط از مسلمانان پرداختند (همان .)113:در عهد سلطنت
دوره علیـه آ نهـا انجـام شـده اسـت .مورخـان در شـرح سـن یهانبودنـد کـهدر ایـنروندتغییـرمذهبمـوردآزار سـلطان احمـد تگـودار کـه مسـلمان بـود ،عیسـویان
اوضـاعاجتماعـیایـراندر عهدناصرالدی نشـاهبهمـوارد قـرار گرفتنـد؛ اقلی تهـای دینـی ازجملـه یهودیـان هـم ضعیـفشـدندوبرخـی کلیسـاهایآنـانبـهامـرایلخـان
ذیـل اشـاره م یکننـد .1 :وضـع قوانیـن اقتصـادی چـون از ایـن آزار ب ینصیـب نماندنـد و ایـن شـرایط سـخت در خـراب شـد؛ امـا سـلطنت تگـودار کوتـاه بـود و بعـد از او
پرداخت جزیه و منع دادوسـتد با یهودیان و سـلب حق دورانحکومتشا هطهماسبوشاهاسماعیلدومنیز ارغـونخـان کـهعیسـویانویهودیانراتقویـتم یکرد،
حجرهداشـتندر بازار؛.2وضعقوانینیبرایتغییردین باادامۀجن گهایداخلیتغییرنکرد.پساز ایندوره، فرمـاندادتـااز نـو کلیسـاهاو کنیسـ ههارامرمـت کننـد؛
ازجملهتخصیصسه مالارثبیشتربهجدیدالاسلا مها باتا جگذاریشا هعباس کبیر،سلسلۀصفویهاستحکام ب هنحـوی کـه ابتـدای دوران اسـتیلای مغـول بـر ایـران را
و پذیـرش اسالم بـرای نجـات جـان در برابـر تجـاوزات؛ یافت .شاه عباس طی حملاتی به حکومت عثمانی و با
.3وضـعقوانیـنمربـوطبـهناپا کی کهطبـقآنیهودیان بهرسـمیتشـناختن گرجستانوارمنسـتان،تعدادی م یتـوان دوران رواج مسـیحیت دانسـت.
اجـازه نداشـتند در روزهـای بارانـی بـه خیابـان بیاینـد و از مـردم ایـن سـرزمی نها را بـه ایـران کوچانـد .در زمـان قبـل از حملـۀ مغـول بـه ایـران ،در اروپـا جن گهـای
قهوامنیچننیـمربنومنـطبعهوردوگردنآنـمااینبیهیاهملوادیاکنم،مسـثلل ًامایناهون؛دیا.4نوباضیعد وی یهودیان و مسیحیان ارمنی و گرجیان که به ایران صلیبـی اول بـه راه افتـاده بـود و یهودیـان در وضعیـت
در محلـۀمخصـوصم یزیسـتندوسـقفخان ههایشـان آورده شـده بودنـد ،تحـتفشـارهای گاه و بـ یگاه بـه بسیار دشواری به سر م یبردند؛ با وجود این ،یهودیان
را کوتـاه م یگرفتنـد و حـق سـفید کـردن دیوارهایشـان را مذهـبشـیعهدرآمدنـد کهشـرحآندر وقای عنام ههای اسـپانیادر امنیتم یزیسـتندوعد هایاز آ نهادر دربار
نداشـتندونم یتوانسـتند کنیسـۀجدیـدبسـازند.آنـان فارسـی ازجملـه کتـاب آنوسـی بابـای بـن لطـف آمـده امـرای عـرب مناصـب بـزرگ وزارت داشـتند .همچنیـن
بـرای شـناخته شـدن از دیگـران بایـد وصلـ های بـه نـام است.اینسیاستاز زمانشاهصفیاولتامدتیپس در ایـران و پـس از حملـۀ مغـول ،اهـل ذمـه از مشـاغلی
«وصلـۀجهـودی»بـهلباسشـانم یدوختند.همچنین از قدرت گرفتنشـا هعباسدومادامهیافتودر فاصله چـونرباخـواریمنعشـدندوشـغ لهاییچـوناجرای
قوانینـیدر کلیـۀامـورروزمـرهازجملـهرف توآمدوسـلوک سـا لهای 1656تـا 1662م فشـار دینـی شـدیدی علیـه نمای شهای موزیکال که در منابع مکتو ِب مسلمانان،
وجودداشت کهیهودیانرادرطبقاتفرودستاجتماع تمامغیرشـیع ههایایرانیاعمالشـد.بیشتراقلی تها غریب ههـا یـا «بیگانـگان» آن را اجـرا م یکردنـد ،بـه عهـدۀ
کـدرهابثـرر اخـجیبـاجروبامهـظعایهـهـروادسایل،ممراخپذصیورفصـت ًانـددر.یـزجادلـ ،ببهکامـسـکت یهودیان گذاشته شد؛ اما بدون شک منصب پرنفوذ و
جـای مـ یداد. مسـلمانانمحلـیب هخوبـیدر برابـرتغییردیـناجباری قدرتمندی کهبرخیبیگانگانآنرابهعهدهم یگرفتند
بـا وقـوع انقالب مشـروطه ،اقلی تهـای دینـی هـم بـه مقاومت کردند .گزارششـدهاسـت کهباافولسلسـلۀ وزارتبود.رشیدالدینفض لالله(مرگ1318م)صاحب
حمایـتاز آنجلـبشـدندوبـاآغـاز بـه کار مجلـساول، صفـوی و حملـۀ افغا نهـا ،یهودیـان شـرایط بهتـری کتـاب مشـهور «جام عالتوایـخ» و وزیـر غـازان خـان
آبزاچهدوشـنیرباهیرـابارطیونییژٔحسـهقبوجقیابـمیرعاوهمیداحرقآلدیونددتوشهرــاهد،فرانطقرهـدحمرآخمـتوادشـسوـابتـها،هتزهمواییجـن ٔیهه یافتنـد و در دورۀ افشـاریه نیـز توانسـتند بـا پرداخـت (سـلطنت 1304-1292م) و بـرادرش محمـد خدابنـده
مالیـات و جزیـه ،گرچـه موجـب ضعـف مال یشـان شـد، الجایتـو (سـلطنت1316-1304م) یهود یالاصـل بـود و
امنیـتنسـبیداشـتهباشـند؛امـاآنچـهدر کنار ایـنفراز سـعدالدوله (مـرگ 1291م) وزیـر ارغـون خـان (سـلطنت
1291-1284م)آشـکارایهـودیبـود.همچنیـندر عصـر
طبیبسالخورده1880،میلادی(حکیمنورمحمودوافرادهخانوادهوبیمارانش).عکسازآنتونیسورگین.از کتابفرزنداناستر،صفحۀ139 حکیمیعقوب،همدان1855،میلادی.از کتابفرزنداناستر،صفحۀ180
شمار ٔهبیستوچهارم30
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
دور ٔهجمهوریاسلامی تدویـن نخسـتین قانـون اساسـی مـدون ایـران را با توجه
پـس از انقالب ،۵۷امـام خمینـی در بیاناتـی کلیمیـان بـهحقـوقهمۀمـردمایـرانازجملهاقلی تهـافراهم کرد
کتابنامه ایران را بخشـی از بدنۀ ملت ایران دانسـته و فرمودند: و در مـادۀ دوازدهـم قانـون اصلاحی انتخابـات (1290ش)
1 .1جوادی ،حسن و فلور ،ویلم. « ...امـا جامعـۀ یهـود و سـایر جوامعـی کـه در ایـران مقـرر شـد کـههمـۀاقلی تهـایدینـیازجملـهیهودیـان
( .)1393سه سفرنامه :رابی بنیامین هسـتند و اهـل ایـن ملـت م یباشـند؛اسالم بـا آ نهـا
تطیلی ،آنتونیو تنررو و میکل ممبره (از همان رفتار را م یکند که با سـایر اقشـار م یکند .اسالم نماینـد هایدر مجلـسداشـتهباشـند.
زمان سلطان سنجر و اوایل صفویه) با
دو شرح دربارۀ سفرنامههای اسپانیولی، ابـدا اجحـاف را جایـز نم یدانـد؛ ابـدا آنـان را در مضیقـه دورۀپهلوی
پرتغالی ،اسپانیایی .تهران :بنیاد نمی گذارد ».در همین راسـتا ،در اصل ۱۳و ۲۶قانون
اساسـی ،اقلی تهـای مذهبـی در انجـام امـور مذهبـی نظـر مسـاعد رضاشـاه اابگـدًار بـر اسـاس نظرحبیـبلـوی،
موقوفات دکتر محمود افشار. خـود آزادنـد و طبق اصل ،۱۴دولت جمهوری اسالمی هم نداشـت؛ نظر بدی خاصی به یهودیان نداشـت،
2 .2دانیالی ،لئا« .)1394( .نقش ایرانومسلمانانموظ فاندباغیرمسلمانانبااخلاق و ا گـر هـم بعض یهـا م یخواسـتند او را علیـه یهودیـان
مجلس در بهبود شرایط اقلیتهای حسنه و قسط و عدل رفتار کنند و حقوق انسانی آنان تحریـک کننـد ،هرگـز موفـق نم یشـدند.
دینی در ایران» ،اسناد بهارستان .سال را رعایـت کننـد .همچنین طبق اصـل ،۶۴اقلی تهای رضاشـاه از صفـوف ارتـش بـه سـلطنت رسـید .او بـا
جدید ،شمارۀ ششم ،بهار و تابستان. مذهبی نمایند های در مجلس شـورای اسالمی دارند. دیکتاتـوری مطلـق حکومـت کـرد و بـه کسـی آزادی بیـان
طـی ایـن سـا لهامنوچهـر نیکـروز ،منوچهـر الیاسـی، نبــرداد.دمو آسنـاتنـریحیرای کـم،هنبـماهینـددسٔـهتویرهوشدیـعامـندلرنمکرجلدنـدسا،زقمربیـانانی
ص.74-72 موریـس معتمـد ،سـیامک مر هصـدق ،خسـرو ناقـی
3 .3سرشار ،هومن .)1384( .فرزندان و کـورس کیوانـی ایـن وظیفـه را بـه عهـده داشـته و تعسـنضعخصـیـرنمچفنیفـنشـییدبهوبدـاانویســد؛تامب.مـاداایـدردارشنـدوددرٔر؛هودلـهورٔمـیهنوقببااویجـددارکر اهضزامـهرشـمـداهمهلبراهتحـانایهـنظا
توانسـت هاند در برخـی قوانیـن ،مانند دیـه و ارث ،که در
استر (مجموعه مقالاتی دربارۀ تاریخ و آ نهـا حقـوق اقلی تهـا با سـایر ه موطنانشـان یکسـان
زندگی یهودیان در ایران) .ترجمۀ مهرناز
نصیریه .تهران :کارنگ.
4 .4صبور یفر ،فرهاد .)1385( .روابط
ایران و یهود در دورۀ هخامنشیان .تهران:
نیکتاب.
5 .5صفا ،ذبی حالله .)1369( .تاریخ
ادبیات در ایران .تهران :فردوس.
6 .6لوی ،حبیب .)1339( .تاریخ یهود
ایران .تهران :کتابفروشی بروخیم.
7 .7نتصر ،امنون .)1996( .پژوهشنامۀ
یهود ایران پادیاوند .لسآنجلس :مزدا.
نیسـت ،تغییـرات درخورتوجهـی بـه وجـود آورنـد. فکـرافتادنـد کـهانسـاننم یتوانـدنجـسباشـد.در زمـان
کلیمیـان در فرازونشـی بهای پـس از انقالب ،ازجملـه حک مرانـیاو،زندگـیاقتصـادییهودیـانتغییـریافـت؛در
جنـگ تحمیلـی ،مانند دیگـر ه موطنانشـان در مقابل حالـی کـه قبـل از آن ،در میـان صدهـزار یهـودی ایرانـی
دشـمن ایسـتادند و شـهیدانی چـون شـهرام زرینـی و هیچ ثروتمندی وجود نداشـت .یهودیانی که در آلیانس
فریبرز موریم و ...را در این راه تقدیم کردند .همچنین (مدارسـی وابسـته به مؤسسـ های یهودی-فرانسـوی که
آنـان همـواره ه مصـدا بـا دولـت و ملـت ایـران ،اعمـال از پای هگـذاران آمـوزش نویـن در ایـران بـه شـمار م یآیـد)
غاصبانـۀ دولـت اسـرائیل را محکـوم کرد هانـد. تحصیـل کـردهبودندنخسـتین کسـانیبودند کـهباتجار
هما نطـور کـه گفتـه شـد ،کلیمیـان همـواره در خارجیتماسداشتندوتجارتم یکردندواز میانآنان
جا یجـای ایـران بـوده و زیسـت هاند و ا گـر نگوییـم در کسـانی نیز به ثروت رسـیدند .اما در زندگی کلی یهودیان
همـۀ شـهرها و اسـتا نها ،در بیشـتر آ نهـا آثـاری چـون تغییـر اساسـی حاصـل نشـد .گرچـه فـرد یـا قانونـی آ نهـا
کنیسـه و زیارتـگاه و مدرسـه از آنـان برجـای مانـده را مجبـور بـه مانـدن در آن محالت مخصـوص نم یکـرد،
اسـت .امروزه ب هسـبب مهاجرت ،در بسـیاری از شهرها آ نهـا هما نطـور فقیـر و ب یچیـز در آن محالت زندگـی
شـهروند کلیمـی وجـود نـدارد و نا گزیـر کنیسـۀ آ نهـا میکردنـد.
تعطیـل شـده اسـت .کلیمیـان امـروزه ب هترتیـب در بابهقدرترسیدنهیتلردر 1933موضعیتیهودیان
ایـران در مقایسـه بـا سـایر نقـاط جهـان بهتـر بـود و
سـه شـهر تهـران ،شـیراز و اصفهـان بیشـترین جمعیـت بسیارییهودیاناز افغانستانوبخارا گرفتهتالهستان
و کنیسـۀ دایـر را دارنـد و در اسـتا نهایی چـون یـزد،
کممیِدیارنجـمد.عیدرت ،بشـههسرهخات وی کرمانشـاه و کرمان ،ب هسـبب بـه ایـران پنـاه آوردنـد (دانیالـی.)74-72 :1394 ،
کنیس هشـان را دایـر نـگاه تغییـر رویکـرد حکومـت بـه مسـئلۀ دیـن و نـگاه سـکولار
حکومـت پهلوی سـبب شـد یهودیان بـدون تمایزهای
اسـتا نهایی چـون همـدان ،تویسـرکان ،بروجـرد، ظالمانـ های کـهتاپیـشاز آندرگیـرشبودندبتواننددر
خراسـان ،کردسـتان ،هرمـز ،دماونـد و ...نیـز آثـار و
زیارتگا ههـای آنـان همچنـان باقـی اسـت. شـرایطی برابـر بـا دیگـر ه موطنانشـان زندگـی کننـد و از
قوانینیکسـانباسایره موطنانشـانبرخوردار باشند.
کنیسۀیوس فآبادتهراندرروزانتخاباتمجلسشورایاسلامی
31
کلیمیان اصفهان
تنظیم:لئا دانیالی
ایـنزمـان گورسـتا نهاییهـودیچنـانمملـوم یشـود کنیسـه بـوده و خان ههـای یهودیـان در اطـراف آن قـرار کدرن اونیــراینازاسـقدیتمکـ یهت تریاـریـنخکآاننوت نقرهـیابـ ًایبـزنه قدـگـرین اصفهـان
کـه کسـیازجمعیـتسـاکنانیهـودیباقـینم یمانـدو داشته؛سپسدردور ههایبعد،بهمسجدتغییر کاربری یهودیـان
تـاچنـدقـرندیگـرآثـاریاز دفـنیهـودیدیگـریدر ایـن دادهوخان ههـاییهودیـانبـهآنپیوسـتشـدهاسـت. هفتـم پیـش از میالد بازم یگـردد .نیـاکان یهودیـان
حدودسال ۲۳ه.قباحملۀاعراببهایران،یهودیهنیز ایرانـی،هنگامـی کـهبهناحیـۀجبالایـرانراندهشـدند،
گورسـتا نهانیسـت. همچونجیتسلیماعرابشد.براییهودیاناصفهان، هیـچمنطقـ هایراشـبی هتراز اصفهـانبـهبی تالمقـدس
عهـد صفویـان دور های تاریـک بـرای یهودیـان اصفهـان جـز در ابتـدای خلافـت عمـر و مـواردی طـی حکومـت نیافتند.استقرارایشاندراصفهانبهزمان کورشبزرگ
اسـت.ازآنزمـان کـهپایتخـتبـهاصفهـانمنتقلشـد، عباسـیان ،محدودیتـی ایجـاد نشـد .در آن دوره ،بیـن دو یـاداریـوشیکـمنسـبتدادهم یشـود.آنعدهازاسـرای
بـه تحریـک مأمـوران اروپایـی بـرای بیـدار کـردن نهضـت محلۀمسلما ننشینشهرستان(جی)ویهود ینشین یهـودی کـه بـه سـمت جنـوب کلـده کوچانیـده شـده
ضدیهـود،دربـار واذهـانعمومـیدر کل کشـور اغـواشـد یهودیـهدیـوار کشـیدندتـاآنکـهسـهسـدهبعـد،در زمـان ابزودطنـریـد،پقـبصـسارزۀآک ننکـونهبیبههداسـطـراتهف کخاارمونن،شـیخاصنآوزاصدًاشـشـدوند،ش
و کسـ بوکار یهودیـان از رونـق افتـاد .همچنیـن در ایـن رک نالدولۀدیلمی،هردومحلهیکیشدندورفت هرفتهاز
عصراخباریاز تغییردیناجبارییهودیانبهاسلامنیز بزسرلگـا ِجیبقهخـ،یهشودجیاینکااسصـفتههاوینهکومدویـبیهبزرشازگآتزاردشـیدب.یدرشتعرصری و بعدهـا اسـتخر و پـازارگاد مهاجـرت کردنـد و سـپس تـا
گزارششدهاست.وقتیاوضاعبیشازپیشوخیمشد، اصفهـان و ناحیـۀ لنجـان پیـش رفتنـد.
یهودیـاناصفهـانبـهمشـاغلیرویآوردنـد کـهدیگـران برخوردار بودند ،ولی با پیدایش فرقۀ اسماعیلیه نهضت اصفهـان از گـز در شـمال شـرقی تـا آباد یهـای پریشـان
رغبتیبهآ نهانداشـتند.بدینترتیب،جمعیتشـانرو جدیـدی علیـه یهودیـان آغـاز شـد .همچنیـن جالـب و خیـزان و بنـه اصفهـان در غـرب آن و از منطقـۀ ِزفـره در
به کاستینهادواعتماداز آنانسلبشد.نقلاست که استبدانیمازآنجا کهتامد تهااصفهانمرکزجمعیتی یجهنـوودیـابنشـرارقدریتـخـالوندجـجـاانیدردادجنهـاوسـبغت؛ربـمثیا ً،لیادردگپایـررهبایـکـرایازن
دردورۀصفویـه،هنگامـی کـهخنجـرشـاه گمشـد،چون اگیررفاتنهب کودهاهز،آنهنجضملتههامییتمورادنمب ِهیقییهاومدابویعهیمسدری یهودیان
یـک یهـودی آن را خریـده بـود ،اعتمادالدولـه تصمیـم به آنشکل قبرستانوسیعوباستانییهودیاناصفهانجای گرفته
اخراجیهودیانازاصفهان گرفت؛نزدیک کوه کلاهقاضی اصفهانیه مزمانباقیامابومسلمخراسانیاشاره کرد. کـهقبـراسـترخاتونیابـهقولخـود کلیم یها« َسـ َرحبت
زمینـیبـهآ نهـانشـانداد کـهنهآبداشـتنه گیـاهودر امـایکـیاز فاجع هبارتریـندورانتاریـخایـرانویهودیـان آشـر»در آناسـت.قدیم یتریـنسن گنوشـتۀیهودیـان
جوا ِباعتراضیهودیانآ نهارابهتختپولادراهنمایی ایـران و اصفهـان حملـۀ مغـول اسـت .در قص ههـای اصفهـاندر۱۳۲۳درآنجـایافـتشـد .کتیبـۀایـنلوحبه
کرد.در محلۀزردشتیاننیزآ نهاراراهندادندودر پاسخ یهودیاننقلاسـت کهدر روز کیپور (روزۀبزرگیهود)در خـط عبـری برجسـته و مشـتمل بـر آیاتـی از تـورات اسـت؛
بهدرخواستشـانبرایرفعاینبلاتکلیفی،وزیربهآ نها سـال۱۳۸۷م،تیمورسـواربراسـبازجوبارهم یگذشت. تاریخ آن مربوط به عصر اشکانیان بوده و به شخصی به
گفت به جهنم بروید .یهودیان ناچار برای ادامۀ سکونت زمان نماز بوده و یهودیان جملۀ توحید را با صدای بلند نـدارمعداصـوردبـسانسیـاعنقیـاون،بیتعهلودقیادْانشـمتحهلا هساـیتم.ختـصبهخود
در اصفهـان بـه پرداخـت رشـوه متوسـل شـدند .در زمـان م یخواندند.همینامرموجبوحشتنا گهانیاس بها
شـا هعباس دوم ،جمعیـت یهودیـان اصفهـان کـه روزی م یشـودوتیمـورازاسـببـهزمیـنم یافتـدوپایشلنگ داشتند که گویابهسفارششوش ندخت،ملکۀیهودی
دارالیهـودنامیـدهم یشـد،براثرقتلو گرایـشاجباریبه م یشـود و در پـی آن حکـم قت لعـام یهودیـان را صـادر یزدگـردیکـمومـادر پیـروزساسـانیبنـانهـادهشـدهبـود.
م یکنـد .ایـن شـاید فقـط داسـتان باشـد؛ امـا قت لعـام ساسـانیانشـهرکیهـودیرا«جهودانـک»م ینامیدنـد
اسالم و یـا تـرک دیـار ،به ۶۰۰نفر رسـید. یهودیـان در اصفهـان در عهـد مغـول واقعیـت دارد .در اکـیـهندارعجیتمـناحـعایهلوکادنیـاوْننتافبعاعلریأ تساهلـاجالی بوازرتگادنـربیی آنـناالننهبـریودن.
بـابـهسـرآمـدندورۀصفویـانوظهـور افغا نهـا،وضـعاز
گذشـتهنیـزوخی متـرشـد؛اماقیـامنـادراوضـاعراتاحدی
بودنـد .در عصـر شـاپور دوم ،یهودیـه گسـترش یافـت و
پیـش از سـا لهای ۳۶۴یـا ۳۶۵م گروهـی از یهودیـان
سا کندرارمنستانبهاصفهانمنتقلشدند.همچنین
بـه روایتـی ،مسـجد جامـع عتیـق کـه طـی ادوار طولانـی
محـل درس و بحـث اجتمـاع مسـلمانان اصفهان بـوده،
مد تهـا قبـل آتشـکده و پـس از آن در زمـان ساسـانیان
شمار ٔهبیستوچهارم32
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
کتابنامه اعتبـار خـودرااز دسـتداد هانـد». بهبودبخشید.نادرشاهبایهودیانمهربانبودو کاشان
1 .1برگرفته از مقالۀ اکبر شیرانی با نام بـا نیـرو گرفتـن نهادهـای حقوقـی و سیاسـی یهودیـان رابـهمرکـزبزرگـیبـرایآنـانتبدیـل کرد.بـهخواسـتاودر
«یهودیان اصفهان» ،ماهنامۀ افق بینا. اروپایی،دولتقاجارمجبورشدشرایطیهودیانرابهبود ایـندورهزبـور داودبـهفارسـیترجمهشـد.
دهـدودرهمیـندورهاسـت کـهمدارسآلیانـس(اتحاد) در عهـد کری مخـان نیـز شـرایط ک موبیـش بـا رواداری
ش ۲۰و .۱۳۸۲ . ۲۱ در ایرانواصفهانتأسـیسم یشـودودخترانوپسـران
در آنبـهتحصیـلمشـغولم یشـوند. مذهبیهمراهبود؛امابابهقدرترسیدنلطفعل یخان
بـاروی کار آمـدنپهلو یهـا،یهودیانجوباره کهپیشـتر مـردم و ومخسـپصوصسًاااقسلـیتقرتارهاقایجادیرینـهی،آغاظزلـشمـدووبجـااویرن بـکهه
نم یتوانسـتند در قسـم تهای مسلما ننشـین شـهر پایتخت
زندگـی کننـد و یـا مغـازه داشـته باشـند ،دگرگون یهـای بـه تهـران انتقـال یافـت ،اصفهـان همچنـان کانـون
عمیقیراتجربه کردند؛بسیاریاز آ نهااز محلۀجوباره توجـه بـود و تعـداد یهودیـان آن براثـر کشـتار ،مهاجـرت
بـه میـدان مجسـمه و میـدان نق شجهـان و خیابـان و تغییـر اجبـاری مذهـب رو بـه کاسـتی نهـاد .در زمـان
حافـظورضـاپهلوی کوچیدند.آمار تحصی لکـردگاندر فتحعلـی شـاه ،یهودیـان بیـش از هـر دور های مـورد آزار
میانشـانافزایـشیافـتوبـهتجـارتآزاد پرداختنـد .در قرار گرفتندوشـکنجهشـدند.مسـلمانشـد ِناجباری
ایندورهاز تعصباتمذهبیبین کلیمیانومسلمانان در ایـنعصـربـاشـدتوحـدتپی گرفتهشـد؛ب هعنوان
کاستهشدوتعاملاتبسیاریمیانآ نهاشکل گرفت. مثـال ،در زفـره هنـوز قصبـ های وجـود دارد کـه سـا کنان
پـساز انقالباسالمی،ازآ نرو کـهماهیـتایـنانقالب آن یهـودی بود هانـد ،امـا در پـی ایـن سیاسـت ،همگـی
مذهبـیبـود،بسـیاریاز اقلی تهـاازجملـه کلیمیـانبـه مسـلمانشـدندو کنیسـۀآنبهمسـجدبدل گشـت که
خارجاز ایران کوچیدندورفت هرفتهباثباتشـرایطوبه هنـوز باقـیاسـت.یهودیـاناطراف کاشـاننیـز کهبیش
رسـمیت شـناخته شـدن حقوق آنان ،جمعیت آنان نیز از هفتادهـزار نفـر بودنـد ،مجبـور بـه تـرک دیـن شـدند؛
ثباتیافت.امروزهبااینکهبیشترینتعداد کنیس ههای چنا نکـههنـوز هـمدهـاتآرانوبیـدگلوابیانـهو...بـه
کلیمیاندرجوبارهقراردارد ،کمترازدهخانوار کلیمیدر زبانمخصوصیهودیان کاشانسخنم یگویند.مردم
این محله سکونت دارند و بیشتر جمعیت آنان در شعاع اطـرافخیـزانپریشـانوبنـهاصفهـانو گـزرانیـزاز ایـن
۱۰کیلومتـری کنیسـۀ کتـر داویـد در چهـارراه فلسـطین ماجـرا جـدا نم یداننـد .همچنیـن در ایـن دوران اسـت
زندگـی م یکننـد .آنـان بیشـتر بـه مشـاغل آزاد در صنـف کـه سـخ تترین قوانیـن تبعی ضآمیـز مذهبـی در حـق
پوشا کمشغو لاندوپساز تهرانوشیراز،سومینمرکز یهودیـان اجـرا م یشـود.
بـه گـزارش اوژن اومـن ،سیاسـتمدار فرانسـوی ،در زمـان
پرجمعیت کلیمیـاندر ایرا ناند. او جگیـری انقالب مشـروطه وضعیـت یهودیـان چنیـن
تاریـخ و فرهنـگ یهودیـان در اصفهـان چنـان گسـترده اسـت«:دراصفهانشـ شهزاریهـودیوجـوددارند.این
اسـت کـه تـا امـروز ،بـا اینکـه جمعیـت ایشـان چنـدان تعـداد بزر گتریـن گـروه اسـرائیلی سـا کن ایـران در یـک
چشـمگیر نیسـت ،آثـار هنـر و فرهنـگ و اخالق آنـان را شـهرواحـداسـت.آنـاندر محل ههـایجوبـارهو گلبهـار و
م یتواندر اینشـهربازشـناخت.آنانچناندر تاروپود دردشـت سـکونت دارنـد و از راه دور هگـردی و پیلـ هوری
اینشهرتاریخیتنیدهشد هاند کهاصفهانبدونمحلۀ و عر قفروشـی امـرار معـاش م یکننـد .ایـن افـراد از فـرط
جوبارهو کنیس ههایشویاصنای عدستیاینشهربدون استیصالو گرسنگیدربدترینوضعبهسرم یبرند.من
فیروز هکوبـیوجملاتعبریحاشـیۀبعضیسـفر ههای درتمامعمرم کمترایناندازهفلا کتوبدبختیدید هام.
قلمـکار وتجـار موفـقومعتبـریهـودیچیـزی کـمدارد. محلـۀآ نهـا کثیـفومملـواز گداسـتوخاخا مهانفوذو
33
جوباره،نخستینخانۀ
کلیمیاناصفهان
خصوصیات کالبدی وجه تسمیه نسیممحمدی
از خصوصیـات کالبـدی محلـه م یتـوان بـه وجـود یـک نا مگـذاریایـنبافـتچندیـنروایـتمتفـاوتدارد کـه پژوهشگر
رشتـهشبـکۀمعابـرشـعـاعیمتــحدالمرکزاشاره کرد که بـهزمـانشـک لگیریشـهرتاریخـیاصفهـانبازم یگـردد؛
هرکـداملایـ هایاز محلـۀجوبـارهرادر برگرفتـهوب هدلیـل در زمــان حکومــت هخامنش ـیان کــه یهودی ـان آزادی قـرار گرفتـن ب هعنـوان جزئـی
ارتب ـاط بیـن درواز هه ـای اصلــی و میـــدان کهنــه در یافتنـدتـابـهسرزمینشـاناورشـلیمبازگردنـد،عـد هایاز از کل و درک حـس وحـدت از زمـره
پوسـتۀآن ،کارکردهاییمثلسـرا ،کاروا نسـراومسجد آنـان کـهبـهایـراند لبسـتهشـدهبودنـدایـنسـرزمین وضعی تهایـی اسـت کـه انسـان را بـه
داش ـته اسـت .کوچ هه ـای پرپی چوخــم ،ب نبســـ تها راموطـنابـدیخـودقـرار دادنـدوازآنجا کـهاصفهـانرا در ِکجه تمنـداز محیـطاطـرافسـوق
و گذرهـا بـا سقــ فهای کوتـــاه ،دالا نهـــای تاریــــک و ب هلحـاظآ بوهوابسـیار شـبیهبی تالمقدسیافتنـد،در م یدهـد؛ بدیـن معنـا کـه در ه مسـویی
دراز و راهــروهای زیرزمینـی حا کـــی از حالتـی تدافــعــــی ایـنمحلسـکنا گزیدنـد.اینمحلهدرعصرساسـانیان زمانـی و مکانـی م یتـوان فراتـر از حـس
در برخـورد بـا مهاجمــان و مزاحمـان احتمالـی اسـت بـه«جهودانـک»وسـپس«جهودبـاره»وبعدهـابا کثرت یک مخاطب معمول در مواجهه با فضا
کـه خـود یـادآور حملـۀ مغــول بـه ایــران و ویران یهـای جمعی ـت ایش ـان ب ـه «دارالیه ـود» مع ـروف ش ـد و بعده ـا جهـت گرفـت .بـه بیـان دیگـر ،شـاید بـا
ناشـیاز آناسـت.شـهریهودیـهواقـعدر شـمالمیـدان بـه «جهانبـاره» و «جوبـاره» نیـز تغییـر نـام یافـت .برخـی کدرمـ گـکذرحاـز ِکسویچکـهپیشـسکدونچبـهاهفـاضای،بجتـایوـاین
کهنـه ،هسـتۀ مرکـزی شـهر را تشـکیل مـ یداده کـه بـا جـاریبـودننهـر کوچکـیدرآنجـارادلیلایننا مگـذاری ماننـد محلـۀ «جوبـاره» اصفهـان ،امـروز
کوچ هه ـای پی چدرپیچـش توانســته در بحران یتریــن م یداننـد کـه«جـو»ب همعنـاینهـر کوچـکو«بـاره»بـه رابـاحـسوحـالروزهـای گذشـتهمعنـا
معنـایروانشـدناسـت.البتـه«بـاره»بـهمعنـایبـاروو کـرد .سـا لها پیـش ،وقتـی اولیـن بـار در
دور ههـا مقاومـت کنـد. دیـوارمحافـظشـهرنیـزبـه کارمـ یرود کـهدرمعنـیشـهر جوباره قدم گذاشتم ،حس غریب یکی
وجـود آثـار تاریخـی کهـن ،روشـنگر اهمیـت ایـن بافـت ازپنجر ههـایمتروکـ هاشمـرابهاعماق
تاریخیدردورانسلجوقیاناستواینزمانرام یتوان یهـوددرسـ تتربـهنظـرم یآیـد. تاریـخ فراخوانـد؛ شـور و حـال زندگـی،
دورۀ اوج درخشش و شکوفایی منطقه دانست؛ اما این صـدایخنـدهوبـازی کودکانرام یشـد
محلـهدر گـذر زمـانبـاب یاعتنایـیصفویـانوقاجاریان ریزمحل هها از لابـ هلای آجرهـای خسـتۀ آن خانـه
مواجـه شـد و در نهایـت ،حکومـت پهلـوی بـا سـاخت شـنید .آنجـا کـه روزی مـأوای گرمـی
چندینخیابان،پیکربافتقدیمراتک هتکهوب یمهری چیـزی کـه در ایـن می ـان حائـز اهمیـت اسـت علـت برای مردمش بود و ا کنون فرسـودگی بر
را در حـق آن تمـام کـرد؛ بـه ایـن ترتیـب محلـۀ جویبـارۀ نا مگـذاری ریزمحل ههـای موجـود در جوبـاره اسـت .بنـا
اصفهـانعمالتبدیـلبـهمنطقـ های ک متـرددشـد.این بـه تحقیقـات انجا مشـده ،نـام ایـن محل ههـا برگرفتـه روی آن غبـار رخـوت پاشـیده اسـت.
محلـهامـروزدیگـرب هطـور کامـلیهود ینشـیننیسـت. از ش ـغل و ی ـا ش ـهرت طایف ههایـی اســت کـه در آن
خانواد ههـای قدیم یتـر از آن کـوچ کرد هانـد و سـا کنان سـا کن بود هانـد ،ب هطـور مثـال محلـۀ «پیـر پینـ هدوز»،
فعلـیآنبیشـترمهاجرانـیهسـتند کهبهدنبـالتأمین «کوچـه قناد یه ـا» ی ـا محلـۀ «باباتوت ـا» کـه در اص ـل
«باباتو نت ـاب» ب ـوده و از «ت ـون» ،هم ـان گرب هروه ـای
مسـکنارزا نتـربـهآن کوچید هانـد. حما مهـای قدیمـی کـه بـا آتـش گـرم م یشـده ،گرفتـه
شـده اسـت.
این سـرآغاز پژوهشـی جامع در باب این
محل شـد که خلاصۀ آن را در این مقال
نگاشت هام.زمانی کهمطالعاتمرادراین
بـاب آغـاز کـردم ،متوجـه شـدم جوبـاره
اولینواصل یترینهستۀشهراصفهان
بـوده ،هرچنـد اکنـون نیـز قسـمتی از
بافـت تاریخـی ارزشـمندی اسـت کـه بـا
وجـود کـم شـدن جمعیتـش ،انسـجام
و پیوسـتگی خـود را در دل شـهر حفـظ
کـرده اسـت .بایـد دانسـت کـه یهودیـان
اصفهاندر سـهمحلۀجوباره،دردشـت
در ایـنمقـال وصگرلفـب ًاهـبـارهمج یوزبـیارسـهتخهاونادهیکــهم
پرداخـت.
کنیسۀ کترداوید.عکسازالناپاسبانی
شمار ٔهبیستوچهارم34
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
گلبهـار در محلـۀ گلبهـار اسـت کـهقدمتـینزدیـکبـه مسـلمانان نیـز حت یالامـکان از فـروش خان ههایش ـان موقعیتفعلیمحله
هـزار سـالدارد؛امـاقدیم یتریـن کنیسـۀجوباره کنیسـۀ بـهایشـانخـودداریم یکردنـد.فقـرنیـزدلیلـیدیگـربـر
کفناقیـسدـتهزیهیاناـاصـوتل ًا«عغرمبـوی-ش ـشـعریقا»یاوسبــیت.شتـسرــآا نختهـماامرنبـهواطی انتخابنحوۀمعماریایشـاندر تعدداتا قهاومرکزیت در حــال حاضـر محلـۀ جوب ـاره در منطقـۀ سـه ش ـهر
بـهدورانقاجـار اسـت.از میـانسـایر کنیسـ ههام یتـوان اصفهـان ،در شـمال شـرقی شـهر واقـع شـده و وسـعت
از «مـایعقـوب»«،مـانیسـان»«،مـاربـی»«،یعقـوب فضاه ـای تجم ـع ب ـود؛ چرا کـه آن ـان نا گزیـر بـه زندگ ـی آن در حدود هفتاد هکتار اسـت .محدودۀ آن از شـمال
مسـجدی»«،خورشـیدی»«،موشـه گلی»«،دردشت»، گروه ـی ،ب هص ـورت چن ـد خان ـوار در یـک خانـه بودن ـد.
«سن گبسـت»«،کنجی»«،اتحاد»«،کترداویـد»و...نام همچنیـنوجـودتهدیدهایاحتمالـیونیاز بـهامنیت، بـهخیابـانطوقچـی،از جنـوببهخیــابانول یعصـر،از
بـرد.در زیـربـهبرخـیاز ایـن کنیسـ ههااشـارهم یشـود: غـرب بـه خیـابــان هاتــف و میــدان عتـیــق و از مشـرق
اکیـنین بسنـۀامیلاحیـعدقوودًابصدسـاله بـا ظاهـری کامال متقـارن و آنـانرابـهزندگـیدسـت هجمعیسـوقمـ یداد.آنـانبـا بــه خیابــان سـروش و سـ هراه ول یعصـر م یرس ـد.
مرکزگـرا ،در جـوار مقبـرۀ کما لالدیـن اسـماعیل ،شـاعر بـه محدودی تهایـی کـه ب ـا آن روبـ هرو بودن ـد، اتوصـجوـل ًاه
اصفهانـی قـرار دارد .بـا عبـور از در کنیسـه و گـذر از دالان خان ههایشـانرابـادیوارهای کوتـاهدر چهار طرف ایــن محلــه دوازده محلـۀ کوچـک را در خ ـود ج ـای
ورودی ،بـا تغییـر جهتـی 90درجـه بـه هشـتی کوچکـی داده اســت .ب ـا اح ـداث دو خیاب ـان هاتـف و ول یعصـر
م یرسـیم .یکـی از اضالع هشـتی بـه سـمت عبادتـگاه حیـاطبنـام یکردنـدتـاافـرادبیشـتریبتواننـددر یـک قسـمتی از محل ههـای کوچـک ب هنوعـی از بدنـۀ اصلـی
اسـتودربخـشدیگـرایـنهشـتی،را هپلـ هایمربوطبه خانـهسـکناگزیننـدوقابلیـتفـرار از بـالایدیـوار رانیـز
بخشبانوانقرار گرفته کهب هصورتنی مطبقهدرجبهۀ داشـتهباشـند.در دورۀقاجـار نیـزقوانینـیماننـداینکـه جـدا شـده و در مسـیر خیابـان قـرار گرفتـه یـا در سـمت
جنوبیبهبناملحقشدهاست.این کنیسهداراییک دیگـر خیابـان واقـع شـده اسـت .همچنیـن بـا احـداث
گنبدخانـۀمرکـزیو کاربنـد ِیسـق ِف گنبدخانـۀشـانزده سـطحخانـۀیهودیبایـدپایی نترازسـطحدیگرخان هها خیابــان شـرقی-غربی و غیرمس ـتقیم کم ـال ،محلـۀ
شـاقولی ،استوارشـده بـر چهـار سـتون سـنگی اسـت .در باشـدویهـودیحـقسـفید کـردنو گـچ کشـیدنخانـۀ
حریـم ایـن کنیسـه و پـس از گذشـتن از حیـاط کوچـک خـودرانـدارد،ایـنتمایـزرابیشـتربـهچشـممـ یآورد؛امـا فـوق بـه دو قسـمت شـمالی و جنوبـی تقسـیم شـد .در
آن،مقبـرۀمالیعقـوبوشـا گردانقـرار دارد کـهدر دوران محلــۀ جوب ـاره دو مح ـور عم ـده را م یت ـوان در بررس ـی
پرتعصبقاجار م یزیست هاندوبنابهروایتی،پساز آنکه ایشـانپـساز دورۀقاجـار آزاد یهـاینسـبیبـهدسـت ـرد .ایـن دو ـایی ک ـ ًبا هبجهام ـ ویامزاان ـتدیهکشدیناگـسر شــبک ههای
ملایعقوببرایاثباتحقانیتدینخود،به گفتۀخود آوردنـدوب هتدریـجتوانسـتنداز محـدودۀمحلـۀجوبـاره و در جهـت اس ـت محــور تقریب
عممـیسلازمد،یکنحـادک ِومآزمبازْایننـودیهرراومدرایکدرشجدهوـچتومنخمالـیخفواجاسرتهی فراتـربرونـدودر دیگـرنقـاطشـهرسـا کنشـوند.
جنـازهرابسـوزاند،مـاری گردجنـازهچنبرهم یزنـدوازآن جنو بغربی-شما لشـرقی ،از می ـدان عتیـق و من ـار
حفاظـت م یکنـد تـا بـه خـاک سـپرده شـود .در صحـت مســجد عل ـی شـروع م یش ـود و یک ـی بـه ح ـدود من ـار
«چه لدختـران» در قسـمت شـمال یتر و دیگـری بـه
عبادتگاه یهودیان حوالــی من ـار «س ـاربان» منته ـی م یگـردد.
کنیسـ هها(عبادتگاهیهودیان)ازدیدگاهسب کشناسـی، خصیص ههایخانۀیهودیان
در زیرمجموعـۀ معم ـاری اس ـامی قـرار م یگیـرد .بـه
عبارتـیم یتـوانهندسـهواصـولرعای تشـدهدر کالبـد خان هه ـای ساخت هشــده ب هدســت یهودیــان دارای
ابنیـۀ اس ـامی را در س ـاخت ایـن کنیسـ هها نیـز دی ـد. خصوصـــیـ ـات منحصرب هفـردی اسـت کـه آ نه ـا را از
ویژگـیمشـترکهمـۀ کنیسـ ههاایـناسـت کـهقبلـ هگاه مســکن مسـلمانان متمایـز م یکن ـد .وج ـود اتا قه ـای
همـۀآ نه ـابـهسـمتقبلـۀیهودی ـاناورشـلیماسـت زیـاد شـاید دلیلـی بـر محدودیـت سـاختار زندگـی جمعـی
کـهبـهآن«هخـال» گفتـهم یشـودودر میانـۀ کنیسـه، ایــن قــوم در ط ـول تاری ـخ اسـت؛ زیـرا آن ـان همچ ـون
سـکویی بـه ن ـام «میشـکان» بـرای پی شنم ـاز وج ـود مســلمانان حـق خری ـد خانـۀ جدی ـد را نداش ـتند و
دارد.اصفهان ۲۱کنیسـهداردوقدیم یترینآن کنیسـۀ
مزار ملایعقوب و شاگردانش .عکس از النا پاسبانی
35
کتابنامه کنیسۀ ملا نیسان تاریخـیایـنروایـت کـهبـاعناصـریچـونآبرودخانـهو
1 .1الاصفهانی ،محمدمهد یبن مال نیسـان تاجـر عبـای نائیـن بـود و ب هسـبب آنکـه مار محافظب هنوعیبازآفرینیداسـتانحضرتموسـیو
محمدرضا ،)1340( .نصفجهان فی صاحـب فرزنـد نم یشـد ،ایـن کنیسـه را بـا هزینـۀ عصـایاوسـت،نم یتـواندقیقشـد؛امـابرایناسـاس،
تعریف اصفهان .تهران :نشر امیرکبیر. شـخصی خـود در اواخـر دورۀ قاجـار سـاخت .معمـاری یهودیاناصفهانملایعقوبرا«ملاماری»نیزم ینامند
2 .2ایمانیه ،مجتبی .)1355( .تاریخ کنیسـه بـه خواسـت مال نیسـان ب هگونـ های اسـت کـه وبـازیـارتاواز درگاهخداونـدحاجاتشـانرام یطلبنـد.
فرهنگ اصفهان .اصفهان :دانشگاه تمامـی حاضـران بتواننـد ب هراحتـی یکدیگـر را ببیننـد.
همچنیـن هخـال (محـراب) آن بـا توجـه بـه محـراب کنیسۀآقاشکراللهیایعقوبمسجدی
اصفهان. مسـجد سـید سـاخته شـده اسـت .سـقف و محـراب تاریـخ ثب تشـده بـر یکـی از پرد ههـای ایـن کنیسـه
3 .3باستانی پاریزی ،محمدابراهیم. از تزئینـات و گ چبر یهـای زیبـا بهر همنـد اسـت و منبـر سـال 5569عبـری را نشـان م یدهـد .بـا عبـور از درب
( .)1362سیاست و اقتصاد عصر صفویه. (میشـکان) آن منب تکاری شـده و بسـیار زیباسـت .در ورودی ،دالانـی تاریـک وجود دارد که برای قطع توجه
نی مطبقـۀ دوم نیـز قسـمتی مخصـوص بانـوان دارد. و ارتبـاط انسـان بـا دنیـای بیـرون و آمـاده شـدن بـرای
تهران :انتشارات صفی علیشاه. ورود بـه عبادتـگاه ،در حـدود سـه پلـه از سـطح کوچـه
4 .4جمالی ،فیروز .)1370( .روند کنیسۀ ملا داوود یا ناسی پایی نتـر قـرار گرفتـه اسـت .ورود بـه فضـای نمازخانـه
مهاجرتهای بین استانی ایران (-1355 ایـن کنیسـه در گذشـته مکت بخانـ های بـرای تدریـس از گوشـۀ ضلـع شـرقی و رو بـه اورشـلیم اسـت و سـقف
،)1365مجموعه مقالات هفتمین تـورات بـوده اسـت .سـپس در عصـر پهلـوی ،مال داخلـی کنیسـه بـا تزیینات قا ببندی چوبی پوشـیده
کنگرۀ جغرافیای ایران .تهران :انتشارات شیمعون ،از پیشوایان دینی یهودیان ،به این کنیسه شـده .سـاختمان عبادتـگاه یـک مکعـب مسـتطیل
م یرفتـه و ا کنـون بـه احترام ایشـان ،این کنیسـه« ،ملا سـاده اسـت کـه محـور طولـی آن در راسـتای شـرقی-
دانشگاه تهران. شـیمعون» نامیـده م یشـود.
5 .5شاردن ،ژان .)1362( .سفرنامۀ همچنیـن از بناهـای مختـص کلیمیـان در ایـن محلـه غربـی قـرار گرفتـه اسـت.
قسمت اصفهان ،ترجمۀ حسن عریضی، م یتـوان بـه دو حمـام علـی گنـگ و آشـر کدخـدا و
چاپ اول .تهران :انتشارات نگاه.
6 .6شفقی ،سیروس .)1381( .جغرافیای
اصفهان .اصفهان :انتشارات دانشگاه
اصفهان.
7 .7هنرفر ،لطفالله .)1373( .تصویری
از اصفهان پیش از اسلام .تهران :نشر
گسترش.
8 .8فلامکی ،محمدمنصور.)1384( .
سیری در تجارب مرمت شهری از ونیز
تا شیراز ،چاپ دوم .تهران :انتشارات فضا.
9 .9میرعظیمی ،نعمتالله.)1379( .
اصفهان زادگاه جمال و کمال .اصفهان:
نشر گ لها.
درمانـگاه و کودکسـتان کلیمیـان اشـاره کـرد کـه ب هجـز
حمامعلی گنگ،باقیتخریبشدهوساختما نهای
کـسـاهخمتحهلـ ْشهـدیهه اودسـ ینت.شـیدرنضبـموـد،ن دیگـری ب هجـای آن
یهودیـان تـا زمانـی
قصابـی و کل هپـزی خـود را داشـتند و احتیاجاتشـان را
در ایـن محلـه بـه دسـت خـود اداره م یکردنـد.
منار ههایموجوددرجوباره کنیسۀبزرگ( ِب ِله)
در بخـش مرکـزی خیابـان کمـال ،کنیسـۀ بزرگـی
وجـودمنار ههـارام یتـوانیکـیاز دلایـلاهمیـتمحـور خودنمایـی م یکنـد .کتیبـه یـا سن گنوشـت های دربـارۀ
جوبـاره دانسـت؛ زیـرا وجـود چنیـن عناصـری در حاشـیۀ تاریـخ سـاخت بنـا وجـود نـدارد؛ امـا از شـواهد موجود،
ایـنمحـور،جهـتراهنمایـی کاروانـــیانبـرایرسـیدن قدمـت آن را حـدود صـد سـال تخمیـن زد هانـد .کلیـت
بـه ش ـهر و مرکـز آن مؤثـر ب ـوده اسـت« .من ـار» در لغـت فضـای کنیسـۀ بـزرگ از گنبدخانـ های تشـکیل شـده
ب همعن ـای مح ـل ن ـور و چـرا غدان اسـت .ب هطورکل ـی کـه سـقف گنبد یشـکل بـر روی چهـار سـتون سـنگی
هج ـدهمن ـارهدر اصفه ـانوجـ ـوددارد کــهچه ـار ع ـدد قـرار گرفتـه و چهـار طـاق و چشـمه در چهـار طـرف آن
از آ نهــابــهنا مهــایچه لدختــران،ســاربانودومن ـار در جهـت کنتـرل نیروهـای وارده از سـقف گنبـدی
قـرار دارد .طـاق و چشـمۀ مرکـزی بـا یـک رسـم یبندی
دارالضیافــه در حاش ـیۀ مح ـور جوبــاره واق عان ـد. بیسـت شـاقولی گچـی تزئیـن شـده اسـت .ورود بـه بنـا
بافـتجوبـاره کـهروزگاریقلبتپندۀشـهراصفهـانبود از گوشۀ ضلع شرقی صورت م یگیرد و قسمت خاصی
بـاپیکـرینیم هجـاندر انـزوای کوچ ههـایباریکـش،بـا ب هعنـوان جایـگاه بانـوان در آن طراحـی نشـده اسـت.
کول هبـاری از خاطـرات ،رنـگ م یبـازد و بـدل بـه بخشـی مکا نهـای نشـیمن نیـز در اطـراف دیوارهـا قـرار دارنـد.
از تاریـخایـنشـهرم یشـود؛امـاا گـرمیسـرباشـد،حفـظ
و احیـای آن موجـب آشـنایی نسـل آینـده بـا اصالـت
گذشـتگان خـود خواهـد شـد.
شمار ٔهبیستوچهارم36
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
منَ ،س َرح َبتآشر،
نوادۀحضرتیعقوبم
نگاهی به آرامگاه استراخاتون در پیربکران اصفهان
نوابهاوم یگوید«:ا نشـاءاللههمیشـهجاودانبمانی». کولیتقمرییابـ ًنااز ادقرـواسمرادیسـرپرا جیاغیرارافیـناانید
چنینم یگویند کهب هخاطرهمیندعاییعقوب،سرح ایراناز ایشـانزیارتگا ههاواما کن
بت آشـر به زندگی جاودان دسـت یافته اسـت .ردپای او مذهبـی بـه یـادگار مانـده اسـت
در بسـیاریاز داسـتا نهایبن یاسرائیلیافتم یشود، کـه مه متریـن آ نهـا مقبـرۀ اسـتر
ازجمله در دورۀ داوود نبی؛ همچنین یهودیان معتقدند و مردخـای در همـدان ،دانیالـی
در زمان کوچایشـاناز بابلبهایران،سـرحنیزاز رهروان نبـی در شـوش و حبقـوق نبـی در لئادانیالی
ایـن کاروان بـوده و هنگامـی کـه یهودیـان بـه اصفهـان
م یرسـند ،در نقطـ های کـه او سـا کن بـوده ،کنیسـ های تویسـرکا ناند .آ نهـا در قزویـن، پژوهشگر تاریخ و
بـهنـامحضـرتیعقـوبم یسـازندوب همـرورایـنجایـگاه کاشان ،دماوند و یزد هم صاحب فرهنگ کلیمیان
تقـدس م ییابـد .نزدی کتریـن روایـت بـه زمـان مـا ،بـه
دوران صفـوی بازم یگـردد ،بدیـن مضمـون کـه شـاه زیارتگا هانـد و در اصفهـان نیـز
عبـاس کـه روزی بـه شـکار رفتـه بـود ،آهویـی م یبینـد. چندیـن و چنـد زیارتـگاه بـه نـام انبیـای ایشـان اسـت،
بـا اسـب خـود بـه دنبـال آن م یتـازد و بـه جایـی در کنـار مثل مقبرۀ منسـوب به یوشـع نبی (ع) در لسـا نالارض
ناحیـۀ لنجـان م یرسـد کـه ب هطـور معمـول شـکارگاه او در تخـت فـولاد و مقبـرۀ منسـوب بـه اشـعیا نبـی (ع) در
بـودهاسـت.در نزدیک یهـایپیـربکرانمتوجهم یشـود جـوار مرقـد امامـزاده اسـماعیل (ع) در خیابـان حافـظ؛
آهـوواردغـاریشـدهوشـاهعبـاسهـماز پـیاومـ یرود. اصفهان َبگـستتآردشـهرتردیر پنیایربکنـزریاارنت اگاسـههات.در امامه مترینو
در غـار تـالاری م یبینـد و دهانـۀ غـار ب یدرنـگ بسـته قدمـگاه َسـ َرح
م یشـود .شـاه عبـاس گرفتـار م یآیـد و نا گهـان در برابـر پیربکرانشهر کوچکیدرمنطقۀلنجاندرسی کیلومتری
خویـش بانویـی م یبینـد .شـاه عبـاس از بانـو م یپرسـد: جنـوب غربـی شـهر اصفهـان اسـت و نـام آن از آرامـگاه
«تو کیستی؟»واودر پاسخم یگوید«:منسرحبتآشر، محم دب نبکران گرفتهشده کهاز مشایخبزرگقرنهفتم
نوۀ حضرت یعقوبم .م یدانم که تو بر ملت من ستم روا واوایلقرنهشتماست.یکیاز دلایلشهرتاینشهر،
مـ یداریوآنـانرازجـرم یدهی.نـدایپدربزرگخویش وجودآرامستانوزیارتگاهمعروف کلیمیاندراینمنطقه
را از آسمان شنیدم که باید آستین بالا بزنم و قوم یهود اسـت کـهبـهنا مهـایمختلفـیشـهرتیافتـه،ازجملـهدر
میـان کلیمیـان بـه مامـا سـارا و سـرح بـت آشـر و در میـان
رااز دسـتمظالـمتـونجـاتدهـم». دیگـران به اسـترا خاتـون یا سـارا خاتون.
جالـباسـتبدانیـم کـهبیشـترینمظالـمدر دورۀشـاه َسـ َرح بـت آشـر ،یعنـی سـرح دختـر آشـر ،و آشـر یکـی از
عبـاسبـریهودیـانرفتـهاسـت،ازجملـهاجبـار بـهتغییر اسـباط دوازدا هگانـۀ یهـود و از پسـران یعقـوب بـود .نـام
دیـنوتغییـرمحـل.دیگـرآنکـهاحتمـالمـ یروددر ایـن سـرحدر تـوراتنیامـده،امـادر روایاتیهـودی،آنجا که
دوره ،بذل توجهی به این قدمگاه شـده و مسـاحت آن در داسـتانحضرتیوسـف،بـرادراننم یدانندچگونه
گسـترش یافتـه و بازسـازی شـده اسـت .ایـن غـار امـروزه مژدۀ زنده بودن یوسـف را به یعقوب دهند تا یعقوب از
بـهنـامغـار «کوکولـو»در نزدیکیمجموعۀسـرحبتآشـر شدتشادیجانندهد،سرحرا کهچنگم ینواخته
قرار دارد و اعتقاد بر این است که سرح بت آشر از دهانه وصداید لنشینیداشتهاست،انتخابم یکنندواو
چنین م یسـراید:
دیگـرغـار بـهاورشـلیمعزیمت کردهاسـت.
در سـال 1923م و پـس از بازدیـد پروفسـور ارنسـت יוסף במצריים ,מנשה ואפריים
هرتسـفلد ،باستا نشـناس و پژوهشـگر نامـدار از ایـن
زیارتـگاه ،دگرگون یهـای سـازند های در آن پدیـدار شـد؛ Yosef beh-mitsraim. Menashe ve efraim
ب هطور یکـه درب ورودی آرامـگاه را کـه تک هسـنگی بـه
ارتفاع کمترازسهپابود،نوسازی کردندتابازدیدکنندگان ایـن عبـارت در زبـان عبـری یـک بیـت قافیـ هدار اسـت
بـهایـنمعنـا«:یوسـفدر مصـراسـتومنشـهوافرائیـم
[بـرادران او هسـتند] ».حضـرت یعقـوب بـا شـنیدن ایـن
چلهخانه ،محل روشن کردن شمع
37
درب سنگی ورودی چلهخانه زیارتگاه سرح بت آشر از سه بخش آرامستان ،اقامتگاه بـه سـهولت قـادر باشـند در آن گـردش کننـد.
کتابنامه زائریـنو کنیسـه،وچهل هخانـه(محلـیبـرایافروختـن دراوایلسال۱۹۵۰م گروهیازباستا نشناسانتعدادی
شمع و طلب حاجت) تشکیل شده است .طرح بنای کتیبۀسنگیباستانیدر اینمجموعه کشف کردند که
1 .1سرشار ،هومن .)1384( .فرزندان زیارتگاه سـرح بت آشـر متأثر از سـبک معماری اسالمی تاریـخقدیم یتریـنآ نهـابـه۵۳۸ق.مم یرسـد.یکـیاز
استر (مجموعه مقالاتی دربارۀ تاریخ و اسـت .مصالـح سـاختمانی آن متشـکل از سـنگ و آجـر این کتیب ههایسنگی کش فشدهباقدمتی2 500ساله،
و کاهـگل بـوده و ب هاحتمـال زیـادمتعلـقبـهقرن هفتم 95سـانت یمتر طـول و 75سـانت یمتر عـرض دارد .ایـن
زندگی یهودیان در ایران) ،ترجمۀ مهرناز (دوران مغول) اسـت .از تاریخ شـک لگیری اولیۀ این بنا کتیبهبهخطعبریبرجستهومشتملبرآیاتیاز تورات
نصیریه .تهران :کارنگ. مـدرک مسـتندی در دسـت نیسـت ،امـا طبـق شـواهد اسـت و تاریـخ آن بـه عصـر اشـکانیان بازم یگـردد .متـن
موجـود بعـد از فـوت ارغـون خـان (نـوۀ هولا کوخـان کتیبـۀ کش فشـدهچهـار سـطرداردودر پایـانآنتاریـخ
2 .2لوی ،حبیب .)1339( .تاریخ یهود مغـول) ،تعمیـرات و تجدیـد بنـا ب هدسـت جما لالدیـن و نـام داویدب نیعقـوب حـک شـده اسـت .ترجمـۀ آیـات
ایران .تهران :کتابفروشی بروخیم. زنجانـیوزیـربایـدوخـان( 694هجـری)انجـام گرفـت.
در اوایـلانقالباسالمی،مشـکلیبـرایاینمجموعه کتیبه به این شـر ح اسـت:
3 .3نتصر ،امنون .)1996( .پژوهشنامه پیش آمد؛ بدین صورت که آرامسـتان را به دو قسـمت سـطر اول :درواز ههـای عدالـت را بـه رویـم بگشـایید تـا
یهود ایران پادیاوند .لسآنجلس :مزدا. تقسـیم کـرده و از میـان آن جـادۀ ترانزیـت عبـور داده از آ نهـا برآیـم و خداونـد را سـپاس گویـم (مزامیـر داود
بودنـد .ایـن مشـکل بـا پیگیـری اعضـای انجمـن آن
زمـان حـل شـد و بـه همت خسـرو ناقـی ،اولین نمایندۀ .)19:118
کلیمیـان در مجلـس شـورای اسالمی ،مرزهـای ایـن سـطردوم:ایـنسـنگیرا کـهچـونیادمانهبرپا کـرد هام،
مجموعـه دیوارکشـی شـد .بعـد در ،۱۳۶۸بـا همـکاری خانـۀ خـدا شـود .آنچـه بـه من بدهـی ،ده یـک آن را به تو
دکتـر منوچهـر نیکـروز (نماینـدۀ دورۀ سـوم مجلـس
شـورای ملـی) ،انجمـن کلیمیـان و دیگـر خیراندیشـان بـاز خواهـم گرداند(پیدایـش.)22:28
جامعـۀ کلیمـی ،تعمیـرات اساسـی در بخ شهـای سـطرسـوم:اینکفرشـت هایبهدیدارتم یفرسـتمتااز
سـالن کنیسـهواتا قهـایسـکونتزائرانانجـام گرفت تـودر راهنگاهبانـی کنـدوتـورابـهجایـی کـهبرایـتآماده
و غسـا لخانه نیـز نوسـازی شـد .در حـال حاضـر ،ایـن
زیارتگاه ب ههمت سـازمان میراث فرهنگی ،ب هعنوان اثر کـرد هامبرسـاند(خـروج.)10:13
تاریخـیبـهثبـترسـیدهودر طـیسـا لهایمتمادی، سطرچهارم:خداب هجایشماخواهدجنگید،شماآرام
انجمن کلیمیاناصفهانمتولیحفظونگهداریاین
قدمـگاه بـوده اسـت .تجدیـد بنـای دیوارهـای مـرزی، بگیرید(خروج.)14:14
آوردن گاز شـهری بـه مجموعـه و بازسـازی غسـا لخانه بـهتاریـخروز چهارشـنبه26مـاهآواز سـال3890درودبـر
بهشیوۀ کهنخودنیزاز اقداماتصور تگرفتهدر سال
ایسـرائلبنـدهدرگاهیعقو بب نداوید.
۱۳۹۷اسـت.
طبـق یـک سـنت دیرینـه ،در هفتـۀ آخـر سـلیحوت،
ب هویـژه در آغـاز سـال نـو عبـری (ایـام روش هشـانا)،
مشـتاقان و زوار یهـودی بـرای ب هجـا آوردن شـ بهای
سلیحوت (مناجاتی عارفانه به مدت چهل شب تا روز)
و مراسـم روش هشـانا ،از اصفهان و دیگر شـهرها به ده
پیربکـرانرویم یآورنـدتـانـذر خودرابه َسـ َرحبتآشـر
یـا مامـا سـارا ادا کننـد.
در گذشـتۀ ن هچنـدان دور ،جمعیـت زائـران ب هقـدری
زیـاد بـود کـه صحـن بـاغ و اتا قهـای اطـراف آن مملـو از
جمعیتم یشد.بیشتراوقاتحتیدر محوطهجایی
برایسکنا گزیدنخانواد ههایتاز هواردپیدانم یشد.
شمار ٔهبیستوچهارم38
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
فارسیهود
بررسیادبیات کلیمیان
شد هاند ،گواهفعالیتمستمرادبییهودیانایراندوران در اواسط قرن هفتم دورۀ اسلامی تاریخ ایران نوشته
«پی شمدرن» (اواخر قرن )19ایران است .فهرستی شد هاند به بح ثهای مهم فرهنگ و عرفان یهودیان
که دانشمندی اروپایی از این تنوع ذائقه تهیه کرده ایرانی اختصاص دارند (سرشار.)81 :1384 ،
شامل نجوم ،ادبیات ،متون تورات ،ترجمۀ تورات، نخستین سند کتبی فارسیهود نام های است که به این
تفسیرولغ تنام ههایتورات،تقویم،دس تنوشت ههای زباننوشتهشدهاست.اسناددیگریهموجوددارد که
ترجم هشدۀ کابالا (عرفان یهودی) ،آیی نها و مراسم، نشان م یدهد یهودیان در قرون اولیۀ اسلام از اهواز تا لئادانیالی سحرصولتی
داستا نها و افسان ههای عبری ،اب نمیمون ،طب، ترکستانچینواز دشتغور تاجنوبهندوستانسکنا
میدراش (اندرزهایی که شامل حکایات افسان های داشتند و زبان فارسی را به خط عبری در کتابت بهکار پژوهشگر تاریخ و پژوهشگر
هستند) و مجموع ههای متنوع تلمود است (همان، فرهنگ کلیمیان ادبیات فارسی
.)82 م یبرد هاند(نتصر،1996،ج.)51-49:1
تار و پود ادبیات فارسی یهودی نموداری از رشتۀ الفت بررسیمتونوترجم ههایاولی های کهیهودیانمناطق سابقۀ ورود یهودیان به زبان و ادبیات ایرانیان به
میانادبیاتوفرهنگایرا نزمیناز ی کسوورؤیایآخر مختلف ایران تهیه کرد هاند حا کی از آن است که گویا زمان آشنایی این دو ملت در حدود 2500سال پیش
زمان،ظهور مسیح،ورستگاریبشراز سویدیگراست. یهودیان ایرانی ،پیش از حملۀ مغول در قرن سیزدهم بازم یگردد که در کتاب مقدس ،ب هویژه در اسفار استر،
بزرگداشت فرهنگ ایران ،غزلیات و اشعار عرفانی عطار، میلادی ،در فعالی تهای زبا نشناسی ،تفسیری و ادبی دانیال ،عزرا ،نحیما ،و تواریخ ایام شواهد تاریخی و
سعدی،مولوی،حافظ،اب نیمین،ودیگراندوشادوش موضو عهای مقدس خود شرکت م یکردند .م یتوان لغوی در تأیید این آشنایی یافت م یشود .ه مچنین
سخنانپیامبراناسرائیلدرمجموع ههاو کتبمقدس گفتهمینپیشینهسب بشدآثارمنظومقرنچهاردهم هزوار شهایی 1که از زبان عبری به متون کهن پارسی
یهودایرانب هچشمم یخورد.شعرفارسییهودی گرچه میلادیاز برترینآثار یهودیاندر نوعخودباشد. (پهلوی)راهیافت هاندنشانازوجود کاتبانیم یدهند که
در زیبایی الفاظ ،استواری فکر و قدرت تخیل با بهترین اساس ادبیات فارسیهود را کلام منظوم تشکیل به خط و زبان میخی ،پهلوی ،و عبری مسلط بود هاند
اشعار فارسی برابری نم یکند ،ارزش و ماهیت آن را باید م یدهد .اشعار یهود در تنوع موضوع و خصوصیات و عجی ن شدن فرهنگ و زبان یهود با فرهنگ ایرانی را
در کنار دورنمایتاریخیوسنتیملتیهودجس ت وجو صوری چندان غنی نیست .ا کثر مضامین و مطالب در
قالب مثنوی ریخته شده و وجود مخمس ،مستزاد، م یتواناز همی نجاپی گرفت(نتصر،1996،ج.)41:1
کرد (نتصر.)71-70 :1352 ، ترکی ببند ،ترجی عبند و دیگر اشکال و انواع شعر ،چه این چنین یهودیان رفت هرفته با زبان فارسی خو گرفتند
آثار ادبی فارسی یهودی تنها آثار ادبی و معنوی اقلیت قصیدهوچهغزل ،کمترب هچشمم یخورد(نتصر،1996، و رد پای خود را نیز در این زبان برجای گذاشتند ،اما در
باستانییهودیایرا ناندوباای نکهاینآثار ب هعلتخط ج .)52 :1 گذار این زمان یهودیان چنان با زبان فارسی اخت شده
عبر یشان جزو آثار ادبی فارسی محسوب نم یشوند، متون شعری هستۀ ک ّمی و کیفی میراث ادبی فارسی بودند که در دورۀ ساسانیان روایتی از راب یوسی (مرگ
شاخ های فرعی و بازماند های از ذهنیات ادبی اقلیت یهودی است .آثار ادبی یهودیان قرن چهاردهم 323م) رهبر روحانی یهودیان بابل مذکور است که از
یهودی ب هشمار م یآیند .آثار مذکور شامل مجادلات میلادی متأثر از زبان ادبی فارسی بوده است .خلاقیت یهودیان خواسته تکلم به زبان آرامی را کنار بگذارند و
معنویونقاطمشترکوتفاو تهایموجوددردومقولۀ در شعر و شاعری ،مانند سب کهای مختلف قرن دهم به فارسی سخن بگویند (همان .)42 :این آغاز ورود
متفاوتدینوادبیا تاند.عواملزب ا نشناسانۀفرهنگی هجری،شکلومحتوایفعالیتادبییهودیانایرانیرا یهودیان به زبان و ادبیات فارسی است .آنان چنان
و ادبی یادشده مکتب منحصرب هفرد سبکی و بیانی تح تتأثیرقرار داد(سرشار.)85-84:1384، سررشتۀ این زبان را در دست گرفتند که رفت هرفته
ادبیات فارسی یهودی را بهوجود آورد هاند .از جملۀ آثار منظوم یهودیان ایرانی در دوران طلایی ادبیات
شاعرانواثرآفریناناینجرگهم یتوانبهشاهین(نیمۀ چهاردهم تا اوایل قرن بیستم فمایرلاسدیییهکاومدل ًایماتزأثقرر انز شاخ هایاز آنرابهخوداختصاصدادند.
دوم قرن 13م) ،عمرانی (قرن 15و 16م) ،راغب (ق 17 ادبیات کلاسیک فارسی بود. ادبیات یهودیان ایران و ماوراءالنهر شاخ های از ادبیات
م) ،بنیامین بن میشائل با نام مستعار آمینا (ق 17و18 اولین ویژگی ادبیات فارسی یهودی بهطور عام و شعر فارسیبهشمارم یآید کهزباناصلیآنفارسیونگارش
م) ،خواجه بخارایی (ق 16و 17م) و سیمون طو ملامد فارسی یهودی ب هطور خاص این است که زبان آثار هر آن با حروف عبری است و به آثار منظوم و منثوری گفته
دوره بیانگر ادبیات فارسی رایج در همان دوران است م یشود کهدربردارندۀبح ثهایدینیوغیردینیاست.
(ق 18و 19م)اشاره کرد(سرشار.)87-86:1384، (همان.)85 ، این ادبیات که اغلب حول محور موضوعات مربوط
مت نها و فص لهای مختلف تورات منبع الهام دائمی کثرت نگار شهای فارسی یهودی که ب هصورت به تاریخ و مذهب یهود دور م یزند ،از لحاظ ادبی،
شاعران یهودی ایرانی بوده است .شاعرانی مانند دس تنویس باقی مانده و بعضی ویرایش و منتشر زبا نشناسی ایرانی ،جامع هشناسی یهود ایران و تأثیر
شاهین ،عمرانی و بخارایی داستا نهای اصلی تورات م2ت5قا3ب:1ل0د7و).ملدرتااییراننمیواانسرامئتيولنبااخرازصشیا کسهتان(نحتصصاررً،ا
.1هزوارشبهلغاتی گفتهم یشود که کاتبانسامیآ نهارابهزبانعبرییاآرامیم ینوشتند،امابهپارسیم یخواندند(بهار،1376،ج.)76:1مثل ًا کسی کهم یخواستبنویسد«گوشت»،م ینوشت«ُبسرا»وم یخواند«گوشت»(همان.)114-113،
39
حالی کهزبان کتابتاغلبهمانفارس ییهودوبرگرفته اشعار فارسی یهودی برای خوانند های که با تاریخ و و انجیل را با قدرت تخیل حماسی خود پروراند هاند.
از ادبیات کلاسیک ایران است (نتصر ،1996 ،ج .)45 :1 اصطلاحاتیهودیتآشناستنامفهومباقیم یماند؛ شاهنامۀ فردوسی و آثار استادان فارس یزبان شعر
در اینبینتران ههایعامیانه کهاغلبدر مراسمشادی .2عاریبودناغلبایناشعار از صنایعشعری؛ حماسی مثل نظامی بر آثار حماسی فارسی یهودی تأثیر
یهودیاناجرام یشدهاز گویشهرمنطقهنشئت گرفته بمیحشتسروآثساریفادراسشتیهیاهسودت(ی،همماخن:صو7صً 8ا).شعرهای بلند آن،
است و از آنجا که مخاطبان دست اول این مقاله اهل .3ب ه کار بردن کلمات عبری ،گاهی با پی شوند و شامل سب کها و تفکرات ادبی مختلف است .حتی در
اصفها ناند ،چند نمونه از این اشعار و مت لها که به پ سوندهایفارسی؛ رسال ههایحماسیلیریکیارما نهایتاریخیازسب کها
گویشاصفهانیاستبرایآشناییبیشترذکرم یشود: وعناصری کهبهدستۀدیگرشعرتعلقدارنداستفادهشده
آان(رزیعهارنشواٍزعس َادمرساقرمبیوقی ُنکبلوههلمگبدرایوارآتموررهادسممعرو َاسچچمیههه کخججاُوارهازنایزدهش ُهخَپخمورببمییییشآصوشوربودااد:رهت)ه .4ب هکاربردنحشواغلببرایواضحکردنموضوع؛ است .ترکیب متنافر عناصر ادبی در آثار فارسی یهودی
از صواب) اهز ُامنگهوکاسراهاش ِشطپلرا ِک( ِنزهه نداازرودُاارو پداوکنیزههغرور .5استعمال کلماتعامیانه؛ فراترازترکیبسادۀآدابورسوموسن تهاییاست کهبا
ریته
(چخهانخهودار شه ُوخلپاقکویِمزههربون ازنانه ُگقر َشبن تدوه ِاوهنشهطُلسارمعویرنیزه) .6ب هکاربردن کلمات مقلوب مانند طلف (طفل) ،قلف سب کهایمختلفشعریبیانشد هاند.
(چهخو شخلقومهربانه نهغرولندم یکنهنهبهانه (قفل) ،شعم (شمع) ،و ...؛ ازآنجا کهدرشخصیتشاعرانفارسییهودیآمیخت های
م یآره) از هنر ،شعر ،اندیشه و تفکر وجود داشت ،انگیز ههای
داره) جا تودل َامهیادارو ِ(م ِرشوهشرراخشیرلایخیدلویدسوداسروت .7تبدیلحروفه ممخرجمانندنخطه(نقطه)،وخت تخیلیوهنریشاعرانهدر گرای شهایفلسفیواخلاقی
داره توقلبهمه (ابراهیمی)۲۴۸:2015، (وقت)،بلگ(برگ)،دیفال(دیوار)؛ومواردیاز ایننوع آ نها بروز م یکرد و تمامی شعرها از تعمقات فلسفی و
اخلاقی بهره داشت .بسیاری از آثار فارسی-یهودی در
امزومثنبلُسه ُتا:مدی ُزش ِکزهشومانوِمد؟ (نتصر.)70_67:1352، زمرۀ ادبیات تعلیمی محسوب م یشوند که هدفش
منسوختمدودشبهخانۀشمانیامد؟(از دردمنآ گاه بمراوسی نینماومنهه اشزااهدیبیان تتورأمهنظکوهمبفرارجسسیتههتوردیچننشدابعیر ایت انز روشنگری و هدایت خواننده به آموز ههای دینی،
شدید؟)
شایان ذکر است یهودیان دیگر مناطق ایران هم از این جرگهاستذکرم یشود: اخلاقی و فلسفی است (همان.)92 ،
نوعادبیاتعامیانۀشیرینبهرهدارند. درمدح کلی ماللهعلیهالسلامفرماید: با ای نکه آثار ادبی یهودیان ایرانی تح تتأثیر ادبیات
کلی مالله کههستاو گوهریپا ک کلاسیک ایرانی است ،تعدادی آثار فارسی یهودی به
نتیـجـ هگیــری چراغروزگار آنشمعافلا ک زبان عبری در قالب شعرهای دینی و کلیسایی وجود
فارسیهود زبانی جدا از زبان فارسی نیست و صرف ًا بیان رسول نامور خورشید دوران مدانردح کصهرًابباهحدرداوق نلمتایأث هیرهپاذییریهیوازددریواخنتمایصاههاصیدافرادر .آسثاری
دیگر حروفی اوسنمتودک فهرازهنگس ِویی اقیلیواتمیداردیفنریهندر اگیروا اند ببه دلیل حاجت و دانای برهان غیرشعری و غیرداستانی یهودیان ایرانی شامل متون
دین و حتی هزاران آفرین بر جسم و جانش تاریخی،وقای عنام ههایتاریخیهودیانایرانیومتونیبا
و رسوم سرزمین ایران است و از سویی دیگر بر آن تأثیر معینجاودانباداروانش محتوای فلسفه ،عرفان ،توبه و مجادل ه است .مفاهیم
گذاشت ه است .با این تفاصیل ،فارسیهود را م یتوان از رسولیپا کبازیبادیانت و صور مختلف شعری بخش اصلی خلاقیت ادبی
زیرشاخ ههای ادبیات فارسی به شمار آورد که سبک و امیریسرفرازیب یخیانت یهودیان ایرانی را تشکیل م یدهد .با ای نکه ادبیات
سیاق خاص خود را داراست .مطالعۀ ادبیات فارسیهود در جهاناو کردهپیدا فارسی یهودی با مدرنیزاسیون فرهنگی و آموزشی قرن
از چندین جهت م یتواند راهگشای شناخت بیشتر ما حقیقتدر زمانزوشدهویدا بیستم ایران از بین رفت ،جایگاه مرکزی و اصیل شعر
از هویت ایران یمان باشد .ازآنجا که قدیم یترین لغات نخستین کردهدردنیاامامت نزد یهودیان ایران باقی ماند .هنوز شعر و حکای تهای
پهلویرادر فارسیهودیافت هاند،اینادبیاتم یتوانددر شفاع تخواهامتدرقیامت مسجع بخش اصلی زبان و ادبیات یهودیان ایران را
دلیل اول و بخش شریعت
پناهامتونور طریقت تشکیلم یدهد(همان.)93:
خصوصیات سبک شعر فارسی-یهودی اندکی پیچیده
(ص)۳۹۶-۳۹۵ است .از خصوصیات مهم این سبک م یتوان موارد زیر
مضامین و سب کهای اشعار یهودیان را م یتوان به
تران ههایعامیانه،اشعارصوفیانه،مثنو یهایمنظوم، را نام برد:
اشعار عبری ،و نثر فارسی یهودی تقسیم کرد؛ اما در .1روانی و سادگی عبارات؛ ب هطور یکه کمتر بیتی در
این میان زبان کتابت را باید از گوی شهای یهودیان
ایران جدا دانست .گویش یهودیان اصفهان ،همدان،
کاشان ،شیراز ،و پار های دیگر از نقاط مختلف ایران
نزدیکیقاب لتوجهیبهزبا نهایپارسیمیانهدارند؛در
مباحثزبانی کارگشاباشد؛همچنینتأملدر محتوای
آن آین های است از تعاملات اجتماعی ایرانیان با یکدیگر
وتاریخایشان.
کتابنامه
1 .1ابراهیمی ،ایوب .)۲۰۱۵( .فرهنگ واژ هها و
اصطلاحات جیدی گویش یهودیان محلۀ اصفهان،
لوسآنجلس :دیزاین پرینتینگ.
2 .2بهار ،محمدتقی ،)۱۳۷۶( .سب کشناسی ،ج ،1
تهران :انتشارات مجید.
3 .3سرشار ،هومن .)1384( .فرزندان استر ،ترجمۀ
م4ه.رنا4زشناهصیرینه،ت تورها ٔرها.ن(8:کا7رن)13گ..دیوان شاهین تورا ٔه .به
کوشش منوچهر خوبان .لسآنجلس :شرکت کتاب.
5 .5نتصر ،آمنون .)1352( .منتخب اشعار فارسی،
تهران :چاپخانۀ زیبا.
6 .6نتصر ،آمنون .)1996( .پژوه شنامۀ یهود
ایران ،ج ،1تهران :انتشارات مزدا.
خسروشیرین نظامی به خط فارسیهود ،قرن 17و 18میلادی
محمدعلی میرزایی شمار ٔهبیستوچهارم40
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
دوست بدار
ه منوعترا
ואהבת לרעך כמוך*
گف توگو با خاخام سلیمان صدی قپور
لئــــادانیـــالی
امیــــر رجــــایــــی
سیدمرتضیرضوانی
پیرمردخو شصحبت
و خو شاخالق را در یـک
روز سـرد زمسـتانی در کنیسـۀ
ملایعقـوب در خیابـان کمـال
اصفهـاندرمحلـ هایقدیمـی
ب هنـامجوبارهملاقـات کردیم.
محافظـ هکاری کـه یکـی از
ویژگ یهـای اقلی تهـا در هـر
جامعـ هایاسـت،در گف توگـو
بـا او ب هوضـوح دیـده م یشـد.
ما هم در تلاش برای شـناخت
بیشـتر ه موطنـان یهـودی از
هـر دری سـخن راندیـم .امیـد
کـه بـا شـناخت بیشـتر بتوانیم
ه مپذیـری ،مـدارا و زندگـی
همراه با صلح درونی و بیرونی
را در ایـن جهـان بـه خـود و
دیگـران هدیـه کنیـم.
* یکیازمه مترینفرامینتورات
41
وبعـداز مدتـی،دایـیبزرگـم،مرحـومرحیـم ،کـهبـزاز بود ختنـه کنند.پدرمهشـتماهبعداز فوتمـادرم،دوباره
همشـروعبهسـاختنزیرسـاختفیروز هکوب کرد.البته ازدواج کـردواز همسـرسـومشهـمصاحـبهفتفرزند
آ نچنانتبحرینداشـتوپسـرانشبیشـترواردبودند. شـد .مـن فرزنـد تـک بـودم و هیـچ خواهـر و بـرادر تنـی
بیـن کلیمیـانفقطمـادونفربودیـم کهایـن کار راانجام نداشـتم .یکـی از ناراحت یهایـی کـه همیشـه در خـودم
م یدادیـم؛ تـا اینکـه چنـد سـال پیـش رجـوع کـردم بـه احسـاسم یکنـمایـناسـت کـههیچتصویـریاز مـادرم
مسـلمانان .آ نهـا وسـایلی ماننـد گلـدان م یسـاختند در یادندارم.نم یتوانماورادر خاطرمتداعی کنم.هیچ
و مـن فیروز هکوبـی م یکـردم .در ایـن میـان بـا شـخصی تصویـریهـماز اونـدارم.حتـیبـهادارۀثبـتهمرفتمتا
آشـناشـدمب هنـاما کبـربهرامـی.اوبـه کارگاهمـارف توآمد درآنجاپروند هایرا کهشایدعکسیازمادرمدرآنباشد
داشـت.روزیاز مـنخواسـتبـهاوفیـروزهبدهـموبعد، بیابـم؛ولیمتأسـفانهعکسـیوجـودنداشـت.نم یدانم
چـون خـودش خـ مکار بـود و همـه کاری م یتوانسـت مـادرمراچگونـهدر خیالمتصور کنـموفقطمادربزرگمرا
بکند ،کاررامتفاوتباماانجامداد.منودای یامسنتی در نظـر دارم.
کار م یکردیـم؛مـااز لا ک(لا کـی کـهرویسـازهام یزننـد داسـتا نهاییاز فعالی تهـایاجتماعـیپدرتـان
تـابـراقشـود)اسـتفادهم یکردیـموبعـدبـالحیم کـردن، ایزهوخدو یدتـهاارناچشگـنونیهدبهاهیسم،امامانننرـسدانایدننکـد.همخحتمـصارًام
رشـت ههاییروی کار م یچسـباندیم؛امـاآقـایبهرامیبا دربـارۀ فعالی تهـای پدرتـان توضیـح دهیـد.
چسـبسـنگرشـت ههارام یچسـباند.الآنهمهمین پدرمنح قالعملکاربازاربودوجایگاهاجتماع یخاصی
کار رام یکننـد .کاری کـهمـنبـالحیـمم یکـردم،حـالا بـا بکـدناهیاشـفـسـراتهد.راامومسمـتیتگرمصـنداْندـدبـدیوودجسومـنرپهعرآایوسترــ ًتای َیحآّصزا ِندنقراکبهـنرهـیاعسوـهـرهدبسـهوانددا؛دیشـعننآت.نی
البتـهدر زمینۀمسـائلدینیهممطلـعبود. ازدوران کودکیخودبگویید.
خـ مکاریانجـامم یدهنـد. مـندر سـ یامآذرمـاه 1324متولـدشـدم.در دبیرسـتان
الآندر سـطحاصفهـانسـیتـاچهلفیروز هکـوبوجود یعنیخانواد هتانپایۀمذهبیداشت؟ اتونحـهاایدت ًتـاابنمـابدررموکقعسـییتکیلکدهرداسشـتخوامن،ـهدمم،راامهـاداایدامـی کهنـوچداکدمم
داردواین کار رابارو شهایجدیدودر سـطح گسـترده بله.
انجـامم یدهنـد.بـاتکنی کهـاوابزارهایپیشـرفتهاین از چـه سـنی پیـش دای یتـان مشـغول بـه کار مشغولبه کارشدم.اودر کارساختصنای عدستیبود
کار بسـیار راحـتشـدهو گسـترشپیـدا کـردهوتولیـدش شـد ید ؟ ومـنهـم کنـارشایـن کار رایاد گرفتم.
زیـاد شـده اسـت .مـن مدتـی اسـت کـه دیگـر ایـن کار را کلاساولابتدایـی کـهبـودم،پدربزرگـم گفـتبـروپیـش چهشد کهبهمسائلدینیعلاق همندشدید؟
انجـام نم یدهـم ،امـا حـدود پنجـاه سـال بـه ایـن کار دایـ یاتوهنـریـادبگیـر.تابسـتان کـهم یشـدم یرفتـم ازآنجاکـه بـا شـخصیت بـزرگ و والامقـام ،مرحـوم
مشـغول بـودم و محصـولات فیروز هکـوب طرفـداران کمـارنمنمیـکـریددامد..کبعمـکـدًا کـشهبمـزریکـرگدشـم،دولـم،فیهدامیـیـ یادمم پیـش او و ملاشـیمعون دوسـت بـودم و در زمینـۀ مسـائل دینـی
مـزدی بـه ایزهچوهدا)ررادیهادسـگالرفگتیمب.اباوعهدًامهرامه ارتباطاتیباایشـانداشـتم،
خـودش را داشـت. پدربزرگـمبـهدایـ یامپولمـ یدادهتاداییب هعنـوانمزد شدم و دین و شخیطا (ذبح
در دورۀآقـایخاتمـی،در برنامـ هایدر تلویزیـون بهمنبدهدومنخوشحالشوم.از کلاساولابتدایی بـاایشـاندر ارتبـاطبـودم،ولـیالآنبسـیار متأسـفم کـه
یـک سـن گآب فیروز هکـوب پشـت سـر ایشـان تـابیسـتسـالپیـ ش،اولشـا گردشبـودموبعـدباهم ازچـایرااشیــاننارکتبـسـاطبراکنگـسمـ؛ت.رمالشنـشـدیادمعمتوانمعوالقوعـمًاانتخببـیهشبــتورد وی
گذاشـته بودنـد؛ آن موقـع ایـن هنـر دیـده شـد و شـریکشـدیم؛امادر نهایتاز همجداشـدیم.در طول
نـوعصنای عدسـتیسـاختم، آشـنایسـداهـلهمابیشـاشـیتدر؛ ادمهـپاابنـعزـددًاه حداقـلدراصفهـان-شـهرهایدیگـررانم یدانم -کمتر
وجهـۀ دیگـری نـزد مـردم پیـدا کـرد. حرفۀاصلـیمـنفیروز هکوبی کسـیبـهچنیـندرجـۀعلمیرسـیدهبـود.مـن گا هگاهی
بلـه،آ نوق تهـافیروز هکوبـیبسـیار کـمبـود.آقـایپرویـز پزینشـنتجـدـ.اقیه،بسـدلااسـزلتآپبیـنن،دچشوی،گزروهساـشـم ًیواارفمیهخرمتوزل یهفکسـویامبخانتنشـمد،دومسلــ.روییاز تسقهرایبـ ًیا نزدشـانم یرفتـم؛چـونایشـانخـودشراوقـفجامعه
یشایاییرئیسانجمن کلیمیانومرحومنعیمازمندو م یدانسـتوهم هوقـتخانـهنبـود .گاهیهممراسـمی
تـا کار خریدنـد کـهمربـوطبـهخیلیقدی مهاسـتوهنوز ماننـدمیال(ختن هسـوران)یـاعروسـیبودوایشـانبـهآن
آ نهـارادارنـد.آ نیکـی کـهپشـتآقـایخاتمـیبـود،فکر چـرافیروز هکوبـیدر بیـن کلیمیـانرونـقداشـتهو مراسـم م یرفـت؛ بنابرایـن بایـد زمانـی را گیـر مـ یآوردم
کنمسـاختپدر ایشـان(اشارهبهآقاییروشلمی)باشد بقیـهآ گاهـیچندانـیاز آننداشـت هاند؟ کـه ایشـان در خانـه باشـد و حوصلـه هـم داشـته باشـد.
در بین کلیمیانقدیم،هرکس کار صنعتیم یکردبهاو م یدانیـد بالاخـره هرکـس در خانـواد هاش مشـکلات و
یا شـاید سـاخت خودم. زرگـرم یگفتنـد،حـالا چهباطلا کار م یکـرد،چهبافلزات مسائلیداردواینمرحومهممستثنانبود.اینبود که
کـس دیگـری را هـم از بـزرگان فرهنـگ و هنـر یـا دیگـر مثـل نقـره .قدی مهـا مـا خانـواد های داشـت هایم بـه مـن گا هگاه م یرفتـم.
سیاستم یشناسید کهازای ندستمحصولات نـامطلاسـازان کـهبیشـترطالوبعضـیاوقـاتهـمنقـره ازخانوادۀخودتانصحبت کنید.
مصنیایساعخدتنسـتد.ییبکویداهزواحزرفق هدیهامهیرامیبوجددهر،ممیثال ًانککلسـیمیبیاودن،ه پـحدرقالمعشـملغلکارش ایودالشدورته.گـپرددرمی بهـومدسورباوعـلدشدررابـکازاهرا،ز اشوـغس ِله
تهیـ ه کـردهباشـد؟ کهبهاوم یگفتندمئیرسنبل کهازریشۀسنبلیاناست. فرزنـد داشـت ،از دسـت داده و بعـد بـا مـادر مـن ازدواج
مـن 35سـال بـرای سـازمان صنای عدسـتی کار کـردم. روزی آقایـی بـه نـام یوسـف حکیمیـان بـه مـن مراجعـه کـرده بـود .مـادرم بعـد از مـدت کوتاهـی فـوت کـرده و
آ نچنـانطرفـدار کار مـنبودنـد کـهوقتـی کارهایـمرابـه کـرد .ایـن آقـا مشـهدی بـود و بـه کارگاه مـن و دایـ یام پـدرمحوصلـۀبـزرگ کـردنمـنرا کـهنـوزادیپانـزد هروزه
آ نهـامـ یدادم،م یگفتنـدهرچقـدر در تـوانداریبسـاز رف توآمـد م یکـرد و شـا گردانی داشـت .او از مشـهد دو بـودمنداشـتهاسـت.پـد ِر مـادر وماد ِر مـادرم(پدربـزرگو
و بیـاور؛ مـا بـا 40یـا 50درصـد سـود آ نهـا را بـه فـروش شـا گردبـهاصفهـانآورد کـهفیروز هکوبـیم یکردنـد،ولـی مادربزرگ)،باوجودفقرومشـکلاتزیادی کهداشـتند،
م یرسـانیم؛امـامـنوقتنداشـتم.بامؤسسـ هایب هنام زیرساز یاشرانم یتوانستندانجامدهندوبرایهمین مـن را بـزرگ کردنـد .فامیـل پـدرم ابتـدا «صنـدوق» بـود
کلپـورگان(ب همعنـیبچ ههایمحـل) کار کردم،بـادولت بهمنودای یاممراجعه کردهبودند.مامدتیزیرسازی کـهبعـدآنرابـه«صدی قپـور»تغییـرداد.البتـهصنـدوق
کار کردمودرچندنمایشگاهدرشیرازوتهرانوهمچنین ایـن کار را ادامـه دادیـم و ک مکـم خودمـان شـروع کردیـم بـهمعنـایعـامآننیسـت.صنـدوقبـهشـخصی گفتـه
در نمایشـگاهچهلسـتونونمایشـگاهامیرکبیر ،کهآقای بهساختنمحصولاتفیروز هکوبی.منفیروز هکار شدم م یشـود کـه م ینشـیند و کـودک را نگـه مـ یدارد تـا او را
رفسـنجانیهـماز آنبازدیـد کردنـد،شـرکت کـردم.
از فرزندانتانبگویید.
پسـردوممـنرافائـلصدی قپور معماریخواندهاسـت.
پسـر اولـم مهنـدس سـازه اسـت و در کانـون مهندسـان
فعالیتم یکندو کارشاجراست.پسرسومو کوچکم که
فو قلیسانسریاضی کاربردیداردهمبهصنای عدستی
وفیروز هکوبیعلاقهداشت.چندوقتی کار کرد،اماآنرا
کنار گذاشـت؛چونبا گسـترش کار واشـباعشـدنبازار،
شمار ٔهبیستوچهارم42
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
کارت عروس یشـان بیایـد و مـن بـروم خطبـۀ عقـد و عمل ًاهر کسونا کسیوارداین کارشد؛اوهم کناررفت.
نکاحشـان را بخوانـم. شـما هـم بـه ایـران علاقـۀ وافـری داریـد هـم بـه
بلهوااقصع ًافههـامین.نطدورر اسـسـتتا.مسـنبته؟چند کشـور دیگرسفر
شـمادر یـکاجتمـاعیهـودیدر اصفهانزندگی کـرد هام؛ ولـی اینجـا مـن را جـذب م یکنـد و دوسـت دارم
م یکنیدومانندهمۀدنیامشکلاتدر اینجاهم سـال کدانـرمم ،.بمثهل ًاخاازطقـردیارتمبامطشـاتـتری یکاـهیدچانرـمد زندگـی اینجـا
هسـتوممکـناسـتعـد هایاز ایـنمشـکلات که آن با مردم اسـت
خسـته شـوند و بخواهنـد مهاجـرت کننـد. زما نهـادخترشدر دبیرسـتانرودابـهدرسم یخواند.
م یخواهـم بدانـم در میـان ه مکیشـان و جوانـان الآن نو ههایـش م یآینـد بـه دکان مـن و از مـن جنـس
اول ًا مخـشـوکدلکـاهته کـسـهتیخـد،داایـرانمشـکسـرئآل نهقرادرچهگـاوننـیهمسـ یبتی؛نثیـاندیـ ًا؟ ممدیرخسـرنـۀدچ.هماـربـناغوقوتاـیـینمخ یآطیــومطدراممدکیبایننـ وم،کوااقشـعـ ًایلـهذایت
عبرانیانیعنی کو چکنندگان.حضرتابراهیم کو چکننده امدییابـرنرمف.تسـماوزلیگر گذنشبـتدهشمیـخنلبـطرا فیااللولهیاـینسبتـااردمدر،واهقمع ًاایـایشن
بـود و مـا پیـروان دیـن یهـود ایـن خصوصیـت را داریـم کاش یکاریواینصنعتچیست!مندنیارانگشت هام،
کـه کو چکنند هایـم .کسـی از اینجـا بـه تهـران مـ یرود کـه اما گمانهمنم یکنمهیچمشابهیداشتهباشد.آ نها
شـرایطشبهتـرشـود،بعـدازآنجـامـ یرودآمریـکا،بـازهم معمار یهـایچدنـیدارنـد،امـااینظرافـتو گویاییرا
برایشرایطبهتر .کو چ کردنیکیازخصوصیاتماست. نکهدیـدرداهیامن،کماخشصیکوارصـ ًای کهاا گشـن یجکاانردیه ندارند.منآی ههاییرا
شـدهاسـت،هی چکجـا
خصوصیتفرهنگیاستیاارثی؟ گنبدشیخلط فاللهرا.منضریححضرتمعصومهرادر
خصوصیـتتاریخـیوارثـیماسـت؛امـابیشـترآ نهـا کـه قـمدیـد هام.آنجـاهـمآین هکار یهایبسـیار خوبـیدارد.
کوچ کردند،دیدندبرایشانبهترم یشود کهرفتند،ولی ضریـححضـرتاما مرضـا(ع)هـمهمی نطـور؛امـاهنـری
کـهدر ایـن گنبـددیدمدر هیچ کجایایـرانندیدم.من
ما اینجـا را دوسـت داریم. مرد هپرسـتنیسـتم؛امـااجـدادماینجـادفـنهسـتندو
م یخواهیـم ب هطـور خلاصـه ،اطلاعاتـی کلـی و دوسـت دارم بروم سـر قبرشـان .این فضا را دوسـت دارم.
عمومـی دربـارۀ یهودیـان اصفهـان و همچنیـن آیـاایـنموضـوعبـرایدوسـتانتان کـهاز اصفهـان
بدیدـهینـ وم.آلییـطفـنًایدرهـاویـدنبـزهمینـخهواتننودضهیهـحااتـییمبادهنهایـمـد.ه وحتـیاز ایـرانمهاجـرت کرد هانـدهمهمی نطور
زمانـی کـهمـند هسـالهبـودم،یهودیـاناصفهـانحدود است؟حتیاز اصفهانهم کهاز میانشهرهای
دهتاسـیزدههزار نفربودند.شـبعید کهم یشـد،تمام دیگـر بسـیار مـورد توجـه و علاقـۀ شـما بـوده
پیلـ هوران کلیمی کـهبهنج فآباد،پیربکران،اردسـتان، اسـت،مهاجـرتزیادیصـورت گرفتهوجمعیت
مهابـاد ،کمشـچهو...م یرفتنـد،تمـاممحصولاتشـان، یهودیـانبسـیار کـمشـدهاسـت.
ازجملهنخود،لوبیا ،گندم،قیسـیو...رام یآوردندسـر کـدرهمجاهیـاگجارهتشـکـخردهص،دیحتگـمرًاایین نمطیتورواندـومسـقـرارت مـن خـودم را
همین کوچهم یچیدندوم یفروختند.آ نهاهم ک مکم دهـم .کسـی
داشتهاست.منفقطم یتوانماحساسخودمرابیان
کـوچ کردنـدوالآنحـدوددوهـزار نفراینجاسـا ک ناند. کنـم.اورفتـهنیویـورک،لنـدن،اسـرائیل؛مـننم یتوانـم
هما نطـور کـه م یدانیـد ملـت ،قـوم یـا دیـن یهـود بـا جـای او باشـم .مـن آنچه را خودم هسـتم توضیـح دادم.
اسـ مهایمتفاوتـیخوانـدهم یشـوند،ماننـدعبرانیان، در زیسـت شـخصی شـما ایرانـی بودنتـان بیشـتر
اسـرائیلیان و کلیمیـان؛ امـا ای نهـا همـه یکـی هسـتند. برجسـتهبـودهیـا کلیمـیبودنتـان؟
عبرانیـان بـه کنیـۀ حضـرت ابراهیـم مربـوط اسـت، وطـن،وطـناسـتودیـن،دین.وطنمنایراناسـتو
اسـرائیلیان بـه کنیـۀ حضـرت یعقـوب و کلیمیـان بـه دیـنمـنیهودیت.نم یتوانمایـندوراباهمقاتی کنم.
کلیـ مالله کـهلقـبحضـرتموسـیدر قـرآناسـتوهمـۀ م یدانید کهسابقۀایندیندرایرانوحتیاصفهانبه
ای نهـادلالـتبـریـکفرقـهداردوهمـۀآ نهـایهـوه(نـام 1400سالقبلازاسلامبازم یگردد.دردورۀ کوروشیعنی
2700سـالپیـشیهودیـانبهاینجاآمدنـد؛درصورت یکه
خـدا در زبـان عبـری) را م یپرسـتند. اسلامدر زمانیزدگردسومآمد.وطنوطناست،جانم
در مـورددیـنهـمبایـدعـرض کنـماولیـناصـلدیـنمـا فدایش و دین هم دین است ،قربانش بروم.
یکتاپرسـتیاسـت؛اینکـهمـنخدایـیهسـتم کـهتـورااز ایناصفهانیبودنشـمادر زندگیشـخص یتان
سـرزمین مصـر و بردگـی رهانیـدم .بعـد اصـول اعتقـادی چه بروز و ظهوری داشـته اسـت؟
شـاملمعـاد،روز آخـرت،جـزا،دیـنوحسـاب(هـر کـس مـن خـودم را و اجدادمـان را اصفهانـی م یدانـم؛ البتـه
هر کاری کندمعادلهمانرادریافتم یکند)م یشودو هی چیـک از مـا آن لهجـۀ غلیـظ اصفهانـی را نداریـم و
مخعومدوملـاین ،گصویحبشَتپمهل یوکنییـوفما.رماس گیو؛یولشـیتی هلدارهیجم همماخنصکومصی
ای نهـاهمـ هاشهسـت. ِکـشپیـدام یکنـد کهبوییازلهجـۀنج فآباد یهـادارد.
در مـورددهفرمـان کـهدر اطراف کنیسـهوجایگاه گویاارتباطتانباجوانانخیلیخوباست.
جوانـان نـور چشـم م نانـد .پـدران و مادرانشـان زنـده
نوشت هشدهتوضیحبفرمایید. باشـند ،امـا هم هشـان فرزنـدان م نانـد .فقـط منتظـرم
ده فرمانـی کـه حضـرت موسـی ،از جانـب خـدا بـرای
بن یاسـرائیل آورد ،اینهاسـت:
-1منهستمآنوخی،خدایخالقتو کهتوراازسرزمین
مصر،از خامیوغلامینجاتدادم.ریشهآنوخی ،کلمۀ
«دانـساخت»ادارسـد کتهوهمربصـارر کیاجسـیراتک.ایمعل ًناـبریرخسدایومندیکنشـادق.ولمعیندری
آنایناست کهمنآنوخی کهاین(شاقول)رادر دست
دارم،تورااز سرزمینغلامی،سرزمینمصرنجاتدادم.
-2غیر از من خدای دیگری را نپرست.
43
و حـدود و قانـون دارد. -3نام خداوند را به باطل یا دروغ مبر.
اتبسلایغلـمیم؛ یمگثوای ًنلـدحپیاضـمربـراتنمیـوا تسـشـیریوعیعبیوسدـندی در -4روز شنبه را مقدس بشمار.
اول ًامشکلات کهخدارا یـا -5به والدینت احترام بگذار تا عمر تو طولانی شود.
ثاشنیکًارآعب نراقنیدارهنیانعینسیت؛ پیامبران تشـریعی بودند ،یعنی شـریعتی آوردند؛ اینهمانسرزمینیاست کهاسرائیلیانالآنبه
کو چکنندگان.حضرت ولـی پیامبرانـی مثـل حضـرت یوسـف یـا یعقـوب آن اشاره م یکنند؟
ابراهیم کو چکنندهبودو تبلیغـی بودنـد و همـان دیـن قبلـی خودشـان را سرزمیناسرائیلسرزمینداوودوسلیماناست1.
ماپیرواندینیهوداین تبلیـغ کردنـد. -6قتلنکن.
خصوصیتراداریم که خیـر ،ای نطـور هـم نیسـت کـه تبلیـغ باشـد .حضـرت -7زنانکن.
کو چکنند هایم .کسیاز ابراهیـم یـا اسـحاق یـا یعقـوب در دورۀ خودشـان -8دزدی نکن.
اینجابهتهرانم یرود خداپرسـتی را انتشـار دادنـد؛ ولـی موسـی کام لتریـن -9شهادت دروغ مده.
کهشرایطشبهترشود، قانونراآورد.ما 613فرمانداریم 365:فرماننهو248 -10حسودنباش.
بعدازآنجام یرودآمریکا، فرمـانآری کـهدر اینفرما نهاهرچهبخواهیدهسـت. یهـود دانشـمندان نهایتـ ًا اسـت. ایـن همـان ده فرمـان
زمانـی کـه م یخواسـتید ازدواج کنیـد ،ب هعنـوان گفت هانـدتمـامایـنفرما نهـارا کـهجمـع کنیـمم یشـود
باز هم برای شرایط یکحا کمشرعشناختهشدهبودیدیاب هعنوان «دوسـتبـدار ه منوعـترامثـلخـودت».یعنـیتعـدی
بهتر .کو چ کردنیکیاز یـک هنرمند؟ نکـن .ا گـر تعـدی نکـردی و انسـا نها را مثـل خـودت
آن زمـان مـن حا کـم شـر ع نبـودم و در صنایعدسـتی دوسـت داشـتی ،تمـام ایـن ده فرمـان را ب هجـا آورد های.
خصوصیاتماست. کار میکـردم. ایـنموضـوعیـکاصـلثابـتاخلاقـیدر بیشـتر
اسلامدر 98درصد ازچهزمانیحا کمشرعشدید؟ ادیـان اسـت.
مننهحا کمشـرعهسـتم،نهخاخامونهروحانی.من کـه بملـ یهتودارنـسـم بـتاه آسـنتت،کمیـثـهلکانـصـم ِ:ل اوحسـادسـه لیاا السـاهل املااساـللهت.
مسائلماننددین دفترازدواجبرای کلیمیاناصفهاندارم.دفترازدواج52 در
یهوداست؛فقطدر وطالق 14کـهخـداراشـکربیسـتسـالی کـهایندفتـررا آییـن زرتشـتهـم کـردار نیـک ،گفتار نیکوپنـدار نیک
ادخوتیلااسفهداقراننودونبکاامهل ًام دارم،ایندفترپا کیزۀپا کیزهاستوهیچطلاقیرادر آن هسـت.اصـلاساسـیدینمام یگویددوسـتبـدار هم
بههمچسبید هاند؛اما ثبتنکرد هام. نوعـترا؛نم یگویـدبـرادرترایـابرادر دینییاه مکیشـت
بامسیحیتاختلاف ب هعنـوان پیشـکار مذهبـی ،ارتـزاق شـما از چـه را،م یگویـده منوعـترا،یعنـی کلانسـا نهارا.مطابـق
بمیخشتصرویصوًاجدروقدانداوردن، طریـق اسـت؟ اینکـه م یگوینـد هـر بـدی کـه بـرای خـود نم یپسـندی،
طهارتآ نهاآزادند ا گـرقـرار بـودمنبـعدرآمـدمـناز امـور مذهبـیباشـد،من بـرای دیگـران هـم مپسـند.
و هر خورا کی باشد ایلآکنیگاـدداوبـموورددم.مرماـجنعحهردفاـرهددکارهتم.قردیفب ًتـاردارزآمدوادجیهـممحسسـاولبی در دین یهود شما برای خدا جسمانیت قائلید؟
م یخورند؛ گوشتخوک خیر.خداییاسـت کهنم یشـودتصویریاتصورش کرد؛
یاگوش تهایناشناخته نم یشود.حتییکیاز اعضایانجمن،آقایهارونیان، خدایی کهشـبیهنداردوجسـمنیسـت.خدایی کهآن
م یخورند،ولیدین بـهمـن گفـتشـمانبایـدپولـدارباشـید؛یعنـیمـابـاخدا طـور کـهمـادر نظـرشم یگیریـمنیسـت،بلکـهحقیقـت
اسلامویهودای نطور معاملـهم یکنیـم.اینبـرایمنای نطور اسـت. مطلـق ،ذات مطلـق و حـب مطلـق اسـت .ای نهـا همـه
نیست.حدوحدودو در طیاینبیسـتسـالتجرب های کهدر مذهب حقیقتاست؛اماهردینیتشبیهاتواستعاراتیداردتا
دارید،روندمذهب یترشـدنمردمب هخصوصدر بشرآنرابفهمد،وگرنهچه کسیآنجارادیدهواز حوض
قانوندارد. انقلاآیبیانسلکالمیمییوااقعنًاتچأثگیرونگهذباوشدهتاوسجواتن؟ان کلیمیامروز کوثـر و بهشـت و امثـال ای نهـا خبـر داده اسـت؟ ای نهـا
برای درک بهتر بشـر اسـت.
گرایـ ش بیشـتری بـه دیـن دارنـد .دلیلـش هـم معلمـان جایـگاه بقیـۀ ادیـان مثـل مسـیحیت و اسالم نـزد
هسـتند و هـم ایـن انقالب .بالاخـره جامعـه هـم اثـر دیـن یهـود چیسـت؟
م یگذارد.افراددی نداربودند،ولیمعتقدترومتعص بتر دربـارۀ مسـیحیت اطالع زیـادی نـدارم؛ فقـط ایـن را
شـد هاند .زمانـی اصفهـان را « دارالیهـود» م یگفتنـد. م یدانـم کـهایـندینشـاخ هایبود کـهاز یهودیتجدا
یعنـیا گـرجامعـ هایلائیـکباشـد،ممکـناسـت شـد .در هـر حـال ،مسـیح را پیامبـر م یدانیـم .حضـرت
یهودیـان آن جامعـه لائیـ ک بشـوند؟ محمـد (ص) در مقطعـی کـه جهـل و تاریکـی وجـود
بـه نظـر مـن جامعـ های کـه از قیـد هـر دینـی آزاد باشـد، داشـت ،برخاسـت و بیـرق وحدانیـت خـدا را بـه دسـت
بالاخـره اثـر خـودش را م یگـذارد؛ امـا وقتـی در هـر جایـی گرفـتوتوحیـدرا گسـترشداد.پیغمبـراسالمبـرایمـا
صحبتاز دینباشـدواز بعضی کارهاپیشـگیریشـود، قاب لاحتـرام اسـت.
بالاخـره اثراتـی دارد. در دینیهودحضرتمسـیحوپیامبراسالمبه
ارتباطجامعۀ کلیمیانباحا کمیترا،قبلوبعد رسمیتشـناختهم یشوند؟
از انقالب،چگونهارزیابیم یکنید؟ بله،ولیماپیرواحکاممسیحیتنیستیم.اسلامدر98
ارتباطجامعۀ کلیمیانباارگا نهابعدازانقلاباسلامی اقدمارناـبوصامدنبمسایهسـاحئمیالختمتااانخلنتدلفاددیافرنبـنییدشهوتوکرادامیا ًسلوبجتهو؛هفدقدمارطچد،دسـرمبدیخودیصاهاونسصدًاه؛
بسـیار گسـترد هترشـده.دکتـرارزانـینیـزچندیـنجلسـۀ
گف توگـویادیـانبرگـزار کردنـد.مجالتونشـریاتهـم
ارتباطـاترابیشـتر کردند. در قانـون طهـارت آ نهـا آزادنـد و هـر خورا کـی باشـد
آیاجامعۀ کلیمیانمحدودی تهاییدارد؟ م یخورنـد؛ گوشـت خـوک یـا گوشـ تهای ناشـناخته
محدودیـت نـه خـدا را شـکر .مـا تابـع قانـون مدنـی ایـران م یخورند،ولیدیناسلامویهودای نطور نیست.حد
. 1داودوسلیمانازپادشاهان کشوراسرائیلباستانبودند.
شمار ٔهبیستوچهارم44
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
نخورد.یهودیان22یا23روزدرسالروزهم یگیرندواین
روزهادر طولسـالپخشاسـتوبهدنبالهمنیسـت.
یکروزۀبزرگهمدرآخرتابستانواوایلپاییزهست که
در آناز امروزعصرگاهتافرداشبروزههستیم.غذاهایی
هم کهم یخوریمدرخانهتهیهم یشودوا گربخواهیماز
بیرونبگیریماز رسـتوران یهایخودمانم یگیریم کهدر
آ نهاحیوانباروشخودمانذبحشـدهباشـد.
در مومرمدنگووعیشتتحشتمما ًادبرایغدذاحیچیواسنطتب؟قدستوراتدینی
مـوادی مصرف کنیم. یمثهــولدسیوذبسـیحشـسدوهکبالابـشـاد کسـراهاازصآا ًنل
گوشـت نم یخوریـم1.
شـکارو گوشـتشـترهمنم یخوریم.
نمازتانومناسکتانبهچهزبانیاست؟
بهزبانعبریاسـت.البتهبرایفهمبیشـترترجم ههای
فارسـیو کتا بهایترجم هشـدههمداریم.
بعضـیمسـلما نهازمانـی کـهنمـازم یخوانندبه
زبانفارسـیم یخوانندوم یگویندچرامابایدبه
عربینماز بخوانیم.در دینشـماچنیننیسـت؟
قبل هتان کجاست؟ گسـترشپیـدا کـردهاسـتوریز هکار یهـاوباری کبین یها هسـتیم.امامبارهاوبارهاوحتیهمانابتدادر فرانسـه
خیر،ای نطورنیست.البتهخدارابههرزبان کهبخوانی، بیشـتر شـده اسـت. بـهخبرنـگاران گفت کهاقلی تهادر پناهاسالمهسـتند؛
م یشـنود؛ ولـی بهتـر اسـت بـه زبـان عبـری باشـد ،چـون یعنـیمـااقلی تهـاراحمایـتم یکنیـمواینسـندبزرگی
زبانتوراتاست.هم هجایدنیایهودیانبازبانعبری آیااینباری کبین یهابرایجامع های کهاسالمی
عبـادتم یکننـد.قبلۀمادیوارندبهاسـت. اسـتوم یخواهـددر مسـائلاسالمباری کبیـن اسـت بـرای ما.
فلسفۀ کلاهی کهبهسرم یگذاریدچیست؟ تاالآنشدهبخواهیدرویدادخاصیرابرگزار کنیدو
در دینیهودهرپسـریهمیشـهباید کلاهبهسـرداشـته شـود،باعثتضادوایجادمشـکلنم یشـود؟
بماخشـصدووص ًهاـبررادیخنتـمراز.یجراویسـیرمیی.گاوییـدن اشمـمرا(املسـتثتاناسنـرائدیاردل)، خیـر.هـرقانونـیدرسـتاجـراشـود،هیـچتضـادیایجاد مانعیبرایشماوجودداشتهباشد؟
لشـکریان خـدا هسـتید .هیـ چگاه هیـچ سـربازی جلـوی مندراصفهانبهچنینچیزیبرنخورد هام.یعنی کاری
مافوقشبدون کلاهنم یایستد،پسهرفردیهودیباید نمیکند. غیـرازعـرفودیـن کهخلافقانوناسالمیباشـدنبوده
کلاه به سـر داشـته باشـد. یهودیـاندر زمینـۀاقتصادقدرتمندندوبسـیاری
سخنآخر؟ از ثروتمندانجهانیهودیهستند.چهعاملی که بخواهیم انجام دهیم.
خیلیخوباست کهچنینارتباطاتیبرقرارم یشود.با موجـبآناسـت؟اینکـهاز شـماقتصـادیخوبـی رابطـۀعمـومجامعـه،یعنـیمـردم کوچـهوبـازار بـا
همصحبتم یکنیموازاحوالوخصوصیاتهمبیشتر برخوردارنـد یـا اقلی تانـد یـا همیشـه پشـ تهم
اطلاعپیدام یکنیموبیشترهمدیگررام یشناسیم.این هسـتند؟ در ایـران هـم وضعیتشـان همی نطـور کلیمیـان چگونه اسـت؟
گف توگوهـاباعـثم یشـودآ نهـا کهفکرم یکننـددراین خـوب اسـت .البتـه بعض یهـا هسـتند کـه هنـوز هـم
کشـور تبعیـض هسـت ،بداننـد چنیـن چیزهایـی بیـن ما اسـت؟ خصوصیـاتقدیـمرادارنـدواینخصوصیـاتدر بعضی
نیسـتوارتباطاتدرسـتومنطقیاست. خیـر ،در ایـران ای نطـور نیسـت .چـون کارهـا و موقعی تهانمودار م یشودوباتعصببرخوردم یکنند.
بـرای اینکـه ایـن گف توگوهـا صـورت بگیـرد ،چـه شغ لهایشـان در چشـم اسـت ،فکـر م یکننـد ای نهـا در معامالت اقتصـادی هـم رابطـۀ خوبـی بـا مسـلمانان
اقداماتـی انجـام داد هایـد؟ ثروتمندنـد؛ درحال یکـه در همیـن اصفهـان مسـلمانانی داریم.مسـلمانانهمبه کلیمیانتمایلدارندوبیشـتر
چنـد جلسـۀ گف توگـوی ادیـان در اصفهـان و تهـران هستند کهبسیاربیشترازیهودیانثروتدارند.ا گر کسی بـه آنـان جنـس م یفروشـند؛ چـون میـان آ نهـا اعتمـاد
داشـت هایم.خودمـانهـمدر بعضـیمراسـ ماز روحانیـون بـا حسـاب و کتـاب کار کنـد ،م یتوانـد سـرمای هدار شـود.
مسـلماندعـوت کرد هایـم کـهبیاینـدواز کنیسـهبازدیـد یهودیـانمعتقدندبایـدبرایفردایشـانپ سانداز کنند. حاکـم اسـت.
کنند. مـوردی بـوده کـه ازدواجـی میـان یهودیـان و
بـه نظـر شـما چه نقـدی به جامعـه یهودیـان وارد هرکسـی م یتوانـد ایـن کار را بکنـد. خیر.مشسـمالممانسلامنانییـاد بوقوالیـدهیناتدایـانهنممصـسولرمات بنانگیـدروقد؟طع ًا
اسـت؟ یهودیـتیـکدیـنفقهـ یاسـتودربـارۀزندگـی بایدبامسلمانازدواج کنید.در اصفهاناز ایناتفاقات
مـناولازهمـهبایـدخـودمرااصلاح کنموبعدازدیگران روزمـرههـمدسـتوراتزیـادیدارد.ایندسـتورات نیفتاده،مگریک یدومورد کهارتباطبرقرار شدهوازدواج
انتقاد کنم. تـاچـهانـدازهدر بسـترجامعـۀیهـودیودر میـان بایدانجامم یشدهاست.در دینماهممثلشما،این
ترجمـۀنمـاز:2جـانهرذ یحیاتیتـوراتبریکم یگوید، جوانانرعایتم یشـود؟از غذایی کهم یخورید کار منعشده.وقتیاز قانونصحبتم یکنیم،بایدتابع
نـام تـو را ای خالـق مـا و روح هـر بشـری ذکـر تـو را شـریف و
بلندمرتبهم یگوید،ایسلطانماتاابد.ازاولدنیاتاآخر تـاآدابـی کـهدر طـولروز ب هجـام یآوریـد. آنباشیمواینقانونبینمارعایتم یشود.
دنیاتوهسـتیخداوندوغیراز تومانداریم،ایسـلطان دینیهودیقوانینمشخصیدربارۀخوردندارد.اینکه کسـی بـوده کـه بخواهـد بـه دیـن یهودیـت وارد
نجا تدهندهوفر جدهندهورهای یبخشوآزاد یبخش چهچیزم یخوریدودر کجام یخوریدبسیارمهماست.
وایاستجاب تکنندهورحیم.هنگامهعذابومشقت، ایننشانم یدهدچقدربایدبرایسلامتیاهمیتقائل شـود؟
سلطان کم ککنندهویار یرسانیجزتونداریمایخدا. شـد .برنامۀ نماز ما سـه مرتبه در روز است :صبحگاهان، در ایران کهاین کار شـدنینیسـتودر اسالمهم کسـی
عصروشب.البتهدر برخیروزهامثلشنبهوپن جشنبه کـهاز دیـنخـارجشـودمرتدشـناختهم یشـودوقصاص
وهامعـیاـاندربویزشـختوراناـسدـه مت.بیـراشـوید؛هـورلـرویزمزبـجورمدواعـو ًاوندممازخهـاصـوی مـاص
بیشـتر از نمازهـای شـما طـول م یکشـد .مـا بیشـترین و دارد.
مفص لتریـن نمازهـا را داریـم .روزه هـم داریـم .بـرای روزه از نظرشـما کهپیردینهسـتید،دیدگاهی کهدر
گرفتن،هرشـخصمجاز اسـتتاسـاعت 12شـببخورد گذشـته دربـارۀ دیـن وجـود داشـته چـه تفاوتـی بـا
و بیاشامد و بعد از آن بهتر است تا اذان مغرب فردا چیزی
دیـدگاه امـروزی دارد؟
ا گـراز ریشـهبخواهیـدبدانیـد،دیـنهمیشـهیکـیاسـت
و هیـ چگاه متفـاوت نم یشـود .خـود یهودیـت بیشـتر
1 .1به سبب هماهنگ نبودن با ضوابط ذبح یهودی
2 .2این قسمت ترجمۀ بخش کوچکی از نماز یهودیان است
45
از استرتاشموئل
معرفی برجست هترین شخصی تهای یهودی ایرانی از ایران باستان ،سد ههای میانه و امروز
بـرای شـناخت بهتـر یهودیـان ایـران و تأثیـر ایشـان بـر فرهنـگ و تمـدن ایـران و برعکـس تأثیـر فرهنـگ و تمـدن ایـران بـر آنـان ،شایسـته اسـت برجسـت هترین
ایـران و میانـه بداوزرشهناهـاسـییزمشـانـخ ِیصاییـراتهنابباهـسـرتاه گنر،فتسـهادیـههما.ی شـخصیتهای یهـودی در دورههـای مختلـف تاریخـی را بشناسـیم .در ایـن نوشـتار م یکوشـیم از هرکـدام از
معاصـر ،شـش شـخصیت یهـود ِی ایرانـی را معرفـی کنیـم .بـه ایـن منظـور از متخصـص هـر دورۀ تاریخـی در
ِ :::::عــــــزرا علیرضااسماعیلپور
فرمانـدار یهودیهاز سـویشـاهایـرانواز بانیان پژوهشگر مطالعات
بازسـازی جامعـۀ یهودیـان بی تالمقـدس در ایران باستان
دورانپساز تبعیـد(سدۀششموپنجمپ .م)
شــش شخصیت یهــودی ایران باستـــان
معنـای نامـش کمـک و امـداد اسـت .او کاهـن و هـادی
معـروف یهودیـان و کاتبـی ماهـر و عالـم و امیـن بـود و در هامان ،وزیر دربار ،که با یهودیان بهویژه با مردخای ِ :::::اســتِـ ــــر
بـارگاه شـاهان ایـران اعتبار تام داشـت .بنابر سـنت یهود، خصومـت داشـت ،بـر آن بـود که همۀ یهودیـان قلمرو
تبـار عـزرا بـه هـارون بـرادر موسـی (ع) م یرسـید .اردشـیر شاهنشـاهی را از میـان بـردارد .هامان ،شـاه را ترغیب دختراب یهیلوهمسرخشایارشایهخامنشی
یکم،پنجمینشاهنشاههخامنشی( 424-465پ.م)، کـرد کـه فرمـان دهـد تمـام یهودیـان را در یـک روز ( 466-486پ .م)
طیفرمانـیبـهعزرامأموریتدادبهیهودیهبرود،معبدرا نابـود کننـد و شـاه نیـز ب هدلیـل اعتمـاد بـه هامـان،
ازنورونقبخشـدوبهاوضاعآشـفتۀقومدرآ نجاسـامان درخواسـتش را پذیرفـت .مردخـای بـا شـنیدن خبـر بنـا بـر روایـت کتـاب اسـتر ،نـام اصلـی او َحدثـا بـود
دهـد .اردشـیر همچنیـن هزینـۀ اصلاحـات یادشـده را از نابـودی ع نقریـب یهودیـان ،از اسـتر یـاری خواسـت. و بـه اسـتر شـهرت یافـت .اسـتر نامـی ایرانـی و بـه
خزانـۀسـلطنتیپرداخت کردوبهعـزرا اجـازهدادبرخیاز اسـتر نیـز بـا بـه خطـر انداختـن جـا ِن خـود ،بیاجـازه معنـی سـتاره (یـا زهـره) اسـت و ایـن نکتـه بدیـن
یهودیـانرابـاخـودبهبی تالمقدسببـردونـذوراتطلاو بـه حضـور شـاه رفـت .وی دو بـار شـاه و هامـان را بـه کمجوعونداـکـمـییاعیسغتـییـرتیمهکــشوـهدددوویاپسســسـنرمعدتامودشیـیتر ِپاشنیـُیمهریِودادخیــسـاانتی.وساـاسیـکترارنبـددهرر
نقرۀدیگریهودیانرانیزصرفاصلاحاتخود کند.بنابر میهمانـی دعـوت کـرد و در بار دوم ،تبار خود را بر شـاه فرزنـدی پذیرفـت .بـه روایت کتاب اسـتر (گرچه برخی
فرمانشاهپارسی،عزراهمچوننمایندۀشاهحقداشت فـاش سـاخت ،از توطئـۀ هامـان پـرده برداشـت و او را میداننـد)، مششـنااهبـهب ِناعنشوـما َوثوهـ اشـقتخُ ،اشیـطو ُرلرااعبـاشهع(تبلـآهاتنحرنتااامفـغرارمالانـبقیشســ ایدزاهر
بـهعـزلونصبقضاتبپـردازدوقوانینیهودرااحیا کند دشـمن قوم خود نامید .شـاه خشمگین شد و فرمان خشیارشـا)
ودر صـورتلـزوم،حتـیحکـمبـهاعـدامخاطیـاندهـد. به اعدام هامان داد .سـپس اسـتر از شـاه خواسـت به مقـام خـود
بنابرروایت کتابعزرا،اودرسـالهفتمسـلطنتاردشـیر یهودیـان اجـازه دهـد در تمام ایالات قلمرو پادشـاهی خلـع کـرد و اعالم کـرد از میـان دختـران زیبـا یکی را به
(برابربا 458پ.م)،ب هفرمانشاهراهییهودیهشد؛البته بـا دشمنانشـان مقابلـه کننـد .بـا موافقـت شـاه، همسری برخواهد گزید .استر نیز در این رقابت شرکت
برخیاز پژوهشگران،بنابرشواهدیاز هردو کتابعزراو یهودیـان ،چـون از بلایـی عظیـم نجـات یافتـه بودنـد، کـرد و سـرانجام شـاه او را بـه همسـری خـود درآورد.
نحمیا،دراینتاریختردید کردهوسالآغازمأموریتعزرا آن روز را بـه روزهداری سـپری کردنـد و پایـان آن را بـا باای نهمـه اسـتر یهود یبودنـش را آشـکار نسـاخت.
رامد تهـاپـسازآندانسـت هاند. برگـزاری «عیـد پوریـم» جشـن گرفتنـد.
عـزرا پـس از سـفری چهارماهـه بـه بی تالمقـدس رسـید مقبـرۀ اسـتر و مردخـای در همـدان زیارتـگاه یهودیـان
وب یدرنـگاصلاحـاتراآغـاز کـرد.طـیسـا لهایپیـش جهـاناسـتوایـنآییـنیهـودی کهبـاتاریخایـران گره
از آن ،برخـی از یهودیـان سـاکن یهودیـه بـا غیریهودیـان خوردهتاامروزدرمیانیهودیان گرامیداشتهم یشود.
ازدواج کـردهبودنـد.عـزراپـسازآ گاهـیازایـنامـر،فرمـان هیچیـک از قهرمانـان زن عهـد عتیـق بهانـدازۀ اسـتر
دادهمـۀآ نهـاازهمسـرانغیریهـودیخـودجداشـوند. موضـوع آثـار ادبـی و هنـری نبود هانـد .بهویـژه از دورۀ
ُرویش َههمشاچننای(عنیدچنسداملانهوپ)،تسوارازورتورادبدرهیحهضوودری مهرودطمقیراعئیدت رنسـانس بـه بعـد ،اغلـب هنرمنـدان و سخ نسـرایان
کـردوایـنآغـازیشـدبـرایسـنتتورا تخوانـیدرحضور غربـی بـا الهـام از داسـتان اسـتر ،آثـار ادبـی گونا گونـی
تـموؤرامنـاتدنر(اتنـاحپیـصـارشَکا َزهآنـنه،بووقدو).افوبههبمخچنیشهناکویعشـیمـدد هطابقیازۀ خلـق کرد هانـد .اسـتر همـواره در ایـن آثـار نمـاد
کاهنـان را از نـو سـامان دهـد و حـدود و وظایف آنان را بنابر ازخودگذشـتگی ،دلیـری ،فروتنـی و زیبایـی اسـت.
سـننمغفو لمانـدۀقوم،معیـنسـازد.اصلاحاتعـزرادر برخـی پژوهشـگران مبنـای تاریخـی حکایـات کتـاب
ادوارپـسازاوتـداومیافـتورفت هرفتـهبـهاحیـایجامعـۀ اسـتر را بهسـبب ضدونقیـض بـود ِن اطلاعـات آن رد
کردهاند و آن را برساخته از داستانی اساطیری دربارۀ
یهـودوقوانیـنآنانجامید. کشـا کش میـان خدایـان عیلامـی و بابلـی دانسـت هاند
و شـخصیت اسـتر را بـا شـخصیت اسـاطیری «ایشـتر»
ایزدبانـوی بابلـی مقایسـه کردهانـد.
شمار ٔهبیستوچهارم46
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
جدیـتمنعم یکـردوبهایمحصولزمی نهایخـودرا احیـایدیوارهـا ،مخالفـاننحمیـاچنـدبـار علیـهوی ِ :::::ن ِحمیــا
نیز ذر هایتغییرنم یداد.اوروحانی بسیار مقتدری بود توطئـه کردنـد.آ نهـا کوشـیدنداورااز شـهردور کننـد،
بوااقیواننیـهمنـهدیبـنـا زیهـرا بدـَوارمزویشـو تکرافکی تدنمیـاامم بـخاهل اجفـ برـاوددرموـپییآروورادن. بـا گزار شهـاینادرسـتاورادر نظـردربـار شـوشخائـن فرماندار یهودیهواصلاحگرقوانینیهود
خودرابهبهر هگیریاز لذایذدنیو ِیمجاز وشـکرگزاریاز جلـوهدهنـدوحتـیقصـدجـاناورا کردنـد؛امـانحمیابا (سدۀپنجمپ .م)
دوراندیشـیاز تمـامایـنخطـراتجـانبـهدر بـردو کار
نعمـاتخداونـدفرام یخوانـد. بازسـازیدیـوار رابـهروایـتخـودشدر 52روز بـهپایـان بــه روایــت کت ـاب نحمی ـا ،او در درب ـار اردش ـیر یک ـم،
شموئیل با شاپور اول ،شاهنشاه ساسانی ،روابط بسیار بـرد(منابـعتاریخـیاز دوسـالوچهـار ماهیــاد کرد هاند). شاهنش ـاه هخامنش ـی ،مق ـام مهم ـی داشـت .در
دوسـتان هایداشت،چنا نکهشـاههرازگاهویرابهدربار در آنزمان،ب یاعتناییبهشـریعتچناندر شـهررواج سـال بیسـت ِم فرمانروایـیاردشـیر (برابـربـا 445پ.م)،
فرام یخوانـد و بـا او بـه صحبـت م ینشسـت .در یکـی از یافتـهبـود کـهمـردمدر روز شـباتنیـزبـه کار ودادوسـتد گروهـی از یهودیـانبی تالمقـدسبـهشـوش،پایتخـت
ایـن گف توگوهـا،شـاپور بـهشـموئیل گفـتطـیجنـگ مش ـغول م یش ـدند و بازرگان ـان فنیق ـی در ب ـازار ش ـهر زمسـتانی شاهنشـاهی هخامنشـی آمدنـد و نحمیـا را از
بـا رومیـان ،همـواره مراقـب بوده خون یهودیـان بر زمین کالاهـایخـودراعرضـهم یکردند.نحمیاقوانینشـبات وخامـت اوض ـاع یهودیـه آ گاه کردن ـد :دیواره ـای ش ـهر
ریختهنشود؛باای نهمهدرحملهبهسرزمین کاپادوکیه، رااز نـوبرقـرار کـردودسـتور داددر آنروز درواز ههـایشـهر
شـماری از سـربازان یهـودی لشـکر روم از بیـن رفت هانـد. را ببندن ـد .وی همچنیـن مجموعـه قوانین ـی تدویـن
شموئیلبا سپا سگزاریاز شاه،بهوی حقداد و گفت کـرد کـهشـاملخوانـدنتـورات ،پیـرویاز فرامیـنآن،
کهشـرایطجنگـیرادرکم یکند.اینروحانینامـدار در پرهیـز از ازدواج ب ـا بیگانـگان و برخ ـی قوانیـن شــرعی
یکـیاز مشـهورترینجمالتخـود،بـهیهودیـانچنیـن دیگـربـود.ویپـساز دوازدهسـال،در سـالسـ یودوم
پنـد م یدهـد« :قوانیـن حا کـم بـر کشـو ِر محـل سـکونت از سـلطنت اردش ـیر (برابـر ب ـا 432پ.م) ،موفـق ش ـد
خـود را همچـون قوانیـن دینـی یهـود محتـرم بداریـد». نظـموقانـونرادر یهودیـهبرقرار کند.اصلاحاتنحمیــا
دانـش شـموئیل در پـزشــکی و نجــوم زبانــزد خـاص و جامعۀپرا کندۀیهــودرااز نــودر بیـ تالمقدس گردآورد
عامبود.ویچناندر ستـار هشنــاسیتبـحرداشــت که وبـهقوانیـنفرامو ششـدۀآنجـاندوبـار هایبخشـید.
ویرابه«شموئیلمنـجــم»ملقب کــردهبـودنــد.خــود قوانیـنمـدوننحمیـادر ادوار بعدینیزبـرزندگیمادی
کمو یچگـ هفپـتس:کو«راچهههـهـااییآ ِن َسهــرمادا رنا.را»چنـان م یشنــاسم کـه و معن ـوی ق ـوم یه ـود اثـر گذاشـت .همچنیـن س ـبب
اعت ـای اس ـتقلال و اقت ـدار حکومـت ایـران شــد.
:::::شوشنا(شوشا ندخت) در آسـتانۀویرانـیبـودو مـردم –گویـاب هدلیـل منـعدربـار
:::::شموئیل ِن َهردایی هخامنشـی-اجـازۀبازسـازیآ نهـارانداشـتند.نحمیا،
یمه یودشیــوه،د.بـاظااجهــارًزاۀاشرـدورشـیشر اندوهگیـناز شـنیدناخبـار
دخترمر کهنایامرزوطرا،رئیسحوزۀدینیشهر یکیازرهبرانیهودیانایران (اواخرسدۀدومم) راه ـی بازس ـازی ب ـاروی ش ـهر
همسـر یزدگرد یکم ،چهاردهمیــن پشوام ِبهندیتشااهو شـموئیلدر شـهر ِن َهـردا(واقـعدر شـمالباِبـل)بـهدنیـا
ساسانی ( 420-399م) آمـد .بنابـر روایـات سـنتی ،تحصیالت مقدماتـی را نـزد مصـردر سـال 448پ.مموجـبشـدهبـودشـاهپارسـی
پرودانرۀگیذهرانوددیوهدرشـسدـ.ابرلهخایینبیزعادوبراراشـیاتگرکدمییهلودداان َهناشسـخوید، یهودیـ هایمسـتحکمبـادیوارهایاسـتوار رادر پیشـبرد
نـام او در متـن پهلـوی شهرسـتا نهای ایرانشـهر ،کـه روحانـی نامـدار یهـودی شـمرد هاند .شـموئیل تـا نیمـۀ سیاســ تهای درب ـار هخامنش ـی مؤثرتـر بدان ـد .درب ـار
از آثـار ب هجامانـده از دوران ساسـانی اسـت ،ب هصـورت سدۀسوممرئیس ِب تدینومرجععالیشریعتیـهود شـوش مصالـح لازم بـرای بازسـازی بـاروی شـهر و نیـز
شیشـی ندخت آمـده اسـت .بـه روایـت ایـن متـن، بهشمار م یرفت.دفاعاز حقوقایتاموتصویبقوانین ـا َنک َهحنـمیه اختی ـار نحمی ـا گذاشـت. ـرباز در تعــدادی س
مـشاودرشـنداو پدسخـترـاریـرهنبـرشـایههیوعدنـیـای َننرایـسـراهنو،بههـراممسـ(رمیشزـدهگـورردب وه سـختگیرانه بـرای مبـارزه بـا رشـو هخواری از ویژگ یهـای و همـۀ اقشـار جامعـه اعـم از از ورود، اندکـی پـس
بهـرام گـور) بـوده و بنـای دو شـهر شـوش و شوشـتر نیـز برجسـتۀ دوران ریاسـت اوسـت .در سـا لهای قحطـی، لاویـانومـردمعـادیرابـهشـرکتدر عملیـاتبازسـازی
بـه او منسـوب اسـت .همیـن متـن در جایـی دیگـر، شـموئیل افزایـش قیمـت محصـولات کشـاورزی را بـا بارویشـهرفراخواند.او گروهیاز نگهبانانمسـلحرانیز
نرسـه را «پسـر زن یهـود» نامیـده اسـت .یزدگـرد ملقـب بهمقابلهباتهدیداتبرخیاز سـرانسـابقیهودیـه که
در کار بازسـازیاخـالم یکردنــد گماشـت.طـیدوران
شششخصیتیهودیایرانیدرسد ههایمیانی ابراهیمشفیعی
عقاید،فرق هایمذهبیپدیدآورد کهعیسویهیااصفهانیه در تاریـخ ایـران دانسـت .بـاور یهودیـان بـه ظهـور منجـی کارشناس زبانهای
نامیدهشدوبعدهاب هوسیلۀیکیازپیروانشبهنامیهودا موعودیب هناممسـیحایاماشـیح باعثشـدههموارهدر
یودغـان ادامـه یافـت و یودغانیـه خوانـده شـد .در ادامـه، طـول تاریـخ افـرادی خـود را آن مسـیحای موعـود معرفـی (:ا::ح:ت:مأابل ًاباسوتساعندییهدسومیاه.صق)فهانی
چ هبساپیوندینیزمیانفرق هایبهنامموشکانیهباقیام کنند.قیامأبوعیسینیزاز همیندستهاست کهدر سدۀ
و باورهـای أبوعیسـی وجـود داشـته اسـت .قیام أبوعیسـی اصلاحطلبورهبرقیامموعودباورانۀ
سـرانجام در دورۀ فرمانروایـی ابوجعفـر منصـور خلیفـه دومهجـریعلیـهفرمانروایـیامویـانصـورت گرفـت. یهودیعلیه امویان
عباسـی در سـدۀ دوم ه.ق سـرکوب شـد .باای نهمـه بـاور بهنظرم یرسدشرایطاجتماعیوقتدر کنار ویژگ یهای
بـرایـناسـت کـهقیـاموباورهـایاوبـرقیا مهـاییهودیـان شـخصیتیأبوعیسـی،هـمبـهاواعتبـار دادوهمشـرایطرا نـام او را اسـحاق بـن یعقـوب اصفهانـی و لقبـش را
پساز خودمانندقرائیانبهرهبریعنانبنداویدنیزاثر بـرای قیامـش آمـاده سـاخت؛ أبوعیسـی پـس از چنـدی عوبدالوهیـم(عبـدالله)دانسـت هاند.از زمـانومـکانزادگاه
باورهایـیرانیـزمطـرح کـرد کهمه مترینآ نهابهمسـیحا اواطلاعـاتدقیقـیدر دسـتنیسـت،امـابرخـیاورازادۀ
گذاشـته است. ونجا تبخشبودناووحتیراستینبودننبوتعیسی نصیبینم یدانند کهدر اصفهانزیسـت؛اورا کهدر دورۀ
(ع) و حضـرت محمـد (ص) اشـاره داشـت؛ ایـن باورهـا و فرمانرواییامویانوسا لهایابتداییحکومتعباسیان
زندگیم یکرد،بایدیکیازنخستیناصلا حطلبانیهودی
47
:::::بنیامینبن ُمشۀنهاوندی
منابع: فیلسوفواله یدانعصرمأمونعباسی
محمدرضـا سـهرابی ،مهنـاز مقدسـی. (سدۀ دوم و سوم هـ.ق)
( .)۱۳۹۳فرهنگنامـه زنـان ایـران و جهان،
آمد .او را یکی ابزنیمافمیسرانندرواریهرابرنا وندمرذشههربنَقهراائوینمد ب(اعهتدقنایاد
تهـران :ارتبـاط نویـن. به عدم اعتبار
مسـتر ها کـس .)۱۳۸۳( .قامـوس کتـاب روایات تلمودی و کفایت کردن تورات) دانست هاند.
ب هاحتمال زیاد ،بنیامین بیشتر عمر خود را در ایران یا
مقـدس ،تهـران :اسـاطیر. عراق گذرانده است؛ زیرا مذهب قرائیم سا لها پس از
لوی ،حبیب .)1324( .تاریخ یهود ایران. مرگویدر فلسطینرواجیافت.پیروانقرائیماوراپس
از عنا نب نداوود (بنیادگذار قرائیم) ،دومین رهبر بزرگ
کتابخانۀبروخیم. مذهبخودنامیدهومنابععربینیزازمؤمنانبهمذهب بـه رامشـهر (نگهبـان صلـح کشـور) ذاتـ ًا مـردی نرمخـو
Encyclopaedia Judaica,Second. قرائیمبانام«اصحابعنانوبنیامین»یاد کرد هاند. بـود و بـا صاحبـان ادیـان دیگـر بـه نیکـی رفتـار م یکـرد.
Edition, 2007 او بـه درخواسـت همسـرش ،یهودیـان را در ناحیـۀ
ِجـی اصفهـان سـکنا داد .یزدگـرد چنـان بـا یهودیـان
مورخاننزدیکبهدورانبنیامین،اورادانشمندیمسلط خو شرفتـار بـود که سـران قـوم با لقب «کورش نـو» از او
به تورات و سنـت روحانیـت یهود و نیز قاضی مجرب و یاد م یکردند .ربی آشی ،رهبر نامدار یهودیان در زمان
ناموریشمرد هاند.بنیامینبانسبتدادنخلقتمادی یزدگـرد ،ایرانیـان را «پشـتیبان یهودیـان» م ینامیـد و
ووحیمستقیمبهخداوندموافقنبود.بهباوراو،خداوند برخالف قوانیـن آن دوران (کـه در آن فـروش آهـن بـه
رونو ِزحوملطدلر کقواهسسیتنواابزههاومیصنحریونحنسیبستتدا.بدنینامخیلقنبرتآمانبدوید غیریهودیـان مجـاز شـمرده نم یشـد) ،آهـ ن فروختـن
کهخداوندعالمفرشتگانوارواحراآفریدهوجهانمادی بـه ایرانیـان را روا م یدانسـت .باای نهمـه ،برخـی
ب هواسطۀآنجها ِنروحانیپدیدآمدهاست.ویمعتقد پژوهشـگران این روایت را افسـان های سـاختۀ یهودیان
بود یکی از فرشتگان مخلوق خداوند جهان مادی را اصفهـان دانسـت هاند ،ب هویـژه ازایـ نرو کـه در منابـع
خلق کردهاستوبدینترتیبخداوندخالقغیرمستقیم یهـودی ازجملـه تلمـود (برخالف منابـع ایرانـی) هیـچ
مادیاتبهشمارم یرود(نس لهایبعدیقرائیانایننظر ذکـری از شوشـنا و ازدواجـش بـا یزدگـرد نیامـده اسـت.
بمنفیاهمویملنوگراورد کس(رکدلنمد)ۀ.خگ ّولیقارهأ)دیرفکلواقمامزعسقیایحدیگنمتوأثسرایسونیت.ز ب ههرروی ،سـاخت شـهر شـوش را نم یتوان به شوشنا
بنیامینب هرغمتعلقبهمکتبقرائیم،بهبرخیآرایعنان نسـبت داد؛ چرا کـه ایـن شـهر در زمـان هخامنشـیان
انتقاداتی وارد م یکرد و به حقانیت بخشی از دستورات (و حتـی پیـش از آن) وجـود داشـته اسـت ،امـا شـاید
تلمودی قائل بود .یکی از ارکان عقاید وی نپذیرفتن محلات یهود ینشین شوش در زمان شوشنا ساخته
ب یقیدوشرط سنت موروثی است .او باور داشت همۀ شـده باشـد .هرتســفلد ،ایرا نشـناس نامـی آلمانـی،
مؤمنان باید در تحقیقات دینی آزاد باشند .همچنیـن داسـتان ازدواج شوشـنا را معتبـر م یدانـد ،امـا معتقـد
اشتبـاه در استنبـاط از متون دینی را گناه نم یشمرد. اسـت سـکونت یهودیـان در همـدان از دوران یزدگـرد
بنیامین برخلاف عنان که ب ه آرامی م ینوشت و نیز آنیغــاززدرشـادصـه ولممقبدـفـرۀنمیعـزردوگـرفدبـوه آشراومـشگنااه ِساـسـ ِتت.ر وظُامرهـدرًاخناظـیر
براربخهلاعبفرپییرنواونشتخهوادسشتک.هظباههعرًاربازیومییندووشکتتناد،بآاثارصلیش هرتسـفلد درسـت نیسـت؛ زیـرا شـواهد تاریخـی از
بـه جا مانـده به نا مهای کتاب فرائض و کتاب قوانین سکونت یهـودیـان در همدان از دوران مادها حکایـت
که مضمون اصل یشان شرح عقاید قرائیم و نیز قوانین م یکنـد و آرامـگاه اسـتر هـم که نتـر از آن م ینمایـد کـه
مدنی و جزا و ...است.
مربـوط بـه دورۀ ساسـانی باشـد.
پزشکی ،هیئت و گاهشماری) ،اسئله و اجوبه (پاسخ به گروید.اونویسندۀ کتا بهاوآثار پرشماریاست،ازجمله :::::رشیدالدینفض لاللههمدانی
اپلرسسلطاشنیه ٔاهی( فدرربمارانۀرومایاسائن تلازدهی انسیلاو مآفوکرردۀیممغورودلب)،حفواثئباد مقدمۀتنسو قنامهایلخانی(دربارۀعلوموفنونختایی)،
الجایتو) و وق فنامه رشیدی (دربارۀ موقوفات مربوط به آثار الإحیاء (دربارۀ علوم طبیعی و اقتصادی) ،سیاست و ( 718-648ه.ق 1318-1247/مهمدان)
ربعرشیدی).برخیاز اینآثار در زمانخوداویاپساز آن تدبیرملوکختایی(دربارۀاصولاداریدول تهایچین وزیربزرگایلخانی،مورخوپزشک
به زبا نهای دیگری ازجمله عربی ،ترکی ،چینی و ...نیز ومغول)،جامعالتواریخ(مه مترین کتاباودربارۀتاریخ
مغولان و ترکان ،زندگی پیامبران ،سیرۀ پیامبر اسلام و رشیدالدین از خانواد های یهودی بود و بعدها به اسلام
ترجمهشد هاست. جانشینان او و بخ شهایی از تاریخ ایران و سایر ملل
او در دورۀ ایلخان أباقا (نزدیک به 680-663ه.ق / به دستور غازان خان ایلخانی) ،شعب پن جگانه (دربارۀ
1282-1265م) به دربار وارد شد؛ اما از سال 697 نسب فرمانروایان عرب ،ترک ،مغول ،یهودی و فرنگی)،
ه.ق 1298/م در دورۀ غازا نخان به بیشترین نفوذ خود صورالأقالیم(دربارۀجغرافیا)،مفتاحالتفاسیر(مقدم های
رسید و تا زمان فرمانروایی الجایتو بر مسند خود باقی بر تفسیر قرآن) ،توضیحات رشیدی (دربردارندۀ
ماند.ازجمله کارهایبسیاریمهمدیگراوبنیاننهادن موضوعات گونا گون دینی ،تاریخی و فلسفی) ،لطائف
َربعرشیدیدر شهرتبریزبود کهدر واقعدانشگاهیبرای الحقایق (دربردارندۀ موضوعات گونا گون علمی ،دینی و
فلسفی)،بیانالحقایق(دربردارندۀموضوعات گونا گون
تحصیلعلوموفنونآنزمانبهشمار م یرفت.
شمار ٔهبیستوچهارم48
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
سرمد کاشانیبهعهده گرفت؛ازاینطریقآراییهودی :::::سرمد کاشانی یا سعیدا :::::سعدالدول ٔه ابن صفی ابن هیبت
باآمیز هایعرفانیبهساختارمذهبیهن ِدآنزماننفوذ الله ابهری
کـرد و چ هبسـا القابـی ماننـد «صوفـی یهـودی هنـد» نیـز (مرگنزدیکبه1661م)
تحتتأثیرهمین کاربراواطلاقشدهباشد.بخ شهایی شاعر،فیلسوفوعارفسدۀیازدهمه.ق (مرگنزدیکبه1291م)
از توراتنیزدر این کتاببهفارسـیترجمهشـدهاسـت.
ازاو دواثـربـهنا مهـایرقعاتسـرمد(مجموعه23نامه) محمـدسـعیدسـرمد کاشـانی،در خانـواد هاییهـودی- پزشک،صاحبدیوانووزیر بزرگایلخانی
و رباعیـات سـرمد (رباعیـات منسـوب بـه او) نیـز بـه چـاپ ارمنـی در کاشـان متولـد شـد و رشـد یافـت .او نـزد اصالت ًا از شهر ابهر (در استان زنجان امروزی) بود و در
ملاصدرایشـیرازیومیرزاابوالقاسـمفندرسـکیفلسفه دربار چهارمینایلخانمغولدر تبریزبهنامأرغو نخان،
رسـید هاسـت.ایندوبیتیازاوسـت: آموخـت و اشـعاری بـه فارسـی و عربـی از خـود بـه جـا پزشک ،صاح بدیوان و وزیر بزرگ او به شمار م یرفت؛
سـرمددر دینعجبشکسـتی کردی/ایمانبهفدای گذاشـت.سـعیداهمچنینبازرگانبودو کارهایدستی گفته شده افزون بر دیگر کارهایش ،أرغو نخان را از
خودرادر هندبهبهایبسیاریم یفروخت .گفتهشده بیماری سختی نجات داد و ای نگونه در نگاه او التفات
چشممسـتی کردی دریکیازسـفرهایشبههندد لبسـتۀپسـریهندوشد یافت .او را با دو لقب «سعدالدوله» و «وزیر یهودی»
باعجزونیاز جملهنقدخودرا /رفتیونثار ب تپرسـتی وایند لبستگیباعثشداز ما لومنالخویشفاصله م یشناختند.تسلطاوبرزبا نهایفارسی،عربی،مغولی
بگیردوبهوادیعرفانپا گذارد.سعیداپیوندنزدیکیبا و ترکی ،افزون بر دیگر مهار تهایش ،باعث شد کارهای
کردی محمدداراشکوه،شاهزادۀنامی گورکانیهندداشتودر مختلفیمانندخزان هداریرابرعهدهبگیرد.پساز آنکه
کشا کش قدرت میان محمد و برادرش ،به جرم سرودن وزیر بزر ِگ أرغو نخان شد ،گروهی یهودی بودن او را
:::::مولاناشاهینشیرازی شعری کهبهنظراورن گزیب کفرشمردهشد،سرازتنش کنند؛ اما أرغو نخان، بکههانخهوکْرددبنوددتایا اویرالاازمامینیصببودش ،بدوهر
جدا کردندوجسـدشدردهل ینوبهخاکسـپردهشـد. این بهان هها توجهی
(سدۀ 14م) أبوالـکلام آزاد از شـخصی تهای شناخت هشـدۀ شـب هقارۀ نداشت .ازآنجا که مغولان در آغاز مسلمان نبودند،
بزر گترینشاعرپارس یگوییهودی(فارسیهود) هند ،خود را ازنظر حق آزادی فکر و بیان به سـرمد مانند گرو ههایدینیغیرمسلمانفرصتیافتنددر جامعۀآن
بزر گترینشـاعرپارسـ یگوی روزگار رشد کنند و چ هبسا روی کار آمدن سعدالدوله نیز
یهـودی (فارسـیهود) اسـت کرده اسـت. حاصل همین دگرگون یها باشد .در زمان وزارت خود او
کـه آثـار مهمـی از او بـه یـادگار گفتهشدهداراشکوه کتابیبرایمعرفیادیان،یعنییک هم یهودیان آسودگی بیشتری یافتند و توانستند برخی
مانـده اسـت .اشـعاری کـه دبسـتانمذاهبدرخواسـت کردوبخشیهودیتآنرا از مناصب را بیشاز پیش عهد هدار شوند .باای نهمه،
او در مـدح شـاه ایلخانـی سعدالدوله دشمنان بسیاری در میان مغولان و
ابوسـعید ( 1335-1316م) مسلمانانپیدا کرد.برخی گفت هانداودرصددبرآمددین
سـرودهاستنشانم یدهد تاز های را بنیان گذارد که ایلخانان در رأس آن بودند.
در دورۀایـنفرمانروادر سـدۀ سرانجام با بیمار شدن أرغو نخان ،دشمنان او فرصت
هشتمهجریم یزیستهاست.آثار برجستۀاو کهقالب یافتند او را از صحنه خارج کنند و به قتل برسانند .پس
از مرگ او اوضاع یهودیان در شهرهای مختلف نابسامان
همـۀ آ نهـا مثنـوی اسـت عبار تانـد از: شدوبسیاریاز آ نهاموردآزار قرار گرفتند.
موس ینامه:تفسیرشعریازچهار کتابپایانی ِسفرهای
پن جگانـۀ تـورات اسـت کـه بـه موسـی (ع) و کـودکان
بن یاسـرائیل م یپـردازد.
شششخصیتیهودیایرانیمعاصر لئادانیالی
:::::مرتضی ن یداوود در ایـران بـه شـمار م یآیـد .او در ۱۳۱۰بـه اسـتخدام :::::سلیمان حییم
شـرکت نفـت ایـران و انگلیـس درآمـد و پـس از بـر عهده
()۱۳۶۹-۱۲۷۹ گرفتن ریاست دارالترجمۀ آنجا ،به ریاست ادارۀ خرید ()۱۳۴۸-1266
استاد تار و موسیق یدان شـرکت نفـت برگزیـده شـد ،امـا در ۱۳۳۰اسـتعفا داد و پدر فرهنگ نویسی ایران
بازنشسـته شـد .حییـم زبـان عبـری و علـوم دینـی را از
اسـتعداد موسـیقی وی در کودکـی آشـکار شـد و پـدرش کودکـی نـزد خاخـام حییم مـوره آموخت و دسـتیار وی ودر تهـران،در یـکخانـوادۀ
«بـالا خـان» ،کـه خـودضر بگیـر دربـار ناصرالدی نشـاه و شـد و سـه کتـاب دینـی را از زبـان اسـتادش کـه نابینـا یهـودی شـیرازی زاده شـد.
سـپس اآقـهـالحمسـویسنـیقلقیی ُببــرودد،.ااووبراعـنـزد ادزرآقمـاضاحنسـیذنوالقلفقیار ،نـیز ود بـود ،تألیـف کرد .او همچنین شـاعر بود و به زبا نهای پـدرش اسـحاق لحـا فدوز
شـا گرد انگلیسی ،عبری و فارسی شعر م یسرود .او همچنین بـود .سـلیمان تحصیالت
برجسـتۀ او دروی شخـان ،ردیـف موسـیقی و تارنـوازی از پیشکسـوتان نمایشنام هنویسـی در ایـران اسـت. ابتدایـی را در مکت بخانـه
آموخـت و پـس از سـه سـال موفـق شـد نشـان «تبرزیـن حییـم در ۱۳۴۸بـر اثـر سـکتۀ قلبـی درگذشـت .از او و دبیرسـتان را در مدرسـۀ
عالوه بـر فرهن گهای فارسـی به انگلیسـی و انگلیسـی اتحـاد گذرانـد و فرانسـه و
بـه فارسـی ،فرهنـگ فرانسـه بـه فارسـی ،عبـری بـه عبـری آموخـت .پـس از آن،
فارسـی و فارسـی بـه عبـری نیـز منتشـر شـده اسـت. بـه کالـج آمریکایـی تهـران
همچنیـن جـا دارد از مرتضـی معلـم مؤلـف یهـودی رفـت و پـس از پایـان تحصیالت هما نجـا بـه تدریـس
نخسـتین فرهنگ فرانسـه به فارسـی هم در این مقاله پرداخـت .پـس از ورود کارشناسـان آمریکایی به ایران
در سـمت مترجـم در وزارت مالیـه اسـتخدام شـد و از
یـاد کنیـم. هما نجـا بـود کـه تألیـف فرهن گهایـش را آغـاز کـرد.
حییـم مؤلـف نخسـتین لغتنام ههـای جامـع دوزبانـه
49
Bibliography قزوین (بلکه از بغداد) بود .او خود دارای اندیش ههای اردشیرنامه :تفسیر رسالۀ استر از کتابهای
فلسفی بوده و افزون بر آن ،شارح اندیش ههای کتابمقدس یهودی است .اردشیر در شعر شاهین
Bonadeo, C. M. (2010). Ibn Kammūna,ʿIzz al-Dawla. ابنسینا (ب هویژه کتاب الإشارات و التنبیهات) همان خشایارشاست که با استر ازدواج کرده است.
In H. Lagerlund (Ed.), Encyclopedia of Medieval و سهروردی (التلویحات) نیز به شمار م یآمده؛ این کتاب دربردارندۀ نسب شاهان ایرانی است؛
Philosophy: Philosophy Between 500 and 1500 همچنین با آثار أبوحامد غزالی و فخرالدین رازی نیز نخست داستان علاقهمندی وشتی و اردشیر و
(Vol. 1, pp. 491-489). Springer Science & Business آشنابودهوباخواج هنصیرالدینطوسیمکاتبه کردهو سپس او و استر ،داستان علاقهمندی شیرویه فرزند
Media. آثار بسیاری از خود به جا گذاشته است .افزون بر آنچه وشتی و اردشیر به مهرزاد شهبانوی چینی ،داستان
Fischel, W. J. (2007). SARMAD, MUHAMMAD SAʿID. گفته شد ،ریاضیات ،هیئت و ادبیات نیز م یدانسته و استر کتابمقدس و حضور هامان و مردخای در آن و
In Encyclopedia Judaica (Second ed., Vol. 18, p. 57). اشعاری به فارسی و عربی سروده است .مشهورترین در پایان داستان کوروش بهعنوان استر و اردشیر که
Fischel, W. J., & Netzer, A. (2007). SAʿD AL-DAWLA آثار او عبارتاند از :تنقیح الابحاث فی الملل الثلاث
AL-SẠ FĪ IBN HIBBATALLAH. In E Encyclopedia (مهمترین اثر او که از چهار فصل با عنوا نهای نبوت در عزرانامه تفصیل بیشتری دارد.
Judaica (Second ed., Vol. 17, pp. 652-651). عام ،نبوت موسی ،نبوت عیسی و نبوت محمد عزرانامـه :تفسـیری شـاعرانه از کتاب عـزرا و نحمیا در
Morgan, D. (1995). Rash̲ ī̲ d al-Dīn Ṭabīb. In P. تشکیل شده و مشکلات مربوط به باورها را بررسی بخش پیوسـته به اردشـیرنامه و دربارۀ زندگی و کردار
& Bearman, T. Bianquis, C. Bosworth, E. v. Donzel, اااأبلللعموقتتاتلحینذءکوکاجیجنلأرلرٔهرحدهخد)،اواو،تلالاحنلتف،جفت،خارهقییلانسساجالل،طصصٔدکایریهلیعربسفدتاماورلیفأیابه،إجیضافلااولتانبمیقااحنلتترالانیکلطهفکنملٔبعاقخهن،،سمالهاج،لرلاوتمی،اسننساحسلقؤٔشاییهلبج ٔااعتحههزلٔالبهتی ٔیمااتبهازبوالافلانننجتشیفاهککلاربمماذشیووردسننتیهحانه،ب کـوروش بـزرگ اسـت کـه عزرانامـه خوانـده شـده و در
W. Heinrichs (Eds.), Encyclopaedia of Islam (Vol. 8, ضد التوحید ،شرح الأصول و الجمل من مهمات آن شـاهین از کوروش بهعنوان پسـر استر و خشایارشا
pp. 444-443). Brill. اااالللعخمجلتهلویمامنٔویه ٔفالهممعیفمانیعلنلا،الایلمحفالنرکحدمقٔوکبهفیمأرلقهنع،لاۀلممریبغیهٔاانلهویدطیاونیا)تلو،اعاباللمقکلنرایا ٔئکهشیم،یوانفلن،هم(الولدط.رابم.لا.عرٔ.بۀه سـخن میگویـد و در واقـع بـه تشـریع مسـیحا خوانـده
Netzer, A. (2011, August 11). Ardašīr-nāma. ازآنجا که در بعضی آثار او شبهاتی در مورد ادیان وجود
Retrieved from Encyclopædia Iranica: http:// داشت ،برخی به ضدیت با او برخاستند و شبهات شـدن یـک غیریهودی م یپـردازد.
www.iranicaonline.org/articles/ardasir-nama-a- دیگری نیز به او نسبت دادند که همگی باعث شد برشـی تنامه :تفسـیر شـعری از کتاب نخسـت تورات،
matnawi-of-six-thousand-couplets-in-persian- جنبۀ فلسفی آثارش در حاشیه قرار گیرد و چنانکه یعنـی کتـاب پیدایـش اسـت کـه البتـه بیشـترین
by-sahin-sirazi-a-jewish-persian-poet-of-the8-th- شـعرهای شـاهین بـه داسـتان یوسـف و همسـرش
14th-century بایدوشاید شناخته نشود. پوتیفـار پرداختـه و بـا عنـوان یوسـف و زلیخـا نیـز
Netzer, A. (2012, January 20). ʿEzrā-nāma.
Retrieved from Encyclopædia Iranica: http://www. شـناخته م یشـود.
iranicaonline.org/articles/ezra-nama
Nizami, K. (1995). Muḥammad Saʿīd Sarmad. In P. :::::اب ن َک ّموَنه
& Bearman, T. Bianquis, C. Bosworth, E. v. Donzel,
W. Heinrichs (Eds.), Encyclopaedia of Islam (Vol. 7, (مرگنزدیکبه1284م)
p. 452).
Pourjavady, R., & Schmidtke, S. (2006). A Jewish فیلسوف و پزشک
Philosopher of Baghdad: Izz Al-dawla Ibn
بن حسن بن هب ٔهالله بن کع ّزمالوندهولٔ ،هخاسنعدادن بینیمهنودصویر
Kammuna (D. 1284 683) and His Writings. Brill. و بنا به گفتۀ خودش از
حسـینی ،س .ف .)1392( .قیـام ابوعیسـی اصفهانـی
علیـه امویـان در سـدۀ دوم هجـری .تاریـخ و فرهنـگ،
،)1(90ص .29-9
رحمانی ،ر( .تدوین) .)1388( .مجموعه مقالات درباره
خواجـه رشـیدالدین و ربـع رشـیدی تبریـز .تبریـز :علامـه
طباطبائی.
منـزوی ،ع .)1387( .زندگـی و آثـار ابـن کمونـه( .ع.
علیمحمـدی ،تدویـن) کتـاب مـاه فلسـفه ( ،)14آبـان،
ص .16-5
اودر تهـران،محلـۀعودلاجـاندر یـکخانـوادۀمتدیـن مرداد ۱۳۶۹در نودسـالگیدر هما نجادرگذشـت. طلایـی»رادریافـت کنـد.ایـننشـانبهشـا گردانممتاز
یهـودی زاده شـد .پـدرش حـاج بابایـی ،خیـاط بـود. ازمیـان آثـار معـروف وی م یتـوان بـه تصنی فهـای مـرغ داده م یشـد .در اوایـل ۱۳۰۴در خیابـان فردوسـی
حبیبتحصیلاتشراتاپانزد هسـالگیدر مدرسـۀاتحاد سـحر ،شـاه مـن ،مـاه مـن ،مـرغ حـق و آتـش دل اشـاره امـروز ،آموزشـگاه موسـیق یاش را تأسـیس کـرد و نـام آن
ادامـه داد و پـس از آن در هتلـی متعلـق بـه اقوامـش کـرد .مرتضـی حنانـه موسـیقی فیلـم هزاردسـتان را بـا را بـه احتـرام اسـتادش «دروی شخـان» گذاشـت .پیـش
مشـغول بـه کار شـد .پـس از مدتـی همـراه بـا برادرانـش تنظیـم پی شدرآمـد اصفهـان اثـر نـ یداوود بـرای ارکسـتر از مجلـس پنجـم ،همـه م یبایسـت شناسـنامه تهیـه
در حجـر های در بـازار بـه کسـ بوکار پرداخـت .در سـال بزرگساختهاست.اجرایمفصل گوش ههانیزب ههمت م یکردنـد و او نـام خانوادگـی «نـ یداوود» را برگزیـد.
،1316بـا شـرا کت برادرانـش تجار تخانـ های در بـازار نـ یداوودپـساز تأسـیسرادیـو،بـهاجـرایموسـیقیدر
(سـرایحاجاسـماعیل)بـرایواردات کالاهـایضروری مؤسسـۀ ماهـور منتشـر شـده اسـت. برنام ههایرادیوییپرداخت.اواستاددوتنازاستادان
از اروپـاوآمریـکاتأسـیس کـرد.اوبـابسـطرشـتۀتجارت، آواز ایـرانغلامحسـینبنـانوقمرالملـوکوزیریبـودهو
داوطلبعضویتدر دواتاقبازرگانیوصنایعومعادن :::::حبی بالله القانیان بـرای آنـان و خواننـدگان معـروف دیگـری ،چـون ملـوک
شـد و دیـری نپاییـد کـه بـه همـراه تنـی چنـد از اعضـای ضرابـی ،رو حانگیـز ،ادیـب خوانسـاری و جـواد بدیـ عزاده
اتـاقبازرگانـیبـه کشـور چیـندعـوتشـدتـازمین ههای ()۱۳۵۸-۱۲۹۱ تصنیفسـاختهیاباآوازشـانتار نواختهاسـت.اوپساز
گسـترش روابـط تجـاری بیـن دو کشـور را فراهـم سـازد. کارآفرینووارده کنندۀصنایعمادربهایران مدتـیرادیـوراتـرک کـردوبعـداز آن،بـهمـدتسـیسـال
القانیـان در 1337شـرکت پلاستی کسـازی پلاسـکو را فقـط بـه تدریـس و گاهـی اجـرای زنـده مشـغول بـود .در
در تهـران تأسـیس کـرد و ب هتدریـج ایـن واحـد صنعتـی سـال۱۳۴۸نیـزبـاوجـود کهولـتسـن،بـهدعـوترادیو،
را بـه بزر گتریـن و پیشـرفت هترین مرکـز تولیـد قطعـات در حـدود ۳۰۰گوشـه از ردیـف موسـیقی ایرانـی را اجـرا و
پلاسـتیک در خاورمیانه مبدل سـاخت .از دیگر صنایع
پیشـگامی کـه او در ایـران را هانـدازی کـرد م یتـوان بـه ضبط کـرد.
لواز مخانگـیجنـرالاسـتیلوجنـرالالکتریـک،صنایع ممرغتازضـۀلویانزـ میخداانوگودی،داسـاش لته.اددررسخایالبـا۵۵ن۳م۱ن،وتقچرهیـبر ًایدتوهسراالن
پروفیـل آلومینیـوم ،کارخان ههـای پلاسـتیک شـمال قبـلاز انقالباسالمی،بـههمـراهفرزندانـشبـهآمریـکا
و لولـه شـمال ،صندل یسـازی و تولیـد تخـت سـفری، مهاجرت کردودر شـهرسا نفرنسیسـکوسـا کنشـدوتا
شـرکت صنعتـی روغـن نباتـی و صابـون ،شـرکت صنایـع اواخرعمرشدر آنشهرزندگیم یکرد.سرانجامدر دوم
شمار ٔهبیستوچهارم50
م ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـردادماه1398
کالجپزشکیآلبرتانیشتیندرنیویورکبهفعالی تهای بود.او کهقبلاز انقلابسابقۀحبسداشت،در اوایل پارسوآمریکا،شـرکتپوسـت،پشـموپنبهاشـاره کرد.
پژوهشـی مشـغول شـد .ایـن مدرسـۀ پزشـکی در واقـع انقلاب ایران و با دستگیری حبیب القانیان مسئولیت ساختما نسـازی یکـی دیگـر از فعالی تهـای تجـاری او
جایـگاه خلاقیـت و پویایـی بسـیار بـود و هما نجـا بـود ریاسـت انجمـن کلیمیـان را عهـد هدار شـد و در سـمت بود.ساختمانپلاسکو،ساختمانآلومینیوم،چندین
کـهاوهمـکاریپژوهشـیخـودرابـاچهر ههـایشـاخص نمایندۀ کلیمیاندر مجلسخبرگانقانوناساسی در پاسـاژ و سـاختما نهای تجـاری دیگـر در تهـران کـه
پزشـکی آغـاز کـرد .او پـس از بازگشـت بـه تهـران در سـال تدوین قانون اساسـی جمهوری اسالمی نقش داشت. نخسـتینسـاختما نهادر نـوعخـودبهشـمار م یآیند،
،1349درجـۀاسـتادتمامـی(پروفسـوری)دریافـت کردو بـااتمـامدورۀمجلـسخبـرگانقانـوناساسـی،ب هعلـت در زمـرۀ کارهـای او در ایـن زمین هانـد .نـام او همچنیـن
ب هعنوانمدیربخشزیس تشناسـی کاربردیدانشـگاه بیمـاری از فعالی تهـای اجتماعـ یاش کنـاره گرفـت و
علـومپزشـکیتهـرانبـهفعالی تهـایخـودادامـهداد. در ۱۳۷۰پـس از یـک دوره بیمـاری سـخت در تهـران ب هعنـوان خ ّیـر در یادهـا مانـده اسـت.
پروفسوررهبرپسازانقلاببهآمریکا کوچ کردودربخش القانیـان در ۱۳۴۱بـه ریاسـت انجمـن کلیمیـان تهـران
هماتولـوژیوپیونـدمغـزاسـتخوانشـهرهـوپدر ایالت درگذشـت. رسـید و خدمـات ارزنـد های ارائـه کـرد .چنـدی بعـد
کالیفرنیاب هعنوانهمکارپژوهشیمشغولفعالیتشد. ب هسببهمکارینکردنبادفتراشرفپهلویبهتبعید
او مدیریـت آزمایشـگاه پژوهشـی هموگلوبیـن را بـر عهـده :::::شموئل رهبر و زنـدان گرفتـار شـد .پـس از ختـم ایـن غائلـه و گرفتـن
گرفتوپژوه شهایخودرادرزمینۀساختمانHbA1c حکـم برائـت از دادگاه ،ب هسـبب تألمـات پی شآمـده و
ادامهدادونزدیکبهصدمقالۀپژوهشیمنتشر کرد که ()۱۳۹۱-۱۳۰۸ فوت همسـرش ،برای تجدید قوا به خارج از ایران سـفر
بیشـتر آ نهـا دربـارۀ سـاختمان هموگلوبی نهـا و فراینـد پزشک و دانشمند کـرد و پـس از وقـوع انقالب اسالمی بـه ایـران بازگشـت و
گلیکوزیل هشدناست. در خانـواد هاییهـودیودان شدوسـتدر شـهرهمـدان سـرانجام در اردیبهشـت ۱۳۵۸اعـدام شـد.
پروفسـور رهبـر جایـزۀ دسـتاوردهای علمـی جاودانـۀ بـه دنیـا آمـد .پـدرش موسـی ،تاجـر قمـاش و پارچـه در
انجمـن دیابـت آمریـکا را دریافـت کـرد و در سـال 1996 بـازار همـدان بـود .مـادرش در خانـه بـه زبـان فرانسـه :::::عزیز دان شراد
بـه عضویـت افتخـاری انجمـن دیابـت اروپـا ()EASD سـخن م یگفـت تـا فرزندانـش تـا انـداز های بـا یـک زبـان
درآمـد و ب هعنـوان پژوهشـگر برتـر دیابـت برگزیـده شـد. بیگانهآشـناشـوند.برادر بزرگشآموزگار شیمیوفیزیک ()۱۳۷۰-۱۲۹۹
در معرفـیشـخصیتپژوهشـیاودر مجلـۀدیابتولوجیـا بـود و کتا بهایـی در شـیمی نوشـته بـود کـه چنـدی فعال اجتماعی
چنین آمده است« :ساموئل یک شخصیت دانشگاهی در دبیرسـتا نها ب هعنـوان کتـاب رسـمی آمـوزش داده
شـگف تانگیز ،بخشـنده ،کوشـا و پـرکار ،درسـتکار و م یشـد.اوالگویخوبیبرایشـموئل،سـهبرادر دیگرو عزیـز گبـای در گلپایـگان بـه دنیـا آمـد .پـدرش ح قنظـر
نی ککرداراست.اودارایخلاقیتواقعیاست که گاهی دوخواهـرشبـود کـههمگـیدر راهدانـشوفرهنگ گام گبـای خاخـام معروفـی بـود .عزیـز در س هسـالگی پـدرش
نهادند.ساموئلآموز شهایآغازینرادر مدرسۀاتحاد را از دسـت داد و مـادرش سرپرسـتی او و دو بـرادر و
فروتنـ یاش ،آن را پوشـیده مـ یدارد». چهارخواهرش را بر عهده گرفت .او در خردسالی تورات
پروفسـور سـاموئل(شـموئل)رهبر،پزشـک،دانشـمند، و دبیرسـتان پهلـوی گذرانـد. وزبـانعبـریرافرا گرفـت.پساز مهاجـرتبهتهران،به
پژوهشـگر و کاشـف پـرآوازۀ ایرانـی در نوامبـر ( 2012آبـان او دکتـرای عمومـی پزشـکی را در سـال 1332و دکتـرای مدرسـۀاتحادرفتوسـپسدر دانشـکدۀفنیدانشگاه
)1391در غربـت چشـم از جهـان فروبسـت .او تـا پایـان تخصصـی ایمن یشناسـی را در 1343از دانشـگاه تهـران تهراندر رشتۀمهندسیبرقتحصیل کردوبارتبۀاول
عمر،درحال یکهم یتوانسـتاز دورانبازنشسـتگیخود دریافـت کـرد .از 1332تـا 1338در شـهرهای آبـادان و فار غالتحصیلشد.مدتیبهتدریسریاضیوفیزیکو
بهر همنـد شـود ،هرگـز دسـت از کار نکشـید و مطالعـه و تهـران بـه فعالی تهـای پزشـکی بالینـی مشـغول بـود. شیمیمشغولبودوپسازآندردانشکدۀپل یتکنیک
در سـال 1338بـه زندگـی دانشـگاهی بازگشـت و پـس از تهـران اسـتاد ریاضـی شـد .سـپس در وزارت فرهنـگ
تحقیقـاتعلمـیخـودرادنبـال کـرد. دریافـتدرجـۀدکترا،در بخشایمن یشناسـیدانشـگاه اسـتخدام شـد و بعـد بـه وزارت صنایـع و معـادن رفـت.
سـپسدر وزارتاقتصادبهسـمتمدیریت کلصنایع
:::::هما سرشار تهـران مشـغول کار شـد. کشـور منصوبشـد.اوپساز تأسیسشرکتذو بآهن
در سـال 1342بـه پیشـنهاد اسـتادش ،آزمایشـگاه ایـران ،بـه دعـوت مدیرعامـل ایـن شـرکت ،مدیـر فنـی و
()-۱۳۲۵ پژوهشیهموگلوبینرادردانشگاهتهرانبنیان گذاشت
پژوهشگر و روزنامه نگار و در طـی پانـزده سـال کار پژوهشـی توانسـت 220هـزار سـپسقائ ممقـاممدیرعاملشـد.
نمونـه خـون را در زمینـۀ هموگلوبی نهـای غیرعـادی عزیـز دانـ شراد بارهـا ب هعنـوان نماینـدۀ ایـران بـه
ودر شـیراز متولـدشـد.پـدرشمئیـررفائیـ لزادهاز تجار و بررسـی کنـد .او یـازده هموگلوبیـن جدیـد کشـف کـرد، کشـورهای مختلـف ،نظیـر شـوروی (سـابق) ،فرانسـه،
معتمدانبازار شیراز وتهرانبود.دورانتحصیلشرادر امـا کشـف هموگلوبیـن گلیکوزیلـه ( )HbA1cدر سـال انگلسـتانوسـوئیسسـفر کردوقراردادهایتجاریدر
دبیرستانرازی گذراندوسپسدر مقطع کارشناسیدر 1346مه متریـندسـتاوردپژوهشـیاوبـهشـمار م یآیـد زمینۀصنعتفولادامضانمودواز حکومتوقتنشان
رشـتۀ ادبیات فرانسـه در دانشگاه تهران تحصیل کرد. کـهنـاماورادر جهـانپـرآوازه کـردهاسـت.مقـدارHbA1c لیاقت گرفت.اودر کنار همینمسئولی تهامدیرعامل
بعـد از آن ،در رشـتۀ مدیریـت ارتباطـات در دانشـگاه نشـا ندهندۀ وضعیـت سالمتی فـرد دیابتـی اسـت و
کالیفرنیـای جنوبـی USCتحصیلات خـود را در مقطع کشـف پروفسـور رهبـر ،یعنـی افزایـش مقـدار HbA1cدر شـرکت اتـکا و شـرکت سـیمان آریـا نیـز بـود.
کارشناسـی ارشـد ادامـه داد و سـرانجام موفـق بـه اخـذ افـراددیابتـی،امـروزهچـراغراهمیلیو نهاپزشـکوبیمار چنـدی نیـز مشـاور سـازمان برنامـه و بودجـه کل کشـور
بودودر سال ۱۳۵۷اواز خدمتدولتیبازنشستهشد.
دیابتـی اسـت. عزیز دان شراد در جامعۀ یهودیان ایران نیز بسیار فعال
اواز ۱۳۴۷تـا 1348در قالـبیـکفرصـتمطالعاتـی،در بـود .در جوانـی در نشـریات« بنـ یآدم» و «اسـرائیل»
م ینوشـت و همچنیـن از مشـاوران انجمـن کلیمیـان